1605
به خشنودی اهورامزدا این درگاه پیوند دارد به تاریخ و دین ایران کهن. امیدوارم مطالب درگاه مورد بهره ی شما دوستان و پسند هم کیشان گرامی قرار گیرد "ایدون باد" دیدگاه و رای خود را به آیدی زیر بفرستید.👇 @Shahramzadmehr @Bozorgmehr2017
#چگونگی_نیایش_ترادادی_زرتشتی
✅ بخش پایانی :
از نیایش ترادادی(:سنتی) زرتشتی که بر گرفته از خرده اوستا بوده ، چنین برداشتی می توانداشت :
هر نیایش کننده به پدر و مادر خود ، به سرور دهکده یا محله ی خویش که دادگر و سازنده است ، به شهردار که تازه کننده و نیکوکار باشد به رهبر و پادشاه کشور که خردمند و دادگستر باشد و سرانجام به پیشوای دینی که راهنمای مردم به سوی نیکی ها باشد.
هر نیایش کننده درود می فرستد.
نماز را به خشنودی اهورامزدا می خواند و با سرود اَشم وُهو ، بهترین راستی را برای خود و دیگران آرزو می کند.
با سرود یَتااَهو وَئیریُو بینش و آرزوی اشوزرتشت را یادآوری می کند.
در سرودهای :
هَزنگرَم. بئشَه زَنام. بَئه وَره. بَئشَه زَنام.
هزار بار تندرستی ، بی کران تندرستی
درست زیستن را برای همه آرزو دارند.
۷
@khashatra
#رام_ایزد
✅ واژهی رام به معنای آرام ، خوشحال ، فرمان بردار آمدهاست و هنوز هم این واژه به همین صورت یا به صورت رامش در معنی صلح و شادی و سازش به کار میرود.
👈 ایزد رام در آیین مزدیسنی ، پاسدار و موکّل روز بیست و یکم هر ماه خورشیدی است و در اوستا با صفت «بخشنده ی چراگاه و اغذیه ی خوب» از وی یاد شدهاست.
رام یا ایزد رام ، که در اوستا به صورت رامه یا رامن آمده و در زبان پهلوی به صورت رامشن یا همان رام خوانده شدهاست.
❇️ در آیین زرتشت یکی از ایزدان یا فروزهی درخور نیایش است.
این ایزد که آن را وای وه نیز گفتهاند ، بر روز بیست و یکم هر ماه که آن را رام روز مینامند، موکّل است. چهارمین روز نَبُر یا پرهیز از خوردن گوشت است.
❇️ در کنار بهمن (وهمن یا وهومانا از امشاسپندان) سه دستیار او قرار میگیرند که نخستین آن ها ماه ، دومین گؤشورون و سومین رام است که قرینه ی وای محسوب میشود و در زندگی پس از مرگ نقش خاصی را ایفا مینماید.
در واقع در زندگی پس از مرگ ، رام به ارواح نیکوکار و عادل مدد میرساند تا مشکلات و موانع را پشت سر بگذارند.
رام یکی از جنبه های زمان نیز به شمار میرود او نخستین پزشک مینوی است که چاره و درمان دردها به دست او سپرده شده است.
❇️ فردوسی سترگ میسراید :
ترا روز رام از جهان رام باد ،
همان باد را با تو آرام باد.
🌺 گل خیری زرد نماد رام ایزد است.
@khashatra
✅ پس از این سرود اوستای کُشتی خوانده می شود.
در بخشی از آن دوباره کشتی بر روی سدره بر کمر بسته خواهد شد ، آن گاه با سرود «مَزدَیَسنُواَهمی» که پذیرفتن و اقرار به دین است ادامه یافته و در پایان سرودِ «همازوربیم» زمزمه می شود که برگردان آن چنین است :
هم یار باشیم ، هم یار همه ی پاکان باشیم.
هم یار بیشترین کرفه(:ثواب) باشیم ،
هم کرفه ، کرفه کاران باشیم ،
از گناه و گناهکاران دور باشیم ،
هم کرفه بسته کُشتیان و نیکان و خوبان هفت کشور زمین باشیم ،
ای دادار اورمزد در گذرگاه بزرگِ آزمونِ نیکی و بدی سبک و شاد و آسان گذر باشیم ،
ای دادار اورمزد ما را به همه ی مردمان پاک و به سرودگاه روشن(:بهشت) برسان.
در بخش پایانی هرگاه ، نیایش ترادادی زرتشتی ، اوستای برساد از خرده اوستا نیز سروده خواهد شد.
در این اوستا به هر یک از امشاسپندان و یاران و ایزدان هم کار او اشاره شده و به خشنودی آنان نیز نیایش سروده شده است.
پایان برساد نام گاه نیایش ، نام روز ترادادی در گاه شماری زرتشتی و نام هر ماه ، آورده می شود.
📚 بُن مایه :
برگرفته از تارنمای روان شاد ؛
موبدکورش نیکنام.
✍ رونوشت بردیا بزرگمهر.
۶
@khashatra
ادامه دارد....
#چگونگی_نیایش_ترادادی_زرتشتی
✅ بخش دوم :
در این بند اشوزرتشت به گونه ای ویژه از نیایش می پردازد.
او با دست های افراشته ، بهرمندی از راستی و خرد بر آن است تا کرداری داشته باشد تا روان هستی و جهانیان را خشنود ساخته و به نیکی و آرامش برساند.
ساده تر این که بهترین نیایش انجام کار نیک و رفتاری است که بر خردمندی استوار باشد و همگان را به خوش بختی برساند.
به باور ترادادی(:سنتی)زرتشتیان ، نماز و نیایش پنج بار در شبانه روز سروده می شود که ترکیب سروده هایی کهن برگرفته از پیام اشوزرتشت در گاتاها و بخش هایی جوان تر از موبدان زمان ساسانی است که پس از گردآوری و تنظیم ، در آن زمان به خرده اوستا افزوده شده است.
