899
#بیندیش نگاهی عمیق به مفاهیم و موضوعات علوم انسانی با عینک روانشناسی و فلسفه! پشتیبانی: @Jenas_support تالار گفتگو: https://t.me/+A5DdUFNB0Uk0ZmU0
هیچکس نمیتواند نجاتتان بدهد
جز خودتان.
بارها و بارها
در شرایط ناممکن قرارتان میدهند.
بارها و بارها
فریبتان میدهند
ظاهرسازی میکنند
خشونت به خرج میدهند،
تا تسلیم شوید
خسته شوید
یا از درون بمیرید.
هیچکس اما نمیتواند نجاتتان بدهد
جز خودتان.
هرچند به سادگی میشود شکست خورد
خیلی ساده،
اما شکست نخورید
شکست نخورید
شکست نخورید.
خوب رفتارشان را بپایید
خوب گفتارشان را رصد کنید.
آیا شما هم مثل آنهایید؟
آیا شما هم مثل آنها
بیهویت، بیفکر و بیاحساسید؟
آیا شما هم مثل آنها مردههایی متحرکید؟
هیچکس را یارای نجات شما نیست
جز خودتان.
و شما ارزش نجات یافتن را دارید...
چارلز بوکفسکی
برگردان مهیار مظلومی
@kalamat_k
📌 در تالار گفتگو به دیگران بپیوندید:
/channel/+hKro7t8GyBRiMDQ0
این متن صرفا برای تبریک کریسمس ارسال نشد...
ترجمه این اثر تاریخی بدان جهت ارسال شد تا تلنگری باشد برای بازاندیشی؛
#اندیشه ، رکن اصلی تحول است
و #خرد ، رکن اصلی آزادگی.
همه چیز میتواند بهانه ای باشد
برای اندیشیدن،
برای تغییر،
برای آنچه که باید...
پس #بیندیش
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
💠چند ماه آینده را چگونه ارزیابی میکنید⁉️
پاسخ را میتوانید در تالار گفتگو و یا کامنت ها بنویسید:
کتاب مغز ایدئولوژیک، کتاب آموزنده و روشنگری است که لیور از مگراد، دانشمند عصب شناس از دانشگاه کمبریج انگلستان اخیراً به چاپ رسانده است.
از مگراد با وجود جوانی طی سالهای اخیر پژوهشهای بسیار جالبی در زمینه روانشناسی سیاسی بویژه مسئله سرسختی و تصلب شناختی و باورهای افراطی انجام داده است. او بدنبال این سوال هاست که چرا برخی افراد بسوی ایدئولوژیهای خشن و افراطی کشیده میشوند؟ آیا ساختار روانی و حتی زیستشناسی مغزی این افراد با دیگران تفاوت دارد؟ آیا اصولاً بین باورهای ایدئولوژیک صرف نظر از محتوای آنها میتوان نکات مشترکی بدست آورد؟
او در بخشی از پژوهشهای خود که بیشتر طی ده سال اخیر منتشر شده اند به بررسی همبستگی و ارتباط میزان پایبندی به و همانندسازی با باورهای متنوع ایدئولوژیک چپی یا راستی سکولار یا مذهبی لیبرال یا محافظهکار از یکسو با تعداد زیادی از آزمونهای شناختی و روانی میپردازد. تلاش از مگراد برای یافتن عناصر بنیادی شناختی یا روانی است که ما را بسوی پذیرش ایدیولوژیهای گوناگون سوق میدهد. از مجموع این بررسیها به پدیدهایی میرسیم که شاید بتوان آنرا سختی یا تصلب شناختی دانست. افرادی که از عدم قطعیت گریزانند و به اطلاعات جدید مقاومت دارند و این اطلاعات قادر به بروز رسانی یا تغییر باورهایشان نمیشود، مغز این افراد هنگام دستهبندی اشیا و حتی رنگها مرزهای پررنگتری میتراشد. در آزمونهایی شبیه آزمون ویسکانسین یا آزمون کاربردهای جایگزین اشیا ضعیفتر عمل میکنند.
