3469
شبکه علمی تاریخنگاران ایران www.movarekhan.com ارتباط با ما از طریق تلگرام: @movarekhan_admin ارتباط با انتشارات مورخان: @movarekhan_publication ارتباط با ما از طریق ایمیل: info@movarekhan.com
به مناسبت انتشار کتاب
شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه
سخنرانان:
🔹امین آریان راد
🔹آرش رئیسی نیا
🔹حمید قزوینی
🔹علی دهباشی
پنجشنبه ۱۵ شهریور ساعت ۱۷
@movarekhan
دیوار کوتاه هویت ایرانی
✍ اردلان کوزهگر: عضو تیم علمی آتوسا
🔸در جهان پادآرمانشهریِ ۱۹۸۴ جورج ارول، تابوی روابط میان دو جنس گرفتاریهای در آن جامعهٔ خیالی پدید آورده بود که دو جنس را به عدم درک از همدیگر، نفرت از جنس مخالف و در مواردی خطرپذیری برای رسیدن به یکدیگر و خاموشکردن نیازهای سرکوبشدهٔ درونی میکشاند. این پادآرمانشهر برای ما تنها جهانی فانتزی و زاییدهٔ ذهن داستاننویسی خلاق نیست، چه که در فضایی مشابهش زیستهایم. چنین سرکوبی ضمن همهٔ معضلاتی که به همراه دارد، بازار خوبی هم برای سوداگران بازارهای جنسی و شبهجنسی پدید میآورد. شوخیهای جنسی در سینما و تئاتر و انواع ژانرهای هزلگونه، انواع شوهای عاشقانه و ... و پدیدهای که در روزهای اخیر با نام طنز روان ایرانیان را خراشانده است: سیده زینب موسوی!
🔸در اینجا آهنگ پرداختن به طنز بیمایهٔ خانم موسوی را ندارم. او هم کاسبی است در این بازار که راه فروش جنس بیارزشش را یافته، ظاهری محجب و دهانی آلوده به واژگانی رکیک، تناقضی است که خوب میفروشد. بهعلاوه او چون داستان عامیانهٔ خاتم، برادر حاتم طایی، راه شهرت را خوب پیدا کرده، توهین به آنچه نزد ایرانیان گرامی است. و این یادداشت هم به همین موضوع خواهد پرداخت.
🔸نکوهش ملیت، حمله به بنیادهای ملی، تحقیر مفاخر، بیمهری به نمادهای ملی و ... چند دههای است که بر سرزمین ما سایه افکنده است و جز در روزهای کوتاهی که نیاز به اقبال عمومی میافتد در بر همین پاشنه میچرخد. البته از دید نگارنده، در جامعهای آرمانی هر کسی حق دارد به هر چهره، نماد یا اندیشهای بتازد. ولی در جامعهای که یک جمله به زبانی غیرفارسی در نشریهای آشوبها پدید میآورد، اشارتی به رابطهٔ یک خانواده با فلان قدرت خارجی در مجموعهای تلویزیونی به تظاهرات و تعطیلی آن مجموعه میآنجامد، نقد یک سنت زنستیزانه قبیلهای آتشها برپا میسازد، پرداختن به سیاستی و یا عقیدتی میتواند عواقبی ناگوار داشته باشد و ... آیا چنین آزادیای حاکم است که ما توقع خویشتنداری از ملت داشته باشیم؟ آیا آزادی تنها مشمول توهین به آبوخاک و فرهنگ ایرانی است؟
باز به دید نگارنده، آنان که خواهان تعقیب و مجازات خانم موسوی هستند نیز درک درستی از ایرانیگری و بنیادهای آزادی ندارند. چنین اندیشههایی زیانبارند و پایبندی بدانها بیش از آنکه سودی برای ایران داشته باشد، به گریز از جامعهٔ مدنیای میانجامد که آرزومند آنیم.
🔸 آرزوی برخوردی بهسان برخوردهای تکفیری با توهینکنندگان به فرهنگ و هویت ایرانی، نقض غرض است. امثال زینبموسویها امتداد راهی را میروند که دهههاست پیگیری میشود و آن تاختن به ایران و ایرانی است. خشم ایرانیان طبیعی است و حق مسلم هرکسی است که از چنین وهنی برآشفته شود. ولی تاختن بیش از حد بدو نیز نتیجهٔ نامطلوب خواهد داشت، نخست دیدهشدن بیشتر کسی که شاید سزاوار چنین توجهی نباشد و دودیگر زدن برچسب فاشیستی به دوستداران میهن.
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
🆔 @atusa_sbu
انجمن ایرانی تاریخ برگزار می نماید:
📔عنوان نشست:
روایت رسانهای از کودتای ۲۸ مرداد در تابستان ۱۳۵۸
(روایتهای روزنامههای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی)
سخنران:
دکتر امین آریان راد (استادیار پژوهشکده علوم انسانی)
🗓 سه شنبه: ۲۸مرداد ۱۴۰۴ ساعت: ۲۰_۱۸
🔹این نشست در سکوی Google Meet به نشانی زیر برگزار می گردد:
https://meet.google.com/hrn-shab-tsz
@Aminaryanrad
@movarekhan
در سوگ جاودان یاد دکتر کریم سلیمانی
✍🏻عباس پناهی
خبر درگذشت دکتر سلیمانی را که شنیدم، گفتم شاید شایعهای زشت باشد که در فضای مجازی دست به دست گشته و برایم باورکردنی نبود، این خبر سراپای وجودم را آنی مچاله کرد. شخصیتی به صلابت دکتر سلیمانی که بی نیاز از خواستنیهای دنیا و عاشق فرهنگ و تاریخ ایران و سرشار از شور زندگی. زیرا برای من که از سال 1377 با ایشان اشنایی و رفاقت داشتم، مصیبتی است جانکاه.