نیایش کننده رو به سوی روشنایی می کند و با دست های برافراشته بخش هایی از خرده اوستا که شامل سروش باج و اوستای کُشتی است را زمزمه می کند.
او در نیایش گاه یا مکانی که به پاکیزگی آن بی گمان است ، ایستاده است.
سدره و کشتی بر تن دارد دست و روی خود را شسته و پاک کرده است و کلاه یا روسری سپید بر سر دارد.
در فرهنگ ترادادی و دینی زرتشتی نماز ، مرتو را به اهورامزدا نزدیک می گرداند که از دیدگاه مینوی و روانی برای مرتو سودمند خواهد بود.
ولی با خواندن نماز و نیایش ، اشتباه و گناهان کسی بخشوده نخواهد شد زیرا در بینش اشوزرتشت ، کردار هر کسی بیان کننده ی هویت فردی و روانی است ، نه گفتاری و سخنی که در نیایش بر زبان می آورد.
نیایش های ترادادی و پنج گانه با جمله ی اوستایی « خُشنَه اُترَه اَهورَهِه مَزداوْ» به چِمار(:معنی) با خشنود گرداندن خداوند آغاز می گردد ، سپس نسبت به این که چه هنگامی از شبانه روز (گاه نیایش) باشد یکی از نمازهای پنج گانه ادامه خواهد یافت.
۴
@khashatra
#ورهرام_ایزد
✅ ورهرام ، ایزد پیروزی و سرافرازی ست.
در ادب مزدیسنا و آریایی کهن ، بهرام ایزد در پیکرههای بسیار زیبا ، نیرومند ، تیزرو ، برنا ، شاداب ، شاهین تیز پرواز ، مرد رایومند و …. دادگری و درستی و خوشی و یک رنگی مىدارد و اهریمن زدایی مىکند ، به نیکان و ستایندگان نیرو مىدهد و بر دشمنان خشم مرگ مىآورد و در کار آشتی هم کوشاست.
آشتی که از راه درست اشوزرتشت سپنتمان آن را ستود و همواره در آرزوی برپاییاش بود و از برای پیروزی خود و پیش بردن آواژگان بهرام ایزد را ستایش کرد.
👈 بیستمین روز از هر ماه در گاه شماری ایرانی «وَرَهرام» نامیده میشود، در اوستا ورترغن آمده و در پهلوی ورهران و درپارسی بهرام آمده، ورهرام به چم پیروزی و کامیابی قابل ستایش است. فروزه ی پیروزی است.
ورهرام ایزد به چم (:معنی) پیروزی قابل ستایش است و به سبب جایگاه پر اهمیتش «شاه ورهرام ایزد» نامیده میشود.
❇️ در باور ایرانیان پیروزی همواره با ارزش و قابل ستایش بوده است به همین دلیل در اوستا سرودهای زیبایی در ستایش پیروزی آمده است.
ایرانیان باستان پیش از آغاز هر کار گروهی، در نیایشگاه ویژهای گردهم میآمدند و سرودهای ستایش پیروزی را با هم میخواندند و با روانی نیرومند و ارادهای استوار ، برای پیروزی ، پای به میدان مبارزه ی زندگی میگذاشتند.
این مکان ها به تدریج به نیایشگاه ورهرام ایزد شناخته شد.
اکنون زرتشتیان دستکم ماهی یک بار ، در روز ورهرام ، در نیایشگاه شاه ورهرام ایزد گردهم میآیند و اهورا مزدا را نیایش میکنند و از او میخواهند که پیروزی را در زندگی ، بهره ی آنان گرداند و نیز همه ی کسانی را که به پیروی از پیام اشو زرتشت در«تازه گردانیدن ِ زندگانی» ، «پیش بردن جهان هستی» و «گسترش آیین راستی» میکوشند ، پیروز و سر افراز گرداند.
❇️ در بهرام یشت آمدهاست که :
بهرام آفریده ی اهورا نیرومند و فرهمند است و نیروی بینایی شگفتانگیزی دارد.
او یورش همه ی دشمنان را ، چه جادوان و پریان ، و چه کَویها و کَرَپانهای «ستمگر» را در هم میشکند ، جهان را تازگی و آشتی میبخشد و به خوبی آرمانها را بر آورده میکند.
بهرام همچنین توانایی فرزندآوری و بازوان نیرومند و تندرستی و دلیری میبخشد.
❇️ آذر بهرام همان سومین آتشکده ی بزرگ ایران هست آذر برزین مهر در ریوند خوراسان ، در آتش بهرام نیایش ، بند شش آن ، کوه نام برده شده است.
❇️ نیایشگاه های شاه ورهرام ایزد در خرمشاه یزد ، زینآباد یزد ، شریفآباد اردکان ، امیریه ی تهران ، تهران پارس ، کرج ، کرمان و اهواز وجود دارد.
از آیینهای این روز پختن آش ، سیروگ و پخش شیرینی و نخود مشکلگشا است.
🌺 گل قاسدک نماد ورهرام ایزد است.
@khashatra
✅ در پیام اشوزرتشت ، اهورامزدا با مرتو هم چون دوست و یاوری مهربان است نه پدیده ای که بایستی از او ترس داشت.
بی گمان نماز و نیایش نیز بر نماد خردمندی و در پرتو دل دادگی و مهربانی خواهد بود.
بر پایه ی این نگرش ، مرتو در فرهنگ و باور مزدایی ، نه به انگیزه ی ترس از آفریدگار مهربان خود و نه وحشت از جهان پس از مرگ ، بلکه برای خشنودی بنیان دل دادگی و خردمندی نمازگزار شده است.
آشکار است که چنین نیایش هایی به سبب نزدیکی به اهورامزدا(:دانایی وخرد) و رسیدن به آرامش تن و روان خویش خواهد بود.
اشوزرتشت در سرودهای خود یسنا ؛ هات ۲۸، بند ۱ که نخستین سرود گاتاست.
