meysammatajii | Unsorted

Telegram-канал meysammatajii - تاملاتی در باب ادبیات و هنر

385

Subscribe to a channel

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

به تصویر درختی
که در حوض
زیر یخ زندانی‌ست،
چه بگویم؟
من تنها سقف مطمئنم را
پنداشته بودم خورشید است
که چتر سرگیجه‌ام را
همچنان که فرو نشستن فواره‌ها
از ارتفاع گیج پیشانی‌ام می‌کاهد
در حریق باز می‌کند؛

اما بر خورشید هم
برف نشست.

چه بگویم به آوای دور شدن کشتی‌ها
که کالاشان جز آب نیست
آبی که می‌خواست باران باشد
و بادبان‌هاشان را
خدای تمام خداحافظی‌ها
با کبوتران از شانه‌ی خود رم داده‌ست؟



#بیژن_الهی


@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزل‌خوان بروم


#حافظ


@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

برای بهره‌مندی از نوشتن درمانی، لازم نیست نویسنده‌ی پرکاری باشید یا حتی اصلاً نویسنده باشید. تنها چیزی که نیاز دارید یک تکه کاغذ، یک قلم و انگیزه برای نوشتن است.

#نوشتار_درمانی


@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

و مهربان‌ترین بادها
از لاله‌ی گوشِ تو گذشتند..‌

#غلامرضا_بروسان

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

‏رقصان میگذرم از آستانه‌ی اجبار
شادمانه و شاکر...

#شاملو


@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

روز بزرگداشت #فردوسی گرامی باد

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

می توانم روی تمام جنگ‌ها خط بکشم
آغوش‌های خالی را پر کنم
و بوسه را بدون مین
از سیم خاردار بگذرانم!

اگر قلم باشم
نه انسان!

#میثم_متاجی

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

پرواز ادامه دارد و
بال شکسته‌ی پروانه
در باد می‌رقصد!


#میثم_متاجی

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

#کودکان_خاورمیانه

Dokhtarane Khavare Miyane
Poem & Narrate: Meysam Mataji ( #میثم_متاجی )
Mix & Mastering: Mostafa Sadati ( #مصطفی_ساداتی )


دخترم ببخش
که صورتت سياه است
چشم‌هاي تو رنگين نيست
و شاعران شعري به تو تقديم نمي‌کنند.

ببخش که ساکن اين گوشه از جهانيم و
نمي‌توانم مرگ تو را مجلل کنم.
نه در سالن اپرا
نه يک رستوران شيک
که در خاورميانه مي‌ميري
جهان به مرگ تو عادت کرده است.

ما تنها زيبايي‌مان را هدر مي‌دهيم
و مرگ با کيسه‌اي پر از صورت‌هاي زيبا
از ما دور مي‌شود.

ببخش دخترم
ببخش که من پدرت هستم.

#میثم‌_متاجی


@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

خطرناک‌ترین نشانه روانی نه وحشت است و نه خشم و نه حتی اندوه!
بلکه آرامش غیرطبیعی‌ست! آن لحظه‌ای که انسان دیگر آنچه باید حس کند را حس نمی‌کند.

#یونگ

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

ای خیابان
ای آغوش باد و بهار
من در کدام فصل تو به دنیا آمده‌ام؟
در کدام پیچ تو
از سی سالگی عبور کردم؟
در فاصله از کدام درخت می‌میرم؟
بگو مرگ‌ من چه ساعتی به اینجا می‌رسد؟
ایستگاه هفتم پر از پرنده بود
وقتی که دیروز
فصل مدام چشم‌های ما
از هیچ عطشی نمی‌کاست.

ای رگ شلوغ
در تردد آهن
مسیر خمیده‌ی روزها
بیدار مانده تا صبح
ایستاده با زمستان پر شاخ و
بی برگ.

ای رفتار تیره‌ی شهر
تجمع درد در مفصل و سختی عبور
من راز تو را
در ندیدن‌ها دانستم
آنجا که جز به رفتن کار دیگری را
تعریف نکردی!


