354
این نوحه ها نوای دل داغدار ماست ما داغ دیده ایم که بر سینه می زنیم اشعار و نوحه های سروده مصطفی نظری طهرانی، احادیث و اشعار منتخب شاعران مذهبی ارتباط با آدمین: @navayedel_nazari
10 ماه رمضان
2 ـ وفات حضرت خدیجه علیها السلام
در این روز حضرت خدیجه کبری علیها السلام از دنیا رحلت فرمودند. (2)
این قول بنابر نقل 45 روز بعد از رحلت جناب ابوطالب علیه السلام است. اقوال دیگر در رحلت آن حضرت چنین است :
23 رجب،27 رجب، 29 رجب، (3) اوّل ماه رمضان، (4) 12 ماه رمضان.
آن حضرت بعد از حضرت ابوطالب علیه السلام به سه روز فاصله و به قولی 7 روز و به قولی یک ماه و به قولی 45 روز و به قولی 50 روز و به قولی یک سال وفات کرده است. (5)
آن حضرت نخستین همسر پیامبر صلّی الله علیه و آله بود، و تا خدیجه علیها السلام زنده بود نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله همسری اختیار نفرمودند.
سبقت به اسلام و خدمت او به پیامبر صلّی الله علیه و آله زیاده از آن است که ذکر شود. در فضیلت آن حضرت همین بس که والده ی مکرّمه حضرت صدیقه طاهره علیها السلام است، و همه ذراری پیامبر صلّی الله علیه و آله به ایشان منتهی می شوند. (6)
آن حضرت هنگام رحلت چند وصیّت به پیامبر صلّی الله علیه و آله نمودند، و با آن همه فداکاری و انفاق مال، به پیامبر صلّی الله علیه و آله عرض کردند :
«یا رسول الله، مرا ببخشید که در حق شما کوتاهی کردم».
پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمودند :
«حاشا و کلّا ! من از شما جز خوبی ندیدم؛ بلکه منتهای سعی و کوشش خود را در حقّ من نمودی. شما در خانه ی من زحمات زیادی متحمّل شدی. اموالت را در راه خدا بذل و بخشش نمودی».
آن گاه خدیجه علیها السلام عرض کرد :
«یا رسول الله، شما را وصیّت می کنم به این دختر ـ و به حضرت فاطمه علیها السلام اشاره نمود ـ این دختر بعد از من یتیم و غریب است. کسی از زن های قریش او را اذیّت نکند. کسی به صورت او لطمه ای نزند، به روی او داد نزند و مکروهی نبیند. (7)
آن حضرت اوّلین زنی است که پیامبر صلّی الله علیه و آله را تصدیق نمود، و اوّل زنی است که در مکّه با رسول خدا صلّی الله علیه و آله نماز جماعت خواند، و اوّل زنی است که ایمان خود را در مکّه در میان مشرکین اظهار نمود، و تمام اموال خود را به پیامبر صلّی الله علیه و آله بخشید، و اوّل زنی است که ایمانش با قبول ولایت امیر المؤمنین علیه السلام به درجه ی کمال رسید.
رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود :
«دین من بر پا و مقاوم نشد مگر به دو چیز : اموال خدیجه و شمشیر علیّ بن ابی طالب». (8)
همچنین فرمود :
«هیچ مالی به اندازه ی اموال خدیجه علیها السلام به من منفعت نرسانده است». (9)
روزی پیامبر صلّی الله علیه و آله خدیجه علیها السلام را خواست و در کنار خود نشانید و فرمود :
این جبرئیل است و می گوید :
برای اسلام شروطی است که عبارتند از : اقرار به یگانگی خداوند متعال، اقرار به رسالت رسولان، اقرار به معاد و اصول این شریعت و احکام آن، اطاعت از اولی الأمر و ائمه طاهرین از فرزندان او یکی بعد از دیگری با برائت از دشمنان ایشان.
خدیجه علیها السلام به همه ی آن ها اقرار نمود و ائمه طاهرین علیهم السلام به خصوص امیر المؤمنین علیه السلام را تصدیق کرد.
پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود :
«هُوَ مَولاکِ وَ مَولَی المُؤمِنینَ وَ إمامُهُم بَعدی» : یعنی «علی مولای تو و مولای مؤمنان بعد از من و امام ایشان است».
آن گاه از خدیجه علیها السلام در قبول ولایت امیر المؤمنین علیه السلام عهد مُؤکَّد گرفت. سپس رسول خدا صلّی الله علیه و آله یک یک از اصول و فروع دین حتّی آداب وضو و نماز و روزه و حجّ و جهاد و صله ی رحم و واجبات و محرّمات را بیان فرمود.
سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله دست خود را بالای دست امیر المؤمنین علیه السلام نهاد و خدیجه علیها السلام دست خود را بالای دست رسول خدا صلّی الله علیه و آله نهاد و به این ترتیب با امیر المؤمنین علیه السلام بیعت نمود. (10)
📚 منابع :
2. مسار الشیعة : ص 7 ـ 6. و ... .
3. بحار الانوار : ج 19، ص 25. جنّات الخلود : ص 18.
4. توضیح المقاصد : ص 22.
5. کافی : ج 1، ص 349. و ... .
6. فیض العلام : ص 27.
7. شجره طوبی : ج 2، ص 235 ـ 234.
8. الأنوار الساطعة من الغرّاء الطاهرة خدیجة بنت خُوَیلَد علیها السلام : ص 164. و ... .
9. امالی طوسی : ص 468. و ... .