می فرماید :
ای مزدا اهورا ، دانایی و آگاهی بی کران.
در آغاز با دست های برافراشته و در راستای فلسفه ی فروتنی بر نیایش استوارم.
خواستارم تا از فروزه ی منش نیک یاری جویم.
به پشتیبانی از سپنتامینو ، گوهر پاک و سازنده ، رفتار وکردارم را با اشا ، هنجار راستی در هستی هماهنگ سازم.
تا سهمی در خشنودی روان آفرینش داشته باشم.
📚 بُن مایه :
برگرفته از تارنمای روان شاد ؛
موبدکورش نیکنام.
✍ رونوشت بردیا بزرگمهر.
۳
@khashatra
ادامه دارد....
#چگونگی_نیایش_ترادادی_زرتشتی
#موبد_کورش_نیکنام
✅ بخش نخست :
بی گمان نیاز مَرتوگان(:بشر) ، در آغاز نماز را پایه گزاری کرده است.
هنگامی که مرتو(:انسان) در نیازهای نخستین خویش ، خواستار چیزی دشوار بوده ، به گونه ای نماز گزار بوده است.
آشکار است که پیش از بر آورده شدن نیازهایش ، نماز به شیوه ی درخواست ، خواهش و زاری همراه بوده ولی پس از برآورده شدن نیاز ، شاید نماز به سپاس گزاری نیز رسیده باشد.
گاهی نیز این نیاز برای در امان بودن جان خود و یا نزدیکان بوده است.
آن زمان هنگامی که با پیش آمد های ناگواری زاستاری(:طبیعی) همراه با جان باختگی که برای مرتوها فراهم می شده ، با ناله و زاری آنان نیز همراه می شده که از نیروهای نادیدنی ، در خواست کمک می کردند.
هنگامی که خشم زاستار کاهش می یافت و آن خطر بر طرف می شد ، چون می پنداشت که تنها ناله های او اثر گزار بوده ، بنابراین زبان به سپاس گزاری باز می گشود.
این گونه برای مرتوها این تفکر را به وجود می آورد که نیروهایی هستند که در خواست و نیاز وی را شنیده و آن را بر آورده ساخته اند.
پس به خدایانی شگفت انگیز باور می کردند.
آن چه را خود دوست داشتند ، برای خدای پنداری خویش نیز فراهم می کردند.
مانند زیور آلات ، اسلحه ، گوشت قربانی و نوشابه های سُکرآور.
۱
@khashatra
#امروز
به روز ، پیروز و فرخ روز فروردین ایزد از بهمن ماه به سال ۳۷۶۳ مزدیسنی.
دو شنبه ۱۳ بهمن ماه به سال ۱۴۰۴ خورشیدی.
۲ فوریه سال ۲۰۲۶ (ترسایی)
✔️ فروردین = فروهر ، پیش برنده.
@khashatra
#امروز
به روز ، پیروز و فرخ روز رشن ایزد از بهمن ماه به سال ۳۷۶۳ مزدیسنی.
یک شنبه ۱۲ بهمن ماه به سال ۱۴۰۴ خورشیدی.
۱فوریه سال ۲۰۲۶ (ترسایی)
✔️ رشن = دادگری.
@khashatra
#امروز
به روز ، پیروز و فرخ روز سروش ایزد از بهمن ماه به سال ۳۷۶۳ مزدیسنی.
شنبه ۱۱ بهمن ماه به سال ۱۴۰۴ خورشیدی.
۳۱ ژانویه سال ۲۰۲۶ (ترسایی)
✔️ سروش = فرمان برداری.
@khashatra
✅ جشن های تاریخی سده
از جشن های بزرگی که برای سده گرفته شده و در تاریخ ضبط است، یکی جشنی است که مرداویج زیاری در اصفهان برپا کرد.
می دانیم که مرداویج می خواست تمام سنت های ایرانی پیش از حمله عرب را دوباره زنده کند.
وی فرمان داده بود تا این جشن را باشکوهی تمام برپا سازند و بر دو جانب زاینده رود و پشته های اطراف آن توده های بزرگی از خار و هیزم گرد آورده بودند و نفت اندازان و رامش گران فراهم آورده بودند و شهر و گنبدها و مناره ها را با شمع و مشعل آراسته و تنه های تو خالی نخل ها را به خار و خاشاک انباشته بودند و گردوهای تو خالی را به نفت و قیر انباشته و آن ها را بپای پرندگان بسته و آتش زده بودند و خوان بزرگی آراسته و هزاران گاو و گوسفند بریان بر آن ها نهاده بودند ولی این، مرداویج را که می خواست جشن شکوه بیشتری داشته باشد خوش نیامد و این همه آراستگی و آتش را برای چنین جشن، خرد و کوچک دید.
و یکی دیگر از جشن های تاریخی سده، جشنی است که شرح آن در تاریخ بیهقی آمده است و در آن جشن کوه های چنان بزرگ از آتش برافروخته بودند که فروغ آن از ده فرسنگ دورتر دیده می شد.
این جشن مانند نوروز در دل ایرانیان فراموش نگشت و در گوشه و کنار ایران زمین آن را برپا می داشتند.
و زرتشتیان به ویژه آن را باشکوهی بسیار در کرمان و تهران هنوز برپا می دارند و در بسیاری از روستاها رسم جشن سده هنوز برجای است.
📚 بن مایه:
نسک جهان فروری (بخشی از فرهنگ ایران کهن) ؛
نوشته ی دکتر بهرام فره وشی (استاد دانشگاه تهران)
✍️ رونوشت : بردیا بزرگمهر
۵
@khashatra
✅ نام سده
واژه ی سده از واژه پهلوی سدک مایه گرفته است و گرچه این کلمه در متون باقیمانده پهلوی نیامده است ولی واژه های سدق و سذق که در متون عربی برجای مانده می رساند که تلفظ این نام روزگاری « سدک » بوده است یعنی منسوب به عدد سد.
پس معنی خود جشن را نیز بایستی بیاری عدد سد دریابیم.
