1569
کانال رسمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات وبسایت: https://irancsca.ir اینستاگرام: www.instagram.com/irancsca توییتر: twitter.com/irancsca کلاب هاوس: https://www.clubhouse.com/club/irancsca
✍🏻مسعود تقیآبادی، استاد ارتباطات دانشگاه فردوسی مشهد
(بخش سوم و پایانی)
اگر آرای لی ادواردز را جدی بگیریم، روز ارتباطات و روابطعمومی باید فراتر از تبریک، تقدیر و برگزاری مراسم برود. این روز میتواند روز خودانتقادی حرفهای باشد؛ روزی که روابطعمومیکاران، مدیران و استادان این حوزه از خود بپرسند در کجای شبکه قدرت و نابرابری ایستادهاند و پیامها و اقداماتشان چه پیامدهای اجتماعی داشته است. میتواند روز بازاندیشی در آموزش و پژوهش باشد؛ زمانی که برنامههای درسی و پژوهشهای دانشگاهی فراتر از مدلهای کلاسیک مدیریت روابط رسانهای و فنون نگارش خبر رفته و به مباحثی مانند گفتمان، فرهنگ ترویجی، اقتصاد سیاسی، نژاد، جنسیت، طبقه، دموکراسی و مقاومت توجه کنند. و میتواند روز گفتوگوی عمومی درباره نقش اجتماعی روابطعمومی باشد؛ نهفقط میان متخصصان، بلکه میان شهروندان، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و صاحبان قدرت؛ گفتوگویی شفاف، انتقادی و مشارکتی.
در نهایت، روز ارتباطات و روابطعمومی را میتوان بهسادگی با چند پیام تبریک پشت سر گذاشت؛ اما اگر بخواهیم همقدم با اندیشههایی مانند اندیشه لی ادواردز حرکت کنیم، این روز باید یادآور یک جابهجایی مفهومی باشد: از روابطعمومی رویدادمحور به روابطعمومی ساختاری و جامعهفرهنگی، از روابطعمومی بهمثابه ابزار مدیریت تصویر به روابطعمومی بهمثابه سیاست معنا و میدان قدرت، و از روابطعمومیِ بدون خودانتقادی به روابطعمومی آگاه به پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی عمل خود. در چنین نگاهی، روابطعمومی یکی از نیروهای شکلدهنده به جهان اجتماعی ماست و روز ارتباطات و روابطعمومی، اگر بخواهد معنایی فراتر از یک مناسبت تقویمی داشته باشد، باید ما را هر سال یک قدم به سمت این درک عمیقتر و مسئولانهتر نزدیکتر کند.
🇮🇷
@irancscahub
🆔 @irancsca
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
*بازاندیشی در روز ارتباطات و روابطعمومی با تکیه بر دیدگاه لی ادواردز؛ روابطعمومی فراسوی رویدادها*
✍🏻مسعود تقیآبادی، استاد ارتباطات دانشگاه فردوسی مشهد
(بخش اول)
سالها کار در حوزه رسانه و روابطعمومی، و همزمان خواندن و نوشتن درباره ارتباطات، کمکم نگاه من را نسبت به این حرفه تغییر داده است. در تقویم رسمی، روز ارتباطات و روابطعمومی معمولاً با پیامهای تبریک، همایشها، رونماییها و گزارشهای عملکرد گرامی داشته میشود؛ گویی روابطعمومی فقط در لحظههایی دیده میشود که «اتفاقی» روی صحنه است: افتتاح پروژهای جدید، برگزاری یک همایش، انتشار یک بیانیه یا مدیریت یک بحران رسانهای. این تصویر رویدادمحور، سالهاست در ذهن مدیران، رسانهها و حتی بخشی از دانشگاه تثبیت شده؛ تصویری که روابطعمومی را به بخش اجرایی سازمان فرو میکاهد، بخشی که وظیفهاش «برگزاری مراسم» و «روابط با رسانه» است. در تجربه عملی، بارها دیدهام که روابطعمومی زمانی جدی گرفته میشود که کاری برای انجام دادن هست: یک افتتاح، یک بحران، یک سفر، یک گزارش. اما هرچه بیشتر پیش رفتم، این پرسش پافشارتر شد که روابطعمومی واقعاً همین است؟ آیا باید آن را به سطح رویدادها و عملیات رسانهای تقلیل داد؟ یا با پدیدهای عمیقتر روبهرو هستیم که در دل فرهنگ، جامعه و قدرت تنیده شده است؟ در اینجا است که خواندن نظریهپردازانی مانند لی ادواردز برای من به یک نقطه عطف تبدیل شد.
چرخش جامعهفرهنگی
ادواردز در کتاب «فهم روابط عمومی: نظریه، فرهنگ و جامعه» دقیقاً با همین تصویر مسلط فاصله میگیرد. او روابطعمومی را نه ابزار اجرایی سازمان که نیرویی اجتماعی و فرهنگی میبیند؛ نیرویی که در شکل دادن به معنا، هویت، قدرت و گفتوگوی عمومی نقش دارد. ادواردز نشان میدهد که روابطعمومی در متن زندگی اجتماعی جریان دارد، نه فقط در سطح رویدادها؛ در لایههای عمیقتری مثل فرهنگ، اقتصاد سیاسی، نابرابری، گفتمان و دموکراسی. در رویکرد جامعهفرهنگی که او صورتبندی میکند، روابطعمومی بخشی از «فرهنگ ترویجی» است؛ آن شبکه گستردهای از پیامها، نمادها و روایتها که دائماً ما را قانع میکنند، جهت میدهند و افقهای ممکن را برای ما تعریف میکنند. در این نگاه، یک کمپین روابطعمومی فقط اطلاعرسانی نمیکند؛ بلکه معنا میسازد و توزیع میکند. به تعبیر ادواردز، روابطعمومی از یک سو معنا تولید میکند؛ اینکه مثلاً «پیشرفت» یعنی چه، «توسعه» یعنی چه، «مسئولیتپذیری» یعنی چه، و از سوی دیگر این معانی را در فضاهای مختلف، از رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی گرفته تا رویدادها و ارتباطات چهرهبهچهره، به گردش درمیآورد. آنچه در ظاهر، «یک پیام سازمانی» به نظر میرسد، در عمل، تکهای از سازوکار جهان اجتماعی است؛ سازوکاری که تعیین میکند چه چیز بدیهی و طبیعی به نظر برسد و چه چیز عجیب، غیرواقعبینانه یا حاشیهای. در این چارچوب، روابطعمومی دیگر به معنای مدیریت چند مراسم و نشست خبری نیست؛ بلکه نقشی دارد در شکل دادن به همان صحنهای که مردم بر اساس آن جهان اطرافشان را میفهمند و میپذیرند. به همین دلیل اگر قرار است روز ارتباطات و روابطعمومی معنای تازهای پیدا کند، باید به این نقش عمیقتر توجه کنیم و از خود بپرسیم: ما با پیامها، سکوتها، انتخاب واژگان و شیوههای قاببندیمان چه نوع جامعهای را بازتولید میکنیم و چه نوع روابط قدرت و چه افقی از آینده را عادی میسازیم.
روابطعمومی، قدرت، دموکراسی و عدالت اجتماعی
ادواردز با تکیه بر رویکرد گفتمان و نظریههای قدرت، روابطعمومی را به میدان نزاع بر سر اینکه چه چیز قابلگفتن است و چه چیز نه میبرد. او روابطعمومی را صورتبندی و مفصلبندی گفتمان جدید می بیند؛ یعنی تعیین اینکه چه مسائلی بهعنوان «مسئله» مطرح میشوند و چه مسائلی نامرئی میمانند، چه گروههایی صاحب صدا تلقی میشوند و چه گروههایی در حاشیه میمانند، کدام روایتها مشروعیت میگیرند و کدام روایتها بیاعتبار یا بیاهمیت جلوه داده میشوند.
...
#روز_جهانی_ارتباطات
#روابط_عمومی
#نشست_تخصصی
🇮🇷
@irancscahub
🆔 @irancsca
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
*تحلیل آیندهپژوهانه پارادایمهای ارتباطات سلامت؛
چالشها، فرصتها و ضرورتهای سیاستگذاری*
✍ حبیب راثی تهرانی، مدیر گروه #ارتباطات_سلامت انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
در دنیای پرشتاب امروز، ارتباطات سلامت از یک نقش فرعی در اطلاعرسانی پزشکی، به قلب تپنده مدیریت سلامت و تغییر رفتار تبدیل شده است. همچنین تحول در ساختار قدرت و جریان اطلاعات در عصر دیجیتال، منجر به بازتعریف بنیادین مفاهیم در حوزه ارتباطات سلامت شده است. گذار از مدلهای سنتی «انتقال اطلاعات» به سمت مدلهای «تعامل پیچیده و مدیریت دانش»، نیازمند بازنگری در چارچوبهای نظری و عملیاتی این رشته است. تحلیل آینده این حوزه، مستلزم درک تغییرات بنیادین در زیرساختهای اجتماعی و تکنولوژیک است.
۱. بازتعریف مفهوم ارتباطات سلامت در چشمانداز نسلهای جدید
نسلهای نوظهور (Generations Z & Alpha) از رویکرد «ارتباطات خطی و سلسلهمراتبی» فاصله گرفته و به سمت «ارتباطات شبکهای و افقی» (Horizontal Communication) گرایش دارند. در این پارادایم، حقیقتِ سلامت از طریق «تجربهگرایی دیجیتال» و «تایید همتایان» (Peer Validation) بازتولید میشود. برای این نسل، اعتبار پیام دیگر صرفاً وابسته به مرجعیت رسمی (Institutional Authority) نیست، بلکه بر پایه «قابلیت تعامل» (Interactivity) و «ارتباطات شخصیسازیشده» (Personalized Communication) استوار است.
نسلهای جدید زد و آلفا، ارتباطات سلامت را نه از طریق منابع رسمی و یکطرفه (مانند پزشک یا بروشورهای دولتی)، بلکه از طریق «ارتباطات افقی و شبکهای» درک میکنند. برای این نسل، سلامت یک موضوع «تجربهمحور» و «شخصیسازی شده» است. آنها به دنبال محتوای کوتاه، تعاملی و بصری (Visual) هستند و مرز میان اطلاعات علمی و تجربه زیسته کاربران (Peer-to-peer) در شبکههای اجتماعی را کمرنگ میدانند.
2. تحولات پارادایمیک و چالشهای ساختاری در افق پنجساله
در پنج سال آتی، حوزه ارتباطات سلامت با گذار از «ارتباط جمعی» (Mass Communication) به سمت «ارتباطات محاسباتی» (Computational Communication) روبرو خواهد بود. چالش بنیادین در این برهه، مدیریت پدیده اخبار جعلی و «اینفودمی» (Infodemic) یا همان طغیان اطلاعات و آمیختگی نامحسوس شبهاطلاعات و اطلاعات است که فرآیند تصمیمگیری علمی را مختل میکند. علاوه بر این، ضرورتِ ادغام «علم رفتاری» (Behavioral Science) با «تحلیل کلاندادهها» (Big Data Analytics)، از یک رویکرد اختیاری به یک الزام فناورانه برای پیشبینی الگوهای رفتاری و مداخلات پیشگیرانه تبدیل خواهد شد.