کودکی ام از کدام مغازه بیرون‌می‌زند
با سالی که نو نمی‌شود
چلچله‌ها ذوقی به خواندن ندارند
و روی تخت بیمارستان تو تشریح می‌شوند!

کودکی‌ام را مراقبت کن
او جز فقر چیز دیگری را
نپوشیده است
بگو که کار دیگری
در فصل‌های بعدی به او لبخند می‌زند!


ای خیابان
حافظه‌ات را به چنارها بسپار
تا در مراوده با اره
به خانه‌ها پناه ببرند!
تختی شوند برای آغوش
دری برای عبور
پنجره ای برای تماشا!

میدان اگر تو باشی
نور باید از کجا بتابد تا دیده شود؟

#میثم_متاجی

#@andishebedunemarz

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

پس از فراغت راه
رفیق سایه شدم
و آنچه که در روز گفته و شنیده‌ام
از انگشت‌های دست و پاهایم بیرون می‌زند
شکل‌ جوانه‌ی سخن
که گوش‌های چشم به راه‌ می‌شنوند.

تنها صدای توست
که درون رگ‌ها چون تپشی از ماه
شب را به مسلخ می‌برد
تا نور رسم مدام آینه باشد.

ای زلالی نرم موسیقی بر دیوار
آغشته به صدای باران

نبودنت تو را از حضور تهی نمی‌کند
آنچنان که تاریکی شب
جنگل را.


#میثم_متاجی

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

@meysammatajii
#موسیقی_بی‌کلام
برای زمان
برای واژه
.
.
‌
باران بارید
پروانه‌ای زیر برگ پنهان شد
گاه زیبایی
به همین سادگی هدر می‌رود.


#میثم_متاجی

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

میگن اسبت رفیق روز جنگه
مو می گویم ازو بهتر تفنگه
سوار بی تفنگ قدرت نداره
سوار وقتی تفنگ داره سواره


تفنگ دسته نقره م را فروختم
برای وی قبای ترمه دوختم
فرستادم، برایم پس فرستاد
تفنگ دسته نقره م؛ داد و بیداد


@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

استاد #بهرام_بیضایی چشم از جهان فروبست!


آن‌ که به خانه می رفت، کنار معرکه ای به تماشا ایستاد و پس از آن دیگر به سوی خانه نرفت. در معرکه چه دیده بود؟ آیا حقیقت را معامله می کردند؟ شنید که کسی به حقیقت سوگند می خورد! ...
او از کنار وسوسه ها می گذشت و روزی که سرانجام پا از شهر بیرون گذاشت ، از شاعری شنید: " هوشیار باش که حقیقت را از زبان چه کسی می شنوی . حقیقت را می توان به دل خواه با کلمات تغییر داد. چنان دل خواه که دیگر حقیقت نباشد." جوان از شهر بیرون رفت؛ اما می دانست که شهر از یاد او بیرون نخواهد رفت!
#بهرام_بیضایی
کتاب: حقیقت و مرد دانا
صفحه ۳۷

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

دوره‌ی یک روزه نویسندگی خلاق
تجربه‌ی نوشتن در یک عصر بهاری

چهارشنبه ۲۰ خرداد ماه
چالوس _ خانه هنر


لطفا در اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان همراه باشید.

@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

ما در دورانی زندگی می‌کنیم که اکثرمان به‌حال خودمان واگذاشته نشده‌ایم و مکالمات تلفنی، پیغام‌های نوشتاری، توئیتر، فیسبوک و اسکایپ ضامن ارتباط و تعاملمان با دیگران هستند. دسترسی به‌خلوت و انزوا نادرتر و دشوارتر از پیش شده است، علی‌الخصوص به‌این دلیل که ما خودمان انتخابمان این بوده است که معاشرت‌ها را جایگزین خلوت و خلوت‌گزینی کنیم. شاید بزرگترین مسئله دوران ما احساس تنهایی مفرط نیست بلکه فقدان خلوت و انزواست.