با نگاهی به نوشته های پهلوی درباره ی گاهشمار ایران کهن می توان دریافت که ایرانیان سال را به دو قسمت نامساوی تقسیم می کردند. فصل گرم و فصل سرد، با تابستان بزرگ و زمستان بزرگ.
فصل گرم یا تابستان بزرگ یک فصل هفت ماهه بود که از فروردین آغاز می شد و تا پایان مهر ماه ادامه داشت و فصل سرد یا زمستان بزرگ از یکم آبان ماه آغاز می شد و تا پایان اسفند ماه ادامه داشت.
روز شانزدهم بهمن ماه در گاهشمار مزدیسنی یعنی روز مهرایزد برابر با دهم بهمن ماه در گاهشمار خورشیدی ، میان زمستان است و غالبا سرما در آن هنگام به شدت خود می رسد و می گزد و آن را به همین سبب شب «گزنه»، هم می گویند.
در این روز درست سد روز از زمستان بزرگ می گذرد و این روز را از این رو سده نامیده اند.
به باور ایرانیان قدیم در این روز اهریمن بد کنش سرما را بشدت خود می رساند تا به دامان و آفریدگان اورمزد گزند رساند و آنها را بمیراند.(مظهر مار در استوره هوشنگ)۔
و نیروی اورمزدی دربرابر این گزند، آتش را می آفریند تا نیروی اهریمن را شکست دهد و دامن آفریدگان را بیابد.
۳
@khashatra
#جشن_سده_خجسته_باد
ای آتش سرخ تیرگی سوز
ای روشن آشیان بر افروز
ای بر شده آتش نیایش
ای خرمن گرم سوز سرکش...
سرایش و خوانش :
استاد هما ارژنگی.
آلبوم : نوروز تا نوروز.
@khashatra
#جشن_سده_بر_همگان_خجسته_باد
سده، جشنیست که ریشه در فرهنگ کهن ایرانزمین دارد.
همهساله، در شامگاه روز مهر از ماه وهومن (گاهشماری زرتشتی)، برابر با دهم بهمنماه (گاهشماری خورشیدی)، جشن سده برگزار میشود.
این جشن از اینرو سده نام گرفته است که از روز مهر ایزد و ماه وهومن، در ایران باستان زمستان از آبان ماه شروع می شد و سد روز از زمستان که می گذشت جشن سده رو برگزار می کردند.
و عده ای هم باور دارند که ، پنجاه روز و پنجاه شب تا نوروز مانده است.
جشن سده، جشن پیدایش آتش بهدست هوشنگشاه پیشدادی است.
در شاهنامه میخوانیم که روزی هوشنگشاه با تنی چند از همراهان از نزدیکی کوهستانی میگذشتند که ناگاه مار سیاهی خود را به هوشنگ نمایاند.
هوشنگ سنگی برداشت و سوی مار پرتاب کرد. ادامهی داستان را از زبان شیوای فردوسی میخوانیم :
«نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ
گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ
برآمد به سنگ گران سنگ خرد
همان و همین سنگ بشکست گرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار کشته ولیکن ز راز
ازین طبع سنگ آتش آمد فراز
جهاندار پیش جهان آفرین
نیایش همی کرد و خواند آفرین
شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار»
و اینگونه بود که آتش نزد ایرانیان سپند و مقدس و گرامی دانسته شد.
و زرتشتیان پیروان آیین راستی و نیکی، آن را پرستشسو (قبلهگاه) نیایشهای خود دانستند و اهورامزدا، خدای یگانه، را در برابر آتش میستایند و نماز میبرند.
جشن سده برای برگزاری نیازمند آیینهای ویژهای است.
زرتشتیان در این روز بر پایه ی آیین دیرینهی خود، هیزمهای بسیار گردآوری میکنند و پیش از غروب خورشید روز دهم بهمن ماه خورشیدی، گرد هم میآیند و گاتهاخوانی و اوستاخوانی را برگزار میکنند.
پس از این که گاتهاخوانی و اوستاخوانی پایان یافت، هنگام غروب خورشید، موبدان با جامهای آتش در دست به جای افروختن آتش میآیند و پس از سهمرتبه چرخش به دور هیزمها و گاتها خوانی، آتش جشن سده را برمیافروزند.
✍ پژوهش و گرد آوری ؛ بردیا بزرگمهر
@khashatra
#امروز
به روز ، پیروز و فرخ روز مهر ایزد از بهمن ماه به سال ۳۷۶۳ مزدیسنی.
آدینه ۱۰ بهمن ماه به سال ۱۴۰۴ خورشیدی.
۳۰ ژانویه سال ۲۰۲۶ (ترسایی)
✔️ مهر = فروغ و روشنایی.
✔️ دیدار پیر مهر ایزد در یزد.
✔️ جشن سده بر همه ی ایرانیان ، ایران دوست خجسته و همایون باد.
✔️ روز تعطیل زرتشتیان.
@khashatra
#چهار_روز_نبر
✅ روزهای نبر در کیش زرتشت چهار روز در هر ماه است.
به عبارت دیگر ، زرتشتیان ۴۸ روز در سال نبر یا (پرهیز از خوردن گوشت و کشتار حیوانات سودمند) را میگیرند اما نه پشت سرهم.
زرتشتیان برای زیاده روی نکردن در خوردن گوشت جانوران ، روزهای #دوم و #دوازدهم و #چهاردهم و #بیست_و_یکم هر ماه زرتشتی از خوردن گوشت پرهیز می کنند.
این چهار روز متعلق به چهار امشاسپندِ و ایزدان #وهمن #ماه #گوش و #رام میباشد.
در نزد زرتشتیان برای هر سی روز ماه اسم خاصی وجود دارد.
یکی از این روزها «وهومن» است که بعدها به نام بهمن تغییر ریخت داده و به چم منش نیک است.