10. الطرائف : ص 4. و ... .
/channel/TaqvimeShia
شهادت حضرت خدیجه سلام الله علیها
رباعی
احمد ز فراق همسرش گریان است
زهرا به عزای مادرش گریان است
شد مرهم زخم داغ یارش وقتی
می دید علی برادرش گریان است
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
۱۰ رمضان شهادت خانم زینب کبری سلام الله علیها
( بروایتی)
وشهادت خانم خدیجه ام المؤمنین سلام الله علیها
«نوا»
بیمارغم شیدایی. گردیده دل ماامشب
هم سوک خدیجه آمد. هم روز عزای زینب
نوای نای دل جلی شد
شب مصیبت علی شد
عجب عزای غم فزایی
نبی غمین داغ همسر.
علی حزین سوک دختر
توان وصبردل کجایی
آه. فاطمه اندردوجامیسوزدامشب
آه گاه گوید مادرمن گاه زینب
آه جان زهرا آمده از غصه برلب
آه وای احمد وای زهرا وای حیدر(۳)
هم مکه عزا بگرفته هم کعبه سیه پوشیده
هم زمزمه دارد زمزم. خون از دل او جوشیده
خدیجه عازم سفر بود
نبی و پارهٔ جگر بود
فدای چشم خون فشانش
یگانه یاورش زکف رفت.
نگو که همسرش زکف رفت
رفته زکف تاب و توانش
آه فاطمه( تکرار)
ای لالهٔ پرپر برخیز. پروانهٔ باغت آمد
ای نهر خروشان آب. آتش به سراغت آمد
گلی که داغ آفتاب است.
شناور میان آب است
چه دیدنی شده وصالش
به او ج غم هما رسیده.
ببین که تاخدارسیده
اگر شکسته پر و بالش
آه فاطمه( تکرار)
زهرا و خدیجه زینب هم حیدر و هم پیغمبر
امشب همه خون می گریند
ازبهرحسین بی سر
کنارقتلگه تمامی
گریه کنان ظلم شامی
که روی نی سرحسین است
نوای یا الهی یارب
نوای ناله های زینب
زنای خواهرحسین است
آه فاطمه اندر دو جا میسوزد امشب
( تکرار )
سلام الله علیهم اجمعین
« مصطفی نظری طهرانی»
/channel/navayedel1
مثنوی پنج کفن
قسمت اول
گلشن طبعم دوباره بار داد
طایر فکر مرا آزار داد
سرو غم را در دلم خرم نمود
سینه ام را لاله زار غم نمود
شاخه شاخه می پرد هم بام بام
فکر را هم می کشاند گام گام
بلبل نطقم هوایی میشود
در مدینه کربلایی میشود
هدیه ای با دیدهٔ تر می برد
گل برای یاس پرپر می برد
گل نگو افسوس خاکستر شده
در حوانی خستهٔ بستر شده
روزهای آخر و جان بر لب است
بیقرار لحظه هایش زینب است
شمع بود و لیک سو سو می زند
آه غربت خیز بانو می زند
آن همای پای تا سر سوخته
چشم در چشمان دختر دوخته
وقت آن آمد که غمخواری کنی
دست مادر گیری و یاری کنی
پیشتر آی و ببین احوال من
ای صفای کعبهٔ آمال من
با تو ای زینب وصیت می کنم
شمه ای ذکر مصیبت می کنم
یارشو این دستهای خسته را
باز کن ای دخترم این بسته را
ماحرای این کفن ها غم فزاست
قصهٔ دوران بی یاری ماست
مثل امروزی که هستی در برم
یار بودم در کنار مادرم
مادرم در دل غم دیدار داشت
عاشق بابا تن تبدار داشت
مادرم بیمار و من یارش شدم
مثل پروانه پرستارش شدم
لیک چون من درد در پهلو نداشت
لالهٔ نیلی به باغ رو نداشت
بوستان سینه اش گلگون نبود
دیده اش چون سینه غرق خون نبود
گفت با من لحظه های واپسین
آرزوی خویش با قلب حزین
دوست دارم تا کنم جای کفن
از پیمبر برتنم یک پیرهن
اندرین دار فنا تا زنده ام
آرزو مندم ولی شرمنده ام
فاطمه جان آبروی من بخر
خواهش من را سوی بابا ببر
خواستم جام تمنایش برم
سوی بابا تا که پیغامش برم
ناگهان از آسمان سوی زمین
بسته ای آورد جبریل امین
این کفن هایی که اکنون نزد ماست
هدیهٔ جبریل از سوی خداست
این کفن ها پنج بود ای دخترم
اول آن شد نصیب مادرم
یک کفن هم سهم پیغمبر شده
سوم آن بهر این مادر شده
گوش کن ای آنکه شمع محفلی
چارم آن میشود سهم علی
بشنو ای زینب که این پنجم کفن
میشود سهم غریب من حسن
مرغ روح زینب از تن پر کشید
آه جانسوز از دل مضطر کشید
گفت با مادر چه میگویی به من
وای من باشد حسینم بی کفن
روز را در پیش چشمم شب مکن
بیش از خون در دل زینب مکن
باز شد از فاطمه درج دهن
گفت زینب این تو این پیرهن
رشته رشته بافتم با شور وشین
با دو دست خویشتن بهر حسین
جای من اورا کفن پوشش نما
موقع تودیع تن پوشش نما
سخت اما آرزوی مادراست
جای من بوسیدن آن حنجر است
سالها بگذشت زینب داغ دید
