11605
محسنحسام مظاهری نویسنده و پژوهشگر مطالعات اجتماعی تشیع و مناسک شیعی عضو حلقه شیعهپژوهی سرو کتابها: رسانه شیعه تراژدی جهان اسلام مجالس مذهبی در ایران معاصر ساکن خیابان ایران و... @mohsenhesam توییتر: @mohsenHmazaheri اینستاگرام: @mohsenhesammazaheri
#نقدها
🔹تأملی بر زوال سیاست در حوزه علمیه🔹
از میانداری مجتهد در حاشیه سیاست تا در میانه سیاست بودن حوزههای علمیه؛ به مناسبت درگذشت آیتالله شبیری زنجانی
[نقدی بر یادداشت «فقدان میانجی»]
✍️ عاطفه صادقی
قسمت 2
3. زوال میدان و انزوای اندرونیها: قم و بحران بیکنشی
امروز اما ما با چه مواجهیم؟ در بالاترین سطوح تضاد جهانی و ترور عیان زعیم شیعه آن هم به همراه خانواده توسط نظام سلطه (آمریکا و اسرائیل)، متاسفانه شاهد کنشی جمعی و انضمامی علمای بزرگ نیستیم و مواضع تنها به تسلیتهای انفرادی و محبوس در بیوت فروکاسته میشود، درحقیقت ما با «فقدان کنش جمعی بزرگان شیعه» در کالبد حوزه روبهروییم.
تسلیتهای فردی ممکن است حاکی از یک «اجماع عاطفی یا مذهبی» باشد، اما هرگز واجد صفت «اجتماع» نیست. اجتماع نیازمند جسارت ورود به تاریخ است؛ مستلزم به لرزه درآوردن جغرافیای شهر است. اینکه چرا قم از «شهر قیام و تجمعات تاریخساز» به مرحلهای از انتزاع و محافظهکاری رسیده که حتی مظلومیت و شهادت رهبر شیعه نیز نمیتواند علمایش را گرد یک میز نشانده و آنها را برای خلق یک واقعه تاریخی مجتمع کند. به نظر میرسد این مسئله بیش از هر چیز ناشی از تبدیل شدن حوزه از «نهادی جنبشساز» به « سازمانی بوروکراتیک و منفعل» است. در واقع پاسخ به این پرسش که چرا شهادت رهبر شیعه باعث نمیشود علما گرد یک میز بنشینند و واقعه تاریخی بسازند روشن است: حوزه از یک نهاد جنبشساز به یک سازمان اداری و منفعل تبدیل شده است.
4. رحلت آیتالله و بیدارشدن حوزههای علمیه
فقدان بزرگانی چون آیتالله شبیری زنجانی باید ما را بیدار کند. آنچه جریان اصلاحطلبی از مجتهدی چنان بزرگ مطالبه میکند صرفا میانداری مجتهد در حاشیه سیاست به نفع جریان خویش است. مسئله این یادداشت اما اثرگذاری تاریخی مراجع عالیقدر و در میانه سیاست بودن مجتهد است نه در حاشیه بودن وی.
رحلت بزرگانی چون آیتالله شبیری زنجانی تلنگری است به این واقعیت دردناک که آیا ما به پایان عصر «اجتماع علمایی» نزدیک شدهایم. تقلیل سنت سیاسی تشیع به بیانیهنویسیهای بیوت و صدور تسلیتهای انفرادی، معنایی جز خروج حوزه از ساحت کنشگری زنده تاریخی ندارد. تا زمانی که حوزه نتواند دیالکتیک میان «علمیت اندرونی» و «حضور انضمامی در میدان سیاست و عمل» را بازسازی کند، میبایست نگران بود چرا که بزرگترین قربانی چنین انفعالی، اقتدار عینی و سرمایه تاریخی حوزه علمیه تشیع است، وضعیتی که حوزه را از متن به حاشیه تقلیل میدهد.
نقل از: رسانه فکرت
@mohsenhesammazaheri
میانجیهای نامحبوب
نقدی بر یادداشت «فقدان میانجی»
دوست گرامی، محسنحسام مظاهری، در یادداشت کوتاهی به مناسبت درگذشت آیتالله شبیری زنجانی با عنوان «فقدان میانجی»، بهترین واژه را برای توصیف سلوک اجتماعیسیاسیِ «در پردهٔ» آن مرحوم، «میانجی» و «دیلماج» دانسته است. و پیرو این توصیف درست از نقشآفرینیِ ایشان، میآورد: «به سبب همین نقشآفرینی، شبیری محبوب همهی طرفین بود. هم با رهبر شهید حشر و نشر داشت و هم نماز میت روحانیون منتقد نظام را میخواند و درب خانهاش به روزی همه جریانهای سیاسی و مذهبی گشوده ماند. بیتردید شخصیت متواضع و روادار او نیز در این امر تأثیر داشت.»
پرسش این یادداشت انتقادی این است: آیا میانجیگر در جامعهٔ ایران حقیقتاً اینقدر محبوب و خواستنی است؟ به نظرم كمى دور از آنچه دوست گرامى، محسن حسام مظاهرى تصوير مىكند، ميانجىها اینقدرها هم در جامعهٔ ايران محبوب نبوده و نیستند. در جامعهاى كه مشق روشنفكران و كنشگران و حتى جامعهٔ علمى و از آن سو حاکمیت، بازى با حاصل جمع صفر و نه بازیِ برد-برد است (من مىگويم جليلىگرىِ داخلى)، ميانجینوازی و میانجیگری چندان محلی از اعراب ندارد. از قضا تيكهخور ميانجى ملس است: محافظهکار، وسطباز، خونشور، ترسو و ... از سوی اپوزیسیون و از آنسو: ساکت، سکولار و غیرانقلابی از سوی حاکمیت و هواداران.
در جامعهٔ چپزدهٔ ما كه بامزه خیلیها خود را راست و محافظهکار مىانگارند! مشتزنها محبوب و قهرمان و الگو و رشكبرانگيزند. در همين زمینهٔ حوزوی، مرحوم آيتاللّٰه منتظرى و سلیمانی اردستانیها در نزد منتقدان محبوبترند تا مرحوم آيتاللّٰه شبيرى. مرحوم آیتالله مصباح یا محسن اراكىها محبوبتر حاکمیت و هواداران راديكالاند تا مرحوم آيتاللّه شبيرى.
البته در بزنگاههاى خاص كه كار جامعه گره خورده، در مقطع خاص تصاعد تنش، گاهى نقش مرضىالطرفين كاركرد پيدا مىكند. در آن زمان شبيرىها فراخوانده مىشوند، تا دعوا را حلوفصل كنند؛ آن هم شايد؛ آنهم گاهی با اکراه. اما در روزهايى معمول كه كار به دادگاه و اعتراض خیابانی كشيده نشده و بغضها همچنان در دل و زبان است و هر لحظه بيم نزاع نمیرود و میتوان وسط کار را گرفت و میانجیگری کرد، اويى كه بيش از همه در جامعهٔ ايران كتک خورده و طرد و منزوی شده و انگ چشيده، ميانجىگر بوده.
راز نداشتنِ دستگاه مرجعیتِ آیتالله شبیری که موردقبول محسنحسام مظاهری نیز است، فقط شخصیت فروتن و نام و جاهگریزیِ ایشان نبوده است. انکارکردنی نیست که جامعهٔ پساانقلابیِ ایران، زیر سیطرهٔ نگاه تشیع انقلابی در حاکمیت و از آنسو، اعتیاد ترکنشدنیِ روشنفکر و کنشگر ایرانی به افزایش تنش دولت و ملت، میانجیگری را نمیپسندد و میانجیگر را طرد و منزوی میکند. راز انزوا و گمنامیِ مرجعی در قوارهٔ اعلمیت آقای شبیری، این نیز است.
#یادداشت
@Hamesh1
🔴 مجموعه ۱۲جلدی «تجربههای جهانی بازسازی پساجنگ» منتشر شد
(بررسی تجربههای جهانی بازسازی اجتماعی، فرهنگی و علمی در دوره پساجنگ)
🔸مجموعه ۱۲جلدی «تجربههای جهانی بازسازی پساجنگ» با هدف شناخت ابعاد و پیامدهای جنگ و بهرهگیری از تجربههای کشورهای مختلف در زمینه بازسازی جوامع پساجنگ،در همکاری میان انجمن انسانشناسی ایران و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دفتر سیاستگذاری معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم به کوشش لیلا اردبیلی و جبار رحمانی و مشارکت ۲۵ مترجم منتشر شد.
🔸این مجموعه به تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با پیامدهای جنگ و مسیر بازسازی پس از آن پرداخته است. در این مطالعات، بازسازی پساجنگ صرفاً به معنای بازسازی زیرساختهای فیزیکی و اقتصادی تلقی نشده، بلکه بهعنوان فرایندی چندبعدی مورد بررسی قرار گرفته؛ فرایندی که در کنار بازسازی اقتصادی و عمرانی، نیازمند ترمیم سرمایه اجتماعی، بازسازی اعتماد عمومی، احیای امید، تقویت مشارکت اجتماعی، بازسازی ظرفیتهای نهادی و فرهنگی و بازآرایی مناسبات دولت و جامعه است.
https://www.ricac.ac.ir/news/5891
@asiorg
یهودیت سیاسی نداریم؟
در ادبیات معاصر، اصطلاح «اسلام سیاسی» بسیار رایج است؛ اصطلاحی که معمولاً برای توصیف جریانهایی به کار میرود که میکوشند مفاهیم و هنجارهای اسلامی را وارد عرصه قدرت، دولت و سیاست کنند. اما اگر قرار باشد این مفهوم را جدی بگیریم، باید بپذیریم که پدیده مشابهی در سنت یهودی نیز وجود دارد:
«یهودیت سیاسی»
(Political Judaism / Jewish Political Theology).
