sahandiranmehr | Unsorted

Telegram-канал sahandiranmehr - سهند ایرانمهر

38670

دغدغه های احدی از رعیت مملکت محروسه ایران ارتباط با ادمین: @sahandiranmehrr

Subscribe to a channel

سهند ایرانمهر

موش در خانه کدخدا
هوشمندی مهمتر است یا عقلانیت؟

آیا باهوش‌بودن می‌تواند مانع فریب خوردن شود؟ تفاوت هوش و‌ عقلانیت در چیست؟ چه چیزی باعث می‌شود استدلال‌های به ظاهر عقلانی ما کار نکند؟ در این قسمت به سراغ مرزبان‌نامه می‌رویم تا در داستان موشِ خانه کدخدا با تامل در لایه‌های پنهان متن به پاسخ این پرسش‌ها برسیم.

دیدن ویدئو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/HgHCTL60eUs

@sahandiranmehr_yt

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‏مگر اینکه معنای «همواره»، «حمله» و «کشورم» چیز دیگری باشد والا شهبانوی محترم عارضم که فرزندتان در این مدت «همواره» با «حمله» به «کشورتان» موافق بوده است. مگر اینکه بلانسبت شبیه عشرت‌خانم همسایه دوران کودکی ما باشید که هر وقت همسایه‌ها شکایت شر به‌پا کردن فرزندش را می‌کردند می‌گفت :«منم مثل شما عاصی‌ام» و وقتی همسایه‌ها می‌گفتن:« پس زحمت بکش خسارت آتش سوزوندنش رو‌ بده؟» می‌گفت:« من که خودم عاصی‌‌ام پول اون ولد چموش رو‌ بدم؟» و وقتی همسایه‌ها می‌گفتن:« پس لااقل حالا که ننه‌شی یه گوششو بپیچون» می‌گفت:«حالا بخاطر یه شیشه، جیگر بچمو مثل هند جیگرخوار بکشم بیرون؟!» و‌ دست‌آخر که میگفتن: «چطور چیزی بهش نمی‌گی و شاکی هستی که تو هم عاصی‌ای؟» می‌گفت:«آدم، سگ شه مادر نشه که این چرت‌وپرت‌ها رو‌ تحویل مردم بده!»
@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

موش در خانه کدخدا
هوشمندی مهمتر است یا عقلانیت؟

آیا باهوش‌بودن می‌تواند مانع فریب خوردن شود؟ تفاوت هوش و‌ عقلانیت در چیست؟ چه چیزی باعث می‌شود استدلال‌های به ظاهر عقلانی ما کار نکند؟ در این قسمت به سراغ مرزبان‌نامه می‌رویم تا در داستان موشِ خانه کدخدا با تامل در لایه‌های پنهان متن به پاسخ این پرسش‌ها برسیم.

دیدن ویدئو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/HgHCTL60eUs

@sahandiranmehr_yt

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

💬 ایرانمهر: پذیرش ۵۹۸ محصول انباشت بحران‌ها بود


▫️نشست تخصصی «چرا جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید؟» به مناسبت چهل‌وششمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی در خبرآنلاین برگزار شد. این نشست در سه محور اصلی شامل «واکنش ایران به قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت»،«مقطع فتح خرمشهر و چرایی تداوم نبرد» و «بزنگاه تصرف فاو تا پذیرش قطعنامه ۵۹۸» به بررسی منطق تداوم و پایان جنگ پرداخت.

سهند ایرانمهر، پژوهشگر روابط بین‌الملل:
▫️من اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم، قطعنامه ۵۹۸ در واقع «انباشت بحران‌ها» بود؛ اول که این قطعنامه به ایران پیشنهاد داده شد، ایران نپذیرفت، ولی در عین حال آن را رد هم نکرد؛ و این همان حالت ابهام وجود داشت: نه پذیرش کامل، نه ردّکامل. بعداً ـ یعنی سال بعد ـ همین قطعنامه شد راه نجات ما برای این‌که از آن وضعیت بیرون بیاییم.

📌 متن کامل را اینجا بخوانید:
khabaronline.ir/xqnRk


@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

موش در خانه کدخدا
هوشمندی مهمتر است یا عقلانیت؟

آیا باهوش‌بودن می‌تواند مانع فریب خوردن شود؟ تفاوت هوش و‌ عقلانیت در چیست؟ چه چیزی باعث می‌شود استدلال‌های به ظاهر عقلانی ما کار نکند؟ در این قسمت به سراغ مرزبان‌نامه می‌رویم تا در داستان موشِ خانه کدخدا با تامل در لایه‌های پنهان متن به پاسخ این پرسش‌ها برسیم.

دیدن ویدئو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/HgHCTL60eUs

@sahandiranmehr_yt

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‏«قدرت این مقام واقعاً دیوانه‌کننده‌ست. من حتی می‌تونستم ماهیگیری رو ممنوع کنم.
فکر کنم همین کار رو بکنم، فقط برای یکی دو روز!»

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

🔸 نشست بازخوانی ابعاد تداوم جنگ در خبرآنلاین
به بهانه فرارسیدن چهل‌وششمین سالروز آغاز جنگ تحمیلی اول


با حضور؛
▫️محمد درودیان؛ پژوهشگر و راوی تاریخ دفاع مقدس
▫️جهانگیر کرمی؛ استاد روابط بین‌الملل
▫️سهند ایرانمهر؛ نویسنده و پژوهشگر

▪️چهارشنبه ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷
▪️خبرآنلاین؛ خیابان میرزای شیرازی، خیابان ۱۵، پلاک ۲۵، طبقه اول


«ورود آزاد و رایگان برای عموم»

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

از قلم تا قدرت
مسیر سخت اثبات شایستگی


دبیران در قرون میانه کسانی بودند که باید حرف قدرت را روی کاغذ بیاورند، حرفه‌ای مهم که ردپای آن در جای جای تاریخ ما برجاست. دنیایی مرکب از تهدیدها، بحران‌ها و البته هوشمندی و کیاست.
در «چهارمقاله» نظامی عروضی، داستان اسکافی گوشه‌ای از همین دنیاست. مردی که در یک دستگاه چندان به چشم نیامد، اما وقتی به جای دیگری رفت، همان مهارت‌هایی که داشت ناگهان ارزش پیدا کرد و خودش هم بالا رفت.
در این اپیزود از همین حکایت به سراغ موضوعاتی چون شایسته‌سالاری، عقلانیت سیاسی و مانند آن خواهیم رفت.

دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/ALYtVXX8wGw

@sahandiranmehr_yt

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‏
سهند ایرانمهر- اگرچه تقسیم بندی بادیه‌نشین و شهرنشین در ماجرای انصارالله - عربستان ( و اقمارش) چندان دقیق نیست اما از حیث رفاه و امکانات نابرابر، زاویه نگاه من ناخودآگاه با کتاب «المقدمه» ابن‌خلدون گره می‌خورد:

‏«شهرنشینان به آسایش و رفاه خو کرده‌اند. آنان دفاع از جان و مال خود را به حاکمان و سپاهیان واگذار کرده‌اند و به حصارها و استحکامات شهرها اعتماد دارند… نسل‌های پیاپی در چنین وضعی پرورش می‌یابند تا آنجا که به زنان و کودکان، که وابسته به سرپرست خانه‌اند، شباهت پیدا می‌کنند.
‏اما بادیه‌نشینان خود نگهبان خویش‌اند، همواره سلاح بر دوش دارند، به نیروی خود تکیه می‌کنند و شجاعت برای آنان به صورت خصلت و طبیعت درآمده است.»