تا خزان لاله های باغ دید
روزها را با غم دل سر نمود
آبیاری با دوچشم تر نمود
کربلا را دید و با غم شد قرین
لحظه لحظه بود و داغی آتشین
در وداع آخرین آن شیر زن
داد دست یوسف خود پیرهن
حنجر خشکیده دید و آب شد
جای مادر بوسه زد سیراب شد
سلام الله علیهم اجمعین
« پایان قسمت اول»
/channel/navayedel1
علی ولی الله
دودمه های شهادت ام المؤمنین
خانم خدیجه کبری سلام الله علیها
درمکه بپا باز شده شورش محشر(۲)
زهرا شده مضطر
از داغ خدیجه زده بر سینه پیمبر(۲)
زهرا شده مضطر
یار نبی و یار علی بار سفر بست(۲)
دل فاطمه بشکست
غم چنگ زند بر جگر خستهٔ حیدر (۲)
زهرا شده مضطر
##########
خدایا بسته شدبار خدیجه
پیمبر شد عزادار خدیجه
فدای چشم خونبار پیمبر
شهید غصه شد یار پیمبر
به سینه می زند زهرای اظهر
یم خون شد دلش از داغ مادر
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
نوحهٔ شهاد ت خانم زینب سلام الله علیها
و خانم خدیجه سلام الله علیهما ۱۰ ماه رمضان
داغ دوماتم شددلم امشب
بهرخدیجه ازغم زینب
آه واویلا. (۴)
دیده ها گریان سینه هاسوزان
ماتم گرفته ختم رسولان
آه و واویلا(۴)
دلم راهی ام القری شد
یاکه زائر شام بلا شد
آه واویلا (۴)
درمکه حرف بستروخواب است
امادردمشق صحبت آب است
آه و واویلا (۴)
برسرمی زند ختم الانبیا
خدیجه بسته بارسفررا
آه و واویلا،(۴)
داغ تنهائی کرده بی تابش
نوحه گرشد درسوک مهتابش
آه وواویلا (۴)
زینب کبری لحظهٔ آخر
دست و پا می زد یاد برادر
آه وواویلا (۴)
بسترکنار آب روان است
ذکروصالش ای حسین جان است
آه و واویلا (۴)
می زند برسرزهرای اطهر
می برد کفن ازبهرمادر
آه وواویلا (۴)
فاطمه امشب درشورو شین است
یاد قتلگه قتل حسین است
آه وواویلا (۴)
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
علی ولی الله
آخرین حضور
@navayedel1
خفته به بسترجسم تبدارخدیجه
شد روز پایانی دیدار خدیجه
ابر مصیبت سایه برافلاک میکرد
چشم ملک هم شدگهربار خدیجه
شد جامهٔ نیلی به جسم آفرینش
غم آفرین گردیده غمخوار خدیجه
سر برده در جیب محن ختم رسولان
دل زار همسرگشته دلدارخدیجه
فریاد میکرد و دمادم یاد می کرد
از مهربانیهای بسیار خدیجه
تبدار هجران میشود زهرای اطهر
هم خود پرستار است و بیمار خدیجه
بانوی بطحایی که خود شاه زنان بود
غربت نگر محنت شده یار خدیجه
مادر برای کودک خود سوگوار است
زهرای کوچک شد عزادار خدیجه
یارب نبیند هیچ دختر داغ مادر
دل سوزد از این سوز گفتار خدیجه
زهرا بیاد زینب خود زار گرید
غمخواری زهراست آزار خدیجه
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
حضرت بی بی خدیجه سلام الله علیها
از لسان مبارک کربلایی سید احمد نجفی (حفظه الله)
ششمین روز ماه رمضان ، سالروز عروج ملکوتی شیخ جعفر آقا مجتهدی تبریزی رضوان الله تعالی علیه
/channel/navayedel1
سوگ جناب ابوطالب علیه السلام
رباعی
غم نعره کشید و عرش حق لرزان شد
وقتی که شکسته پایۀ ایمان شد
خم گشت نبی قامت او مثل علی
می گفت عزای حضرت عمران شد
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
سوگ جناب ابوطالب علیه السلام
مثنوی
زمین گریان قرین غم زمان است
پریشان ساکنین آسمان است
ملک از غصه می کوبد به سینه
فلک شد داغداری بی قرینه
علی خون دلش بر رخ چکیده
مگر سوگ ابوطالب رسیده
محمد دست ماتم را به سر زد
کسیکه یار احمد بود پر زد
علی را تیر غم در دل نشسته
مصیبت رکن ایمان را شکسته
نبی را بهترین یاور ز کف رفت
ولیی از کف شاه نجف رفت
نبی را زخم غم خار گلو شد
چنان غم دید سال حزن او شد
بهار گلشن ایمان خزان شد
امیرالمومنین قامت کمان شد
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
مدح جناب عمران بن عبدالمطلب علیهماالسلام
@navayedel1
باز گل ناطقه ام بازشد
شعرشدو قافیه پرداز شد
دست به دامان قلم می زند
بامدد لوح رقم می زند
نطق که تعطیل شود جالب است
لال دراوصاف ابو طالب است
نمی شود گشوده قفل زبان
مگربه همت کلید سلام
سلام ما سلام خاصان همه
به ساحت قدس اباالائمه