نیم سال دوم 77 برای کارشناسی ارشد تاریخ وارد دانشگاه شهید بهشتی شدم، توسط دوستی هنرمند و اهل تاریخ با ایشان ارتباط برقرار نمودم، دکتر سلیمانی تازه از آلمان بازگشته بود و جزو جوانترین استادان تاریخ این گروه به شمار میرفت. من مدتها در اتاقشان با ایشان گفتگو میکردم و جذب اخلاق، ادب، دانش و آگاهی شان در زمینه روش شناسی تاریخی شدم. اندک اندک دوستی مان بیشتر شد و در کنار رفت و آمدهایی که با ایشان داشتم، بسیار آموختم. پایان نامه دکترای خود را زیر نظر برت فراگنر و بر روی نفت در عصر پهلوی گذراند. بسار صاحب نظر در این زمینه بود. کم مینوشت، اما بسیار پُر بار و پُرمحتوا. در زمینه تاریخ معاصر، سندپژوهشی بیمانند بود. همین هفته پیش بود که گفتارش در پاسخ به انتقادات دکتر موسی غنی نژاد را گوش دادم، که با رویکردی روشمند به تحلیل تحولات عصر مصدق پرداخت، خواستم تماس بگیرم، احوالی از ایشان بپرسم، اما گفتم یک فرصت مناسب!!! در حالی که فرصت مناسب، همان لحظه بود!
دکتر سلیمانی یکی از شریف ترین استادانی بود که در زندگی ام دیده ام و طی سالها رفاقت با او بسیار از ادب و متانت وی بهر بردم. دکتر سلیمانی گرچه رفت، اما میراثی ماندگار ازاخلاق، دانش، ایران دوستی برای مان به ارمغان نهاد. راهش پر رهرو.
@movarekhan
بیچاره مردم شهر محض به رفع تهمتِ بابی بودن شبها اذان میدهند!
اهل شهر بسیار واهمه و اضطراب دارند و از این طرف هم که [انجمن] اسلامیه شهرت دادهاند که اهل محلات بابی شده و هر روز نواب والا را تحریک و تحریص به دعوا میکنند. بیچاره مردم شهر محض به رفع تهمت شبها اذان میدهند که ما بیچارگان مسلمان و اثناعشری هستیم، بابی نشدهایم. مثل اینست مرحوم مظفرالدین مشروطه به ملّت مشروطه داده حالا اعلیحضرت شهریاری امضاء و مرحمت نمیفرمایند، همانست مشروطهطلبان حقوق خودشان را مطالبه میکنند. با اینهمه بیچاره اهل شهر زیاد اضطراب و واهمه دارند. شبها به درگاه قاضیالحاجات مناجات نموده رفع این غائله را مسئلت مینمایند.
شخص هر چه فکر و تصور میکند که آخر این غائله چطور خواهد شد بهجایی نمیرسد؛ زیرا که حضرات تا آخرین رمق دست نخواهند کشید و دولت هم با این استعداد و اردو که تکمیل میکند مشکل به نظر میآید که دست کشیده به حضرات مشروطه بدهد و حال آنکه تمامی بلاد ایران تسلیم شده اسم مشروطه را مذاکره نمیکنند؛ مگر اهل تبریز و اطراف شهرهای آذربایجان هم مثل اردبیل و مراغه و خوی و غیره تماماً از ترس تسلیم شده اسم مشروطه را به زبان نمیآرند.
باری جز اینکه حضرت احدیّت خودش این امر را صورت بدهد چارۀ دیگر ندارد. (غوغای تبریز، 1404: 2/181)
مأخذ: غوغای تبریز [رخدادهای مشروطهخواهی در تبریز از مرگ ناصرالدین شاه تا جنگ جهانی اول 1313-1334ق.]. 1404. به تصحیح غلامعلی پاشازاده. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.
@mirasmaktoob
.
«بالاخره روزی خواهد رسید که مردم بیغرضی در این مملکت اوراق تاریخ را ورق بزنند و از میان سطور آن، حقایق مربوط به زمان ما را بخوانند... من میروم [اما] تاریخ قضاوت خواهد کرد که به روزگار این ملت چه آمده است.»
احمد قوام السلطنه
@movarekhan
خاطره، خاموشی و تنهایی: روایت زنان خانه دار از پستوهای تاریخ
✍🏻 آمنه ابراهیمی
روزنامه اطلاعات / پنج شنبه دوم مرداد 1404
@movarekhan
«حب وطن» تنها بمعنى لغوي قدیمی آن که اهل زنگبار و حبشه و کونگو نیز دارند با آنکه فى حد ذاته صفت ممدوح ودليل نجابت اخلاقي است؛ کافی برای مقصود وطن خواهان نیست.
