17534
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد. مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
🔴 پیوند بین تجربههای یک معلم در آموزش و عکاسی
#امیر_احمدزاده عکاس و معلم کورد اهل بیجار که متاسفانه در سال ۲۰۲۱ از میان ما رفت، با شناختی دقیق از چالشهای دانشآموزان کوردستان و فضای آموزشی، عکاسی را به نوعی زبان بصری تبدیل کرد که واقعیتهای ناگفته این بخش از جامعه را بازگو میکند.
تجربه زیسته احمدزاده بهعنوان معلم در کنار دانشآموزان، نوعی «نگاه از درون» را در آثارش شکل داده است. این نگاه، برخلاف ثبتهای صرفا مستند، حاوی احساس همدلی و درک عمیق از زندگی و چالشهای روزمره دانشآموزان است. او در عکاسی خود به نوعی رسالت معلمیاش را ادامه میدهد؛ با نمایش دشواریها و همچنین انگیزه و امیدی که در دل این کودکان وجود دارد.
این تصاویر ممکن است بیننده را متوجه این نکته کنند که عکاسی احمدزاده از فضای آموزشی و دانشآموزان کورد، تنها به جنبههای فنی یا زیباییشناختی محدود نمیشود که حامل پیامی است در مورد امید، هویت فرهنگی و ارزشهایی که این دانشآموزان به آیندهای روشنتر پیوند میزنند.
او دیدگاهی نزدیک و صمیمی به موضوع دارد و شاید هدفش این بوده که با بهرهگیری از تجربیات خود به عنوان یک معلم، احساسات و سختیهایی که دانشآموزان با آن روبهرو هستند را منتقل کند. این نگاه میتواند همدلی بیشتری در بین مخاطبان برانگیزد، چرا که نگاه عکاس به دانشآموزان فراتر از یک عکاس صرف است و شامل تجربه زیسته او در کنار کودکان و در کلاسهای درس میشود؛ کودکانی که در کوردستان با چالشهایی مانند نبود امکانات کافی، کمبود معلمان و مشکلات اقتصادی روبهرو هستند.
منبع: ژێدەر
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
🔴 پرسش نماینده ایران که به دلیل محدودیت زمان نشست، این پرسشها به صورت خصوصی به نمایندگان ILO و یونسکو تحویل داده شد
درود و احترام به همکاران عزیز،
من از تجربههای همکاران و سخنرانان ILO و یونسکو استفاده کردم و بسیار خوشحالم که همکاران ما موفق شدهاند صندوقی برای حمایت از فعالیتهای خود ایجاد کنند.
اما تجربه ما در ایران متفاوت است. ما در ایران تنها یک صندوق داریم که منابع محدود آن صرف حمایت از خانوادههای معلمان زندانی و معلمان اخراجشده میشود.
اگر ما امکان ایجاد صندوقهای حمایتی و جذب منابع مالی را نداریم، دلیل آن را باید در شرایط سرکوب، محدودیتها و فشارهایی جستوجو کرد که از سوی حکومت بر تشکلهای مستقل معلمان و فعالان صنفی اعمال میشود.
در چنین شرایطی، این پرسش برای ما مطرح است که سازمان بینالمللی کار (ILO) و یونسکو چه مسئولیتی در قبال تشکلهای مستقل معلمان و کارگران در ایران دارند و در عمل چه اقداماتی برای حمایت از آنها انجام میدهند؟
از دیدگاه ما، یکی از مشکلات جدی در این زمینه، نحوه ارتباط این نهادهای بینالمللی با تشکلهای مستقل داخل ایران است. در مورد سازمان بینالمللی کار، انتقاد ما به نقش خانه کارگر برمیگردد؛ تشکلی که ما آن را وابسته به حکومت میدانیم و معتقدیم در سرکوب کارگران نقش داشته و از نمایندگی مستقل و واقعی کارگران برخوردار نیست.
همچنین، بر اساس تجربه ما، پروژههای یونسکو در ایران عمدتاً با هدایت وزارت کشور پیش رفتهاند و تاکنون همکاری مؤثری میان این نهاد و تشکل مستقل، سراسری و فراگیر ما شکل نگرفته است.
به همین دلیل، معتقدم لازم است درباره فاصله میان اهداف اعلامشده این نهادهای بینالمللی و تجربه واقعی تشکلهای مستقل در کشورهایی مانند ایران گفتوگو کنیم.
من این تجربه متفاوت را نه برای نادیده گرفتن تلاشهای ارزشمند همکارانم، بلکه برای طرح واقعیتهایی به اشتراک میگذارم که تشکلهای مستقل معلمان در ایران با آن روبهرو هستند.
امیدوارم بتوانیم در کنار تبادل تجربههای موفق، درباره موانع، مسئولیت نهادهای بینالمللی و راههای حمایت مؤثر از تشکلهای مستقل نیز گفتوگو کنیم.
با احترام و همبستگی با همه معلمان و کارگرانی که برای حقوق صنفی، آزادی تشکلیابی و عدالت اجتماعی تلاش میکنند.
🔴 فایل صوتی سخنان آقای امیر کلان درباره اهمیت زبان مادری؛ ۲۱ فوریه؛ روز جهانی زبان مادری
🔗چه کسانی از آموزش چند زبانه می هراسند؟
امیر کلان در دانشگاه مکگیلِ مونترال کانادا تدریس میکند؛ او استادیارِ گروه مطالعات یکپارچه در آموزش در دانشکدهٔ آموزش این دانشگاه است.
امیر کلان نویسندهٔ کتاب «چه کسی از آموزش چندزبانه میترسد؟»
روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند) از س
🔴 صدای اعتراض؛ از خیابانهای فرانسه تا مطالبهٔ عدالت
مصاحبهای با بازل کوپن، از چهرههای حزب نافرمان فرانسه، در جریان خیزشی که با دانشآموزان فرانسوی، دربارهٔ عدالت اجتماعی و مبارزه با بیعدالتی شروع و سپس با بازگشت جلیقهزردها همراه شد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
🔴 گزارشی از سخنان نمایندگان ILO و UNESCO
✍ جعفر ابراهیمی، نماینده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
تاریخ برگزاری: دوشنبه، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶
عنوان اصلی نشست: Go Public! Fund Education (آموزش عمومی را تأمین مالی کنید)
حوزه تمرکز: تبیین موشکافانه استانداردهای بینالمللی کار، حقوق صنفی، معیارهای تخصیص بودجه، پداگوژی و کیفیت یادگیری
🔶 سخنرانی نماینده ILO
روز دوم کنگره در بخش تامین مالی آموزش ابتدا نماینده سازمان بینالمللی کار (ILO) در ارائهای مفصل و ساختارمند، چارچوبهای حقوقی و راهبردهای کلان این سازمان را برای پشتیبانی از معلمان در چهار محور اصلی تشریح کرد:
نهادینهسازی گفتوگوی اجتماعی (Social Dialogue) و حقوق کار
گذار از اعتراضات میدانی به چانهزنی ساختاری: نماینده ILO اذعان داشت که جنبشهای اعتراضی، راهپیماییها و اعتصابات خیابانی نقش فوقالعادهای در ایجاد شتاب، جلب توجه افکار عمومی و ارتقای حساسیت جامعه دارند؛ اما این اقدامات به تنهایی کافی نیستند. تغییرات پایدار، قانونمند و ماندگار زمانی رخ میدهند که این اعتراضات به یک بستر نهادینهشده، رسمی و دائم برای گفتوگو منجر شوند.
تضمین صندلی و سهم در میز تصمیمگیری: معلمان و تشکلهای آنان باید در تمامی شوراهای عالی، کمیتههای بودجهریزی و فرآیندهای تدوین سیاستهای آموزشی صندلی رسمی داشته باشند. بدون داشتن سهم مشخص در میز تصمیمگیری، امکان چانهزنی مستند بر اساس آمار و شواهد واقعی وجود نخواهد داشت.
احترام به سه اصل بنیادی حقوق کار: آزادی تشکلها، حق سازماندهی و حق پیمانهای دستهجمعی به عنوان سه رکن اساسی حقوق کار مطرح شدند که متأسفانه هنوز در برخی کشورهای منطقه آسیا-اقیانوسیه نادیده گرفته میشوند.
استفاده از توصیهنامههای ۱۹۶۶: توصیهنامههای مشترک ILO و UNESCO درباره وضعیت معلمان، به عنوان معیار جامع بینالمللی معرفی شد که اتحادیهها میتوانند از بندبند آن برای مطالبهگری رفاهی و حرفهای استفاده کنند.
تبدیل دستور کار معلمان به اولویت ملی برای «کار شایسته» (Decent Work)
آسیبشناسی ریزش نیروی کار: نماینده ILO خواستار بررسی عمیق و علمی علل فرار معلمان از نظام آموزشی شد. سوال اصلی این است که چرا معلمان باتجربه در حال ترک شغل هستند و چرا جوانان رغبتی برای ورود به این حرفه ندارند؟
توجه ویژه به آموزش و مراقبتهای دوران کودکی (ECEC): این حوزه یکی از حیاتیترین بخشهای «اقتصاد مراقبت» است که نه تنها زیرساخت رشد کودکان را میسازد، بلکه امکان ورود زنان به بازار کار را فراهم میکند. با این حال، به دلیل کمارزش شمرده شدن و عدم سرمایهگذاری مناسب، معلمان این بخش با ناامنی شغلی شدید و دستمزدهای بسیار ناچیز مواجه هستند که نیازمند اصلاح عاجل در بودجهریزی ملی است.
👈🏿 ادامه مطلب را اینجا بخوانید...
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
▶️شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار میکند:
🎙 نشست «کیفیت آموزش در مدارس سیستان و بلوچستان»
سخنران : کلثوم بزی، معلم، تسهیلگر و فعال مدنی
مدیر پنل : آسیه سپهری/ معلم
اغلب کمبود مدرسه و معلمان همزبان و ابزارهای درسی را از دلایل پایین بودن کیفیت آموزش در استان سیستان و بلوچستان میدانیم.
اما آیا این استان یک کل یکپارچه است؟ در مناطق مختلف شکاف فقر و نابرابری آموزشی چگونه خود را نشان داده است؟
مزایا، آسیبها و چالشهای مدارس خیرساز چه بوده است؟
با وجود مدیران و معلمان بومی در سراسر استان، آیا تغییری در آمار و کیفیت قبولی دانش آموزان این استان در دانشگاههای مطرح کشور، ایجاد شده است؟ چه تغییری در انگیزه های دانش آموزان و معلمان ایجاد شده است؟
آیا حضور توریستی مرکز نشینان در استان، به شکل گیری نگاه درستی از استان کمک کرده است؟ تفاوت نگاه ساکنان استان و بیرونیها در چیست؟
آیا در چرخهای غیرقابل حل گرفتاریم؟ معلمان چگونه میتوانند در بهبود کیفیت آموزش، به همدیگر و به دانش آموزان کمک کنند.
