irajshahbazi | Unsorted

Telegram-канал irajshahbazi - ایرج شهبازی

11447

کانال رسمی ایرج شهبازی معلم زبان و ادبیات فارسی ارتباط با ما: ۰۹۱۲۴۲۳۵۳۸۹ Iraj1351@gmail.com

Subscribe to a channel

ایرج شهبازی

نکته‌ای دربارۀ ترکیب‌سازی‌های سعدی
 
زبان فارسی امکانات متنوعی برای ساختنِ ترکیب‌ها و تعبیرهای گوناگون دارد و هر نویسنده‌ای با توجه به روحیات خود و نیز با بر اساس ذوقِ زمانه، برای ساختن ترکیب‌های تاره، از امکانات خاصی استفاده می‌کند. با دقت در ترکیب‌سازی‌های هر نویسنده‌ای می‌توان سر نخ‌های خوبی برای ورود به دنیای درونی او به دست آورد. نویسندگان خواه‌ناخواه تردیدها، یقین‌ها، خوش‌بینی‌ها، بدبینی‌ها، ناامیدی‌ها و امیدواری‌های خود یا زمانۀ خود را در ترکیب‌سازی‌هایشان نشان می‌دهند.

برای نمونه بیهقی، در تاریخ بسیار ارزشمند خود، به طور گسترده‌ای برای ترکیب‌سازی از کلمۀ «گونه» استفاده می‌کند و ترکیب‌هایی مانند «خَلَق‌گونه، کوتاه‌گونه، پیاده‌گونه، کاسدگونه، خلوت‌گونه، بیگاه‌گونه، نرم‌گونه، بی‌گناه‌گونه، متوحش‌گونه، متهم‌گونه، مرادگونه، مقدم‌گونه، صلح‌گونه، ایمن‌گونه» و نظایر آنها را می‌سازد. نسوی هم در نفثه المصدور با استفاده از کلمۀ «ریزه» ترکیب‌های جدید می‌سازد، مانند «قربت‌ریزه، سعادت‌ريزه، فضل‌ريزه، فراغت‌ريزه، حرام‌ریزه، عرض‌ریزه، روزی‌ریزه» و نظایر آنها. شمس تبریزی هم برای ترکیب‌سازی فراوان از پسوند «ک» استفاده می‌کند.

می‌توان دربارۀ استفادۀ گستردۀ شمس از کاف تحقیر و تصغیر حدس‌هایی زد، ولی راز بهره‌گیری بیهقی و نسوی از کلمات «گونه» و «ریزه» هنوز بر من روشن نشده است. به هر حال، تحلیل روان‌شناختی ترکیب‌های هر نویسنده می‌تواند بسیار جالب باشد. برای نمونه استاد شفیعی کدکنی با تأمل در صفت‌هایی که فروغ فرخزاد به کار برده، به این نکته رسیده است که در مرکز تمام وصف‌های فروغ، نوعی ابهام و بی‌قراری وجود دارد و این ابهام و بی‌قراری درست نقطه‌ی مقابل همان چیزی است که سنت بدان دعوت می‌کند، یعنی اطمینان و ثبات (با چراغ و آینه، ص ۵۶۸).

با این مقدمه به سراغ سعدی می‌رویم. در سه ماه اخیر که برای چندمین بار بوستان را مطالعه می‌کردم، توجهم به نکات جالبی درمورد ترکیب‌سازی سعدی جلب شد. یکی از بهترین نکته‌ها این بود که دریافتم سعدی شیرین‌سخن برای ترکیب‌سازی فراوان از کلمات «مبارک، فرخ و فرخنده» استفاده کرده است؛ برای نمونه به ترکیب‌های زیر که همۀ آنها را از بوستان استخراج کرده‌ام، توجه کنید: «مبارک‌دم، مبارک‌قدم، مبارک‌حضور، مبارک‌نهاد (دو بار)، مبارک‌نَفَس، فرخ‌نهاد (سه بار)، فرخ‌نژاد، فرخ‌سرشت، فرخ‌تبار، فرخ‌کیش، فرخ‌سروش، فرخنده‌پی، فرخنده‌فرجام، (دو بار)، فرخنده‌خوی (چهار بار)، فرخنده‌خویی، فرخنده‌رای (سه بار)، فرخنده‌‌فال، فرخنده‌بخت».

گفتنی است که در سراسر بوستان کلمۀ «نحس» یک بار به کار رفته و از کلمۀ «شوم» اصلاً استفاده نشده است. تا آن‌جا که می‌دانم هیچ نویسندۀ دیگری این طور گسترده از کلمات مربوط به حوزۀ معنایی «برکت و فرخندگی» برای ترکیب‌سازی بهره نگرفته است. احتمالاً دلیل این مسأله آن است که وجود سعدی از فرخندگی سرشار است. در جان باصفای او، هیچ جایی برای شومی و نحوست وجود ندارد و هر چه هست برکت است و فرخندگی و خجستگی؛ چراکه از کوزه همان برون تراود که در اوست.

ایرج شهبازی
چهارم مهرماه ۱۴۰۵

@orajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

سخنرانی استاد بدیع الزمان فروزانفر درباره‌ی مولانا و مثنوی

استاد فروزانفر (متولد ۱۲۷۶ ش و درگذشته به سال ۱۳۴۹ ش) یکی از بزرگترین مولاناشناسان تاریخ است. شرح مثنوی ایشان با این‌که ناتمام ماند، بهترین شرح مثنوی تا به امروز است.

کتاب مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی کتابی درخشان است که با امکانات محدود آن زمان، شامل جامع‌ترین و دقیق‌ترین پژوهش‌ها در زمینه‌ی مأخذیابی داستان‌ها و تمثیلات مثنوی است. استاد فروزانفر این کتاب را صرفا با تکیه بر حافظه‌ی شگفت‌آور و مطالعات گسترده‌ی خود انجام دادند.

کتاب احادیث مثنوی بهترین کتابی است که درمورد احادیث مثنوی نوشته شده است. در این کتاب گذشته از مأخذیابی احادیثی که در مثنوی آمده‌اند، درباره اصالت احادیث و شکل‌های گوناگون آنها هم نکته‌های مهمی در خود دارد.

کتاب رساله در شرح احوال مولانا نخستین زندگی‌نامه‌ی مولاناست که با روش علمی نوشته شده است. در این کتاب، برای نخستین بار چهره‌ی مولانا از زیر غبار افسانه‌ها و روایت‌های نادرست خارج شده و به شکل واقع‌بینانه ترسیم شده است. عموم زندگی‌نامه‌های مولانا به همین تحقیق استاد فروزانفر تکیه دارند و از آن بهره برده‌اند.

کتاب کلیات شمس تبریزی اگرچه محصول دوران بیماری و پیری استاد فروزانفر است و از جهت روش‌شناسی ایرادهایی بر آن وارد است، هنوز معتبرترین نسخه‌ی کلیات شمس است.

گذشته از این آثار قلمی، استاد فروزانفر در عرصه‌ی تربیت مولاناشناسان بزرگ هم گام‌های بلندی برداشته‌اند. بزرگانی مانند دکتر زرین‌کوب، دکتر شفیعی کدکنی، دکتر منوچهر مرتضوی، دکتر محمدعلی موحد، دکتر توفیق سبحانی و نظایر آنها یا مستقیما شاگرد استاد فروزانفر بوده‌اند، یا از آثار او بهره برده‌اند.

استاد فروزانفر با این کارنامه‌ی پربار در عرصه‌ی مولاناشناسی، یکی از بزرگترین مولاناشناسان همه‌ی ادوار است و با اطمینان می‌توان او را بنیان‌گذار تحقیقات نوین درباره‌ی مولانا به شما آورد.

آن گونه که استاد شفیعی کدکنی می‌فرمودند، نوشته‌های استاد فروزانفر، نشان‌دهنده‌ی دانش گسترده و عمیق ایشان نیست. آگاهی‌های ایشان بسیار بیشتر از آن چیزی است که در کتاب‌ها و مقاله‌هایشان می‌بینیم. متأسفانه از کلاس‌ها و سخنرانی‌های ایشان چیز قابل ملاحظه‌ای ضبط نشده است. سخنرانی زیر از ایشان خیلی باارزش است و با این که برای مخاطبان عام رادیو ارائه شده است، برای متخصصان هم نکات ارزشمندی را در بر دارد. امیدوارم که دوستان عزیزم از آن لذت ببرند.

با سپاس فراوان از دکتر امیرعباس علی‌زمانی که این پوشه‌ی شنیداری رو برای من فرستادند.

ایرج شهبازی
دوم مهرماه ۱۴۰۵

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✳️ گزارش نیکوکاری‌های شما در چهار ماه گذشته

دوستان عزیز و مهربانم

در خرداد، تیر، مرداد و شهریور ۱۴۰۵، مجموعا مبلغ دو میلیارد و چهارصد و چهل و شش میلیون و نهصد هزار تومان از شما دریافت کردم و با کمک همراهان عزیزم، این مبلغ را به شرح زیر هزینه کردم:

✔️ مبلغ سیصد و بیست و سه میلیون و هفتصد هزار تومان به دویست و چهل و هشت خانوادۀ نیازمند، بانوی سرپرست خانوار و خانوادۀ بی‌سرپرست تقدیم شد.

✔️ مبلغ صد و نود و هفت میلیون تومان به چهارده بیمار نیازمند، برای تهیۀ دارو و دیگر هزینه‌های درمان، تقدیم شد.