همچنین در سالهای آتی، این حوزه با تحولی بنیادین به سمت «ارتباطات مبتنی بر داده و هوش مصنوعی» حرکت خواهد کرد. چالش اصلی این عصر، مدیریت انباشت و اضافهبار اطلاعاتی با حفظ اعتماد عمومی و رفتن بسوی «بیاعتنایی انتقادی» (Critical Ignoring) در عصر الگوریتمهای جذاب است که هدف آنها درگیرسازی حداکثری مخاطبان و کاربران با دادهها و اطلاعات بیفایده و بعضاً زیانبار است. (اینفودمی) همچنین، «شخصیسازی و هدفمندسازی پیامهای سلامت» (Tailored Messaging) بر اساس ویژگیهای، اجتماعی، سنی، قومیتی، جنسیتی و رفتاری و اقتصادی فرد، از یک وضعیت مفروض و ایدهآل به یک ضرورت فنی تبدیل خواهد شد.
3. تحلیل تقابل تهدید و فرصت در اکوسیستم سلامت
تهدید استراتژیک: گسترش «بیگانگی اطلاعاتی» (Information Alienation) و سیطره اتاقهای پژواک (الگوریتمهای تاییدکننده یا (Echo Chamber که منجر به تضعیف «اجماع علمی» و ترویج «شبهعلم» (Pseudoscience) میگردند. این پدیده، اقتدار سیستمهای سلامت عمومی را در برابر بحرانهای نوپدید به چالش میکشد. شاید بتوان گفت بزرگترین تهدید پیشرو، در وهله بعد، گسترش «اخبار جعلی سلامت و شبهاطلاعات پزشکی» (Medical Misinformation) و از دست رفتن مرجعیت علمی است که میتواند منجر به بحرانهای سلامت عمومی و بیاعتمادی به سیستمهای رسمی شود.
فرصت استراتژیک: بهرهگیری از «ارتباطات هوشمند» (Smart Communication) و یادگیری ماشینی و برپایه هوش مصنوعی جهت پیادهسازی و اجرای «مداخلات دقیق سلامت دیجیتال» (Precision Digital Health Interventions)، امکان گذار از مداخلات عمومی و یکپارچه به سمت مداخلات هدفمند و مبتنی بر ویژگیهای فردی (Individualized Nudges) را فراهم میآورد. بهرهگیری از ظرفیتهای «سلامت دیجیتال» (Digital Health) و ابزارهای هوش مصنوعی نیز امکان پایش لحظهای رفتار سلامتمحور و مداخله دقیق و پیشگیرانه را فراهم میسازد.
#روز_جهانی_ارتباطات
#نشست_تخصصی
🇮🇷
@irancscahub
🆔 @irancsca
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
*نسل جدید، بازتعریف ارتباطات و آینده مطالعات فرهنگی؛ از بحران اصالت تا مسئله نابرابری*
(بخش اول)
✍ انوشه میرمجلسی، دبیر گروه #مطالعات_سینمایی_و_ارتباطات انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
در میانه یک دگرگونی عمیق رسانهای، دیگر نمیتوان از «ارتباطات» و «مطالعات فرهنگی» با همان واژگان و مفاهیم دهههای گذشته سخن گفت. نسل جدید، که همزمان در زیستجهان شبکهای، اقتصاد پلتفرمی، فرهنگ الگوریتمی و تجربه روزمره رسانهایشده رشد کرده، این دو حوزه را نه صرفاً بهعنوان رشتههایی دانشگاهی، بلکه بهمثابه ابزارهایی برای فهم قدرت، هویت، بازنمایی، کنشگری و زیست اجتماعی در جهان دیجیتال میبیند. از این منظر، پرسش از آینده ارتباطات و مطالعات فرهنگی در واقع پرسش از آینده جامعه، شهروندی و نظم در دوران پلتفرمهاست. در ادامه به چهار پرسش کلیدی در این رابطه میپردازیم.
پرسش اول - نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را چگونه میفهمد؟
نسل جدید، ارتباطات را کمتر بهعنوان فرآیندی خطی ارسال و دریافت پیام میفهمد و بیشتر آن را بهمثابه یک میدان پیچیده، تعاملی و دادهمحور درک میکند؛ میدانی که در آن مرز میان تولیدکننده و مصرفکننده محتوا از میان رفته است. برای این نسل، ارتباطات فقط رسانههای رسمی، روزنامه، رادیو و تلویزیون نیست؛ ارتباطات در پلتفرمها در استوریها، در میمها، در ویدئوهای کوتاه، در الگوریتمهای پیشنهاددهنده و حتی در سکوتها و طردهای دیجیتال جریان دارد. آنان ارتباطات را در نسبت با «دیدهشدن»، «اثرگذاری»، «شبکهسازی» و «مدیریت هویت» تجربه میکنند.
در همین حال، مطالعات فرهنگی نیز برای نسل جدید صرفاً دانشی نظری درباره متن، قدرت، ایدئولوژی یا بازنمایی نیست. این حوزه برای آنان ابزاری تحلیلی برای خواندن مناسبات روزمره قدرت است. اینکه چه چیزی ترند میشود، چه صدایی برجسته میشود، چه هویتی به حاشیه رانده میشود، چگونه سلیقهها ساخته میشوند و چگونه فرهنگ عامه به عرصه منازعهی سیاسی، اقتصادی و نمادین تبدیل میشود. اگر نسلهای پیشین مطالعات فرهنگی را از خلال متنهای مکتوب، سینما، تلویزیون یا خردهفرهنگها فهم میکردند، نسل جدید آن را از خلال تجربهزیسته پلتفرمی، سلبریتیها، اینفلوئنسرها، اقتصاد توجه و فرهنگ مشارکتی درک میکند.
نکته مهم این است که نسل جدید، نسبت به اقتدارهای سنتی نیز نگاه انتقادیتری دارد. آنان بیش از آنکه مرجعیت را از نهادهای رسمی بگیرند، آن را در شبکهها جستوجو میکنند. در نتیجه، فهم آنان از ارتباطات و مطالعات فرهنگی هم افقیتر است، هم میانرشتهایتر و هم حساستر به مسئله تجربه زیسته، عدالت بازنمایی و سیاست فناوری.
پرسش دوم - حوزههای تخصصی ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالش و تحولی روبهروست؟
در پنج سال آینده، مهمترین تحول این دو حوزه عبور از «مطالعه رسانه» به «مطالعه زیرساختهای رسانهای و حکمرانی الگوریتمی» خواهد بود. دیگر کافی نیست که پژوهشگر فقط پیام، محتوا یا مخاطب را تحلیل کند؛ اکنون باید پلتفرم، داده، معماری، هوش مصنوعی، مالکیت زیرساخت و اقتصاد سیاسی توجه را نیز مطالعه کرد.
از نظر تخصصی، چند چالش و تحول برجسته قابل پیشبینی است:
الف) هوش مصنوعی و بحران اصالت
گسترش هوش مصنوعی، تولید محتوا را بهشدت ارزان، سریع و فراگیر خواهد کرد. این امر از یکسو خلاقیت و بهرهوری ارتباطی را افزایش میدهد، اما از سوی دیگر مرز میان امر واقعی و امر مصنوع، میان نویسنده و ماشین و میان روایت معتبر و روایت دستکاریشده را تیره میکند. در چنین شرایطی، سواد رسانهای کلاسیک دیگر کفایت نخواهد کرد و باید از «سواد الگوریتمی» و «سواد هوش مصنوعی» سخن گفت.
ب) پلتفرمیشدن فرهنگ
مطالعات فرهنگی ناچار خواهد بود بیش از گذشته به سازوکارهای پلتفرمها بپردازد؛ یعنی به اینکه چگونه طراحی فنی و منطق اقتصادی پلتفرمها، سلیقه، هویت، کنش جمعی و حتی حافظه فرهنگی را شکل میدهند. فرهنگ دیگر فقط محصول کنش اجتماعی نیست؛ محصول تعامل مداوم میان کاربران، کدها، شاخصها و منطق تجاری پلتفرمها نیز هست.
ج) فرسایش مرزهای رشتهای
در آینده نزدیک، ارتباطات و مطالعات فرهنگی بدون پیوند با علوم داده، مطالعات علم و فناوری، حقوق دیجیتال، اقتصاد سیاسی و اخلاق فناوری قادر به توضیح واقعیت نخواهند بود. این دو حوزه برای بقا و اثربخشی باید از انزوای رشتهای فاصله بگیرند و به قلمرویی واقعاً میانرشتهای وارد شوند.
...
#روز_جهانی_ارتباطات
#نشست_تخصصی
🇮🇷
@irancscahub
🆔 @irancsca
به مناسبت روز جهانی ارتباطات (۱۷ مه / یکشنبه ۲۷ اردیبهشت) انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار میکند:
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی
با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
🔸️ سیاست رسانهای و مهاجرت ذهنی
با حضور گروههای:
• روزنامهنگاری
• ارتباطات بینالملل
• روابط عمومی
• مطالعات فضای مجازی
🔸️ تغییرات فرهنگی و سیاستهای موجود
با حضور گروههای:
• مطالعات کودکی
• مطالعات زنان
•مطالعات بازی و سرگرمی
• مطالعات سینمایی و ارتباطات
🔸️**آینده تخصصها و حرفهها**
با حضور گروههای:
• ارتباطات علم
• ارتباطات سلامت
• ارتباطات شنیداری
• ارتباطات محیط زیست
• مطالعات نوآوری
⏰ زمان برگزاری:
یکشنبه،۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ از ساعت ۱۴ تا ۱۷
مکان:
حضوری:دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن انجمنها
مجازی:
https://skyroom.online/ch/irancsca/dabirkhane-anjoman
🇮🇷
🆔 @irancsca
⭕️ رسانه و مسئله وجودی ایران
"بخش دوم"
در حالی که کشور نیازمند یک سیاست رسانهای است به نحوی که رسانه را به مثابه عنصر مقاومتساز در شرایط جنگ، و نیز به طور کلی موجب ذهنیت و ارتباطات توسعه و انسجام بخش جامعه باشد. وظیفه نهاد علم نیز پرداختن به تولید ادبیات و نظریهپردازی در حوزههایی مانند روزنامهنگاری جنگ، روزنامهنگاری توسعه، هویت بخش ملی، روزنامهنگاری بحران، روزنامهنگاری صلح و... و حتی مفهوم «تمامیت ذهنی ایرانیان» است.