عموی خاتم النبیین سلام
مربی جناب یاسین سلام
درود حق سلام خاص یزدان
باد به محضر جناب عمران
نسل تو نسل شرف و نوربود
قدرتو پیش همه مستوربود
غبطه خورفضل شمایند همه
مادر وهم همسر تو فاطمه
آنچه به ایمان توشک میکند
به کفر کیش خود کمک می کند
علی قسم خورده به ایمان تو
آنکه بود شاهد پیمان تو
صاحب جاه و رتبهٔ جلیلی
وصی ابراهیم خلیلی
کلیم با عشق تو بسته پیمان
زآن شده مشهور به پورعمران
عصای موسی خاتم سلیمان
توداده ای به خاتم رسولان
شیرشما شیرهٔ جان نبی است
نگو چرا که مصطفی زینبی است
شیربباید که شود شیرزاد
درود برنسل شریف توباد
نسل تو از جوهرایثاربود
بحرشرافتت گهرباربود
علی که سرخیل همه اولیاست
پورشما ولیک نفس خداست
فدای عشق وصبرو ایثارتو
شهامت جعفرطیارتو
شهید عشق حق سبکبال شد
دست جداازتن اوبال شد
عقیل هم غریب مثل شماست
قتیل تیرتهمت نارواست
عقیل جرعه نوش قالوا بلی است
هستی او فدایی کربلاست
مسلم او که میرعالمین است
اباحمیده نایب حسین است
مهر ٬تجلی جمال شماست
عشق ٬ کلید اتصال شماست
سرای ام هانیت تاج شد
وسیلهٔ لیلهٔ معراج شد
هستی تو تمام کربلائیست
تجلی جلال کبریائیست
شرف بپای تو شده بوسه زن
ایکه توئی جد حسین و حسن
فاطمه ای که کوثرمصطفاست
فخرنماید که عروس شماست
توازهمه برادرانت سری
حجت حق چونکه اباالحیدری
به یمن همت شما و علی
ندای توحیدشده منجلی
شجاعتت برهمگان غالب است
شورتودرشعب ابی طالب است
از دل و جان حامی احمدشدی
یارشریعت محمد شدی
نبی به وقت ارتحالت سرود
عمو زحق باد به روحت درود
منم رهین مهربانی تو
حمایت و لطف و عیانی تو
به کودکی کفالتم نمودی
بعدزجان حمایتم نمودی
تورادهم به حق حی سبحان
اذن شفاعت ازهمه انس و جان
هرچه بگویند به مدحت کم است
زبان جمله مادحان ابکم است
مدح تو نیست درتوان کلام
جناب عمران علیک السلام
( سلام الله علیهم اجمعین )
« مصطفی نظری طهرانی»
@navayedel1
🏴{ علی ولی الله }🏴
هفتم ماه رمضان ، شهادت جانسوز اباالحیدر ، سیّدنا و مولانا عمران بن عبدالمطلّب حضرت ابوطالب ( علیهم الصّلوة و السّلام ) را به رسول گرامی اسلام محمّد مصطفی ( صلّی الله علیه و آله و سلّم ) و به امیرالمؤمنین مولا علی ( علیه السّلام ) و به بیبی دوعالم صدّیقه کبری سیّدتنا و مولاتنا فاطمة الزّهرا ( سلام الله علیها ) و به قطب عالم امکان سیّدنا و مولانا حجّة بن الحسن العسکری عجّل الله تعالی فرجه الشّریف و شیعیان جهان تسلیت عرض مینمائیم.
جناب عمران بن عبدالمطلب علیهماالسلام
شهادت نوا
پیچیده در شهر بطحا
بار دیگر نالهٔ زهرای اطهر (۲)
می سوزد مانند حیدر
با دل تفتیده از ماتم پیمبر
آه یار بهتر زجانش
عموی مهربانش(۲)
آه همه بود ونبودش
سایهٔ آشیانش (۲)
آه تسلیت ای علی جان(۳)
میلرزد ارکان ایمان
باطن ایمان همه یکجا ز کف رفت
سید بطحا سفر کرد
تیر ماتم در دل شاه نجف رفت
آه آسمان غم گرفته
قلب زمزم گرفته (۲)
آه بی ابوطالب امشب
با علی دم گرفته (۲)
آه تسلیت ای علی جان (۳)
پیغمبر توحید خود از
شیرهٔ جان ابوطالب مکیده
زحمت رسالتش را
حضرت عمران به دوش جان کشیده(۲)
آه با وفا یاورش رفت
همهٔ باورش رفت(۲)
آه تازه فهمیده احمد
پدر ومادرش رفت (۲)
آه تسلیت ای علی جان (۳)
ای دست بیداد تقدیر
بهترین یار پیمبر را گرفتی
از درج مخفی ایمان
ای قضا با کینه گوهر را گرفتی (۲)
آه مصطفی سر ندیده
خون حنجر ندیده (۲)
آه روی جسم عمویش
تیغ و خنجر ندیده (۲)
آه واغریبا حسینا
وا شهیدا حسینا (۳)
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
نوحه جناب عمران بن عبدالمطلب علیهماالسلام
علی ولی
دوباره شهر بطحارا غبارغم گرفته
خزان ناامیدی چهره ی عالم گرفته
نبی ازمحنت بی یاوری میسوزد امشب
علی بهر ابوطالب دمادم دم گرفته
زمان شد داغ هجران
زمین شد دیده گریان
بزن برسینه وسر
که هجرت کرده عمران (۲)
بهارعزاست محن ناخداست
همه هستی غمین است
ببین خونجگر برای پدر
امیرالمومنین است (۲)
علی جانم (۳) علی جان«۲»
بگو ای مکه دیگر سیدبطحانداری