روز «ماه» ، روز «گئوش» یا گوش و روز «رام» نیز به همراه روز «وهومن» روزهایی هستند که گوشت خوردن درآن نکوهیده شده و به آن نبر(Nabor) می گویند.
"نبُر" فعلی جزو سنت زرتشتیان میباشد.
به چمار نبریدن و منظور از آن نکشتنِ حیوانات و سر آن ها را نبریدن بوده است.
در قدیم ، برخی از زرتشتیان در کلِ ماه بهمن نیز لب به گوشت نمی زدند.
نیک است بدانید که نمادِ بهمن ، سپیدی و پاکی است از همین رو موبدان زرتشتی سپید می پوشند چرا که ؛
منش نیک به چم سپیدی ست.
هم چنین برای اطلاعاتِ عمومی می گویم که وهومن نزدِ مزدیسنان بزرگی زیادی دارد.
چرا که با وهومن است که یک مزدیسن هوخت/Hovakht و هورشت/Hovarasht را می فهمد و رعایت می کند.
به چم این که با اندیشه ی نیک به کردار نیک و گفتار نیک نیز می رسد و منطقی می شود.
زرتشتیان باید در سه بخش #مینویِ #شنوایی ، #اندیشه و #احساس همیشه کوشا باشند.
به آن چم که با این سه حس ،
از نیکی و "امر نیک" دور نشوند.
و “اندیشه و احساس و شنوایی” باید همیشه سرشار از نیکی باشد.
@khashatra
#امروز
نَبُر
به روز ، پیروز و فرخ روز رام ایزد از بهمن ماه به سال ۳۷۶۳ مزدیسنی.
چهار شنبه ۱۵ بهمن ماه به سال ۱۴۰۴ خورشیدی.
۴ فوریه سال ۲۰۲۶ (ترسایی)
✔️ رام = رامش ، آرام ، آرامش.
✔️ نَبُر : پرهیز از کشتن حیوانات سودمند ،
و پرهیز از خوردن خوراک های گوشت دار.
@khashatra
✅ روز ترادادی زرتشتیان ، از سپیده دم بامدادی و روشنایی هر روز آغاز می گردد و تا سپیده دم روز دیگر ادامه خواهد یافت.
هر رویدادی از جمله در گذشت مرتو ، چنان چه پیش از سپیده دم باشد در گاه شماری روز پیش از آن ثبت خواهد شد.
پنج گاه نماز و نیایش ترادادی زرتشتی عبارتند از :
« اُشَهِن ، هاون ، رَپیتون ، اُزیرن و ائیوی سروترم»
که در هر گاه به سرور و سرپرست مکانی که از کوچکترین بخش هازمان(:جامعه) که خانواده است آغاز می گردد و تا رهبر دینی ادامه می یابد.
به این ترتیب که در هر گاه به ویژگی و فروزه ی آن گاه اشاره می شود و پس از آن در گاهِ اُشهن به سرپرست خانه( پدر و مادر) ، گاهِ هاون به سرپرست روستا و دهکده (کد خدای ده) ، گاهِ رپیتون به مدیریت شهر (شهردار) ، در گاهِ ازیرن به سرور ، پادشاهِ کشور و در گاهِ ائیوی سروترم به رهبر دین درود فرستاده شده است.
ویژگی درست و مورد نیاز برای همه ی این سروران پیروی از راستی ، خردمندی و دادگستری است.
به شیوه ی ترادادی گاه نخست به هنگام سپیده ی خورشید ، گاه هاون از بامداد تا نیم روز ، گاه رَپیتون از نیم روز تا سه ساعت پس از آن ، گاه ازیرن از آن زمان تا غروب آفتاب و گاه ائیوی سروترم از غروب آفتاب به بعد خواهد بود.
سُرایش اوستا سروش باج ادامه می یابد ، در بخشی از آن کمربند کُشتی از کمر باز می شود و در لابه لای انگشتان دست قرار می گیرد.
سرود «اَهمایی رَئیشچَه» دنبال آن است که نیایش کننده برای نیکوکاران روزگار آرزوهای خوب و تندرستی دارد ، برگردان آن چنین است :
آن که بهترین را برگزیند ،
برای او باد فر و شکوه ،
برای او باد درستی تن ،
برای او باد پایداری تن ،
برای او باد پیروزی تن ،
برای او باد خواسته ی دل خواه خرمی آور ،
برای او باد فرزندان نامور و زندگی دراز ،
برای او باد بهترین پایگاه پارسایی ،
که سرشار از روشنایی و خرمی است.
۵
@khashatra
#ورهرام_یشت
با آوای روان شاد ؛
موبد مهربان فیروزگری.
@khashatra
#امروز
به روز ، پیروز و فرخ روز ورهرام ایزد از بهمن ماه به سال ۳۷۶۳ مزدیسنی.
سه شنبه ۱۴ بهمن ماه به سال ۱۴۰۴ خورشیدی.
۳ فوریه سال ۲۰۲۶ (ترسایی)
✔️ ورهرام = پیروزی و سرافرازی.
✔️ دیدار در شاه ورهرام ایزد.
@khashatra
✅ پیش از یکتاپرستی اشوزرتشت ، در میان آریاییان آخشیج(:عناصر) زاستاری مانند خورشید ، ماه ، آب و دیگر پدیده ها مورد ستایش بودند.
به باور نیاکان ایرانی ما ، هر یک از این پدیده ها ، خدایی جداگانه داشتند که جدا از دیگری در زندگی مردم دخالت داشته است.
پس باید جداگانه برای شان ستایش و نیایش کرد.
هنگامی که اشوزرتشت مرتوگان را به یکتاپرستی فراخواند.
آیین قربانی کردن (:فدیه دادن) برای خشنودی خدایان پنداری را ناشایست و مردود دانست و با آن سازگاری نداشت.
اشوزرتشت ، پدیده های زاستاری را به ریخت (:شکل) دیگری پذیرفت و آن ها را
از جایگاه(:مقام) خدایی به جایگاه ایزدان پایین آورد.
