2032
این همه تقلاها و جدالهای فکریِ ما چه بهایی خواهد داشت ، اگر محبت در دلهایمان نقصان گیرد؟ (کانت)
استیصال
فقط یک حس نیست؛
یک وضعیت روانی عمیق است.
وقتی انسان بارها با موقعیتی روبهرو میشود
که میبیند، میفهمد، درگیر میشود
اما نمیتواند تغییری ایجاد کند،
مغز کمکم از «تلاش برای کنترل»
به «رها کردنِ کنترل» میرود.
در این حالت چه اتفاقی میافتد؟
سیستم عصبی در یک تناقض میماند:
از یک طرف تهدید را حس میکند،
از طرف دیگر راهی برای واکنش مؤثر ندارد.
نتیجه این میشود:
• خستگی عمیق و مزمن
• کاهش انرژی و انگیزه
• نوسان بین خشم و بیحسی
• احساس گیر افتادن یا فلج شدن
• فاصله گرفتن از خود و دیگران
این همان چیزی است که در روانشناسی
به آن «درماندگی آموختهشده» گفته میشود.
اما نکته مهم این است:
استیصال نشانهی ضعف نیست،
نشانهی مواجهه طولانی با شرایطی است
که واقعاً خارج از کنترل بوده.
ذهن برای بقا،
گاهی خودش را خاموشتر میکند
تا کمتر آسیب ببیند.
اگر این روزها احساس استیصال داری،
بدان که روان تو در حال تطبیق با شرایطی سخت است،
نه در حال از کار افتادن.
@metaphortherapy🌲
از سر به در نکردم یک لحظه یاد رویش@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
دل را سپرده ام من عمری به تار مویش
در حسرت وصالش عمرم شد و نیامد
پیک صبا که رفته است از جان من بکویش
هرچه خودآگاهتر و رشدیافتهتر میشوید، فاصلهتان با انسانها بیشتر میشود. دیگر نمیتوانید نادیده بگیرید، تظاهر کنید یا به گفتوگوهای کمعمق دل ببندید. این رشدیافتگی، بهایی به سنگینیِ تنهایی دارد؛ انسانِ رشدیافته، تنها میماند.@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
احتمالاً اگر بخش «آگاهمان»می خواست حرفی به بخش«آزارگرمان»بگوید این هایکو را انتخاب می کرد:@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
ای شکارچی سنجاقک ،
امروز او
چقدر پرواز
کرده بود؟
سعدی:
تا خدا یار است با سلطان مپیچ
گر خدا برگشت صد سلطان به هیچ
فرار از سختیهای زندگی
●هایدگر فیلسوف آلمانی میگوید: اگر بخواهم با شما رو راست باشم باید بگویم، که زندگی به شکل گُریزناپذیری سخت است و این ربطی به جایی که هستید و جوری که زندگی میکنید، ندارد. من به آن میگویم: *“اصل بقای سختی”*. یعنی سختی از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود ولی نابود نمیشود.
●برای همین هم در يک زندگیِ خیلی خوب و عادی، جاییکه هیچ کسی به هیچ کسی به خاطر عقایدش شلیک نمیکند و همه چیز آرام است؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی میخورند که بتوانند خودشان را هر روز صبح از داخل رختخواب بیرون بکشند.
●خیلیها معتقدند که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخود فرنگیِ غیر ارگانیک و گِلوتِن، ماها را اینجوری کرده و قدیمها مردم خوشبختتر بودند. شما بشنوید و باور نکنید.
●هزارها سال پیش شاهزادهای هندی به نام سیزارتا یا همان بودا گفت که *“زندگی رنج است.”* رنج، یا به زبان بودا “دوکا”. هایدگر به این میگوید: *“اضطراب وجودی”* اینها را نگفتم که ناامیدتان کنم.
●چیزهای خوب و دلنشین هم در دنیا کم نیست. میتوانید از آنها در این راه کمک بگیرید. هر وقت داشتید در چاه غم فرو میرفتید مثل “رَسَن” به آن چنگ بیندازید و بیایید بیرون. یکی از این طنابها؛ موسیقی است. اگر توانستید سازی بزنید؛ اگر نتوانستید به آن گوش کنید.
●وقتهایی که شاد هستید، موسیقی گوش کنید و وقتهایی که غمگین بودید، بیشتر موسیقی گوش کنید. آنجا که از هر حرکتی عاجز ماندید؛ برقصید، رقصیدن بهترین و مفیدترین کاری است که میتوانید برای روحتان بکنید. هرجا ریتمی شنیدید که میشد، با آن رقصید، خودتان را تکان بدهید، حتی اگر ریتم چکیدن قطرههای آب از شیروانی باشد. رقص از نظر علمی، هم ارتعاش شدن با جریان هستی است. با خودتان و برای خودتان برقصید. راستی اگرصدای خوبی داشتید موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخوانید، اما اگر نداشتید هم مهم نیست.