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‍ ✔️یک لحظه مکث در میدان توپخانه

✍🏻سهند ایرانمهر

در میدان تو‌پخانه، روبه‌روی دیوارهای آجری و قدیمی بانک شاهی، جایی که تهران هنوز تکه‌هایی از حافظه معماری خود را میان دود و بوق و رفت‌وآمد روزانه حفظ کرده، موتور یک پیک آتش گرفت. من در مسیر‌های روزانه‌ام این موتوری‌ها را زیاد می‌بینم و به قول یک راننده تاکسی آنقدر زیاد شده‌اند که چهارراه استانبول دیگر شبیه بمبئی شده است.

برای بسیاری از پیک‌های تهران، موتور دیگر یک وسیله نقلیه نیست دو چرخ‌ پر سروصدایی است که زندگی را پیش‌می‌برد. آن پیک، با آن موتور و باری که هر روز بر دوش می‌کشد، گاهی بیشتر شبیه اسطوره یونانی «اطلس» است؛ که این بار به جای آسمان یا زمین، بارش اجاره‌خانه و قسط و نان و دارو و خرج زن‌وبچه و فرداست.

موتور برای او فقط موتور نیست بلکه بر آن، وزن یک زندگی نشسته است. در خیابان‌های تهران می‌گردد، از میان ماشین‌ها می‌لغزد و بسته‌ای را از دستی به دست دیگر می‌رساند؛ از این زاویه که ببینی، موتور پیک تهرانی بی‌شباهت به دوچرخه آنتونیو در «دزد دوچرخه» ویتوریو دسیکا نیست؛ آنجا دوچرخه، شرط ادامه زندگی بود و اینجا موتور.

این همه نوشتم که بتوانم کاملا جا بیاندازم که در ادراک آن‌هایی که وسط گرما و با هزار و‌ یک مشکلی که خودشان وسط روزهای سخت تحریم و جنگ دارند، چه می‌گذرد و چرا برای این مالباخته جمع شده‌اند و شماره کارت اعلام و برای خرید موتوری دیگر پول جمع می‌کنند. آنها مثل تقلای وصل لوله اکسیژن برای کسی که نفس کم آورده می‌خواهند امکان دوباره ایستادن، دوباره کار کردن و دوباره به خانه برگشتن را به او پس می‌دهند.

معمولا وقتی فشار و ناامنی بالا می‌رود و اوضاع زندگی قاراشمیش می‌شود، انتظارمان این است که هرکس به فکر خویش باشد، رمان «سالار مگس‌ها»ی ویلیام گلدینگ، همین را می‌گوید، تصویر فروپاشی نظم گروهی از کودکان در جزیره‌ای دورافتاده، یکی از ماندگارترین روایت‌های ادبی همین بدبینی است یا در روان‌شناسی اجتماعی نیز «اثر تماشاگر» توضیح می‌دهد که هرچه شاهدان یک حادثه بیشتر باشند، ممکن است مسئولیت شخصی هر فرد برای کمک کردن کمتر احساس شود، چون هرکس گمان می‌کند دیگری مداخله خواهد کرد و به اصطلاح «تواکل»جای تعاون را می‌گیرد. اما این صحنه هر دو انتظار را برهم می‌زند. آدم‌ها از کنار سوختن موتور او عبور نکردند؛ جمع شدند، پرسیدند، شماره کارت گرفتند و پول فرستادند.

در این صحنه هیچ‌کس قرار نبوده قهرمان باشد. کسی هم در آن میدان قرارداد اخلاقی امضا نکرده است. فقط برای چند دقیقه، یک قاعده قدیمی و خاموش میان آدم‌ها بیدار شده و هرکس توانسته خود را لحظه‌ای جای دیگری بگذارد و نتوانسته وانمود کند که رنج آن دیگری را نفهمیده یا صدایش را نشنیده.
من از بینوایی‌ نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد


این صحنه البته سند قطعی سلامت یک جامعه و بهانه برای برداشتن سد اشک دم مشک نیست. از چند ده نفر که پولی برای پیک موتوری می‌فرستند هم نمی‌توان نسخه‌ای برای حال عمومی جامعه پیچید و باید در برابر وسوسه رمانتیک کردن این صحنه ایستاد اما درست به همان اندازه، نباید آنها را ناچیز شمرد.

همین مردم در بسیاری از موقعیت‌های دیگر به یکدیگر اعتماد نکنند چون جنگ، تورم و تحریم فقط قدرت خرید را کاهش نمی‌دهند؛ میدان انتخاب‌های اخلاقی را هم تنگ می‌کنند و باعث می‌شوند هرکدام‌مان در مدار زندگی خودمان بچرخیم. وقتی هرکس نگران اجاره، دارو، آینده و معاش خودش است، طبیعی است که دیگری به‌تدریج از «مسئله من» به «مسئله خودش» تبدیل شود. در چنین شرایطی، کمک به غریبه هزینه دارد و به همین دلیل، رخ دادن این صحنه معنادار است.

این چند نفر با کمک به یک پیک، فقر را از میان نبردند، اعتماد ازدست‌رفته را به جامعه برنگرداندند و جای نهادهای حمایتی که باید باشند و‌ نیستند را هم نگرفتند. فقط دیدند مردی وسیله کارش را از دست داده و تصمیم گرفتند بخشی از خسارت او را جبران کنند. اما همین «فقط» در جامعه‌ای که هر روز آدم‌ها را وادار می‌کند بیشتر به فکر دوام آوردن خودشان باشند، کم‌اهمیت نیست چون نشان می‌دهد هنوز میان ما چیزی هست که اجازه نمی‌دهد گرفتاری دیگری کاملاً به مسئله خودش تقلیل پیدا کند و البته که این همه را نمی‌شود با یک صحنه اثبات کرد، اما می‌شود مثل همان آدم‌ها که در میدان توپخانه مکث کردند و دست به جیب شدند، در این لحظه‌ها مکث کرد و به این فکر کرد که اگر از بهم‌پیوستگی همین «مکث‌ها»ست که هنوز زیر سنگ‌آسیاب زمانه، زنده‌ایم و‌ به دیگری هم فکر می‌کنیم پس این صحنه به چیزی بیش از یک مکث نیاز دارد.

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

چاپ دوم رمان
«صرف فعل مجهول»

خرید آنلاین کتاب

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

✔️بازی جدید و‌ لعبتکان جدید
‏
✍🏻سهند ایرانمهر

این موج تازه‌ی محتواهای قومی ــ از کنفرانس و مصاحبه و مقاله تا مطلب و توییت ــ که چند روزی است در فضای مجازی بالا گرفته، اگر از روی تبار و پیشینه‌اش دنبال شود، به همان جماعتی می‌رسد که پیش از هنگامه‌ی تجاوز، ترجیع‌بندشان «ایران آزاد» بود و دیدیم که طشت رسوایی معامله‌ی نافرجام «ایران‌فروشی»‌شان به اذعان طرف‌های معامله چگونه از بام افتاد.

‏حالا، گویی چک‌وچانه‌ی معامله‌ای تازه در خفا آغاز شده؛ با این تفاوت که این بار پرده نازک‌تر است و زبان، علنی‌تر و قوم‌گرایانه‌تر. دنباله‌ی هر کدام را هم که بگیری، یا به رسانه‌ای اسرائیلی می‌رسی یا به پیامی از وزیر و وکیلی منتسب به همان قوم که عمله و‌ اکره را مثل گذشته به وعده «حمایت می‌کنیم» تهییج می‌کند ؛ انگار برای این پرده آخر، داریه و تنبک را از نو مالیده و‌ ساز تازه‌ای کوک کرده‌اند.