او از پیروانش خواست زمین ، خورشید ، ماه و دیگر پدیده ها ارژ بگذارند.
زیرا در زندگی مرتوگان جایگاه به سزایی دارند.
در بینش اشوزرتشت ، اهورامزدا ، دانایی و آگاهی بی کرانی شد که در هستی پویا و پایدار شده است و تنها نیاز است تا برای چنین خدایی نیایش کرد و نماز خواند.
رابطه ی مَرتو با خدا در باور اشوزرتشت ، دوستانه و از روی هم کاری است.
بنابراین نیایش به سبب ترس از او نخواهد بود. مرتو به شوَند(:دلیل) نزدیکی به اهورامزدا که آرامش وجدان را به دنبال خواهد داشت ، نیایش خواهد کرد.
۲
@khashatra
#فروردین_ایزد
✅ نخستین ماه هر سال و نیز نوزدهمین روز هر ماه به نام فروردین (فروهر یا فروشی) است.
بر گرفته از فرَه وَهر fravahr به چم (: معنی) پیش برنده و پیش کشنده است.
«فروردین» به زبان پهلوی «فرورتن»، گرفته شده از پارسی باستان ؛ «افرورتینام» و به چم فروردهای پاکان و فروهرهای پارسایان است.
فروردین همان فروهر است.
فروهر ذرهای نور اهورایی ست که در بدن هر کس نهاده شده تا روان را به راه راست راهنمایی کند.
فروهر هیچ گاه آلودگی به خود نمیپذیرد.
این ذره در آغاز پاک و بدون آلودگی بوده و همیشه هم پاک خواهد ماند و هرگز هیچ آلودگی و ناپاکی را به خود نخواهد گرفت.
پس از مرگ بدن ، فروهر راه بالا را میپیماید ، به سرچشمه ی خود میپیوندد.
چه نیکو ست در این روز جامه ی نو پوشیدن و به یاد درگذشتگان بودن.
زرتشتیان در این روز جامه (: لباس) نو میپوشند و از درگذشتگان خود یاد میکنند.
👈 فروردین نوزدهمین روز ماه و نخستین ماه سال در گاه شماری زرتشتی است.
در گاه شمار سی روزه ی زرتشتیان هنگامی که نام روز و ماه برابر میشود آن روز را جشن میگیرند.
و به شادمانی و ستایش آفریده های نیک اهورامزدا می پرداختند.
فرارسیدن روز فروردین در ماه فروردین را جشن فروردین گان مینامند.
بنا بر اندیشه ی زرتشتیان فروهر روان مردگان و نیز روان آنانی است که هنوز زاده نشدهاند.
جایگاه فروهر نزد خداست و هنگامی که کسی میمیرد ، روان او به فروهر او میپیوندد.
و هنگامی که کسی زاده میشود نیز روان از فروهر جدا و به تن او در جهان مادی میپیوندد.
بنابر اوستا انسان دارندهی پنج نیروی ست که بخشی از آن ها میرا و بخشی دیگر نامیرا هستند این نیروها چنیناند :
◀️ ۱ - نیروی اَهو : در فارسی این واژه را میتوان به جان معنی کرد که نیروی پویایی ، جنبش و زندگی است.
این نیرو با جسم انسان پدید آمده و با مرگ تن ، نابود میشود.
◀️ ۲ - نیروی دَئِنا : در فارسی این واژه را به دین یا وجدان ، معنی کردهاند.
وارونه (: برخلاف) «اهو»، این نیرو را آغاز و پایانی نیست.
این نیرو با زاده شدن انسان ، در او دمیده میشود و با مرگ انسان به جهان مینوی میرود.
وجدان نهاد آگاه و خدایی انسان است و انسان را از کارهای ناشایست و ناروا ، بازمیدارد.
◀️ ۳ - نیروی بئوذ : نیروی ادراک، فهم و هوش است.
این نیرو قوه ی تشخیص نیک از بد است.
◀️ ۴ - نیروی اورون : این نیرو در فارسی، به روان معنی شده است.
بر روان است تا به یاری نیروی بئوذ ، راه نیک را بپذیرد و از بدی پرهیز کند چرا که در جهان واپسین ، روان است که بازخواست میشود.
در پی نیکی ، فرجامی نیک و در پی بدی ، سرانجامی بد خواهد داشت.
❇️ سرودهی مسعود سعد سلمان ، بر پایه ی کتاب بندهش :
فروردین است و روز فروردین ،
شادی و طرب را کند تلقین.
ای دو لب تو چو می ، مرا مِی ده ،
کان باشد رسم روز فروردین.
❇️ اندرز نامه ی آذرباد مهراسپندان (موبد موبدان در روزگار شاپور دوم) :
سوگند مخور و آن روز ، یزش فروهر ،
پارسایان کن تا خشنودتر باشد.
◀️ اندرز نامه ی آذرباد مهر اسپندان در سرودهی استاد ملکالشعرای بهار :
مخور هیچ سوگند در (فروردین) ،
که زشت است ، ویژه به روزی چنین.
🌺 گل تاج خروس نماد فروردین ایزد است.
@khashatra
#رشن_ایزد
✅ ایزد عدل و داد در دین مزدیسنى.
در اوستا رَشْنو Rašnu و در پهلوى رَشْن Rašn به چمار (: معناى) عادل و دادگر است.
رَشْن در اوستا بیشتر با صفت رَزْیشْته Razišta (در پهلوى رَزیستک Razistak) و به صورت رَشْنو رَزْیشْتَه به چم راستتر و درستتر آمده است.
و در فارسى بیشتر این ایزد با صفتش «رَشْن راست» خوانده مىشود.
هجدهمین روز از هر ماه در گاه شمار زرتشتی به نام رشن پیوند یافته است.
رَشن (رَشْنو) ـ ایزد دادگرى و آزمایش ایزدى ، ایزد درستی و دادگری كه از ایزدان سرای پسین و از داوران روز جزا ست.