●چیز دیگری که میتوانید بخوانید کتاب است. خواندن کتاب به شما کمک میکند زندگیهای دیگری را که هیچ وقت نمی توانستید تجربه کنید را تجربه کنید.
●فیلم هم همین کار را در یک ابعاد دیگری میکند. اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالاتر از فیلم است، چون قوه تخیلتان رو به کار میگیرد؛ و روند ذهنیتر و عمیق تری است. تا میتونید کتاب بخوانید. وسط کتابها حتما چند صفحه هم برای مطالعه در مورد ستارهها و کهکشانها وقت بگذارید، چون کمکتان میکند که ابعاد چیزها را بهتر درک کنید.
●یادتان نرود که در کل هستی کجا ایستادهاید. برای همین، قدیمها بیشتر فیلسوفها ستارهشناس هم بودند. شاید نخواهید یا نتوانیدمنجّم بشوید. ولی همیشه میتوانید وقتهایی که غمگین هستید، به آسمان نگاه کنید و ببینید که غمهایتان در برابر عظمت کهکشان چقدر کوچک است.
●طنابهای دیگری هم هست؛ چیزهایی مثل *نقاشی کردن*، *عکاسی*، *کاشتن یک درخت*، *آشپزی با ادویههای جدید*، *سفر کردن*، *حرکت…*
□ما برای نشستن خلق نشدهایم. صندلی یکی از خطرناکترین اختراعات بشریست. به جای نشستن *قدم* بزنید؛ *بدوید*، *شنا* کنید. اگر مجبور شدید بنشینید؛ برای خودتان، همنشینهایی پیدا کنید و از مصاحبتشان لذت ببرید. پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسان نیست. اما اگر دوست خوبی باشید؛ دیر یا زود چند تا آدم خوب دورتان جمع خواهند شد. در ضمن، دایره دوستهایتان را به آدمها محدود نکنید.
●شما میتوانید تقریباً با همه موجودات زنده دنیا دوست باشید؛ *گلها*، *علفها*، *ماهیها*، *پرندهها*، و بله حتی *گربهها*. حیوانها گاهی حتی از آدمها هم دوستهای بهتری هستند.
●در زندگی چاه غم زیاد است ولی طناب هم هست؛ سَرِ رَسَن را ول نکنید. اما مراقب باشید که به طنابهای پوسیده مثل الکل، دود، پول و حتی غرور و موقعیت و موفقیت آویزان نشوید، چون از داخل چاه بیرونتان نمی آورند و بدتر رهايتان میکنند.
●ته چاه… بگردید و طنابهای خودتان را پیدا کنید و اگر نتوانستید پیدایش کنید؛ *“ببافیدش”*. آدمهای انگشت شماری طناب بافی بلدند، دانشمندها، کاشفها، مربیهای فوتبال، کمدینها و هنرمندها همه طناب باف هستند و طنابهایی را بافتند که آدمهای دیگر هم میتوانند سرش را بگیرند و با آن از داخل چاه بیرون بیایند.
●اگر ما امروز از سیاه سرفه نمیمیریم برای این است که طنابی را گرفتیم که لویی پاستور سالها پیش بافته است. “سمفونی شماره پنج” طنابی است که بتهوون با نُتها به هم پیوند زده است. “صد سال تنهایی” طنابی است که مارکز با کلمه و خیال به هم بافته است.
●بیشتر طنابهای رهایی را یک روزی کسی که شاید ته چاه زندانی بوده بافته است. باید از آنها استفاده کنیم.
🖇 راهنمای بقا در زمان جنگ
[این محتوای کارآمد، توسط شهروندی مسئول و خلاق به اسم Elyar Rose
با الهام از کتابچه راهنمای سوئدی، راهنمایی برای بقا در شرایط بحرانی در ایران ساخته شده است.]
آزادی واقعی یعنی رهایی از بندهای ذهنی خودمان.
کانال ۱۲ اسرائیل: این حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل است.
محدوده بیت رهبری از جمله اهداف جنگندهها یا موشکهای اسراییلی بوده است!
به هر آنچه که فکر کنید
برای آن کارت دعوت میفرستید
پس، خوبی ها را دعوت کنید...
عارف قزوینی:
شدهست خانه کیخسرو آشیانۀ جغد
من خرابهنشین دلخوشم؛ وطن دارم
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من ...