#فریادــنومعلمان
▶️معلم زیر ذرهبین؛ آموزشوپرورش زیر سؤال؟
نقدی بر ارزیابی مکرر عملکرد معلمان
🔴وقتی سرکوب نیازی به بازجو ندارد! در دفاع از محمود بهشتی لنگرودی
محمد حبیبی / فعال صنفی معلمان
سرکوب همیشه چهرهی آشنایی داشته است: احضاریه، بازداشت، حکم، زندان. فعال صنفی میداند با چه طرف است، خانوادهاش میداند، همکارانش میدانند؛ و همین دانستن، سپری است. کسی که بهخاطر دفاع از حقوق معلمان زندان میرود، از زندان با اعتبار بیشتری بیرون میآید، نه کمتر. حاکمیت این را سالهاست فهمیده است: هر حکمی که برای یک فعال صنفی صادر میکند، برای او سرمایه میسازد.
راهحلی که سرکوب برای این مشکل پیدا کرده، از جنس احکام نیست؛ از جنس کلمات است. اگر بشود کاری کرد که فعال صنفی پیش از آنکه به دادگاه برسد، در میان همکاران خودش بیاعتبار شود، حکم دیگر سرمایه نمیسازد؛ تأیید میشود. و این کاری است که بازجو نمیتواند بکند. بازجو هر چه بگوید، از دهان بازجو شنیده میشود. اما اگر همان حرف از دهان یک «همکار سابق»، یک «منتقد بهظاهر دلسوز»، یک کانال بینامونشان که خود را صدای بدنهی معلمان مینامد شنیده شود، دیگر حرف بازجو نیست؛ حرف خودی است. این را میتوان برونسپاری سرکوب نامید: واگذاری آن بخش از کار که دستگاه رسمی از عهدهاش برنمیآید، به کسانی که در موقعیتی ایستادهاند که دستگاه رسمی هرگز نمیتواند در آن بایستد — درون جنبش.
در هفتههای گذشته، یکی از قدیمیترین فعالان صنفی معلمان این کشور، محمود بهشتی لنگرودی، کسی که سالها از عمرش را بهخاطر همین فعالیت در زندان گذرانده، با پروندهی قضایی تازهای روبهرو شد؛ نه فقط خودش، که همسرش.
در همان روزها — و تأکید بر همان روزها عمدی است — موجی از نوشتهها علیه او در فضای مجازی به راه افتاد که محتوایش از این قرار بود: «سالهای زندانش نمایش بوده؛ احضاریهی تازه نشان میدهد تخلفاتش واقعی است؛ عضویت در تشکل صنفی به کسی مصونیت نمیدهد؛ و در شورا "نفوذی" آمده است تا جنبش را کنترل کند، هدفش انفعال و محافظهکاری است.»
او از مسئولیتهایش کناره گرفت. کنارهگیریاش هم بلافاصله «فرار از پاسخگویی» نام گرفت.
این یادداشت دربارهی نیت نویسندگان آن متنها نیست. نیت، چیزی است که فقط صاحبش میداند و هیچکس نمیتواند دربارهاش حکم بدهد؛ و دقیقاً به همین دلیل، بحث دربارهی نیت همیشه به بنبست میرسد و هر دو طرف با همان یقینی که آمدهاند، برمیگردند. این یادداشت دربارهی کارکرد است، که برخلاف نیت، قابل دیدن است. کارکرد آن متنها این بود: در هفتهای که دستگاه قضایی برای یک فعال صنفی پرونده میساخت، از درون صدایی بلند شد که به پروندهساز میگفت درست میگویی. دستگاه قضایی برای اینکه کسی را از درون جنبشش بیرون بیندازد، به حکم نیازی نداشت؛ کافی بود کمی صبر کند.
پرسشی که باید پرسید این نیست که آیا آن نویسندگان با دستگاه سرکوب هماهنگاند یا نه. پاسخ این پرسش را کسی نمیداند و شاید هیچوقت نداند.
پرسش این است: اگر هماهنگ بودند، چه چیزی را متفاوت مینوشتند؟ اگر پاسخ «هیچ» است — و هست — آن وقت تفاوت میان همدستی و بیاحتیاطی، برای کسی که زیر فشار است، تفاوتی نظری است. نتیجه یکی است.
جنبش معلمان در سختترین دورهی سه دههی اخیر خود ایستاده است: جنگ، امنیتیشدن هر گردهمایی، احکام سنگین، اخراج و انفصال، و هیئتهای تخلفاتی که به بازوی فشار تبدیل شدهاند. در چنین دورهای، نقد لازم است و بیرحمانهترین نقدها هم باید شنیده شود؛ تشکلی که نقد را تحمل نکند، پیش از سرکوب از درون میپوسد. اما میان نقد و اتهام یک مرز ساده هست که هر فعالی میشناسد: نقد به عملکرد میپردازد و با سند و استدلال میآید؛ اتهام به هویت میپردازد و با گمانه و کنایه. نقد میگوید «این تصمیم غلط بود»؛ اتهام میگوید «نفوذی». اولی جنبش را قویتر میکند، حتی وقتی تند است. دومی، حتی وقتی از سر دلسوزی باشد، همان کاری را میکند که بازجو برایش حقوق میگیرد.
کسی که این روزها هدف این موج است، محمود بهشتی، نیازی به دفاع من یا هیچکس دیگری ندارد؛ کارنامهاش را بازجوها نوشتهاند و معتبرتر از هر دفاعیه است. این یادداشت برای او نوشته نشده. برای این نوشته شده که دفعهی بعد — و دفعهی بعدی هست — وقتی احضاریهای ابلاغ میشود و همزمان کانالی بینام «اتهاماتی جدی» مطرح میکند، کسی نپرسد چه کسی پشت آن کانال است. بپرسد: این متن را اگر بازجو نوشته بود، چه فرقی داشت؟
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
▶️شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار میکند:
🎙 نشست «کیفیت آموزش در مدارس سیستان و بلوچستان»
تجربه زیسته: کلثوم بزی، معلم، تسهیلگر و فعال مدنی
📅 سهشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۵ (۲۰ اکتبر ۲۰۲۶)
🕗 ساعت ۲۰ تا ۲۲
🔗 لینک جلسه متعاقبا اعلام خواهد شد.
در این نشست، کلثوم بزی از تجربه زیستهاش در مدارس سیستان و بلوچستان میگوید. همه کودکان حق آموزش باکیفیت دارند. بیایید کنار هم بشنویم و درباره آن گفتوگو کنیم.
#کیفیت_آموزش #سیستان_و_بلوچستان #تجربه_زیسته #شورای_هماهنگی
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
▶️گروه حامیان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
هر فرهنگی یک حامی است و هر حامی یک صدا.
صدای معلمان وقتی بلندتر میشود که همه کنار هم باشیم.
اگر میخواهید در گروه حامیان شورا باشید، همین حالا بپیوندید:
🔗 /channel/+iTHpMiNrW3k0YTRk
لینک را برای همکاران، دوستان و جمع خانوادگی بفرستید و در گروهها و کانالهای خود منتشرش کنید. هر کس که بپیوندد، صدای معلمان را قویتر میکند.
▶️پایان اعتصاب غذای مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب
بر اساس خبرهای دریافتی از زندان، مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب، دو زندانی سیاسی، در پی درخواستهای همکاران و فعالان صنفی و مدنی، به اعتصاب غذای خود پایان دادهاند.
کانون صنفی فرهنگیان اسلامشهر در گزارشی اعلام کرده است که مسعود فرهیخته به سالن ۱۶/۲ زندان مرکزی کرج بازگردانده شده است.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران خواهان آزادی مسعود فرهیخته و سایر معلمان زندانی است .
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
▶️مسئله صندوق ذخیره فرهنگیان !!!
✍️محمود باقری -عضو کانون صنفی معلمان تهران
اعضای محترم ومطالبهگران عزیز صندوق ذخیره فرهنگیان،مسئله صندوق ذخیره برخلاف نظر کسانی که میخواهند آن را غامض،پیچیده و سردرگم جلوه دهند،بسیار ساده و روشن است و در صورت وجود اراده مسلم و منصفانه،خیلی راحت قابل حل است.
من معلم از سال ۱۳۷۴ طبق تبصره ۶۳ قانون برنامه ۵ ساله دوم ماهیانه بین ۳ تا ۵ درصد حقوقی که باید خرج خانوادهو زندگیم میشد در صندوق ،سرمایهگذاری کردهام و دولت هم برای تشویق من و زیاد شدن اعضا،متعهد شده که به اندازه پرداخت من در ماه به عنوان کمک به من کارمند دولت پرداختی داشته باشدو سرمایهای که از خیل عظیم این پرداختیها به وجود میآید، مدیران لایق اقتصادی در موسسهای به نام صندوق ذخیره فرهنگیان بتوانند با این سرمایهکار اقتصادی انجام دهند و ضمن اینکه حقوق خود را از این اقدام دریافت میکنند برای من معلم منفعت اقتصادی و ارزش افزوده ایجاد نمایند تا در موقع بازنشستگی با دریافت سهم خودم از این سرمایههای عظیم،بقیه عمرم را با این پشتوانه اقتصادی که برای آن ۳۰ سال زحمت کشیدهام،بتوانم رفاه ایجاد کنم.