‏قبل از این جنگ، دلدادگان وطن که هشدار می‌دادند، «ایران ایران» کردن این جماعت، دوغی است که به اسم‌دوشاب می‌فروشند، دهان‌های کف‌آلود وقاحت یک دم برای انگ و ننگ باز نمی‌ایستادند؛ اما زمان نشان داد نه سودای ایران داشتند و نه سودای ایرانی. این بار نیز نه آزادی مسئله‌ی آنهاست و نه حتی قوم و قبیله‌ای که خود را وکیل و سخنگویش جا می‌زنند. مسئله، چیز دیگری است و همه‌ی این سیاه‌بازی‌ها، با همه‌ی تفاوت در شعار و پوشش و نقش و صنعت در عبارت، اگر به یک نقطه برسند، آن نقطه ویرانی همان چیزی است که میراث مشترک همه‌ی ماست: ایران.

‏ایران نه ملک یک قوم است و نه امتیاز یک گروه؛ خانه‌ی تاریخی مردمانی است که شباهت‌ها و تفاوت‌هایشان قرن‌ها در کنار هم، معنای ایران را ساخته است و هر دستی که این پیوند را به نام قوم و زبان و مذهب از هم بدرد، پیش از آنکه دیگری را از ایران جدا کند، بخشی از خود ایران را از میان برده است .

‏بازی با شکاف‌های قومی، هر نامی که بر خود بگذارد و هر پرچمی که به دست بگیرد-اگر سرانجامش تضعیف این پیوند و برباد دادن خانمان باشد که نشان داده‌اند هست-آزادی نیست بلکه بازی دوباره بی‌خانمان‌های پشت پرده با بنیانِ خانه‌ و خانمانی است که همه ما ایرانیان در آن سهم داریم.

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‍ ✔️رویایی که برای مُردن بازگشت

✍🏻سهند ایرانمهر

‏اوریدیسه یک‌بار مرده بود. اورفئوس اجازه یافت او را از جهان مردگان بازگرداند؛ اما درست در آستانه رهایی، به پشت سر نگاه کرد و او را برای همیشه از دست داد. گاهی نقشه تاریخ برای آنانی که سرنوشتشان با مرگی محتوم گره خورده، همین است، به یک امر مرده فرصت بازگشت می‌دهد، نه برای احیای آن، بلکه برای آنکه مرگش این‌بار قطعی شود.

‏شاید «۵۷» برای پادشاهی ــ یا هر نام دیگری که بعدها بر آن گذاشته‌اند ــ پایان مطلق نبود؛ زخمی تاریخی بود که هنوز می‌شد درباره سرنوشت نهایی‌اش تردید کرد. اما اگر امروز بخشی از هواداران آن رویا، برای بازگرداندنش، به حمله اسرائیل و نقشه‌های آن برای ایران، از تجزیه تا تهدید هسته‌ای - با اجاره ترامپ- دل بسته‌اند و برای تحقق این رویا ناگزیرند هر روز آشکارتر، بی‌پرواتر و خشن‌تر در کنار این پروژه بایستند، ممکن است درست مانند اورفئوس، در همان لحظه‌ای که گمان می‌کنند فرصت زندگی دوباره یافته‌اند، دریابند که خودشان مرگ مطلق اندیشه سلطنت و پادشاهی را در ذهن ایرانیان رقم زده‌اند.

‏آن‌گاه «۵۷» دیگر فقط تاریخ سقوط پادشاهی نخواهد بود؛ می‌تواند به لحظه‌ای بدل شود که اندیشه پادشاهی، پس از یک فرصت دوباره، برای همیشه امکان بازگشت خود را از دست داد.

‏اورفئوس اوریدیسه را بار دیگر از دست داد، چون درست در آستانه احیای دوباره به عقب نگاه کرد. شاید بعضی رویاهای سیاسی نیز چنین‌اند، یک‌بار شکست می‌خورند، اما فرصت دوم را نه برای بازگشت، که برای مردن نهایی به دست می‌آورند.

‏گاهی یک ایده با شکست و ضربه سهمگین اول نمی‌میرد بلکه با شیوه‌ای که پیروانش برای برپایی‌اش انتخاب می‌کنند، می‌میرد.

‏

توضیح اثر:
‏«اورفئوس و اوریدیسه»، نقاشی رنگ‌روغن سال ۱۸۶۴، اثر هنرمند بریتانیایی، سر فردریک لیتون

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

✔️اپیزود پنجاه‌ویکم از پادکست
«سهند ایرانمهر»

سیاست سرعت
چه‌کسی شتاب دنیای امروز را در دست دارد؟

پس از یک‌وقفه نسبتا طولانی و‌غیرانتخابی اپیزود جدید منتشر شد

سیاست سرعت، چه کسی شتاب دنیای امروز را دردست دارد؟ در دنیای امروز همه چیز سرعت پیدا کرده است اما سیاست، نهادهای قانونی و دموکراسی با همان ریتم گذشته خود عمل می‌کند. در این اپیزود سراغ همین اختلاف می‌رویم تا بررسی کنیم وقتی سرعت خودش به منبع قدرت تبدیل شده، چه کسی ریتم جهان را تعیین می‌کند و ما چقدر اختیار داریم که با سرعت خودمان زندگی کنیم؟

👈🏽از اینجا بشنوید

لینک حمایت از پادکست در حامی باش

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‏عضو هیات اسراییلی دارد اسامی آنها که جلسه سخنرانی نتانیاهو را ترک کردند، می‌نویسد!
‏سازمان ملل را بعد از آن جنگ جهانگیر دوم برپا کردند. بشر بیچاره، بعد از آن همه کشتار یک خرده به عقلش آمد و با خود گفت: لابد از این پس کار را با گفت‌وگو و دیپلماسی و نشستن دور یک میز پیش می‌بریم، نه با بمب و توپ و تانک. خلاصه خواستند به دنیا بفهمانند که آدمیزاد، اگر آدمیزاد باشد، می‌تواند به جای دندان، زبان داشته باشد و به جای اولدورم و بولدورم، منطق!
‏ حالا اما ترامپِ آمریکایی که این‌همه مدت پز جهان آزاد و دموکراسی و حق‌وحقوق آدمیزاده را می‌داد و اسلافش پرده‌آهنین را با همین چسان‌فسان پایین کشیدند، پشت تریبون جهنم را پیش چشم می‌آورد و اینکه اگر حرفش را گوش نکنند می‌تواند یک ملت را نیست‌ونابود کند، نتانیاهو پیجرها را مثل کاپ افتخار بالا می‌برد و به منتقدانش می‌گوید :«بزدل» و جالب‌ترینشان هم این صحنه است: تصور خود به مثابه مبصر مخبر خان‌بالا که فلک و ترکه‌آلبالو بدست منتظر است فهرست اسامی آنها را که پای اُشتلم چوبدار ارباب ننشستن و مجلس را ترک کردند، بدست حضرت اجل بدهد تا چپق «بدها» را چاق کند.
‏@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

✔️سخنرانی نتانیاهو، رونمایی از یک تغییر آشکار

✍🏻سهند ایرانمهر

سخنرانی بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی نقطه اوج تغییر مسیر در تاریخ زبان دیپلماتیک اسرائیل بود. تفاوت مهم این سخنان با سخنان رهبران پیشین اسرائیل در این است که اسرائیل دیگر سودای به‌دست‌آوردن مشروعیت جهانی و استدلال‌کردن برای آن را ندارد بلکه برعکس می‌خواهد نشان دهد که اصولا او را نیازی به استدلال نیست و تیغ عریان را بر سیاست غرب‌پسند پنهانش ترجیح می‌دهد.