اما این سختی از کجا میآید و آیا میتواند برای عدهایی ارزش انطباقی داشته باشد؟ یکی از نکتههای جالب مشترک بودن این ضریب سرسختی در تمامی ایدیولوژیها صرف نظر از محتوای آنهاست. این سختی با نفرت از غیر خودی و میل به آسیب و حتی کشتن آنها و البته فدا و قربانی کردن خود برای جمع خودیها ارتباط قابل توجهایی نشان میدهد. فکر میکنم این کتاب هم برای علاقمندان به یافتههای روانشناختی و علوم رفتاری و هم سیاسیون و فعالان اجتماعی اثری ارزشمند و روشنگر است.
اما نکتهایی که باید به آن اعتراف کنم این است که کتاب در مقایسه با مقالات پیشین از مگراد اثر ضعیفتری بنظر میآید. گاهی حاشیهپردازی و سبک محاورهایی آن به اعتقاد من خواننده را خسته و سردرگم میکند. به همین دلیل مطالعه مقالات کلیدی وی در کنار یا حتی قبل از خواندن کتاب را توصیه میکنم.
🗂 اسلاید های برسی کتاب مغز ایدئولوژیک
📝 دکتر آذرخش مکری
۲ مهر ۱۴۰۴
🆔 دکتر آذرخش مکری | آرشیو
هنگامی که کارشناسان حکومتهای توتالیتر، از زیر و بم امور باخبر بودند و اذهان عمومی نیز در مقابل آنها با بیحالی و انفعال واکنش نشان میدادند، خود انقلاب غیر منتظره از راه رسید...
انقلاب از پیش تدارک دیده نشده بود و هیچکس آمادگی آن را نداشت. نه آنان که مبارزه میکردند و پذیرای آسیبها میشدند، نه کسانی که با خشمی عاجزانه فقط شاهد قضایا بودند و بالاخره نه آنهایی که به زور اسلحه انقلاب را سرکوب کردند.
.
اگر چیزی که رزا لوکزامبورگ آن را انقلاب خودانگیخته نامیده یعنی قیام ملتی برای آزادی نه چیز دیگری، هرگز وجود خارجی پیداکرده باشد، این موهبت برای ما فراهم شد تا شاهد قیامی خودانگیخته، غیرفرمایشی باشیم ؛ قیامی که ناشی از هرج و مرج مایوس کنندهٔ یک شکست نظامی نبود ؛ قیامی که توسط تکنیکهای معمول براندازی پیش نیامده بود و بوسیلهٔ دستگاهی از توطئهگران و انقلابیون حرفهای سازمان داده نشده بود...
این انقلاب سازمانیافته نبود و از هیچ مرکزی هدایت نمیشد، فقط اراده و آرزوی آزادی نیروی محرکه برای هر اقدام را تشکیل میداد. خواست، آزادی بود.
✍🏻 #هانا_آرنت
📗 #مقاومت_مردمی_علیه_توتالیتاریسم
@HanahArendt
در بین کشور هایی که در دسته بدترین ها قرار گرفته اند، اغلب آنها منابع ارزشمندی دارند که میتواند اقتصاد آنها را زیر و رو کند، از نیروی کار و جمعیت جوان گرفته تا منابع زیرزمینی نظیر نفت و گاز و غیره.
اما مسئله ای که این کشور ها را درگیر خود کرده است و آنها را متوجه اقتصاد ضعیف و شاخص کیفیت زندگی پایین گردانیده است، عدم مدیریت صحیح، حکمرانی نادرست و توزیع ناعادلانه امکانات است.
تاریخ نشان داده است که منابع طبیعی بدون عقلانیت نهادی، نه موهبتاند و نه نجاتبخش؛ بلکه گاه خود، صورتِ دیگری از بحراناند.
The Lake Copais ,1847,Carl Rottmann
آیا خدا پشت آن ستارهها بود؟ آیا بدبختی انسان را میدید و دم برنمیآورد؟ پشت آن آسمان یخزده چه خبر بود؟ آیا ستمگری بر اریکۀ جهان تکیه زده بود که بیعدالتیاش مثل آسمانش بیحدواندازه بود؟
چرا اینطور ناگهان و بیرحمانه مجازاتمان میکرد؟ ما نه خطایی کردهایم نه در سر خیال گناه داشتهایم. بهعکس: همیشه پرهیزکار بودهایم و تسلیم در برابر او، اگرچه سر از کارش درنمیآوردیم، و حتی اگر لبهایمان هرروز ثنای او را نمیگفت، باز با رضایتمندی بیاینکه خشمی کفرآمیز در درونمان طغیان کند، مثل عضوی سربهزیر در نظم جهان که او خلق کرده روزگار گذراندهایم... شاید او از نیات پنهانی ما برای ارتکاب گناه آگاه بوده، وقتی خودمان هم از آن بیخبر بودهایم؟ و آندریاس، با شتابِ کسی که در جیبهایش پی ساعت گمشدهاش میگردد، در درونش تجسس کرد تا نشانی از گناه بیابد. اما چیزی نیافت.