بگوای کعبه سرور٬ صاحب وآقانداری
سرور مکه را دست اجل ازآن جداکرد
علی جان تسلیت بادت اگربابا نداری
ببار ای چشم زمزم
بسوزای قلب عالم
بخوان ای نای غمگین
که شدپشت علی خم
پناه نبی سپاه نبی
ابالحیدر کجارفت
زمین و زمان همه قدسیان
بگریند تاخدارفت(۲)
علی جانم (۳) علی جان «۲»
خدیجه بانوی اسلامیان غم مضطرت کرد
غم بی یاری احمد پریشان خاطرت کرد
بگو باحمزه و جعفرکه مولای توتنهاست
علی را حق پس ازاین جان پناه شوهرت کرد
علی دست خدا بود
علی مشکل گشا بود
همیشه یاراحمد
علی مرتضی بود
بگو با علی بگو یا علی
علی حق وعلی هوست
عطای علی وفای علی
تمام لحظه با اوست(۲)
علی جانم (۳) علی جان «۲»
رسول هاشمی تاجسم عمران راکفن کرد
شقایق را نهان دربرگهای یاسمن کرد
علی آمد که آنجا روی بابا را ببوسد
نه لب٬ که غرق بوسه جای جای آن بدن کرد
دلش داغ عزا بود
غمین کربلا بود
دمی که پیش زینب
تن ازسرجدا بود
همه حاصلش چه شدبادلش
تن پاشیده رادید
زند برسرش به چشم ترش
که یاس چیده رادید(۲)
حسین جانم(۳) حسین جان«۲»
«سلام الله علیهم اجمعین»
« مصطفی نظری طهرانی»
علی ولی الله
عاشقان غدیر بسم الله
چون سفارش کند رسول الله
نودوهفت روز دیگر هست
تا ندای « علی ولی الله»
سلام الله علیهما
۹۷ روز تا عید الله اکبر عید سعید غدیر خم
روز عید غدیر هم صدا با رسول الله
« علی ولی الله»
/channel/navayedel1
نوحه شهادت ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
سبک نوا
شد شهر مکه کانون ماتم(۲)
گشته عزادار رسول خاتم(۲)
پیغمبر بیقرار است
بی یارو غمگسار است
خدیجه سفر کرد
زهرا سرت سلامت (۶)
ام ابیها شد داغ غمها(۲)
ام المومنین رفته ز دنیا (۲)
یار نبی فدا شد
اول غصه ها شد
الهی (۲)
زهرا سرت سلامت (۶)
کسیکه همه هستی خود را(۲)
کرده فدای ختم الانبیا (۲)
با قلب پر شراره
جگر پاره پاره
سفر کرد(۲)
زهرا سرت سلامت (۶)
وقت ارتحال کفن ندارد (۲)
روی بیان سخن ندارد (۲)
زهرا بگو به بابا
جای کفن عبا را
بپوشان(۲)
زهرا سرت سلامت (۶)
عبا طلب کرد سهمش شد کفن(۲)
اما از داغی سوزد دل من(۲)
جسم حسینش عریان
افتاده در بیابان
چه سازم(۲)
زهرا سرت سلامت (۶)
قتل خدیجه آغاز غمهاست(۲)
حزن نبی و غربت مولاست (۲)
بشکند با ضرب پا
دست و پهلوی زهرا
خدایا چها شد(۲)
زهرا سرت سلامت (۶)
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
مثنوی پنج کفن
«قسمت دوم»
با برادر رفت از سر هوش او
تا چه گردد با تن و تن پوش
لحظه های آخر عاشور بود
سطر پایانی آن منشور بود
خیل اسبان بود و غوغای سپاه
آه آه از قتلگاه و جسم شاه
آب گردد دل اگر از آهن است
چونکه حرف از غارت پیراهن است
من نمی دانم چه شد باپیرهن
آنقدر گویم که شد شه بی کفن
کهنه بود و پاره گشت وغرق خون
هر چه شد پیراهن از تن شد برون
دست در دست لعینان گشت و گشت
ای قلم بس کن که آب از سر گذشت
شام وقتی که پشیمان شد یزید
این امانت باز بر زینب رسید
نوبت آن شد که جمع انجمن
باز گردد بار دیگر دروطن
کاروان آماده باش رفتن است
کاروان سالار با پیراهن است
جمع دلریشان همه باشورو شین
سینه کوبان گرم ذکر یا حسین
کاروان می رفت و می رفت بانوا
ذکر واویلای ایشان برسما
زآن میان آنکس که جانش بر لب است
روی برگشتن ندارد زینب است
از مدینه تا عیان دروازه شد
داغداران را غم دل تازه شد
با دل بشکسته وقلب ملول
زینب آمد بر سر قبر رسول
گفت سوغات سفر آورده ام
یا محمد چشم تر آورده ام
زینب و باغ خزانش راببین
قهرمان آمد نشانش را ببین
کوله بار داغ بر دوش من است
این گل صد برگ یا پیراهن است
مادر من داد تن پوشش کنم
ظهر عاشورا کفن پوشش کنم
پیرهن با پیکرش صد چاک شد
بی کفن جسمش به زیر خاک شد
بی برادر گر دو روزی مانده ام
از شما و مادرم شرمنده ام
بعد زینب برد با چشم ترش
یادگاری را برای مادرش
ازخجالت سر به زیر افکنده بود
سر فراز آمد ولی شرمنده بود
وای اگر مادر کند از او سؤال
ای همایون طایر بشکسته بال
ای امانتدار زهرای بتول
خوب میدانم چو من هستی ملول