این به معنای «سیاسی بودن ذات یهودیت» یا یکی دانستن یهودیت با صهیونیسم نیست؛ بلکه به معنای وجود جریانها و پروژههایی است که هویت، متون، وعدهها و مفاهیم دینی یهودی را به پروژهای سیاسی، ملی، سرزمینی یا دولتی تبدیل میکنند. اتفاقاً شماری از مهمترین متفکران یهودی قرن بیستم دقیقاً با همین مسئله درگیر بودهاند.
گرشوم شولم صهیونیسم را در نسبت با «بازگشت یهودیت به تاریخ» میدید: یهودیت، که قرنها عمدتاً در قالب یک سنت دینیِ تبعیدی وجود داشت، با صهیونیسم دوباره وارد قلمرو تاریخ، قدرت و سیاست میشد. اما شولم همزمان نسبت به مسیحاییکردن صهیونیسم هشدار میداد؛ یعنی تبدیل مفاهیم رستگاری و مسیحایی یهود به پروژه سیاسی. این نکته بسیار مهم است: در اینجا دیگر با یک ملیگرایی معمولی مواجه نیستیم؛ بلکه بحث بر سر این است که آیا مقولات دینی و مسیحایی میتوانند به نیروی سیاسی و تاریخی تبدیل شوند یا نه.
مارتین بوبر نیز صهیونیسم را صرفاً یک جنبش ملی عادی نمیدید. پژوهشگران از «الهیات سیاسی صهیونیسمِ بوبر» سخن گفتهاند. برای او، صهیونیسم میتوانست تجلی معاصرِ همان عهد مقدس میان قوم، سرزمین و خدا باشد.
در سوی دیگر، هرمان کوهن قرار داشت. کوهن دقیقاً از این میترسید که یهودیت به یک ملیگرایی دولتی تبدیل شود. از نظر او، رسالت اخلاقی یهودیت جهانشمول بود و نباید در قالب دولت-ملت یهودی محصور شود. بنابراین مخالفت او با صهیونیسم، خود شاهدی بر این واقعیت است که مسئله «سیاسیشدن یهودیت» در درون اندیشه یهودی مسئلهای جدی بوده است.
پس مفهوم «سیاسیکردن یهودیت» تنها اصطلاحی نیست که منتقدان بیرونی بر یهودیت تحمیل کرده باشند؛ بلکه خود متفکران یهودی نیز آن را برای توصیف پروژههای درون یهودیت به کار بردهاند. از اینجا میتوان به مفهوم گستردهتر «الهیات سیاسی یهودی» (Jewish Political Theology) رسید که متفکرانی مانند کوهن، شولم، بوبر و هانا آرنت را درگیر مسئله نسبت یهودیت، تاریخ، دولت، ملت، قانون و رستگاری میکرد. حتی اشتراوس پا را فراتر میگذاشت و معتقد بود که در دوران زوال کامل ارزشها، یک "نیروی اخلاقی" بزرگ در جنبش سیاسی صهیونیسم نهفته است.
بنابراین اگر درباره «اسلام سیاسی» صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم که الصاق الهیات به سیاست پدیدهای منحصراً اسلامی است. در مسیحیت، یهودیت و اسلام، نمونههای مختلفی از تبدیل مفاهیم دینی به پروژههای سیاسی وجود داشته است. در مورد یهودیت، صهیونیسم یکی از مهمترین نمونههای مدرن این فرایند است.
✍️عدنان فلّاحی
/channel/AdnanFallahi
🔸صلحی که به تقویم راه نیافت🔸
✍ محسنحسام مظاهری
[قسمت ۲ و پایانی]
۴
شکلگیری تقویمها و تغییرات آنها، بیدلیل نیست. هیچ مناسبتی تصادفاً در خاطر نمیماند و به خاطره تبدیل نمیشود؛ همچنانکه هیچ مناسبتی هم از سرِ اتفاق فراموشانده نمیشود. اینکه کدام مناسبتها و کدام اشخاص از دل تاریخ فراخوان میشوند و کدامها به بایگانی میروند، بسته به نیازها و اقتضائات جامعه است. بیش از آنکه ریشهی تاریخی داشته باشد، دلالت جامعهشناختی دارد و متأثر از مقتضیات و تجارب و ضرورتهای جامعه و نیز برایند ارادهی نهادهای قدرت در هر مقطع است. اگر رویدادی و شخصیتی در تقویم ثبت است، چون نسبتی با امروز دارد و قرار است به نیازی در جامعه یا قدرت پاسخ دهد. و به همین سیاق، اگر نیست یعنی بودنش ضرورتی نداشته است. به همین جهت است که از بررسی سیر تغییرات تقویمهای جوامع (اعم از رسمی و غیررسمی) میتوان آنها و مسیر تغییراتشان را شناخت.
۵
با این اوصاف، همین که شیعهی متعارف امروز به عنوان مثال روز ورود حضرت معصومه به قم برایش مشخص است و آن را گرامی میدارد یا برای وفات حضرت رقیه مجلس عزا برپا میکند، اما روز صلحِ امام دومش را نمیشناسد، میتواند بخشی از اکنونِ ما را توضیح دهد.
۶
البته کسی چه میداند. شاید روزی هم صلح امام حسن به تقویم شیعیان افزوده شود، همچنانکه در زمان ما کم نیستند مناسبتهایی که به تقویم مناسکی افزوده شدهاند بدون آنکه شیعیان ادوار پیشین آنها را گرامی داشته باشند.
تقویم، موجود زندهای است؛ همانند جامعه.
۱۴۰۵/۰۶/۱۸
@ mohsenhesammazaheri
۱۴۰۵/۰۶/۱۶
@mohsenhesammazaheri
📕 «سیمای محمد»؛ شریعتی چگونه پیامبر را در متن تاریخ و جامعه میدید؟
✍️ علی شریعتی
پاییز ۱۳۴۶؛ حسینیه ارشاد تازه آغاز به کار کرده و مرتضی مطهری برای مجموعهای به مناسبت پانزدهمین قرن بعثت پیامبر اسلام، از علی شریعتی ــ استاد جوان دانشگاه مشهد ــ میخواهد مقالهای بنویسد.
یکی از نوشتههایی که شریعتی میفرستد، «سیمای محمد» است؛ متنی که بیش از آنکه زندگینامهای متعارف از پیامبر باشد، تلاشی برای فهم محمد در متن تاریخ، جامعه، قدرت و سرنوشت ادیان است.
شریعتی بحث را از چهرههای متفاوت تاریخ آغاز میکند و سپس سراغ پیامبران میرود. او میکوشد با نگاهی جامعهشناختی بپرسد پیامبران از کدام طبقات برخاستهاند، در برابر کدام نیروهای اجتماعی ایستادهاند و چرا ادیان، پس از ظهور و گسترش، گاه از پیام نخستین خود فاصله گرفتهاند.
در این روایت، موسی در برابر فرعون میایستد، عیسی در برابر قدرت و ثروت زمانه قرار میگیرد و سرانجام محمد در جامعهای ظهور میکند که شریعتی آن را آکنده از فقر، خشونت، تبعیض و مناسبات قبیلهای توصیف میکند.
اما یکی از محورهای جسورانه مقاله، نظریه شریعتی درباره سرنوشت تاریخی ادیان است.
او معتقد است پیامبران در جوامعی منحرف ظهور میکنند و دین نیرویی برای تغییر آن جامعه میشود؛ اما همان دین ممکن است پس از استقرار، بهتدریج با قدرت و ساختارهای اجتماعی درآمیزد و خود نیازمند بازگشت به پیام اولیهاش شود.
و هنگامی که به خود محمد میرسد، دیگر فقط از یک بنیانگذار دین سخن نمیگوید.
محمدِ شریعتی انسانی چندساحتی است: پیامبر، رهبر اجتماعی، مرد سیاست و جنگ، و در همان حال انسانی که در زندگی خصوصی، عاطفه، تنهایی، دوستی و رنج را تجربه میکند. او میخواهد سیمایی انسانی از پیامبر ترسیم کند؛ نه چهرهای دور و دستنیافتنی.
در صفحات پایانی، شریعتی این تصویر را به پرسشی درباره زمانه خودش پیوند میزند: جامعهای که از نظر علم و فناوری پیشرفت کرده، اما همچنان با جنگ، تبعیض، استعمار، تنهایی و بحران معنا دستبهگریبان است.
از همینجاست که «سیمای محمد» از یک نوشته تاریخی عبور میکند و به پرسشی درباره انسان معاصر تبدیل میشود:
انسانی که قدرت و دانش بیشتری به دست آورده، اما آیا به همان اندازه انسانیتر شده است؟
این متن از نخستین نوشتههایی است که بسیاری از ویژگیهای نثر و اندیشه شریعتی سالهای بعد را میتوان در آن دید: آمیزهای از تاریخ، جامعهشناسی، ادبیات، شور دینی و زبان خطابی؛ همان زبانی که اندکی بعد با حضور او در حسینیه ارشاد به یکی از صداهای اثرگذار نسل جوان ایران بدل شد.