برای فهم این تغییر کافی است نتانیاهوی ۲۰۲۶ را با نتانیاهوی ۱۹۹۸ مقایسه کنیم. نتانیاهو در سخنرانی ۱۹۹۸ سازمان ملل می‌گفت اسرائیلی‌ها آماده «مصالحه‌های دردناک برای صلح» هستند، مذاکره تنها راه حل است و صلح باید بر «امنیت و عمل متقابل» بنا شود و با این سخنان دل از متحدانی می‌ربود که آن را باستیون تمدن غرب و حصار حصینی در دل توحش خاورمیانه می‌نمایاندند. اسحاق رابین هم در خاطرات خود، پس از اسلو، از اسرائیل به‌عنوان دولتی یاد می‌کرد که حاضر است «به صلح فرصت بدهد». شیمون پرز هم می‌گفت دولت‌مرد باید انتخاب کند؛ یا برای صلح هزینه بدهد یا وارد جنگ شود و خطر آن را بپذیرد حتی آریل شارون، که به قصاب صبرا و شتیلا معروف شده بود هم فهمیده بود که برای کسب مشروعیت باید میان قدرت نظامی و امکان همزیستی فرقی بگذارد؛ چنان‌که بعدها درباره عقب‌نشینی از غزه استدلال خود را با مسئله آینده دولت یهودی ـ دموکراتیک پیوند زد.

نتانیاهو در مجمع عمومی امسال اما از منطق دیگری رونمایی کرد. نخستین جمله او پس از خروج هیات‌ها، «بزدل» خطاب کردن آنان بود؛ سپس جنگ ایران را «آسان‌ترین تصمیم‌»خود نامید.
به عبارت دیگر اگر اسحاق رابین درباره هزینه انتخاب سیاسی سخن می‌گفت، نتانیاهو دست‌ودلِ بازی برای انتخاب سریع گزینه جنگ دارد و پشت تریبون سازمان ملل تله‌های انفجاری (پیجر) را همچون کاپ افتخار بالا می‌گیرد.

اهمیت این تغییر با وضعیت افکار عمومی آمریکا بیشتر می‌شود زیرا در نظرسنجی مه ۲۰۲۶ پیو، تنها ۳۲ درصد آمریکایی‌ها نظر مساعدی درباره دولت اسرائیل داشتند و ۶۲ درصد نظر نامساعد؛ این رقم در ۲۰۱۹ به‌ترتیب ۴۱ و ۵۱ درصد بود. از آن‌سو و از منظر شکاف حزبی نیز در میان دموکرات‌ها، موافقان دولت اسرائیل فقط ۱۶ درصدند(در برابر ۵۱ درصد جمهوری‌خواهان).

اسرائیل زمانی قدرت خود را با این استدلال توضیح می‌داد که امنیت می‌خواهد تا بتواند به صلح برسد. نتانیاهوی امروز می‌خواهد ثابت کند موجود خشمگین و خطرناکی است و امنیت را جز جنگ نمی‌بیند.
خطر این روش برای اسرائیل آنجاست که وقتی جنگ یگانه راه باشد سرمایه سیاسی لازم از دست رفته است و فاصله گرفتن افکار عمومی آمریکا و کاهش حمایت دوحزب آمریکا، بهرصورت تاثیر خود را خواهد گذاشت.

این تغییرات برای اسراییل مهم است چون آنچه تاکنون دست او را برای عرض‌اندام بازگذاشته صرفا توان نظامی نبوده است بلکه امنیت ناشی از ائتلاف‌های خارجی، حمایت آمریکا و استقبال غرب از رفتار نخست‌وزیرانی بوده که به آنها قبولانده بودند که اسراییل برای صلح‌طلبی یا دفاع خود استدلال و منطق اقناعی دارد و حالا نتانیاهو به صراحت در حال اثبات این واقعیت است که جز تقابل و تهاجم مسیر دیگری را نمی‌شناسد و به جای تقلای اقناع برای ائتلاف ترجیح می‌دهد که منتقدینش را ترسو بخواند.

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‍ ✔️وقتی آمریکا از صحنه کنار می‌رود.

مجله اکونومیست در تحلیلی، جنگ ایران و آمریکا را از زاویه‌ای فراتر از میدان نبرد بررسی می‌کند. به نوشته این مجله مسئله اصلی برای واشنگتن فقط پایان دادن به یک جنگ نیست، بلکه خروج از نظمی است که خود آمریکا طی دهه‌ها در خاورمیانه ساخته و تضمین کرده است. استدلال مقاله این است که ایالات متحده ممکن است از نظر نظامی همچنان حضور گسترده‌ای در منطقه داشته باشد، اما جنگ با ایران می‌تواند نشانه تغییر عمیق‌تری باشد؛ تغییری که در آن آمریکا به‌تدریج نقش هژمونیک خود را از دست می‌دهد و دیگر قادر یا مایل نیست همانند گذشته قواعد کلی بازی منطقه را تعیین کند.

این تحول، از نگاه اکونومیست، اهمیت تاریخی دارد. از این‌نگاه، پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، نظم خاورمیانه در یک قرن گذشته بارها از بیرون منطقه شکل داده شده است؛ ابتدا قدرت‌های اروپایی و سپس ایالات متحده در مرکز این معماری قرار گرفتند. امنیت خلیج فارس، مسیرهای انرژی، توازن میان ایران و کشورهای عربی و در دهه‌های اخیر امنیت اسرائیل، همگی در چارچوبی قرار داشتند که حضور و قدرت آمریکا یکی از ستون‌های اصلی آن بود. اکنون جنگ ایران می‌تواند این فرض دیرپا را زیر سؤال ببرد که امنیت منطقه در نهایت به قدرتی بیرونی وابسته است.

از نگاه اکونومیست مسئله مهم‌تر از کاهش نیرو در خلیج‌فارس، تغییر ماهیت نقش آمریکاست. واشنگتن ممکن است همچنان پایگاه، ناوگان، نیروی هوایی و متحدان منطقه‌ای داشته باشد، اما باید دانست که حفظ توان نظامی با حفظ هژمونی سیاسی یکی نیست. تجربه جنگ‌های اخیر نیز نشان داده است که برتری نظامی الزاماً به معنای توانایی طراحی نظم سیاسی پس از جنگ نیست. خود اکونومیست در تحلیل‌های مرتبط با جنگ هشدار داده که استراتژیست‌های آمریکایی نمی‌خواهند واشنگتن بار دیگر در خاورمیانه گرفتار شود، در حالی که تمرکز راهبردی آمریکا به سوی چین معطوف است.

اکونومیست می‌پرسد، اگر آمریکا دیگر تنظیم‌کننده اصلی نباشد، چه کسی جای آن را خواهد گرفت؟ پاسخ الزاماً یک قدرت واحد نیست. ایران، عربستان سعودی، ترکیه، اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه هر یک بخشی از این خلأ را هدف خواهند گرفت و مناسبات میان آنها می‌تواند نظم آینده را تعیین کند. در چنین شرایطی، کاهش نقش آمریکا لزوماً به معنای صلح نیست؛ خلأ قدرت می‌تواند رقابت‌های قدیمی را تشدید کند و حتی به دور تازه‌ای از درگیری و تسویه‌حساب منجر شود.