▪️عصیان، یوزف روت، ترجمۀ سینا درویشعمران و کیوان غفاری
@NazariyehAdabi
این شعار که غایت آمال و آرزوی ما جهانی است بدون نفرت، شعاری ثمربخش و راهکار چندان سازندهای در مقابله با نفرتورزی نیست؛ خاصه آنکه کمتر کسی را میتوان یافت که این شعار را تأیید نکند و با آن موافق نباشد. با اینهمه، متأسفانه واقعیت جهان به ما نشان میدهد که این شعار، بهخودیخود و بدون توضیحی دقیقتر، ارزش بسیار اندکی دارد.
این فرضیه که میگوید چنین جهانی ــ اگر اصولاً قابل تصور باشد ــ فقط از طریق مبارزهای بدون نفرت امکانپذیر خواهد شد، یا به بیانی دیگر، هرچه در اختلافها و کشمکشهایمان کمتر نفرت بورزیم، احتمال ایجاد چنین جهانی بیشتر است، بهنظرم بههیچوجه فرضیهای روشن و شفاف نیست، بهخصوص زمانی که میبینیم تقریباً همۀ اَشکال اشاعه و ترویج نفرت تبدیل به ابزاری در جهت تبلیغ این امر شده است که به ما تلقین کند با نفرتورزی میتوان جامعهای به وسعت جهان ساخت، جامعهای سرشار از سازگاری و همراه با هماهنگی؛ فقط به شرطی که با نفرتورزی علیه بدی و شرارت (یا آنچه در هر زمان بهعنوان بدی و شرارت تلقی میشود) کمر به نابودی بدیها و شرارتها ببندیم.
از کتابِ «رویارویی با پاسداران مطلقگرایی»
تدوین و ترجمهٔ خسرو ناقد
افراد فاقد مجوز فعالیت در حوزه روانشناسی و مشاوره در سه لیست به شرح زیر اعلام میشود
پیوست (کلیک کنید)
🟤 کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران با انجمن سرو سایهفکن برگزار میکند:
▫️دور دوم شاهنامه خوانی
با دکتر حیدر زندی
دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی و دبیر انجمن سرو سایهفکن
⏳️ زمان: یکشنبهها ساعت ۱۶ الی ۱۸، در ۱۰ جلسه
نخستین جلسه: ۲۵ آبان ماه ۱۴۰۴
📍 مکان: دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، کلاس ۳۰۷
📎ورود برای عموم آزاد و رایگان اما نیازمند ثبت نام است، به نشانی زیر پیام دهید:
@jahaneiraniut
کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران
@jahaneirani_ut
میان ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کُشتند. ما چرا انتقام از خود میگیریم؟
شب هزار و یکم، بهرام بیضاییЧитать полностью…
📌 سه رخداد در اعتراضات زمستان ۱۴۰۴، منحصر به فرد است که میتوان از آنها به نتیجه مهمی دست یافت:
۱) بازاریان شروع کننده اعتراضات بودند. بازار، به طور سنتی یک نهاد محافظه کار و سوداگر است که عموما از اعتراضات دوری میکند. چنانکه در اعتراضات پیشین نیز، در اواسط اعتراضات به صورت محدود حضور پیدا کردند، که آن نیز به شکل اعتصاب بود نه اعتراض و حضور میدانی!
۲) برای اولین بار، دولت اعتراضات و مطالبات ملی را به رسمیت شناخت. که سخنگوی دولت نیز اعلام کرد حاضر به ایجاد فضا برای گفتگو است.
۳) برای اولین بار، رسانه های دولتی اعتراضات را پوشش داد. اگرچه این پوشش، با تلاش برای مصادره به رای بود تا فضا را تلطیف کند.