📎 نسخه کامل «سیمای محمد» ضمیمه است.
پن:
محسن حسام مظاهری، پژوهشگر مطالعات اجتماعی تشیع، درباره این اثر شریعتی نوشته است:
«این روزها ناسزاگویی به شریعتی و دیگر روشنفکران دینی البته مُد روز است و هرکه از راه میرسد ناسزایی نثار ایشان میکند. اما باید انصاف داد که دربارهی پیامبر اکرم، لااقل به زبان فارسی، هنوز اثری همپای "محمد خاتم پیامبران" و بهخصوص مقالهی شریعتی در آن با نام "سیمای محمد" نگاشته نشده است.
من شناخت و ارادتم به پیامبر را مرهون این کتاب و نیز "اسلامشناسیِ" شریعتیام؛ همچنانکه علاقهمندیام به مطالعات قرآنی را مدیون مهندس بازرگان و "سیر تحول قرآن"اش.»
🔹بازدید مدیر اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور (اصفهان) از مرکز آرشیو و کتابخانه کلیسای وانکاصفهان🔹
#سازمان_اسناد_و_کتابخانه_ملی_ایران
@isfahannlai
#تازه_های_نشر_آرما
#تازه_های_مطالعات_دین
چهلوهفتمین عنوان از مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) منتشر شد:
📗صوفیان مطرود 📗
بررسی تبارشناسانهٔ جریان نقد تصوف از دورهٔ صفوی تا پهلوی اول
✍️ سعید مهری
از مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) - ۴۹
دبیر مجموعه: محسنحسام مظاهری
۲۶۴ صفحه - رقعی
چاپ اول: مرداد ۱۴۰۵
نشر آرما
این پژوهش درصدد است نشان دهد که جریان نقد تصوف/صوفیستیزی (مشخصاً در دورههای صفوی و قاجار)، معلول تضاد معرفتشناسی مخالفان تصوف با صوفیان نیست، بلکه عواملی چند در این زمینه مؤثر بوده است؛ مانند تغییر مذهب صفویان از تسنن به تشیع، آنهم بیشتر با قرائتی فقیهانه و اخباری از مذهب شیعه.
فروش اینترنتی: سایتهای ایرانکتاب، سیبوک و...
توزیع: ققنوس
#کتابهای_سرو
#نشر_آرما
@sarvbooks
@nashre_arma
#تجدید_چاپ
چاپ دوم منتشر شد:
📗از تصوف تا عرفان📗
تأملاتی در تحول گفتمان معنوی ایرانی از عهد صفوی تا عهد پهلوی
✍️ عطا انزلی ـ با همکاری اشکان بحرانی
از مجموعهی «کتابهای سرو» (مطالعات اجتماعی شیعه - ۳۸
۲۸۴ صفحه - رقعی
چاپ اول: 1403
چاپ دوم: مرداد ۱۴۰۵
نشر آرما
خرید اینترنتی:
سایتهای چهارسوق، سیبوک و ایرانکتاب
توزیع: ققنوس
#نشر_آرما
#کتابهای_سرو
@sarvbooks
@nashre_arma
#تازه_های_نشر_آرما
#تازه_های_مطالعات_دین
چهلوششمین عنوان از مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) منتشر شد:
📗مرجعیت شیعه: از نهاد تا گروه منزلتی📗
✍ کمال رضوی
با مقدمهی سارا شریعتی
از مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) - ۲۶
دبیر مجموعه: محسنحسام مظاهری
۵۹۸ صفحه - رقعی
چاپ اول: تابستان ۱۴۰۵
نشر آرما
در این کتاب، نویسنده با این فرض که مرجعیت در تاریخ ایران همواره مانند یک نیروی اجتماعی و نهاد مدنی تأثیرگذار و مستقل از دولت مطرح بوده است، با شناسایی سه وجه «قدرت و نفوذ اجتماعی»، «ثروت و وضعیت مالی» و «منزلت اجتماعی» مرجعیت، به مطالعۀ سازمان درونی روحانیت، نفوذ مرجعیت در متن جامعه، توانایی بسیج مردم، رابطه با احزاب و سازمانهای سیاسی، مناسبات مرجعیت با حکومت، منابع مالی و منشأ ثروت، کارآمدی در پاسخ به نیازها و مطالبات مردم در عرصۀ سیاست و مسائل زنان پرداخته است. وی پس از بررسی پایگاه اجتماعی مرجعیت در چهار دوره تاریخی (از دوره مرجعیت واحد آیتالله بروجردی تا امروز)، به این نتیجه رسیده است که مرجعیت، که تا پیش از انقلاب بهعنوان یک نهاد عمل میکرد، پس از انقلاب دیگر ظرفیتهای لازم برای ایفای نقش در جایگاه نهادی را ندارد و پیشروی روزافزون مداخلات بیرونی در امور تحت نفوذ مرجعیت به تحدید استقلال این نهاد انجامیده است. مجموعه این تغییرات، جایگاه مرجعیت را امروزه از یک نهاد به یک گروه منزلتی تغییر داده است.
فروش اینترنتی: سایتهای ایرانکتاب، سیبوک و...
توزیع: ققنوس
#کتابهای_سرو
#نشر_آرما
@sarvbooks
@nashre_arma
#گزارش
📗«پیادهروی اربعین؛ تأملاتی جامعهشناختی» بازخوانی آیینها در چارچوب تحولات اجتماعی📗
کتاب «پیادهروی اربعین؛ تأملاتی جامعهشناختی» به گردآوری محسن حساممظاهری یکی از نخستین و جدیترین تلاشها برای فهم علمی و جامعهشناختی آیین اربعین است؛ آیینی که در کمتر از یک دهه پس از سقوط حزب بعث و صدام حسین، به یکی از بزرگترین تجمعات انسانی جهان تبدیل شده است. مظاهری در این کتاب میکوشد اربعین را از میان روایتهای احساسی، تبلیغی و آیینی رایج بیرون بکشد و آن را در جایگاه یک «پدیده اجتماعی نوظهور» قرار دهد؛ پدیدهای که در آن دین، سیاست، رسانه، بدن، هویت و مناسک درهم تنیدهاند و فهم آن نیازمند رویکردی چندلایه و تحلیلی است.
این کتاب مجموعهای از هفت مقاله پژوهشی است که هرکدام از زاویهای متفاوت به اربعین میپردازند و در کنار هم تصویری جامع و چندوجهی از این آیین ارائه میدهند. مظاهری با انتخاب نویسندگان جوان و پژوهشگران حوزه جامعهشناسی دین، تلاش کرده است از یکسو نگاه تازه و بیپیرایهای به اربعین عرضه کند و از سوی دیگر، از هیجانات آیینی فاصله بگیرد تا تحلیلها بر پایه داده، مشاهده میدانی و چارچوب نظری استوار باشند.
در این کتاب، اربعین یکی از مناسک مذهبی نیست، بلکه یک «رخداد اجتماعی» دیده میشود؛ رخدادی که ریشه در تحولات سیاسی عراق پس از سقوط صدام دارد، در بستر جغرافیای مقدس شیعی معنا مییابد، از طریق شبکههای مردمی و موکبداران سازمان میگیرد، در رسانهها بازنمایی میشود و در تجربه زیسته زائران شکل نهایی خود را پیدا میکند. نویسندگان مجموعه نشان میدهند که چگونه این آیین توانسته است هویت شیعی را در سطحی جهانی بازتولید کند، رابطه میزبان-مهمان را به محور تجربه معنوی تبدیل سازد.
کتاب همچنین به این نکته میپردازد که اربعین در حال گذار از یک آیین سنتی به یک آیین نهادیشده است؛ آیینی که دولتها، نهادهای مذهبی، شبکههای رسانهای و گروههای مردمی هرکدام در شکلدهی به آن نقش دارند. این گذار، پیامدهایی اجتماعی و فرهنگی دارد که در مقالات کتاب بررسی شدهاند؛ از عرفیشدن امر قدسی تا شکلگیری شایعات رسانهای و از تغییر الگوهای دینداری تا ظهور نوعی همبستگی فراملی.
در بخش دیگری از کتاب، تجربه زیسته زائران ایرانی در پیادهروی سال ۱۳۹۳ بررسی میشود؛ تجربهای که بر محور بدن، خستگی، رنج، میزبانی و مواجهه با معنای سفر شکل میگیرد. این مطالعه میدانی نشان میدهد که چگونه اربعین برای بسیاری از زائران، نه فقط یک آیین مذهبی، بلکه یک تجربه وجودی و هویتی است.
«پیادهروی اربعین؛ تأملاتی جامعهشناختی» کتابی است که اربعین را از سطح روایتهای احساسی به سطح تحلیلهای علمی میبرد و آن را در جایگاه یک موضوع جدی برای مطالعات جامعهشناسی دین، مردمنگاری، مطالعات فرهنگی و تحلیل رسانه قرار میدهد. این اثر برای پژوهشگران، دانشجویان، روزنامهنگاران و همه کسانی که میخواهند اربعین را درک کنند، یک منبع ضروری و نقطه آغاز است.