مسئله مغفول جریان خاکستری
یکی دیگر از چالشهای مهم، الگوی تولید محتوا و توزیع رسانهای در کشور است. جریان اصلی رسانه در ایران عمدتاً بر کارکرد تحکیمی برای تفکری خاص متمرکز بوده است؛ یعنی حفظ و تقویت مخاطبانی که از پیش همراه هستند. این کارکرد در جای خود ضروری است، اما خطر از آنجا آغاز شد که رسانه جریان اصلی در همین کارکرد متوقف مانده است
خارج از این کارکرد، بخش مهمی از جامعه قرار دارد که میتوان آن را جریان خاکستری نامید؛ مردمی که نه در گروه اول قرار میگیرند و نه کاملا مخالف هستند، بیشتر همراه با ثباتگرایی خواهان تغییرات در طیفی از آنها هستند. این بخش از جامعه نقشی تعیینکننده در شکلگیری افکار عمومی دارد. اگر این گروه مورد توجه قرار نگیرد، عملاً بخش مهمی از میدان اثرگذاری رسانه از دست رفته خواهد بود. رسانهها بهطور کلی سه کارکرد اصلی دارند: تحکیمی، توجیهی و تهاجمی.
رسانه امنیتی شده یا امنیت ساز
یکی از مسائل مهم در ایران امنیتی شدن میدان فعالیت رسانه است. در این زمینه لازم است خود مفهوم امنیت بازتعریف شود. امنیت مفهومی ذهنی، نسبی، فراخ و حتی توخالی است. هرچیزی میتواند به نام امنیت درون این ظرف جای گیرد. اساسا باید مشخص شود امنیت برای چه کسی و در چه سطحی تعریف میشود و چه نسبتی با امنیت جامعه دارد. مطالعات نشان میدهد به نام امنیت، از ظرفیت امنیتساز رسانه غافل شدهایم و شنیدن صداهای متکثر، متنوع و نقادانه از اعتماد به داخل کاسته و زمینه مهاجرت مرجعیت رسانه از داخل را فراهم ساخته است.
در برخی نگاهها، رسانه نه بهعنوان یک عامل قدرت، بلکه بهعنوان یک مزاحم دیده میشود. چنین نگاهی مانع از شکلگیری سیاستگذاری جامع در حوزه رسانه و بهرهگیری از ظرفیت آن در تقویت قدرت ملی و امنیت میشود. در بزنگاههایی مانند جنگ و بحران _مانند این روزها_ حسرت رسانههای تاثیرگذار با صداهای داخلی نمایان میشود.
روزنامهنگاری در میانه جامعه و حاکمیت
هنر روزنامهنگاری در شرایط امروز آن است که بتواند میان دیدگاههای حاکمیت، درک جامعه و الزامات جنگ توازن برقرار کند. روزنامهنگار نمیتواند صرفاً از یک زاویه به موضوع نگاه کند؛ بلکه باید همزمان تحولات اجتماعی، مطالبات مردم و تهدیدهای موجود را در نظر داشته باشد.
جامعه ایران جامعهای متکثر است؛ بخشی از آن خواهان تغییرات در چارچوب موجود است و بخشی دیگر خواستار تغییرات بنیادین است. در چنین شرایطی، روزنامهنگاری باید بتواند میان این واقعیت اجتماعی و الزامات ناشی از تهدید خارجی نقش میانجیگرانه، واسطهای، روشنگرانه و افقگشا ایفا کند.
رسانه بهمثابه پدافند ذهنی جامعه
جنگهای اخیر تا حد زیادی بر عملیات روانی متکی بودهاند و در این میان تلاش شده نوعی گسست ذهنی میان ایران، جامعه و نهادهای آن ایجاد شود؛ گویی ایران از مردم و مؤلفههای واقعی خود جدا شده است. در برابر این وضعیت، روزنامهنگاری باید بتواند این گسست ذهنی را ترمیم کند و تصویر واقعبینانهتری از جامعه ارائه دهد.
در سالهای گذشته، مرجعیت خبر و روایت بهتدریج از رسانههای داخلی خارج شده و بازیگران خارجی توانستهاند در شکلدهی به ذهنیت عمومی نقش پررنگتری ایفا کنند. در چنین شرایطی، مسئله روزنامهنگاری تنها انجام وظایف حرفهای مرسوم نیست، بلکه رسانه با مسئولیتی گستردهتر در قبال آینده ایران و یکپارچگی ملی مواجه است.
انظام رسانهای باید بتواند بهمثابه نوعی پدافند ذهنی برای جامعه عمل کند و از ذهنیت ایرانیان در برابر روایتهای مخرب دفاع کند. البته این نه تنها به معنای چشمپوشی از نقد سیاستهای داخلی نیست بلکه چالشی برای یافتن توازنی میان حفظ نقش انتقادی رسانه و تقویت انسجام ذهنی جامعه است.
فهم پیچیدگی رخدادهای اجتماعی
دفاع از ذهنیت ایرانیان زمانی باورپذیر خواهد بود که امکان نقد درونزا نیز حفظ شود. مدیریت افکار عمومی در نهایت به این بازمیگردد که رسانه چگونه میتواند در میان گفتارهای متکثر، مسیر تحلیلی خود را پیدا کند.
🇮🇷
🆔 @irancsca
✍🏻علی ربیعی:
در مقام کسی که هم حوزه اجتماعی و هم امنیت عمومی را میشناسم، متعجبم چگونه گاه ضدامنیتیترین تصمیمها به نام امنیت اعمال میشود. امنیت اگر از اعتماد مردم جدا شود، به مفهومی ذهنی، کشدار و تهی بدل میشود. چند ماه پیش پژوهشی درباره نسبت اینترنت و امنیت ملی انجام دادم. با شنیدن همه ملاحظات، به این جمعبندی رسیدم که بسیاری از تهدیدهایی که به اینترنت آزاد نسبت داده میشود، از مسیرهای دیگر نیز قابل وقوع است و تجربههای پیشین هم این را تأیید میکند.
آنچه اما کمتر دیده میشود، نارضایتی مردم بهمثابه یکی از بنیادیترین مؤلفههای امنیت ملی است. در شرایط جنگی، ملاحظات امنیتی جدیاند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. اما طرح «اینترنت پرو» ظاهراً به نوعی نظمبخشی طبقاتی به دسترسیها معطوف می شود. همینجاست که مسئله خطرناک میشود: مردم احساس میکنند بستن اینترنت، تداوم فیلترینگ، رونق VPN و اکنون اینترنت پرو، ارتباطی با تامین امنیت ندارد، بلکه با منافع و امتیازهای خاص برای تدوام این رویکرد در دوران پس از جنگ گره خواهد خورد .
امنیت ملی بدون مردم ساخته نمیشود. مردمی که در جنگ پای ایران ایستادهاند، شایسته اعتماد، توضیح صادقانه و حق دسترسی عادلانهاند؛ نه سیاستهایی که خشم، تبعیض و بیاعتمادی تولید کند. حفظ امنیت میدان جنگ ضروری است، اما حفظ سرمایه اجتماعی مردم نیز بخشی از همان امنیت است.متاسفانه در سنت تصمیمگیری وبراوردهای قدرت ملی محاسبه ذهنیت ونگرش جامعه جای چندانی ندارد، لایههای زیرین جامعه را ببینید!
🇮🇷
🆔 @irancsca
نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» با تمرکز بر نسبت میان دانشگاه، رسانه و حاکمیت، از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی با هدف یافتن راهی برای بازسازی پیوند میان دانش، تصمیم و افکار عمومی در دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه برگزار شد.
🔺احمدوند: ضرورت شکلگیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی
🔺اسمعیلیاردکانی: لزوم گذر از چرخه بسته تولید دانش به چرخه اثرگذاری اجتماعی
🔺خانیکی: ضرورت میانجیگری دانشگاه در مواجهه با «قلدری سایبری»
🔺فرقانی: بازسازی مرجعیت رسانهای؛ شرط جلوگیری از گرایش به منابع نامطمئن
🔺ربیعی: رسانه؛ عنصری برای حفظ انسجام روانی و اجتماعی جامعه
🔺مهاجرانی: دانشگاهیان شاخصهای مشترکی برای همزبانی با حاکمیت تعریف کنند
🔺رهبری: اینترنت؛ مؤلفهای از امنیت ملی
🔺چگنیزاده: رسانهها و ضرورت «آشتی ملی»
🔺نامورمطلق: تأکید بر نقش دانشگاه در همراهی با جامعه
🔺گلزاری: انتقاد از «محرمانگیهای ساختگی» گزارشهای دانشگاهی
🔺علمداری: همکاری مشترک دانشگاه و رسانه برای ساختن روایتهای دقیقتر و منصفانهتر
🔺تیشهیار: به سازوکاری نهادی برای ارتباط میان دولت، دانشگاه و رسانه نیاز داریم
️ ادامه مطلب در پایگاه خبری عطنا:
atna.atu.ac.ir/fa/news/22207
🔸️علی ربیعی: بخش سیاست جامعه با خطر واگذاری تمامیت ذهنی روبروست
🔸️فاطمه مهاجرانی: دانشگاهیان شاخص های مشترکی برای همزبانی با حاکمیت تعریف کنند
🔸️هادی خانیکی: رسانه ضعیف ترین و همزمان تعیین کننده ترین میدان است
ادامه خبر در پایگاه خبری جماران:
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1708233
🇮🇷
@irancscahub
اینترنت و نارضایتی اجتماعی؛
مؤلفه فراموششده امنیت ملی
در مقام کسی که هم حوزه اجتماعی و هم امنیت عمومی را میشناسم، متعجبم چگونه گاه ضدامنیتیترین تصمیمها به نام امنیت اعمال میشود. امنیت اگر از اعتماد مردم جدا شود، به مفهومی ذهنی، کشدار و تهی بدل میشود.
چند ماه پیش پژوهشی درباره نسبت اینترنت و امنیت ملی انجام دادم. با شنیدن همه ملاحظات، به این جمعبندی رسیدم که بسیاری از تهدیدهایی که به اینترنت آزاد نسبت داده میشود، از مسیرهای دیگر نیز قابل وقوع است و تجربههای پیشین هم این را تأیید میکند.
آنچه اما کمتر دیده میشود، نارضایتی مردم بهمثابه یکی از بنیادیترین مؤلفههای امنیت ملی است. در شرایط جنگی، ملاحظات امنیتی جدیاند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. اما طرح «اینترنت پرو» ظاهراً به نوعی نظمبخشی طبقاتی به دسترسیها معطوف می شود.
همینجاست که مسئله خطرناک میشود: مردم احساس میکنند بستن اینترنت، تداوم فیلترینگ، رونق VPN و اکنون اینترنت پرو، ارتباطی با تامین امنیت ندارد، بلکه با منافع و امتیازهای خاص برای تدوام این رویکرد در دوران پس از جنگ گره خواهد خورد.