✔️ مبلغ نهصد و هفتاد و هفت میلیون و ششصد هزار تومان جهت هزینۀ تحصیل و تهیۀ لوازم التحریر و کیف و کفش، برای دانش‌آموزان و دانشجویان نیازمند، در زنجان، نهاوند، لرستان، حاشیه‌ی تهران، سیستان و بلوچستان، هزینه شد.

✔️ مبلغ ششصد و شصت و دو میلیون تومان به عنوان کمک‌هزینه‌ی مسکن، برای پانزده خانواده‌ی نیازمند هزینه شد.

✔️ مبلغ دویست و هشتاد و شش میلیون و ششصد تومان برای حمایت از هنرمندان، نویسندگان، ناشران، انجام پژوهش‌های علمی و اجرای برنامه‌های فرهنگی هزینه شد.

✅ با کمک دوستان عزیزم در خیریه‌ی ترنم مهر باران در زنجان، گروه عیاران بلوچستان، مهر ماندگار موسوی در نهاوند و گروه دیگری که مایل نیستند نامی از آنها برده شود، مجموعاً برای بیش از دو هزار دانش‌آموز و دانشجوی نیازمند، لوازم التحریر و کیف و کفش تهیه شد.

♦️از خواهران و برادران ارجمندم، خانم دکتر طاهری و همکارانشان در مؤسسه‌ی ترنم مهر باران، خانم زهرا امیری و گروه عیاران بلوچستان، خانم مریم منش و همراهان عزیزشان، آقای امیرحسین جلالوند، خانم رقیه سپهری، خانم پروین حامدی، خانم صغری عابدی، آقای محمداسماعیل شهبازی و خیریه‌ی مهر ماندگار موسوی، آقای علی‌رضا حافظی‌نژاد، دکتر امیرعباس علی‌زمانی، خانم طاهره قیطاسی، خانم سمیه باقری، آقای محمدجعفر شهبازی، خانم دکتر فاطمه شیرانی، خانم کوثر شهبازی و خانم هما خانجانی که هر کدام در مرحله‌ای از کار کمک‌رسانی به نیازمندان، مشفقانه و خالصانه مرا یاری و همراهی کردند، صمیمانه سپاسگزارم.

امیدوارم خداوند مهربان به شما و عزیزان‌تان نور و نشاط و نیکی عطا کند و ترس و نگرانی و افسردگی و پژمردگی و درد و رنج را از وجودتان دور کند و جان‌های زیباتون بیش از پیش غرق روشنایی و مهر باشه.

ایرج شهبازی
اول مهرماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

توضیحات دکتر حسین رضوی خراسانی دربارهٔ سفر تبریز

برای اطلاع از شرایط سفر فرهنگی به تبریز به لینک زیر مراجعه کنید

/channel/sepehr_mehr/1119

لطفا ثبت‌نام خود را به روزهای پایانی موکول نکنید.

✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

09966480756
@Sepehr_mehro2

کانال تلگرام:

🆔 @sepehr_mehr

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✳️ تبریز؛ روایت یک بیداری
سفر تاریخی، ادبی و هنری به تبریز و کندوان

🔺تاریخ سفر: شامگاه سه‌شنبه، هفتم مهرماه تا شامگاه جمعه، دهم مهرماه ۱۴۰۵ (یک شب در اتوبوس و دو شب در هتل پنج ستاره در تبریز)


✅ اساتید همراه:

🪷 دکتر حسین رضوی خراسانی (استاد تاریخ)
🪷 دکتر ایرج شهبازی (استاد ادبیات)
🪷 استاد صابر سوری (نوازندۀ عود)

✅ آشنایی، معرفی و اجرای موسیقی عاشیقی آذربایجان و موسیقی ملی ایران، مکتب تبریز

✅ راهنمای سفر: خانم سمیرا آل‌یس

🚸 بازدیدها:

✅ بازار تبریز
✅ مسجد کبود
✅ موزۀ عصر آهن (در صورت باز بودن)
✅ عمارت شهرداری
✅ موزۀ سنجش
✅ خانۀ شهریار
✅ خانۀ حریری
✅ خانۀ مشروطه
✅ مسجد جامع
✅ ارگ علیشاه (در صورت باز بودن)
✅ مقبرةالشعرا
✅ پارک ائل‌گلی
✅ روستای صخره‌ای کندوان

شرح خدمات:

📍۲ شب اقامت در هتل ۵ ستارۀ پارس
🍲 ۳ وعده صبحانه 
🍖 ۳ وعده ناهار
🍩 میان‌وعده
🛂 ورودیه‌ها
♨️ بيمۀ مسافرتی
🌟 مجوز برگزاری تور
🚍 وسيلۀ نقلیه اتوبوس vip
🎺 اجرای موسيقي محلی آذربایجان

✅ هزینۀ سفر ۳۳,۴۰۰,۰۰۰ تومان

✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

09966480756-@Sepehr_mehro2

@sepehr_mehr

Читать полностью…

ایرج شهبازی

زیستن در درون فرهنگ ترس

استاد لارس اسوِندسن (Lars Svendsen) کتاب ارزشمندی درمورد ترس دارد با عنوان فلسفۀ ترس. فصل اول این کتاب که فرهنگ ترس نام دارد، دربارۀ یک موضوع بسیار تأمل‌برانگیز صحبت می‌کند. منظور نویسنده از فرهنگ ترس این است که انسانِ زمانۀ ما عموم مسائل را از چشم‌انداز ترس نگاه می‌کند. به تعبیر دیگر، انسانِ معاصر از ترس ذره‌بینی ساخته و همۀ مسائل را از طریق آن می‌بیند؛ برای نمونه مقررات و تشریفات دست‌وپاگیر و کلافه‌کنندۀ ورود به فرودگاه را در نظر بگیرید. برای ورود به فرودگاه همه چیز با دقت بررسی می‌شود، از جمله هر چیزی که در دستۀ کلی مایعات قرار گیرد، با حساسیت ویژه‌ای مورد توجه قرار می‌گیرد و ممکن است صاحب خود را به درد سر بیندازد. گاهی این تشریفات یکی دو ساعت زمان می‌برند و مسافر را به شدت خسته می‌کنند. از سوی دیگر دولت‌ها هزینه‌های زیادی را برای اجرای این مقررات و تشریفات پرداخت می‌کنند.

حال این پرسش را مطرح کنیم که اساساً چرا این کارِ هزینه‌بر، پر دردِ سر، کلافه‌کننده و بیهوده این چنین با جدیت در همۀ فرودگاه‌های دنیا انجام می‌شود؟ تحقیقات نشان می‌دهند که تمام این تشریفات و مقررات پس از کشف حملات تروریستی، در لندن، در پاییز سال ۲۰۰۶ پدید آمدند. در این سال تروریست‌ها سعی کردند هواپیماها را با استفاده از مواد منفجرۀ مایع از بین ببرند. سال‌ها از این ماجرا گذشته، ولی ترس آن هم‌چنان باقی مانده است و همین ترس است که همۀ امور را تحت سیطرۀ خود گرفته است.

آن گونه که استاد اسوندسن می‌گوید: «این مقررات که آزادی میلیون‌ها مسافر را هر سال محدود می‌کنند، در واقع در واکنش به حمله‌ای هستند که هرگز رخ نداد. با این حال، مسافران این محدودیت‌ها را بدون هیچ گونه اعتراضی پذیرفته‌اند. ترس از ترور در اینجا نقش «برگِ برنده» را دارد؛ کارتی که همۀ ملاحظات دیگر را شکست می‌دهد» (فلسفۀ ترس، ترجمۀ نرجس یادگاری، ص ۱۲).

این نمونه به خوبی سیطرۀ فرهنگ ترس بر بخشی از زندگی را نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد که در سراسر جهان، بیشتر انسان‌ها در بسترِ فرهنگ ترس زندگی می‌کنند و از منظر ترس به همه چیز می‌نگرند. در کشور ما این فرهنگ به شکل جدی‌تری دیده می‌شود، به گونه‌ای که بسیاری از مسائل، به ویژه در عرصۀ سیاسی، در زیر سیطرۀ فرهنگ ترس هستند. مقررات سختی که ورود به حرم امام رضا را گاه به یک معضل بزرگ تبدیل می‌کنند و باعث می‌شوند که افراد از خیر زیارت بگذرند، در واکنش به خطرهایی طراحی شده‌اند که شاید هیچ گاه رخ ندهند. همان گونه که می‌بینید، وقوع یک حادثه در سال‌های پیش، به تولیدِ فرهنگی ختم می‌شود که سال‌ها تداوم می‌یابد و هزینه‌های مالی و انسانی زیادی را بر همه تحمیل می‌کند.

