-
📗 🎨 🎧 این کانال برای اشخاصی است که علاقمند به کتابخوانی می باشند:داستان صوتی_شعر_موسیقی_بریده کتاب #داستان_کوتاه_خود_را_برای_کانال_به_پی_وی_بنده_بفرستید:https://t.me/parsai_69
#تصنیف "سلام من به تو شها" در دستگاه #شور با صدای بانو #قمرالملوک_وزیری همراه با
#تار #مرتضی_خان_نی_داوود
/ ضبط سال ۱۳۰۵
آهنگ: #عارف قزوینی
شعر: پژمان #بختیاری
🦌
@neday_honar
✍حافظ
📘غزل شماره ۳۰۸
نسخه سجادی و بهرامی
🦌
@neday_honar
«سکوت شبها»
آهنگساز :منوچهر لشگری
شاعر : سیمین بهبهانی
خواننده : پروین
تنظیم: سیروس شهردار
🦌
@neday_honar
جهان چه زیبا میشد
اگر همه در آرامش آن همراه بودند 💙
🦌
@neday_honar
چو گل هر دم به بویت جامه در تن
کنم چاک از گریبان تا به دامن
تنت را دید گل گویی که در باغ
چو مستان جامه را بدرید بر تن
حافظ
🦌
@neday_honar
ز فراق چون ننالم من دلشکسته چون نی
که بسوخت بندبندم ز حرارت جدایی
#عراقی
🦌
@neday_honar
آيا شک داری به اینکه زيباترين و
باارزشترين زن دنيا هستی؟!
و همچنين مهمترين زن دنیا؟!
آیا شک داری که ورود تو به قلبم
باشکوهترين روز تاریخ و بهترين خبر جهان بود؟!
آيا شک داری که تو وجود و تمام زندگی من هستی؟!
و من از چشمان تو آتش عشق را دزديدم و حاضر شدم که برای به دست آوردنت خطرناکترين کارها را انجام بدهم؟!
ای غنچه و نازگل و ياقوت و ملکه و قانون زندگی و خوبی بين تمام ملکههای جهان!
ای ماهی که هر غروب از لابهلای کلمههايم طلوع میکنی!
ای آخرين سرزمينی که در آنجا متولد شدهام، در آنجا مدفون شدهام و تمام کتابهایم را در آنجا منتشر میکنم!
تو تنها خواسته من هستی!
نمیدانم که چگونه امواج مرا به قدمهای تو انداختهاند!
نمیدانم چگونه به سمت من آمدی
و چگونه به سوی تو آمدم!
✍نزار قبانی
🔃عدنان عفری
🦌
@neday_honar
در آغوش سپیده دم،
در تلألؤ نخستین پرتو نور؛
آنجا که پاییز، نفسی تازه بر زمین دمیده است.
صدای قدمهایی آشنا به گوش میرسد؛
بنگر بر جهان،
که چگونه رختِ رنگارنگ خویش را
بر تنِ درختان کرده است،
تا با غمی پنهان، بر زمین ریزد.
صدای خشخش برگها زیر پای عابران،
چقدر دلنشین است؛
و هیاهوی شادِ کودکان در مسیرِ علم،
جانی دوباره به شهر بخشیده است.
آری، پاییز…
پرشکوه ترین فصل سال است.
که جز بوی گیسوی تو، چیزی کم ندارد...
#آیدا_بخشی
🦌
@neday_honar
ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
حافظ
🦌
@neday_honar
عشق را با خانه پردازان آبادی چه کار؟
کردهاند این گنج از دلهای ویران مسکنش
بیدل دهلوی
🦌
@neday_honar
"عبور "
چه كسی چنان كه ما عاشقيم
عاشق تواند بود؟
بگذار بوسه هامان
يك به يك جاری شوند
تا گُلی بی معنا
مفهومی دوباره يابد .
بگذار عشقی را عاشق باشيم
كه شَمايلش تا قلبِ زمين رسوخ كرده باشد .
عشق را دوباره بنا كن
عشقِ مدفونِ زمستانی را
كه در نِسيان يكی خزان سرگشود
و اكنون
از ميانِ ابديتِ لب های مدفون
عبور می نمايد.
✍پابلو نرودا
📘ابدیت یک بوسه
🦌
@neday_honar
شکایت کردن، همیشه یعنی نپذیرفتن آنچه که هست.
اکهارت تله
🦌
@neday_honar
منار گار؛ شاهکار هوش مهندسی ایرانی 🧱
یادگاری از دورهٔ سلجوقی، ساختهشده در سال ۵۱۵ هجری قمری، با دو دستگاه پلکان مستقل در دل یک بدنهٔ آجری؛ جلوهای از نبوغ فضایی و مهارت معماران ایرانی در حدود ۹۰۰ سال پیش.
🦌
@neday_honar
پَنْبِه زِ گُوش دُور کُن، بانْگِ نَجات میرَسَد
آبِ سِیاه دَر مَرَو، کآبِ حَیات میرَسَد
نَوْبَتِ عِشْقِ مُشْتَری، بَر سَرِ چَرْخ میزَنَد
بَهْرِ رَوانِ عاشِقان، صَد صَلَوات میرَسَد
جُمْلِه چُو شَهْد و شیر شَو، و از خُودْ خُودْ فَقیر شَو
زانْکِه زِ شَه، فَقیر را عُشْر و زَکات میرَسَد
رَحْمَتِ اوست کآب و گِل، طالِبِ دِل هَمیشَوَد
جَذْبِهٔ اوست کَز بَشَر، صَوْم و صَلات میرَسَد
دَر ظُلُماتِ اِبْتِلا، صَبْر کُن و مَکُن اَبا
کآبِ حَیاتِ خِضْر را، دَر ظُلُمات میرَسَد
✍مولانا
📘 غزل شماره ۵۵۰
🦌
@neday_honar
آنقدر نزدیک شد لب های جانان بر لبم
تا که آمد از خیال بوسه یی جان بر لبم
خیره شد چشمم در آن لب های عشق انگیز پاک
مهر خاموشی زد آن چشم درخشان بر لبم
خواندم از تصویر جانان دوش خط آرزو
زان نگه نقش تبسم خورد پنهان بر لبم
روز و شب در کلبه ی ویرانه ای دیوانه وار
اشک در چشمم به رقص و نام توران بر لبم
هر زمان در آشیان آرزو چون کودکان
لرزه ریزد دردمندی های هجران بر لبم
درد اگر درد تو باشد، ای حبیب بی وفا
کافر عشقم گر آید نام درمان بر لبم
مرحبا چشمم، که از لطفش همه شب تا سحر
نور پاشد بوسه های اشک غلطان بر لبم
همچنان "امید" آن دارم که برگیرد لبش
دوش آن مهری که زد لب های جانان بر لبم
✍مهدی اخوان ثالث
📘ارغنون_صفحه ۵۴
🦌
@neday_honar