باید باندازه وطن دوستى و حتى بیش از آن اندازه، ترقی و تمدن دوستی داشته باشیم. نه تنها به تصاحب وتملك ابدى قبرستان خراب خود دلخوش باشیم، برای گلستان ساختن آن ویرانه نیز بکوشیم.
سید حسن تقی زاده / مجله آینده / شماره نخست / 1304
@movarekhan
دستاوردهای حقوقی و اصلاح قوانین به نفع زنان توسط اپوزیسیون ضدِ شاه تقبیح و ناچیز قلمداد میشد و هرکدام از افراد و گروههای سیاسی بهنحوی برای مخالفت با شاه به هرنوع دستاورد حقوقی و فعالان حقوقی که نسبت و ارتباطی با دربار داشتند حمله میکردند. یکی از سرسختترین گروههای چپ مخالف رژیم پهلوی دانشجویان اعضای کنفدراسیون بودند که خود توسط دولت شاهنشاهی برای ادامه تحصیل بورسیه و راهی کشورهای اروپایی شدند.
کنفدراسیون پس از آغاز به کار به یک سازمان کمونیستی مبارزاتی با آرمان براندازی سلطنت در ایران دگرگون شد تا یک جمهوری کمونیستی در ایران برپاکند. کنفدراسیون در راه مبارزه با سلطنت با اسلامگرایان نیز در مکاتبه و ارتباط بود. کنفدراسیون که در آغاز کار خود خواستار اعطای حق رای به زنان و اعزام دیپلمهها به روستاها برای مبارزه با بیسوادی شده بود هنگامیکه این دواصل جزء ارکان اصلی اصلاحاتی انقلاب سفید در بهمن ۱۳۴۱ به رای گذاشته شد، توسط اعضای خود به مخالفت با اصلاحات انقلابی شاه پرداخت. کنفدراسیون در اعلامیهای نوشت: «رژیم ارتجاعی و ضدخلق محمدرضاشاه با طرح اینمواد به اصلاح انقلابی دربارهٔ زنان از قبیل «آزادی انتخابات» و تساوی «حقوق زن ومرد» و «قانون حمایت از خانواده» غیره دست زده است و میخواهد به تحمیق زنان بپردازد و با جلوگیری از رشد آگاهی آنان، مانع شرکتشان در مبارزات خلق گردد.»
گروههای سیاسی مخالف رژیم شاه نهتنها به تقبیح اصلاحات اجتماعی و حقوقی شاه میپرداختند بلکه حتی ورود زنان به عرصه کار و بازار اشتغال را نیز تمسخر میکردند. شهلا لاهیجی ناشر مطالعات زنان در مصاحبهای میگوید: «در کنفدراسیون بحث ورود زنان به بازار کار به شدت مورد مخالفت قرار میگرفت. مثلا کارخانه نوغان مازندران(ابریشمبافی) تمام کارگرانش زن بودند. در آن زمان نشریه پارسی متعلق به کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور نوشت که واردکردن زنان به بازار کار، استثمار مضاعف زنان است.»
ناصر تکمیل همایون عضو جبههٔ ملی ایران نیز سال ۵۷ در مقالهای در روزنامه کیهان با عنوان «میخواهند زن ایرانی عروس فرنگی باشد»، مدارس دخترانه دولتی را به دلیل دوربودن از آموزشهای سنتی ابزاری برای غربیکردن زن ایرانی دانسته و فعالیتهای دوران پهلوی برای تغییر قوانین به نفع زنان را نکوهیده و مینویسد: «این گروه ویرانساز و چپاولگر و هرزه با اینکه کوشش کردند به نام آزادکردن زنان و شرکتدادن آنان در انتخابات قلابی و وکیلساختن چندزن در همان سیستم رستاخیزی، اختناق و ترور و عدم آزادی و دموکراسی، به نوعی نیرنگ دست یازند و بهاصطلاح بیان دارند که زنان ایران را از سیاهچالههای قرون وسطی بیرون آوردهاند اما هدف اصلی آنان که تشکیل پروسه غربیکردن حیات اجتماعی زنان آن هم در سطح بسیار مبتذل فرنگی بود.» ...
متن کامل
#مولود_عزیزی
@movarekhan
در باب رهبری فرهمند در تاریخ
✍🏻 مجید علیپور (فصلنامه قاف / شماره 17)
🔸آندره آ: «بدبخت ملتی که قهرمان ندارد!»
گالیله: «نه! بدبخت ملتی است که نیاز به قهرمان دارد!»
این دیالوگ کوتاه از نمایشنامه «زندگی گالیله» (اثر برتولت برشت) احتمالا مشهورترین تعبیری است که درباره نیاز یا عدم نیاز جوامع به نقش آفرینی قهرمانان می شناسیم. پرداختن به اشخاص و شرح قهرمانی ها یا نقش آنها در امور سیاسی و نظامی، محور تاریخنگاری سنتی بود تا جایی که هرچه یک اثر تاریخی مفصل تر و طولانی تر می شد، تنها به عدد شخصیت ها و نقش آفرینان یک دوره و شرح جزییات اعمال و اتفاقاتی که رقم زده بودند اضافه می شد. در کتابها و مباحث نظری علم تاریخ (فلسفه تاریخ) محتوای فراوانی از تاملات و اظهار نظرهای فیلسوف_مورخانی در دسترس است که به نقش شخصیت ها/ قهرمانان/ نخبگان در تحولات تاریخی پرداخته اند؛ در مقابل سالیانی نسبتا طولانی است که در مجامع دانشگاهی و محافل روشنفکری، بررسی و اظهارنظر پیرامون نقش «شخصیت» یا «قهرمان در تاریخ» رونقی ندارد و به عنوان موضوعی پیش پا افتاده، گمراه کننده و بی مایه، طرد و تحقیر می شود.