امنیت ملی بدون مردم ساخته نمیشود. مردمی که در جنگ پای ایران ایستادهاند، شایسته اعتماد، توضیح صادقانه و حق دسترسی عادلانهاند؛ نه سیاستهایی که خشم، تبعیض و بیاعتمادی تولید کند. حفظ امنیت میدان جنگ ضروری است، اما حفظ سرمایهی اجتماعی مردم نیز بخشی از همان امنیت است که متاسفانه در سنت تصمیمگیری و برآوردهای قدرت ملی محاسبه ذهنیت و نگرش جامعه جای چندانی ندارد.
لایههای زیرین جامعه را ببینید!
علی ربیعی
رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
🇮🇷
🆔 @irancsca
🆔 @irancsca
نشست ارتباطات مشارکتی، فرهنگ بومی و گردشگری در کرمان برگزار شد
نشست تخصصی «ارتباطات مشارکتی، فرهنگ بومی و گردشگری» که با همکاری دفتر انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات و اتاق بازرگانی کرمان برگزار و با اشتراک تجربیات روستای جهانی گردشگری شفیع آباد شهداد، نقش توانمندسازی جوامع بومی از مسیر توسعه اجتماع محور در بستر فرهنگ بررسی شد.
رئیس دفتر انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات در استان کرمان با بیان اینکه ارتباطات مشارکتی تلاش می کند آگاهی سازی عمومی رابرای ایجاد تغییرات مثبت در اجتماع فراهم کند افزود: مشارکت دادن مردم بومی در فعالیت ها و برنامه ریزی ها حق طبیعی است و نباید به عنوان لطف مسئولان به آن نگاه کرد.
عباس تقی زاده گفت: ارتباطات مشارکتی عامل مهم آزادسازی از قید و بندهای ذهنی و روانی است که مانع شکوفایی و تحول مردم بومی محسوب می شوند.
وی عنوان کرد: تشکل زنان گوجینو در روستای جهانی گردشگری نمونه ای از ارتباطات مشارکتی موفق است که به توسعه گردشگری در شفیع آباد و انتخاب جهانی آن کمک کرد. ضمن انکه در کنار عوامل انسانی و تسهیگری متخصصان، فناوری های ارتباطی و رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام به موفقیت بیشتر و معرفی گوجینو کمک زیادی کردند.
تقی زاده افزود: مقایسه توانایی ها و فعالیت اجتماعی زنان عضو گوجینو قبل و بعد از فعالیت این تشکل نشان می دهد آنها توانستند توانمندی های خود را شکوفا کنند در آبادانی روستا سهیم شوند و قدرت بیشتری در تصمیم گیری ها داشته باشند.
وی با بیان اینکه ارتباطات مشارکتی مجرایی برای گفتگو و کمک به مردم دردرک یکدیگر و شناسایی مشکلات و چالش ها و کمک به مرتفع کردن آنهاست افزود: مشارکت باید واقعی باشد و از مشارکت های ساختگی و کاذب راه حال و اتفاقی بیرون نمی آید.
وی خاطرنشان کرد: ارتباطات مشارکتی بر همکاری و دانش مشترک بین مردم و متخصصان در بافت محلی و نزدیکی فرهنگی استوار است و در عمل هم باید برنامه ها به توانمندسازی مردم بینجامد.الگوی ارتباطی در ارتباطات مشارکتی از بالا به پایین نیست غیرخطی، مشارکتی و انتقال اطلاعات همراه با ایجاد سازمان استفاده از آن است. اینجاست که تشکل های مردم نهاد اهمیت زیادی پیدا می کنند.
تقی زاده با اشاره به اینکه ما کشوری در حال توسعه هستیم و رویکردهای مشارکتی تناسب بیشتری با ما دارد افزود: فرهنگ های بومی ایستا نیستند پویا هستند و اینکه سالهای سال به حیات خودشان ادامه می دهند و تسلیم نشدند پویایی و زنده بودن آنها را نشان می دهد. فرهنگ های بومی و محلی منبع بسیاری از راه حل های مسائل اساسی هستند. ارتباطات مشارکتی می تواند به جای نسخه های بیرونی، مردم محلی را در فرایند توسعه به ایجاد جامعه ای که خودشان می خواهند برساند.
زهراتکابی از تشکل گوجینو روستای شفیع آباد با تاکید بر تاثیر تسهیلگری در فعالیت های زنان در روستاها گفت: انسان ها توانمند هستند و باید برای توان افزایی آنها تلاش کنیم. وی آمادگی خود را برای فعالیت های تسهیلگری در روستاهای شهداد وسایر مناطق اعلام کردند.
تکابی با اشاره به نقش گوجینو در انتخاب روستای شفیع آباد به عنوان روستای گردشگری جهانی خواستار حمایت جدی مسئولان از تشکل گوجینو شد که درصدی از درامد حاصل از فروش پته و صنایع دستی را به احیا قناتهای روستای تکاب اختصاص می دهد.
رئیس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان کرمان بر همکاری فعالان اجتماعی در حفظ و معرفی مواریث فرهنگی تاکید کرد.
رضا ریاحیان افزود: کنشگران اجتماعی شهرها و مناطق مختلف مردم محلی را برای نگه داری از آثار تاریخی آموزش و توانمند سازند.
مدیرکل روابط عمومی استانداری کرمان تاکید کرد: توسعه به معنای دیوار بتن و زیرساختها نیست، این مردم هستند که محور توسعه به شمار میروند.
محمدرضانژادحیدری پیشنهاد کرد با تاسیس انجمن های مردمی با حضور تمامی ظرفیتها در کنار دولت، توسعه گردشگری در استان رونق گیرد.
امین فلاح دستیار استاندار کرمان نیز در این نشست عنوان کرد: اگر به دنبال توسعه علمی به معنای واقعی هستیم، باید جوامع محلی را درگیر کنیم.
عضو هیات مرکزی دفتر انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات در کرمان در سخنانی تصریح کرد: داشتن ارتباطات مشارکتی قوی، به معنای داشتن جامعه مدنی و به رسمیت شناخته شدن آن در حوزه سیاسی است. توسعه یعنی هم در سطح ساختار و هم در سطوح خردتر مانند روستا از دموکراسی برخوردار باشیم و این ارتباطات مشارکتی و گفتگو، هم میان مردم و هم میان مردم و حوزه سیاسی وجود داشته باشد.
مهراوه تقی زاده افزود: ارتباطات مشارکتی افزون بر به رسمیت شناختهشدن در حوزه اقتصاد محلی، باید در حوزه سیاسی نیز به رسمیت شناخته شود. توسعه جماعتی به عنوان بخشی از توسعه پایدار در ایران با یک تفاوت نسبت به کشورهای دیگر روبروست و آن هم داشتن تاریخ و عناصر تمدنی غنی در روستاهاست.
🇮🇷
🆔 @irancsca
🆔 @irancsca
هفتمین مسابقه عکس حوادث و سوانح با موضوع جنگ رمضان با عنوان ایستادگی برای ایران (جنگ با شلیک آخرین گلوله تمام نمیشود) برگزار میشود.
مهلت ارسال آثار: 31 خردادماه 1405
داوری آثار: 11 تیرماه 1405
برگزارکننده: مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی
ایمیل مسابقه: pic@ndri.ac.ir
شماره تماس برای ارسال آثار در پیامرسان بله: 09909648189
🇮🇷
🆔 @irancsca
🆔 @irancsca
دفتر توسعه آموزش رسانه و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات نشست «از مقاومت تا مذاکره»را برگزار میکند؛
در این نشست وظیفه روزنامهنگاران در تبیین تمام ابعاد جنگ و انعکاس صادقانه حقایق میدان و دیپلماسی بررسی خواهد شد.
نشست با حضور علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ماشاالله شمسالواعظینروزنامه نگار و عضو شورای اطلاعرسانی دولت و عبدالله گنجی مدیر مسئول سابق روزنامه همشهری و مشاور شهردار تهران برگزار میشود.
زمان:دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ از ساعت ۱۰ الی ۱۲
مکان: خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه هرات پلاک ۱۱
در این نشست ورود برای عموم آزاد است و حضور همکاران گرامی به ارتقای بحث و رسیدن به راهکارهای موثر کمک شایانی خواهد نمود.
🇮🇷
🆔 @irancsca
🆔 @irancsca
گزارش تصویری روز اول مجموعه کارگاههای «ارتباطات بحران؛ اصول تولید محتوای سریع و اثربخش در شرایط بحرانی»
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
🔗 لینک مشاهده در آپارات👇
https://www.aparat.com/v/rrh57we
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#کارگاه_آموزشی
#ارتباطات_بحران
🇮🇷
🆔 @irancscahub
🆔 @irancsca
دومین روز مجموعه کارگاههای «ارتباطات بحران؛ اصول تولید محتوای سریع و اثربخش در شرایط بحرانی» امروز (۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی موسسه پژوهشی سوانح طبیعی، این کارگاهها که با حضور بیش از ۶۰۰ نفر از مسئولان و کارشناسان روابطعمومی و فرهنگی دانشگاههای سراسر کشور، مسئولان و کارشناسان روابط عمومی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و دیگر دستگاههای اجرایی همراه بود به صورت برخط با میزبانی مؤسسه سوانح طبیعی برگزار گردید.
در روز دوم این کارگاهها، هادی خانیکی با موضوع «مرجعیت خبری و مقابله با شایعات و اخبار جعلی»، اعظم صوفیانی با موضوع «ارتباطات انسانی در شرایط بحران»، مسعود راستینآریا با موضوع «مهارتهای روابطعمومی در بحران؛ قبل، حین و پس از بحران»، مسعود تقیآبادی با موضوع «استراتژی انتشار و مدیریت رسانه» و روحالله قاسمی با موضوع «اصول مستندسازی در بحران» به تدریس پرداختند.