این کتاب با دبیری محسن حساممظاهری، پژوهشگر شناختهشده جامعهشناسی دین، در قالب مجموعه «کتابهای سرو» منتشر شده و هدف آن ارائه یک چارچوب نظری و تحلیلی برای فهم اجتماعی اربعین است. مظاهری و نویسندگان مجموعه تلاش کردهاند اربعین را همچون یک پدیده اجتماعی نوظهور مطالعه کنند؛ پدیدهای که در آن دین، سیاست، رسانه، هویت و مناسک درهم تنیدهاند.
این کتاب شامل هفت مقاله پژوهشی است؛ «تشیع پساصدام و پایان سندرم حسرت جغرافیای مقدس در تشیع: جامعهشیعی به مثابه جامعهای در فراق» نوشته جبار رحمانی، «اربعین؛ دانستهها و نادانستهها از منظری اجتماعی» نوشته مهدی سلیمانیه، «میزبانان اربعین» نوشته احمد شکرچی، «از نهادی شدن آیین اربعین تا عرفی شدن امر قدسی» نوشته محمدرضا پویافر، «حاد واقعیت ژان بودریار؛ بررسی شایعات رسانهای درباره آیین پیادهروی اربعین» نوشته محسن امین، «دعوت شدهام به زیارت رنجآلود / ادراک و تجربه زیسته زائران پیادهروی ایرانی در عراق» نوشته ندا رضویزاده، «اربعین ایرانی؛ رشد تصاعدی آمار ایرانیها در پیادهروی اربعین: دلایل و پیامدها» تألیف محسن حسام مظاهری.
«پیادهروی اربعین؛ تأملاتی جامعهشناختی» کتابی است برای کسانی که میخواهند اربعین را به جای تماشا درک کنند، این که چگونه یک آیین مذهبی میتواند به یک پدیده اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و رسانهای تبدیل شود.
این کتاب با تألیف و گردآوری محسن حسام مظاهری، توسط نشر: آرما در ۲۴۸ صفحه منتشر شده است.
منبع: خبرگزاری ایرنا
لینک:
https://irna.ir/xjXW3h
#کتابهای_سرو
#نشر_آرما
@nashre_arma
@saevbooks
#مصاحبه
🔸مطالعات اربعین گرفتار «اشباع کاذب» شده است🔸
مصاحبه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با محسن حسام مظاهری بهبهانهی گذشت یک دهه از انتشار کتاب «پیادهروی اربعین: تأملات جامعهشناختی»
برشهایی از متن:
🔻 مسئلهای که ما در حوزه اربعین با آن مواجه هستیم، «اشباع کاذب مطالعات اربعین» است. در بیش از ۱۵ سالی که از موج اقبال گسترده و تودهای جامعه ایرانی به پدیده اربعین میگذرد، حجم بالایی از آثار درینباره منتشر شده است. بخش عمده این آثار در قالب سفرنامه، متنهای ادبی و دلنوشته قرار میگیرد. اما آثار بسیاری هم با مدعای پژوهشی و به ویژه تحلیل جامعهشناختی اربعین نوشته شدهاند. همچنین در این سالها چندین کنگره، سمینار و همایش علمی درباره اربعین برگزار شده، مقالات فراوانی نوشته شده و بسیاری از آنها در قالب کتاب بازنشر شدهاند.
اما تصور من این است که حاصل این حجم از تولیدات، چندان دستاورد جدی و قابل اعتنایی برای شناخت علمی اربعین به وجود نیاورده است. ما با یک انباشت گسترده مواجه هستیم، اما بخش قابل توجهی از این انباشت را میتوان نوعی «شبهپژوهش» دانست؛ زیرا در بسیاری از موارد، اصول و معیارهای مطالعه اجتماعی و جامعهشناختی به شکل دقیق رعایت نشده است.
🔻این انباشت آثار غیر دقیق یا کمعمق، میتواند مسیر پژوهشهای بعدی را دشوار کند، جهتهای اشتباه به پژوهشگران بدهد یا حتی باعث شود برخی حوزهها به دلیل تصور اشباعشدن، پژوهشگران جدید را از ورود بازدارد.
🔻یکی از دلایل این مسئله آن است که در بسیاری از این آثار، مرز میان انگارههای ایدئولوژیک یا مذهبی غالب بر ذهن و زبان پژوهشگر با نگاه علمی و پژوهشی به پدیده، به اندازه کافی رعایت نشده است.
در بسیاری موارد، بیشتر با فلسفهپردازی، مفهومپردازی و ساختن مجموعهای از انگارههای ذهنی با خاستگاههای سیاسی یا ایدئولوژیک درباره اربعین مواجه هستیم، نه مطالعهای که بتواند شناخت ما را از این پدیده افزایش دهد.
🔻البته کسانی که اربعین را تجربه کرده باشند، میدانند که با یک پدیده بزرگ و عظیم مواجه هستیم و بهتزدگی در مواجهه نخست با آن موضوعی دور از انتظار نیست. بهویژه برای پژوهشگرانی که نخستین بار با این پدیده مواجه میشوند، این شیفتگی و شگفتی ممکن است برجسته باشد و اگر پژوهشگر بخواهد صرفاً با یک مواجهه کوتاه یا تجربه محدود به مطالعه اربعین بپردازد، ممکن است نتواند فاصله پژوهشی لازم را ایجاد کند. تعلقات فردی و باورهای شخصی پژوهشگر به جای خود طبیعی است، اما حفظ فاصله تحلیلی و مدیریت این مواجهه با پدیده برای پژوهشگر اجتماعی ضروری است.
🔻یکی از الگوهای تکرارشونده در بخشی از پژوهشها و شبهپژوهشهای اربعین، بررسی این پدیده به مثابه یک پدیده تمدنی ذیل ادبیات تمدن اسلامی است.
بخش زیادی از آثاری که به عنوان تحلیل اربعین تولید شدهاند، در همین چارچوب قرار میگیرند. مسئله این است که این گفتار خود کمتر مورد بررسی انتقادی و جدی قرار گرفته است. در نتیجه، بسیاری از این آثار بیشتر در حد یک گفتار با مصرف تبلیغاتی، رسانهای و گاه پروپاگاندایی باقی ماندهاند و نتوانستهاند عمق علمی پیدا کنند.
🔻به همین دلیل، بخش مهمی از جامعه علمی نیز نسبت به این ادبیات بیاعتنا مانده است؛ زیرا این آثار نتوانستهاند ارتباط مؤثری با مجامع علمی برقرار کنند و آورده مشخصی برای فهم جامعهشناختی اربعین ارائه دهند.
🔻این وضعیت باعث شده مطالعات جدیتر اجتماعی درباره اربعین در حاشیه قرار بگیرد و بسیاری از رویکردهایی که میتوانستند به شناخت دقیقتر این پدیده کمک کنند، کمتر دیده شوند.
مصاحبهگر: کورش دیباج
متن کامل:
ibna.ir/x6Jmv
#کتابهای_سرو
#نشر_آرما
@nashre_arma
@sarvbooks
پوشۀ شنیداری
شیعهپژوهی در غرب
بخش چهارم: بایستههای شیعهپژوهی در غرب
گفتوگوی مردمنامه با حسن انصاری
مشاهده در آپارات
/channel/mardomnameh
شیعهپژوهی در غرب
بخش دوم: شیعهشناسی در نیمۀ دوم قرن بیستم
گفتوگوی مردمنامه با حسن انصاری
مشاهده در یوتیوب
/channel/mardomnameh
#نقدها
🔹تأملی بر زوال سیاست در حوزه علمیه🔹
از میانداری مجتهد در حاشیه سیاست تا در میانه سیاست بودن حوزههای علمیه؛ به مناسبت درگذشت آیتالله شبیری زنجانی
[نقدی بر یادداشت «فقدان میانجی»]
✍️ عاطفه صادقی
قسمت 1
ما وقتی از حوزه، روحانیت و سنت فکری–سیاسی تشیع سخن میگوییم، غالباً گرفتار یک خطای روششناسی و معرفتشناسی شده و امر انضمامی(واقعی) و تاریخی را به یک امر انتزاعی و ذهنی تقلیل میدهیم. مسئله فلسفه سیاسی تشیع اما درست در همین تقاطع است که رقم میخورد: مرز میان واقعیت و ذهن یا مرز میان اجتماع و اجماع.
آنچه این روزها پیرامون درگذشت آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی در محافل روشنفکری و اصلاحطلبانه صورتبندی میشود، بیش از آنکه فهم ساختار و «فرم زندگی» فقاهت باشد، نوعی مصادره به مطلوب برای بازتولید یک گفتمان بوروکراتیک و منفعل است. جریانی که تلاش میکند از ایشان یک «میاندار آشتیبخش یا دیلماج» بسازد در حالی که آیتالله اساساً در ساحت سوژگی خود، نسبتی با این سنخ میانداری مدرن نداشت و این گروهها صرفاً از اعتبار و سرمایه نمادین حوزه برای پر کردن خلأهای کنشگری لرزان خود ارتزاق میکردند. غم امروز آنها نیز نه ثلمه بر شریعت و حوزه، بلکه سوگ از کف دادن چتری نمادین و سپری محافظ است.