آنچه برای تغییر دادن یک نفر لازم است، تغییر دادن آگاهی او از خودش است.@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
هر گونه تغییر و رشد، نیازمند بالاتر رفتن سطح آگاهی و شناخت از خویشتن است.
لازمه این شناخت، خودآگاهی است.
هی پابهپا نکن که بگویم سفر بهخیر؛
مجبـور نیستی که بمانی، ولی، نرو...
عالمی را یک سخن ویران کند@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
روبه هانِ مرده را ،شیران کند
آسمان شو ابر شو باران ببار
ناودان آبش نمی آید بکار
بی کمالی های انسان
از سخن پیدا شود
پسته ی بی مغز اگر لب وا کند رسوا شود
بقراط:
دو چیز را در خود عادت بده؛ کمک کن یا حداقل آزار نرسان.
سقراط می گوید؛همانطور که یک نفر از کار کردن بر روی مزرعه اش لذت می برد من هم از رسیدگی به بهبود اوضاع خودم از روزی تا روز دیگر لذت می برم.@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
کسی که به قدارهی تعصب در دین و مذهب تجهیز شده باشد، هیچ زمان منزلت انسانی تو را فهم نخواهدکرد.
پائولو کوئیلو:
گاهی آدمها برداشتشان از عشق و تعهد ،هر لحظه کنار معشوق بودن است درحالیکه این درست نیست....! اگر شما دو تا پرنده را به یکدیگر ببندید آنها در مجموع چهار بال خواهند داشت اما هرگز موفق به پرواز نخواهند شد.@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
خودمراقبتی یک انتخاب لوکس نیست؛ یک ضرورته.Читать полностью…
خودمراقبتی یعنی ساختن فضای امنی در درون، حتی وقتی بیرون پر از تهدید و ناامنیه.
میتونی برای خودت یک وعده غذایی درست کنی، کمی از موبایل فاصله بگیری، افکار و احساساتت رو بنویسی، یا فقط یک نه بگی و از انرژی خود محافظت کنی.
اینها برای احترام به خودت و سلامت روانته.
💡 در روزهایی که همه چیز بیرون در آشوبه، آرامش کوچیک خودت رو بساز، با همین قدمهای ساده.
رهی معیری:
بدخواه وطن بهر تو دلسوز نگردد
زین گرگ بیندیش،که چوپان شدنی نیست
این روزها سعی کن بیشتر کنار آدمهایی باشی که باهاشون احساس امنیت میکنی.@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
با کسی که میتونی کنارش سکوت کنی.
با کسی که لازم نیست براش توضیح بدی چرا حالت خوب نیست.
حتی یه پیادهروی کوتاه، یه تماس ساده، یا نشستن کنار هم بدون حرف زدن میتونه به سیستم عصبیات پیام تنها نیستی بده.
قرار نیست وزنِ یک درد جمعی رو تنهایی به دوش بکشی.
اتصال، در روزهای بحران، یک انتخاب لوکس نیست؛
یک ضرورت روانیه
بر اساس توصیه های صلیب سرخ و منابع معتبر جهانی مدیریت بحران
مهمترین نکات در زمان بمباران
- یک کیف اضطراری آماده داشته باشید و همیشه در دسترس بگذارید.
-داخل کیف آب آشامیدنی برای چند روز غذاهای کنسروی یا خشک داروهای ضروری چراغ قوه باتری اضافه پاوربانک رادیوی باتری خور مدارک مهم پول نقد لباس گرم پتو دستمال ماسک و سوت قرار دهید.
در کاغذی شماره تلفن های مهم را یادداشت کنید.
-مکان امن خانه را از قبل مشخص کنید بهترین مکان زیرزمین پارکینگ یا اتاق داخلی بدون پنجره است.
-اگر زیرزمین نیست راهرو داخلی حمام بدون پنجره یا کنار ستون و دیوارهای ضخیم مناسب است.
-از اتاق های دارای پنجره بالکن آشپزخانه و پشت بام استفاده نکنید.
-در صورت شنیدن صدای انفجار یا آژیر فوراً به محل امن بروید.
-کنار پنجره نایستید پرده ها را کنار نزنید برای نگاه کردن بیرون نروید.
-از آسانسور استفاده نکنید.
-هنگام موج انفجار روی زمین دراز بکشید سر و گردن را با دست ها بپوشانید بدن را جمع کنید دهان کمی باز باشد چشم ها بسته باشد.
-دور از شیشه ها و وسایل سنگین که ممکن است سقوط کنند بمانید.
-اگر بیرون از خانه هستید سریع به نزدیک ترین ساختمان امن بروید.