با این حال، اکونومیست امکان دیگری را نیز پیش می‌کشد: شاید پایان هژمونی خارجی، فرصتی برای شکل‌گیری نظمی باشد که این بار از درون خاورمیانه و بر اساس موازنه میان قدرت‌های منطقه‌ای ساخته شود. چنین گذاری البته نه خودکار است و نه الزاماً مسالمت‌آمیز. جنگ ایران ممکن است بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، آغاز دوره‌ای باشد که در آن مسئله اصلی دیگر این نیست که آمریکا چگونه خاورمیانه را اداره می‌کند، بلکه این است که خود خاورمیانه چگونه می‌خواهد نظم پساآمریکایی خود را تعریف کند.

از این منظر، اهمیت مقاله اکونومیست در پیش‌بینی یک «خروج آمریکا» نیست؛ در طرح یک پرسش تاریخی است که اگر نظم یک قرن گذشته دیگر کارایی سابق را نداشته باشد، نظم بعدی را چه کسی و با چه موازنه‌ای خواهد ساخت؟

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

🔰گفت‌وگو با سهند ایرانمهر، نویسنده و فعال رسانه‌ای؛
فاشیسم دیجیتال در حال رخ دادن است
یک نوع استبداد مجازی یا فاشیسم دیجیتال در حال رخ دادن است

🔸سهند ایرانهمر گفت:‌ ما نتوانسته‌ایم به یک توافق و قرارداد اجتماعی برسیم که تکثرگرا باشد و همه را در یک ظرف ببیند.این حلقه‌ی مفقوده‌ی تاریخ ماست. در نتیجه، ناخودآگاه فکر می‌کنیم مشکل این است که نتوانسته‌ایم در ساحت اندیشه یکدست‌سازی ایجاد کنیم؛ در حالی که اصلاً چنین چیزی معنا ندارد. ساحت اندیشه می‌تواند مختلف باشد و قرائت‌های مختلفی در آن وجود داشته باشد

🔸ایده‌ای که در ذهن من بود و آن را جست‌وجو کردم، این بود که پایگاه اجتماعی حامیان حاکمیت در دوره‌های مختلف تغییر کرده است. بنابراین نمی‌توان حامیان حاکمیت در همه‌ی دوره‌ها را لزوماً از یک جنس دانست. متغیرهای مختلفی وجود داشته که این پایگاه اجتماعی را در طول زمان جابه‌جا کرده است.


🔸من نمی‌گویم ایران مرکز زمین است و اصلاً به چنین حرف‌هایی اعتقادی ندارم، اما به‌طور ناخودآگاه در چهارراه حوادث قرار گرفته‌ایم. حتی اگر از منظر سیاسی و سیاست بین‌الملل نگاه کنید، این مسئله روشن است. همین حالا که در این برهه قرار داریم، ببینید ایران کجای اخبار جهان قرار دارد. بخشی از منازعاتی که در جریان است، به‌گونه‌ای است که حتی ممکن است سرنوشت بخش‌های دیگری از جهان نیز تا اندازه‌ای تحت تأثیر اتفاق‌هایی قرار بگیرد که در این منطقه رخ می‌دهد.


🔸من خودم را به‌عنوان یک انسان ایرانی تعریف می‌کنم. اگر از من بخواهند تعریفی از خودم ارائه بدهم، می‌گویم «یک انسان ایرانی». البته وقتی می‌گویم ایرانی، اصلاً منظورم یک نگاه شوونیستی، ملی‌گرایی صرف یا چنین چیزهایی نیست. وقتی از ایران حرف می‌زنم، منظورم یک کلیت فراگیر است؛ تاریخی که پشت سر گذاشته‌ایم، فرهنگ، ادبیات و تجربه‌ی زیسته‌ی یک ملت. همه‌ی این‌ها در مفهوم ایران برای من جای می‌گیرند.

🔸یکی از دغدغه‌های بزرگ من این است که به‌خصوص در دوران جدید، وقتی می‌خواهیم ایرانی بودن را تعریف کنیم، باید سراغ کدام هویت برویم و در کدام افق معنایی حرکت کنیم تا بتوانیم وضعیت تعلیقی را که امروز با آن مواجهیم، بهتر بفهمیم و از آن عبور کنیم.


🔸ممکن است در دوره‌ای تصور کنیم بخشی از مردم دیگر پایبندی چندانی به مفاهیم مذهبی و دینی ندارند. اما اگر به لایه‌های ناخودآگاه آن‌ها نگاه کنید، می‌بینید که این مسئله به شکل دیگری همچنان حضور دارد. ممکن است در مقطعی رویکرد بخشی از مردم نسبت به دین انتقادی باشد، اما جایگزینی که شکل می‌گیرد، گاهی همچنان ساختار و شمایل یک امر دینی را دارد.
پس این یکی از دغدغه‌های انسان ایرانی است.

🔸شما می‌توانید تا ابد بحث کنید که ایرانی دنباله‌ی کوروش است یا ادامه‌ی حوادث پس از اسلام، ریشه‌ی دینی دارد یا غیردینی. این‌ها مباحثی مربوط به ساحت اندیشه‌اند. مسئله‌ی اصلی این است که چطور می‌توان به توافق اجتماعی برای زیست روزمره و رو به توسعه رسید؟

ibna.ir/x6Kdb

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‏۴ میلیارد دلار طلای ونزوئلا پس از ۷ سال توقیف لندن را به مقصد نیویورک ترک کرد.

‏۳۱ تن طلایی که از سال ۲۰۱۹ در گاوصندوق های بانک انگلستان نگهداری می‌شد، به بانک مرکزی نیویورک، می‌رود.

‏دولت موقت ونزوئلا مالكيت قانونی خود را به دست می آورد، اما نمی‌تواند آن را بفروشد و طلا به عنوان وثيقه وام تحت نظارت ايالات متحده باقی خواهد ماند.

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

✔️‍ گریه سایه و ساز شهریار؛ روایت یک آشتی‌

🔸استاد! دیشب گفتید شهریار یه برخورد تلخ با شما داشته، قضیه چی بود؟

داستان از این قرار که یه روز رفتم خونه شهریار دیدم بیدار نشسته. معمولاً هر وقت می‌رفتم خونه شهریار، اون خواب بود. گفتم سلام شهریار جان! دیدم سرشو پایین انداخته و هیچی نمی‌گه… بعد یه مرتبه سرشو بلند کرد و به من گفت: تو چرا هر روز می‌آیی اینجا؟ اگه جز شهریار هرکس دیگه‌ای بود من پا می‌شدم و درو به در می‌زدم و می‌رفتم… آخه من جایی نمی‌رم که کسی به من بگه چرا هر روز می‌آیی اینجا.

من با تعجب نگاش می‌کردم، پیش می‌اومد که با من شوخی کنه ولی انقدر قیافه تلخ و باید بگم وحشتی به خودش گرفته بود که معلوم بود شوخی نمی‌کنه. من فقط با تعجب نگاش می‌کردم… شروع کرد به داد و بیداد و گفت که: من مالک نیستم که تورو مباشرم کنم، من وزیر نیستم که تورو معاونم کنم و از این چیزهای مسخره دنیوی به اصطلاح؛ من فقط حیرت کرده بودم که چه‌شه شهریار؟ خل شده!… هی گفت، هی گفت… من به شما گفته‌ام دیگه، اصلاً رفتن پیش شهریار برای من یک پناهگاه بود.