حال، سرنوشت این صندوق چه شد؟
از همان ابتدا با استقبال گسترده معلمان که قریب به اتفاق آنان را شامل شد نقدینگی قابل توجهی در ماه بوجود آمد،دولت هم کمک مذکور را در دوره وزارت آقای نجفی و مقداری هم در دوره وزارت آقای حاجی انجام داد و در مجموع تا آن زمان مبلغی حدود ۱۲۰۰ میلیارد تومان (۱/۲ همت) پرداخت کرد, ولی از آن به بعد این قانون در تفسیرهای مغرضانه سوءتدبیرهای ضد منافع معلم دچار اعوجاج و انحراف شد ، پرداختیهای مقرر از سوی دولتهای متعدد از ان به بعد بهبهانههای واهی انجام نشده،ولیکن معلمان به تعهدخود،
یکجانبه عمل کردند و تاکنون در مجموع بیش از ۱۴۵۰۰ میلیارد تومان (۱۴/۵ همت) از دسترنج خود را در این موسسه سرمایهگذاری کردهاند و دولتها در مجموع بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان (۱۳ همت) از تعهد خود باز ماندهاند. خوب با این سرمایه عظیم چگونه رفتار شده است؟
بر اساس نرخ تورم سالیانه از سال ۱۳۷۴ تاکنون و در مقایسه با قیمت ملک فقط در تهران که در سال ۷۴ طبق آمار آپارتمان، متوسط متری ۴۰ هزار تومان بوده است با یک محاسبه ساده میتوان دریافت که اگر این سرمایه عظیم به درستی مدیریت شده بود، تاکنون بیش از ۲۵ هزار هزار میلیارد تومان (۲۵ هزار همت) سرمایه انباشته در این موسسه وجود داشت که سهم هر معلم در این موسسه که حدود یک میلیون و هشتصد هزار نفر عضو شاغل و بازنشسته دارد حداقل ۱۴ میلیارد تومان ارزیابی میشد،ولی همگان میدانند که با سوء مدیریت،حیف ومیل و اختلاسهای بیرحمانه از جمله در بانک سرمایه و ناکارآمدی، امروز در خوشبینانهترین حالت حدود ۱۰۰۰ همت سرمایه در این موسسه وجود دارد و من معلم که الان در زمان بازنشستگی قرار دارم،میخواهم سهم خود را از همین دارایی موجود دریافت کنم و هر طور که خودم صلاح میدانم از مزایای آن برخوردار باشم، آیا درخواستم غیر منطقی است؟آیا هنوز هم با تفسیرهای غیرمنطقی، غیرمنصفانه و مندرآوردی و مغرضانه همچون بین نسلی بودن این موسسه که طبق اساسنامه رسمی خصوصی و داراییهای آن فقط به اعضای فعلی آن شامل شاغل و بازنشسته تعلق دارد باید مانند دو نوبت قبلی در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۲ اجرای تخصیص ارزش مالکانه به تعلیق درآید؟آیا نقدینگی ماهیانه حاصل از حق عضویت که رقمی بالغ بر ۲۲۰ میلیارد تومان است همچنان باید صرف پرداخت حقوق جاری پرسنلو جبران هزینههای شرکتهای زیانده شود؟آیا و چندین و چند آیای دیگر باید همچنان حقوق حقه مالکانه من معلم را در اغما و ابهام فرو برده و در این وانفسای تورم و گرانی افسارگسیخته، همچنان در عسرت و تنگدستی غوطه ور باشم؟حاشا و کلا, این دیگر نهایت بیرحمی و بیانصافی است که طاقت من معلم را به سر آورده و حاضر نیستمبیش از این چنین اجحافی را بپذیرم. لذا مصرانه تقاضا دارم،مسولین با تمام توان و اراده در اجرای فاز اول تخصیص ارزش مالکانه که بعد از چند نوبت تعویق قول آن را در قالب شرکت سهند گستر، برای پایان مهرماه سال جاری دادهاند و معلمان بیصبرانه در انتظار آن هستند و همچنین اجرای فازهای بعدی به توالی آن و رساندن حق به حقدار توسط ایشان، هیچگونه شبهه و تردیدی ایجاد نشود و با این اقدام برای خودشان نام نیک و باقیاتو صالحات و خاطره شیرین در ذهن اعضا به جا گذارند،ضمناً هرگونه اقدامی برای انجام انتخابات نماینده معلمان در هیئت امنا به بعد از اجرای فاز اول تخصیص حقوق مالکانه موکول گردد.
۲۲ مهر ماه سال ۱۴۰۵
🔹🔹🔹
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
🔴 صدای همبستگی با معلمان ایران، از تریبون کنفرانس منطقهای آسیا و اقیانوسیه
خانم کارولینا از اتحادیه AEU استرالیا در حمایت از قطعنامه «صلح و حفاظت از آموزش در غرب آسیا» سخن گفت و با نام بردن از تعدادی از کودکان جانباخته، از آنان یاد کرد.
کودکان جانباخته را فراموش نمیکنیم.
معلمان ایران تنها نیستند.
#همبستگی_با_معلمان_ایران #کودکان_جان_باخته #EIAP #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
🔴گزارش نشست منطقهای اقیانوس آرام درباره بررسی قطعنامهها و اولویتهای آموزشی
تاریخ: ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶
موضوع: بررسی قطعنامه آموزش اقلیمی و سایر محورهای مطرحشده در نشست منطقهای اقیانوس آرام
۱. مقدمه
نشست منطقهای اقیانوس آرام با هدف بررسی موضوعات مهم مرتبط با اتحادیههای آموزشی، هماهنگی مواضع منطقهای و انعکاس اولویتهای کشورهای منطقه در کنفرانس برگزار شد. در این نشست، موضوعاتی از جمله نمایندگی منطقهای، انتخابات، قطعنامههای کنفرانس، مسائل جوامع بومی، آموزش اقلیمی، حکمرانی، مشارکت زنان و جوانان و تقویت همکاریهای منطقهای مورد بحث قرار گرفت.
این نشست فرصتی برای اتحادیههای عضو فراهم کرد تا دیدگاههای خود را هماهنگ کرده و درباره چگونگی پیگیری تصمیمهای کنفرانس در سطح منطقهای تبادل نظر کنند.
۲. نمایندگی منطقهای و انتخابات
یکی از محورهای نشست، بررسی موضوع نمایندگی منطقه اقیانوس آرام و مسائل مربوط به انتخابات بود. هماهنگی میان اتحادیههای عضو و اطمینان از انعکاس دیدگاهها و اولویتهای منطقه در تصمیمگیریهای کنفرانس، از موضوعات مورد توجه این بخش بود.
۳. بررسی قطعنامه آموزش اقلیمی
مهمترین موضوعی که در متن گزارش بهطور مشخص بهعنوان یک قطعنامه مطرح شده، قطعنامه آموزش اقلیمی بود. شرکتکنندگان درباره ضرورت ارتقای کیفیت آموزش تغییرات اقلیمی و ارتباط آن با واقعیتهای محلی و فرهنگی جوامع بحث کردند.
تأکید شد که آموزش اقلیمی باید فراتر از انتقال اطلاعات عمومی باشد و دانشآموزان را برای شناخت آثار تغییرات اقلیمی و درک پیامدهای آن در محیط زندگی خود آماده کند.
۴. اصلاحیه قطعنامه و جایگاه دانش بومی
در جریان بررسی قطعنامه آموزش اقلیمی، شرکتکنندگان از اصلاحیهای حمایت کردند که بر بهرسمیتشناختن و محوریتبخشیدن به دانش بومی و روشهای آموزشی جوامع بومی تأکید داشت.
هدف این اصلاحیه، تقویت آموزش اقلیمی باکیفیت از طریق توجه به دانش محلی، تجربههای نسلهای گذشته و شرایط فرهنگی و اجتماعی هر جامعه بود. همچنین بر ضرورت پیوند دادن آموزش با واقعیتهای محلی و تقویت تفکر انتقادی و استعمارزدایانه تأکید شد.
۵. حفاظت از زبانها، فرهنگ و میراث بومی
یکی دیگر از محورهای مهم نشست، حفاظت از دانش و میراث فرهنگی جوامع بومی بود. شرکتکنندگان بر اهمیت حفظ زبانهای بومی، موسیقی، سنتها، شیوههای فرهنگی و میراث فکری تأکید کردند.
این موضوع با آموزش اقلیمی نیز ارتباط دارد؛ زیرا دانش و تجربه بومی میتواند در شناخت محیط طبیعی و سازگاری با تغییرات اقلیمی نقش داشته باشد. توجه به این میراث، به حفظ هویت فرهنگی و انتقال دانش میان نسلها کمک میکند.
۶. تفکر انتقادی و استعمارزدایی از آموزش
در بحثهای مرتبط با آموزش اقلیمی، بر اهمیت تقویت تفکر انتقادی و رویکرد استعمارزدایانه تأکید شد. این رویکرد خواستار آن است که دانش و دیدگاههای جوامع بومی در فرایند آموزش جایگاه شایستهای داشته باشند و تنها به یک نوع دانش یا دیدگاه محدود نشویم.
همچنین آموزش باید زمینه پرسشگری، تحلیل اطلاعات و درک ارتباط تغییرات اقلیمی با شرایط اجتماعی، اقتصادی و محیطی جوامع را فراهم کند.
۷. حکمرانی و مدیریت منطقهای
حکمرانی و مدیریت نیز از موضوعات ذکرشده در دستور کار نشست بود. در چارچوب کلی نشست، این محور در کنار نمایندگی، انتخابات و هماهنگی منطقهای قرار داشت. بااینحال، متن اولیه جزئیات مشخصی درباره پیشنهادها یا تصمیمهای مربوط به حکمرانی ارائه نمیکند.
۸. مشارکت زنان و جوانان
شرکتکنندگان بر اهمیت مشارکت دموکراتیک، رهبری فراگیر و فراهمکردن فرصت برای زنان و رهبران جوان تأکید کردند. حضور مؤثر این گروهها در فرایندهای تصمیمگیری میتواند به تقویت نمایندگی و انعکاس بهتر نیازهای گوناگون در اتحادیههای آموزشی کمک کند.
همچنین تأکید شد که اولویتهای فرهنگی و واقعیتهای جوامع اقیانوس آرام باید در برنامهها و سیاستهای آموزشی منطقهای و بینالمللی منعکس شوند.
📌ادامه متن سخنرانی را اینجا بخوانید
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
🔴مدرسه، معنا و سرگرمی
یا چرا مدرسه تعطیلبردار نیست؟
۲۲ مهرماه ۱۴۰۵
✍سید حسین موسوی
امروزه، نهاد مدرسه دستکم از سه حیث، بیش از همه وقت برای ایران و مردمش واجد اهمیت است. کارکرد نخست این است که نهاد مدرسه وظیفه تربیت بخشی از نیروی کار مورد نیاز هر دولتی را به دوش میکشد. از این حیث، نهاد مدرسه، ولو مورد نقد فوکوگرایان، اما نهاد سربازگیری برای نظام توسعه کلان کشور است. دانشآموزان درس میخوانند و آموزش میبینند تا در آینده بخشی از پیچومهرههای فرایند توسعه کشور باشند. آموزش عمومی و دفاع از آموزش رایگان نیز بخشی از خدمات متقابل میان مردم و حاکمیت است. از سویی، حاکمیت این تضمین را ایجاد میکند که مردم با هر سطح درآمدی میتوانند از خدمات آموزش رایگان بهره بگیرند و از دیگر سو، این پتانسیل عظیم اجتماعی برای بهرهوری در خدمت نظام توسعه کشور در حوزههای مختلف قرار میگیرد.