این نمونه‌ها به خوبی نشان می‌دهند که بسیاری از مقرراتِ زندگی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به فرهنگِ ترس تعلق دارند و اگر ترس نبود، هیچ یک از آنها وضع نمی‌شدند. در زندگی فردی ما نیز چنین است و ما با تعمیمِ ترس مواجه هستیم. یک حادثۀ خطرناک کافی است که ما تا پایانِ عمرِ خود، در فضای ترس تنفس کنیم و کارهایی را انجام دهیم که هیج لزومی ندارند. بسیاری از انسان‌ها از ترسِ خطر، عمری را در خطر به سر می‌برند:
جمله‏شان از خوفِ غم در عينِ غم
در پى هستى فتاده در عدم
(مثنوی، د ۳/ بیت ۲۲۰۷)

بدبینی‌های غیرواقع‌بینانه، تشویش‌ها، کناره‌گیری‌ها، خشم و خروش‌ها و مسائلی مانند آنها که ممکن است یک عمر زندگیِ سالم ما را در کام خود فروببرند، همه می‌توانند ناشی از تعمیم ترس باشند و زیستن در فرهنگ ترس را بر شخص تحمیل کنند؛ برای نمونه یک مرد یا زن به ما آسیب می‌زند و ما مقررات سفت و سختی را برای ارتباط با همۀ زن‌ها یا مردها وضع می‌کنیم و از ترس این که مبادا روزی یک زن یا مردِ دیگر به ما صدمه بزند، یک عمر خود را شکنجه می‌دهیم. یک فروشنده سر ما کلاه می‌گذارد و ما سال‌ها با ذره‌بینِ ترس به بررسی رفتار تمام فروشنده‌ها می‌پردازیم و خرید و فروش را به یک معضل تبدیل می‌کنیم. صدها نمونۀ دیگر را می‌توان بر این موارد افزود و نشان داد که ما بیش از آن که طبیعی زندگی کنیم، در فضای فرهنگ ترس نفس می‌کشیم.

برای خروج از این وضعیت باید دست کم در عرصۀ خصوصی زندگی خود، از تبدیل شدنِ ترس به یک فرهنگ جلوگیری کنیم. ما باید خطرها، حوادث ناگوار، تهدیدها و آسیب‌ها را جدی بگیریم و برای محفوظ ماندن از آنها چاره‌اندیشی کنیم، اما نباید اجازه دهیم ترس از آنها تمام فضای روانی ما را تسخیر کند و به مدیریت زندگی ما بپردازد. به هیچ وجه نباید خطرها و آسیب‌هایی را که از همه سو ما را احاطه کرده‌اند، دست کم گرفت، اما باید بدانیم که توجهِ وسواس‌گونه به خطرها از هر خطری خطرناک‌تر است:
گفتم: «ای عشق! من از چیز دگر می‌ترسم».
گفت: «آن چیز دگر نیست دگر، هیچ مگو»!
(کلیات شمس، چاپ استاد فروزانفر، غزل ۲۲۱۹)

ایرج شهبازی
۲۷شهریورماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✅ پیر فرزانه‌ی نیشابور:

آنچه می‌جویی تویی و آنچه می‌خواهی تویی
پس ز تو تا آنچه گم کردی، رهِ بسیار نیست

✅ دیوان عطار، به اهتمام و تصحیح استاد تقی تفضلی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ص ۸۳غزل ۸۳.

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

درخواست کمک جهت تهیه‌ی لوازم التحریر برای دانش‌آموزان نیازمند

دوستان عزیز و خیرخواهم

امسال هم مانند سال‌های پیش، قصد داریم در آغاز سال تحصیلی جدید، برای دو هزار دانش‌آموز نیازمند، لوازم التحریر و در صورت لزوم، کیف و کفش تهیه کنیم. هر قدر که برای شما مقدور است، کمک کنید تا بتوانیم نور چشمی‌های عزیزمان را با شادی و امید بیشتری روانه‌ی مدرسه کنیم. امیدوارم که خداوند مهربان به جان و مالتان برکت روزافزون عطا کند.

چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری، گره‌گشا می‌باش

بانک ملی، به نام ایرج شهبازی

۶۰۳۷
۹۹۱۷
۳۴۲۹
۲۹۹۲

ایرج شهبازی
بیستم شهریورماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✅ انتقام و اجتناب

رنجش می‌تواند سرانجام به انتقام گرفتن یا اجتناب کردن منتهی شود. همه‌ی ما با انتقام‌گیری آشنایبم، پس اجازه بدهید کمی درباره‌ی اجتناب کردن سخن بگوییم.

انگیزش اجتنابی معمولاً از ترس و نگرانی از پیامدهای منفی ناشی می‌شود. فردی که به انگیزش اجتنابی مبتلاست، تلاش می‌کند خود را از موقعیت‌ها یا رفتارهایی که ممکن است به او آسیب برسانند، دور نگاه دارد.

می‌توان گفت که اجتناب و انتقام دو روی یک سکه هستند. هر دو واکنش‌هایی به آسیب عاطفی‌اند، اما در دو جهت مختلف عمل می‌کنند: افراد انتقام‌جو در مواجهه با رنجش و آسیب عاطفی، حمله می‌کنند و صدمه می‌زنند و افراد اجتنابی به قهر و فاصله گرفتن روی می‌آورند.

اگرچه اجتناب به اندازه انتقام خطرناک و ویرانگر نیست، همچنان می‌تواند برای سلامت روانی و روابط فرد آسیب‌زا باشد؛ زیراکه برخی مشکلات نیازمند مواجهه و حل هستند و اجتناب می‌تواند به تثبیت و تشدید آنها منجر شود. از سوی دیگر، اجتناب و فراموش کردن ممکن است احساسات منفیی مانند کینه و رنجش را در وجود شخص انباشته کنند و به این ترتیب به او آسیب بزنند. بنابراین، اجتناب به عنوان یک راهبرد مقابله‌ای ممکن است در کوتاه‌مدت کمک‌کننده باشد، اما در بلندمدت می‌تواند مشکلات جدیدی ایجاد کند و بر سلامت روانی و کیفیت روابط فرد تأثیر منفی بگذارد.

اجتناب اگر استثنایی باشد و آگاهانه، می‌تواند از شخص در برابر آسیب‌ها مراقبت کند، اما اگر به رویکرد غالب شخص در مناسباتش با دیگران تبدیل شود و همراه با خشم، دلخوری و نشخوار فکری باشد، می‌تواند تأثیرات منفی جدی بر سلامت روانی و جسمانی فرد بر جای بگذارد. به همین دلیل، باید به‌ جای اجتناب، از راهبردهای سالم‌تری مانند مواجهه و حل مسئله، بخشش، استفاده از تکنیک‌های آرام‌سازی، و مشاوره با متخصصین روان‌شناسی استفاده کنیم.


با توجه به مطالب بالا می‌توانیم برای کینه و رنجش دو پایان در نظر بگیریم. در یک مسیر، رنجش و کینه نهایتاً به حس انتقام‌جویی می‌انجامد و در مسیر دیگر به حسِ اجتناب ختم می‌شود. اگرچه عمدتاً بحث بخشش در ارتباط با مسیر نخست مطرح می‌شود، اما روشن است که مسیر دوم هم بسیار خطرناک است. همان گونه که شخصیت‌های انتقام‌گیر به درمان از طریق بخشش نیاز دارند، شخصیت‌های اجتنابی نیز نیازمند کمکند.

برای این که بدانید گرفتار اجتنابید یا انتقام، می‌توانید از پرسش‌نامه‌ی زیر استفاده کنید. هدف این پرسش‌نامه به دست دادن مقیاسی برای سنجش اجتناب و انتقام در افراد است. این مقیاس را مایکل مک کولوف و همکارانشان طراحی کرده‌اند. برای انجام این آزمون به شخص خاصی فکر کنید که اخیراً صدمه‌ای جدّی به شما زده است. لطفاً هر جمله را با دقت بخوانید و افکار و احساساتِ فعلی خود را درمورد آن فرد مشخّص نمایید. مهم این است که بدانید همین الان چه احساسی درمورد آن شخص دارید. پس از خواندن هر جمله، از یک تا پنج به خودتان نمره بدهید. ارزش هر نمره از این قرار است:
۱) بسیار مخالف، ۲) مخالف، ۳) خنثی، ۴) موافق، ۵) بسیار موافق

۱) آسیبی را که به من زده است، تلافی خواهم کرد.

۲) سعی دارم تا جایی که ممکن است از او فاصله بگیرم.

۳) امیدوارم اتفاق بدی برایش بیفتد.

۴) طوری زندگی می‌کنم که انگار او اصلاً وجود ندارد، یا خیلی از من دور است.

۵) من به او اعتماد ندارم.

۶) امیدوارم به سزای اعمالش برسد.

۷) برایم دشوار است به گرمی با او برخورد کنم.

۸) من از او اجتناب می‌کنم.

۹) ‌می‌خواهم با او بی‌حساب شوم.

۱۰) روابطم را با او قطع می‌کنم.

۱۱) می‌خواهم او را صدمه‌دیده و بیچاره ببینم.

۱۲) من از او کناره می‌گیرم.

برای سنجش انگیزشِ اجتناب، نمرات مربوط به هفت جملۀ مربوط به انگیزش اجتنابی، یعنی جملات شماره‌ی ۲، ۴، ۵، ۷، ۸، ۱۰ و ۱۲ را با هم جمع کنید. چنانچه نمرۀ شما ۶ / ۱۷ یا بالاتر باشد، شما جزوِ یک‌سومِ بالای افراد اجتنابی هستید و اگر نمره‌ای معادل ۸ / ۲۲ یا بیشتر گرفته‌اید جزو ده درصد بالا در میان افراد اجتنابی هستید.

برای سنجشِ انگیزشِ انتقام، نمرات مربوط به پنج جملۀ ۱، ۳، ۶، ۹ و ۱۱ را با هم جمع کنید. نمرۀ ۷/ ۷ نشان می‌دهد که انگیزش انتقام در شما متوسط است، اما چنانچه نمرۀ شما ۱۱ یا بالاتر است، معلوم می‌شود که شما جزوِ افرادِ یک‌سومِ بالاییِ انتقام‌جویی هستید و نمرۀ بالای ۲ / ۱۳ متعلق به ده درصد بالاست.

