15043
پژوهشگر جامعهشناسی، فعال سیاسی و مدنی و علاقمند به دینپژوهی، ادبیات و سینما https://instagram.com/m.jalaeipour آیدیِ ارتباط با نویسنده @jalaeipourm لینک ارسال نقد «ناشناس» به نویسنده: https://bitu.ir/6MBqTv
https://x.com/msariolghalam/status/2074704549504315461?s=46
Читать полностью…
محل دفن فرمانروایان ایران؛ جغرافیای قدرت، مذهب و حافظه
فرمانروایان ایران پس از مرگ به کجا میرفتند؟ چرا برخی در کنار امامان و امامزادهها دفن شدند، برخی در خانقاههای صوفیانه، برخی در عتبات، و اخیرا در آرامگاههای شهری یا تبعیدی؟ آیا محل دفن یک فرمانروا فقط امری شخصی و مذهبی بود، یا میتوان آن را سندی برای فهم رابطه قدرت، مشروعیت و حافظه تاریخی دانست؟
تاریخ ایران را معمولاً از خلال جنگها، سلسلهها و پایتختها روایت میکنیم؛ اما قبرها نیز سخن میگویند. آرامگاه یک فرمانروا فقط پایان زندگی او نیست؛ ادامه سیاست او در حافظه جمعی است. از این منظر، محل دفن فرمانروایان ایران نوعی «جغرافیای مشروعیت» است؛ نقشهای از اینکه هر قدرت سیاسی چگونه خود را به دین، شهر، خاندان، ملت یا انقلاب پیوند زده است.
باید از شاه اسماعیل صفوی آغاز کرد؛ از لحظهای که ایران پس از قرنها پراکندگی سیاسی، بار دیگر در قالب دولتی نیرومند سامان یافت و تشیع امامی به ستون هویت سیاسی آن بدل شد. پیکر شاه اسماعیل در اردبیل، در آرامگاه شیخ صفیالدین اردبیلی، آرام گرفت. این انتخاب معنادار بود: شاهی که با شمشیر دولت ساخت، پس از مرگ به خانقاه و سرچشمه معنوی دودمان خود بازگشت.
شاه طهماسب اول، پسر شاه اسماعیل، نمونهای پیچیدهتر است. او در قزوین درگذشت؛ شهری که در دوره او مرکز قدرت صفوی بود. اما پیکرش در قزوین نماند. بنا بر روایت مشهور، جنازه او نخست در آستانه شاهزاده حسین قزوین امانت گذاشته شد و سپس به مشهد منتقل گردید و در حرم امام رضا، در محدودهای که بعدها به «صفه شاه طهماسبی» شهرت یافت، دفن شد. این انتخاب با سیاست مذهبی او سازگار بود؛ شاه طهماسب از مهمترین تثبیتکنندگان تشیع امامی و تقویتکنندگان جایگاه مشهد در دولت صفوی بود.
اما سرنوشت قبر او روشن و ساده نیست. در دوره شاه عباس اول، هنگام حمله ازبکان به مشهد، قبرهای صفویان در حرم رضوی مورد تعرض قرار گرفت. روایتهایی وجود دارد که استخوانهای منسوب به شاه طهماسب از قبر بیرون آورده شد و سپس برای امنیت بیشتر از مشهد دور شد. برخی گزارشها از انتقال نهایی بقایای او به عتبات سخن میگویند. بنابراین دقیقتر آن است که بگوییم: مشهد محل دفن مشهور و اولیه شاه طهماسب بود، اما محل نهایی بقایای او قطعی نیست. همین ابهام نشان میدهد که بدن شاه، حتی پس از مرگ، میتوانست درگیر جنگ، انتقام، مذهب و سیاست حافظه شود.
شاه عباس اول، مقتدرترین پادشاه صفوی، اصفهان را به اوج رساند، اما آرامگاه مشهور او در اصفهان نیست؛ در کاشان و در امامزاده حبیب بن موسی است. این نیز نشانهای روشن است: حتی شاهی که قدرت سلطنتی را به اوج رساند، پس از مرگ در کنار قداست تعریف شد، نه فقط در کنار شکوه پایتخت.
بخش مهمی از شاهان صفوی در قم دفن شدند. شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین در حرم حضرت معصومه آرام گرفتند. قم برای صفویان فقط شهر زیارت نبود؛ مرکز مشروعیت شیعی بود. دفن در قم، ادامه حضور سلطنت در جغرافیای تشیع بود.
با افشاریان، مسیر تغییر کرد. نادرشاه افشار در مشهد دفن شد؛ در نزدیکی حرم امام رضا. اما مشهد برای نادر بیش از آنکه فقط مرکز مشروعیت مذهبی باشد، مرکز خاستگاه خراسانی و قدرت نظامی او بود. نادر از خراسان برخاست و در همان جغرافیا نیز به حافظه تاریخی سپرده شد.
پس از افشاریان، زندیه آمد. کریمخان زند در شیراز، در عمارت کلاهفرنگی باغ نظر، دفن شد؛ در شهری که با آبادانی و آرامش دوره او شناخته میشود. او خود را شاه نخواند و «وکیلالرعایا» نامید. آرامگاه او نیز بیشتر شهری و سیاسی بود تا زیارتی. اما سرنوشت پیکرش از رقابت دودمانی در امان نماند و روایتهای مربوط به بیحرمتی یا جابهجایی بقایای او، نشان میدهد که انتقام سیاسی حتی پس از مرگ نیز ادامه مییافت.