#فلسفه_تنهایی
#لارس_اسونسن


@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

دفترخانه اسناد رسمی ۵۶۹ نوشهر
سردفتر: #میثم_متاجی

_ نقل و انتقال اموال منقول و غیرمنقول
_ گواهی امضاء، کپی‌برابر‌اصل

تنظیم اسناد: #وکالت‌نامه #تعهدنامه #رضایت‌نامه #مبایعه‌نامه #اقرارنامه و ...


تلفن تماس: ۰۱۱۵۲۳۳۳۸۰۳ _ ۰۹۱۱۲۹۲۹۳۷۳
#نشانی : نوشهر، جنب خیابان مولوی، طبقه فوقانی


@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

https://ble.ir/meysammataji

تاملاتی در باب ادبیات و هنر در بله

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

کارگاه‌های شعر و داستان‌نویسی #دریچه
ساری
جمعه ۱ خرداد

@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

#شعر_تازه

پاییز از انگشت‌ها آغاز می‌شود
از شاخه‌های درختی ایستاده بر کوه
و آنکه پرنده‌اش کوچ کرده است
زودتر تسلیم می‌شود.

نقاشی مرگ است
هر برگ را به رنگی می‌کشد
تا فریب ملونی باشد
بر دریچه‌ی زمستان .

برگ‌ها سقوط می‌کنند
پیش از شکستن استخوان
قلب‌شان  نیمه‌ی راه می‌ایستد
و اجساد در دهان برف ناپدید می‌شوند.

پرنده‌ام بگو
آخرین حرف را در کدام لانه جا گذاشته‌ای
آخرین لبخند را بر کدام شاخه
تا این درخت تنها مانده در کوه
کمی بیشتر زنده بماند!

بگو که عشق
آذوقه‌ی ملاقات بهار است
اگر نه کجا می‌شود از جهنم سرما عبور کرد!


#میثم_متاجی

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

صدای جنگ از دور رسید
بوسه‌ی مانده در وعده‌
زودتر شلیک شد.

#میثم_متاجی

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

وقتی پسر کوچکم مرد، همه گریه می‌کردند. اما من بلند شدم و رقصیدم، چون فقط رقص بود که درد رو متوقف می‌کرد.

#زوربای_یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

بیا به مهمانی موج‌ها برویم
ای آبی یاقوت بر انگشتر
ای در مراقبه با خون
با رگ
از اتفاق طلوع
از پیشانی دریا
حرارت من چه سهمی دارد؟
وقتی که خورشید
لطافتی از سوختن بود
و نور از شرارتی تاریک سخن می‌گفت!

از فصل آب
با من به دیدار رودخانه بیا
تا عبور آب در ریشه
تا صعود آب در شاخه
تا لحظه‌ی پرواز قطره بر درخت
ساق ابر بر برگ بشکنیم!

با من به دیدار رودخانه بیا
که ماهی
این یاقوت سرخ
به شکلی از سنگ
در قهری عظیم از کوه به سر می برد.

مرگ از کدام سمت می‌آید؟
که پیشانی بریزم به پایش!
دست ببرم بر شقیقه‌ی خیابان
خون سیاه خاطراتم را بریزم؟
کمر خم کنم که بمیرم
که عصب‌هایم در هیاهوی تیزی‌ها
گیاهی روییده بر دره‌اند.
ای مرگ
تو عصای دست من باش!
این بیچارگی ابدی را
جز به عبور تو از رگ‌های بلند من
نمی‌توان چاره‌ کرد!
بعد از مردنم
به انگشت‌هایم‌ نگاه کنید
آنان رد عبور شوق را می‌گویند
پرنده‌ای دور از من
که تنها به ملاقات چشم‌ها‌ می‌آمد!
و عشق که زیر موهایم جامانده‌ است
تا آخرین چیزی از من باشد
که باقی‌ست!
به گلدان‌ها بگویید
آمده بود تا به مهربانی تیغ‌های‌تان سلام بگوید
که شرافت دشمنی نگاه داشته‌اند
که بهتر از لجن‌زار فریبنده‌ی دوستی‌ست
که شریف‌تر از گلی‌ست که نقش مدام زخم است.
سهم ناچیزم از ابرها را
به مادرم بدهید
تنها اوست که شکل موقر باران است
و آبروی گریه را نگاه می‌دارد!
و اشک این صورت تاریخی انسان
در چشم‌های او زیباتر است
بگویید که آمده به دیدار موهای بلند تو
اما تو هنوز از باغ برنگشته بودی
و در نبودنت با بهار نارنج وداع کرد!
شمعدانی‌های مودب ایوان را
جای تو بوسید
بگویید به مرگ گفته‌ام:
می‌توانم دو بار بمیرم
تا  مادرم مهر مدام جهان باشد؟
سکوت کرد و
سکوت کرد.
شما که دوستید
شما که لبخند می‌زدید
شما که از عشق سخن می‌گفتید
شما که بال‌های مرا بسته بودید
من مرده‌ام !
شما ببخشید
خلاصه هر کس ضعفی دارد
و من هم بیش از یکبار نمی‌توانم بمیرم!