کارکرد دوم مدرسه، گردآوردن دانشآموزان در ساعات مشخصی در طول یک روز کاری ـ تحصیلی است. چنین ویژگیای، اگرچه بسیار دمدستی و ساده مینماید، اما بهواقع خدمتی است که هر اخلالی در آن میتواند به انواع آسیبهای اجتماعی منجر شود. نهاد خانواده در اینجا مهمترین ذینفع این کارکرد نهاد مدرسه است. خانواده، والدین، پدر و مادر، هر یک به شکلی نیاز دارند که فرزندان خود را برای ساعاتی در روز به نهادی بسپارند که هدایت و تضمین امنیت آن بر عهده نهاد دولت است. هر شکلی از تعطیلی مدرسه در اینجا ضرر بزرگی برای خانواده و بچهها به همراه خواهد داشت. هیچ شکلی از جماعتهای کوچک، نظیر هوماسکول و...، نمیتواند جایگزین مناسبی برای این کارکرد مدرسه دولتی باشد. دولتی یا اجتماعیبودن مدرسه در این خوانش، از حیث مقیاس، یعنی بزرگی و شمولیت، اهمیت مضاعفی دارد که به هیچ شکلی از خصوصیشدن قابل برونسپاری نیست.
کارکرد سوم و پراهمیت نهاد مدرسه دولتی، به خصلت همبستگیبخش نهاد مدرسه بازمیگردد. در جوامع مدرن و با دگرگونشدن ساختارهای روابط اجتماعی، هنوز هیچ کانونی با میزانی از نظم و اجبار نتوانسته به ارتباطات پایدار ذینفعان درگیرشونده در یک نهاد، شبیه مدرسه، یاری برساند. اقسام کافهها، اتاقهای کار، باشگاههای ورزشی و... تنها محلهای گذرند؛ شبیه ترمینالهای مسافربری که هیچ ارتباط معناداری نمیتوانند میان ذینفعان خود برقرار کنند. مدرسه، به مدد ساختار خاص خود و نظام اقتدار و نظمبخشی مدیریتی، مهمترین کانون همبستگیبخش محلات در ایران است. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم مدرسه دولتی، نبض تپنده و روشناییبخش هر محله است. مدرسه که آغاز میشود، گویی جریانی از خانوادهها، بچهها، معلمان، رانندگان، پرستاران، مدیران، سوپرمارکتها، کادر آموزشی و... آغاز میشود؛ جریانی تعاملی که مهمترین کارکرد مدرسه دولتی بهمثابه چسب اجتماعی را نشان میدهد.
این سه کارکرد پراهمیت، در کنار دیگر نقشهای مهم مدارس دولتی، امروزه با یک بحران پیچیده و متقاطع دستبهگریباناند. مهمترین شکل بحران، کاستهشدن از نقش مرجعیت اجتماعی و معنابخش مدرسه و اساساً نظام آموزش است. این بحران نه صرفاً مدرسه، که کل حیات اجتماعی در ایران را تهدید میکند. شاید در مواجهات روزمره بهسادگی دیده شده باشد که افرادی در خصوص مسائلی با هم سخن میگویند که نهچندان معنای آن سخنان برایشان روشن است و نه از سویی، بر سر حتی کلیات آن سخنان توافقی دارند. بحران پیچیده در متن نظام دانش و فهم عمومی از مسائل ملی رخ داده است. این بحران، اگرچه ابعاد روشن اقتصادی، سیاسی و... دارد، اما نشانههای معرفتی و وجودشناختی پیدا کرده است؛ بهنحویکه گویی فردیشدن بیشازپیش همه ساحتهای زندگی، به نوعی شناخت کجومعوج در همه عرصهها راه برده است.
📌ادامه این یادداشت را اینجا بخوانید
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییتر X
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
🔴 از بلوطهای زاگرس تا زبان فارسی؛ ریشههای گوناگون، همدلی ایرانی
✍ بهنام محمدی /فعال صنفی معلمان فارس
من یک کُردم؛ فرزند زاگرس و ساکن سرزمین فارس. زبان مادری من فارسی نیست، اما فارسی را دوست دارم؛ زبانی که در شعر سعدی و حافظ، در شکوه شاهنامهی فردوسی و در شور و اندیشهی مولانا، پنجرهای به سوی زیباییهای فرهنگ و اندیشهی این سرزمین گشوده است.
من باور دارم ایران برای آنکه خانهی مشترک همهی ما باشد، به زبانی نیاز دارد که بتواند مردمانش را به هم پیوند دهد؛ زبانی برای گفتوگو، آموزش، انتقال دانش و آشنایی با فرهنگهای گوناگون. فارسی میتواند چنین جایگاهی داشته باشد؛ نه بهعنوان زبانی برای برتری بر دیگر زبانها، بلکه بهعنوان پلی برای نزدیکتر شدن دلها و اندیشهها.
اما زیبایی ایران فقط در زبان فارسی نیست؛ در رنگارنگی مردمانش، در موسیقی و شعر و لباسهای محلی، در نامهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند و در خاطرات مشترکی است که از کوهستانهای زاگرس تا دشتهای خراسان و سواحل جنوب امتداد دارند.
کافی است به نام فرزندان این سرزمین نگاه کنیم. در میان خانوادههای فارسیزبان نیز نامهای ریشهدار و زیبای کُردی، لُری و ترکی فراوان به چشم میخورد؛ نامهایی همچون سوران، آیهان، مارتیا و نامهای دلنشین لُری که هرکدام میتوانند حامل بخشی از خاطره، فرهنگ و زیبایی یک قوم باشند. این نامها یادآور آناند که مرزهای فرهنگی همیشه دیوارهایی بلند و نفوذناپذیر نیستند؛ گاهی یک نام، بیآنکه صاحبش از ریشهی زبانی آن آگاه باشد، پلی از محبت و آشنایی میان فرهنگها میسازد.
چه زیباست وقتی پدر و مادری فارسزبان، نامی کُردی یا لُری برای فرزندشان برمیگزینند؛ یا خانوادهای تُرک، نامی فارسی را دوست میدارد. این انتخابها لزوماً به معنای کنار گذاشتن هویت خود نیست؛ میتواند نشانهی آن باشد که زیبایی، وقتی با دل آدمی سخن میگوید، از مرزهای قومی عبور میکند.
من بهعنوان یک کُورد، به زبان و هویتخود افتخار میکنم و در همان حال،زبان فارسی را سرمایهای ارزشمند برای ارتباط میان اقوام ایران میدانم. دوست دارم فرزندان این سرزمین فارسی را بهخوبی بیاموزند تا بتوانند با یکدیگر سخن بگویند، از ادبیات و دانش بهره ببرند و زیباییهای فرهنگ یکدیگر را بهتر بشناسند.
در عین حال، باور دارم که زبان مشترک نباید به معنای فراموشی زبان مادری باشد. کودک کُرد، لُر، تُرک، بلوچ، عرب، گیلک یا ترکمن نیز حق دارد زبان و میراث فرهنگی خانوادهاش را بشناسد و بیاموزد. تقویت زبان فارسی و پاسداشت زبانهای مادری، اگر با برنامهریزی درست و احترام متقابل همراه باشد، لزوماً در تضاد با یکدیگر نیستند.
من فارسی را دوست دارم، اما نمیخواهم این دوست داشتن به معنای نادیده گرفتن زبان مادری خودم یا دیگران باشد. میخواهم فارسی زبان پیوند ما باشد؛ زبانی که به کمک آن از زیباییهای فرهنگ کُردی، دلاوریها و نغمههای لُری، ادبیات و موسیقی ترکی، فرهنگ غنی بلوچها و میراث دیگر اقوام برای هم بگوییم و از یکدیگر بیاموزیم.
شناسنامهی من در طبیعت زاگرس، بلوط است؛ درختی با ریشههای عمیق و شاخههایی گشوده. بلوط برای استوار ماندن نیازی به خشکاندن درختان دیگر ندارد. من نیز ایرانی را دوست دارم که در آن زبان فارسی شکوفا باشد و زبانهای دیگر نیز مجال بالیدن داشته باشند.
بیایید بهجای آنکه از یکدیگر بخواهیم شبیه هم باشیم، یاد بگیریم تفاوتهای یکدیگر را بشناسیم و محترم بشماریم. بگذارید فارسی، زبان گفتوگوی ما باشد و زبانهای مادریمان، گنجینههایی که هرگز از یاد نمیبریم.
من کُردم، ساکن سرزمین فارس؛ به بلوطهای زاگرس میبالم، از سعدی و حافظ میآموزم و به زیبایی نامها و فرهنگ همهی اقوام ایرانزمین احترام میگذارم.
ریشههایمان متفاوت، زبانهایمان رنگارنگ و خانهمان مشترک است؛ ایران زمانی زیباتر است که هیچکس برای نزدیک شدن به دیگری، مجبور به دور شدن از خویشتن نباشد.
آموزش زبان مادری طبق قانون اساسی حق تمام اقوام ایرانی ست
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
▶️شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار میکند:
🎙 نشست «کیفیت آموزش در مدارس سیستان و بلوچستان»
سخنران : کلثوم بزی، معلم، تسهیلگر و فعال مدنی
مدیر پنل : آسیه سپهری/ معلم
اغلب کمبود مدرسه و معلمان همزبان و ابزارهای درسی را از دلایل پایین بودن کیفیت آموزش در استان سیستان و بلوچستان میدانیم.
اما آیا این استان یک کل یکپارچه است؟ در مناطق مختلف شکاف فقر و نابرابری آموزشی چگونه خود را نشان داده است؟
مزایا، آسیبها و چالشهای مدارس خیرساز چه بوده است؟
با وجود مدیران و معلمان بومی در سراسر استان، آیا تغییری در آمار و کیفیت قبولی دانش آموزان این استان در دانشگاههای مطرح کشور، ایجاد شده است؟ چه تغییری در انگیزه های دانش آموزان و معلمان ایجاد شده است؟
آیا حضور توریستی مرکز نشینان در استان، به شکل گیری نگاه درستی از استان کمک کرده است؟ تفاوت نگاه ساکنان استان و بیرونیها در چیست؟
آیا در چرخهای غیرقابل حل گرفتاریم؟ معلمان چگونه میتوانند در بهبود کیفیت آموزش، به همدیگر و به دانش آموزان کمک کنند.
🔴 بازنشستگان و فریاد علیه ستم و تبعیض
فقر، گرانی، تورم، بیکاری، سیاست فرودست سازی سیستماتیک، جنگ و وضعیت تعلیق زندگی، فریب و دروغ مسئولان بی کفایت؛ مجال را از اصل زندگی گرفته، چنگال نابرابری و ستم چنان بر گلوی کلیت زندگی فرو رفته که چارهای جز فریاد باقی نگذاشته است.
بازنشستگان تامین اجتماعی، مخابرات و دیگر صندوقها، همچنان مقاوم و خستگی ناپذیر علیرغم فشار و سرکوب، خیابان را رها نکرده و در شهرهای مختلف از جمله: #کرمانشاه و #تهران و #گیلان و #خوزستان و #اصفهان و #همدان و #کوردستان و دیگر شهرها در روزهای یکشنبه، دوشنبه و سهشنبه از طریق فراخوان به تجمع اعتراضی میپردازند.