🔸 یادداشت پیش رو نه در پی بررسی مبانی نظری و فلسفی نقش قهرمانان و نخبگان در تاریخ است و نه در پی اثبات یا رد دیدگاههای مخالفان و موافقان آن. چنانکه که گفته شد فضای غالب مجامع دانشگاهی و روشنفکری در سالهای اخیر در مسیر تحقیر و پیش پا افتاده وانمود کردن این موضوع قرار دارد و بر سیاست زدایی از سوژه های تاریخی اصرار می ورزد. البته این رویکرد که به نظرم می توان آن را از آن سوی بام افتادن در پژوهش های تاریخی دانست مختص و محصول فضاهای فکری و آکادمیک وطنی نیست؛ بلکه همانند سایر نحله ها و گرایش های فکری و فلسفی متاثر از تحولات و اندیشه ورزی های محافل دانشگاهی غربی است. رویکردی که مورخی امریکایى در کنایه به آن دسته از همکاران خود که نقش شخصیت هاى سیاسی برجسته در روند تحولات اجتماعى را منکر شده و یا کوچک می شمارند، آنها را به دست داشتن در کشتار دسته جمعى چهره هاى تاریخى متهم می کند.
🔸توجه به نقش شخصیت ها در تاریخ، در بینش افراد و جوامع نسبت به علل و عوامل توسعه یافتگی نیز تاثیرات عمیقی خواهد گذاشت. به ویژه آنکه فضای گفتمانی محافل دانشگاهی و روشنفکری کشور طی یکی_دو دهه اخیر تحت تاثیر گفتمان های فرهنگ گرا، بر نفی هرچه بیشتر توانایی ها و استعدادهای فردی در برابر قدرت ساختارها تاکید داشته و به صورت افراطی، فرهنگ و روانشناسی اجتماعی جوامع را مهمترین عامل موثر در موفقیت یا شکست برنامه های توسعه معرفی کرده است. در حالیکه نمونه های بسیار از ظهور افرادی در سلسله مراتب قدرت که با هوشمندی، فرصت شناسی، استعداد و در مواردی بهره مندی از شانس و اقبال توانسته اند زمینه ساز یا عامل بروز تحولات عمیق و برگشت ناپذیر در جوامعشان شوند و در مقابل رهبرانی که با اشتباهات، فرصت سوزی ها، لج بازی ها و سیاست های غلط باعث صدمات عظیم و گاه جبران ناپذیر به اتباعشان شده اند، نشان از اهمیت هرچه بیشتر لزوم مطالعه و پژوهش پیرامون نقش شخصیت ها و نخبگان سیاسی در تحولات تاریخی دارد. بی جهت نیست که مطالعه زندگانی و سرگذشت رهبران و شخصیت های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... همواره از جذاب ترین و پرمخاطب ترین مطالب تاریخی است؛ هرقدر هم که کسانی در پوشش تاریخنگاری نوین روی خوشی به این سوژه ها و موضوعات نشان ندهند.
در صورت تمایل برای خواندن متن کامل یادداشت ...
@movarekhan
نکتههایی دربارهٔ نام ایران
هر اقدامی میتواند نتایج مثبت یا منفی داشته باشد. مثلاً راهی را میکشید، بازرگانی را رونق میبخشد و مدنیت را میگستراند، در عوض زیستبوم را میآلاید و راههای تاریخی را به فراموشی میسپارد. هزاران مثال میتواند از ثمرههای خوب و بد هر اقدامی زد. یکی از آنها دگرگونی نام بینالمللی ایران (Persia, Perse, Persien , …) به برابر فارسی و تاریخیاش.
اینکه استفاده از نام ایران مشکلاتی مانند گسست شناخت در بین عامهٔ گویشوران زبانهای غربی به وجود آورد، البته چندان بیراه نیست. ولی چند نکته؛ نخست آنکه واژهٔ ایران، برخلاف تصور، در غرب ناشناخته نبود. از قرن هژدهم در محافل آکادمیک غربی نام ایران، چه به عنوان نام تاریخی و اصیل کشوری که آن زمان Persia خوانده میشد و چه عنوان ترمی برای علوم وابسته به شرقشناسی و زبانشناسی بسیار متداول بود. تصور کنید که مثلاً ایرانیها رسماً درخواست استفاده از نام ایران را در زبانهای جهانی نمیکردند، بعد در دورهٔ جدیدتر کشوری مانند افغانستان به یکباره این نام را تصاحب میکرد! این را که میگویم بیمقدمه نیست، همینحالا هم بسیاری از متعصبان پشتون مدعی دزدیدن نام ایران از سوی رضاشاه هستند!