#کارگاه_آموزشی
#ارتباطات_بحران
🇮🇷
🆔 @irancscahub
🆔 @irancsca
معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری؛ انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ پژوهشکده سوانح طبیعی برگزار میکنند:
مجموعه کارگاههای
ارتباطات بحران؛ اصول تولید محتوای سریع و اثربخش در شرایط بحرانی
ویژه مدیران و کارشناسان روابط عمومی و فرهنگی وزارت عتف، دانشگاههای سراسر کشور و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی
شنبه و یکشنبه (۵ و ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) ساعت ۹ تا ۱۳
سامانه برخط پژوهشکده سوانح طبیعی به آدرس
https://live3.eseminar.tv/ch/wb174489
روز اول: شنبه ۵ اردیبهشت ساعت ۹ تا ۱۳
- افتتاحیه
- جامعه و نقش اطلاعات و ارتباطات در بحران، دکتر محمد گلزاری
- ارتباطات انسانی در شرایط بحران، دکتر اعظم صوفیانی
- افکار عمومی در بحران، دکتر محمد رهبری
روز دوم: یکشنبه، ۶ اردیبهشت، ساعت ۹ تا ۱۳
- مهارتهای روابطعمومی در بحران: قبل، حین و پس از بحران، دکتر مسعود راستین آریا
- مرجعیت خبری و مقابله با شایعات و اخبار جعلی، دکتر هادی خانیکی
- استراتژی انتشار و مدیریت رسانه، دکتر مسعود تقیآبادی
- اصول مستندسازی در بحران، دکتر روحالله قاسمی
🇮🇷
@irancsca
🆔 @irancsca
✍🏻مسعود تقیآبادی، استاد ارتباطات دانشگاه فردوسی مشهد
(بخش دوم)
به این معنا، روابطعمومی هم میتواند قدرت را تثبیت کند و هم میتواند امکان مقاومت را تقویت کند. همانگونه که ادواردز نشان میدهد، روابطعمومی میتواند در خدمت پروژههای مسلط شرکتهای بزرگ، دولتها و نهادهای قدرتمند باشد، اما در عین حال، ابزار کنش جمعیِ جنبشهای اجتماعی، گروههای بهحاشیهراندهشده و کنشگران مدنی نیز هست. اگر روز روابطعمومی را جدی بگیریم، باید صادقانه از خودمان بپرسیم در طول سال گذشته روابطعمومی ما صدای چه کسانی بوده است، برای تثبیت کدام منافع و ارزشها کار کرده است و مهمتر از آن چه صداهایی را نشنیده و چه روایتهایی را حذف یا تضعیف کرده است. بخشی از استدلال ادواردز با الهام از هابرماس و مفهوم حوزه عمومی شکل میگیرد. او روابطعمومی را در پیوند با دموکراسی و امکان گفتوگوی عقلانی در جامعه تحلیل میکند. از یک سو، روابطعمومی میتواند به گسترش مشارکت کمک کند؛ زمانی که سازمانها و نهادها شفافیت، گفتوگوی دوسویه و پاسخگویی را جدی میگیرند و به شهروندان اجازه میدهند در تصمیمگیریها مشارکت کنند. از سوی دیگر، روابطعمومی میتواند فضای عمومی را آلوده کند؛ زمانی که صرفاً به دنبال مدیریت افکار عمومی، دور زدن پرسشها و بستهبندی زیبا برای تصمیمات از پیشگرفتهشده است. روز ارتباطات و روابطعمومی، در سطحی نمادین، فرصتی است تا به این بُعد دموکراتیک توجه کنیم و از خود بپرسیم آیا روابطعمومی در عمل به گشودن حوزه عمومی و افزایش امکان مشارکت شهروندان کمک کرده است یا صرفاً پردهای زیبا بوده که شکاف میان مردم و قدرت را پنهان میکند.
فهم درست ادواردز، توجه صریح او به مسائلی مانند نژاد، طبقه و جنسیت در روابطعمومی است. او نشان میدهد که در سطح حرفهای، این حوزه اغلب در اختیار گروههای خاصی از نظر طبقاتی، نژادی و جنسیتی است و در سطح نمادین، از طریق بازنماییها، تصاویر و روایتها میتواند کلیشهها را بازتولید یا به آنها چالش وارد کند. وقتی به کمپینهایی که میسازیم، تصاویر و واژگانی که انتخاب میکنیم و مخاطبانی که در ذهن داریم نگاه میکنیم، ناچاریم بپرسیم چه کسانی در این تصویرها حضور دارند و چه کسانی غایباند، زنان، طبقات فرودست، اقلیتها و گروههای حاشیهای چگونه دیده یا نادیده گرفته میشوند و آیا روابطعمومی ما به تداوم نابرابریها کمک میکند یا میکوشد آنها را به مسئلهای قابلگفتوگو تبدیل کند. این پرسشها روابطعمومی را از سطح فنی و مدیریتی بالا میبرد و به سطح عدالت اجتماعی پیوند میزند. او همچنین روابطعمومی را یک میدان حرفهای میداند که در آن کنشگران برای کسب مشروعیت، تعریف دانش تخصصی، تعیین مرزهای حرفه و تنظیم رابطه خود با قدرت مبارزه میکنند. انجمنهای حرفهای میکوشند استانداردها و اخلاق حرفهای را تعریف کنند، دانشگاهها چارچوبهای نظری و مهارتی برای آموزش نسل جدید روابطعمومی ارائه میدهند و سازمانها معمولاً انتظاراتی کوتاهمدت، کارکردی و رویدادمحور دارند. در چنین شرایطی، روز روابطعمومی لحظهای است که میدان حرفهای میتواند خودش را بازتعریف کند و بپرسد آیا میخواهیم روابطعمومی همچنان در حاشیه علم و در نقش ابزار اجرایی مدیریت باقی بماند یا آن را بهعنوان یک دانش و عمل جامعهفرهنگی مستقل و نقاد به رسمیت میشناسیم.
بر اساس خوانش جامعهفرهنگی ادواردز، میتوان تعریف زیر را برای روابطعمومی پیشنهاد کرد:
«روابطعمومی فرآیند اجتماعی و فرهنگیِ تولید، توزیع و مناقشه بر سر معنا در حوزه عمومی است که از طریق آن، کنشگران مختلف، از سازمانها و نهادها گرفته تا جنبشهای اجتماعی، گروههای حاشیهای و شهروندان، میکوشند جایگاه خود را تثبیت کنند، هویتهای جمعی را شکل دهند و در ساختارهای قدرت و نابرابری، یا مشارکت کنند یا در برابر آن مقاومت ورزند«. در این تعریف، روابطعمومی، فرآیند است؛ ارتباطات، سیاست معناست؛ مخاطب کنشگری است که میتواند مقاومت و بازخوانی کند؛ و اخلاق، بخشی از منازعه اجتماعی بر سر نوع جامعهای است که میخواهیم بسازیم. این تعریف، روابطعمومی را در پیوند با فرهنگ، قدرت، هویت، دموکراسی و عدالت اجتماعی قرار میدهد.
🇮🇷
@irancscahub
🆔 @irancsca
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
*روابط عمومی در عصر تحولات اجتماعی و فناوریهای نوین*
✍ مسعود راستین آریا، دبیر گروه #روابط_عمومی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
تحولات فناوریهای ارتباطی و گسترش رسانههای دیجیتال، مفهوم روابط عمومی را در سالهای اخیر دستخوش تغییرات اساسی کرده است. امروزه روابط عمومی دیگر تنها مسئول انتشار اخبار و اطلاعرسانی رسمی نیست، بلکه به یکی از ارکان اصلی مدیریت ارتباطات، اعتمادسازی و تعامل میان سازمانها و افکار عمومی تبدیل شده است. توسعه شبکههای اجتماعی و ابزارهای نوین ارتباطی موجب شده مخاطبان نقشی فعال در تولید، بازنشر و تحلیل محتوا داشته باشند و سازمانها ناگزیر شوند شیوههای ارتباطی خود را با نیازهای جدید جامعه هماهنگ کنند.
نسل جدید، روابط عمومی را بیش از هر چیز مدیریت گفتوگو و اعتماد در فضای دیجیتال میداند. در این نگاه، مخاطب تنها دریافتکننده پیام نیست، بلکه انتظار دارد سازمانها در برابر پرسشها و نقدها پاسخگو باشند و ارتباطی شفاف، صادقانه و مستمر برقرار کنند. از این رو تعامل دوطرفه، سرعت پاسخگویی، حضور فعال در شبکههای اجتماعی و روایتگری رسانهای به مهمترین انتظارات مخاطبان تبدیل شده است. در کنار این موارد، توجه به مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفهای و هویت سازمانی نیز اهمیت بیشتری یافته و افکار عمومی عملکرد واقعی سازمانها را در کنار پیامهای رسمی مورد ارزیابی قرار میدهد؛ به همین دلیل روابط عمومی امروز بیش از گذشته به ساخت روایت، اعتمادسازی و ایجاد تجربه مثبت ارتباطی وابسته شده است.
در ادامه این تحولات، ظهور و گسترش فناوریهای نو، بهویژه هوش مصنوعی، از مهمترین تحولاتی است که روابط عمومی در سالهای آینده با آن روبهرو خواهد شد. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند در تولید محتوا، تحلیل دادههای رسانهای، پایش افکار عمومی و مدیریت ارتباطات نقش مؤثری ایفا کنند، اما در عین حال چالشهایی مانند حفظ اصالت پیامها و جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست را نیز به همراه دارند. در کنار این روند، روابط عمومیها بهتدریج به سمت تصمیمگیری دادهمحور حرکت میکنند و سازمانها میکوشند بر اساس تحلیل دادههای شبکههای اجتماعی و رفتار مخاطبان، سیاستهای ارتباطی خود را تنظیم کنند. از سوی دیگر، سرعت بالای انتشار اخبار در فضای مجازی مدیریت بحرانهای ارتباطی را پیچیدهتر کرده است، بهگونهای که یک شایعه یا خبر نادرست میتواند در مدت کوتاهی اعتبار یک سازمان را تحت تأثیر قرار دهد.
مهمترین تهدید پیشروی روابط عمومی، کاهش اعتماد عمومی به پیامهای رسمی و گسترش اطلاعات نادرست در شبکههای اجتماعی است؛ زیرا انتشار سریع اخبار و شایعات در فضای دیجیتال، حفظ اعتبار سازمانها را دشوارتر از گذشته کرده و روابط عمومیها را ناگزیر ساخته است تا با دقت، سرعت و شفافیت بیشتری عمل کنند. در مقابل، مهمترین فرصت روابط عمومی، دسترسی مستقیم به مخاطبان از طریق رسانههای دیجیتال است؛ بهگونهای که سازمانها میتوانند بدون واسطه با جامعه ارتباط برقرار کنند، روایت خود را سریعتر منتشر سازند و بازخورد مخاطبان را بهصورت مستقیم دریافت کنند. این شرایط، زمینه ایجاد ارتباطی مؤثرتر، تعاملیتر و نزدیکتر با افکار عمومی را فراهم کرده است.
در چنین شرایطی، تدوین سیاستهای کارآمد و روزآمد در حوزه روابط عمومی اهمیت دوچندان پیدا میکند. حرفهایسازی این حوزه از طریق آموزش تخصصی، تدوین استانداردهای حرفهای و ایجاد نظامنامه ارتباطی از جمله اقدامات ضروری به شمار میرود. همچنین تقویت شفافیت و دسترسی به اطلاعات، توسعه مهارتهای دیجیتال و دادهمحور، آموزش استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی و ایجاد نظام ارزیابی عملکرد روابط عمومی میتواند به ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند. در کنار این اقدامات، تدوین و اجرای اصول اخلاق حرفهای برای جلوگیری از دستکاری اطلاعات و انتشار تبلیغات گمراهکننده، ضرورتی انکارناپذیر در فضای رسانهای امروز است.