حالا توجه کنید که شهریار که به زعم من پناهگاه منه اون هم پناهگاهی که من از سال‌ها پیش با شعرش آشنا هستم، عاشقانه شعرشو دوست دارم و خودشو هم دیدم که آدمی‌یه فوق‌العاده لطیف، فوق‌العاده مهربان و فوق‌العاده نیکخواه، داره با من این‌طور برخورد می‌کنه… هی گفت و گفت و گفت؛ من می‌فهمیدم که چه بلایی داره به سرم می‌آد، ظاهراً یک لحظه شهریار سرشو بلند کرد و دید که من زارزار دارم ساکت گریه می‌کنم. از اون گریه‌ها. (دستش را به صورتش می‌کشد) من کاملاً حس می‌کردم که صورتم خیسه، نمی‌دونید چه حالی داشتم… یه وادادگی عجیب؛ یه بی‌کسی مطلق، وای‌ وای؛ یک آدم غریب. یه آدم بی‌کس که اصلاً نمی‌فهمه که چرا اینجا اومده و اینجا نشسته! (چشمانش تر شده است).

شهریار ظاهراً سرشو بلند کرد و دید که من دارم گریه می‌کنم … قورباغه رو دیدید که چطور می‌پره مثلاً دو متر می‌پرده! واقعاً این آدم مردنی چطور پرید؟ از روی سفره پرید زانوهای منو گرفت؛ می‌لرزید واقعاً تمام تنش می‌لرزید. حالا هی زانو و مچ پامو ماچ می‌کنه و می‌گه منو ببخش؛ تو که می‌دونی من دیوانه‌ام.

حالا من دستمو می‌زارم به سینه شهریار و اونو پس می‌زنم و هی می‌گم: ولم کن شهریار، برو شهریار - دیگه شهریار جان هم نمی‌گم و فقط می‌گم شهریار- ظاهراً یه بار هم شهریارو زیادی فشار دادم که طفلک افتاد اون‌ور. حالا خوب شد رو چراغ نیفتاد! بعد دیدم که شهریار رفت سرجاش و داره زار گریه می‌کنه.

بعد دوباره اومد منو بغل کرد و بوسید. اصلاً اشکهامو می‌لیسید (سایه نشان می‌دهد که شهریار را پس می‌زند) و می‌گفت: تو که می‌دونی من دیوانه‌ام منو ببخش. بعد دید نمی‌تونه منو آروم کنه رفت سرجاش نشست و سه‌تارو دستش گرفت شروع کرد به ساز زدن… شور زد، خوب یادمه! دیگر حزن و بهتی در نگاه و صدایش نیست، هرچه هست بهجت و رضایت است… دیگه صحبت موسیقی جلو اومده دیگه (سرش را تکان می‌دهد) شما نمی‌دونید رابطه من با موسیقی چه جوریه، یه بحث دیگه است؛ شعر و همه چیز در برابر موسیقی از چشمم می‌افته.

شهریار شروع کرد به ساز زدن و منم شروع کردم به آواز خوندن… یه آوازی که بغض جلوی صداتونو می‌گیره… «بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران»؛ غزل سعدی. اون ساز زد و من آواز خوندم و بعد هم همین‌جوری ساکت نشستم (چشمش را به زمین می‌دوزد). شهریار هم ساکت نشسته بود و فقط گریه می‌کرد و گاهی یک هق‌هق آرومی هم می‌کرد… رفتم مثل دیوانه‌ها چند ساعت تو خیابان‌ها راه رفتم. سعی کردم خودمو آروم کنم نشد. در حالی که من در هر حالتی زود می‌تونم به خودم مسلط بشوم. رفتم خونه و خیلی هم دیر خوابم برد و صبح هم از خونه زدم بیرون. قصد داشتم دیگه پیش شهریار نرم اما شهر برام غریب بود… همه‌جا غریب بود…

خاله‌ام گفت: آقای شهریار گفت که: به سایه‌جان من بگید که اگه فردا نیاد، من می‌آم تو کوچه همین‌جا می‌شینم! (می‌خندد) صبح رفتم خونه‌ش. خب منم دلم پر می‌زد براش. اونم مثل اینکه گناهی کرده و خجالت می‌کشه سرشو پایین انداخت (ادای شهریار را در می‌آورد)، بعد از چند لحظه گفت: دیروز نیامدید؟ (غش‌غش می‌خندد) نیامدید؟! هه! من نگاهی (از چشمان سایه بر می‌آید نگاه ملامت‌بار عتاب‌آلود بوده) کردم و بعد گفت: یه شعر عرض کردم، معمولاً می‌گفت یک غزل عرض کردم. اما این بار خیلی با شرمندگی گفت شعر عرض کردم. مثلاً اینکه یه وسیله عذرخواهیه. گفتم: بخون شهریارجان! تا گفتم شهریارجان فهمید که دیگه صفا شده. توی دیوان شهریار به شعری هست به اسم «اشک مریم» که برای این واقعه ساخته…

✔️پیر پرنیان‌اندیش
گفتگوی هوشنگ ابتهاج با میلاد عظیمی
🔹سال‌روز درگذشت استاد #شهریار

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

از قلم تا قدرت
مسیر سخت اثبات شایستگی


دبیران در قرون میانه کسانی بودند که باید حرف قدرت را روی کاغذ بیاورند، حرفه‌ای مهم که ردپای آن در جای جای تاریخ ما برجاست. دنیایی مرکب از تهدیدها، بحران‌ها و البته هوشمندی و کیاست.
در «چهارمقاله» نظامی عروضی، داستان اسکافی گوشه‌ای از همین دنیاست. مردی که در یک دستگاه چندان به چشم نیامد، اما وقتی به جای دیگری رفت، همان مهارت‌هایی که داشت ناگهان ارزش پیدا کرد و خودش هم بالا رفت.
در این اپیزود از همین حکایت به سراغ موضوعاتی چون شایسته‌سالاری، عقلانیت سیاسی و مانند آن خواهیم رفت.

دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/ALYtVXX8wGw

@sahandiranmehr_yt

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

شبکه ایکس

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‏✔️حوثی‌ها چگونه می‌اندیشند؟

‏✍🏻سهند ایرانمهر

‏درباره حوثی‌ها، افکار و خصلت جنگاوری‌شان بسیار گفته‌اند اما برای فهمیدن اینکه حوثی‌ها چه کسانی هستند و چرا چنین باورمندانه و متهورانه می‌جنگند، باید جهان معنایی آنان را فهمید.

‏انصارالله جنبشی یک‌شبه یا محصول اراده یک کشور خارجی نیست. ریشه‌های این جنبش را باید در تاریخ زیدیه در شمال یمن رصد کردسنتی که از سده سوم هجری در صعده و شمال یمن ریشه گرفت و قرن‌ها یکی از صورت‌های اصلی سازمان سیاسی و مذهبی آن منطقه بود. در سنت زیدی، برخلاف سنت شیعی اثناعشری، امام صرفا صاحب نسب نبود؛ باید برای عدالت قیام می‌کرد و مشروعیت رهبری او با کنش و مبارزه نیز پیوند داشت به همین دلیل است که برخی، با توجه به این سویه پررنگ زیدیه، نظریه ولایت فقیه را بیش از آنکه در دل سنت شیعی دوازده‌امامی جست‌وجو کنند، به قرائت زیدی از مفهوم «امام حاضر» نزدیک می‌دانند. همین عنصر، یعنی پیوند میان حقانیت و «قیام در برابر ظلم»، برای فهم بازسازی معاصر هویت حوثی اهمیت دارد.