مسئله بنیادین فلسفه سیاسی شیعه در نقطهای عیان میشود که میبایست میان دو مفهوم اجماع و اجتماع مرزبندی مفهومی دقیقی برقرار کرد:
1. تمایز تئولوژیک و جامعهشناختی میان اجماع و اجتماع
در سنت اصولی و فقهی ما، «اجماع» امری است متنمحور، انتزاعی و معطوف به کشف رأی معصوم (از باب قاعده لطف یا تراکم ظنون). اجماع نیازی به پیوند با کنش جمعی یاحضور کالبدی در صحنه و رویارویی با بحران در فضای عمومی ندارد؛ علما میتوانند هر یک در «بیوت» و اندرونیهای خویش، با صدور فتوا یا انتشار بیانیه و تسلیت، بر سر یک مسئله به توافق برسند. این اجماع انتزاعی، حافظ حداقلهای ساختاری است اما فاقد «تکینگی تاریخی» و توان تأسیس یک موقعیت انضمامی است.
در نقطه مقابل اما «اجتماع» یک کنش بهغایت پدیدارشناسانه، انضمامی و تمدنی و تاریخساز است. اجتماع یعنی خروج از حجره و اندرونی و آوردن «کالبد فقه» به خیابان، به میدان، به صحن و به بالاخانه.
اجتماع، تجلی قدرت نهادی و سیاسی تشیع است؛ جایی که امر قدسی در هیئت جمعی از سوژههای حامل سنت، روبهروی استبداد، استعمار یا تهدید هویتی میایستد.
2. استناد تاریخی به روایت آیتالله شبیری از وقایع پس از دستگیری امام در خرداد سال ۱۳۴۲: لحظه زایش اولین اجتماع بزرگان تشیع در حمایت از امام خمینی؛
آنچه مرحوم آیتالله شبیری زنجانی از رخداد خرداد ۱۳۴۲ و دستگیری امام بازگو میکنند، نمونه اعلای «فرم اجتماع» در سنت سیاسی تشیع است: در اتاق بالاخانه و در منزل والد ایشان، علما دیگر فقط کتاب و نسخه خطی نمیخواندند بلکه با حضور جمعی از علما از جمله آقای گلپایگانی، آقای شریعتمداری، آقای آملی و آقای مشکینی درباره چگونگی حمایت از مقام اجتهاد تشیع گفتگو درمیگرفت و بر نتیجه تاکید میشد و از همه مهمتر آنکه حاجآقا رضا صدر پای پلهها ایستاده بود تا حریم این تصمیمگیری تاریخی را حراست کند. این فرم، بلافاصله از بالاخانه به بیرون سرریز و تبدیل شد به «اجتماع مهاجرت علمای قم به شهر ری»؛ نامهنگاری با متن دقیق فقهی–حقوقی آقای شریعتمداری و امضای بزرگان حوزه برای اثبات مصونیت زعیم شیعه. این کنش، فقه را از ساحت کلمات به ساحت واقعیت تاریخی پیوند میزند. ساحتی که در آن حوزه دیگر «نهادی پویا» و «مرکز تولید قدرت انضمامی» است و همچنین امام خمینی را از تفرد سیاسی و تکینگی میرهاند.
متن روایت آیتالله شبیری زنجانی از کنش علما بعد از دستگیری امام چنین است:
«وقتی آقای خمینی را دستگیر کردند، همه آقایان (غیر از آقا نجفی که به صحن مطهر رفته بود) در بالاخانه منزل حاج آقای والد جمع شدند. آقای گلپایگانی، آقای شریعتمداری، آقای میرزا هاشم آملی بودند. آقای اراکی نبودند چون ایشان اصلاً جایی نمیرفت. آقای مشکینی آمد و قدری اظهار حرارت و ناراحتی کرد. آقای گلپایگانی هم قدری به آقای مشکینی تند شد... آقای حاج آقا رضا صدر روی پلّههای بالاخانه نشسته بود و جلو بعضی از اشخاصی را که مناسب نبود در جلسه بالاخانه شرکت کنند، میگرفت و نمیگذاشت بالا بیایند. بعد از آن جلسه قرار شد علما در شهر ری اجتماع کنند. آقای شریعتمداری به آقایان نامه نوشت و آنها را برای اجتماع دعوت کرد. آقای شریعتمداری، آقای میلانی، آشیخ محمد تقی آملی ساکن تهران و آمیرزا احمد آشتیانی برای نامهنگاری به دربار اقدام کردند و درباره مصونیت قضایی آقای خمینی نامهای به دستگاه حاکم دادند. نامه به امضاء این چهار عالم نوشته شد ولی متن نامه از آقای شریعتمداری بود.»
@mohsenhesammazaheri
🔸فقدان میانجی🔸
اگر هر شخصیتی را بخواهیم تنها با یک واژه توصیف کنیم، واژهی مناسب آیتالله سیدموسی شبیری زنجانی (که دیشب درگذشت)، «میانجی» است.
وی با وجود آنکه از نظر گرایش فقهی جزو فقهای سنتگرای حوزه محسوب میشد و در سیاست و تاریخ نیز چنانکه از گفتهها و نوشتههای پراکندهاش (ازجمله در مجموعه کتاب خواندنی «جرعهای از دریا») مشخص است، بیذایقه و بیموضع نبود، اما منش و سلوک اجتماعی سیاسی خاص و متمایز خود را داشت. او در دو سه دهه اخیر نقشی را ایفا میکرد که دیگران قادر به انجامش نبودند: نقش «میانجی» میان نظام و جریانها و اشخاص دینی مطرود آن.
شبیری زنجانی، یک «دیلماج» بود برای برگردان حرفهای دو گروهی که زبان هم را نمیفهمیدند. برای همین گرههایی که با قانون و روشهای معمول سیاستورزی باز نمیشدند، گاه با یک تلفن وی گشوده میشد و چالشهایی که میتوانستند بحرانآفرین شوند، گاه با یک توصیهی او برطرف میگردید. این میانجیگریها البته نوعاً در پرده بود و رسانهای نمیشد و همین هم از سلوک وی بود.
به سبب همین نقشآفرینی، شبیری محبوب همهی طرفین بود. هم با رهبر شهید حشر و نشر داشت و هم نماز میت روحانیون منتقد نظام را میخواند و درب خانهاش به روزی همه جریانهای سیاسی و مذهبی گشوده ماند. بیتردید شخصیت متواضع و روادار او نیز در این امر تأثیر داشت.
در مقولات دینی نیز گرچه وی را در زمرهی فقهای سنتی دستهبندی میکنند، اما آنجا هم مشی متفاوتی داشت. برخلاف ایشان، از موقعیت و جایگاه و نفوذش برای دنبالکردن دغدغههای هویتگرایانهی مذهبی بهره نبرد و در پی انباشت تقویم از مناسبتهای شیعی و فربهسازی مناسک نرفت. برعکس، منتقد توسعهی بیرویهی مناسک بود.
با این اوصاف اگر فقدان آقای شبیری زنجانی برای حوزههای علمیه یک خسران علمی محسوب شود، برای نظام و نیز جامعهی ایرانی یک ضربهی کارکردی و نهادی خواهد بود که میتواند مناسبات نظام و برخی جریانهای حوزوی و مذهبی را با اختلال مواجه کند.
شبیری گرچه از حیث سازمان مرجعیت، جزو مراجع رده اول محسوب نمیشد و تشکیلات وسیع و دفاتر متعدد نداشت و شمار مقلدانش از دایرهی برخی خواص حوزوی و همشهریانش فراتر نمیرفت، اما فقدانش در نهاد مرجعیت شیعه در ایران خلأی ایجاد میکند که پرشدنی نیست؛ آن هم در شرایط بحرانی فعلی که جامعهی ایرانی بیش از هر زمان دیگری نیازمند کسانی است که نقش میانجی را در عرصههای مختلف ایفا کنند.
✍️ محسنحسام مظاهری
بازنشر در روزنامهی ایران (۱۴۰۵/۰۶/۳۱)
۱۴۰۵/۰۶/۳۰
@mohsenhesammazaheri
وقتی دیپلماسی به الهیات میبازد: معمای مذاکره با آخرالزمانگرایانِ آمریکایی
یاسر میردامادی - سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، بهویژه سیاست خارجی این کشور در منطقه موسوم به خاورمیانه، معمولا با زبانِ منافع مادی، امنیت انرژی، مهار رقبای منطقهای، و موازنه قوا توضیح داده میشد. اما اگر تحلیل در همین سطح بماند آنگاه یکی از نیروهای ژرفتر شکلدهنده سیاست خارجی محافظهکاران آمریکا نادیده گرفته شده است: پیوند دیرپای صهیونیسم مسیحی و آخرالزمانگرا حول تصوری از تاریخ همچون طرحی الهی که در آن خاورمیانه صحنه نهاییِ نبرد برای تحقق وعدههای کتابمقدس است.
در این چارچوب تحلیلی، دولت دوم ترامپ تنها ادامه ناسیونالیسم پوپولیستیِ راست افراطی نیست و جنگ او علیه ایران نیز تنها جغراسیاسی (ژئوپولیتیک) نیست، بلکه دولت دوم ترامپ نقطه تلاقیِ ناسیونالیسم مسیحی، صهیونیسم مسیحی، سیاست قدسیشده و نوعی تئوپلیتیک (یزداسیاسی) است که در آن اسرائیل، ایران، و جنگهای خاورمیانه در افقِ آرماگدون (نبرد آخر الزمان) خوانده میشوند.
ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10034438.htm
#تازه_های_نشر_آرما
#اسلام_پژوهی
📕شریعت📕
نظریه، کاربست و تحولات
✍ وائل حلاق
مترجمان: محمدعلی شمس و مهدی شال
از مجموعه کتابهای هلال (مطالعات اجتماعی جهان اسلام)
دبیر مجموعه: محسنحسام مظاهری
۷۸۹ صفحه - رقعی
چاپ اول: ۱۴۰۵
با ظهور گسترده جنبشهای اسلامی در سه چهار دههی اخیر، آنچه «فقه اسلامی» یا «شریعت» نامیده میشود، بهطور فزایندهای در زبان سیاست و عملکردهای آن به جایگاه محوری دست یافته است؛ بهویژه در میان اسلامگرایان و همچنین در جهان غرب. روایتهای عامیانه و شمار زیادی از گزارههای نادرست، شریعت را به گونهای مخدوش کردهاند که تمایز بین اصول و اعمال آن در گذشته و تجسمات مدرن و سیاسیشده آن دشوار شده است. این کتاب بر آن است تا این تفاوتها را آشکار کند؛ شریعت را بهعنوان یک عقیده و عمل در گذشته نشان دهد؛ چگونگی عملکرد آن در جامعه و در چارچوب امت فاضله را بررسی کند؛ و همچنین نشان دهد که چگونه شریعت با دولت تعامل داشته است و چگونه بهطور واقعی به یک ابزار مدرن تبدیل شده که بهویژه توسط دولت - ملتها مورد استفاده قرار میگیرد.
توزیع: ققنوس
خرید اینترنتی: سایتهای ایرانکتاب و سیبوک
@nashre_arma
🔸صلحی که به تقویم راه نیافت🔸
✍ محسنحسام مظاهری
[قسمت ۱ از ۲]
۱
دیروز ۲۶ ربیعالاول بود؛ یکی از چند تاریخی که در منابع کلاسیک اسلامی به عنوان روز صلح امام دوم شیعیان با معاویه در سال ۴۰ هجری ثبت شده است.
به گزارش منابع مذکور، امام حسن وقتی به این نتیجه رسید که سپاهش از توان جنگی لازم و نیروهای وفادار کافی برخوردار نیست، ـ به گفتهی شیخ صدوق در «علل الشرایع» ـ برای حفظ جان شیعیان و پرهیز از خونریزی، صلح را پذیرفت؛ با آنکه میدانست طرف مقابل به تعهداتش وفادار نخواهد ماند. (چنانکه چندی بعد معاویه در کوفه به منبر رفت و اعلام کرد که به شروط طرف مقابلش عمل نخواهد کرد.)
این تصمیم سخت، البته هزینههای سنگینی برای حسن بن علی(ع) داشت؛ برخی بزرگان شیعه مانند سلیمان بن صرد خزاعی (همو که بعدها و پس از عاشورا رهبر قیام توابین شد) و حجر بن عدی زبان به اعتراض گشودند؛ برخی شیعیان، امام را «مُذل المؤمنین» یعنی کسی که مؤمنان را ذلیل کرد خواندند و برخی از ایشان با اعراض از وی، قصد بیعت با برادرش حسین بن علی(ع) کردند. طبق روایت شیخ مفید در «الارشاد»، شماری از سپاه خود امام که گویا ازجمله خوارج بودند، پس از اطلاع از تصمیم وی به صلح، به خیمهگاهش حمله بردند و خیمهاش را غارت کردند. کار حتی به ترور امام رسید و در مدائن در اثر حملهی یکی از مخالفان، پای امام به شدت مجروح شد و او را بستری کردند.
۲
نکتهی جالب توجه این است که این رخدادِ تاریخساز، با وجود اهمیت و تأثیرات گستردهاش (ازجمله انتقال خلافت از آل علی به بنیامیه)، اما در حافظهی جمعی شیعه چندان جایی نیافت و به تقویم این مذهب راه پیدا نکرد. شاهد آنکه در هیچیک از منابع تقویمی دورهی میانی از جمله «مسار الشیعه»، «آثار الباقیه»، «مصباح المتهجد»،«زین الاخبار» و «اقبال الاعمال»، تاریخی برای این رویداد ثبت نشده است؛ با وجود آنکه در این منابع برای بسیاری از رویدادهای با اهمیت بهمراتب کمتر تاریخهایی مشخص شده. در بیش از ۱۰ تقویم صفوی و قاجاری هم که پیشتر جستجو کردم، هیچیک چنین مناسبتی را ثبت نکردهاند. تنها نمونهای که یافتم تقویمی اثر نجمالدوله متعلق به سال ۱۳۰۲ شمسی است که یکی از تفصیلیترین تقویمها است و در آن این مناسبت هم ذکر شده است. این درحالی است که در این تقویمها، حتی برای وقایعی از قبیل خلاص یونس از دل ماهی یا غرق فرعون در رود نیل هم روزهایی مشخص شده اند. در تقویمهای معاصر (پهلوی و پس از انقلاب) هم رد و نشانی از این رویداد نمیتوان یافت. همچنین سراغ نداریم که در مقاطع مختلف، شیعیان این روز را گرامی داشته باشند. همین عدم ثبت در تقویم خود گویای آن است که نباید انتظار گرامیداشت این روز را هم داشت.
۳
ماجرا فقط ثبت روز و ماه نیست؛ اساساً به نظر میرسد شیعیان توجه چندانی به این صلح نشان ندادهاند و شمار منابع قابل اعتنایی که در تحلیل آن نگاشته شده، به انگشتان یک دست هم نمیرسد. از یکی دو کتاب مستقلی که هم در قرون نخستین در این باب نوشته شده، امروز جز نامی باقی نمانده است. مهمترین منبع در دسترس، به دوره معاصر تعلق دارد و «صلح الحسن» اثر شیخ راضی آل یاسین است که آیتالله خامنهای در سال ۱۳۴۸ آن را با نام بامسمای «صلح امام حسن: باشکوهترین نرمش قهرمانانهی تاریخ» به فارسی ترجمه و منتشر کرد. درحالیکه سالانه دهها کتاب دربارهی واقعهی عاشورا نوشته و منتشر میشود، اما یکهزارم آنها در تحلیل صلحی که بدون تحلیل و فهم آن، تحلیل و فهم عاشورا هم ناقص خواهد بود، نگاشته نشده است.
بهتبعِ این کمتوجهی، تأثیر صلح مذکور در حیات اجتماعی شیعیان نیز قابل اعتنا نبوده است. با آنکه طبق باور کلامی شیعیان، همهی امامان مانند «نور واحد»ی هستند که قول و فعلشان باید سرمشق پیروان باشد، اما در عمل، این تنها جنگِ امام سوم بود که در باور متعارف شیعی به «قاعده» و سرمشق تبدیل شد و گرامی داشته شد و در کانون تاریخ مقدس قرار گرفت، و نه صلحِ امام دوم یا سیاستِ مدارا و اعراض از منازعات قدرت سیاسی در دیگر امامان.
حاصل آنکه امروز حتی اگر از «مذهبی»ترین و «هیئتیترین» افراد هم بپرسیم، کسی حتی نمیداند صلح امام حسن در چه تاریخی بوده است. درحالیکه برای مناسبتهای مربوط به شخصیتهای رده دوم و سوم تاریخ شیعه مجالس متعددی برپا میشود. گویی این رویدادی است که بهخاطرداشتن و دربارهاش سخنگفتن چندان خوشایند شیعیان نبوده و صفحهای از تاریخ شیعه است که آنان ترجیح میدهند بهسرعت از آن عبور کنند.
ادامه👇
@mohsenhesammazaheri
#تازه_های_نشر_آرما
در آستانۀ چهلوهفتمین سالگرد درگذشت آیتالله طالقانی
منتشر کرد:
📔پیک آفتاب📔
پژوهشی در کارنامه و اندیشهنامۀ آیتالله سیدمحمود طالقانی
(ویراست سوم)
✍️ محمد اسفندیاری
چاپ اول ـ شهریور ۱۴۰۵
رقعی ـ ۴۹۷ صفحه
کتاب حاضر پژوهشی است درباره زمانه، زندگی، اندیشهها و آثار آیتالله طالقانی؛ نادرهمردی که برای خود نزیست و هرگز تختهبند خویش نشد و سرمایۀ حیات را وقف احیای انسان و انسانیت کرد. طالقانی از میان شخصیتهای بروندینی به سقراط و گاندی مانند بود. در معرفتشناسی مانند سقراط بر آن بود ما کمتر از آنچه میپنداریم میدانیم و بنابراین باید با گفتگو و پرسش و پاسخ از یکدیگر بیاموزیم. اما در سیاستورزی چون گاندی بود؛ به سختی خارا دربرابر خصم و به نرمی ابریشم با دوست.
در دو نیمۀ قرن بیستم دو انسان معنوی سیاسی درخشیدند و هریک انسانیت را زینت بخشیدند: گاندی و طالقانی. جهان، گاندی را شناخت و بزرگ داشت، ولی دریغا که طالقانی را نشناخت و محروم ماند. هموطنانش نیز که در کوران انقلاب او را یافتند، در طوفان رخدادهای بعد از کف بدادند.
توزیع: ققنوس
خرید اینترنتی: سایتهای ایرانکتاب و سیبوک
@nashre_arma
این روزها ناسزاگویی به شریعتی و دیگر روشنفکران دینی البته مُد روز است و هرکه از راه میرسد ناسزایی نثار ایشان میکند. اما باید انصاف داد که دربارهی پیامبر اکرم، لااقل به زبان فارسی و در زمان معاصر، هنوز اثری همپای "محمد خاتم پیامبران" و بهخصوص مقالهی شریعتی در آن با نام "سیمای محمد" نگاشته نشده است.
