llehad | Unsorted

Telegram-канал llehad - ترنم

15425

کانال شعر

Subscribe to a channel

ترنم

تیر برقی "چوبی ام" در انتهای روستا
بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا

ریشه ام جا مانده در باغی که صدها سرو داشت
کوچ کردم از وطن،تنها برای روستا

آمدم خوش خط شود تکلیف شبها، آمدم...
نور یک فانوس باشم پیش پای روستا

یاد دارم در زمین وقتی مرا می کاشتند
پیکرم را بوسه میزد کدخدای روستا

حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیم:
قدر یک ارزن نمی ارزم برای روستا

کاش یک تابوت بودم، کاش آن نجار پیر
راهی ام می کرد، قبرستان به جای روستا

قحطی هیزم، اهالی را به فکر انداخته است
بد نگاهم می کند دیزی سرای روستا

من که خواهم سوخت، حرفی نیست، اما کدخدا
تیر سیمانی نخواهد شد عصای روستا

#كاظم_بهمنی

@llehad

Читать полностью…

ترنم

هم نور دل منی و هم راحت جان
هم فتنه برانگیزی و هم فتنه نشان

ما را گوئی چه داری از دوست نشان
ما را از دوست بی‌نشانیست نشان

#رباعی_مولانا


@llehad

Читать полностью…

ترنم

آن بت که جمال و زینت مجلس ماست
در مجلس ما نیست ندانیم کجاست

سرویست بلند و قامتی دارد راست
کز قامت او قیامت از ما برخاست

#رباعی_مولانا


@llehad

Читать полностью…

ترنم

تهدید عدو چه بشنود عاشق راست
میراند خر تیز بدان سو که خداست

نتوان به گمان دشمن از دوست برید
نتوان به خیالی ز حقیقت برخاست

#رباعی_مولانا


@llehad

Читать полностью…

ترنم

دل برسرعهد استوار خویشست
جان درغم تو برسرکار خویشست

ازدل هوس هردو جهانم برخاست
الا غم تو که برقرار خویش‌ست

#انوری

@llehad

Читать полностью…

ترنم

می‌نال که آن ناله شنو همسایه است
می‌نال که بانک طفل مهر دایه است

هرچند که آن دایهٔ جان خودرایه است
می‌نال که ناله عشق را سرمایه است

#مولانا


@llehad

Читать полностью…

ترنم

حیرتیم اما به وحشتها هماغوشیم ما
همچوشبنم با نسیم صبح همدوشیم ما

هستی موهوم مایک لب‌گشودن بیش نیست
چون‌حباب از خجلت اظهار خاموشیم ما

شور این دریا فسون اضطراب ما نشد
از صفای دل چو گوهر پنبه درگوشیم ما

خواب ما پهلو نزد بر بستر دیبای خلق
از نی مژگان خود چون چشم خس پوشیم ما

بحر هم نتواند از ما کرد رفع تشنگی
جوهریم آب‌ از دم شمشیر می‌نوشیم ما

گاه در چشم تر و گه برمژه‌ گاهی به خاک
همچو اشک ناامیدی خانه بردوشیم ما

شوخ چشمی نیست‌ کار ما به رنگ آینه
چون حیا پیراهنی از عیب می‌پوشیم ما

چشمهٔ بیتابی اشکیم ز توفان شوق
با نفس پر می‌زنیم وناله می‌جوشیم ما

مرکز گوهر برون‌گرد خط‌ گرداب نیست
هر کجا حرفی از آن لب سرزند گوشیم ما

کی بود یارب ‌که‌ خوبان یاد این #بیدل ‌کنند
کز خیال خوشدلان چون غم‌ فراموشیم ما

#بیدل_دهلوی

@llehad

Читать полностью…

ترنم

مرهم جان خستگان لعل حیات بخش تو
دام دل شکستگان طرهٔ دلربای تو

در سر زلف و خال تو رفت دل همه جهان
کیست که نیست در جهان عاشق و مبتلای تو؟

#عراقی


@llehad

Читать полностью…

ترنم

مباش آرام حتی گر نشان از گردبادی نیست
به این صحرا که من می آیم از آن، اعتمادی نیست

به دنبال چه می گردندمردم در شبستان ها
در این مسجد که من دیدم، چراغ اعتقادی نیست

نه تنها غم، که لبخند سلامت بادمستان هم
گواهی می دهد دنیای ما دنیای شادی نیست

چرا بی عشق سر بر سجده تسلیم بگذارم
نمی خواهم نمازی را که در آن از تو یادی نیست

کنار بسترم بنشین و دستم را بگیرای عشق
برای آخرین سوگندها وقت زیادی نیست

مرا با چشم های بسته از پل بگذران ای دوست
تو وقتی با منی، دیگر مرا بیم معادی نیست

#فاضل_نظری



@llehad

Читать полностью…

ترنم

.