محور مطالبات این کنشگران واقعی، مسائل معیشتی، رفاهی، بیمه کارآمد، رفع تبعیض، آزادی زندانیان صنفی و سیاسی، نه به جنگ، نه به اعدام، رفع بیکاری جوانان، آموزش و بهداشت رایگان، پایان دادن به سرکوب و نگاه امنیتی به اعتراض مطالبه گران، حل مسأله مسکن و حق برخورداری از یک زندگی آرام و امن برای همگان است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ضمن حمایت و همبستگی همه جانبه از مطالبات و خواستههای بحق این عزیزان اعلام میدارد: قدرت حاکم و ارکان آن به وعدههای خود عمل کنند، و بیش از این زندگی بازنشستگان را با رنج و مشقت همراه نسازند. و با به رسمیت شناختن مطالبات و اعتراضات آنان، مجدانه در حل مشکلات عدیدهای که دولتها و مجالس موجد آنان بودهاند، بکوشند.
شورای هماهنگی هشدار میدهد، زیستن پر از مشقت بازنشستگان، بیش از همه آینده فرزندان آنان را با خطر جدی مواجه ساخته و محرومیت هایی که بر آنان تحمیل شده، از طاقت آنان به سبب وجود تبعیض، فقر و سرکوب خارج است، این امر و بی توجهی کامل قدرت حاکم، موجبات اعتراضات گستردهتر را فراهم خواهد ساخت.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
🔴میان سرکوب و جنگ وضعیت معلمان درایران ـ ژوئن ۲۰۲۵ تا ژوئیه ۲۰۲۶
در این گزارش، سازمان «کنشگران داوطلب» به بررسی دورهای وضعیت حقوق معلمان در ایران ادامه میدهد. این سومین گزارش، دوره ژوئن ۲۰۲۵ تا ژوئیه ۲۰۲۶ را در بر میگیرد؛ دورهای که با بحرانهای شدیدی، از جمله جنگ ۱۲روزه، اعتراضات سراسری و سرکوب خشونتبار متعاقب آن در ژانویه ۲۰۲۶، و جنگ ۴۰روزه همراه بوده است. تمرکز اصلی گزارش بر حقوق بنیادین معلمان است؛ از جمله آزادی بیان، تشکلیابی و تجمع، امنیت شغلی، برخورداری از معیشت کافی و شرایط کاری شایسته، و مشارکت مؤثر در تصمیمگیریهای مربوط به مدارس و حرفه معلمی. وضعیت دانشآموزان نیز در مواردی بررسی میشود که با این مسائل پیوند دارد.
این گزارش بر اسناد و آمار رسمی، گزارشهای رسانهها و سازمانهای حقوق بشری، بیانیههای تشکلها و انجمنهای۷ صنفی معلمان، پژوهشهای دانشگاهی، مصاحبه با فعالان صنفی معلمان در داخل ایران و سایر دادههایی استوار است که سازمان کنشگران داوطلب بهطور مستقل گردآوری و راستیآزمایی کرده است. به دلیل محدودیتهای شدید ارتباطی و محدودیتهای ناشی از فضای امنیتی و شرایط جنگی، ارقام ارائهشده در این گزارش صرفاً حداقل مواردی را نشان میدهند که امکان مستندسازی آنها وجود داشته است.
در دوره مورد بررسی، حقوق بنیادین معلمان از طریق دو مسیر مکمل و تقویتکننده یکدیگر محدود شد: از یک سو، اقدامات امنیتی و قضایی و از سوی دیگر، مجازاتهای اداری و اقتصادی. دادههای گردآوریشده دستکم ۹۰ مورد بازداشت و ۶۹ مورد اقدام قضایی یا اداری علیه معلمان شاغل و بازنشسته را مستند میکنند؛ بهطوریکه ۱۵ معلم در هر دو دسته قرار میگیرند. بازداشت، احضار، پیگرد قضایی، زندان و محدودیتهای ارتباطی، در کنار اخراج، تعلیق، برکناری از خدمت، کسر حقوق، انتقال اجباری و بازنشستگی اجباری، مجموعهای گسترده از فشارها را شکل دادهاند که آثار آن بسیار فراتر از افرادی بوده است که مستقیماً هدف قرار گرفتهاند.
روندهای اصلی در وضعیت حقوق معلمان
تحولات مستندشده در دوره مورد بررسی، چند روند کلی را در نحوه تأثیرگذاری بر حقوق معلمان نشان میدهد.
۱. افزایش فشار بر فعالیتهای صنفی
سرکوب معلمان و فعالان صنفی پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ تشدید شد و پس از اعتراضات دسامبر و ژانویه ۲۰۲۵–۲۰۲۶ شدت بیشتری گرفت. فشارها بهطور فزایندهای بازداشت و پیگرد قضایی را با تعلیق، اخراج، بازنشستگی اجباری، مجازاتهای مالی، محدودیت فعالیتهای آنلاین و سایر اقدامات اداری ترکیب کردند.
تفتیش منازل فعالان، ضبط وسایل الکترونیکی، تشکیل پروندههای جمعی و ناگزیر شدن برخی فعالان شناختهشده به ترک محل زندگی یا کشور نیز توانایی معلمان برای سازماندهی جمعی را تضعیف کرد. چند معلم نیز در ارتباط با اعتراضات ژانویه کشته شدند؛ موضوعی که بُعد شدیدتری به خطرات پیش روی مشارکتکنندگان در کنشهای جمعی بخشید.
۲. تغییر شکلهای اعتراض
کاهش تجمعات مستقل معلمان شاغل به معنای کاهش مطالبات و نارضایتیها نبود. در عوض، بازنشستگان، دانشآموختگان دانشگاه فرهنگیان و سایر متقاضیان ورود به حرفه معلمی، نیروهای نهضت سوادآموزی و کارکنان دانشگاه فرهنگیان نقش برجستهتری در اعتراضات پیدا کردند. همزمان، کارزارهای اعتراضی بیش از پیش به سمت دادخواستها، نامههای سرگشاده و شبکههای اجتماعی سوق یافتند.
برای معلمان شاغل، خطر تعلیق، انتقال، تنزل رتبه، کسر حقوق و اخراج همچنان مانعی جدی در برابر فعالیت علنی و قابل مشاهده باقی ماند.
۳. گسترش کنترلهای امنیتی در مدارس
پس از اعتراضات ژانویه، گزارشهایی درباره بازرسیها، بازجوییها، احضار اعضای خانواده، اخذ تعهد و حضور نیروهای امنیتی در مدارس منتشر شد که از گسترش نظارت و کنترل امنیتی از خیابانها به محیطهای آموزشی حکایت داشت.
این روند مرز میان آموزش و امنیت را کمرنگ کرد و این خطر را به همراه داشت که معلمان و دانشآموزان تمایل کمتری به صحبت آزادانه درباره اعتراضات، خشونت، بازداشت و سوگ و فقدان داشته باشند.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید..
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
🔴گزارش سخنرانی رئیس شورای منطقهای آسیا و اقیانوس آرام سازمان بینالمللی آموزش
موضوع: تقویت اتحادیههای آموزشی، دفاع از دموکراسی و بهبود شرایط معلمان
در ادامه دهمین کنفرانس منطقهای آسیا و اقیانوس آرام سازمان بینالمللی آموزش که در جاکارتای اندونزی برگزار میشود، آقای کاتسویا تاکیموتو، رئیس شورای منطقهای آسیا و اقیانوس آرام این سازمان، در سخنرانی خود بر اهمیت تقویت قدرت سازماندهی اتحادیههای آموزشی، دفاع از حقوق معلمان و کارکنان آموزشی و نقش آموزش در حفظ صلح و دموکراسی تأکید کرد.
۱. ضرورت تقویت صدای حرفهای معلمان در عصر فناوری
آقای تاکیموتو با اشاره به تغییرات سریع فناوری و تحولات جهان معاصر، اظهار داشت که صدای حرفهای معلمان و کارکنان آموزشی باید در مرکز تصمیمگیریهای مربوط به آینده آموزش قرار گیرد. به گفته وی، برای تأثیرگذاری بر سیاستها و تصمیمات آموزشی، صرف بیان مطالبات کافی نیست، بلکه اتحادیهها باید از قدرت سازمانی و نفوذ جمعی برخوردار باشند.
وی بر ضرورت سازماندهی بیشتر معلمان و کارکنان آموزشی تأکید کرد تا آنان بتوانند در مواجهه با تحولات فناوری، تصمیمگیریهای مرتبط با آموزش و شکلدهی به آینده نظامهای آموزشی نقش مؤثری ایفا کنند.
۲. آموزش، صلح و دموکراسی
رئیس شورای منطقهای آسیا و اقیانوس آرام، صلح و دموکراسی را از چالشهای مهم پیش روی جوامع و نظامهای آموزشی دانست. وی به گسترش جنبشهای پوپولیستی، حملات علیه حقوق بشر و اتحادیههای کارگری، تبعیض علیه خارجیها و انتشار اطلاعات نادرست و اخبار جعلی اشاره کرد.
به گفته وی، تضعیف دموکراسی پیامدهای مستقیمی برای اتحادیهها، اعضای آنها و نظام آموزشی دارد. در چنین شرایطی، فعالیتهای اجتماعی و صنفی با محدودیت مواجه میشوند، روند آموزش ممکن است مختل شود و کودکان در معرض محرومیت از حق یادگیری قرار میگیرند.
وی تأکید کرد که آموزش در این شرایط نقشی اساسی در پرورش تفکر صلحآمیز، احترام به تنوع و تفاوتها و آشنایی نسل جوان با ارزشهای حقوق بشر و دموکراسی ایفا میکند.
۳. مشکلات معلمان و ضرورت افزایش سرمایهگذاری عمومی در آموزش
آقای تاکیموتو با اشاره به مشکلات موجود در نظامهای آموزشی منطقه آسیا و اقیانوس آرام، دستمزدهای ناکافی، حجم بالای کار و وضعیت ناپایدار استخدام معلمان جایگزین و موقت را از جمله چالشهای جدی معلمان و کارکنان آموزشی برشمرد.
وی بر ضرورت تقویت مدارس دولتی، فراهمکردن آموزش باکیفیت و افزایش سرمایهگذاری عمومی برای حمایت از معلمان و کارکنان آموزشی تأکید کرد.
از دیدگاه وی، حمایت از نیروی انسانی آموزش و بهبود شرایط کاری معلمان، از الزامات اساسی ارتقای کیفیت آموزش است. وی همچنین یادآور شد که آموزش تنها مسئولیت دولتها نیست، بلکه جامعه نیز در قبال آن مسئولیت دارد.
