45814
ء سالها پيش جسمِ نيمهجونم ميونِ دريا غرق شد، ديگه هيچی یادم نیست. :)🩸 _ اینستاگرام: https://instagram.com/jananrj?igshid=YmMyMTA2M2Y= _ یوتوب: https://youtube.com/@jananrj?si=nYuwGsSK916KPI_V
ء
قسمت دوّم از #زندگی_باجانآن
_ سوشال مدیا و اِحساسِ ناکافی بودن.
اینستاگرام:
https://instagram.com/jananrj?igshid=YmMyMTA2M2Y=
ء
قسمت اوّل از #زندگی_باجانآن
_ از مدرسه تا کنکور.
اینستاگرام:
https://instagram.com/jananrj?igshid=YmMyMTA2M2Y=
*/ یکی از آبجیها جملهی استوریم رو
استیکر درست کرده،
میفرستم استفاده کنید. :))))))
ء
نقابش رو رمزگشایی نکن،
اون انتخابش کرده و برای ادامهی زندگی
به اون نقاب احتیاج داره.
ء
کارهایی که باهام میکنی،
باعث میشه فریز بشم،
زنده زنده یخ بزنم.
عینِ یک ماهی که از دریا جدا اُفتاده
محکممیزنن تو سرش تا جون بده.
ء
دوباره برنگرد سمتِ چیزی که
تازه خدا ازش نجاتت داده.
ء
چندشب پیش
دورهم دخترونه نشسته بودیم،
دوتا از دوستهام داشتن همینطوری باهم صحبت میکردن و من هم یهو پرت شدم توی خودم؛
دیدم دوستم گفت:
اینجا بهترین دوستم جانآنه.
یهو سرم رو آوردم بالا، گفتم: جدّی؟
گفت: آره.
هنوز از اونموقع دارم به این جمله فکر میکنم و لبخند میزنم.
یادم نمیاد آخرینبار کی بهم گفت من بهترین دوستش بودم.
اینکه مستقیم گفته باشه یادم نیست.
خیلی حسِّ جونداری بود،
حس کردم من زنده هستم.
چقدر مستقیم گفتن، میچسبه جدّی. :)
ء
دلم چایی میخواست، هنوز هم دلم چایی میخواد.
تو خوابگاهم، کتری ندارم. چایساز ندارم. قابلمه دارم. آشپزخونهی خوابگاه از اتاقم دوره. برم آبرو جوش هم بیارم کسیرو ندارم باهاش چایی بخورم، چایی مزّهش به دوتایی بودنشه!
چیه صبحونه تنها، ناهار تنها، شام تنها.
دلم چاییِ دَمی میخواد نه تیبگیِ ماسیده به دیوارههای لیوان.
تیبگهایی که از ایران آوردم هم نمیخوام.
چایِ دمیِ طولانیِ گیلان. ندارم. چایی ندارم.
خونمون همیشه زیرِ کتری،
نیمسوز روشن بود،
چایی آماده بود.
یادمه لایِ درِ اُتاقت رو تو تاریکی باز میکردم چون تو زودتر میخوابیدی،
آروم میگفتم:
مامانی چایی میخوری؟
چایی ریختم بیا.
یکبار تو میگفتی: چاییت سرد شدا!
شماهارو ندارم.
چایی ندارم.
بجاش گریه کردم.
ء
چيزهايى را در تاريكى آموختهام كه هرگز نمىتوانستم در روشنايى ياد بگیرم، چيزهايى كه زندگیام را بارها و بارها نجات دادهاند به طورى كه در واقع فقط يک نتيجهی منطقى مىتوان از آن گرفت:
من به همان اندازه كه به روشنايى احتياج دارم، به تاريكى هم احتياج دارم.
ء
«یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ»
ای پناه هر آوارهای.
ء
از خواب که بیدار میشی باید یکربع وقت بذاری بفهمی، امروز افسردهی هورمونی هستی، افسردهی فصلی، افسردهی ایرانی، افسردهی مهاجرتی یا افسردهی اصلی.