یشت رشن ، یشتی هست در ستایش رَشن ، رَشنو ، رشن یشت ، یشت دوازدهم اوستا هست.
❇️ پورریحان بیرونى در الآثار الباقیة (ص۷۳) در فهرست روزهاى ایرانى ، این ایزد را رَشْن خوانده که در زبان سُغدى رَسْن Rasn و در خوارزمى همان رَشْن خوانده مىشده است.
در ادبیات فارسى این واژه به صورت «رش» بدون نون به کار رفته است.
❇️ فردوسى سترگ می گوید :
چو هور سپهر آورد روز رَش ،
ترا زندگى باد پدرام و خَوش.
❇️ خسروى مى گوید :
مِى سورى بخواه کامد رَش ،
مطربان پیش دار و باده بکَش.
🌺 گل نسترن نماد روز رشن ایزد است.
@khashatra
#سروش_ایزد
✅ روز هفدهم از هر ماه در گاه شمار زرتشتی به نام سروش ایزد پیوند یافته است.
سروش به چم (: معنی) گوش دادن و فرمان بردن است به خواست خدایی و ما آن را نیوشایی معنا کردهایم تا نزدیک تر به اصل باشیم.
❇️ اینک من سروش ترا که از همه بزرگ تر است ، میطلبم تا به آرمان خود رسم.
و زندگانی درازی به دست آورم.
و به شهریاری منش نیک در آمده
و به راه راستی گام زده ،
به جایگاهی رسم که مزدا اهورا میباشد. (۳۳_۵)
❇️ اشوزرتشت میگوید :
کسی را که مزدا دوست دارد ، نیوشایی و منش نیک به او روی میآورد (۴۴_۱۶)
اشوزرتشت میخواهد به دستیاری نیوشایی به خواست و آرمان خود برسد (۳۳_۵)
نیوشایی راهی است که به اهورامزدای توانا میرود (۲۸_۵)
نیوشایی راه رستگاری را هم برای رستگار و هم برای دروغ کار ، همواره روشن میسازد (۴۳_۱۲)
از این گفتهها به ویژه آن جایی که نیوشایی با منش نیک است ، بر میآید که فرمان برداری اشوزرتشت کورکورانه نیست ، بلکه از روی اندیشه و با دلی پر از مهر است.
🌺 گل خیری سرخ نماد سروش ایزد است.
@khashatra
#جشن_سده_خجسته_و_همایون_باد
درود بر تو ای آتش ،
ای آفریده نیک اهورامزدا؛
فروزان باش در این خانه تا دیر زمان.
جشن ملی میهنی سده همایون باد.
@khashatra
✅ این جشن سده و آتش افروزی با مراسمی باشکوه و همگانی انجام می پذیرد تا نیروی اهریمنی کاهش یابد و اندک اندک سرما بکاهد.
این جشن در واقع نوعی مراسم مذهبی است برای راندن سرما و چون می بایستی قدرت بیشتری داشته باشد، بایستی بصورت گروهی و یاری و همکاری همه مردمان انجام پذیرد، زیرا در کارهای بزرگ برای از میان بردن حمله اهریمن همیاری همه ی مردمان لازم است تا نیروی متحدی در برابر حمله ی اهریمن و شکستن او پدید آید و از این روست که این آتش فقط در خاندان ها افروخته نمی شد، بلکه متعلق به گروه مردم بود و در هر شهر و دیار جای معینی داشت که آن را کاخ سده می نامیدند و به روزگار ساسانیان همه در این کاخ سده گرد می آمدند و آتش نیایش می خواندند و در گرد آتش به شادی می پرداختند تا بر اثر گرمای بزرگی که از کوهه های آتش فراهم آمده بود، سرما سپری گردد.
تا چندی پیش در برخی از روستاها و شهرها که رسم آتش افروزی سده را پاسداری می کردند، مردم بر آن بودند که همه از بزرگ و کوچک، توانگر و ناتوان بایستی در برافروختن آتش سده همیاری کنند و هتا آنان هم که خدمت گزار و اسب و استر داشتند، گرد آوردن هیمه آتش سده را خود برعهده می گرفتند و به دشت و بیابان می رفتند و خود خار و هیزم فراهم می آوردند و بر دوش می گرفتند و به کوهه خارهای فراهم آمده می افزودند و این کار را ثواب می دانستند.
اما روایت دیگر درباره ی جشن سده آن ست که از این روز تا روز گردآوری غله سد روز باقی است و چون معمولا در نواحی معتدل، در روزهای نزدیک به پنجاهم نوروز می توان گندم و به ویژه جو را بدست آورد، از این رو برخی بر آن بودند که این جشن برای سدمین روز باقی مانده برای به دست آوردن غله گرفته می شود و در برخی از روستاها نیز در این جشن همهمه ی شادی کودکان با جمله «پنجه به نوروز، سد به غله» همراه است.
۴
@khashatra
✅ جشن سده پیدایش آتش
یافتن آتش بزرگ ترین پدیده ی زندگی آدمی است و پیشرفت تمدن انسان مدیون آتش است.
از این رو آتش نزد همه ی اقوام و ملل از دوران های دور تاریخی مقدس بوده است.
به ویژه نزد اقوام هند و اروپایی که در منطقه ای با زمستان های سرد زندگی می کردند ، نخستین آشنائی های ملت های مختلف با آتش به صورت های گوناگون بوده و به همین جهت استوره های بسیار در پیدایش آتش به وجود آمده است.
برخی آن را به شكل آذرخش در آسمان دیده اند و آتش را عطیه ای آسمانی پنداشته اند، برخی دیگر آن را به شکل توده ی سوزان سنگ های آسمانی دیده اند که از آسمان فرو افتاده و جنگلی را به آتش کشیده است.
برخی دیگر آن را در آتشفشان ها و گازهای شعله ور نفتی و به صورت آتشی که از زمین می جوشد دیده اند.