🔸نتیجه: جمهوری اسلامی در ضعیف ترین و بحرانی ترین شرایط خود قرار دارد، که رفتار محتاطانه حاکمیت نیز نشان از ترس فراوان حاکمان از این شرایط دارد. حالا پرسش این است که جمهوری اسلامی چرا میترسد. یا پرسش دقیق تر اینکه، چرا به مردم نیاز دارد؟
علل این رخداد ها را باید در متون «اقتصاد سیاسی» و «امنیت رژیم» جست و جو کرد؛ در متون توسعه، چون «کتاب دولت و نفت» جناب “امیر محمد حاجی یوسفی”، منابع خام به خصوص نفت را، عامل اصلی اقتدارگرایی دولت معرفی میشود. چرا که این منابع عموما دولتی میشوند و چنانچه دولت بودجه را بر پایه این منابع تنظیم میکند، از اتصال و نیاز به مردم مبرا میشود. از این رو بی آنکه خود را ملزم به پاسخگویی کند، رفتار خودکامه گونه خود را پیش میگیرد. همچنین از آنجایی که دیگر نیازی به مردم ندارد - چرا که منابع خود را دارد، در صورت بروز اعتراضات - بی مهابا ملت را سرکوب میکند.
حال نیز جمهوری اسلامی، با کاهش فروش نفت به ۲.۵ میلیون بشکه نفت در روز، درحالی که حداقل به ۵ میلیون فروش بشکه نفت نیاز دارد تا بقا خود را حفظ کند، در شرایط کنونی «آچمز» شده است.
جمهوری اسلامی با آگاهی از بحران مشروعیت خود، درحالی که هم به حمایت معنوی مردم ایران علیه اسرائیل نیاز دارد و هم به پول مردم ایران - به عنوان مالیات در سال ۱۴۰۵ - تا بتواند «باقی» بماند، اینگونه درحال رقاصی برای ملت است.
مجسمه شاپورشاه دوم در میدان انقلاب، عدم برخورد مستقیم و سنگین با معترضین در این اعتراضات، بسط گفتمان یک دولت - یک ملت؛ همگی در ذیل همین دو مولفه کلان است، یعنی مسئله امنیت رژیم در مقابل اسرائیل و نیاز دولت به مالیات مردم برای تضمین بقا خود.
🔻پی نوشت (۱):
آگاه باشید که نفت سرمایه ملت است، نه دولت. نفت و منابع خام ایران زمین، برای مردم ایران است نه دولت؛ و تا زمانی که دولت بر این منابع سیطره دارد، مردم نباید مالیات بدهند.
🔻پی نوشت (۲):
جمهوری اسلامی با وجود اعمال تخفیف بر روی نفت، به علت تعدد تحریم ها، نمیتواند فروش نفت لازم را داشته باشد. آگاه باشید این تخفیف ها، دزدی از جیب ملت ایران است، زیرا ذکر کردیم نفت ثروت ملی است.
🔻پی نوشت (۳):
آچمز یک شرایط شطرنجی است. چنانچه مهره ای جلوی شاه قرار بگیرد، تا زمانی که شاه تهدید میشود، آن مهره محافظ حق حرکت ندارد. در واقع آن مهره توانایی حرکت رو به جلو یا عقب را ندارد.
منبع : رسانه آوند
«در نظام های دیکتاتوری، همه چیز تا پانزده دقیقه قبل از سقوط عادی به نظر میرسد.»
#هانا_آرنت
متن انگلیسی (Peter J. Wilhousky – 1936):
Hark! how the bells, sweet silver bells
All seem to say, “Throw cares away”
Christmas is here, bringing good cheer
To young and old, meek and the bold.
Ding dong ding dong, that is their song
With joyful ring, all caroling.
One seems to hear words of good cheer
From everywhere filling the air.
Oh how they pound, raising the sound,
O’er hill and dale, telling their tale.
Gaily they ring while people sing
Songs of good cheer, Christmas is here!
ترجمهٔ فارسی:
بشنو! چگونه ناقوسها، ناقوسهای نقرهفام،
گویی میگویند: «غمها را رها کن»
کریسمس از راه رسیده، شادی به همراه آورده،
برای پیر و جوان، فروتن و دلیر.
دینگدانگ، دینگدانگ، این است آوازشان،
با طنین شاد، در حال سرودخوانی.
گویی از هر سو،
واژههای شادمانی فضا را پر میکند.
چهگونه میکوبند و صدا را میافزایند،
از تپه تا دره، حکایت خود را میگویند.