قاجارها بیش از دودمانهای پیشین، مرگ سلطنتی را به عتبات و زیارتگاههای شیعی پیوند زدند. آقا محمدخان قاجار پس از قتل در شوشا، سرانجام به نجف منتقل شد و در جوار حرم امام علی آرام گرفت. این انتقال فقط مذهبی نبود؛ سیاسی نیز بود. قاجارها برخلاف صفویان پشتوانه صوفیانه و مأموریت تاریخی اعلام تشیع نداشتند، بنابراین بیش از پیش به آستانههای مقدس و عتبات تکیه کردند.
فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار در قم، در حرم حضرت معصومه، دفن شدند. با آنان سنت صفوی پیوند سلطنت با قم ادامه یافت. ناصرالدینشاه اما در شاه عبدالعظیم شهر ری آرام گرفت؛ همانجا که ترور شد. در مرگ او، زیارتگاه، سیاست و خشونت در یک نقطه به هم رسیدند.
در پایان قاجاریه، مسیر شاهان به کربلا کشیده شد. مظفرالدینشاه، محمدعلیشاه و احمدشاه قاجار در کربلا دفن شدند. این روند گویاست: سلسلهای که از تهران حکومت میکرد، در واپسین نسلهای خود آرامش پس از مرگ را در عتبات جستوجو کرد.
کتابها نوشته نمیشوند که شنیده شوند. کتابها را باید خواند، آن هم در محیطی خلوت و آرام، یا در کتابخانهای عمومی که سکوت و آرامش در آن برقرار است. تکثیر کتابهای صوتی در این روزها به نظرم مردم را کمکم به تنبلی و بیسوادی سوق میدهد. وقتی شما کتابی را در حین رانندگی یا آشپزی یا هر کار دیگری میشنوید، فقط شنوندهای منفعل هستید و بسیار فرق دارید با خوانندهای فعال که سطربه سطر کتاب را میبیند و این فرصت را دارد که برگردد و دربارهی هر جمله یا کلمه بیندیشد و شیوهی درست نوشتن و گفتن آن را بیاموزد یا احیاناً سهو و اشتباهی در کتاب بیابد. شنیدن کتابهای صوتی، اگر به احساس بینیازی از خواندن ختم شود، حاصلش چیزی نیست جز ایجاد توهم دانایی و در نهایت انفعال و تنبلی ذهنی که از بیسوادی هم بدتر است.
Читать полностью…
باشکوهترین تشییع که نه فقط در تاریخ ایران و جهان بیسابقه، شاید بیتکرار هم باشد، به پایان رسید، بدون هیچ تلفات انسانی. پیامی قدرتمند به متجاوزانی که چند ماه پیش از نابود و تسلیم و عصر حجری کردن ایران حرف زدند. دستمریزاد به همهٔ سازماندهندگان دولت و شهرداری و سپاه و فراجا و دهها هزار داوطلب بسیجگر و خدمترسان و میلیونها شرکتکننده که چنین قدرت بازدارنده و اهرمی برای ایران ساختند.
@jalaeipour
فاصله روایت و واقعیت در خوانش رخدادهای سیاسی
✍🏻سهند ایرانمهر
بزرگترین خطری که در مسیر هر جریان سیاسی وجود دارد این است که به جای درک واقعیت بیرونی، با تصور ذهنی خود عشقبازی کند. در این هنگام است که به جای امر سیاسی، دچار سیاستزدایی شدهایم؛ یعنی موضوعی که ذاتاً سیاسی است، به شکلی روایت میشود که دیگر موضوع منازعه سیاسی نیست.
واکنش اپوزیسیون به مراسم تشییع آیتالله خامنهای را باید در همین چارچوب فهمید. مراسم تشییع یک رهبر سیاسی، صرفنظر از اینکه چه کسی باشد، یک پدیده سیاسی ـ اجتماعی است. یک تحلیلگر، با دیدن این جمعیت، باید از خود بپرسد که این حضور چه نسبتی با حافظهٔ جمعی دارد؟ چه چیزی درباره مشروعیت، هویت، انسجام یا شکافهای جامعه میگوید؟ و چه تصویری از آرایش نیروهای اجتماعی ارائه میدهد؟
اما کافی است نگاهی به مصاحبهها، تحلیلها و توییتهای بخش عمدهای از اپوزیسیون بیندازید. عمده پرسشها و تحلیلها درباره شمار جمعیت است، یا وعدهٔ غذاییای که به آنها دادهاند، یا اینکه کارمندند یا کارمند نیستند، یا حتی پرسش از هوش مصنوعی که: «هی! گروک، تخمین بزن چند نفرند؟»
این وضعیت نشاندهنده یکی از مهمترین خطاهای شناختی اپوزیسیون است؛ یعنی سیاستزدایی از پدیدههای سیاسی و عجیب آنکه خود را سیاستمدارانی میبینند که قرار است نسخهٔ نجات بپیچند، اما دقیقاً در لحظهای که با یک واقعیت سیاسی مواجه میشوند، آن را از معنای سیاسی تهی میکنند. یعنی به جای آنکه مراسم تشییع را به مثابه یک «واقعیت اجتماعی» مطالعه کنند، آن را به مجموعهای از انگیزههای فردی تقلیل میدهند؛ یکی برای غذا آمده، دیگری برای اضافهکاری، آن یکی از ترس آمده، و دیگری کارمند دولت بوده است.