نکتهٔ دیگر آنکه غربیها از دورهٔ جدیدی که کمابیش ما را بیشتر میشناختند، شروع به بخشبندی ایرانیان برحسب زبان کردند. اینگونه بود که دو دستهٔ Persian و Turk به عنوان ساکنان ایران شناخته شدند، تقسیمبندیای که شاید با ترک و تاجیک درون ایران تطابق نسبیای داشت، ولی لزوماً دقیق نبود. باری، طی این تقسیمبندی Persia کشور Persianها بود و لابد ترکها بیگانه! حالا تصور کنید امروز هنوز هم نام بینالمللی کشورمان Persia بود، آیا تجزیهطلبان و کمونیستهای عزیز ایران را فارسستان ترجمه نمیکردند و خواستار رهایی تورکیا، کوردیا، لوریا و ... از چنگال فارسهای فاشیست مرکزنشین نمیشدند!؟
/channel/yaddashtha_ye_parakande
چشماندازی تاریخی به تحول جایگاه زنان در کسبوکار و مشاغل ایران معاصر
سخنرانان:
🔹زهرا رهایی
🔹حسن رجبیفرد
🔹فوزان صباحی
🔹شوکت افشاری
🔹دنیا عسکریان
🗓 یکشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۲-۱۰
🏫: دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، تالار کمال
@movarekhan
با همکاری
انجمن ایرانشناسی ایران
شاخهٔ خراسان رضوی
برگزار میشود
همایش ملی
بازشناسی نقش شاهنامهٔ فردوسی
در جهان معاصر
🏢 هتل پردیسان مشهد، آمفیتئاتر فردوسی
🗓 ۲۶-۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
🖥 مشاهدهٔ برخط همایش
انجمن ایرانشناسی ایران
تلگرام . اینستاگرام . آپارات
@movarekhan
اما حرف اول و آخرم این بود و هست: معیار ما و من در کار بخارا و شبهایش، ایران عزیز بوده. وفا و عشق به ایران معیار ما بوده است و تا آخرین لحظۀ زندگی خواهد ماند. یکی از خوشبختیهای من آشنایی با بزرگان فرهنگ ایران بوده. در سنین نوجوانی، موقعی که کارگر چاپخانۀ مسعود سعد بودم، لای دستوپای اینها میچرخیدم. نمیخواهم در اینجا با ذکر نام شریف آنها برای خودم اعتباری دستوپا کنم. اما نفس حق آنها، مرا از همان نوجوانی با ادبیات، هنر و تاریخ ایران آشنا کرد. از آنان آموختم که یک وظیفه و مأموریت مهم داریم به عنوان ایرانی. و آن هم اینکه برای ایران کار کنیم در هر جا که هستیم. از فراز قلههای پر برف، جنگلهای انبوه، کویرهای شورهزار. بیپیرایه آموختم که بدون ادعا، برای ایران کار کنیم و سرانجام سر بر این خاک بگذاریم و برویم.»Читать полностью…
سیمای دوگانه یک حکمران
✍🏻 دکترمحمد محمودهاشمی
اسماعیل در خردسالی به همراه برادرانش از زندان ترکمانان خارج شده بود و برادر بزرگترش علی تلاش کرد تا قدرت خانوادگی صفویان را احیاء کند ولی شکست خورد و کشته شد. مریدان صفویه توانستند اسماعیل خردسال را در اردبیل مخفی کنند و سپس او را به گیلان بفرستند تا در آنجا بتوانند به صورت مخفیانه اسماعیل را حفظ کنند و مطابق با اعتقادات صفویان وی را پرورش دهند.
اسماعیل به لحاظ ویژگیهای ظاهری اش در چشم مریدان فردی نظرکرده و مقدس به حساب می آمد. وی نوجوانی سرخ موی، سفید روی و میش چشم ( جهانگشای خاقان،۱۳۶۴: ۸۷) و دارای تناسب اندام و دلیر بود و با آداب جنگاوری و سلحشوری پرورش یافته و تیراندازی زبده بود. (سرور،۱۳۷۴: ۱۲۴) مهمتر آنکه با توجه به تعلیمات صفویان خود را مرشد کامل مریدان فرقه صفویه می پنداشت و همین امر به او قدرت روحی قابل توجهی بخشیده بود که این اطمینان قلبی او به مقدس بودنش مریدان صفوی را بیشتر مجذوب او می کرد، به شکلی که او را فردی فراانسانی می انگاشتند و برای اجرای اوامرش از انجام هر کاری دریغ نمی کردند.
متن کامل یادداشت...
@movarekhan
تقویت ارتجاع سیاه به بهانه مبارزه با افراطیون سرخ
«کسانی که به بهانه مبارزه با افراطیون سرخ، ارتجاع سیاه را تقویت نمودهاند لطمه شدیدی به آزادی وارد ساخته و زحمات بانیان مشروطیت را از نیم قرن به این طرف به هدر دادهاند من در عین احترام به تعالیم مقدسه اسلام، دیانت را از سیاست دور نگاه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقاید قهقرایی جلوگیری خواهم کرد».
قوامالسلطنه، ۲۷ تیر ۱۳۳۱
@Aminaryanrad
.
سگ
✍محمود فاضلی بیرجندی
از میان هزاران جاندار گوناگون از چرنده، پرنده و خزنده، سگ اهلیترین است و دارای صفات بسیار پسندیده، و بیشتر و زودتر از هر جاندار با آدمی خو میگیرد. سگ که امروز در کوچه و خیابان و بیابان ایران رها و بی پناه میگردد، با دست و پا و چشم زخمی، از کشاکش روزگار چنین شده.