قلب من از این الم افروخته
یادبود من چرا شد سوخته
کاش چشم مادرت می بود کور
تا نبیند روی آن رد ٓستور
روی پیراهن نشان تیر هست
جای نیزه ضربت شمشیر هست
دختر من دست حق یار توباد
بعد ازین هر دم نگهدار توباد
وای من گر این محن آبت کند
تب کند تن تا که بی تابت کند
لالهٔ پژمان و بی برگت کند
ترسم این است راهی مرگت کند
داغ بود و سینه و لخت جگر
پیک آزادیش آمد از سفر
زینب از هجر حسین بیمار شد
کم کمک شمع وجودش تار شد
مثنوی عشق را آخر نمود
لاله زار هجر را پرپر نمود
در درون باغ یا در نهر آب
دوراز هر دیده یا در آفتاب
بال جان خسته اش را باز کرد
تاورای کربلا پرواز کرد
دست او بر روی قلب خسته بود
وای من در دست او یک بسته بود
سخت اما دست زینب باز شد
همسرش آگاه از این راز شد
دید یک پیراهن اما چاک چاک
هم بخون آغشته گشته هم بخاک
گفت عبدالله با شور و نوا
واعلیاه واحسین وا زینباه
قلب پر خون گفت با صد شور و شین
هست این پیراهن از آن حسین
این وفای زینب افکار بود
وقت جان دادن به یاد یار بود
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
علی ولی الله
در مکه دوباره شورمحشر برپاست
جبریل امین نوحه گر واویلاست
در سوگ خدیجه قدسیان می گویند
حیدر شده داغدار و احمدتنهاست
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
@navayedel1
علی ولی الله
در مکه دوباره شورمحشر برپاست
جبریل امین نوحه گر واویلاست
در سوگ خدیجه قدسیان می گویند
حیدر شده داغدار و احمدتنهاست
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
@navayedel1
نوحهٔ شهادت خانم خدیجه
ام المؤمنین سلام الله علیها
نوا
دل سوزد امشب برای خدیجه (۲)
امشب بپاشد عزای خدیجه
پوشیده رخت مصیبت پیمبر
دیگر نیاید صدای خدیجه (۲)
آه بنال ای دل داغ غمها
آه که آمد یتیمی زهرا (۲)
آه واویلا واویلا واویلا (۳)
خون بارد از چشم مات پیمبر
یاد آور خاطرات پیمبر(۲)
پروانهٔ لحظه های غریبی
شد پاره حبل نجات پیمبر(۲)
آه کحایی دلارام احمد
آه سرآغاز و انجام احمد (۲)
آه واویلا واویلا واویلا (۳)
پشت وپناه پیمبر کجایی
آرام زهرای اطهر کجایی (۲)
بعد از خدیجه تو تنها امیدی
عشق خداداده حیدر کجایی(۲)
آه. علی جان تو مشکل گشایی
آه. تسلای خیرالنسایی (۲)
آه واویلا واویلا واویلا (۳)
درد یتیمی چه سخت است و جانکاه
تنها انیسش بود تابش ماه(۲)
زهرا بیاد رقیه بنالد
یاد خرابه سر و گرمی آه (۲)
آه. شبی را که یادپدر کرد (۲)
آه سرآمد سفر پیش سر کرد
آه واویلا واویلا واویلا (۳)
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
نوا شهادت حضرت خدیجه سلام الله علیها
@navayedel1
فضای مکه را یکبار دیگرغم گرفته
دوباره هالهٔ غم چهرهٔ عالم گرفته
سه روز از داغ جانسوزابوطالب گذشته
برای همسرخود مصطفی ماتم گرفته
خدیجه یاراحمد
بهین دلداراحمد
غم هجرانش امشب
دهدآزاراحمد
کمانی شده. خزانی شده
گل باغ رسالت
بگو تسلیت به ختم رسل
سرت بادا سلامت(۲)
وواویلا آه و واویلا
واویلا آه و واویل(۲)
چرادست اجل یار پیمبر را گرفتی
چرا ای آسمان این سایهٔ سررا گر فتی
دراین سالی که عام الحزن ختم الانبیا بود
طبیب غصه هایش را نه دلبررا گرفتی
خزان آشنایی است
بهاربی وفایی است
زند بر سینه امشب
که هنگام جدایی است
یم خون دلش. همه حاصلش
به بحر غصه ها رفت
بگوید چنین به قلب حزین
دل آ رامم کجا فت(۲)
واویلا
فدای دیدهٔ از خون تر زهرای اطهر
سه ساله دختری افتاده روی جسم مادر
کفن آورده جبریل امین بهرخدیجه
کفن کن مادرت را گرچه باشدبرتنش سر
ولی شام غریبان
حسینت باعزیزان
بروی خاک صحرا
تنش افتاده عریان
بیا فاطمه بجای همه
بپوشان پیکرش را
که زینب حزین نبیند چنین
بریده حنجرش را(۲)
دوجا زهراعزاداری کند با قلب مضطر
گهی ازبهرزینب گاه بطحا بهر مادر
اگرچه مادرش دربسترخودآرمیده
چه سازد گرببیند لالهء درخون شناور
قد ازغم خمیده
دل درخون طپیده
گلش را حاصلش را
فلک باکینه چیده(۲)
غمش منجلی به آل علی
فلک دیدی چهاکرد
چه با بلبلان چها باگلان
تمامی را جدا کرد(۲)