من شناخت و ارادتم به پیامبر را مرهون این کتاب و نیز "اسلامشناسیِ" شریعتیام؛ همچنانکه علاقهمندیام به مطالعات قرآنی را مدیون مهندس بازرگان و "سیر تحول قرآن"اش.
@mohsenhesammazaheri
#اخبار
🔹بازدید مدیر اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور (اصفهان) از مرکز آرشیو و کتابخانه کلیسای وانکاصفهان🔹
به گزارش روابط عمومی خلیفهگری ارامنه اصفهان و جنوب ایران، مدیر اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور (اصفهان)، محسن حسام مظاهری، روز شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵، با شورای خلیفهگری ارامنه اصفهان و جنوب ایران دیدار و درباره زمینههای همکاری مشترک در حوزه حفاظت، ثبت، فهرستنویسی و دیجیتالسازی اسناد و منابع تاریخی گفتوگو کرد.
در این دیدار، آشوت داوودیان، رئیس شورای خلیفهگری ارامنه اصفهان و جنوب ایران، کارولین دیلانچیان، دبیر شورا، توما گالستانیان، مدیر آرشیو کلیسای وانک، ورگینه میرزاخانیان، مدیر کتابخانه «نرسس شنورهالی» کلیسای وانک نیز حضور داشتند.
در ابتدای این نشست، دو طرف ضمن معرفی مجموعههای تحت مدیریت خود، توضیحاتی درباره ظرفیتها و داشتههای اسنادی و کتابخانهای، شیوههای ثبت و نگهداری، روند دیجیتالسازی و همچنین نحوه همکاری با پژوهشگران ارائه کردند.
حاضران بر ضرورت دیجیتالسازی اسناد و مدارکی که قابلیت ارائه عمومی دارند و فراهم کردن امکان دسترسی آسانتر پژوهشگران و علاقهمندان به این منابع تأکید کردند. در همین راستا، موضوع همکاری مشترک در زمینه فهرستنویسی و ثبت اسناد به زبانهای ارمنی، فارسی و سایر زبانهای موجود در مجموعهها مورد بحث قرار گرفت.
همکاری در حوزه دیجیتالسازی اسناد، تقویت مهارتهای سندخوانی، ثبت و نگهداری اصولی اسناد از دیگر محورهای این نشست بود. همچنین بر اهمیت مستندسازی رویدادهای معاصر، ثبت تاریخ شفاهی و گردآوری و نگهداری فایلهای تصویری، ویدیویی و صوتی مربوط به برنامهها، آیینها و مراسم مختلف تأکید شد.
بخش دیگر از گفتگوها به بخش مرمت اسناد کلیسای وانک و تجهیزات موجود در آن اختصاص داشت.
رئیس شورا با تأکید بر اینکه حفظ و نگهداری اسناد همواره از اولویتهای شوراهای خلیفهگری بوده است، اظهار کرد که این اسناد تنها متعلق به جامعه ارامنه نیستند، بلکه بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی و تاریخی کشور به شمار میروند و حفاظت از آنها اهمیتی ملی دارد.
در پایان این دیدار، حاضران از کتابخانه «نرسس شنورهالی» و مجموعه کتب چاپی قدیمی آن بازدید کردند. مدیر بخش نیز توضیحات جامعی درباره فعالیتها و اقدامات انجامشده برای حفظ و ساماندهی کتب و نشریات ارائه کرد.
این دیدار در فضایی سازنده برگزار شد و طرفین بر ادامه ارتباط و پیگیری زمینههای همکاری مشترک برای حفاظت، ساماندهی، مستندسازی و دسترسپذیر کردن میراث اسنادی و مکتوب ارامنه اصفهان تأکید کردند.
نقل از:
https://alikonline.ir/fa/armenian-iranian/86215
#سازمان_اسناد_و_کتابخانه_ملی_ایران
#دولت_پای_کار_مردم
#هفته_دولت
/channel/isfahannlai/413?single
@isfahannlai
#تجدید_چاپ
📗ایران: از مباحثهی دینی تا انقلاب📗
✍️مایکل فیشر / ترجمهی محمد شمسالدین عبداللهینژاد
از مجموعهی «کتابهای سرو» (مطالعات اجتماعی شیعه) - ۵۰
دبیر مجموعه: محسنحسام مظاهری
۴۴۸ صفحه ـ رقعی
چاپ اول: آبان ۱۴۰۴
چاپ دوم: مرداد ۱۴۰۵
نشر آرما
خرید اینترنتی:
سایتهای سیبوک، ایرانکتاب و...
توزیع: ققنوس
#نشر_آرما
#کتابهای_سرو
@sarvbooks
@nashre_arma
#تجدید_چاپ
چاپ دوم منتشر شد:
📗تورم مناسک📗
توسعه و تغییرات مناسک شیعی در ایران معاصر
✍️محسنحسام مظاهری
از سری مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) - ۴۰
۳۹۳ صفحه. رقعی
چاپ اول: بهمن ۱۴۰۴
چاپ دوم: مرداد ۱۴۰۵
نشر آرما
فروش اینترنتی: سایتهای ایرانکتاب، سیبوک و...
توزیع: ققنوس
#کتابهای_سرو
#نشر_آرما
@sarvbooks
@nashre_arma
#تازه_های_نشر_آرما
#تازه_های_مطالعات_دین
چهلوششمین عنوان از مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) منتشر شد:
📗مرجعیت شیعه: از نهاد تا گروه منزلتی📗
✍ کمال رضوی
با مقدمهی سارا شریعتی
از مجموعه کتابهای سرو (مطالعات اجتماعی شیعه) - ۲۶
دبیر مجموعه: محسنحسام مظاهری
۵۹۸ صفحه - رقعی
چاپ اول: تابستان ۱۴۰۵
نشر آرما
فروش اینترنتی: سایتهای ایرانکتاب، سیبوک و...
توزیع: ققنوس
#کتابهای_سرو
#نشر_آرما
@sarvbooks
@nashre_arma
نمایشگاه
محرم و عاشورا در آینهی اسناد وزارت امور خارجه
افتتاحیه:
روز یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
تهران، مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه
در نشست تخصصی افتتاحیهی این نمایشگاه، قرار است بحثی ارائه دهم، با عنوان زیر:
از تحقیر تا تحلیل
رویکردهای کلان به مناسک عزاداری عاشورا در سفرنامهها و منابع اروپایی
@mohsenhesammazaheri
💠 کنفرانس «اسلام آغازین و یهودیت عهد باستان متأخر»
✅ این کنفرانس در 3-4 آگوست 2026 (۱۲-۱۳ مرداد ۱۴۰۵) بهصورت حضوری در مدرسۀ الاهیات دانشگاه هاروارد، بهکوشش محسن گودرزی، شری لووین و هولگر زلنتین برگزار میشود.
رابطۀ اسلام آغازین و قرآن با یهودیت از دیرباز، چه در متون سنت اسلامی (برای نمونه، ذیل مفاهیمی همچون «اسرائیلیات») و چه در پژوهشهای مدرن مورد توجه بسیار بوده است؛ در واقع، بخش مهمی از نخستین نسل اسلامپژوهان غربی، نظر به پیشینۀ یهودیشان، توجه بسیاری نسبت به این رابطه معطوف داشتهاند (برای نمونه میتوان از پژوهش کلاسیک آبراهام گایگر و پژوهش کلاسیک هاینریش اشپایر با عنوان روایتهای بایبلی در قرآن نام برد)؛ همچنانکه این رابطه، بخش قابل توجهی از پژوهشهای نسلهای بعدی اسلامپژوهان غربی را بهخود اختصاص داده است. در واقع، برخی پژوهشگران برآن شدهاند که «یهودیتشناسی (Wissenschaft des Judentums)» رشتهای بوده است که پژوهش انتقادی قرآن از دل آن بیرون آمده است. با اینحال، پژوهش در جوانب متعددی از این رابطه کماکان در گامهای آغازین خود قرار دارد. این کنفرانس، که با حضور چهرههای برجستۀ این حوزه برگزار شده است میکوشد تا مساهمتی در پرتو افکندن بر رابطۀ یهودیت عهد باستان متأخر در یکسو، و اسلام آغازین و قرآن در سوی دیگر ارائه کند.
🗂 فهرست عناوین ارائهها
⭐️ آیا میتوان کیستیِ یهودیانِ قرآنی را بازسازی کرد؟ اگر بله، چگونه؟
آیزاک دبلیو. اولیور (دانشگاه کبک): پدیدههای شگرف، آموزههای خارقالعاده؛ تشخیص خاستگاه و الگوهای در پس گزینش تعالیم ربّنی در قرآن
این مقاله به بررسی چگونگی بازتولید سنتهای ربّنی در قرآن برای ساخت هویت مؤمنان پرداخته و راههای احتمالیِ انتقال این تعالیم یهودی به محیط قرآنی را تحلیل میکند.
نیکلای ساینای (دانشگاه آکسفورد): جدلهای قرآن و مسئلۀ واقعنمایی
ساینای در این پژوهش بهبررسی خصلت جدلهای قرآن با مخالفانش میپردازد و با تفکیک جدلهای قرآن با گروههای گوناگون مخالفان -مسیحیان، یهودیان و مشرکان-، نشان میدهد که میزان واقعنمایی این جدلها به این مسئله ارتباط دارد که قرآن با کدام گروه از مخالفان در جدل است.