سگ، یار آدمی بوده و هست. در نزدایرانیان باستان حقوق سگ بسیار بوده و خود را مکلف میدانستهاند حقوق او را رعایت کنند.
مطالب در باره فضایل این جانور مهربان و وفادار بسیار است. این جا سخنی چند آورده میشود تا ارج او به یادها آورده شود. شاید آنان که سگ میآزارند دریابند چه گناهی از ایشان سر میزند:
۱. سگ در زبان پهلوی و در فرس هخامنشی «اسپک» است. نام آبادیهایی چون «اسپکه» در ایرانشهر، و «اسپاخ» در پیرامون بیرجند از همین واژه گرفته شده و ای بسا در زمانهایی که از آن بیخبریم این آبادیها جای پروردن سگهایی بوده. داروی گیاهی به نام «اسفخنگور/ اسپکانگور» هم که به زبان عرب «عنبالکلب» است، نام اسپک دارد، یعنی انگور سگان.
۲. در دین ایرانی همه جانوران سودمند مورد نوازش و مهر هستند. سگ برابر با اسپ و اشتر و گاو و گوسفند دانسته شده و به نگاهداری او فرمان داده شده است.
۳. گواه از دینکرد:
خداوند سگ باید در سرمای زمستان برای او جای گرم و آتش فراهم کند. اگر سگی بیمار شود خداوندش باید برایش بیطار بیاورد. مراقبت در زادوولد سگ از کارهای نیک است.
۴. گواه از اوستا. وندیداد:
یکی از پنج گناه بزرگ آن است که کسی به سگ استخوان درشت دهد که در گلویش گیر کند یا دندانش بشکند، یا خوراک داغ دهد که پوزهاش بسوزد، یا سگی را که تازه زاییده بزند یا بر او بخروشد.
گناه خوراک ندادن به سگ شکاری برابر است با گناه خوراک ندادن به مهمانی پارسا.
سزای کسی که سگ رمه را چنان بزند که جان بسپارد هشتصد تازیانه است. سزای کشتن سگ خانگی هفتصد، و سزای کشتن سگ شکاری پانصد تازیانه است.
اگر کسی سگ را بکشد روانش در روز پسین بنالد، و روان هیچکس به فریادش نرسد.
آفریدگار، سگ را غیرتمند بیافرید و هوشیار، با چیز کم خشنود است، زودرنج است، برای نگهبانی از دیگر چهارپایان میجنگد، بیدار و سبک خواب است، شبگرد است، و خان و مان خداوندش را نگاهبان است. خدمتگزار است و بیگانه آزار، بازیگوش است و چون کودکان میجهد.
۵. گواه از ارداویرافنامه:
در دوزخ مردی دیدم که ددان او را میدریدند. نان برایشان میریخت و نگاه نمیکردند و او را میدریدند. به من گفته شد که این مرد آن کس است که در زندگی خوراک از سگ دریغ میکرد و سگها را آزار میداد.
۶. گواه از سد در:
از فروتنان کسی فروتنتر از سگ نیست و نان دادن بدو ثواب دارد.
اگر سگی خفته دیدید آهسته گام بردارید تا بیدارش نکنید.
این بهری است از ارج سگ در نزد ایرانیان.
از اقوام دنیا، کسی اندازه ایرانیان به جانوران غمخواری نکرده است. مهربانی به جانداران، و به ویژه به سگ، رسم نیاکانی ماست.
ـ با بهره از «فرهنگ ایران باستان».
استاد ابراهیم پورداوود.
@dejnepesht4000
@movarekhan
بررسی گفتمان مشروطه و گیلان
بمناسبت چهاردهم امرداد ماه ،سالگرد صدور فرمان مشروطیت ایران.
سخنران:
◽️دکتر سهراب یزدانی
کارشناسان همراه
▪️فریدون شیرین کام
▪️علی امیری
زمان سه شنبه چهارده امرداد ۱۴۰۴
ساعت شش تا هشت شب.
مکان ،تالار مرکزی رشت ،جنب پارک ملت ،سالن شماره دو
@movarekhan
رونمایی و معرفی کتاب غوغای تبریز
سخنرانان:
▫️غلامعلی پاشازاده (مصحح اثر)
▫️حسن حضرتی
▫️باقر صدرینیا
▫️عباس قدیمی قیداری
پنجشنبه 16 مرداد 1404
تبریز، چهارراه باغ شمال، بنیاد پژوهشی شهریار
@movarekhan
پاسخ وزارت آب و برق به درخواست حفر 4 حلقه چاه عمیق در دشت ممنوعه جیرفت در سال ۱۳۴۵
«منابع خدادادی نظیر آب و خاک به یک نسل تعلق ندارد و دولت طبق قانون نمیتواند شاهد و ناظر از بین رفتن و ضایع شدن این منابع باشد، دولت طبق قانون نمی تواند شاهد و ناظر از بین رفتن و ضایع شدن این منابع باشد ...»
@movarekhan
به بهانه انتشار متن کامل مقاله مقدمات آینده روشن از علامه تقی زاده در سایت #مورخان!