واویلا آه و واویلا
واویلا آه و واویل(۲)
سلام الله علیهم اجمعین
« مصطفی نظری طهرانی »
/channel/navayedel1
رباعیات علوی
سر چشمه عرفان و کمال است علی
آئینۀ ذات ذوالجلال است علی
مانند خدا نیست کسی می دانم
البته که بی شبه و مثال است علی
سلام الله علیه
+++++++
در «عین» علی عقل همه حیران است
لا حول ولا قوة «لام» آن است
در« یای» علی که مظهر یکتایی است
الله و محمد و علی پنهان است
جل جلاله
صلی الله علیه و آله
صلوة الله و سلامه علیه
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
علی ولی الله
ایکه دل داده ای به عشق امیر
شیعه ای پند عاشقانه بگیر
جِدِّ جانانه ای نما٬ مانده
نودونه روز تابه غدیر
۹۹ روز تا عید الله اکبر عید سعید غدیر خم
روز عید غدیر هم صدا با رسول الله
« علی ولی الله»
/channel/navayedel1
مدح و مرثیه جناب مولانا ابوطالب علیه السلام
دلم زآن ابوطالب
بقربان ابوطالب
من از روز ازل گشتم
ثنا خوان ابوطالب
نشستم بر سر خوانش
چشیدم شهد عرفانش
شهودم برد در خیل
شهیدان ابوطالب
نه از ایمان خبر دارد
نه دین او ثمر دارد
نگشته تا بشر وقتی
مسلمان ابوطالب
اگر نظمی جهان دارد
اگر ایجاد جان دارد
خدا تقدیر فرموده
بفرمان ابوطالب
وجودش جود می سازد
دم او بود می سازد
گرفته آسمان سامان
ز سامان ابوطالب
تمام انبیا یکجا
ز هود و یونس و یحیی
کنند اقرار بی پروا
به ایمان ابوطالب
شعیب و یوشع و یعقوب
خلیل و یوسف و ایوب
همه هستند طفلان
دبستان ابوطالب
کلیم الله سبحانی
دمی گردید عمرانی
دل خود داد بر او تا
شد عمران ابوطالب
محمد مظهر رحمت
در یکدانۀ عصمت
مکیده شیرۀ وحدت
ز پستان ابوطالب
علی اعلا علی عالی
علی سرور علی والی
ولی او هم نشسته بر
سر خوان ابوطالب
وجودش وقف احمد شد
هوادار محمد شد
فدای باطن قرآن
شده جان ابوطالب
نبی شد داغدار او
علی شد سوگوار او
تمام آفرینش شد
پریشان ابوطالب
بروی پیکرش سر داشت
نه زخمی روی خنجر
بگو وای حسین بن
علی جانِ ابوطالب
به قلب خسته می گویم
غمی سر بسته می گویم
که در روی زمین پاشی ده
قرآن ابوطالب
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
سوگ جناب ابوطالب علیه السلام
مرثیه
شاهین غم بر بلبل عشق دلم غالب شده
دلدادگان مرتضی سوگ ابوطالب شده
امشب نبی هاشمی غم را به مهمانی برد
آهوی دل را خسته تا باغ پریشانی برد
دست مصیبت دامن صبر علی را میدرد
طوفان غم آن خسته را در کام ناکامی برد
جبریل بر سر می زند هفت آسمان غوغا شده
غم میزبان قدسیان در عالم بالا شده
آن کس که غم برداشت از دوش نبی بر دوش رفت
فریاد روز بی کسی تا آسمان خاموش رفت
ابر مصیبت گریه کرد اشک علی سیلاب شد
از سوز غم بی تاب شد شمع وجودش آب شد
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
نوحه شهادت حضرت ابوطالب علیه السلام
سبک سنتی
هاله غم به چهر عاشقان امشب است
شیعیان سوگ جانسوز ابوطالب است (۲)
خاتم الانبیا
گشته صاحب عزا (۲)
وا علیا(۲)
مصطفی بیقرار سوز این غم شده
سید الاوصیاء قامت او خم شده (۲)
خاتم المرسلین
می شود بی معین(۲)
وا علیا (۲)
فخر بر دین تو کند خدای ودود
عام حزن نبی سال عزای تو بود (۲)
شد پریشان تو
دیده گریان تو(۲)
وا علیا (۲)
آنکه پستان نهاده در دهان نبی
آنکه شیرش شده شیرۀ جان نبی
(۲)
وقت پیغمبری
شد نبی حیدری(۲)
وا علیا (۲)
زور عمران به کل کافران غالب است
اوج جانبازیش شعب ابی طالب است(۲)
مهر آن مهربان
شد به احمد توان(۲)
وا علیا (۲)
نام عمران به فرق شیعه افسر بود
وقت رفتن ولی بر سر او سر بود
خسرو کربلا
سرش از تن جدا (۲)
وا علیا (۲)
سلام الله علیهم اجمعین
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
علی ولی الله
نوا شهادت جناب ابوطالب علیه السلام
آتش فشان عزاشد دل من
چون لاله از غصه واشد دل من
سربسته سرو کمان قامتم شد
با موج غم آشنا شد دل من(۲)
آه ابو طالب عمرش سر آمد
آه عزای ابالحیدر آمد(۲)
آه واویلا واویلا واویلا (۲)
آقای بطحا غریبانه پر زد
دست غریبی پیمبر به سرزد