#روز_جهانی_ارتباطات
#نشست_تخصصی
🇮🇷
@irancscahub
🆔 @irancsca
✍🏻*انوشه میرمجلسی:*(بخش دوم)
د) بحران اعتماد
فضای اشباعشده از اطلاعات، شایعه، روایتهای رقیب و تولید انبوه محتوای ماشینی، بحران اعتماد را تشدید خواهد کرد. متخصصان ارتباطات در آینده ناگزیر خواهند بود بیش از گذشته روی سازوکارهای اعتمادسازی، اعتبارسنجی، شفافیت منبع و مسئولیت اجتماعی رسانهها کار کنند.
هـ) بازگشت مسئله نابرابری
اگرچه فناوری ظاهراً دسترسی را دموکراتیک میکند، اما در عمل شکافهای تازهای پدید میآورد. شکاف دسترسی، شکاف مهارت، شکاف دیدهشدن و شکاف داده. در نتیجه مطالعات فرهنگی و ارتباطات باید دوباره و با زبانی تازه به مسئله نابرابری، حذف و حاشیهرانی بازگردند.
پرسش سوم - مهمترین تهدید و مهمترین فرصت چیست؟
اگر بخواهیم فقط یک تهدید محوری را نام ببریم، آن تهدید «استعمار الگوریتمی» است؛ وضعیتی که در آن سازوکارهای نامرئی پلتفرمها، بدون پاسخگویی دموکراتیک، بر توزیع توجه، شکلگیری افکار، بازنمایی هویتها و اولویتیابی فرهنگی اثر میگذارند. در این وضعیت، کاربران تصور میکنند آزادانه انتخاب میکنند، حال آنکه انتخابهایشان از پیش در معماری پلتفرمها، مدلهای کسبوکار و منطق دادهکاوانه جهتدهی شده است. این تهدید فقط فنی نیست؛ عمیقاً فرهنگی، سیاسی و شناختی است. نتیجه آن میتواند همگنشدن سلیقهها، افراطیشدن گفتار عمومی، تضعیف مرجعیتهای حرفهای و تقلیل تجربه فرهنگی به شاخصهای کمی توجه باشد.
در برابر این تهدید، مهمترین فرصت در توان بیسابقه نسل جدید برای تولید، توزیع و بازتعریف معنا نهفته است. امروز گروههایی که پیشتر در حاشیه بودند، میتوانند روایت خود را بسازند، شبکه همبستگی ایجاد کنند، بازنماییهای مسلط را به چالش بکشند و اشکال تازهای از کنش فرهنگی و ارتباطی را رقم بزنند. از منظر مطالعات فرهنگی، این یک فرصت تاریخی است: فرهنگ دیگر صرفاً از بالا به پایین تولید نمیشود، بلکه در شبکهای از مشارکت، مقاومت، بازآفرینی و چانهزنی نمادین شکل میگیرد. از منظر ارتباطات نیز این فرصت وجود دارد که نهادهای حرفهای، رسانهها و دانشگاهها با بهرهگیری هوشمندانه از فناوری، الگوهای تازهای از گفتوگو، مشارکت و اعتماد عمومی بسازند.
پرسش چهارم - چه پیشنهاد سیاستی میتوان ارائه کرد؟
اگر قرار باشد یک بسته سیاستی منسجم برای آینده ارتباطات و مطالعات فرهنگی پیشنهاد شود، باید بر چهار محور استوار باشد:
1. طراحی یک برنامه ملی سواد رسانهای پیشرفته
سواد رسانهای باید از سطح تشخیص خبر جعلی فراتر برود و به سواد پلتفرمی، سواد داده، سواد الگوریتمی و سواد هوش مصنوعی گسترش یابد. این آموزش باید نه فقط برای دانشآموزان و دانشجویان، بلکه برای معلمان، روزنامهنگاران، مدیران فرهنگی و عموم شهروندان طراحی شود.
2. تقویت پژوهش میانرشتهای
دانشگاهها و مراکز پژوهشی باید ارتباطات و مطالعات فرهنگی را با علوم داده، حقوق، جامعهشناسی دیجیتال، طراحی پلتفرم و اخلاق فناوری پیوند دهند. آینده این دو حوزه در گرو توانایی آنها برای فهم ساختارهای فناورانه قدرت است، نه صرفاً تحلیل متون و محتواها.
3. تنظیمگری شفاف و مسئولیتپذیر پلتفرمها
سیاستگذاری نباید صرفاً محدودکننده یا سلبی باشد. آنچه ضرورت دارد، تنظیمگری هوشمند، شفاف و مبتنی بر حقوق کاربران است؛ تنظیمگریای که پلتفرمها را نسبت به الگوریتمها، شیوههای تعدیل محتوا، حفاظت از دادهها و سازوکارهای اولویتدهی محتوا پاسخگو کند.
4. حمایت از اکوسیستم تولید محتوای حرفهای و مستقل
در فضای رقابت نابرابر با محتوای انبوه، ارزان و ماشینی، تولیدکنندگان حرفهای محتوا، رسانههای مستقل، نهادهای مرتبط با راستیآزمایی و پروژههای فرهنگی خلاق نیازمند حمایتاند. بدون این حمایت، کیفیت گفتوگوی عمومی افت میکند و عرصهی عمومی بیش از پیش در اختیار منطق توجه و هیجان قرار میگیرد.
جمعبندی بحث
نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را نه در قالب رشتههای تثبیتشده، بلکه در مقام دانشی برای فهم جهان متغیر، پرشتاب و شبکهای امروز میبیند. آینده این دو حوزه در پنج سال پیش رو با تحولاتی اساسی مواجه است: هوش مصنوعی، پلتفرمیشدن فرهنگ، بحران اعتماد، فرسایش مرزهای رشتهای و بازگشت مسئله نابرابری. در این میان، بزرگترین تهدید، سلطه نامرئی الگوریتمها بر زیست فرهنگی است و بزرگترین فرصت، گسترش ظرفیت اجتماعی برای تولید معنا، کنشگری و بازتعریف بازنماییها پرسش اصلی این نیست که ارتباطات و مطالعات فرهنگی باقی خواهند ماند یا نه؛ پرسش این است که آیا این حوزهها میتوانند خود را بهاندازه کافی بازآفرینی کنند تا زبان فهم زمانه خود باشند. اگر چنین بازآفرینیای رخ دهد، این دو حوزه نهتنها از بحران عبور میکنند، بلکه به یکی از کانونیترین قلمروهای فهم جامعه در عصر دیجیتال بدل خواهند شد.
🇮🇷
@irancscahub
🆔 @irancsca
فراخوان مجله میدان فرهنگ
مجله «میدان فرهنگ»- نشریه #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات در نظر دارد در ویژهنامهای با عنوان
*«مردم در زمانهٔ جنگ: خوانشی فرهنگی از زندگی روزمره در مواجهه با دشمن»*
به بررسی ابعاد اجتماعی و فرهنگی زیست جمعی در شرایط جنگ بپردازد. بدینوسیله از پژوهشگران محترم دعوت میشود با ارسال جستاری کوتاه یا یادداشتی تحلیلی ما را در شکلگیری این ویژهنامه همراهی فرمایند.
جنگ صرفاً رخدادی در میدان نظامی یا عرصهٔ سیاسی نیست؛ بلکه تجربهای است که در لایههای مختلف زندگی روزمره، روابط اجتماعی، معناهای فرهنگی و شیوههای کنش مردم بازتاب مییابد. در چنین بزنگاههایی، نسبت میان مردم، جامعه و سیاست دستخوش بازتعریف میشود و میدان فرهنگ به فضایی بدل میگردد که در آن روایتها، احساسات جمعی، اشکال همبستگی و شیوههای مواجهه با «دشمن» شکل میگیرند، بازتولید میشوند و در حافظهٔ اجتماعی جامعه تداوم مییابند.
این ویژهنامه با الهام از رویکردهای جامعهشناسی، ارتباطات، مردمنگاری و مطالعات فرهنگی از پژوهشگران و صاحبنظران دعوت میکند تا با تمرکز بر زندگی روزمره، کنشهای فرهنگی و تجربههای اجتماعی در شرایط جنگ، و نیز با واکاوی مفاهیم محوری مردم، جامعه، وطن، دشمن و سیاست، به بررسی ابعاد گوناگون زیست جمعی در زمانهٔ جنگ بپردازند. همچنین جستارهایی که به صورت نظری به تبیین چارچوبهای مفهومی و بنیانهای تحلیلی برای فهم فرهنگی جنگ میپردازند، مورد استقبال این ویژهنامه خواهند بود.
محورهای پیشنهادی (غیراجباری):
- اشکال بازنمایی جنگ در گفتارهای روزمره، روایتهای مردمی و تجربههای زیسته
- تجربهٔ زیستهٔ خانوادهها، محلات و گروههای اجتماعی در بستر جنگ
- الگوهای همبستگی، حمایت و کنش جمعی در شرایط بحران
- فرهنگ مقاومت، تابآوری اجتماعی و شیوههای معنابخشی مردم به بحران
- نقش رسانهها، شبکههای اجتماعی و ارتباطات میانفردی در شکلدهی فهم عمومی از جنگ
- حافظهٔ جمعی، یادبودها و بازنماییهای فرهنگی تجربهٔ جنگ
- تأثیر جنگ بر عواطف جمعی، اخلاق زیست مشترک و هویت جمعی
- اقتصاد زندگی روزمره و دگرگونی سبکهای زیست در زمانهٔ جنگ
مهلت ارسال آثار:
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
راهنمای ارسال آثار:
- نوع آثار: جستار یا یادداشت تحلیلی
- حداکثر حجم نوشتار: ۲۰۰۰ کلمه
- فرمت فایل: Word
- همراه اثر، مشخصات نویسنده/نویسندگان (نام، عکس، رشته و مقطع تحصیلی، ایمیل و شماره تماس) ارسال شود.
ارسال آثار از طریق پیامرسانهای بله و ایتا:
مسئول دریافت آثار: دکتر یوسف پاکدامن (سردبیر مجله)
آیدی:
meidan_farhang
شماره تماس: ۰۹۱۲۴۰۲۸۲۷۵
مجله «میدان فرهنگ»
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
🇮🇷
🆔 @irancsca
⭕️ رسانه و مسئله وجودی ایران
"بخش سوم"
در تحلیل رخدادهای دیماه سال گذشته نیز با واقعیتی پیچیده مواجه شدیم. با نگاهی به روایتها میشد دریافت، روایتهای مسلط در برخی رسانههای مطرح، همه ابعاد ماجرا بازنمایی نشدهاند. در برخی روایتها، همه ماجراهای دیماه را به انتهای ماجرا (دخالت خارجی) گره زده و عوامل علتساز اقتصادی، اجتماعی و روانی نادیده گرفته شدهاند. برخی نیز بیشتر سیاستها و عملکردهای حکومت را بازنمایی میکردند در صورتیکه در فهم درست از این ماجرا، علاوه بر عوامل علی، سیاستهای جاری نمیتوان نقشهای براندازانه و قراخوانهای خون طلبانه را نادیده گرفت و یا فقط همین نقطه را دید. اساسا در این یادداشت، برخی رسانهنماهای فارسیزبان مزدور را مدنظر ندارم (تکلیف آنها معلون است) بلکه منظورم روایتسازیها در درون مرزهای ملی است.