پیگیری مطالب، بیانات و اندیشه های روشن فکران جوان عصر مشروطه، خواه ناخواه آدمی را به این پرسش می رساند که آنها که حتی به اندازه یکدهم از اصطلاحات و واژگان قلمبه_سلمبه ای که امروزه یک دانشجوی ترم سه جامعه شناسی، علوم سیاسی و ... در مقالات و صحبت هایش می آورد را هم بلد نبودند؛ چنان ذکاوت، نکته بینی و بینش بلندی را از کجا آورده بودند که به جای تئوری بافی و خیال پردازی های خانه خراب کن، به چنان درک عمیقی از مسایل بنیادین و اساسی کشور برسند!
افسوس که آن نسل وطن خواه و تیزبین را با چه جماعت به ظاهر روشنفکر، دانشگاهی و ... در دهه ۴۰ و ۵۰ عوض کردیم که به جای پی گرفتن اندیشه وطن دوستی و میهن پرستی آن بزرگان، شرنگ چپگرایی و تجدد ستیزی را به کام جامعه ریختند!
@movarekhan
#معرفی_کتاب
این پژوهش سرآغاز سندشناسی موضوعی فرش و فرشبافی در ایران است. سندشناسی موضوعی بهعنوان یکی از شاخههای سندشناسی فارسی، از اهمیت بسیاری برخوردار است و عبارت است از: پژوهش، مطالعه و بررسی سندشناسانه و سندپژوهانه مجموعه اسنادی که راجع به یک رویداد تاریخی، موضوع معین و... نگارش یافتهاند. هدف از سندشناسی موضوعی، بررسی سند بما هو سند است، بهگونهای که به معرفت اسنادی بینجامد. هرچند این نوع نگرش به اسناد بدیع است و بهمانند هر نگرش جدید موافقان و مخالفانی دارد، اما نگارنده پس از 10 سال کار پژوهشی در این حوزه، بر این باور است که سندشناسی موضوعی فصلی نو در حوزۀ سندشناسی و سندپژوهی فارسی میگشاید و مقدّمهای است بر ورود به مطالعات میانرشتهای و کاربردی نمودن سندشناسی فارسی، بهگونهای که اهمیت سند و سندشناسی در سایر رشتههای دانشی و حوزههای علمی، تعریف، تحدید و تبیین شود و تاریخشناسی و تاریخپژوهی حوزههایی چون فرش و فرشبافی در ایران مستند، مستدل و موثق گردد.
📚پژوهشی در اسناد فرش ایران
🔹سجادنوروزی
🔹اکرم زینلی
#وارده
🔺آنچه به عرض خوانندگان محترم و فرهیخته این سطور می رسد صرفا گلایه ای می باشد که برای خیلی از دوستان آشناست و بهتر دانستم به عرض برسانم!
چند سال پیش، به دنبال پیشنهاد یکی از اساتید محترم، تصمیم به تدوین مصاحبه ای گرفتم که جناب استاد محمد حسن رجبی با استاد زنده یاد منوچهر دوایی، جراح و پزشک محبوب و نامدار ایران، و برخی از بستگانشان از جمله استاد عبدالجلیل کلانتر هرمزی صورت داده بودند. نگارنده حدود بیست و چند ساعت مصاحبه را از نوار پیاده کرده، سپس اقدام به ویرایش و تدوین آن نمودم. برخلاف آثاری که قبلاً انجام داده، و ترجیح داده بودم اسمم رویشان نباشد، این بار بواسطه شخصیت شخیص استاد دوایی تصمیم گرفتم نامم، به عنوان کسی که ویرایش و تدوین اثر را به انجام رسانده بود، کنار نام ایشان روی جلد کتاب آورده شود.
در واقع انگیزه اصلی بنده برای انجام این حجم از کار، که تا حدودی هم زمانبر شد، صرفا ارادتم به مقام شامخ ایشان بود و حق الزحمه ای که دریافت کردم (که صرفا هزینه پیاده کردن متن و تایپ آن بود) نیز گویای این حقیقت می باشد. بعدها که کتاب با اضافه کردن تصاویر و عکس ها و... از سوی یکی از بستگان مرحوم دوایی از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در سال ۱۴۰۲ و تحت عنوان «طبیب دوران» انتشار یافت، در شناسنامه کتاب به عنوان ویراستار اثر معرفی شده بودم و تهیه و تنظیم اثر به آقای محمد دوایی، برادرزاده مرحوم دکتر دوایی، نسبت داده شده بود! منکر زحماتی که ایشان در روند منجر به چاپ کتاب شده اند نمی شوم، اما تهیه و تدوین این کار توسط اینجانب انجام گرفته است. قضاوت با شما دوستان فرهیخته
🔸 ارادتمند: سیروان خسروزاده
دلایل تغییر نام بینالمللی ایران در دوره رضاشاه پهلوی
تا پیش از دوره رضاشاه پهلوی، نام کشورمان ایران به رغم دیرینگی آن، در زبانهای غربی به طور عام، متاثر از زبان یونانی به یکی از اشکال نامواژه پارس (مانند Persia, Persis) نوشته و خوانده میشد. تا آنکه در دی ۱۳۱۳ به پیشنهاد باقر کاظمی، وزیر امور خارجه و تایید رضاشاه پهلوی به دول جهان اعلام شد که منبعد نام مملکت ما ایران خواهد بود. این تصمیم نادرست به دلایل روشنی که در متحدالمآل (بخشنامه) وزارت امور خارجه دولت شاهنشاهی در سوم دی ماه همین سال تصریح شدهاست گرفته و اجرا شد.