چنان‌چه به لحاظ اجتنابی و نیز از حیث انتقام‌جویی در سطح بالایی قرار دارید، در معرض خطر هستید و باید حتماً برای کمک به خودتان کاری انجام دهید. برای این منظور باید روی رنجش و خشم و کینۀ خودتان کار کنید و بحثِ بخشش را جدی بگیرید.

✅ برای مطالعه‌ی بیشتر. نگاه کنید به شادمانی درونی، از استاد مارتین سلیگمن، ترجمۀ مصطفی تبریزی، صص ۱۰۸ - ۱۰۶.

ایرج شهبازی
پانزدهم شهریورماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

🔺 حکمت‌های زندگی در دفتر ششم مثنوی (دورۀ چهارم)

🔻 دکتر ایرج شهبازی

🔹 زمان: روزهای سه‌شنبه ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰

🔸 تاریخ شروع: سه‌شنبه، ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵

♦️ هزینهٔ ثبت‌نام برای عزیزان داخل کشور: 850 هزار تومان

🔹هزینۀ ثبت‌نام برای عزیزان خارج از کشور: 60 دلار آمریکا

🔸 تعداد جلسات: ۸ جلسه
(شش جلسه به صورت آنلاین ( در فضای گوگل میت) و دو جلسه به صورت حضوری برگزار می‌شود. تاریخ و محل دقیق برگزاری جلسات حضوری به اطلاع شرکت‌کنندگان خواهد رسید.)


✅ فایل‌های صوتی در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌گیرد. (در گروه تلگرامی)

✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

09966480756

/channel/Sepehr_mehro2

🆔@irajshahbazi
🆔@sepehr_mehr

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✅ قاعده‌ی طلایی اخلاق در ادبیات فارسی

قاعده‌ی طلایی اخلاق می‌گوید: «برای دیگران بپسند آنچه را که دوست داری آنها در شرایط مشابه برای تو بپسندند». طبق این قاعده ما باید با دیگران چنان رفتار کنیم که خوش داریم آنها در شرایط مشابه با ما رفتار کنند.

اگر کسی به این قاعده توجه کافی داشته باشد، در موارد فراوانی می‌تواند وظیفۀ اخلاقی خود را به درستی تشخیص دهد. برای تبیین بهتر مسأله به موارد زیر توجه کنید:

شما دوست ندارید کسی بی دلیل اخلاقی به شما دروغ بگوید؛ پس شما نیز نباید بی دلیل اخلاقی به کسی دروغ بگویید. شما دوست ندارید هیچ کارمندی شما را به فردا حواله دهد، پس شما هم مراجعه‌کننده‌تان را به فردا حواله ندهید. شما دوست ندارید همسرتان به شما خیانت کند، پس شما هم نباید به همسرتان خیانت کنید.
شما خوش ندارید به شما کالای بی‌کیفیت و گران بفروشند، پس شما نیز نباید چنین کنید.
شما دوست ندارید کسی در حق شما ظلم کند، پس به کسی ظلم نکنید.

قاعدۀ طلایی جهان‌شمول است و در میان عموم فرهنگ‌ها به شکل‌های مختلف به آن اشاره شده است. در ادبیات فارسی هم تعداد زیادی جملۀ زیبا که بیانگر قاعدۀ طلایی هستند، وجود دارند. از بررسی این نمونه‌های جالب، می‌توانیم بگوییم که قاعدۀ طلایی یکی از اصول مورد توجه بسیاری شاعران فرزانۀ سرزمین ما بوده است. در ادامه به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم.

حکیم ناصر خسرو:
کاری که ز من پسند نایدت
با من مکن آن‌چنان و مپسند
(دیوان اشعار حکیم ناصر خسرو قبادیانی، چاپ دانشگاه تهران، ص ۲۳)

- بر کسی مپسند کز تو آن رسد
که‌ت نیاید خویشتن را آن پسند
(همان، ص ۴۳۵)

ناصر خسرو در جایی دیگر می‌گوید: همان گونه که تو دوست نداری کسی خونت را بریزد، تو هم حق نداری کسی را بکشی:
گر نپسندى همى كه خونْت بريزند
خون دگر كس چرا كنى تو به گردن؟
(همان، ص ۱۷۰)

سعدی نیز بارها به اصل طلایی اخلاق اشاره کرده است:
آنچه نفس خویش را خواهی، حرامت سعدیا!‏
گر نخواهی همچنان بیگانه را و خویش را
(قصاید سعدی، چاپ شادروان فروغی، ص ۸۰۶)

سعدی در جایی دیگر از زبان پیری دانشمند، به زیبایی، قاعدۀ طلایی را بیان می‌کند:
یاد دارم ز پیر دانشمند
تو هم از من به یاد دار این پند:
هر چه بر نفس خویش نپسندی
نیز بر نفس دیگری مپسند
(کلیات سعدی، بوستان، چاپ دکتر مظاهر مصفا، ص ۱۱۴۱)

سعدی در قطعۀ زیبای زیر، قاعدۀ طلایی را به عنوان «سرِ دینداری و دانشمندی» معرفی می‌کند. منظور از این تعبیر آن است که مهم‌ترین نمود و جلوۀ دینداری و دانایی همین قاعدۀ طلایی است و بدون آن دین و دانایی ناقص هستند:
بشنو از من سخنی، حقّ پدر فرزندی
گر به رای من و اندیشۀ من خرسندی
چیست دانی سر دینداری و دانشمندی؟
آن روا دار که گر بر تو رود، بپسندی
(همان، ص ۱۱۶۴)

سعدی در قطعۀ زیر هم به شکل سلبی قاعدۀ طلایی اشاره کرده است:
هر بد که به خود نمی‌پسندی
با کس مکن، ای برادرِ من!
گر مادر خویش دوست داری
دشنام مده به مادر من
(همان، ص ۱۱۶۲)

از نظر مولانا نیز ما دوست داریم اگر خطایی مرتکب شدیم، دیگران آبروی ما را محفوظ نگاه دارند؛ پس ما نیز باید در روابطمان با دیگران، عیب‌پوشی پیشه کنیم:
آن‌چه بر تو خواهِ آن باشد پسند
بر دگر كس آن كن از رنج و گزند
(مثنوی، د ۶/ ۴۵۲۸)

- آنچه نپْسندى به خود، اى شيخِ دين!
چون پسندى بر برادر، اى امين!‏
(مثنوی، د ۶/ ۱۵۶۷)

پروین اعتصامی نیز در بیت زیر، به دو مورد از مصادیق قاعده‌ی طلایی اشاره کرده است:
به کس مپسند رنجی کز برای خویش نپسندی
به دوش کس منه باری که خود بردنش نتوانی
(دیوان پروین اعتصامی، چاپ صدای معاصر، ص ۸۵)

ظهیری سمرقندی، از منظری سیاسی به قاعدۀ طلایی توجه کرده است. او از قول، جاماسب، خطاب به گشتاسب می‌گوید: «[تو باید] كافّۀ رعايا و عوامِ مردمان [را] كه در ظلِّ‏ عنايت و كنفِ رعايت و سايۀ حمايت باشند، در تناوبِ سرّا و ضرّا و تعاقبِ شدّت و رخا و اختلافِ غم و شادى، عديل و نظير خود دارى، و هر چه از براى نفس خويش اختيار كنى، دربارۀ ايشان همان تقديم فرمايى و از آن‌چه جانب خود را صيانت واجب بينى، جانب رعايا را لازم شمرى:
هر چيز كه بر جان و تن خود نپسندى
بر همچو خودى كو تن و جان دارد مپسند
(اغراض السياسه، چاپ دانشگاه تهران، صص ۸۱ - ۸۰)

برای نمونه‌های بیشتری از سخنان شاعران پارسی‌گوی درمورد قاعدۀ طلایی، به مدخل «آنچه به خود نپسندى به ديگران مپسند» در امثال و حکمِ شادروان علامه دهخدا، ج ۱، صص ۵۰ – ۴۹ نگاه کنید.

ایرج شهبازی
بیستم مردادماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

🔺 حکمت‌های زندگی در دفتر ششم مثنوی (دورۀ چهارم)

🔻 دکتر ایرج شهبازی

🔹 زمان: روزهای سه‌شنبه ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰

🔸 تاریخ شروع: سه‌شنبه، ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵

♦️ هزینهٔ ثبت‌نام برای عزیزان داخل کشور: 850 هزار تومان

🔹هزینۀ ثبت‌نام برای عزیزان خارج از کشور: 60 دلار آمریکا

🔸 تعداد جلسات: ۸ جلسه
(شش جلسه به صورت آنلاین ( در فضای گوگل میت) و دو جلسه به صورت حضوری برگزار می‌شود. تاریخ و محل دقیق برگزاری جلسات حضوری به اطلاع شرکت‌کنندگان خواهد رسید.)


✅ فایل‌های صوتی در اختیار شرکت‌کنندگان قرار می‌گیرد. (در گروه تلگرامی)

✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

09966480756

/channel/Sepehr_mehro2

🆔@irajshahbazi
🆔@sepehr_mehr

Читать полностью…

ایرج شهبازی

نکته‌ای دربار‌ه‌ی شکست

برخورد درست با پیروزی نیازمند خردمندی فراوانی است. کم نیستند کسانی که نمی‌دانند با کام‌یابی‌های خود چه کار کنند و براثر یک یا چند پیروزی، در دام غرور و خودبینی و خودکامگی می‌افتند و زندگی خود را تباه می‌کنند. اما بیسار مهم‌تر از برخورد درست با پیروزی‌ها، مواجهه‌ب درست با شکست‌ها و ناکامی‌هاست. در این‌جاست که می‌توانیم میزان خردمندی و فضیلتمندی خودمان را بشناسیم.