اری ام. گوردون (دانشگاه پنسیلوانیا): بازشناسیشده اما واکاوینشده؛ فضای آیینی مشترک در عهد باستان متأخر و اسلام آغازین
مقاله با بررسی تحولات مربوط به قبله در سنتهای گوناگون یهودی، مسیحی، سامری و اسلامی، نشان میدهد که چگونه اشتراک در مناسک آیینی در عهد باستان متأخر، به شکلگیری هویتهای متمایز جمعی در اسلام آغازین کمک کرده است.
اشتفانی رودولف (موسسۀ تاریخ علوم ماکس پلانک): «صلوة» تا چه حد یهودی است؟ دربارۀ حدود الگوهای ربّنی برای نماز در قرآن
این ارائه ادعایِ ریشۀ صرفاً یهودیِ «صلوة» را به چالش کشیده و استدلال میکند که نماز قرآنی برآمده از یک بستر عبادیِ گستردهتر -شامل سنتهای مسیحی و پیشااسلامی- است.
راشد اس. گویال (دانشگاه توبینگن): آیین ختنۀ اسلامی: بافتار یهودی دیدگاه شرعی ابنعباس دربارۀ «أرغل [مرد ختنهنشده]»
این پژوهش بهبررسی دیدگاه شرعی سختگیرانۀ ابنعباس دربارۀ نجاست افراد ختنهنشده (دیدگاهی متأثر از یهودیت) میپردازد و سیر تحول جایگاه ختنه را از یک نشانۀ الزامیِ ایمان به یک عمل مربوط به بهداشت ردیابی میکند.
محسن گودرزی (دانشگاه هاروارد): اسرائیل بهسان آدم؛ تاریخ، برگزیدگی و ویرانی در قرآن
مقاله استدلال میکند که قرآن ،تاریخ اسرائیل را نه بر اساس الگوی نابودیِ جمعی (مانند قوم لوط)، بلکه با الهام از پارادایم داستان آدم و حوا (لغزش، توبه و اخراج) روایت میکند.
ثاقب حسین (دانشگاه لویولا مریمونت): تبعید اسرائیل و دیاسپورا در قرآن
این پژوهش مفهوم قرآنیِ «تبعید» (جلاء) برای یهودیان را با متون بایبل و تلمود مقایسه میکند تا دریابد قرآن با کدام سنت فکریِ یهودی (برای نمونه، تلمود بابلی یا فلسطینی) تعامل داشته است.
یَعرا پرلمان (پژوهشگر مستقل): ارزیابان [ارسالشده توسط] محمد برای محصولات خرما در خیبر
این پژوهش نشان میدهد که پیامبر اسلام، ارزیابانِ محصول خرمای خیبر را بر اساس دو معیارِ راهبردی انتخاب کرده است: آشنایی پیشینِ آنها با یهودیان و وفاداری مطلقشان به شخص پیامبر.
نادیا ابوحسین (دانشگاه توبینگن): آزمودهشده با «کلمات»؛ ابراهیم و کلام الاهی در بقره:۱۲۴ و پیوتهای [شعرهای نیایشی یهودی] فلسطینی
مقاله با مقایسۀ بقره:۱۲۴ و شعرهای نیایشی یهودی، نشان میدهد که قرآن آزمونهای ابراهیم را نه بهعنوان چند عمل نامشخص، بلکه بهعنوان وفاداری به «کلام» و فرمان شفاهی خداوند مفهومپردازی میکند.
آنا داویتاشویلی (دانشگاه توبینگن): «تو را به خونریزی خواهم انداخت، چنانکه تو این درخت را به خونریزی انداختی»؛ کیفر حوا و پیدایش قاعدگی در اسرائیلیات
این روایت بهردیابی و تحلیل ریشههای روایتی در ضمن «اسرائیلیات» سنت اسلامی میپردازد که قاعدگی زنان را برآمده از مجازات حوا برای بهخونریزیانداختن درخت بهشتی میداند.
هیثم صدقی (دانشگاه شیکاگو): خواندن از روی شانههایشان؛ ردیابی متون آپوکریفایی و جادونامههای یهودی در بستر قرآن
این مقاله ادعا میکند که قرآن بهطور مستقیم با جادونامههای یهودی آشنا بوده و بهنحوی هدفمند با آنها جدال کرده است تا ادعاهایشان را باطل کرده و از شخصیتهایی چون سلیمان و ابراهیم اعادۀ حیثیت کند.
مهدی صالح (دانشگاه هاروارد): فرشتگان در بابل؛ هاروت و ماروت (بقره: ۱۰۲) از دیوشناسی قرآن مکی تا جدلهای قرآن مدنی
مقاله داستان هاروت و ماروت را پاسخی جدلی به اتهاماتِ یهودیان و مشرکان مبنی بر منشأ شیطانیِ قرآن میداند و آن را تلاشی برای تبرئۀ سلیمان از بهکارگیری جادو ارزیابی میکند.
شان دابلیو. آنتونی (دانشگاه ایالتی اوهایو): «سزاوار الرحمن نیست که فرزندی بگیرد...»؛ عربستان عهد باستان متأخر و جدل قرآن علیه فرزند داشتن خداوند
این پژوهش بهبررسی احتمال وجود ارتباط میان جدلهای قرآن علیه فرزند داشتن خدا در یکسو، و تحولات الاهیاتی یکتاپرستیِ پیشااسلامی در پادشاهی حمیَر در جنوب عربستان میپردازد.
هولگر زلنتین (دانشگاه توبینگن)؛ چقدر نزدیکبودن، بیشازحد نزدیکبودن است؟ خوانش غزل غزلها ربّا [میدراش بر غزل غزلهای سلیمان] و قرآن در گفتوگو با یکدیگر
این پژوهش، با مقایسۀ روایت قرآنیِ «معلق شدن کوه طور بر سر بنیاسرائیل» و روایت مشابه آن در میدراش بر غزل غزلهای سلیمان، بر وجود تعاملات نزدیک ادبی میان یهودیان حجاز و یهودیان فلسطین در قرن هفتم میلادی تأکید میکند.
شری لووین (کالج استونهیل): دربارۀ یهودیان همچون خران بارکش، سگانِ لهلهزن و کوه واژگون در قرآن و میدراش
این پژوهش نشان میدهد که قرآن چگونه با استفاده از تمثیلِ «خرِ بارکش»، روایات ستایشآمیزِ ربّنی را وارونه کرده و با تلفیقِ جدلهای مسیحی، اسرائیل را بهعنوان قومی جاهل به تصویر کشیده است.
شلومو تسوکیر (مؤسسۀ مطالعات پیشرفتۀ پرینستون): «تورات شفاهی» در میانۀ گفتمان تلمودی متأخر و گفتمان اسلامی متقدم
این پژوهش بهبررسی دیدگاهی میپردازد که ممنوعیت کتابت حدیث در اسلام آغازین را الهامگرفته از رویکردی مشابه در یهودیت میداند (برای نمونه، مقالۀ مایکل کوک)، و آن را مردود برمیشمارد؛ و نشان میدهد که مخالفتهای تلمودی با کتابت سنت شفاهی، واکنشی همزمان به تحولات اسلام آغازین بوده است.
الیاف گروسمن (دانشگاه وندربیلت): امالکتاب: یک فقرۀ تفسیری تلمودی (سوگیا) اسلامیشده
این پژوهش با بررسی دو اصطلاح تلمودی «yesh em la-miqra» و «yesh em la-masoret»، نشان میدهد که معنای این دو اصطلاح را بهبهترین نحو در پرتو اصطلاحات و مفاهیم متناظر اسلامی، و مشخصاً اصطلاح «امالکتاب» در قرآن میتوان دریافت. گروسمن بر همین اساس پیآمدهای این مسئله را برای تاریخگذاری تدوین تلمود مورد بررسی قرار میدهد.
ماریانا کلار (دانشگاه آکسفورد): تحلیلی سینوپتیک از توازیهای ربّنی با تشریع طلاق در قرآن
این پژوهش به بررسی شباهتها و همپوشانیهای چشمگیر میان احکام طلاق در قرآن و متون ربّنی پرداخته و تأملاتی دربارۀ مسئلۀ روششناختی استفاده از ترجمههای رایج از تلمود (ترجمۀ سونسینو و گوگنهایمر) در مطالعات قرآنی ارائه میکند.
روون فایرستون (کالج اتحاد عبری - مؤسسۀ یهودیِ دین): انکار و یافتن محمد در بایبل؛ دربارۀ پاسخهای یهودیان به ادعاهای قرآن مبنی بر وجود ارجاعات/ اشاراتی به محمد در بایبل (اعلامالنبوة/ دلائلالنبوة)
این پژوهش استدلالها و واکنشهای یهودیانِ ساکن در قلمرو اسلامی را در برابر ادعای وجود پیشبینی ظهور پیامبر اسلام در بایبل مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد.
شیعهپژوهی در غرب
بخش سوم: دو مکتب عمده در شیعهپژوهان غربی
گفتوگوی مردمنامه با حسن انصاری
مشاهده در یوتیوب
/channel/mardomnameh
شیعهپژوهی در غرب
بخش نخست: تاريخ و تجربههای شخصی
گفتوگوی مردمنامه با حسن انصاری
مشاهده در یوتیوب
/channel/mardomnameh