‏تاریخ یمن البته در تاریخ مذهبی متوقف نمانده است بلکه تاریخ رابطه پیچیده مرکز و پیرامون نیز هست. شمال کوهستانی یمن قرن‌ها تجربه متفاوتی از قدرت مرکزی، قبایل و اقتدار مذهبی داشته است. امامت زیدی در سال ۱۹۶۲ سقوط کرد و جمهوری جای آن را گرفت، اما پایان امامت به معنای محو حافظه اجتماعی آن نبود. در دهه‌های بعد، زیدی‌ها با جمهوری‌ای مواجه شدند که در دوره‌هایی، در برابر گسترش سلفی‌گری و حمایت خارجی از آن، احساس می‌کردند سنت مذهبی و فرهنگی‌شان در حال عقب‌نشینی است. زیدیه معاصر نیز در همین کشمکش میان جمهوری، سلفی‌گری و میراث تاریخی خود، دست به بازتعریف خویش زد.

‏بنابراین، نقطه آغاز حوثی‌ها را باید در همین‌جا جست‌وجو کرد؛ در نقطه‌ای که موضوع امامت به دال مرکزی اندیشه آنان تبدیل شد. «منتدى الشباب المؤمن» در سال ۱۹۹۲ با هدف احیای آموزش و هویت زیدی شکل گرفت اما با ورود حسین بدرالدین حوثی، این جریان به‌تدریج از احیای فرهنگی به پروژه‌ای سیاسی تبدیل شد و با مفاهیم جدیدی چون مبارزه با آمریکا و اسرائیل، مخالفت با فساد و مقاومت در برابر سلطه خارجی درهم آمیخت.

‏جنگ ۲۰۰۴ نقطه‌ای تعیین‌کننده بود. کشته‌شدن حسین حوثی خیلی زود او را به بخشی از حافظه جمعی آنان تبدیل کرد. پس از آن، هر جنگ، از جمله جنگ اخیر، برای آنها مرحله‌ای مهم در تکمیل هویتی جدید است هویتی که در آن بقا و پیروزی در جنگ، نشانه‌ای آشکار از حقانیت هویتی تلقی می‌شود و شکست نیز لزوما معنای نظامی متداول را ندارد، بلکه می‌تواند نشانه وفاداری و ایمان در مسیر تکمیل این هویت باشد.

‏حوثی‌ها نیز به‌تدریج آموختند که هویت خود را فقط با زیدیه تعریف نکنند. نام «انصارالله» و استفاده از مفاهیمی چون وحدت مسلمانان، مبارزه با فساد و مخالفت با سلطه خارجی، به جنبش امکان داد از مرزهای اجتماعی زیدی عبور کند و حتی در میان بخشی از جامعه شافعی نیز مخاطب پیدا کند به دیگر سخن، آنان هویت خود را از یک هویت مذهبی به یک هویت سیاسی چندلایه تبدیل کردند و جنگاوری و جنگ به زیست روزانه آنان با پشتوانه‌ای تاریخی تبدیل شده است.

‏در این جهان ادراکی، آمریکا و اسرائیل نماد نوعی نظم جهانی‌اند که آن را سلطه‌گر و مداخله‌گر می‌دانند. عربستان نیز نماینده خاطره جنگ، مداخله و رقابت بر سر شکل سیاسی یمن و نیرویی در برابر تاریخ آنان است. بنابراین، دشمن خارجی به یک عنصر هویتی تبدیل می‌شود.

‏اینجاست که تقلیل حوثی‌ها به «نیروی نیابتی ایران» گمراه‌کننده می‌شود. این گزاره که ایران به آنها کمک نظامی کرده و بر گفتمان و سازمان آنان اثر گذاشته، با این واقعیت منافاتی ندارد که این جنبش ریشه‌ها، منافع و محاسبات محلی خود را دارد. حتی می‌توان از این فراتر رفت و گفت آنها خود یک «ایران» دیگرند یعنی برای آنچه هستند و آنچه می‌خواهند باشند، متوقف بر ایران نیستند، هرچند همپوشانی با ایران و حمایت ایران، آنچه را که می‌خواهند تسهیل می‌کند نتیجه آنکه آنچه حوثی‌ها را به بازیگری سرسخت و سخت‌جان تبدیل کرده، ترکیبی است از حافظه زیدی، تجربه حاشیه‌بودن، جنگ‌های متوالی، شبکه‌های اجتماعی و قبیله‌ای، ایدئولوژی مقاومت و روایتی که در آن شکست‌نخوردن خود نوعی پیروزی و جنگاور نشانه حقانیت باوری مستحکم است.
‏
دلیل اینکه برخی نگاهشان به حوثی‌ها فقط به‌عنوان نیروی نیابتی ایران است، ناشی از این اشتباه است که آنها را فقط در جغرافیای ژئوپلیتیک خاورمیانه می‌بینند در حالی که آنان جغرافیای تاریخی یمن را نیز پشت سر خود دارند و از آن معنا می‌گیرند. در نتیجه حوثی‌ها خود را به تاریخی پیوست می‌کنند که پیش از ایران، جنگ یمن یا حتی تولد جنبش حوثی آغاز شده است .
@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

✔️المخا؛ پیروزی‌ای که می‌تواند قیمت جنگ را بالا ببرد

✍🏻سهند ایرانمهر

هر پیروزی نظامی از آن جهت اهمیت دارد که نقشه جدید با مختصات و اهرم‌های جدید را در داشته‌های طرف پیروز ثبت می‌کند. بندر المخا هنوز به شکل کامل در دست انصارالله تثبیت نشده است با این‌حال تا اینجای کار می‌دانیم که نیروهای تحت حمایت امارات و عربستان علیرغم امکانات و تجهیزات این بندر مهم در دریای سرخ را از دست داده‌اند.

المخا تنها ۸۰ کیلومتر با تنگه راهبردی باب‌المندب فاصله دارد و سخن گفتن از کنترل باب‌المندب هنوز کمی مبالغه است اما جنگ اخیر نشان داد که ایجاد اختلال و تاثیر مستقیم بر قیمت انرژی لزوما به کنترل کامل یک تنگه نیاز ندارد.

عربستان سعودی سال‌ها تلاش کرده است از طریق حمایت نظامی و سیاسی از نیروهای یمنی، ساحل غربی و مسیرهای دریایی پیرامون آن را از دست انصارالله دور نگه دارد حالا اما یک بازیگر رقیب، در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند امنیت مسیرهای تجاری و انرژی را به هزینه‌ای برای عربستان و متحدانش تبدیل و معادله را برای ایران بهتر کند زیرا حالا فشار در تنگه هرمز تا دریای سرخ هم گسترش می‌یابد و المخا به اهرمی برای افزایش هزینه جنگ برای رقبای ایران تبدیل می‌شود.

ریاض پس از اختلال در هرمز، تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد بندر ینبع در دریای سرخ ریخته بود و حالا با این متغیر جدید کار دشوارتری برای انتقال نفت پیش رو دارد.
بازار انرژی این پیامد شوم را درک کرده است و اکنون قیمت نفت برنت بالای ۱۰۰ دلار معامله می‌شود و اختلال در هرمز، حملات به زیرساخت‌های انرژی و سایر اختلالات عرضه هم‌ به اصطلاح قوزبالاقوز شده است .

از اینجا به بعد موقعیت آمریکا برای پایان دادن به بازی که خود شروع کرده است به مراتب سخت‌تر می‌شود چون پایان دادن به جنگی که ترامپ حواله به بعد از انتخابات کنگره داده است نیازمند عادی کردن عبور و مرور کشتی‌هاست اما هرچه برای باز کردن هرمز یا محافظت از باب‌المندب بیشتر دست به دامان عملیات نظامی شود، آتش جنگ شعله‌ور‌تر می‌شود و هرچه دامنه جنگ بیشتر شود، قیمت نفت و هزینه اقتصادی آن برای آمریکا بالاتر می‌رود.