بنابر این متحدالمآل به دلایل تاریخی، جغرافیایی، نژادی و غیره نام پارس با مفهوم واقعی ایران و ایرانی مطابقت نداشت:
«اولا - پارس اطلاق میشد به قسمتی از مملکت معظمی که در ادوار مختلفه تاریخ در تصرف سلاطین ایران بوده ولی چون در موقعی که یونانیها با ایران ارتباط پیدا کردند مقر پادشاهان ایران در پارس بود یونانیها ایران را پرس نامیدند و سایر دول اروپا نیز اقتباس از آنها و با تحریفات همان اسم را روی ما گذاردند.
ثانیا - ایران از لحاظ جغرافیایی شامل کلیه فلات وسیعی میگردد که در قرون مختلفه همواره تمام یا قسمتی اعظم آن جزو قلمرو سلطنت ایران بوده بنابراین از این جهت نیز ما ذیحق هستیم که کلمه ایران را برای مملکت خود انتخاب نماییم.
ثالثا- از نقطه نظر نژادی نیز چون مولود و منشا نژاد آرین در ایران بوده طبیعی است که خود ما نباید از این اسم بیبهره بمانیم که امروز در پارهای از ممالک معظم دنیا سروصداهایی در اطراف نژاد آرین بلند شده که حاکی از عظمت نژاد و تمدن قدیم ایران است و پارهای از ملل فخر میکنند که از نژاد آریایی هستند.
رابعاً - نکته دیگری که حائز کمال اهمیت است آن است که هر وقت کلمه پرس گفته و نوشته میشود فورا خارجیها ضعف و جهل و بدبختی و تزلزل استقلال و هرج و مرج و بیاستعدادی مائه [سده یا قرن] سابق ایران را به خاطر میآورمد و حال آنکه با تغییر اوضاع مملکت در طب توجهات اعلیحضرت اقدس شهریاری اروحناه فداه و ترقیاتی که همیشه خاطره اوضاع گذشته را به یاد میاورد متروک و اسم واقعی مملکت یعنی ایران معمول گردد.»
بنابراین دلایل تغییر نام بینالمللی ایران را باید اصلاح خطایی کهن، تاکید بر پیوند ایران و نژاد آریایی، و تغییر تصور در باب ایران نوین شکل گرفته در زمان پادشاهی رضاشاه پهلوی از راه تغییر نام بینالمللی کشورمان دانست.
@Aminaryanrad
@movarekhan
هفدهمین شمارهی #فصلنامه_قاف منتشر شد.
در پرونده تاریخی این شماره میخوانید:
🔹جستاری در سپهر سیاسی ما ایرانیان با مدخلی بر عصر پهلوی| #عمید_پورغفار_مغفرتی
🔹شخصیت (قهرمان) در تاریخ | #مجید_علیپور
🔹رجال سیاسی دوره پهلوی اول| #رضا_مختاری_اصفهانی
🔹دربارهی زندگی سیاسی قوام| #امین_حقره
🔹فروغی و ارانی |در معنای روشنفکری اقلیت و اکثریت | #عدنان_دانشیار
🔹کوچکخان در آینهی مشروطه و جنگل| #ناصر_عظیمی
🔹کارگاهِ زبان و تاریخ | امیر_کمالی
🔹ایدئولوژی؛ آگاهی ناخودآگاه یا تناقض؟ | #حسین_رضائی_لاکسار
🔹درباره مفهوم ابداع دشمن| #اشکان_کریمی
🔹کارِ روسها| طرحی تاریخی از مناسبات روسها و ایرانیان| #محمد_تقیپور
🔹روابط صفویه و موغال هند: روابط راهبردی از منظر ژئوپلیتیک| #فرزان_صفری_ثابت/ #منیر_عزیزی
@movarekhan
مدیریت اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور (اصفهان) به مناسبت هفته اسناد ملی و میراث مکتوب برگزار میکند:
سلسله نشستهای
🔆«سندپژوهی از منظری دیگر»🔆
(۱۳ تا ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴)
نشست ۵:
چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت
🔘عکس بهمثابهی سند🔘
(بررسی عکسهای ارنست هولتسر از اصفهان عصر قاجار)
سخنران: نفیسه باقری
🕓 ساعت ۱۶
ملکشهر ـ خیابان بهارستان غربی ـ جنب ایستگاه مترو گلستان
🔻ورود برای عموم علاقهمندان آزاد است.🔻
▪️مدیریت اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور (اصفهان)▪️
@isfahannlai
موسسه علمی و تاریخی آتوسا و آسیانیوز ایران برگزار میکند:
سلسله نشستهای ایران کجاست
«ایده ایران»
«ملت و وطن از نگاه احمد کسروی»
گفتوگو با اردلان کوزهگر: دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تربیت مدرس
به زودی از شبکه اینترنتی روزنامه آسیا و شبکههای اجتماعی آتوسا
آتوسا: نهاد ترویجی اندیشه سیاسی و دانش تاریخی در ایران
آتوسا را به دوستان خود معرفی بفرمایید
🆔 @atusa_sbu