سلسله موی این خطاهای درهم و مکرر به یک حلقه و دو حلقه ختم نمیشود و در سالهای گذشته نیز هر رخدادی که با پیشبینیهای این جریان سازگار نبود، با همان الگوی آشنا تفسیر شد یعنی اعتراض خیابانی که به نتیجه نمیرسید به نحوهٔ سرکوب تقلیل یافت؛ ناکامی اسرائیل و آمریکا در عملیات نظامی به هزینهٔ هنگفت حکومت برای تسلیحات نسبت داده شد؛ راهپیماییای که پرجمعیت بود، حاصل اجبار معرفی شد؛ و هر مشارکت اجتماعی که با فرض «فقدان کامل پایگاه اجتماعی حکومت» یا شعارهایی مانند «این هفته تمومه» و «این بار فرق میکنه» ناسازگار بود، به جعل، فشار یا خریدن مردم نسبت داده شد.
بسیاری از انسانها جهان را آنگونه که هست نمیبینند، بلکه آنگونه میبینند که چارچوبهای ذهنیشان اجازه میدهد. در چنین وضعی، هر دادهای تهدیدی علیه هویت فکری فرد یا جریان سیاسی تلقی و به اصطلاح عامیانه «ناموسی» میشود چنانکه بخش مهمی از ذهن اپوزیسیون ایرانی سالهاست بر این پیشفرض بست نشسته است که جامعه ایران در کلیت خود از مذهب، از نظم موجود و از جمهوری اسلامی عبور کرده و تنها منتظر یک فرصت برای فروپاشی ساختار سیاسی است و هرکه جز این بگوید جزیی از ساختار سرکوب. این فرض، مبنای بسیاری از تحلیلها، راهبردها و امیدهای سیاسی بوده است؛ از انتظار برای انقلابهای سریع گرفته تا امید بستن به تحریم، فشار خارجی و حتی جنگ. اما هر بار که جامعه رفتاری متفاوت از این تصویر نشان داده، به جای آنکه خود فرضیه مورد بازبینی قرار گیرد، خود جامعه متهم شده است؛ گویی مشکل از مردم است که مطابق نظریه رفتار نمیکنند.
اینجاست که میتوان از فقدان «نظریه ایران» سخن گفت بدین معنا که بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی، نظریهای درباره حکومت دارند، اما نظریهای درباره جامعه ندارند. حکومت را از دریچه نهادهای سیاسی میبینند، اما جامعه را نه به عنوان موجودیتی پیچیده با لایههای مختلف هویتی، تاریخی، مذهبی، قومی، اقتصادی و فرهنگی، بلکه به صورت تودهای یکدست تصور میکنند که باید در لحظهٔ مناسب یک واکنش واحد نشان دهد.
جامعه ایران، مانند هر جامعه دیگری، از مجموعهای از وفاداریها، نارضایتیها، باورهای دینی، محاسبات اقتصادی، حافظه تاریخی، احساسات ملی و منافع فردی تشکیل شده است. ممکن است فردی از عملکرد دولت ناراضی باشد، اما همچنان در یک مراسم ملی یا مذهبی شرکت کند. ممکن است از سیاستهای اقتصادی انتقاد داشته باشد، اما نسبت به امنیت کشور حساس باشد. ممکن است کارمند دولت باشد و همزمان نارضایتی عمیقی داشته باشد؛ یا منتقد حکومت، فردی غیرایدئولوژیک و حتی معترض باشد، اما با مداخله خارجی یا حتی براندازی نیز مخالفت کند. این پیچیدگی، ویژگی هر جامعه زنده است؛ اما برای ذهنی که جهان را تنها در دوگانهٔ «موافق» و «مخالف» میبیند یا از ساختاری که قبولش ندارد موجودیتی کاملا منفعل،غیر عقلانی، بدون حامی و نامشروع مطلق ساخته، قابل فهم نیست که چگونه این موجود، تاکنون دوام آورده ، در نتیجه مجبور است نکات غیرقابل فهم ماجرا را حذف یا از بازیگران آن انسانیتزدایی کند.
ادامه در مطلب بعدی👇🏽
نه فقط تا امروز نشدهاست، بلکه در آینده هم شاید هیچ انسانی چنین باشکوه بدرقه نشود. در ماهها و سالها و دهههای پیش رو، موج بلند و قدرتمندی که خونِ گرم شهیدانمان برانگیخته است، نه فقط ایرانمان، که جهانمان را دادگرانهتر خواهد کرد.