۴. سازماندهی؛ محور اصلی تقویت اتحادیههای آموزشی
بخش مهمی از سخنرانی به مفهوم سازماندهی و جایگاه آن در فعالیت اتحادیههای آموزشی اختصاص داشت. آقای تاکیموتو توضیح داد که موضوعاتی مانند صلح، مقابله با بحرانها و افزایش بودجه آموزش ممکن است در ظاهر از یکدیگر متفاوت باشند، اما در همه آنها یک عامل مشترک اهمیت دارد: تقویت سازماندهی و قدرت جمعی اتحادیهها.
وی سازماندهی را فراتر از افزایش تعداد اعضای اتحادیه دانست و بر ضرورت جذب افرادی که هنوز عضو اتحادیه نیستند، مشارکتدادن معلمان و کارکنان آموزشی جوان و تقویت حضور و نقش زنان و گروههایی که نمایندگی کمتری دارند، تأکید کرد.
به گفته وی، باید زمینه برای مشارکت مؤثر این گروهها در رهبری اتحادیهها فراهم شود. همچنین اتحادیهها باید توانایی رسیدگی به مسائل روزمره اعضا، مشکلات محیط کار و مطالبات صنفی معلمان را داشته باشند.
جمعبندی
سخنرانی آقای کاتسویا تاکیموتو بر این پیام محوری استوار بود که تقویت اتحادیههای آموزشی و افزایش قدرت سازماندهی آنها، پیششرط مهمی برای دفاع از حقوق معلمان، مشارکت مؤثر در سیاستگذاری آموزشی و تحقق آموزش باکیفیت برای همه است.
وی با تأکید بر ارتباط متقابل آموزش، صلح، دموکراسی و حقوق صنفی، ضرورت حمایت از مدارس دولتی، بهبود شرایط کاری معلمان، افزایش سرمایهگذاری عمومی در آموزش و گسترش مشارکت جوانان و زنان در اتحادیهها را مورد توجه قرار داد.
در مجموع، پیام اصلی این سخنرانی آن بود که اتحادیههای آموزشی باید با تقویت انسجام و قدرت جمعی خود، نقش فعالتری در شکلدهی به آینده آموزش، دفاع از حقوق بشر و حقوق صنفی و بهبود شرایط زندگی و کار معلمان ایفا کنند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
🔴 حمایت از حق آموزش بە زبان مادری در "ڕۆژاوا"
یکی از زیباییهای زیستجهان ما، کە همزمان محل مناقشە و کشمکش نیز هست، تنوع و تکثر نژادی و زبانی موجود در آن است. شاید بە جرات بتوان گفت اکنون کشوری در دنیا وجود ندارد کە بافت جمعیتی آن بە لحاظ نژادی و زبانی کاملا یکدست باشد، حتی گویشوران یک زبان ممکن است دارای لهجەها و شیوەهای تکلم متفاوتی با بقیە همزبانان خود باشند. این مسالە محدود بە زبان نیست بلکە میتواند گرایشهای مذهبی و سیاسی را هم در برگیرد. پذیرش این تنوع و تکثر میتواند نقطە شروع خوبی برای درک مسائل همدیگر و ایجاد همزیستی و همدلی بیشتر باشد. اگر چنین پذیرشی بە هر دلیلی صورت نگیرد و تنوع و تکثر موجود انکار شدە و بە سلطە "یک ملت_یک زبان" بر دیگر زبانها، ملل و مذاهب منجر شود بە مانعی بزرگ برای همزیستی مسالمتآمیز و دموکراتیک تبدیل شدە و سبب منازعات و مناقشات بیپایان و بدون نتیجە خواهد بود.
تاکید میکنیم هیچ استثنایی دراین زمینە وجود ندارد!
سوریە یکی از کشورهایی است کە دارای تنوع ملی، زبانی و مذهبی نظیر: عرب، کورد، دروزی، سنی، شیعە علوی و اسماعیلی، مسیحی، یهودی و.... است. در زمان سیطرە حزب بعث برای چند دهە با حاکمیت "خانوادە اسد" مجالی برای کوردها و دیگر ملیتهای تحتسلطە در این جغرافیا وجود نداشت و سیاست انکار و تعریب بخش جداییناپذیر این حزب بود. طوریکە بسیاری از کوردها حتی از داشتن شناسنامە نیز محروم شدە و زبان و هویت آنها بشدت انکار میشد. با قیام مردم سوریە در سال ٢٠١١ و آنچە "بهار عربی" نام گرفت کوردها توانستند در بخش غربی کوردستان (شرق و شمال شرق سوریە) با ایجاد کانتونهایی در عفرین، جزیرە، کوبانی و قامیشلو در قالب خودمدیریتی دموکراتیک حکومتی محلی تحتنام "ڕۆژاوا" ایجاد کنند کە پذیرفتن تمام رنگها و مولفەهای متفاوت زبانی، فرهنگی و تاریخی از خصوصیات بارز آن بود. اما بعد از فرار بشار اسد و سلطە نیروهای سلفی_جهادی بر سوریە و پس از آنکە این ساختار دموکراتیک قربانی بازی قدرتهای جهانی و معادلات خونین منطقە شد، متاسفانە اولین مسئلەای کە جریان مذهبی حاکم هدف گرفت حقوق اساسی ملیتهای دیگر ساکن این جغرافیای متنوع و عدم پذیرش هویت و زبان آنها بود، طوریکە با شروع سال تحصیلی جدید دانشآموزان کورد کە سالها بە زبان مادری آموزش دیدە بودند اکنون با محدودیت بسیار مواجە شدە و تنها بە ٣ساعت آموزش زبان مادری اکتفا شدە کە نقض آشکار حقوق زبانی کوردها محسوب میشود کە موجب اعتراض مردم و دانشآموزان و تعطیلی بسیاری از کلاسها شد.
ما نویسندگان این بیانیە، با باور عمیق بە "حق آموزش بە زبان مادری" و با تکیە بر اصول پذیرفتە شدە در کنوانسیونهای بینالمللی و نیازهای آموزشی و روانشناختی دانشآموزان، خواستار پایان دادن بە محدودیتهای ایجاد شدە برای کوردها و دیگر ملل ساکن در آن جغرافیا بودە و هژمونی "یک زبان_یک ملت" بر دیگر مناطق و گروههای زبانی را محکوم و همبستگی خود را با دانشآموزان، "اتحادیە معلمان ڕۆژاوا"، مردم آن منطقە و دیگر مناطق این کشور برای حق آموزش بە زبان خود در تمامی مقاطع تحصیلی اعلام میکنیم و در مسیر دستیابی بە این حق بنیادین از همە سازمانهای بینالمللی و حقوق بشری میخواهیم کە برای وادار نمودن دولت سوریە جهت پذیرش این حق انسانی، اقدامات عملی و اثرگذار انجام دهند.
١- انجمن صنفی معلمان کوردستان (سنندج)
٢-ٓ انجمن صنفی معلمان کوردستان(سقز و زیویە)
٣- انجمن صنفی معلمان کوردستان(مریوان و سروآباد)
٤- انجمن صنفی معلمان هرسین
٥-کانون صنفی معلمان مازندران
٦- کانون صنفی معلمان بوشهر
٧- انجمن صنفی فرهنگیان اسلامآباد غرب
٨- چڕۆی ژیان سەقز
٩- جبهه متحد کورد
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
▶️بمناسبت هفته بهداشت روان، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار میکند:
🎙 نشست «راهکارهای پیشگیری از خودکشی»
سخنران: اردشیر بهرامی، جامعهشناس و عضو هیئت مدیره جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی
و متخصص پیشگیری از خودکشی
📅 یکشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ (۱۸ اکتبر ۲۰۲۶)
🕗 ساعت ۲۰ تا ۲۲
🔗 لینک شرکت در برنامه
https://meet.google.com/wod-qthe-xgn
خودکشی قابل پیشگیری است. آگاهی، گفتوگو و توجه به نشانههای هشدار در اطرافیان میتواند جان انسانها را نجات دهد.
اگر خودتان یا کسی که میشناسید در شرایط بحرانی است، همین حالا با ۱۱۵ یا اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید یا با یک فرد قابل اعتماد صحبت کنید. تنها ماندن در این شرایط لازم نیست.
▶️بمناسبت هفته بهداشت روان، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار میکند:
🎙 نشست «راهکارهای پیشگیری از خودکشی»
سخنران: اردشیر بهرامی، جامعهشناس و عضو هیئت مدیره جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی
و متخصص پیشگیری از خودکشی
📅 ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ (۱۸ اکتبر ۲۰۲۶)
🕗 ساعت ۲۰ تا ۲۲
🔗 لینک شرکت در برنامه
https://meet.google.com/wod-qthe-xgn
خودکشی قابل پیشگیری است. آگاهی، گفتوگو و توجه به نشانههای هشدار در اطرافیان میتواند جان انسانها را نجات دهد.
اگر خودتان یا کسی که میشناسید در شرایط بحرانی است، همین حالا با ۱۱۵ یا اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید یا با یک فرد قابل اعتماد صحبت کنید. تنها ماندن در این شرایط لازم نیست.
🔴 روز شمار بازداشت امان جلالینژاد
۹۲۱ روز از بازداشت امان جلالینژاد، معلم و نقاش اهوازی، میگذرد.
او که در آموزشوپرورش خوزستان شاغل است، ۲۰ فروردین ۱۴۰۳ در ورودی شهر اهواز توسط مأموران امنیتی بازداشت شد و هماکنون در زندان شیبان اهواز نگهداری میشود.
به گفته منابع حقوق بشری، او از حق دسترسی به وکیل محروم بوده و قرار بازداشتش تمدید شده است. خانوادهاش میگویند بازداشت او به دلیل فعالیتهای مدنی و فرهنگیاش بوده است.
معلمان زندانی را آزاد کنید.
#هاشم_خواستار #جواد_لعل_محمدی #مسعود_فرهیخته #سیامک_صادقی_چهرازی #رضا_امانی_فر #امان_جلالی_نژاد #علی_احمدی #ابوالفضل_خوران #محمدحسین_سپهری #امیر_رحیمی #علیرضا_مرداسی
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
▶️بمناسبت هفته بهداشت روان، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار میکند:
🎙 نشست «راهکارهای پیشگیری از خودکشی»
سخنران: اردشیر بهرامی، جامعهشناس و عضو هیئت مدیره جمعیت علمی پیشگیری از خودکشی
و متخصص پیشگیری از خودکشی
📅 ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ (۱۸ اکتبر ۲۰۲۶)
🕗 ساعت ۲۰ تا ۲۲
🔗 لینک برنامه متعاقبا اعلام خواهم شد.
خودکشی قابل پیشگیری است. آگاهی، گفتوگو و توجه به نشانههای هشدار در اطرافیان میتواند جان انسانها را نجات دهد.
اگر خودتان یا کسی که میشناسید در شرایط بحرانی است، همین حالا با ۱۱۵ یا اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید یا با یک فرد قابل اعتماد صحبت کنید. تنها ماندن در این شرایط لازم نیست.