بنابراین لازم است که ما در کنار معرفی راه‌های موفقیت و در کنار تجلیل از افراد موفق، به مسألۀ شکست هم توجه جدی کنیم. ما باید از راهِ اموزش‌های درست، به افراد بیاموزیم که شکست خوردن بخشی از فرایند زندگی است و شکست را به هیچ وجه نمی‌توان از زندگی حذف کرد. باید به افراد بیاموزیم که چگونه با شکست‌هایشان روبه‌رو شوند. اگر یاد بگیریم که ارزش ما نه فقط با میزان موفقیت‌هایمان، بلکه با شیوۀ برخورد ما با شکست‌هایمان تعیین می‌شود، می‌توانیم زندگی سالم‌تری داشته باشیم.

امیل چوران، نویسندۀ بزرگ فرانسویِ رومانیایی‌تبار در این باره نظر جالبی دارد: «امیل چوران ... عمق زندگی درونی فرد را با معیار نحوۀ برخوردش با شکست می‌سنجید. [به نظر او] راهِ شناسایی کسی که به جستجوی درونی گرایش دارد، این است: او شکست را بالاتر از هر موفقیتی قرار می‌دهد. چرا؟ چون شکست که همیشه جوهری و ذاتی است، خودمان را برای خودمان آشکار می‌کند. اجازه می‌دهد خود را چنان ببینیم که خدا ما را می‌بیند، در حالی که موفقیت ما را از درونی‌ترین بخش وجودمان و در واقع از درونی‌ترین بخش همه چیز دور می‌کند. بگو با شکست چگونه برخورد می‌کنی، تا بفهمم چه کسی هستی؛ چون فقط در شکست، در عظمت فاجعه می‌توان کسی را شناخت» (جماعت بازندگان، صص ۷۷ – ۷۶).

✅ ـ براداتان، کاستیکا (۱۴۰۴) جماعت بازندگان. ترجمۀ کیوان سررشته. تهران: اطراف. چاپ چاپ سوم.

ایرج شهبازی
دهم مردادماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✳️ سفر عرفانی، تاریخی و هنریِ
از تهران تا تربت با پیران خراسان


🔺تاریخ سفر: سه‌شنبه سوم شهریور تا یکشنبه هشتم شهریورماه ۱۴۰۵ (شش روز و پنج شب)


✅ اساتید همراه از تهران:

🪷 دکتر ایرج شهبازی

🪷 استاد صابر سوری نوازندۀ عود

✅ اساتیدی که در تربت جام از محضرشان استفاده خواهیم کرد:

🪷 استاد محمدناصر جامی‌الاحمدی، بیست و سومین نوادۀ شیخ احمد جام

🪷 استاد محمدرضا قصاب‌زاده، نویسنده

🪷 استاد عبدالله عبدی، نوازندۀ دو تار

✅ راهنمای سفر: آقای وحید محمدی

✅️ حرکت از تهران‌ میدان آرژانتین
     
🛏🔑شرح خدمات:

📍 ۵ شب تجربۀ اقامت در هتل ۴ ستاره و اقامت‌گاه بوم‌گردی
🍲 ۶ وعده صبحانه 
🍖 ۶ وعده ناهار
🛂 ورودیه‌ها
👨‍💼 راهنمای کارت‌دار
🍩 میان‌وعده
♨️ بيمۀ مسافرتی
🌟 مجوز برگزاری تور
🚍 وسيله نقلیه‌ اتوبوس vip
🎺 اجرای موسيقي محلی خراسان
🔊 اجرای رقص محلی خراسانی

✅ شرح بازدیدها را در پست بعدی ببینید.

✅️ هزینه سفر: ۴۹,۰۰۰,۰۰۰ میلیون تومان

✅ مهلت ثبت‌نام: شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵

✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

09966480756
@Sepehr_mehro2

کانال تلگرام:

🆔 @sepehr_mehr

Читать полностью…

ایرج شهبازی

حسرت؛ هم‌چون موهبت

یکی از دردناک‌ترین تجربه‌ها و سوگناک‌ترین حادثه‌ها در زندگی بشر عبارت است از احساس حسرت. حسرت با اموری مانند «پشیمانی، دریغ خوردن، آه و افسوس، آرزو، اندوه» و نظایر آنها همراه است. برخی از مهم‌ترین حسرت‌ها در زندگی بشر عبارتند از: «حسرت خوردن بر گذشته، حسرت خوردن بر از دست دادن کسی، حسرت خوردن بر فقدان فرصتی، حسرت خوردن از پایان یافتن زندگی» و نظایر آنها.

یک نکتۀ مهم در این باره آن است که انسان‌ها را از روی حسرت‌هایشان می‌توان شناخت. هر کسی برای چیزی که آن را مهم می‌داند، حسرت می‌خورد. کسی که پول در کانون زندگی‌اش قرار دارد، طبعاً از این که پول کمی به دست آورده است، یا ناگزیر است پول‌هایش را رها کند و برود، حسرت می‌خورد. درمورد خانواده، قدرت، لذت، دین و دیگر امور هم ماجرا از این قرار است؛ بنابراین از راه بررسی حسرت‌هایمان می‌توانیم اولویت‌های زندگی‌مان را کشف کنیم.

از سوی دیگر از طریق بررسی کسانی که به حال آنها حسرت می‌خوریم، می‌توانیم خودمان را بهتر بشناسیم. کسی که به حال یک مدیر یا رییس یا فرمان‌روا حسرت می‌خورد، با کسی که به حال یک عارف یا فیلسوف یا شاعر حسرت می‌خورد، البته تفاوت دارد. به این ترتیب می‌توان گفت که حسرت‌های ما از منابع خودشناسی ما هستند. این مسأله باعث می‌شود که حسرت به پدیده‌ای کاملاً شخصی تبدیل شود؛ به این معنی که چیزی که باعث حسرت کسی دیگر می‌شود و زندگی را به کام او تلخ می‌سازد، ممکن است که کمترین حسرتی را در دل کسی دیگر برنینگیزد.

مادام که انسان غرق زندگی روزمره است، مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و سرگرمی‌ها فرصتی برای حسرت و دریغ خوردن باقی نمی‌گذارند، امّا در زندگی هر کسی، رویدادها یا زمان‌هایی هست که باعث می‌شوند او برای لحظاتی به خودش باز‌گردد و به زندگی‌اش نگاه دوباره بیفکند. در چنین لحظاتی است که انسان ممکن است دچار احساساتی مانند پشیمانی، اندوه، حسرت و نظایر آنها شود. چنین رویدادهایی را رویدادهای بیدارکننده می‌نامیم؛ برای نمونه بیماری، پیری، فقدان، جدایی و نظایر آنها از جمله رویدادهایی هستند که ممکن است عمیقاً باعث حسرت خوردن شوند. کسی که عزیزی را از دست داده و درمی‌یابد که در حق او کم‌لطفی، ناسپاسی یا ظلمی روا داشته است، ممکن است شدیداً دچار احساس حسرت شود.

نکتۀ مهم این است که حسرت از طریق درد شدید و عمیقی که به انسان وارد می‌آورد، می‌تواند موجبات بیداری معنوی او را فراهم بیاورد و باعث شود که او در زندگی خود تجدید نظر کند. از این چشم‌انداز حسرت را می‌توان بسیار ارزشمند دانست؛ زیراکه می‌تواند انسان را به خودشناسی، تجدید نظر در برنامه‌ها، جبران خطاها و گرفتنِ تصمیم‌های بهتر برانگیزد. کسی که از رنجِ عمیقِ حسرت آگاه باشد، می‌داند که بهتر است به گونه‌ای زندگی کند که دچار حسرت نشود. البته متأسفانه چنین نیست و غالب انسان‌های باید درد بکشند و رنج ببرند، تا به حسرت مبتلا شوند و برای رهایی از حسرت، در زندگی خود تجدید نظر کنند. بنابراین حسرت هم از این جهت که می‌تواند یک عامل بازدارنده باشد و هم از این حیث که می‌تواند یک عامل برانگیزاننده باشد، دارای ارزش فراوانی است.

باید بسیار شاکر باشیم که در زندگی، موهبتی همچون حسرت وجود دارد. به عبارت دیگر حسرت در زندگی انسان رسالتی دارد. حسرت‌ها خطاها و اشتباهات ما را به ما یادآوری می‌کنند و زمینه را برای اصلاح آنها فراهم می‌آورند. اگر امکان جبران وجود نداشت، حسرت امری بیهوده بود؛ بنابراین وجود حسرت ضمناً به معنای وجودِ جبران و تدارک و اصلاح است.

حسرتی که باعث بیداری و آگاهی می‌شود، البته ارزشمند است. به همین سبب است که بزرگان حسرت و آهِ ناشی از آن را از بسیاری از عبادات برتر می‌دانند. به طور دقیق منظور این است که گناهی که حسرتی را در دل انسان برانگیزد و آهی را از ژرفای جان او بیرون بکشد، بسیار ارزشمندتر از عبادتی است که باعث غرور و خودبینی او می‌شود. داستان بلند «معاویه و ابلیس» تماماً برای تبیین همین موضوع مهم است که ابلیس از ترسِ حسرتِ بیداری‌بخشِ انسان، راضی است که او برخیزد و عبادت کند؛ زیراکه حسرت می‌تواند بیش از عبادت رشددهنده باشد. حسرت می‌تواند انسان را به ایمن‌آبادِ نیاز برساند، در حالی که عبادت و فضیلت گاهی ممکن است باعث پرتاب شدنِ انسان به برهوتِ ناز شود (مثنوی، د ۲/ ۲۷۷۹ - ۲۷۷۲).