@jalaeipour
⭕️ بزرگترین تشییع تاریخ ایران و جهان؟ نه، فراتر است. بزرگترین اجتماع سیاسی در تاریخ ایران و سایر کشورها؟ نه، فراتر است. روزی که میتوان با اطمینان گفت جنبش خیابانی حفاظت از ایران به نتیجه رسید؟ نه، فراتر است. روزی که پایهٔ مستحکم بقای ایران میشود؟ نه فقط مایهٔ بقا، که پایهٔ ارتقای ایران هم خواهد شد. روزی که میخی بر تابوت نیروهای امیدوار به کلنگیسازی ایران میزند؟ نه، فراتر است؛ امید به بالیدن ایران میسازد. اینکه رهبر شهید با چنین شکوه و مشارکت بیسابقهای بدرقه میشود و در نظرسنجیهای معتبر، با اختلاف نسبت به نفرات بعدی، محبوبترین چهرهٔ سیاسی ایران شده است نشانهٔ توجه جامعه به نقشش در ساختن «ایران قوی» است؟ نه فراتر است؛ قدرتِ آلیاژی است که زیر پرچم ایران و پرچم امام حسین و پرچم مقاومت دادگرانه ساخت. نشانهٔ توفیق ایران در ایستادن در برابر طرح استعماری اسرائیل در منطقه است؟ نه، فراتر است و به ملتهای دیگر هم روح استقامت و دادگری میدمد. نشانهٔ زانو نزدن نسلهای امروزمان در برابر سنگینترین کارزارهای اقتصادی و تبلیغاتی و نظامیِ بزرگترین قدرتهای استثمارگر علیه ایران است؟ نه، فراتر است؛ کودکان و نسل آیندهای که امروز را تجربه میکنند هم خواهند ایستاد. اکثریت جمعیت بهرهمندان شکمسیر اند؟ نه، اکثریت جمعیت حیرتانگیز امروز از طبقات محرومترند. اکثریت جمعیت مردان اند؟ نه، اکثریت زناناند. نظام و نیروهای سیاسی قدر این تجربهٔ شگفتانگیز و سرمایهٔ عظیم را خواهند دانست و آن را مایهٔ فقرزدایی و فراگیرسازی نهادهای عمومی و بسط عدالت و توسعه و خلق امید و رضایت خواهند کرد؟ امیدوارم؛ فرصت بزرگی میسوزد اگر ندانند و نکنند.
@jalaeipour
https://x.com/thedankoe/status/2073418764058825045?s=52
Читать полностью…
⭕️ محمدرضا جلائیپور در گفتگو با تلویزیون اینترنتی ایرنا:
در دورهٔ رهبری شهید، ایران به تراز بیسابقهای از استقلال استراتژیک دست یافت
@jalaeipour
در این ویدیو محل پیاده روی، محدودیت های تردد و تردد ممنوع به خوبی از روی نقشه توضیح داده شده است
ساکنین تهران و زائران حتما این ویدیو را تماشا کنند
آقای جمهوری اسلامی تصمیم بگیر!
#مصطفی_نجفی از ضرورت تصمیمگیری قاطع و بیرون آمدن از بلاتکلیفی در راهبرد امنیتی و سیاست خارجی میگوید . لحظه تصمیم همین اکنون تاریخی است.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/slZY-Ah7EEA
@Irantalk_sn
⭕️ برای بازنمایی انسجام داخلی و همبستگی و اقتدار ملی در مراسم تشییع رهبر شهید ایران، نمایش قابهایی که رهبران و چهرههای طیف وسیع کارگزاران دولتهای طولِ ۳۶ سالهٔ رهبریِ شهید را کنار هم نشان میدهد، حتی از نمایش احترام هیئتهای کشورهای دیگر مؤثرتر است و به متجاوزانِ به ایران پیام رساتری میدهد. از سید محمد خاتمی تا علیاکبر ناطق نوری، از اسحاق جهانگیری تا محمدرضا باهنر، از جواد ظریف تا محمود احمدینژاد، از بهزاد نبوی تا محمدباقر قالیباف، از حسن روحانی تا محمد مخبر و از مسعود پزشکیان تا سعید جلیلی، همه میتوانند در یک قاب در این مراسم کنار هم قرار بگیرند. چنین آیینهای ملی فرصت ازدستندادنیِ فراروی از منازعات و بسیج همبستگی هر چه تکثرپذیرتر و نیروی اجتماعی و سیاسی هر چه وسیعتر برای ساختن و توانافزاییِ ایرانمان است.
@jalaeipour
۱۱:۴۵ دقیقهٔ امشب. میدان تجریش
#به_نام_ایران
@jalaeipour
باید برخاست…
🔹 برای عدالت جهانی
🔹 برای رفع انواع فقر و نابرابری و فساد و تبعیض و طرد
🔹 برای ناممکن کردن اشغال و نسلکشی و استعمارگری
🔹برای بهبود زندگی و افزایش عاملیتِ فرودستشدهترین ایرانیان
🔹 برای آبادی و آزادی ایران
🔹 برای امنیت و توسعهٔ منطقه
🔹 برای تقویت همبستگیهای تکثرپذیرِ ملی و اسلامی و جهانی
🔹 برای ساختن زمینههای شکوفایی معنوی انسانها
🔹 برای ساختن قدرت و جهانی که مانع جنایت میناب و لامرد و ناو دنا و غزه و لبنان شود
🔹 برای اینکه هیچ هموطنی گرسنه، مطرود، بیشناسنامه، بیخانمان، حاشیهنشین، گورخواب، کولبر، بیصدا، بیامید و کودک بازمانده از تحصیل نباشد
🔹 برای حفظ و احیای طبیعت زیبای ایرانمان
🔹 برای اینکه کمدرآمدترین ایرانیان از بیمهٔ همگانی و آموزش باکیفیت رایگان و مسکن اجتماعی بهرهمند باشند
🔹 برای خلق خیر جمعی و امید اجتماعی و رضایت عمومی و گشایش
🔹 برای ایران
🔹 برای خدا
@jalaeipour
احمدشاه، آخرین شاه قاجار، در تبعید و دوری از قدرت درگذشت و قبرش در کربلا به نماد پایان آرام و خاموش قاجاریه بدل شد.