شادمانه مینوازند، مردم میخوانند،
سرودهای شادمانی؛ کریسمس از راه رسیده است.
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
موسیقی «Carol of the Bells در اصل آواز آیینیِ اوکراینیِ Shchedryk (۱۹۱۴) است؛ سرودی دربارهٔ برکت، زایش و فراوانی. غرب آن را با ناقوسها و کریسمس بازخوانی کرد و جان ویلیامز، با تنظیم سینمایی، به آن اضطرابی لطیف و روایی بخشید.»
«این قطعه، با ریشهای فولکلوریک در اوکراین، در غرب با متن مذهبی بازتعریف شد و در تنظیم جان ویلیامز، به تمی روایی میان شادی و تعلیق بدل گشت.»
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
چشم به راه نقد و نظر شما هستیم...
ارسال: @Jenas_support
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
📌بحثی دربارهی کتاب مغز ایدئولوژیک
🔊 فایل صوتی
📝 اثر لیور ازمگراد
📅 ۲ مهر ۱۴۰۴
🎙 دکتر آذرخش مکری
🆔 دکتر آذرخش مکری | آرشیو
گویا تکرار روندهای تاریخی، تکالیفی است که ظاهراً جز جدایی ناپذیر جنبشهای توتالیتر است و معمولاً به مضحکه کشیده میشوند.
✍🏻 #هانا_آرنت
📗 #مقاومت_مردمی_علیه_توتالیتاریسم
@HanahArendt
شاید باید ببینیم در کودکی چه بر سر مسئولین ذینفع ما آمده است؟
این همه کینه از جامعه حتما دلیلی دارد.
📌به نقل از وبسایت Numbeo (یک پایگاه داده عمومی و کاربرمحور)، ایران در شاخص Quality of Life در سال 2025 بین رتبه 73 (بسیار بد) تا 219 (عالی)، رتبه 86.7 را کسب کرده است.
🔸کشور هایی که بالاترین امتیاز را کسب کرده اند به ترتیب از "بهترین" عبارتند از: لوکزامبروگ (218.2)، هلند (216.5)، دانمارک (215.1)، عمان (215.1)، سوئیس (210.9)، فنلاند( 208.3)، نروژ (199.2) و...
🔸کشور هایی که پایین ترین امتیاز را کسب کرده اند به ترتیب از "بدترین" عبارت اند از:
نیجریه (15.6)، ونزوئلا (73.7)، بنگلادش (77.0)، سریلانکا (82.8)، اتیوپی (83.2)، ایران(86.7)، پرو(90.7)، کنیا (95.4)، ویتنام (96.6) و...
📌منبع:
https://www.numbeo.com/quality-of-life/rankings_by_country.jsp?title=2025-mid&displayColumn=-1
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس] | #بیندیش
چندین خط مطلب نوشتم اما همه را پاک کردم،تکرار مکررات بود و فعلی عبث!
چکیده همه آن پیام این بود که:
مدیریت اذهان عمومی با "خر کردنِ" ملت تفاوت شگرفی دارد.
تو جانی و بیتو بودِ من را چه کنم
بی جان تو بگو وجودِ تن را چه کنم
ذرهذره تو را به دست آوردم
خرمنخرمن، جدا شدن را چه کنم
#کرامت_نعمتزاده
@charsug
به اطلاع مردم عزیز کشورمان می رساند،بر طبق تبصره 3 ماده 4 و ماده 5 قانون تشکیل سازمان از مراجعه به افراد فاقد شماره نظام روان شناسی و مشاوره جهت مشاوره روان شناسی یا کلاس های آموزشی حضوری و انلاین خودداری نمایید.
بهم گفت چرا ترقی نمیکنی آقای نوع بشری؟
کارت کجا گیره سفارش کنم؟
گفتم گیرِ کارم تولدمه سرکار خانم؛ که کاریش نمیشه کرد!
نمایشنامه افرا | #بهرام_بیضایی
فصل یک- نکتۀ نُه. آیا ادیپ مولد بیماری روانی است؟
آیا تفاوت های سکشوالیتی تماما ژنتیک هست؟
آسکشوال یا هایپرسکشوال پاتولوژیک است؟
تفاوت در شدت سکشوالیتی مربوط به چیست؟
ایا اختلالات جنسی مرتبط به وراثت هستند؟
بیماری موجب ادیپ میشود و یا ادیپ موجب بیماری؟