ایرج شهبازی
دوم مردادماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

▨ سخنران: استاد بدیع‌الزمان فروزانفر
▨ میزبان: رادیو ایران، برنامه مرزهای دانش
▨ موضوع: سخنرانی در باب مثنوی مولوی و پرسش و پاسخ با حضار
▨ پالایش: شهروز کبیری

─────♬ ─────

Читать полностью…

ایرج شهبازی

مهم‌ترین ترس مولانا

مولانا انسانی بسیار دلاور است. در زندگی او کمترین ترسی از آن گونه ترس‌ها که در نزد بسیاری از انسان‌ها دیده می‌شود، وجود ندارد. او جانی به شدت حماسی و شکوهمند دارد و می‌تواند حقیقتاً به مصاف شیر برود و چشم در چشم عدم بدوزد. در بیش از شصت هزار بیت او یک بیت که نشان‌دهندۀ ضعف و عجز و اندوه باشد، دیده نمی‌شود. مولانا حقیقتاً شعله‌خوار است و از تنهایی، تاریکی، فقر، بیماری، مرگ، جنگ، داوری‌های دیگران و اموری مانند آنها نمی‌ترسد.

با این حال نباید گمان کرد که مولانا از همۀ ترس و لرزها تهی است. او در مقام یک عارف فرزانه از برخی از مسائل واهمه دارد. از بررسی مجموعۀ سخنان او می‌توان دریافت که بیشترین ترس او از این است که براثر سخنانش کسی دچار لغزش شود.

او بارها به این نکته اشاره کرده است که می‌ترسد سخنانش به کسی آسیب برساند و باعث لغزش او شود. همین ترس باعث می‌شود که او در بسیاری از موارد حرف خود را ناتمام بگذارد و از سخن گفتن بازایستد:

شرح این را گفتمی من، از مِری
لیک ترسم تا نلغزد خاطری
نکته‌ها چون تیغ پولاد است تیز
گر نداری تو سپر، واپس گریز!
پیش این الماس بی اسپر میا!
کز بُریدن تیغ را نبود حیا
زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژخوانی نخواند برخلاف
(د ۱/ ۶۹۳ – ۶۹۰)

مولانا از ترس این‌که سخنانش باعث لغزش دیگران نشود، سخنانش را ناگفته رها می‌کند، مگر این‌که بی‌خودانه سخنی از زبان او بیرون بجهد:
بس مثال و شرح خواهد اين كلام
ليك ترسم تا نلغزد وَهْمِ عام
تا نگردد نيكويىِّ ما بَدى
اين‌كه گفتم هم نبُد جز بی‌خودى
(د ۲/ ۸۴۱ ـ ۸۴۰)

برخی از انسان‌ها فهم‌های کهنه‌پسند کوته‌نظری دارند و در برابر هر سخن بلند تازه‌ای می‌ایستند. مولانا از چنین کسانی می‌ترسد و ترس اصلی او از این است که سخنانش آنها را گرفتار خیال‌های ناروا کند:
شرح می‌خواهد بیان این سخن
لیک می‌ترسم ز اَفهامِ کهن
فهم‌های کهنۀ کوته‌نظر
صد خیالِ بَد درآرَد در فِکَر
بر سماعِ راست هر کس چیر نیست
لقمۀ هر مرغکی انجیر نیست
(د ۱/ ۲۷۶۳ ـ ۲۷۶۱)

مولانا قصد دارد نکته‌ای عمیق را درباره‌ی خطرات نفس بیان کند اما می‌ترسد حرف‌هایش باعث ناامیدی کسی شود؛ به همین سخن از بیان مطلب طفره می‌رود:
مرد را زنبور گر نیشی زند
نيش آن زنبور از خود مي‌كَنَد
زخم نیش اما چو از هستیِّ توست
غم قوی باشد، نگردد درد سست
شرح این از سینه بیرون می‌جهد
لیک می‌ترسم که نومیدی دهد
نه، مشو نومید، خود را شاد کن
پیش آن فریادرس فریاد کن!‏
(د ۱/ ۳۲۵۲ ـ ۳۲۴۹)

مولانا می‌ترسد رازهای اولیای حق را فاش کند و باعث رنجش خاطر آنها شود:
واقعات ار بازگويم يَك‌به‌يَك
پس يقين گردد صفا بر اهل شك
ليك مى‏ترسم ز كشف رازشان
نازنينانند و زيبد نازشان
(د ۲/ ۲۹۰۷ ـ ۲۹۰۶)

بسیاری از کسان، بدون توجه به سطح مخاطب، سخنانی می‌گویند و ذهن او را به هم می‌ریزند، اما مولانا چنین نیست. او از بیان مطالبی که خللی به فهم مخاطب وارد می‌کند، می‌ترسد:
گر نظاير گويم اينجا در مثال
فهم را ترسم كه آرد اختلال
(د ۲/ ۳۷۳۰)

مولانا در ضمن داستان‌گویی، گاه از بیان جزئیات پرهیز می‌کند؛ چرا که می‌ترسد وقت مخاطب را تلف کند و وقفه‌ای در سلوک او ایجاد نماید:
گر ز شادى خواجه آگاهت كنم
ترسم، اى ره‌رو! كه بى‏گاهت كنم‏
(د ۳/ ۵۸۵)

از طریق یک کار آماری ساده در مثنوی، می‌توان بی هیچ تردیدی به این نتیجه رسید که بزرگ‌ترین ترس عارفِ دلیرِ دریادلی هم‌چون مولانا، این است که سخنانش کسی را برنجاند، کسی را ناامید کند، باعث لغزش کسی شود یا وقت کسی را تلف کند. این ترس از مسئولیت‌پذیری فراوان مولانا و نگرانی او برای آسیب دیدن دیگران مایه می‌گیرد. بی‌گمان اگر همه‌ی انسان‌ها از چنین ترس فرخنده‌ای برخوردار بودند، چهره‌ی جهان به کلی دگرگون می‌شد.

ظالم آن قومی که چشمان دوختند
زآن سخن‌ها عالمی را سوختند

ایرج شهبازی
اول مهرماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

به اطلاع دوستان عزیزم می‌رسانم که ظرفیت نخست سفر فرهنگی به تبریز تکمیل شد و در پی درخواست‌های متعدد علاقه‌مندان، یک اتوبوس دیگر، با ظرفیت بیست و پنج نفر، در نظر گرفتیم.

از دوستانی که مایلند در این سفر تاریخی، هنری و ادبی همراه ما باشند، خواهش می‌کنم که ثبت‌نام خود را به روزهای پایانی موکول نفرمایند، تا همکارانم بتوانند با فراغ بال بیشتری کارها را انجام دهند.

ایرج شهبازی
۳۰ شهریورماه ۱۴۰۵

Читать полностью…

ایرج شهبازی

دوستان عزیزم برای اطلاع از شرایط سفر فرهنگی به تبریز به لینک زیر مراجعه کنید

/channel/sepehr_mehr/1119

✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

09966480756
@Sepehr_mehro2

کانال تلگرام:

🆔 @sepehr_mehr

Читать полностью…

ایرج شهبازی

دویست‌وششمین نشست مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب، به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت استاد محمدحسین شهریار برگزار می‌کند:

تداوم سنت فارسی‌نویسی از قطران تا شهریار

🗓 زمان: شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ تا ۱۸

📍 مکان: تهران، خیابان انقلاب، بین خیابان دانشگاه و ابوریحان، شمارهٔ ۱۱۸۲ (ساختمان فروردین)، طبقهٔ دوم، واحد ۸، مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب

📡 پخش زنده:
🔹 aparat.com/mirasmaktoob
🔹 b2n.ir/miraslive

📞 شماره تماس: ۶۶۴۹۰۶۱۲

🔗 فروشگاه: http://mirasmaktoob.net
🔗 وب‌سایت: https://mirasmaktoob.com/

✅ این برنامه به دو شکل حضوری و مجازی برگزار می‌شود و شرکت در آن برای همه‌ی علاقه‌مندان آزاد و رایگان است.