با پهلویها، الگو تغییر کرد. رضاشاه پس از کنارهگیری و تبعید، در ژوهانسبورگ درگذشت. پیکرش ابتدا به مصر برده شد، سپس به ایران بازگردانده شد و در آرامگاهی ویژه در شهر ری، کنار شاه عبدالعظیم، دفن گردید. این آرامگاه بیشتر با زبان دولت مدرن و اقتدار ملی ساخته شده بود تا با سنت دفن شاهان در آستانههای مذهبی. اما پس از انقلاب ، قبر رضاشاه در سال ۱۳۵۹ تخریب شد. این تخریب نیز بخشی از نزاع بر سر حافظه و مشروعیت سلطنت بود.
محمدرضاشاه پهلوی در تبعید درگذشت و در مسجد رفاعی قاهره دفن شد؛ همان جایی که پیکر پدرش نیز مدتی در آن امانت بود. آخرین شاه ایران نه در تهران، نه در مشهد، نه در قم و نه در عتبات، بلکه در بیرون از خاک ایران آرام گرفت. این خود نشانه گسست نهایی میان سلطنت پهلوی و سرزمین سیاسی ایران بود.
پس از انقلاب اسلامی، نسبت قدرت و تقدس دوباره تغییر کرد. امام خمینی در جنوب تهران، در کنار بهشت زهرا و در مجاورت گلزار شهدای انقلاب و جنگ ایران و عراق دفن شد. این انتخاب مهم بود: آرامگاه او نه در کنار یک امامزاده تاریخی، بلکه در کنار قبرستان عمومی تهران و در پیوند با حافظه شهدا شکل گرفت. در اینجا مشروعیت نه از سلطنت، بلکه از انقلاب، شهادت و بسیج مردمی معنا گرفت.
خود مزار امام خمینی مانند بزرگان دین و عرفان مورد تکریم قرار گرفت.
در مورد آیتالله خامنهای، مسیر تشییع و تدفین معنای دیگری به این جغرافیا افزود: تهران، قم، جمکران، عتبات و در نهایت مشهد. این مسیر، چند لایه از حافظه مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی را به هم وصل میکند: پایتخت سیاسی، مرکز روحانیت، مسجد جمکران، عتبات شیعی، و سرانجام مشهد و حرم امام رضا. اگر آرامگاه امام خمینی به بهشت زهرا و شهدای جنگ پیوند خورد، دفن آیتالله خامنهای در مشهد، بازگشت به یکی از مهمترین کانونهای قداست و سیاست در تاریخ ایران است.
اگر این مسیرها را کنار هم بگذاریم، تاریخ ایران را میتوان در قبرها خواند: اردبیل صفوی، قم و کاشان، مشهد افشاری، شیراز زندی، نجف و کربلای قاجاری، ری و قاهره پهلوی، و تهران و مشهد در جمهوری اسلامی. اینها فقط محل دفن نیستند؛ نقشه تحول مشروعیت سیاسی در ایراناند.
🔻 حقوقدان بینالملل: اینها تصاویر مردمی شکستخورده نیست. این یکی از بزرگترین تجمعهای انسانی روی زمین است
رضا نصری، حقوقدان بینالملل با انتشار ویدئویی از مراسم باشکوه تشییع رهبر شهید ایران، نوشت:
🔻 ترامپ گفت: «همین حالا مردم آنها بسیار گرسنهاند.» مارکو روبیو اعلام کرد: «من هیچ کشور دیگری را نمیشناسم که شکاف میان رهبرانش و مردمی که در آن زندگی میکنند، تا این اندازه بزرگ باشد.» اسکات بسنت در داووس با افتخار گفت: «این همان دیپلماسی اقتصادی است؛ بدون شلیک حتی یک گلوله.» پیت هگست نیز گمان میکرد میتواند نیروهای زمینی را وارد خاک ایران کند.
🔻 همه آنها یک نظریه داشتند: زیرساختهای ایران را بمباران کنید، ارزش پول ملی را فروبپاشانید، مردم را آنقدر در تنگنای معیشتی و گرسنگی قرار دهید که از سر ناامیدی به جان حکومت خود بیفتند و در نهایت، کشور را در سینی تقدیم واشنگتن کنند.
🔻 به این تصاویر نگاه کنید.
🔻 اینها تصاویر مردمی شکستخورده نیست. این یکی از بزرگترین تجمعهای انسانی روی زمین است؛ تمدنی که با تمام اندوه، غرور و انسجام خود را به نمایش گذاشته است. اینها میلیونها انسانی هستند که با اراده خود و با سرپیچی از آنچه برایشان تصور شده بود، به خیابانها آمدند تا رهبرشان را بر اساس باور و خواست خود بدرقه و سوگواری کنند.