کتابخانه معلم
معرفی کتاب (۱۸)
🔴سازوکار فاشیسم؛ سیاست ما و آنها
نویسنده: جیسن استنلی
ترجمه: بابک تختی
نشر نگاه
چند سالیست که پرسش از فاشیسم دیگر به یادآوری آلمان نازی یا ایتالیای موسولینی محدود نمیشود. جیسن استنلی، فیلسوف و استاد دانشگاه ییل، در کتاب "سازوکار فاشیسم: سیاست ما و آنها" (۲۰۱۸) از همین پرسش آغاز میکند: آیا برای شناسایی فاشیسم باید منتظر ظهور دوباره رژیمهای تمامیتخواه ماند، یا میتوان سازوکارهای آن را در دل جوامعی دید که همچنان نهادها و ظواهر دموکراتیک دارند؟ استدلال محوری او این است که فاشیسم را نباید صرفا به یک رژیم سیاسی یا دورهای تاریخی محدود کرد؛ بلکه باید شیوههای سیاسیای را شناخت که از طریق آنها نابرابری طبیعی جلوه داده میشود، دشمنان داخلی ساخته میشوند و امکان همزیستی دموکراتیک تضعیف میگردد.
"سازوکار فاشیسم" در مرز میان فلسفه سیاسی، تاریخ و تحلیل وضعیت معاصر حرکت میکند. استنلی نشان میدهد که سیاست فاشیستی با ترسیم مرزی میان ما و آنها عمل میکند: در یک سو، مردمی که اصیل، شایسته و وارث گذشتهای پرافتخار معرفی میشوند؛ در سوی دیگر، گروههایی که گویا با حضور، مطالبات یا سبک زندگی خود، هویت و انسجام جامعه را تهدید میکنند. در این روایت، بحرانهای اجتماعی و اقتصادی نه حاصل مناسبات پیچیده قدرت و نابرابری، بلکه نتیجه حضور دشمنانی معرفی میشوند که باید مهار یا طرد شوند. بدینترتیب، تبعیض میتواند در پوشش دفاع از ملت، امنیت، سنت و ارزشهای عمومی توجیه شود.
بخش اصلی کتاب به ده سازوکاری اختصاص دارد که استنلی آنها را "ده ستون سیاست فاشیستی" مینامد: گذشته اسطورهای، تبلیغات، روشنفکرستیزی، ناواقعیت، سلسلهمراتب، احساس قربانیبودن، نظم و قانون، دلهره جنسی، سدوم و عموره، و "کار آزاد میکند". این ده ستون را نباید فهرستی از نشانههای مستقل و جدا از یکدیگر دانست. اهمیت چارچوب استنلی در نشاندادن پیوند میان آنهاست: اسطوره گذشته پرافتخار، دشمنسازی را ممکن میکند؛ دشمنسازی، نابرابری و طرد را توجیهپذیر میسازد؛ تبلیغات و تخریب منابع مستقل دانش، امکان نقد این روایتها را کاهش میدهند؛ و تضعیف نهادهای عمومی و تشکلهای جمعی، ظرفیت مقاومت اجتماعی را محدود میکند. عنوان فصل پایانی، برگرفته از عبارت مشهور نصبشده بر ورودی آشویتس، به پیوند میان سلطه اقتصادی و سیاست فاشیستی میپردازد؛ جایی که حمله به اتحادیههای کارگری و تضعیف خدمات عمومی، قدرت جمعی شهروندان را کاهش میدهد و وابستگی آنان به صاحبان قدرت را افزایش میدهد.
استنلی بحث خود را با ارجاع به تجربههای تاریخی فاشیسم و بررسی نمونههایی از سیاست معاصر، از جمله در ایالات متحده، مجارستان، هند و میانمار، پیش میبرد. مقصود او یکسانگرفتن این تجربههای متفاوت نیست، بلکه شناسایی سازوکارهایی است که میتوانند در زمینههای تاریخی و نهادی گوناگون، با صورتهای متفاوت ظاهر شوند. از این منظر، مسئله فقط ظهور یک رهبر اقتدارگرا یا برچیدهشدن رسمی نهادهای دموکراتیک نیست. سیاست فاشیستی میتواند پیش از استقرار یک رژیم تماما فاشیستی، در زبان روزمره سیاست، در شیوه بازنمایی اقلیتها، در روایتهای مربوط به گذشته و در توجیه نابرابری حضور پیدا کند. بنابراین، شناخت آن مستلزم توجه به فرایندهایی است که مرز میان شهروندان برابر را به مرز میان خودی و غیرخودی تبدیل میکنند.
کتاب در ده فصل تنظیم شده است. این ده فصل، مسیر کتاب را از سازوکارهای شکلگیری سیاست فاشیستی آغاز میکنند، به پیوند میان نابرابری، دشمنسازی و تبلیغات میرسانند و در نهایت به تأمل درباره رابطه میان سلطه اقتصادی، تضعیف نهادهای جمعی و فروپاشی امکان همزیستی دموکراتیک میانجامند.
"سازوکار فاشیسم" در سال ۲۰۱۸ منتشر شد و به یکی از منابع پرارجاع برای فهم سیاست اقتدارگرا در جوامع معاصر تبدیل شد. ترجمه فارسی آن نیز به قلم بابک تختی از سوی نشر نگاه در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
اهمیت کتاب شاید بیش از پاسخهای قطعی آن، در پرسشهایی باشد که پیش روی ما میگذارد: چگونه میتوان گروهی را از حقوق و منزلت برابر محروم کرد، بیآنکه این محرومیت بهصورت بیعدالتی آشکار به نظر برسد؟ چگونه تفاوتها به سلسلهمراتب تبدیل میشوند و طرد، دفاعی ضروری از جامعه جلوه داده میشود؟ و وقتی سیاست به ساختن "آنها" و امتیازدادن به "ما" وابسته میشود، چه بر سر برابری، حقیقت مشترک و امکان همبستگی میان انسانها خواهد آمد؟
"سازوکار فاشیسم" در نهایت ما را با مسئلهای فراتر از یک رژیم سیاسی یا دوره تاریخی مواجه میکند: جوامعی که همچنان نهادهای دموکراتیک دارند، اما بنیانهای اجتماعیشان از درون فرسوده میشود و شکل های جدیدی از اقتدارگرایی را پدید می آورند.
🔹🔹🔹
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
🔴اختتامیه رسمی کنفرانس جاکارتا
پس از ادای احترام حاضران به پرچم اندونزی، کنفرانس با سخنرانی آناند سینگ، دبیر منطقه EIAP و دبیر اجرایی کنفرانس، کنفرانس رسما خاتمه یافت.
از همه شما بسیار سپاسگزارم.
واقعاً نمیدانم چگونه از تیم خودم بهاندازه کافی تشکر کنم؛ تیمی که شبانهروز تلاش کرد، سفرهای متعددی انجام داد و برای انجام امور مختلف، از جمله پیگیریهای مربوط به سفارت، زحمات فراوانی متحمل شد. از همه اعضای تیم بابت تلاشها و فداکاریهایشان صمیمانه تشکر میکنم.
همچنین از کمیته بینالمللی، رهبری هیئتمدیره آموزش بینالملل (EI)، دیوید و تمام همکاران و متخصصان منطقه اقیانوس آرام که از زمان حضورم در کامبوج در این مسیر همراه من بودهاند و از من حمایت کردهاند، بسیار سپاسگزارم.
موضوعی که در این مدت بارها به آن فکر کردهام، دستاوردهای ما در چهار سال گذشته است.
اگر به خط زمانی فعالیتهای خود در این چهار سال نگاه کنیم، یک واژه بیش از هر چیز برای من برجسته میشود: همراستایی و هماهنگی (Alignment).
هماهنگی میان کشورهای منطقه اقیانوس آرام، جزایر کوچک و مناطق مختلف، از جمله غرب آسیا؛ هماهنگی در زمینه سیاستها، کارزارها، راهبردها و تمامی فعالیتهایمان.
همچنین، تمرکز و انضباطی که در کار خود داشتهایم تا بتوانیم تعهداتمان را عملی کنیم و به اهداف تعیینشده دست یابیم، اهمیت بسیار زیادی داشته است.
ما به کارهایی که تاکنون با همکاری سازمانهای عضو انجام دادهایم و دستاوردهایی که به دست آوردهایم، بسیار افتخار میکنیم.
نکتهای که میخواهم در پایان بر آن تأکید کنم این است که کنگره قطعنامههایی را تصویب کرده است و مسئولیتهای زیادی پیش روی ما قرار دارد.
ما این قطعنامهها را به کمیته منطقهای خواهیم برد، آنها را بررسی خواهیم کرد و تلاش میکنیم تا حد امکان در برنامه کاری خود بگنجانیم. سپس برای اجرای آنها و تحقق اهداف و تعهداتی که در این کنفرانس مطرح شدهاند، تلاش خواهیم کرد.
امیدوارم وقتی در کنفرانس بعدی دوباره یکدیگر را ملاقات میکنیم، بتوانیم بیشتر درباره نتایج و دستاوردهای خود صحبت کنیم؛ ابزارها و راهبردهایمان را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم و درباره چگونگی رشد و توسعه آموزش بینالملل در منطقه آسیا و اقیانوسیه و فراتر از آن گفتوگو کنیم.
امیدوارم در آن زمان، دیگر درباره ۷۰۰ هزار عضو صحبت نکنیم، بلکه از چندین میلیون عضو بیشتر سخن بگوییم!
این هدف ماست؛ هدفی که میخواهیم با همکاری و همبستگی یکدیگر به آن دست پیدا کنیم.
از همه شما بسیار سپاسگزارم.
📌 گزارش های روزهای گذشته به ترتیب در کانال کار خواهد شد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب
🔴 قطعنامه پیشنهادی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران به اجلاس جاکارتا با اکثریت قاطع اعضا تصویت شد
قطعنامه دفاع از حقوق معلمان و آموزش عمومی در ایران
پیشنهاد شده توسط: شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران (CCITTA)
تأیید میکند که:
🔴زنگ ورزش یا تربیتبدنی؟
قسمت سوم و پایانی
✍ادریس حسامی
دبیر تربیتبدنی و مربی شنا ـ شهر سنندج
در قسمتهای اول و دوم، به تمایز میان دو مفهوم «تربیتبدنی» و «ورزش» پرداختیم و اشاره کردیم که با گذشت حدود یک قرن از الزام آموزش درس تربیتبدنی در مدارس کشور، همچنان در بسیاری از مدارس، از فضای فیزیکی ایمن و مناسب برای اجرای این درس محروم هستیم؛ درسی که مکملی قدرتمند و کارآمد در کنار سایر فرایندهای رشد و پرورش دانشآموزان است.