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✳️ تبریز؛ روایت یک بیداری
سفر تاریخی، ادبی و هنری به تبریز و کندوان

🔺تاریخ سفر: شامگاه سه‌شنبه، هفتم مهرماه تا شامگاه جمعه، دهم مهرماه ۱۴۰۵ (یک شب در اتوبوس و دو شب در هتل پنج ستاره در تبریز)


✅ اساتید همراه:

🪷 دکتر حسین رضوی خراسانی (استاد تاریخ)
🪷 دکتر ایرج شهبازی (استاد ادبیات)
🪷 استاد صابر سوری (نوازندۀ عود)

✅ آشنایی، معرفی و اجرای موسیقی عاشیقی آذربایجان و موسیقی ملی ایران، مکتب تبریز

✅ راهنمای سفر: خانم سمیرا آل‌یس

🚸 بازدیدها:

✅ بازار تبریز
✅ مسجد کبود
✅ موزۀ عصر آهن (در صورت باز بودن)
✅ عمارت شهرداری
✅ موزۀ سنجش
✅ خانۀ شهریار
✅ خانۀ حریری
✅ خانۀ مشروطه
✅ مسجد جامع
✅ ارگ علیشاه (در صورت باز بودن)
✅ مقبرةالشعرا
✅ پارک ائل‌گلی
✅ روستای صخره‌ای کندوان

شرح خدمات:

📍۲ شب اقامت در هتل ۵ ستارۀ پارس
🍲 ۳ وعده صبحانه 
🍖 ۳ وعده ناهار
🍩 میان‌وعده
🛂 ورودیه‌ها
♨️ بيمۀ مسافرتی
🌟 مجوز برگزاری تور
🚍 وسيلۀ نقلیه اتوبوس vip
🎺 اجرای موسيقي محلی آذربایجان

✅ هزینۀ سفر ۳۳,۴۰۰,۰۰۰ تومان

✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

09966480756-@Sepehr_mehro2

@sepehr_mehr

Читать полностью…

ایرج شهبازی

‌
برشی از فیلم سخنرانی استاد جلال‌الدین همایی دربارهٔ تاریخ بیهقی، در سال ۱۳۴۷ یا ۱۳۴۸* با حضور فضل‌الله رضا (رئیس وقت دانشگاه تهران)، مجتبی مینوی، محمدعلی اسلامی ندوشن و غلامحسین یوسفی. در تصویر، چهرهٔ دیگری نیز دیده می‌شود که برایم ناآشناست.
---------- ---------- ---------- ----------
* فضل‌الله رضا از مرداد ۱۳۴۷ تا خرداد ۱۳۴۸ ریاست دانشگاه تهران را بر عهده داشت.
کانال ادبی بزرگمهر

Читать полностью…

ایرج شهبازی

نقدی بر یادداشت من درمورد انتقام و اجتناب

استاد فاضل و گرامی، جناب آقای منصور رفیعی، نقدی دقیق و عالمانه بر یادداشت کوتاه من با عنوان انتقام و اجتناب نوشته‌اند. نقد ایشان دارای نکات بسیار آموزنده‌ای است و خطاهای یادداشت مرا به درستی تصحیح می‌کند. ضمن سپاس فراوان از ایشان، متن نقدشان را در این‌جا با شما به اشتراک می‌گذارم و امیدوارم که ایشان همیشه شادمان و تندرست باشند و مانند آفتاب بدرخشند.

ایرج شهبازی
۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✅ هم‌نشینی همانندی می‌آورد

دارن هاردی، در کتاب اثر مرکب، درباره‌ی این نکته‌ی مهم که مجاورت به مشابهت می‌انجامد، چنین می‌گوید:

آدم‌هایی که از روی عادت با آنها در ارتباط هستید، «گروهِ مرجعِ» شما نامیده می‌شوند. طبق پژوهشی که روان‌شناس اجتماعی هاروارد، دکتر دیوید مک‌کلند، انجام داد، «گروهِ مرجعِ» شما در حدود نود و پنج درصد از موفّقیت یا شکستتان را در زندگی تعیین می‌کند.

بیشتر وقتتان را با چه کسانی می‌گذرانید؟ چه آدم‌هایی را بیشتر تحسین می‌کنید؟ آیا این دو گروه دقیقاً یکسان هستند؟ اگر نه، چرا؟

جیم ران به من یاد داد که ما به میانگین پنج آدمی تبدیل می‌شویم که بیشتر وقتمان را با آنها سپری می‌کنیم. ران می‌گوید: ما می‌توانیم با بررسی آدم‌های اطرافمان کیفیتِ سلامتی، نگرش و درآمدمان را بگوییم. آدم‌هایی که وقتمان را با آنها می‌گذرانیم، تعیین می‌کنند که کدام گفت‌وگوها توجّه‌مان را جلب کنند و مرتب در معرض کدام نگرش‌ها و عقیده‌ها باشیم. در نهایت شروع می‌کنیم به خوردن چیزی که آنها می‌خورند، مثل آنها صحبت می‌کنیم، چیزی را مطالعه می‌کنیم که آنها مطالعه می‌کنند، مثل آنها فکر می‌کنیم، چیزی را تماشا می‌کنیم که آنها می‌بینند، مثل آنها با مردم رفتار می‌کنیم و حتّی مثل آنها لباس می‌پوشیم.

جالب این‌جاست که در اغلب موارد کاملاً از شباهت‌های بین خودمان و آن پنج نفر اطرافمان آگاه نیستیم. چرا آگاه نیستیم؟ چون ارتباط‌هایتان شما را به زور در مسیری هل نمی‌دهند؛ آنها شما را به تدریج و آهسته در طول زمان عوض می‌کنند. اثر آنها خیلی جزئی و ظریف است، درست مثل وقتی که سوار بر یک تیوب روی آب دریا شناور هستید و احساس می‌کنید در جای ثابتی شناورید، تا وقتی به خودتان می‌آیید و می‌فهمید که جریان آرام آب شما را نیم مایل از ساحل دور کرده است.

نفوذ و اثری که دوستانتان روی شما دارند، جزئی و ظریف است و می‌تواند مثبت یا منفی باشد؛ ولی در هر صورت تأثیر آن فوق العاده قوی است. مراقب باشید! شما نمی‌توانید وقتتان را با آدم‌های منفی بگذرانید و انتظار داشته باشید که زندگی مثبتی داشته باشید. بنابراین میانگین درآمد، سلامتی، یا نگرش‌های پنج نفری که بیشتر وقتتان را با آنها سپری می‌کنید، چیست؟

آیا جواب این سؤال، شما را می‌ترساند؟ اگر این طور است بهترین راه برای افزایش پتانسیلتان در هر ویژگی مورد نظرتان سپری کردن بیشتر وقتتان با آدم‌هایی است که حالا آن ویژگی‌ها و صفات را دارند. آن موقع است که می‌بینید قدرتِ تأثیرات، جای این که علیه‌تان عمل کند، در خدمتتان عمل می‌کند. رفتارها و نگرش‌هایی که به آنها کمک کرده است تا به موفّقیتِ تحسین‌برانگیز از نظر شما دست یابند، به بخشی از رویّۀ روزمره‌تان تبدیل می‌شود. وقت کافی با آنها بگذرانید تا به احتمال زیاد پیامدهای موفّقیت‌آمیز مشابهی را در زندگی‌تان تجربه کنید.

نام پنج نفری که بیشتر وقتتان را با آنها هستید، یادداشت کنید. ویژگی‌های اصلی مثبت و منفی آنها را هم یادداشت کنید. مهمّ نیست چه کسانی هستند. می‌توانند همسر، برادر، همسایه یا دستیارتان باشد. حالا از آنها میانگین بگیرید. میانگین سلامتی و وضعیت مالیشان چگونه است؟ میانگین کیفیت روابطشان چه طور به نظر می‌رسد؟ همان طور که نتایجتان را بررسی می‌کنید، از خودتان بپرسید: «آیا این فهرست برای من خوب است؟ آیا این همان جایی است که می‌خواهم به آن برسم»؟

حالا وقت ارزیابی و اولویت‌بندی دوبارۀ آدم‌هایی است که وقتتان را با آنها سپری می‌کنید. این روابط می‌توانند پرورشتان دهند، شما را مشتاق چیزی کنند یا به دردسر بیندازندتان.

✅ اثر مرکّب؛ آغاز جهشی در زندگی، موفّقیت و درآمد شما، از دارن هاردی، ترجمۀ لطیف احمدپور و میلاد حیدری. ویراستۀ حسین یاغچی. تهران: نگاه نوین. ۱۳۹۵، چاپ پنجاهم. صص ۱۷۵ - ۱۷۰.

♦️ با این‌که متن ترجمه روان است، مقداری آن را تغییر دادم. کسانی که می‌خواهند به این نوشته ارجاع دهند، به متن اصلی مراجعه کنند. ایرج شهبازی، ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✅ هیچ کس آن قدر خوب نیست که نتواند کمی بهتر شود.

🔺نام گوینده‌ی این سخن حکیمانه رو نیافتم.

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

🔹گروه زبان و ادبیات فارسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌کند:

📔درآمدی بر نظام اخلاقی عشق

سخنران:
#دکتر_ایرج_شهبازی

🗓 دوشنبه 19 مرداد 1405ساعت 19

پخش از لینک زیر(ورود با گزینه میهمان):

https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/literature

🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است.

💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢

🆔
@iranianhht

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✅ اطلاع‌رسانی درمورد کلاس حکمت‌های زندگی در دفتر ششم مثنوی

به یاری خدا از روز سه‌شنبه، ۲۷ مردادماه ۱۴۰۵ دور جدید کلاس‌ حکمت‌های زندگی در دفتر ششم مثنوی را آغاز می‌کنیم. در این دوره، کمتر به مباحث نظری که نسبتی با زندگی واقعی ندارند، می‌پردازیم. هدف دوره آن است که سخنان مولانا به گونه‌ای بررسی شوند که در زندگی واقعی و عملی به کار مخاطبان بیایند. در این دوره راجع به مسائل جالب و مهمی مانند هنرِ شنیدن، لذت و خوشی، تقابل عقل و عشق، نقد صوفی، ترس، روابط سمّی، زیرکیِ ناپسند (هوشِ سیاه)، جهل و عقل، عدالت، مشورت و رایزنی، صمیمیت در روابط انسانی، فلسفۀ عبادت و مسائلی مانند آنها سخن می‌گوییم.

✅برای اطلاعات بیشتر درمورد این دوره به اطلاعیۀ زیر نگاه کنید.