🔻 این سیاست نه آنها را علیه حکومتشان رادیکال کرد، نه از درون تهی ساخت و نه آن استیصالی را که واشنگتن به آن نیاز داشت، ایجاد کرد. چهار دهه تحریم، دو جنگ در منطقه، سیاست «فشار حداکثری»، جنگ اقتصادی و ارزی، و حتی وزیر دفاعی که آشکارا از اعزام نیروهای زمینی به خاک ایران سخن میگفت، در نهایت به این نتیجه انجامید: مردمی که آشکارا متحدتر از آن هستند که بسیاری از کشورهای جهان بتوانند ادعای آن را داشته باشند.
🔻 این، بهای سالها غرور راهبردی و محاسبات نادرست است؛ این تصور که ایرانیان صرفاً اهرمی برای اعمال فشار هستند و میتوان از مردم بهعنوان ابزاری علیه دولت خودشان استفاده کرد.
واشنگتن هرگز درک نکرد که با چه واقعیتی روبهرو است.
🌐 FarhikhteganOnline.ir
🔻 @FarhikhteganOnline
آلفرد آدلر پزشک، نویسنده، رواندرمانگر و از روانشناسان بنام اتریشی و بنیانگذار مکتب روانشناسی فردی از شجاعت نترسیدن از قضاوتها و آزادی در نقطهنظرات شخصی میگوید.
( صدای واقعی آدلر ، تصویر هوش مصنوعی)
از ص اینستاگرام:hamid.alizadeh.psychology
@sahandiranmehr
ادامه مطلب پیشین👇🏽
به همین دلیل، مسئله اصلی تعداد حاضران در یک مراسم نیست. حتی اگر درباره تعداد دقیق جمعیت اختلاف وجود داشته باشد، اصل مسئله تغییر نمیکند. پرسش واقعی این است که چرا مشاهده هر میزان از مشارکت اجتماعی، برای بخشی از اپوزیسیون اساساً غیرقابل تصور شده است؟ چرا نخستین واکنش، مشاهده و تحلیل نیست، بلکه انکار است؟ چرا اپوزیسیون نمیخواهد فکر کند با آرزوهایی که با «نشدن» نقش بر آب شدند، یا با وضعیت پس از جنگی که به سرنگونی منجر نشد، یا با جمعیتی که در خیابان یا مراسم تشییع حضور داشت، چه باید کرد؟ عقلا پاسخ این پرسشها نباید مثل پیشنهاد آن کاربر سلطنتطلب در توییتر باشد که پیشنهاد میداد داخل شربت شرکتکنندگان در مراسم تشییع ماده سمی ریخته شود(!) و اگر این قید عقلانی بودن هنوز وجود دارد، پاسخ چیست؟
دلیل این وضعیت را شاید بتوان در سازوکار هویتهای سیاسی جستوجو کرد. هرچه یک جریان سیاسی بیشتر سرمایه نمادین خود را بر یک روایت بنا کند، فاصله گرفتن از آن روایت دشوارتر میشود و اینجا هم فیگور انکار و تقابل راه را بر هر چیز دیگری بسته است. پذیرش اینکه جامعه پیچیدهتر از تصور ماست، تنها اصلاح یک تحلیل نیست؛ اعتراف به این است که سالها پیشفرضهای نظری، راهبردهای سیاسی و حتی امیدهای جمعی نیازمند بازنگریاند. بسیاری از جریانها حاضرند واقعیت را انکار کنند، اما هزینه چنین بازنگریای را نپردازند و آن را با تحلیلها و راهبردهای خیالی جایگزین کنند؛ راهبردهایی که هزینههای جانی و مالی آن را مردم میپردازند. از همین رو، آنچه امروز در شبکههای اجتماعی دیده میشود، تلاشی برای حفظ انسجام یک جهان ذهنی است. انکار واقعیت، آخرین سنگر نظریهای است که دیگر توان توضیح واقعیت را ندارد.
در اینجا ممکن است این پرسش مطرح شود که مگر حکومت خود چنین نمیکند؟ مگر حکومت نیز گاه روایت مطلوب خود را جایگزین تمام واقعیت نمیکند یا برخی واقعیتهای ناسازگار با روایت رسمی را کمرنگ نمیسازد؟
این پرسش البته که موضوع این یادداشت را تغییر نمیدهد زیرا تقریباً همه نظامهای سیاسی، با درجات متفاوت، در فرآیند حفظ مشروعیت خود به روایتسازی روی میآورند. این پدیده نه مختص ایران است و نه منحصر به یک نظام سیاسی. قدرت، به اقتضای ماهیت خود، همواره میکوشد جهان را از زاویهای روایت کند که استمرارش را ممکن سازد.
اما اپوزیسیون دقیقاً با این ادعا تعریف میشود که میخواهد از این محدودیت عبور کند. اگر حکومت مدعی حفظ نظم موجود است، اپوزیسیون مدعی شناخت عمیقتر جامعه و ارائه بدیلی واقعبینانه برای آینده است. بنابراین، معیار ارزیابی این دو یکسان نیست. از نیرویی که خود را آلترناتیو معرفی میکند، انتظار میرود بیش از آنکه اسیر وفاداری به روایتهای پیشین باشد، به واقعیت وفادار بماند؛ حتی اگر آن واقعیت بخشی از فرضیات دیرینهاش را نقض کند.