قوم ایرانی نیز گویا نخستین بار آن را در تلاش زندگی یافته است و آن چنان ست که هوشنگ شاه پیشدادی روزی که با همراهان خویش به شکار می رفته است،
بر سر راه خود ماری دیده و برای کشتن آن سنگی پرتاب کرده است که به گفته ی
#فردوسی_سترگ :
نشد مار کشته ولیکن ز راز،
پدید آمد آتش از آن سنگ باز.
این آتش به خار و خاشاک اطراف در افتاده و فروزان گشته است.
باز در این استوره ی زیبا دو عامل متضاد زندگی ایرانی در برابر هم قرار می گیرند. اهریمن مار را که مظهر و هم ریشه مرگ است پدید می آورد و اورمزد در برابر آن و برای مقابله با آن آتش را می آفریند و به آفریدگان خویش می بخشد و به این ترتیب از آغاز پیدایش آتش مهر تقدیس بر این پدیده اورمزدی زده می شود و به قول #فردوسی سترگ هوشنگ شاه سپاس اورمزد می دارد :
که او را فروغی چنین هدیه داد،
همین آتش آن گاه قبله نهاد.
و آن شب آتشی چون کوه برمی افروزد و با همراهان در گرداگرد آن به شادی می پردازد و نام آن را سده می گذارد :
ز هوشنگ ماند این سده یاد گار،
ہسی باد چون او دگر شهریار.
و بدین سان در کرانه های دور و تاریک تاریخ، سنتی بنیاد می گیرد و تا امروز در مرز و بوم ایران باقی می ماند.
نویسندگان قدیم داستان های دیگر نیز در این باره می پردازند و این جشن را گاه به کیومرث و زاده شدن سدمین فرزند او می پیوندند و گاه آن را به آدم منسوب می کنند و جشن تولد سدمین فرزند او می پندارند.
۲
@khashatra
#جشن_سده_بر_همه_ی_ایرانیان_خجسته_باد.
۱
@khashatra
#مهر_ایزد
✅ در فرهنگهای فارسی مهر را ایزدی نشان بر مهر و دوستی و خرد در کارهای مینوی دانستهاند.
👈 روز شانزدهم در هر ماه و ماه هفتم سال در گاه شمار زرتشتی مهر نامیده میشود.
در گاه شمار سی روزه ی زرتشتیان هنگامی که نام روز و ماه برابر میشود آن روز را جشن می گیرند.
و به شادمانی و ستایش آفریده های نیک اهورامزدا میپرداختند.
فرارسیدن روز مهر در ماه مهر را جشن مهرگان مینامند.
مهر که در اوستا « میثرَ» خوانده میشود، از ایزدان بزرگ پیش از زرتشت است که ایزد فروغ و روشنایی خوانده میشود.
ایزد مهر نگهبان مهر، محبت ، دوستی و عشق ، تدبیر برای یافتن دارایی و خواستهها است.
مهر به دیگر چم (:معنی) گردونه ی آفتاب یا خورشید است.
مهر ایزد موکل بر فعالیتهای ست که دو طرف دعوا دارند.
هر کجا دو طرف دعوا باشد ایزد مهر به دادگستری ، دوستی ، قول و قرار ، پیمان حاضر است.
مهر یکی از برجستهترین ایزدان در دین زرتشتی ست.
یکی از سه ایزدانی است که نامش در دوازده ماه سال آمده است. یکی از دراز ترین یشتها به مهریشت ویژه شده است.
❇️ فردوسی سترگ میسراید :
«دو مهر است با من که چو آفتاب ،
بتابد شب تیره چو بیند آفتاب».
ایزد مهر نماد عشق و زندگی است و به زندگی خانوادگی گرمی میدهد.
مهر نام آتشکدهای نیز بوده است.
◀️ فردوسی سترگ پیرامون آن میسراید :
«چو آذرگشسب و چو خوراد و مهر ،
فروزان به کردار گردان سپهر»
🌺 گل بنفشه نماد مهر ایزد است.
@khashatra
#دی_به_مهر
✅ دی به مهر ، روز پانزدهم از هر ماه در گاه شماری زرتشتیان است.
دی یکی از نام های اهورا مزداست.
«دی» اوستایی «دَثوش» به چم (:معنی) پروردگار و دادار ، آفریننده و جهان دار زیبایی ها است.
در گاهشماری زرتشتی ، روز نخست هر ماه اورمزد روز نامیده می شود و سه روز دیگر به نام اهورامزدای بی همتاست که به واژه ی دی آمده و از آن سخن گفته شده است.
👈 در هر ماه سه روز با نام «دی» شناخته میشود.
در گاه شمار سی روزه ی زرتشتیان هنگامی که نام روز و ماه برابر میشود آن روز را جشن میگیرند.
و به شادمانی و ستایش آفریده های نیک اهورامزدا می پرداختند.
فرارسیدن روز دی در ماه دی را جشن دیگان مینامند.
روزهای هشتم ، پانزدهم و بیست و سوم ماه زرتشتی به نام «دی» است مانند دی به آذر ، روز هشتم هر ماه ، دی به مهر ، روز پانزدهم از هرماه ، دی به دین ، روز بیست و سوم از هر ماه.
برای باز شناختن هر یک از این سه روز ، نام روز پس از آن به واژهی دی پیوند داده شده است برای نمونه فردای روز دی به آذر روز آذر است.
❇️ روزهای دی در هر ماه روزهای نیایش همگانی ، به آتشکده رفتن و آسایش و دست از كار كشیدن زرتشتیان است.
دی به مهر است مهربانی کن ،
که از همه چیز مهربانی به.
❇️ «سروده ی مسعود سعد سلمان ، بر پایه ی کتاب بندهش»
روز دی است خیز و بیار ای نگار مِی ،
ای ترک ، مِی بیار كه تركی گرفت دی.
مِی ده برطل و جام كه در بزم خسروی ،
بنشست شاه شاد ملک ارسلان به مِی.
🌺 گل کاردک نماد دی به مهر (آفریدگار) است.
@khashatra