مرا چو یاد زیار و دیار خویش آید
هزار ناله زار از درون ریش آید

نشسته در پس زانوی غربتم شب و روز
خدای داند ازین پس مرا چه پیش آید

#سلمان_ساوجی


@llehad

Читать полностью…

ترنم

" هیچ کافر را به خواری منگرید
که مسلمان مُردنَش باشد امید

چه خبر داری ز ختم عمر او
که بگردانی از او یکباره رو "

#مثنوی_مولانا


@llehad

Читать полностью…

ترنم

من که جز هم‌نفسی با تو ندارم هوسی
با وجود تو چرا دل بسپارم به کسی

زنده ام بی تو و شرمنده ام از خود هرچند
که دمی از سر رغبت نکشیدم نفسی

ناامیدم مکن از صبر و بگو می‌آید
عادل ظلم ستیزی، ملک دادرسی

به کجا پَر بکشد در هوس آزادی
آنکه از بال و پرش ساخته باشد قفسی

من کسی جز تو ندارم که به دادم برسد
می‌توانی مگر ای عشق به دادم نرسی !

#فاضل_نظری


@llehad

Читать полностью…

ترنم

تو سیر شدی من نشدم درمان چیست
بنما عوض خود عوض جانان چیست

گفتی که به صبر آخر ایمان داری
ای بندهٔ ایمان به جز او ایمان چیست

#رباعی_مولانا


@llehad

Читать полностью…

ترنم

محرابِ جهان ، جمالِ رخسارهٔ تُست
سلطانِ فلک ، اسیر و بیچارهٔ تُست

شور و شرّ و شرک و زهد و توحید و یقین
در گوشهٔ چشمهای خونخوارهٔ تست

#سنایی


@llehad

Читать полностью…

ترنم

ز شوق دوست نالم زار در پوست
نگنجم در قبا چون مار در پوست

من آن کافردل زاهد جبینم
که دارد سبحه‌ام زنار در پوست

مرا ز آهنگ ساز ناله گویی
که دارد سینه موسیقار در پوست

ترنج غبغبش تا دیدم از شوق
نمی‌گنجد دلم چون مار در پوست

ازین پهلو به‌آن پهلو نپیچم
چنان غلطم که دارم خار در پوست

سخن در پرده گویم با دل خویش
که دارد لذتِ گفتار در پوست

برآ از پرده همچون مغز «طالب»
که عارف می نسازد کار در پوست

#طالب_آملی

@llehad

Читать полностью…

ترنم

من نبینم روی خود را ای شمن
من ببینم روی تو، تو روی من

آنکسی که او ببیند روی خویش
نور او از نور خلقان است بیش


#مثنوی_مولانا


@llehad

Читать полностью…

ترنم

با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند
آه ازین دزدان که ره را با سلاسل می زنند

رهروان کعبه دل بی مروت نیستند
کاروان را می کنند آگاه و غافل می زنند

نقش حق چون موج آب زندگانی در نظر
ساده لوحان بر دل خود نقش باطل می زنند

می نهند آنان که دندان خموشی بر جگر
بخیه آسودگی بر رخنه دل می زنند

از تنور لاله طوفان خزان سر می کشد
عندلیبان رخنه دیوار را گل می زنند

غنچه خسبانی که سر در جیب فکرت برده اند
باده گلرنگ را در پرده دل می زنند

صائب آن جمعی که زخم زندگانی خورده اند
بی تأمل سینه بر شمشیر قاتل می زنند

#صائب_تبریزی

@llehad

Читать полностью…

ترنم

کاشکی پرده برافتادی از آن منظرحسن
تا همه خلق ببینند نگارستان را

همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندی
تا دگر عیب نگویند من حیران را

#سعدی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

@llehad

Читать полностью…

ترنم

مگر چه ریخته‌ای در پیاله‌ی هوشم
که عقل و دین شده چون قصه‌ها فراموشم

تو از مساحت پیراهنم بزرگ‌تری
ببین نیامده سر رفته‌ای از آغوشم

چه ریختی سر شب در چراغ الکلی‌ام
که نیمه‌روشنم از دور و نیمه خاموشم

همین خوش است؛ همین حال خواب و بیداری
همین بس است که نوشیده‌ام… نمی‌نوشم

خدا کند نپرد مستی‌ام، چو شیشه‌ی مِی
معاشران بفشارید پنبه در گوشم

شبیه بار امانت که بار سنگینی‌ست
سر تو بار گرانی‌ست مانده بر دوشم…

#سعید_بیابانکی

@llehad

Читать полностью…

ترنم

بوره بلبل بنالیم از سر سوز
بوره آه سحر از مو بیاموز

تو از بهر گلی ده روز نالی
مو از بهر دل‌آرامم شو و روز

#بابا_طاهر


@llehad

Читать полностью…

ترنم

غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشیارانند

تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند


#حافظ


@llehad

Читать полностью…

ترنم

وای آن روجی که در قبرم نهند تنگ
ببالینم نهند خشت و گل و سنگ

نه پای آنکه بگریزم ز ماران
نه دست آنکه با موران کنم جنگ

#بابا_طاهر


@llehad

Читать полностью…

ترنم

تنها نه همین خنده و سیماش خوشست
خشم و سقط و طعنه و صفراش خوشست

سر خواستهٔ گر بدهم یا ندهم
سر را محلی نیست تقاضاش خوشست



@llehad

Читать полностью…

ترنم

دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
دو خواب آلوده بربودند عقل از دست بیداران

نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
چو سیل از سر گذشت آن را چه می‌ترسانی از باران

گر آن ساقی که مستان راست هشیاران بدیدندی
ز توبه توبه کردندی چو من بر دست خماران

گرم با صالحان بی دوست فردا در بهشت آرند
همان بهتر که در دوزخ کنندم با گنهکاران

چه بویست این که عقل از من ببرد و صبر و هشیاری
ندانم باغ فردوسست یا بازار عطاران

تو با این مردم کوته نظر در چاه کنعانی
به مصر آ تا پدید آیند یوسف را خریداران

الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران

گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
بگو خوابش نمی‌گیرد به شب از دست عیاران

گرت باری گذر باشد نگه با جانب ما کن
نپندارم که بد باشد جزای خوب کرداران

کسان گویند چون سعدی جفا دیدی تحول کن
رها کن تا بمیرم بر سر کوی وفاداران

#سعدی

@llehad

Читать полностью…

ترنم

هرچند حیا می‌کند از بوسه‌ی ما دوست
دلتنگی ما بیشتر از دلهره‌ی اوست

الفت چه طلسمی‌ست که باطل‌شدنی نیست
اعجاز تو ای عشق نه سحر است نه جادوست

ای کاش شب مرگ در آغوش تو باشم
زهری که بنوشم ز لب سرخ تو داروست

یک‌ بار دگر بار سفر بستی و رفتی
تا یاد بگیرم که سفر خوی پرستوست

از کوشش بیهوده‌ی خود دست کشیدم
در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست

#فاضل_نظری

@llehad

Читать полностью…

ترنم

ساقیا این می از انگور کدامین پشته‌ست
که دل و جان حریفان ز خمار آغشته‌ست

خم پیشین بگشا و سر این خم بربند
که چو زهرست نشاط همگان را کشته‌ست

بند این جام جفا جام وفا را برگیر
تا نگویند که ساقی ز وفا برگشته‌ست

درده آن باده اول که مبارک باده‌ست
مگسل آن رشته اول که مبارک رشته‌ست

صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست
تا چه عشق‌ست که اندر دل ما بسرشته‌ست

بر در خانه دل این لگد سخت مزن
هان که ویران شود این خانه دل یک خشته‌ست

باده‌ای ده که بدان باده بلا واگردد
مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشته‌ست

تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم
پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشته‌ست

#مولانا

@llehad

Читать полностью…

ترنم

بر جزوم نشان معشوق منست
هر پارهٔ من زبان معشوق منست

چون چنگ منم در بر او تکیه زده
این ناله‌ام از بنان معشوق منست

#مولانا


@llehad

Читать полностью…

ترنم

برابرِ منی امّا، مجالِ دم زدنت نیست
خموشیَت همه فریاد و خود به لب سخنت نیست

چه کرده‌ای؟ چه ستم کرده‌ای به خویش که دیگر
چنان گذشته‌ی شیرین لبی شکر شکنت نیست؟

هوا چرا همه بویِ فراق می‌دهد امروز؟
تو تا همیشه گر از من سرِ جدا شدنت نیست!

همیشه راهِ دل از تن جداست در سفرِ جان
دلت مَراست _ تو خود گفته‌ای _ اگر بدنت نیست

چه غم؟ نداشته باشم تو را! که در نظرِ من
سعادتی به جهان مثلِ دوست داشتنت نیست!

من و تو هر دو جدا از همیم و هر دو بر آنیم
که یار، غیر توام نه، که یار، غیر منَت نیست

همیشه‌های مشامم شمیمِ زلف تو دارد
تو با منی و نیازی به بویِ پیرهنت نیست

#حسین_منزوی

@llehad

Читать полностью…

ترنم

بدل درد غمت باقی هنوزم
کسی واقف نبو از درد و سوزم

نبو یک بلبل سوته به گلشن
به سوز مو نبو کافر به روزم

#بابا_طاهر


@llehad

Читать полностью…

ترنم

اگر آن مهوش گیلان بدست آرد دل ما  را
بدو بخشم به سهم خود، چو حافظ ملک دنیا را

تن و جان، روح و معنا را به مخلوقی نمیبخشم
اگر بخشم به او بخشم که برپا کرده دنیا را

#سارا_گیلانی


@llehad

Читать полностью…
Subscribe to a channel