تفاوت میان یک نیروی سیاسی بالغ و یک جریان ایدئولوژیک نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود: جریان ایدئولوژیک دادهها را با نظریه خود تطبیق میدهد، اما جریان سیاسی بالغ، نظریه خود را در پرتو دادههای جدید اصلاح میکند. اگر هر واقعیت ناسازگار با پیشبینیها بلافاصله با برچسبهایی مانند جعل، اجبار یا خریدن مردم کنار گذاشته شود، مسئله دیگر حکومت یا اپوزیسیون نیست؛ مسئله، ناکارآمدی دستگاه شناختی است که فرق دوغ و دوشاب را تشخیص نخواهد داد.
از همین رو، تمرکز این یادداشت بر اپوزیسیون، به معنای نادیده گرفتن خطاهای حکومت نیست؛ زیرا حکومت برای بقا، علاوه بر مشروعیت، از ابزارهای نهادی، اداری، امنیتی و اقتصادی نیز برخوردار است. اما اپوزیسیون تقریباً هیچ سرمایهای جز توانایی فهم جامعه و ارائه تحلیلی معتبر از واقعیت ندارد. اگر همین سرمایه نیز قربانی پیشداوریهای ایدئولوژیک شود، چیزی جز نقزدن و هزینهزایی باقی نمیماند.
به همین دلیل، خطای شناختی برای اپوزیسیون یک خطای عادی نیست؛ یک خطای وجودی است. جریانی که جامعه را آنگونه که هست نبیند، نمیتواند مدعی ساختن یا مشارکت در آیندهای باشد که قرار است همین جامعه در آن زندگی کند. بنابراین مهمترین پرسش این است که اپوزیسیون تا چه زمانی میخواهد هر واقعیتی را که با پیشبینیهایشان سازگار نیست، انکار کند؟ تا چه زمان تغییر را تنها در انکار و تقابل و برچسب یا یکدست کردن پیچیدهترین لایههای سیاسی و اجتماعی دنبال خواهد کرد؟ تخیل سیاسی تا کجا قرار است با رمانتیسم رسانهای و امیدهای بیپشتوانه و آمارهای مجازی جایگزین شود؟ آیا سیاست و اجتماع در ایران و طی این دههها و حالا بعد از جنگ و تغییرات شگرفت، یک شکل بوده است که سیاست و رویکرد اپوزیسیون هم در تمام این مدتها از الگوی تکراری پیروی کرده است؟ و در نهایت اینکه اگر این مسیر ادامه یابد، چه چیزی از امکان یک سیاست واقعی باقی خواهد ماند؟
@sahandiranmehr
هیچ موقع این تعداد زن در هیچ جنبش خیابانی در هیچ جای جهان مشارکت نکردهاند (حدود دوبرابر مردان)؛ ۱۲۸ شب متوالی در میادین شهرهای ایران و در تشییع شگفتانگیز امروز. در این جنگ و دفاع میهنی، زنان برای ایران مادری کردند.
@jalaeipour
⚡️ Scenes from the funeral of the Imam of the Islamic Revolution, the martyred leader Sayyed Ali Khamenei, in Tehran.
Читать полностью…
📸 حضور دبیرکل حزب عهد ایرانیان و جمعی از فعالان سیاسی اصلاحطلب در مراسم تشییع رهبر شهید
◾️علی باقری، دبیرکل حزب عهد ایرانیان، به همراه جمعی از فعالان سیاسی و چهرههای اصلاحطلب، در مراسم تشییع رهبر شهید حضور یافت.
◾️در این مراسم، محمدرضا جلاییپور، رئیس شورای مرکزی حزب عهد ایرانیان، شهابالدین طباطبایی، عضو شورای اطلاعرسانی دولت و دبیرکل حزب ندای ایرانیان، سعید نورمحمدی، رئیس دفتر سیاسی حزب ندای ایرانیان، و آرش حبیبی، عضو شورای مرکزی حزب مردمسالاری و جمعی از اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی حزب عهد ایران نیز حضور داشتند.
◾️علی باقری در حاشیه این مراسم با تأکید بر اهمیت حفظ وحدت ملی، اظهار کرد: در شرایط حساس کنونی، تقویت همبستگی، انسجام و همدلی میان همه ایرانیان، مهمترین سرمایه کشور برای عبور از چالشها و تقویت منافع ملی است./ جماران
🇮🇷 @jamarannews
☑️ دبیرکل حزب عهد ایران: تشییع باشکوه پیکر «رهبر شهید ایران» فرصتی از دستندادنی برای تقویت انسجام و همبستگی ملی و ترمیم شکافها است
🔘 علی باقری، دبیرکل حزب عهد ایران در پیامی به مناسبت مراسم تشییع رهبر شهید تصریح کرد: تشییع باشکوه پیکر «رهبر شهید ایران» فرصتی از دستندادنی برای تقویت انسجام و همبستگی ملی و ترمیم شکافها در این ماههای تعیینکنندهٔ سرنوشت ملی است.