ایرج شهبازی
پانزدهم مردادماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✳️ سفر عرفانی، تاریخی و هنریِ
از تهران تا تربت با پیران خراسان


🔺تاریخ سفر: سه‌شنبه سوم شهریور تا یکشنبه هشتم شهریورماه ۱۴۰۵ (شش روز و پنج شب)


✅ اساتید همراه از تهران:

🪷 دکتر ایرج شهبازی
🪷 استاد صابر سوری نوازندۀ عود

✅ اساتیدی که در تربت جام از محضرشان استفاده خواهیم کرد:

🪷 استاد محمدناصر جامی‌الاحمدی، بیست و سومین نوادۀ شیخ احمد جام

🪷استاد محمدرضا قصاب‌زاده، نویسنده

🪷 استاد عبدالله عبدی، نوازندۀ دو تار

✅ راهنمای سفر: آقای وحید محمدی

✅️ حرکت از تهران‌ میدان آرژانتین

🚸 بازدیدها:

✅ خانقاه و آرامگاه علاءالدوله سمنانی
✅ آرامگاه محمود مزدوقانی
✅ مسجد تاریخانه دامغان
✅ برج تاريخی مهمان‌دوست
✅ آرامگاه بایزید بسطامی
✅ خانقاه و آرامگاه ابوالحسن خرقانی
✅️ آرامگاه ملا هادی سبزواری
✅️ آرامگاه حکیم عمر خیام
✅ آرامگاه عطار نیشابوری
✅ آرامگاه شاه قاسم انوار
✅️ آرامگاه ابوذر بوزجانی
✅️ آرامگاه شیخ احمد جام
✅️ مسجد نور، خانقاه احمد جام
✅️ آرامگاه و خانقاه ابوبکر تایبادی
✅️ آرامگاه امیر ارسلان جاذب
✅️ مسجد و منار قدیمی سنگ‌بست
✅️ آرامگاه فردوسي
✅️ آرامگاه و خانقاه امام محمد غزالی
✅️ گنبد هارونیه
✅️ آرامگاه نادر شاه افشار
✅️ حرم امام رضا
✅️ بازدید از موزه آستان قدس رضوی
     
🛏🔑شرح خدمات:

📍 ۵ شب تجربۀ اقامت در هتل ۴ ستاره و اقامت‌گاه بوم‌گردی
🍲 ۶ وعده صبحانه 
🍖 ۶ وعده ناهار
🛂 ورودیه‌ها
👨‍💼 راهنمای کارت‌دار
🍩 میان‌وعده
♨️ بيمۀ مسافرتی
🌟 مجوز برگزاری تور
🚍 وسيلۀ نقلیه اتوبوس vip
🎺 اجرای موسيقي محلی خراسان
🔊 اجرای رقص محلی خراسانی

🚶‍♂سختی برنامه: B+ متوسط

✅️ هزینه سفر: ۴۹,۰۰۰,۰۰۰ میلیون تومان

✅ مهلت ثبت‌نام: شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵

✅ تلفن و آیدی تلگرام جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

09966480756
@Sepehr_mehro2

کانال تلگرام:

🆔 @sepehr_mehr

Читать полностью…

ایرج شهبازی

✅ نکته‌ای درمورد خودمراقبتی
 
روز بیست و چهارم ژوئیه (دوم مردادماه) روز جهانی خودمراقبتی است. به همین مناسبت به نکتۀ مهمی دربارۀ خودمراقبتی اشاره می‌کنم. در نگاه نخست به نظر می‌رسد که همۀ انسان‌ها از خودشان مراقبت می‌کنند. اما مشاهداتِ روزمره به خوبی نشان می‌دهند که چنین نیست و بسیاری از انسان‌ها به معنای درست کلمه از خودشان مراقبت نمی‌کنند.

بهترین دلیل این ادعا آن است که بسیاری از انسان‌ها از تن خودشان مراقبت نمی‌کنند. آنها با تنبلی، پرخوری، لذت‌طلبی و اموری از این قبیل به تدریج تن‌های زیبای خود را بیمار و زشت می‌کنند. تن‌های چاق، بیمار و از ریخت افتاده نشان می‌دهند که انسان‌ها واقعاً از بدن‌های خود مراقبت نمی‌کنند.

در دیگر زمینه‌ها نیز همین گونه است؛ برای نمونه شادی از مطلوب‌های غایی و ذاتی انسان‌هاست، ولی عملاً حال بیشتر آن‌ها خوب نیست. در این که بخش مهمی از این بدحالی به خاطر اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است، تردیدی وجود ندارد، اما در این نکته هم جای شکی نیست که انسان‌ها به گونه‌ای زندگی نمی‌کنند که به شادکامی آنها منجر شود. وجود افراد غمگین و افسرده و پژمرده در میان خانواده‌ها و جامعه‌هایی که اوضاع بسیار خوبی دارند، نشان می‌دهد که تنها علت بدحالی و اندوه‌زدگی انسان‌ها، وضعیت جامعه نیست.

در زمینۀ روابط انسانی نیز ماجرا از همین قرار است. همۀ انسان‌ها دوست دارند روابطی سرشار از عشق و احترام و اعتماد را تجربه کنند، ولی در عمل می‌بینیم که کمتر کسی تواناییِ مراقبت از روابط خود را دارد و بهترین روابط هم به تدریج از بدگمانی و بی‌احترامی و سردی پر می‌شوند.

یک دلیل مهم دیگر برای این اثبات این که انسان‌ها مراقب خودشان نیستند، این است که مراقبت از خود نیاز به آموزش دارد، ولی مراقبت نکردن از خود نیاز به هیچ آموزشی ندارد. هیچ کسی راه‌هایی را برای آسیب زدن به خود یاد نمی‌گیرد، ولی همۀ انسان‌ها به شکل‌های مختلف به خود آسیب می‌زنند. با وجود همۀ توصیه‌های آموزگاران، والدین و مربیان، هم‌چنان بیشتر افراد از خودشان مراقبت نمی‌کنند. حافظ بیت جالبی دارد که به طور غیر مستقیم به بحث ما ربط پیدا می‌کند:

وفا و عهد نکو باشد، ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی، ستمگری داند

از این بیت می‌توان استنباط کرد که همۀ انسان‌ها به طور ذاتی ستم کردن در حق یک‌دیگر را بلدند؛ چراکه هیچ کسی در کلاسِ ستمگری شرکت نمی‌کند و آن را یاد نمی‌گیرد، ولی عموم انسان‌ها عملاً ظلم کردن را می‌دانند. در مقابل، انسان‌ها باید عدالت و وفاداری را بیاموزند و شگفت این است که پس از سالیان متمادی یادگیری و تمرین و تکرار، باز هم انسان‌ها بیشتر به بیدادگری و بی‌وفایی میل دارند تا به وفادارای و دادگری!

به همین منوال می‌توان گفت که انسان‌ها به مراقبت نکردن از خود تمایل بیشتری دارند تا به مراقبت کردن از خود و به تعبیر دقیق‌تر انسان‌ها به آسیب رساندن به خود بیشتر تمایل دارند تا به محافظت کردن از خود.

این سخن عبدالله منازل، از عارفان مسلمان، بسیار تلخ و دردناک است، ولی از حقیقتی بزرگ پرده برمی‌دارد: «آدمي عاشق است بر شقاوت  خويش؛ همه آن خواهد كه سببِ بدبختيِ او بُوَد» (تذکره الاولیاء، چاپ دکتر استعلامی، ص ۵۴۱).

مولانا نیز از دزدی سخن می‌گوید که مدت‌ها زحمت کشید و تونلی درست کرد تا بتواند به خانۀ یکی از اشراف شهر راه یابد و پول فراوانی به دست آورد، اما سرانجام از خانۀ خود سر درآورد و معلوم شد که او به خانۀ خودش نقب زده است. منظور مولانا این است که ما خود را می‌فریبیم و از خود می‌دزدیم و به خود آسیب می‌زنیم:
دزد سوی خانه‌ای شد زیردست
چون درآمد، دید کآن خانۀ خود است
(مثنوی، د 2/ 3010)

درست به همین سبب است که باید خودمراقبتی را به انسان‌ها آموخت و نیز به همین جهت است که انسان‌ها هنگام خداحافظی از عزیزانشان به یک‌دیگر می‌گویند: «مراقب خودت باش». گویا همه می‌دانیم که ما مراقب خودمان نیستیم و باید این موضوع را به هم‌دیگر یادآوری کنیم.

اکنون باید این پرسش مهم را دوباره مطرح کنیم: چرا انسان‌ها از تن، روان و روابط خود مراقبت نمی‌کنند و در همۀ این زمینه‌ها به خود آسیب می‌زنند؟ مادام که جواب این پرسش را نیابیم و برای رفع و حل موانعِ خودمراقبتی تمهیدی نیندیشیم، پروژۀ خودمراقبتی عملاً به شکست ختم می‌شود. تا وقتی که موانعِ روان‌شناختی و فکریِ این مسأله برطرف نشوند، نمی‌توانیم در زمینۀ خودمراقبتی پیش‌رفتی بکنیم. با اطمینان می‌توانیم بگوییم که بسیاری از انسان‌ها نقاب خودمراقبتی را بر چهره زده‌اند، ولی در زیر این نقاب، نه تنها مراقب خود نیستند، بلکه به خود آسیب می‌زنند.

ایرج شهبازی
چهارم مردادماه ۱۴۰۵

@irajshahbazi

Читать полностью…

ایرج شهبازی

برای علاقه‌مندان عرفان و عطار، فرصت مغتنمی است که در محضر استاد شریف و فاضل، دکتر ایرج رضایی عزیز، به مطالعه‌ی تذکره الاولیاء بپردازند.

Читать полностью…
Subscribe to a channel