درک واقعیت اجتماعی نیازمند آن است که زمینهها، پیامدها و لایههای مختلف اجتماعی و سیاسی بهطور همزمان دیده شوند. یکی از آسیبهای جدی فضای رسانهای و تحلیلی ما نیز همین جایگزین شدن برچسبزنی به جای گفتوگوی تحلیلی است.
توجه به رسانه در بحران، سیاستهای رسانهای، امنیتساز بودن رسانه و هنر روزنامهنگاری در میانه جامعه، حاکمیت و تهاجم خارجی و ضرورت حفظ ذهنیت جامعه مسائلی که بیش از هر زمان دیگری نیازمند پراختن اصلاحگرایانه به آن هستیم.
🇮🇷
🆔 @irancsca
⭕️ رسانه و مسئله وجودی ایران
✍ علی ربیعی
رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
"بخش اول"
بنا بر یافتههای علمی از طریق پژوهشهای میدانی و نیز بر اساس گفتگوهای اجتماعی، اولین و مهمترین دریافت جامعه از اصلاحات، تغییر در شیوه حکمرانی رسانه و به خصوص سیاستهای سازمان صدا و سیما است. علاوه بر اینکه این امر موجب افزایش سرمایه اجتماعی خواهد شد، به اعتقاد من، آزادی رسانه و تغییرات در رویکردهای صدا و سیما آثار مثبتی بر افزایش اعتماد و آرامش داخلی خواهد داشت.
یکی از پیشفرضهای مهم برای فهم وضعیت امروز رسانه در ایران، پذیرش این واقعیت است که بحران دیگر یک وضعیت مقطعی و گذرا نیست. ما در جهانی زندگی میکنیم که زیست اجتماعی و سیاسی آن با سطوح مختلفی از بحران گره خورده است. در چنین شرایطی، سازگاری رسانه با وضعیت بحران نیز نمیتواند امری موقت باشد؛ بلکه باید به یک مهارت و ظرفیت پایدار در نظام رسانهای تبدیل شود. به نظر می رسد در شرایط ایران، همچنان در وضعیتی قرار داریم که نیازمند تداوم ژورنالیسم بحران هستیم. به همین دلیل، توسعه دانش این حوزه، تقویت ادبیات نظری آن و گفتوگو درباره سیاستگذاری رسانهای در شرایط بحران ضرورتی جدی است. بدون شناخت نظامهای بحران و سازوکارهای آنها نیز نمیتوان چشمانداز روشنی برای روزنامهنگاری در چنین شرایطی ترسیم کرد.
چنین دریافتهام که هنوز اهمیت رسانه، نه در سطح جامعه و نه حتی در میان سیاستگذاران، بهطور کامل درک نشده است و برداشتی سطحی و مطلقا ابزاری از آن دارند. این در حالی است که طی یک قرن گذشته رسانه در همه جوامع، متناسب با نوع رابطه میان حاکمیت و جامعه، به یکی از مهمترین نهادهای اثرگذار تبدیل شده و این اهمیت نیز روزبهروز افزایش یافته است. کارکرد رسانهها در نظامهای مختلف سیاسی نیز متفاوت است؛ در برخی کشورهای قدرتمند و هژمونیطلب، رسانه کارکرد تهاجمی و برونمرزی دارد و برخی کشورها هدف این تهاجم قرار میگیرند. در برخی نظامهای سیاسی، رسانه نه به عنوان مفهومی انسجام بخش بلکه به عنوان ابزار سیاستهای محدود داخلی قرار میگیرند. ایران نیز با چالشهایی در هر دو حوزه اخیر مواجه است.
جنگها به میدان ذهن منتقل شدهاند
در دوران مدرن نقش رسانهها در جنگها، جایگاه خاصی دارند.این ابزارها در دوران کنونی نقشی تعیینکننده یافتهاند. افکار عمومی امروز تا حد زیادی از طریق نظام ارتباطات اجتماعی شکل میگیرد؛ نظامی که بخش مهمی از آن بر رسانهها، بهویژه رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی، استوار است. در چنین شرایطی، عملیات روانی به یکی از مؤلفههای اصلی جنگها تبدیل شده و پیوندی مستقیم با عملکرد رسانهها پیدا کرده است.
ماهیت جنگها نیز در سالهای اخیر دستخوش تغییر پارادایم شده است. اگر در گذشته جنگها عمدتاً بر نیروی زمینی و سپس توان هوایی و دریایی استوار بودند، امروز اطلاعات، هوش و عملیات روانی نقش تعیینکنندهتری یافتهاند. این بدان معنا نیست که الگوهای کلاسیک جنگ کنار گذاشته شدهاند، بلکه نشان میدهد وزن مؤلفههای اطلاعاتی و روانی بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. در چنین وضعیتی، جامعه خود به یکی از میدانهای اصلی جنگ تبدیل میشود.
رسانه و مسئله وجودی ایران
در یک دهه اخیر، مسئله رسانه در ایران بهشدت با مسئله وجودی کشور گره خورده است. هدف قرار گرفتن روح و روان جامعه ایرانی از سوی دشمنان، در کنار برخی کاستیهای داخلی از جمله بیتوجهی به نقش رسانه و ضعف در برنامهریزی، این پیوند را عمیقتر کرده است.
در حوزه دفاع از تمامیت ارضی، نظام سیاسی پس از انقلاب، عملکرد قابلتوجه و درخشانی داشته است، اما در حوزه بازنمایی و ایجاد ادراک جمعی مقاوم این دستاوردها، آنگونه که باید، موفق عمل نشده است. به بیان روشنتر، در دفاع از «تمامیت ذهنی ایرانیان» موفق نبودهایم.
فقدان سیاست رسانهای واقعی
یکی از دلایل این وضعیت، آشفتگی در سیاستهای رسانهای و حتی فقدان سیاست رسانهای به معنای واقعی آن است. آنچه گاه بهعنوان سیاست رسانهای مطرح میشود، در عمل بیشتر به دستورالعمل و بخشنامه شباهت دارد تا یک چارچوب راهبردی. در واقع، ما در حوزه رسانه بیش از آنکه با سیاست رسانهای مواجه باشیم، با آییننامهها و محدودیتها روبهرو هستیم.
🇮🇷
🆔 @irancsca
مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان با همکاری معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان)، بنیاد ایرانشناسی (شعبه لرستان)، کانون بسیج اساتید دانشگاه لرستان، انجمن شعر استان لرستان، انجمن موسیقی استان لرستان و انجمن قلم لرستان برگزار میکند.
گردهمآیی شعر و موسیقی حماسی لرستان
زمان: یکشنبه، ۶ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴
مکان:خرمآباد، نبش خیابان بعثت، موکب شهدای دانشگاه لرستان
به گزارش روابط عمومی دانشگاه لرستان، این گردهمآیی در تداوم حماسه حضور خیابانی مردم در خیابانهاست.
🇮🇷
🆔 @irancsca
🆔 @irancsca
نشست ویژه کارزارهای حق اینترنت
زمان: سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ تا ۲۰
مکان:کافهرویداد کارزار
🔗 برای ثبتنام به لینک زیر مراجعه کنید:
https://evand.com/karzar
🔸از ابتدای آغاز جنگ تا امروز بیش از ۱۲۰ کارزار با مجموع ۴۵۰ هزار امضا در اعتراض به وضعیت اینترنت در پلتفرم کارزار ثبت شده است.
🔸پلتفرم کارزار به نمایندگی از کاربران امضاکننده این کارزارها، از ۱۷ مقام مسئول طی مکاتبهای رسمی دعوت نموده تا با حضور خود در جمع کنشگران و کارشناسان نسبت به ابعاد مختلف این موضوع، از جمله قطع اینترنت، اینترنت طبقاتی، فیلترینگ، محدودیت بازیهای آنلاین، ابعاد اجتماعی و حکمرانی اینترنت در ایران پاسخگو باشند.
🔸 این نشست با حمایت و همراهی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، انجمن روزنامهنگاران تهران، انجمن توسعه و نوآوری اجتماعی و جمعی از فعالان صنفی کسب و کارهای اینترنتی برگزار میگردد.
@karzarnet
🇮🇷
🆔 @irancsca
🆔 @irancsca
نشست تخصصی
توانمنــدسـازی بیمــاران خــاص از مســیر ارتبــاطات سـلامــت و مشــــارکت مــــــردمی
🔻محورهای نشست:
🔅نقش ارتباطات سلامت در افزایش آگاهی عمومی درباره بیماریهای خاص
🔅معرفی تجربههای جذب خیرین در حوزه سلامت
🔅نقش شفافیت، گزارشدهی و ارتباطات حرفهای در اعتمادسازی
زمان: چهــارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ساعت ۱۷
مکان:کرمان،خیابان شهید رجایی، کوچه ۵۰، موسسه خیریه ثامن الحجج (ع)
🇮🇷
🆔 @irancsca
🆔 @irancsca
انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات دفتر کرمان نشست تخصصی با موضوع ارتباطات مشارکتی، فرهنگ بومی و گردشگری را با همکاری اتاق بازرگانی برگزار کرد.
برنامه ها:
الف_ پخش فیلم مستند بانوی قلعه با حضور کارگردان و تهیهکننده آقای محمد رامش اهل شهداد ۲۰ دقیقه
ب_ صحبتهای آقای رامش کارگران مستند درباره مستند و گردشگری و پاسخ به سوالات
ج_ سخنرانی با موضوع فرهنگ و گردشگری آقای دکتر ریاحیان رییس میراث فرهنگی شهرستان کرمان
د_ سخنرانی عضو شورای مرکزی دفتر انجمن در کرمان با موضوع ارتباطات مشارکتی
🇮🇷
🆔 @irancsca
🆔 @irancsca
دفتر توسعه آموزش رسانه و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟»
با حضور: علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات؛ ماشاالله شمسالواعظین، روزنامه نگار و عضو شورای اطلاعرسانی دولت؛ عبدالله گنجی، مدیر مسئول سابق روزنامه همشهری و مشاور شهردار تهران
دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ از ساعت ۱۰ الی ۱۲ | دفتر توسعه آموزش رسانه
🔗 [گزارش تصویری نشست «از مقاومت تا مذاکره»](https://www.jamaran.news/بخش-چند-رسانه-ای-16/1707727-نشست-از-مقاومت-تا-مذاکره-وظیفه-روزنامه-نگاران-چیست)
⭕ علی ربیعی: در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان موفق عمل نکردهایم
🔸دستیار اجتماعی رئیسجمهور در نشست «از مقاومت تا مذاکره؛ وظیفه روزنامهنگاران چیست؟» گفت: ژورنالیسم و رونامهنگاری در بحران را بفهمیم و بشناسیم، اما متأسفانه جامعه و حاکمیت ما هنوز اهمیت رسانه را درک نکرده است.