🔘 شکوه و تکثرپذیریِ این وداع تاریخی با «معمار اقتدار ایران» میتواند تقویتکنندهٔ «عهد ایران» برای ساختن ایرانی مستقل، قوی، آباد، عدالتگستر، مردمسالار، شکوفا و با مشارکت وسیع و متکثر مردمی شود و در برابر متجاوزانِ ایرانستیز و قاتلانِ کودکان میناب و دلاوران ناو دنا و شهدای لامرد و هزاران سرباز ایران و هموطن شهیدمان قدرت نرم بسازد.
🔘 به عنوان یک شهروند ایران و دبیرکل یک حزب اصلاحگر از همهٔ هموطنان با همهٔ تنوع و رنگارنگیشان دعوت میکنم در این تشییع ملی باشکوه مشارکت کنند./ جماران
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1716447
🇮🇷 @jamarannews
⭕ کدام ایستگاههای مترو به مسیر تشییع در تهران در روز دوشنبه ۱۵ تیر نزدیکتر است؟
🔹مسیر تشییع فردا از ابتدای خیابان دماوند آغاز شده و در امتداد خیابان انقلاب اسلامی و آزادی، در اتوبان لشکری تا بلوار ایران خودرو ادامه خواهد داشت.
@irannewspaper
⭕️ تهران امروز صبح شاهد بزرگترین نماز جماعتِ منظم و منضبط میت در تاریخ شهر و شاید تاریخ اسلام بود. اینکه جمعیتی به عظمت و شکوهِ نمازگزاران امروز صبح بر پیکر رهبر شهید در مصلی تهران جمع شد، ولی نه کسی زیر دست و پا ماند و جانش را از دست داد و از تشنگی و فشار جمعیت از حال رفت و نه حاشیهای ایجاد شد، دستاورد کوچکی نیست و علاوه بر مشارکت چشمگیر عزاداران و نمازگزاران، از ظرفیت قابل اعتنای برنامهریزی و نظمبخشی و مدیریت جمعیت و مراسم نماز خبر میدهد. دست مریزاد به دستاندرکاران دولت و شهرداری و سپاه و صدها موکب و انجمن و هیئت و هزاران داوطلب سازماندهنده برای خلق این تجربهٔ جمعی بیتلفات و بیسابقه.
@jalaeipour
⭕️ چه دلگرمکنندهاست که دریادار علی عظمایی فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه، چنانکه از چهرهٔ گیرای جنوبیاش معلوم است، متولد و بچهٔ ساحل است و از زمان جنگ تحمیلی هشتساله سرباز مدافع خوشنام و فداکارِ جزایر و سواحل ایران در خلیج فارس است و بهترین استراتژیست نظامی-دریایی زندهٔ ایران و در حفاظت از تنگهٔ هرمز و جزایر و سواحل ایران خلف شایستهٔ شهید تنگسیری است. بیش باد چنین برآمدنهای شایستگیبنیاد از حاشیههای ایران به عالیترین مقامهای لشکری و کشوری و جانش در امان باد از خطر و آسیب.
@jalaeipour
پایان یک قرار با نوای محمد معتمدی
آخرین شب از «قرار شبانه» مردم، هنرمندان و ورزشکاران در باغ فردوس، امشب با اجرای زنده محمد معتمدی برگزار میشود.
در شب پایانی این رویداد، صابر خراسانی نیز با شعر و روایت، همراه مردم خواهد بود تا «قرار شبانه» با یاد ایران، شهدا و همدلی مردمان این سرزمین به پایان برسد.
📍 باغ فردوس تهران
🕣 امشب | ساعت ۲۰:۳۰
🇮🇷 دور ایران جمع میشویم
📲 اینستاگرام | تلگرام | روبیکا | بله
@man_iranam_ir
چند دهه طول میکشد اهمیت بذری که شهدای این قاب کاشتند و تاثیر خون گرمشان بر غروب استعمارگری و طلوع عدالت جهانی و ایران شکوفا فهمیده شود.
@jalaeipour
الان، باغ فروس تهران، همخوانی جمعی با محمد اصفهانی
#به_نام_ایران
@jalaeipour
بهنام خدا
تشییع باشکوه پیکر «رهبر شهید ایران» فرصتی از دستندادنی برای تقویت انسجام و همبستگی ملی و ترمیم شکافها در این ماههای تعیینکنندهٔ سرنوشت ملی است.
شکوه و تکثرپذیریِ این وداع تاریخی با «معمار اقتدار ایران» میتواند تقویتکنندهٔ «عهد ایران» برای ساختن ایرانی مستقل، قوی، آباد، عدالتگستر، مردمسالار، شکوفا و با مشارکت وسیع و متکثر مردمی شود و در برابر متجاوزانِ ایرانستیز و قاتلانِ کودکان میناب و دلاوران ناو دنا و شهدای لامرد و هزاران سرباز ایران و هموطن شهیدمان قدرت نرم بسازد.
به عنوان یک شهروند ایران و دبیرکل یک حزب اصلاحگر از همهٔ هموطنان با همهٔ تنوع و رنگارنگیشان دعوت میکنم در این تشییع ملی باشکوه مشارکت کنند.
دبیرکل حزب عهد ایران
علی باقری
۱۱ تیرماه ۱۴۰۵
/channel/alibagheri1345