صدای کمانچه‌ام
در یک آهنگ ایرانی
بی‌مقدمه و غمگین
که قلب‌های رنجور را
به چشم پیوند می‌دهد.
نقش مرتب چنار بر شیار سنگ قبرها
که سایه‌ام به کار مردگان نمی‌آید!
فرش پاخورده که شستن جوانش نمی‌کند.
چه کسی می‌داند چند شمعدانی تابستان امسال خشک شده‌اند؟
و کدام ابر بی آنکه ببارد از روی سر ما گذشت؟
کدام یک از کسانی که مردند
قرار بود دوست بعدی من باشد.

#میثم‌_متاجی

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

ملال معمولاً زمانی ایجاد می‌شود که نمی‌توانیم آنچه را می‌خواهیم انجام دهیم، یا مجبور باشیم کاری را انجام دهیم که نمی‌خواهیم.‌


ولی هنگامی که نمی‌دانیم چه کاری را می‌خواهیم انجام دهیم، وقتی توانایی پذیرش مسئولیت‌های خود در زندگی‌مان را نداریم چطور؟

در آن هنگام ممکن است خود را در ملال عمیقی بیابیم که یادآور فقدان قدرت اراده است، چون چیزی نیست که اراده بتواند بر آن چنگ بیندازد.

#فلسفه_ملال
#لارس_اسونسن

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

#برگه_شوندان


شب چاقو را از تنم بیرون می‌کشد
خون بسترم را پر می‌کند
رویا سرم را

تو در عمیق‌ترین نقطه به من برمی‌گردی
خون را به تنم پس‌ می‌دهی
چاقو را دوباره در جایش فرو می‌کنی
تا روز دیگری را بگذرانم.


#میثم_متاجی

/channel/shavandanpage

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

شب چاقو را از تنم بیرون می‌کشد
خون بسترم را پر می‌کند
رویا سرم را

تو در عمیق‌ترین نقطه به من برمی‌گردی
خون را به تنم پس‌ می‌دهی
چاقو را دوباره در جایش فرو می‌کنی

تا روز دیگری را بگذرانم.


#میثم_متاجی

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

ببینید #شرح_انسان

مدارا با خود
در عبور از تنهایی!

@meysammatajii

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

فراخوان تصویری دعوت از همه‌ی کارگردانان، اهالی تئاتر و علاقمندان برای حضور در رویداد نمایشنامه‌خوانی _تئاتر از تئاتر_ در مکتب تهران

برای کسب اطلاعات بیشتر جهت حضور با شماره ۰۹۹۱۲۷۸۵۰۲۸ تماس بگیرید.
#تئاتر_از_تئاتر
#مکتب_تهران

@theatre_as_theatre

Читать полностью…

تاملاتی در باب ادبیات و هنر

🥀
گاهی عشق

مثل باد مرداد است

می وزد اما خنک نمیکند...!

#میثم_متاجی
‌╭┅──  ─  ─  ──┅╮
    @Mahroo_azm
╰┅──  ─  ─  ──┅╯

Читать полностью…
Subscribe to a channel