🔸یکی از ویژگیهای دو جنگ اخیر که آنها را جنگهای نوین میدانم، تغییر پارادایم به سوی اطلاعات و عملیات روانی بر روی شهروندان است.
🔸متأسفانه رسانه در ایران طی یک دهه گذشته به فراموشی سپرده شده و اهمیت آن تا کنون ناشناخته بوده است.
🔸در حالی که روح و روان جامعه ایرانی هدف اصلی دشمنان و بدخواهان بوده، ما با دو اقدام و یا کنش مواجه بودهایم؛ بیتوجهی و عدم درک نقش رسانه در داخل و برنامهریزی و برنامهسازی بسیار پرقدرت از خارج. نظام سیاسی ما با قدرت در مقابل تجاوز به تمامیت ارضی عمل کرده که بسیار تحسین برانگیز است، اما در دفاع از تمامیت ذهنی ایرانیان موفق عمل نکردهایم.
🔸واقعیت جنگ اخیر، نفت، موقعیت ژئولپتیک و اسرائیل است. باید با صدای بلند واقعیت اصلی جنگ رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران را فریاد بزنیم؛ واقعیتی که در میان صحبتهای ترامپ به وضوح قابل مشاهده است.
🔸پدیده تولید پسا حقیقت در شرایط فعلی در طول تاریخ ایران بیهمتا بوده است. متأسفانه، بخش بزرگی از این وضعیت نتیجه سیاستهای رسانهای بود که اتخاذ نکردیم و متأسفانه مرجعیت خبری، مرجعیت فیلم و مرجعیت تفریح و سرگرمی در کشور ما به تدریج از بین رفت؛ چرا که پولهای اسرائیلی، پولهای نفتی و حمایتهای برخی کشورها، بهتدریج مرجعیت ذهنی ما را ربودند./ [جماران](https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1707772)
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#نشست_تخصصی
#روزنامه_نگاری
🇮🇷
🆔 @irancscahub
🆔 @irancsca
علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات:
● در سنّت تصمیمگیری، "حال جامعه" کمتر دیده میشود. به همین دلیل به بحرانهای اجتماعی و مدیریت آنها کمتر پرداخته میشود.
● هم بحران و هم روابطعمومی مطالعهای بینرشتهای هستند؛ روانشناسی فردی، روانشناسی اجتماعی، مطالعات ارتباطات و رسانه، جامعهشناسی، مدیریت، علوم سیاسی، اقتصاد و اخلاق را در بر میگیرد.
● باید از قالبهای فعلی و رسمی روابطعمومی خارج شد و به روابطعمومی استراتژیک روی آورد؛ یعنی ذینفعان متعدد، رسانههای جدید، نقشهای متفاوت.
● روابطعمومی باید به بدنه سازمان متکی باشد نه فقط به رئیس آن. روابطعمومی نباید صرفا ژورنالیسم، تبلیغات و بازاریابی در نظر گرفته شود.
● نقشهای بارز روابط عمومی عبارتند از: نقش واسط، حلقهی ارتباطدهنده، آچار فرانسه، آچار دو سر، سوپاپ، وسطباز، میانجیگر و همه ظرافتهای آن.
● پیشنهاد میکنم تجربههای خود را بنویسید: ۱- چه تعریفی از روابطعمومی و بحران دارید؟ ۲- تجارب شما از مسائل جامعه هدفتان چه بوده و چه کردید؟ ۳- چه کارهایی نباید و چه کارهایی باید انجام میشد؟
وحید شالچی، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری:
● جنگ در زبان، ارتباطات و رسانه آغاز شد.
●افکار عمومی دروغین توجیهگر این جنگ شد.
● ما در "زبان بحران" همچنان موفق نیستیم.
● ملاحظههای زبان در شرایط بحران:
- برای سرعت انتشار، صحت اطلاعات را از دست ندهیم.
- از انتشار اخبار نادرست و تحلیل عجولانه جلوگیری کنیم.
- محتوای خوب در بحران همزمان نباید بحران را عادی کند و نباید هراس هم تولید کند.
- به دشوار بودن شرایط در بحران اذعان کنیم.
- از زبان آمرانه پرهیز کنیم.
- مردم را صاحب نقش و شریک بدانیم.
- از زبان تحلیلی در تولید محتوا استفاده کنیم، زبانی که با اگر و شاید و احتمالها همراه است. پروپاگاندا مؤثر نخواهد بود.
- مردم باید دیده شوند. در بحران مجموعهای از عواطف شکل میگیرد که باید درک شود.
- از برچسبزنی و دوقطبیسازی پرهیز شود.
- گروههای هدفی که از زبان ما غایب هستند و بخشهایی از جامعه که فراموش میشوند و بیرون میافتند باید مورد توجه قرار گیرد.
- در بحران به "امیدآفرینی" نیاز داریم اما نباید شعاری باشد.
سید امیرحسین گرکانی، رئیس مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی:
● ماهیت جنگ و بحران در جهان امروز تغییر کرده و اکنون بخش مهمی از تقابلها در ذهن و ادراک افکار عمومی رخ میدهد.
● عملیات اطلاعاتی و روایتگری رسانهای، نقشی تعیینکننده در شکلدهی رفتار و تابآوری جامعه دارد.
● «سرعت» و «اثربخشی» در اطلاعرسانی دو رکن اصلی ارتباطات بحران هستند و هر لحظه تأخیر میتواند اعتماد عمومی را کاهش داده و اضطراب اجتماعی را افزایش دهد.
● انتخاب روایت مناسب، فهم دقیق از روان جمعی و توجه به قاببندی پیام، تعیین میکند که رسانه به سمت امیدآفرینی و همبستگی حرکت کند یا ناخواسته موجب دوقطبیسازی و بزرگنمایی درماندگی شود.
● "سند ملی مدیریت رسانهای در بحران" چهار سال پیش در ستاد ملی مدیریت بحران تصویب شده است، برگزاری دورههای آموزشی و تمرینهای تخصصی میتواند مسیر پیادهسازی این استانداردها را هموارتر کند.
محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت:
● اطلاعرسانی را به گفتگو تبدیل کنیم؛ گفتگو در لایههای مختلف ذینفعان
● از سکوت بگذریم و به مدیریت ارائه اطلاعات و روایت برسیم.
● از نظام متمرکز توزیع به یک نظام چندلایه برسیم.
جبار رحمانی،مدیرکل دفتر سیاستگذاری وزارت علوم، تحقیقات وفناوری:
● جامعه ایران از ابتدای سال ۱۳۰۰ همواره درگیر جنگی بوده و جامعهی بحران جنگی است. آنچه تابآوری ایران را حفظ میکند، حیات اجتماعی و پیوندها و انسجام اجتماعی آن است.
● در شرایط بحران لازم است به "محتوای رسانهای سرد" یا "لایههای سرد جامعه" توجه شود یعنی دیدن نادیدهها، روایت بیروایتها و شنیدن صدای بیصدایان. مانند سردرگمی بچههای کنکوری، مادرانی که بچههایشان دچار لکنت زبان و شبادراری شدهاند، گسترش تروماهای بیننسلی و ... .
مصطفی باقری خلیلی، مدیرکل پشتیبانی امور فرهنگی واجتماعی وزارت علوم، تحقیقات وفناوری:
● کنشهای دانشجویان، کانونها و انجمنهای علمی و فرهنگی و تولید محتواهای رسمی و غیررسمی آنها یکی از ارکان وحدت و انسجام در گروههای دانشجویی بود.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#کارگاه_آموزشی
#ارتباطات_بحران
🇮🇷
🆔 @irancscahub
🆔 @irancsca
*پیگیری و مراحل بعدی مجموعه کارگاههای «ارتباطات بحران»*
شرکتکنندگان گرامی و عزیز،
با سلام و احترام،
بسیار خوشحالیم که در مجموعه کارگاههای «ارتباطات بحران؛ اصول تولید محتوای سریع و اثربخش در شرایط بحرانی» (برگزار شده در تاریخ ۵ و ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵) با ما همراه بودید. امیدواریم از تجربه دو روز آموزشی لذت برده باشید و نکات مطرح شده برایتان کاربردی بوده باشد.
به منظور تکمیل فرآیند یادگیری، به اطلاع میرسانیم تیم برگزارکننده بهزودی موارد زیر را در اختیار شما قرار خواهد داد:
🔹 جزوه آموزشی جامع
🔹 فایل ویدئویی جلسات کارگاه
🔹 آزمون ارزیابی یادگیری
💬 ما در کنار شما هستیم. هر پرسش، پیشنهاد یا نکتهای دارید که میتواند به بهبود کیفیت برنامهها کمک کند، خوشحال میشویم از طریق ایمیل زیر با ما در تماس باشید:
📩prworkshop@ndri.ac.ir
با سپاس از همراهی و توجه شما
تیم برگزاری کارگاه
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#کارگاه_آموزشی
#ارتباطات_بحران
🇮🇷
🆔 @irancscahub
🆔 @irancsca
روز نخست کارگاههای «ارتباطات بحران؛ اصول تولید محتوای سریع و اثربخش در شرایط بحرانی» امروز (۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و مؤسسه پژوهشی سوانح طبیعی با حضور بیش از ۶۰۰ نفر از مسئولان و کارشناسان روابطعمومی و فرهنگی دانشگاههای سراسر کشور، مسئولان و کارشناسان روابط عمومی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و دیگر دستگاههای اجرایی در محل این مؤسسه به صورت حضوری و برخط برگزار شد.
ادامه گزارش را اینجا بخوانید:
https://ndri.ac.ir/ndri-meetings-1405-33
🇮🇷
🆔 @irancscahub
🆔 @irancsca
اطلاعیه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
به اطلاع همکاران و اعضای گرامی میرسد که بهدلیل قطعیهای طولانیمدت اینترنت بینالملل و محدودیت در دسترسی به شبکههای اجتماعی از جمله اینستاگرام و تلگرام، روند اطلاعرسانی فعالیتهای انجمن با اختلال جدی مواجه شده است.
به منظور حفظ ارتباط مستمر، ارائه بهموقع اخبار و اطلاعیهها، و جلوگیری از وقفه در جریان ارتباطی، کانال رسمی انجمن در پیامرسان «بله» راهاندازی شده است.
از اعضای محترم دعوت میشود برای دریافت آخرین اخبار، برنامهها و اطلاعیهها، این کانال را دنبال کنند. حضور و همراهی شما به ما کمک میکند ارتباطات انجمن در شرایط فعلی نیز پایدار و قابل اتکا باقی بماند.
https://ble.ir/irancsca
🔺 همچنین محتواهای آموزشی و پژوهشی انجمن را در کانال #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات به نشانی زیر دنبال کنید:
https://ble.ir/irancscahub
🇮🇷
🆔 @irancsca