در این بخش پایانی، قصد نداریم به چالشهای نظام ارزیابی و ارزشیابی درس تربیتبدنی، از جمله مسائل مربوط به عدالت آزمون و روایی ارزشیابی، بپردازیم؛ چراکه بررسی انتقادی این موضوع، با توجه به وضعیت موجود و محدودیت ساعات آموزشی، خود نیازمند مقالهای مفصل یا حتی تألیف کتابی مستقل است.
اما پرسش اساسی این است:
بیتوجهی به درس تربیتبدنی و نادیدهگرفتن جایگاه آن از سوی سیاستگذاران آموزشوپرورش، چه پیامدهایی برای نسل دانشآموز به دنبال داشته و دارد؟
۱. ضعف در الگوهای صحیح حرکتی و ناهنجاریهای قامتی
آموزشندیدن الگوهای صحیح راهرفتن و گامبرداری، وضعیتهای بهینه بدنی و مهارتهای حرکتی پایه، میتواند زمینهساز شکلگیری الگوهای حرکتی نامطلوب و افزایش خطر برخی ناهنجاریهای قامتی و آسیبهای اسکلتیعضلانی در سالهای بعد شود.
اگر از همان سالهای آغازین تحصیل، بهویژه دوره ابتدایی، آموزش اصول صحیح حرکت، اصلاح وضعیتهای بدنی و توسعه مهارتهای پایه بهصورت علمی، مستمر و مسئولانه دنبال میشد، میتوانستیم با پیشگیری مؤثرتر، از بخشی از مشکلات اسکلتیعضلانی در سنین بالاتر بکاهیم.
پیشگیری اصولی، در بسیاری از موارد کمهزینهتر و اثربخشتر از درمان است.
۲. اضافهوزن و چاقی در دانشآموزان ابتدایی
افزایش اضافهوزن و چاقی در سنین کودکی، یکی از نشانههای نگرانکننده کاهش فعالیت بدنی است. شاخص توده بدنی (BMI) میتواند در ارزیابی وضعیت وزنی دانشآموزان کمککننده باشد؛ البته تفسیر آن در کودکان باید متناسب با سن و جنس انجام شود.
چاقی دوران کودکی با پیامدهای متعددی برای سلامت همراه است و افزایش چربی بدن در دختران میتواند با احتمال بلوغ زودرس ارتباط داشته باشد. بنابراین، توسعه فعالیت بدنی منظم و آموزش سبک زندگی سالم باید از اولویتهای اصلی مدارس باشد.
۳. گسترش فقر حرکتی و پیامدهای روانی آن
کاهش فرصتهای فعالیت بدنی در دوران رشد، تنها به ضعف آمادگی جسمانی محدود نمیشود؛ بلکه میتواند بر سلامت روان، عزتنفس، تعاملات اجتماعی و کیفیت زندگی دانشآموزان نیز تأثیر منفی بگذارد.
درس تربیتبدنی، در صورت اجرای اصولی، فرصتی ارزشمند برای تقویت اعتمادبهنفس، مسئولیتپذیری، همکاری، نظم و مهارتهای اجتماعی است؛ ظرفیتهایی که نباید قربانی کمبود امکانات یا نگاه کماهمیت به این درس شوند.
۴. جایگزینی الگوهای ناسالم زندگی بهجای فرهنگ سلامت
شاید نگرانکنندهترین پیامد این بیتوجهی، تضعیف فرهنگ تحرک و سلامت در میان نوجوانان باشد.
یکی از پیشکسوتان آموزشوپرورش نقل میکرد که روزی هنگام عبور از مقابل یکی از دبیرستانها، با اندوه مشاهده کرده بود که تعدادی از دانشآموزان در مقابل مدرسه مشغول مصرف دخانیات هستند. او با تأسف گفته بود:
«از کجا به کجا رسیدیم!»
این روایت، فارغ از تعمیم آن به همه مدارس و دانشآموزان، تلنگری جدی درباره ضرورت توجه به سبک زندگی نوجوانان، پیشگیری از مصرف دخانیات و مواد مخدر و تقویت برنامههای سلامتمحور در محیطهای آموزشی است.
سخن پایانی؛ خطاب به سیاستگذاران آموزشوپرورش
وقتی درس تربیتبدنی در حاشیه قرار میگیرد، امکانات آن نادیده گرفته میشود و ساعات آموزشیاش قربانی بیتوجهی میگردد، نباید از پیامدهای جسمانی، روانی و اجتماعی آن بر نسل آینده غافل بود.
سیاستگذارانی که سلامت و تربیت همهجانبه دانشآموزان را جدی میگیرند، باید آن را در عمل ثابت کنند؛ نه با شعار، بلکه با امکانات، فضای ایمن، محتوای علمی و ساعات آموزشی مؤثر.
تربیتبدنی حاشیه تعلیموتربیت نیست؛ حاشیهراندن آن، نادیدهگرفتن سلامت نسل آینده است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛ 🐦 #توییتر X
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
🔴 افراد چگونه عوامل انحلال تشکیلاتی میشوند؟
✍🏻 محمود ملاکی؛ کانون صنفی فرهنگیان استان بوشهر
تبدیل شدن یک فرد به مهرهٔ انحلال در یک تشکیلات، یکشبه اتفاق نمیافتد. این فرآیند بسته به خاستگاه و انگیزهٔ فرد، معمولاً از سه مسیر اصلی عبور میکند:
١- مأموران سازمانی
این دسته، کارمندان یا ضابطان رسمی و آموزشدیدهٔ نهادهای امنیتی هستند که از همان ابتدا با هویت ساختگی، جعل سابقه و پوشش سیاسی یا تشکیلاتی وارد یک تشکل میشوند. مأموریت آنها از روز اول مشخص است؛ تشکیل پرونده، شناسایی مهرههای کلیدی و رصد پیوستهٔ مناسبات درونتشکیلاتی. آنها به دلیل آموزشهای سازمانی، خونسردتر و در اجرای سناریوها دقیقتر عمل میکنند.
٢- صید از طریق نقطه ضعف:
توابان در نقش عوامل انحلال تشکیلاتی
بسیاری از این عوامل، فعالان سابق یا اعضای عادی تشکل بودهاند که در یک بزنگاه (مانند بازداشت، احضار، تهدید به اخراج یا قطع حقوق) در اتاقهای بازجویی زیر شکنجه، فشار جسمی و روانی فروپاشیدهاند. نیروهای امنیتی با شناسایی «نقطه ضعف» فرد—که میتواند عدم تحمل انفرادی، ترس از زندان، حفظ معیشت خانواده، مسائل مالی یا اخلاقی باشد و از همه مهمتر اعتیاد فعال که با بازداشت فرد و قرار گرفتن در حالات عدم رسیدن مخدر به بدن که به خماری معروف است همه تعهدات و اخلاق را از بین میبرند—او را تحت فشار میگذارند. فرد برای رهایی از بحران، تن به همکاری داده و به یک «کارگزار انحلال تحت امر» تبدیل میشود. به عنوان مثال فردی که سوءمصرف مواد دارد و به نوعی بیمار است، اینبار قربانی نقطه ضعفش میگردد و به مهرهٔ انحلال تبدیل میشود.
۳- سواری گرفتن از جاهطلبی و حسادت:
همسویی منفعتطلبانه
این خطرناکترین و پیچیدهترین تجلیِ فرآیندِ مصادره به مطلوب (Co-optation) در تخریب سازمانیافته از درون است. برخی افراد شیفتهٔ قدرت، تشنهٔ دیدهشدن یا سرشار از کینه و حسادت نسبت به فعالان اصلی تشکل هستند. وقتی آنها در مناسبات دموکراتیک گروه نمیتوانند به جایگاه دلخواه خود برسند، کانالهای امنیتی صندلیِ قدرت را به آنها تعارف میبرند. نیروهای امنیتی با خرید خدمات این افراد و تضمینِ ارتقای جایگاه آنها، از عقدههای روانیشان برای درهمشکستن تشکل اصیل استفاده میکنند.
عوامل انحلال تشکیلاتی چگونه عمل میکنند؟
مکانیسم عمل عوامل انحلال در یک تشکل، برخلاف سرکوب عریان، بر «تخریب از درون» و «مهندسی رفتار جمعی» استوار است. آنها مأموریت خود را از طریق تکنیکهای پیچیدهٔ زیر پیش میبرند:
کسب مشروعیت با رادیکالیسم تصنعی:
عوامل انحلال در ابتدای ورود یا برای دفع شبهات، اغلب تندترین مواضع را اتخاذ میکنند. آنها با زدن نقابِ «شجاعت مفرط»، اعتماد بدنه را جلب کرده و خود را به هسته سخت و تصمیمگیر تشکل نزدیک میکنند تا از این طریق به اطلاعات کلیدی دست یابند.
خطدهی غیرمستقیم به واسطهٔ افراد ناآگاه:
آنها مستقیماً منویات هادی امنیتی خود را در جلسات مطرح نمیکنند؛ بلکه فعالان زودباور، کینهتوز یا جاهطلب تشکل را شناسایی کرده و ایده خود را به عنوان یک «تحلیلِ عالی» در ذهن آنها میکارند. در این حالت، فرد ناآگاه بدون آنکه بدنه را بشناسد، به پیادهنظام و بلندگوی کارگزار انحلال تبدیل میشود.
ترور شخصیت فعالان اثرگذار: یکی از اصلیترین وظایف عوامل انحلال، بیاعتبار کردن چهرههای کاریزماتیک و باسابقه تشکل است. آنها با پخش شایعاتِ آمیخته به دروغ و راست، ایجاد شبهه در سلامت مالی یا اخلاقی فعالان، و برچسبزنیهای مبهم (مانند وابستگی به جناحهای قدرت یا اپوزیسیون)، سرمایه نمادین تشکل را نابود میکنند.
تقلیل تضادهای ساختاری به اختلافات شخصی:
آنها بحثهای کلان راهبردی تشکل (مثلاً چگونگی پیشبرد یک اعتراض یا اعتصاب) را به سطح مناقشات شخصی، لحن افراد، رقابتهای فردی و حسادتهای درونتشکیلاتی تقلیل میدهند. با این کار، انرژی گروه صرف فرسایش درونی در جنگهای حاشیهای میشود.
بحرانسازی و انشعاب در بزنگاههای تاریخی:
درست در زمانی که تشکل به بالاترین سطح از همبستگی برای یک اقدام عملی مانند مجمع عمومی، اعتصاب، تجمع و ... نیاز دارد، عوامل انحلال با طرحِ ناگهانیِ مسائل انحرافی، ایجاد شک در ضرورت کار، یا راهاندازی شتابزدهٔ یک تشکل موازی، بدنه را دچار تشتت، دوگانگی و در نهایت «فلج عملیاتی» میکنند..
👈🏿ادامه مطلب را اینجا بخوانید
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 CoordinatingCITTA">یوتیوب