-اگر پناهگاهی نیست روی زمین بخوابید و پشت مانع محکم مانند دیوار بتنی جدول بزرگ یا خودرو پناه بگیرید.
-از ویترین ها تیرهای برق و ساختمان های شیشه ای دور شوید.
-بعد از انفجار به محل اصابت نزدیک نشوید ممکن است انفجار دوم رخ دهد.
-مراقب آتش سوزی نشت گاز سیم های برق و ساختمان های آسیب دیده باشید.
-اگر بوی گاز احساس کردید فوراً محل را ترک کنید و از روشن کردن آتش یا کلید برق خودداری کنید.
-چراغ قوه را در دسترس نگه دارید چون احتمال قطع برق وجود دارد.
-تلفن همراه را شارژ نگه دارید و فقط برای تماس های ضروری استفاده کنید.
-در صورت وجود دود یا مواد شیمیایی دهان و بینی را با پارچه خیس یا ماسک بپوشانید به فضای باز یا ارتفاع بالاتر بروید و لباس آلوده را در صورت امکان تعویض کنید.
-اگر زیر آوار ماندید آرام بمانید حرکت زیاد نکنید تا اکسیژن حفظ شود.
-دهان و بینی را با پارچه بپوشانید.
-فریاد نزنید مگر در مواقع ضروری چون باعث مصرف اکسیژن و ورود گرد و غبار می شود.
-با ضربه زدن به لوله یا دیوار یا استفاده از سوت علامت بدهید.
-برای کودکان و سالمندان محل امن جداگانه آماده کنید و داروهایشان را در دسترس بگذارید.
-اعضای خانواده باید بدانند در شرایط اضطراری کجا جمع شوند و چگونه با هم تماس بگیرند و از قبل محلی برای دیدن یکدیگر انتخاب کنید.
-در صورت امکان کفش مناسب بپوشید تا در صورت خروج اضطراری بتوانید حرکت کنید.
-آب ذخیره کنید چون ممکن است آب قطع شود.
-آرامش خود را حفظ کنید تصمیم های ساده و سریع بگیرید و از تجمع در محل های خطرناک خودداری کنید.
اسرائیل حملهای پیشدستانه علیه ایران را آغاز کرده است / انتخاب
فارس: اخبار اولیه از اصابت چند موشک به خیابان دانشگاه و محدوده جمهوری حکایت دارد.
حمله به بیت رهبری انجام شده است
بدترین بلا برای ویرانی یک سرزمین حاکم نالایق است که می تواند تمام بلایای طبیعی و ... را در دل اهریمنی خود داشته باشد.
این حجم از فرسایش روانی و سرخوردگی را که تجربه می کنیم نتیجه ذهن بیماری است که با مردم و دنیا سر جنگ داشته و دارد.پایه خردورزی و بلوغ یافتگی یک حاکم نوعدوستی ،صلح طلبی و محبت است نه دشمن تراشی و فرافکنی بی کفایتی های خود بر دشمن خیالی.
این که هر روز و هر لحظه سایه جنگ را بر سر کشورمان احساس می کنیم نتیجه چند دهه نفرت پراکنی و مرگ بر گفتن هایی است که برای دیگران آرزو کرده ایم.به قول مولانا:
بد میکنی و نیک طمع میداری@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
هم بد باشد سزای بدکرداری
با اینکه خداوند کریم و است و رحیم
گندم ندهد بار چو جو میکاری
حقیقت این است که یک طبقهی حاکم رو به انحطاط، دقیقا به همهی بیماریهای دوران کهولت، از جمله ناشنوایی دچار میشود.
مردی به شیخ بهایی گفت : اگر سگی به تو حمله کرد فلان آیۀ قرآن را بخوان@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
شیخ گفت : البته بهتر است آدم چوبی هم داشته باشد چون همۀ سگها عربی بلد نیستند.
اگر دلایلی برای دوست داشتن کسی دارید، شما او را دوست ندارید.
مارها قورباغهها را می خوردند و قورباغهها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغهها علیه مارها به لک لکها شکایت کردند. لک لکها تعدادی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغهها از این حمایت شادمان شدند.@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
طولی نکشید که لک لکها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغهها !!! قورباغهها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند! عده ای از آنها با لک لکها کنار آمدند و عدهای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند.
مارها بازگشتند ولی این بار همپای لک لکها شروع به خوردن قورباغهها کردند! حالا دیگر قورباغهها متقاعد شدهاند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند. ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است ! اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان؟
پل الوار:
سپیده که سر بزند@metaphortherapy🌲 Читать полностью…
در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوییدیم؛
پس به نام زندگی، هرگز نگو هرگز...