اگرچه این وضعیت برگ برنده ایران تلقی می‌شود اما نکته مهم این است که ایران به هیچ‌وجه نباید بندر المخا را «ساحت جدید جنگ» تلقی کند بلکه باید آن را به بخشی از معادله مذاکره تبدیل کند. هرچه فشار بر مسیرهای انرژی بیشتر شود، مسئله پایان جنگ برای آمریکا از یک موضوع نظامی به یک مسئله اقتصادی و انتخاباتی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، ایران می‌تواند به‌جای ورود به مسابقه فرسایشی تشدید، بر یک این پیام سیاسی متمرکز شود که امنیت انرژی و کشتیرانی تنها زمانی پایدار می‌شود که جنگ با پذیرش شرایط ایران متوقف شود.

تسلط انصارالله بر المخا یعنی هزینه ادامه جنگ برای آمریکا در حال افزایش و گزینه‌های خروج آن در حال محدودتر شدن است و ایران اگر بخواهد از این وضعیت بهره ببرد، باید بداند که لازم نیست همه اهرم‌ها را مستقیما در اختیار داشته باشد و آنها را به میدان جدید هزینه و جنگ تبدیل کند . جنگ یعنی عدم قطعیت و تردد متغیرهایی که مغتنم دانستن فرصت را الزامی می‌کند بنابراین ایران کافی است بتواند تحولات اخیر را در یک معادله سیاسی معطوف به امتیاز در مذاکره به رسمیت بشناساند و آن را بکار گیرد.

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

معنای ۲۳ رأی و ۳ رأی چیست؟
سهند ایرانمهر

عددها وسوسه‌برانگیزند چون نوعی قاطعیت و‌قطعیت غیرقابل انکار را به ذهن متبادر می‌کنند اما همه این جمله مشهور «آمار سخن می‌گوید» دست‌کم در تحلیل‌های سیاسی چندان صادق نیست. ۲۳ رای موافق، ۳ رای مخالف و ۸ رای ممتنع نشان می‌دهد که ایران در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در اقلیت قرار گرفته و قطعنامه علیه آن تصویب شده است.

معنی این آمار این است که اکثریت شورای حکام با موضع ایران همراه نشده‌اند. این واقعیت را نباید بی‌اهمیت نشان داد و فی‌المثل برای جبرانش رای منفی چین و روسیه و نیجر را به رخ کشید اما در عین‌حال معنی این رای این نیست که کار تمام شده و تحریم‌های تازه‌ای و این‌بار از سوی سازمان ملل در راه است.

این درست است که شورای حکام می‌تواند پرونده را به شورای امنیت گزارش کند؛ اما شورای امنیت قواعد خاص خودش را دارد چون حالا روسیه و چین به جز رای مخالف، دو‌عضو دائم و صاحب حق وتو هستند.

همچنانکه آنجا در اقلیت قرار گرفتن ایران واقعیتی تلخ بود اینجا در شورای امنیت هم رأی منفی مسکو و پکن با درنظر داشتن حق وتو را هم نباید رمانتیک کرد. این رأی منفی روسیه و‌چین نیجر به معنای آن نیست که آنها همه سیاست‌های هسته‌ای ایران را تایید می‌کنند یا اختلافات تهران و آژانس را ساختگی می‌دانند. آنها مخالف فرایند سیاست‌زده مواجهه با مساله هسته‌ای ایران هستند، مسیری که بیش از عمل به اهداف آژانس دنبال کشاندن پرونده به شورای امنیت است به همین دلیل هم هست که چین و روسیه علیرغم اینکه در وین، در اقلیت بودند اما در نیویورک که حق وتو کار می‌کند اقلیت بودن رنگ می‌بازد.

اگر بخواهیم واقع گرایانه با مساله مواجه شویم باید بپذیریم که ۲۳ رای موافق بهرحال زنگ خطر جدی است و حتی اینکه ثابت شود اقدامی سیاسی است، اصل مساله تغییری نمی‌کند با این وجود، غرب نیز البته با یک پیروزی کامل فاصله دارد. بردن پرونده از وین به نیویورک یک چیز است و گرفتن تصمیم الزام‌آور در شورای امنیت چیز دیگر. اکثریتی که امروز در شورای حکام شکل گرفت، الزاما در شورای امنیت تکرار نمی‌شود ولی اینکه این تقلای سازمان‌یافته مبتنی بر اجماع جهانی تا کجا ادامه می‌یابد و تا کجا ترمز چین و روسیه کار می‌کند یا متغیرهای دیگر تا کجا این دو‌ را با ایران همسو نگاه خواهند داشت، چیزی است که در رویکردی عاقلانه نمی‌توان زیاد از حد بر سر آن قمار کرد.


@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

دار مکافات
آیا دنیا حساب و کتاب دارد؟

آیا آدم‌ها بالاخره نتیجه کارهایی را که با دیگران می‌کنند می‌بینند؟ آیا واقعا دنیا دارمکافات است و از مکافات عمل نباید غافل شد؟

در این اپیزود سراغ حکایتی از کتاب «اَلفَرَج بَعدَ الشِّدَّة» اثر «تنوخی» می‌رویم؛ داستان مردی که در یک روز، در اوج قدرت، دیگری را به بند می‌کشد و به شلاق تهدید می‌کند و مدتی بعد خودش به دست همان ساختار قدرت گرفتار می‌شود.
این اپیزود به بررسی این موضوع می‌پردازد که چه فرقی میان جهان عادلانه و جهانی است که اعمال انسانها پیامدهایی هم دارد و در عین حال تضمینی برای تحقق عدالت در آن نیست.

دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/o1kr-N4BcV4

@sahandiranmehr_yt

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

‏ضدایرانی‌بودن دیگر فقط این نیست که کسی پرچم ترامپ را بردارد یا همان نیت او را داشته باشد؛ هر حرکت، با هر نیت و در هر پوششی، با سیاست‌های ترامپ علیه ایران هم‌جهت شود، از تحقق آن خرسند باشد یا به آن میدان بدهد، در سطح راهبردی ضدایرانی است، تقلیل این وضعیت به اینکه او‌ فقط ضد جمهوری اسلامی است یا خودفریبی یا عوامفریبی است. وقتی ترامپ هر روز پرده‌ای تازه از آنچه برای ایران می‌خواهد کنار می‌زند، دیگر نمی‌توان این هم‌جهتی را حتی در یک زمینه، ضد ایرانی ندید. نیت، مسئولیت پیامد را پاک نمی‌کند.

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

@sahandiranmehr

Читать полностью…

سهند ایرانمهر

دار مکافات
آیا دنیا حساب و کتاب دارد؟

آیا آدم‌ها بالاخره نتیجه کارهایی را که با دیگران می‌کنند می‌بینند؟ آیا واقعا دنیا دارمکافات است و از مکافات عمل نباید غافل شد؟

در این اپیزود سراغ حکایتی از کتاب «اَلفَرَج بَعدَ الشِّدَّة» اثر «تنوخی» می‌رویم؛ داستان مردی که در یک روز، در اوج قدرت، دیگری را به بند می‌کشد و به شلاق تهدید می‌کند و مدتی بعد خودش به دست همان ساختار قدرت گرفتار می‌شود.
این اپیزود به بررسی این موضوع می‌پردازد که چه فرقی میان جهان عادلانه و جهانی است که اعمال انسانها پیامدهایی هم دارد و در عین حال تضمینی برای تحقق عدالت در آن نیست.

دیدن ویدیو در یوتیوب سهند ایرانمهر:
https://youtu.be/o1kr-N4BcV4

@sahandiranmehr_yt

Читать полностью…
Subscribe to a channel