یار نبی رفت و تنها شد احمد
نخل وفا را فلک با تبر زد(۲)
آه کجا هستی ام ابیها
آه دل آزار غم گشته بابا(۲)
آه واویلا واویلا واویلا (۲)
حیدر کفن کرده بر جسم بابا
ذکری به لب دارد او چشم گریان
بوسد لبان پدر را و گوید
دور از وطن شاه بی سرحسین جان (۲)
آه. فدای تن بی سر تو(۲)
آه غم دیدن خواهر تو(۲)
آه واویلا واویلا واویلا (۲)
«سلام الله علیهم اجمعین»
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1
السلام علیک یا عمران بن عبدالمطلب
یا ابوطالب
@navayedel1
غزل
ای آسمان ابری چشمان من ببار
ای دیده برخزان گل یاسمن ببار
ای نالهٔ شکستهٔ نای حزین بخوان
ای خون دیدهٔ جگرنسترن ببار
بیتابی بنفشه زبادبهاری است
جان بنفشه بسته به تاب چمن ببار
غم را میان سفرهٔ رنگین دل ببین
رنگین کمان خاطرهٔ سوختن ببار
آتش بیار معرکه قصه ها منم
تا شعله ور نگشته زمین و زمن ببار
بیتاب شد دلم که تورا آب میکند
امشب برای روشنی انجمن ببار
پرسش نمی کنی که دلم داغدارکیست
من بی کلام گفتم و تو بی سخن ببار
در خاتمه که خاتمهٔ سوگنامه است
دُر ِّیتیم.٬ یتیم شده بوالحسن ببار
« علیهماالسلام»
« مصطفی نظری طهرانی»
/channel/navayedel1
ترجیع بند
مدح و مصیبت جناب عمران بن عبدالمطلب
مولانا ابیطالب علیهماالسلام
بند اول
ای ولی خدا ابوطالب
حجت کبریا ابوطالب
شیرهٔ جان توست شیر نبی
ازهمان ابتدا ابوطالب
تو وصیی به انبیأ سلف
شرف الاوصیأ ابوطالب
زٙهره کودم زنم زایمانت
ای سراپا خدا ابوطالب
تو ابالحیدری٬ علی که بوٙد
خالق ماسوی ابوطالب
سند مدحت نبی لولاک
باطنش لولا ابوطالب
کعبه که زادگاه حیدربود
پرده دارش شما ابوطالب
مصطفی دست حق ودست تو بود
یاور مصطفی ابوطالب
دین اگرپا گرفت جـدِّ تو بود
جوهر پربها ابوطالب
شعب تو شعبه ای زهمت توست
ای تمام وفا ابوطالب
عقل مات عقیل وجعفرتوست
یا ابالمرتضی ابوطالب
از لبان ستاره آه افتاد
ماه شادی میان چاه افتاد
»«»«»«»«»«
بند دوم
ای وجودتو آبروی وجود
پرشداز غربتت سبوی وجود
نرسدکس به کنه معرفتت
ذات تو رونکرده سوی وجود
کافرت خوانده خصم کافرکیش
جهل پوشانده است روی وجود
ما گدازادگان معرفتیم
تر نمائیم لب زجوی وجود
توبیاو بگردو پیداکن
جمع سرگشتگان کوی وجود
سیدالاوصیأ قبل رسول
یا اباالاولیأ عموی وجود
عطر و بوی محمدی دارد
به هوای تو عطروبوی وجود
مقتدایی اباالائمه تویی
سرِّمستورتو به توی وجود
مادخیل محبتت شده ایم
سبقت از ما گرفته گوی وجود
پرشداز ذکریا ابوطالب
شهر بطحا ز های و هوی وجود
به علی دوستان مرادی تو
یاعلی گشته گفتگوی وجود
ازلبان ستاره آه افتاد
ماه شادی میان چاه افتاد
«»«»«»«»«»
بندسوم
چه مقامی که کس نمیداند
قدرعنقا مگس نمیداند
از تمام وجود بیشتری
پیشتر را که پس نمی داند
بحرمواج عشق می جوشد
عقل این مقتبس نمیداند
گنج مهر توراابوطالب
شیعه دردسترس نمی داند
لذت مستی محبت تو
پاسبان وعسس نمی داند
دم وهویت دمیده درعالم
بی محبت نفس نمی داند
هوضمیراست و هو هویت حق
هرکه دارد هوس٬ نمی داند
ای بزرگ همه بنی هاشم
وزن تو خار وخس نمی داند
ذکرشأن تو آل عمران است
حرف حق را فرس نمی داند
روز بی یاوری رسول الله
جزتورا دادرس نمی داند
از لبان ستاره آه افتاد
ماه شادی میان چاه افتاد
«»«»«»«»«»
بند چهارم
بازدر شهر سینه ام غوغاست
خاطرم خستهٔ غمی عظماست
نالِ دل ناله می زند هردم
دیده نادیده بستر دریاست
مرغ روحم برای کسب خبر
پرزنان سوی مکه بی پرواست
چه شده زمزمه کند زمزم
چه شده کعبه محشرکبری است
خاتم الانبیا دلش یم خون
سیدالاوصیأ لبش گویاست
تیرغم خورد بردل حیدر
وای درخون طپیده قلب خداست
بازشد دست غصه باردگر
سینه کوبان خدیجهٔ کبری است
آفتاب حجاز کرده غروب
ای فلک سوگ سیدبطحاست
یاورمصطفی نه٬ بابایش
در محاق عروج غم افزاست
طالب مرگ شد ابوطالب
آه این اول بهارعزاست
چشم بارانی علی امشب
سند غربت رسول خدا ست
از لبان ستاره آه افتاد
ماه شادی میان چاه افتاد
«سلام الله علیهم اجمعین»
مصطفی نظری طهرانی
/channel/navayedel1