8946
ارتباط بامدیر درتلگرام t.me/HOS_SE_IN فال حافظ👇 http://dl.payamneshan.com/Fal.html سرای شعر (شوریده دلان) گلچینی ازبرترین ونابترین اشعارکهن ومعاصربا زیباترین اهنگهای خاطره انگیز و موزیک ویدیوهای جذاب
مینشانمت به دل
میسرایمت به غزل
میخوانمت به باران
باورت میکنم به عشق
تکرارت میکنم به مهر
یادت میکنم به مهتاب
راستی تو مرا چگونه در دلت صرف میکنی؟...
#سمیه_خلج
به مژگان سیَه کردی هزاران رِخنه در دینم
بیا کز چَشمِ بیمارت هزاران دَرد برچینم
الا ای همنشینِ دل که یارانت بِرَفت از یاد
مرا روزی مباد آن دَم که بی یادِ تو بنشینم
جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکُش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جانِ شیرینم
ز تابِ آتش دوری شدم غرقِ عرق چون گُل
بیار ای بادِ شبگیری نسیمی زان عرقچینم
جهانِ فانی و باقی فدایِ شاهد و ساقی
که سلطانیِّ عالَم را طُفیلِ عشق میبینم
اگر بر جایِ من غیری گزیند دوست، حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جایِ دوست بُگزینم
صَباحَ الخیر زد بلبل، کجایی ساقیا؟ برخیز
که غوغا میکند در سر خیالِ خوابِ دوشینم
شبِ رحلت هم از بستر رَوَم در قصرِ حورُالعین
اگر در وقتِ جان دادن تو باشی شمعِ بالینم
حدیثِ آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بیغلط باشد، که حافظ داد تلقینم
حافظ
اگر سهم من از چشمت
اسارت بردن دل بود
من این حبس و اسیری را
به صد جان ارزو کردم
#هما_کشتگر
#خاص
مرهم زخمهای ڪهنه ام
ڪنج لبان توست …!
بوسه نمیخواهم، چیزے بگو!
#احمد_شاملو
هر چه باداباد امشب لب به ساغر میزنم
شعله بر جسم قلم بر جان دفتر میزنم
رنگ این بیهودگی را از جهانم میبرم
بر رخ این روزگاران رنگ دیگر میزنم
شیخ عاشق پیشه ای خواهم شد و بد حال و مست
با همین حال و هوا لنگر به منبر میزنم
زانکه دیدم محشری از مهربانیهای دوست
پشت پا بر رسمِ خوفِ روز محشر میزنم
جای آیات و روایات و حدیث و گفته ها
بر سرِ کوی حبیبم حلقه بر در میزنم
گر هوایی از سر دل جز هوایش بگذرد
بی هوا از پیش و پس دل را به خنجر...میزنم
پشت این دروازه با شوق وصالش تا ابد
دف به دست و می به کف آهنگ دلبر میزنم
هر شڪایت ڪه مرا از تو بوَد در دل تنڪَ
چون ڪنم یاد وصالت همه از یاد رود...!!
قاآنی
گفتے اندر خواب گَه گَہ روے خود بنمایمت
این سخن بیگانہ را گو ڪهآشنا را خواب نیست
#امیرخسرو_دهلوے
دلم رميده شد و غافلم من درويش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پيش
چو بيد بر سر ايمان خويش میلرزم
که دل به دست کمان ابروييست کافرکيش
خيال حوصله بحر میپزد هيهات
چههاست در سر اين قطره محال انديش
بنازم آن مژه شوخ عافيت کش را
که موج میزندش آب نوش بر سر نيش
ز آستين طبيبان هزار خون بچکد
گرم به تجربه دستی نهند بر دل ريش
به کوی ميکده گريان و سرفکنده روم
چرا که شرم همیآيدم ز حاصل خويش
نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر
نزاع بر سر دنيی دون مکن درويش
بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ
خزانهای به کف آور ز گنج قارون بيش
#حافظ
تو خود گو چون ز دل بیرون کنم مهرِ بتان ناصح !؟
کسی از تن جدا کِی میتواند کرد جانش را ؟
#مجمر_اصفهانی
زائل نشد ملال به افراط مِی،دریغ
صد شیشه گشت خالی و دل همچنان پُر است
طالب آملی
کر شدم تا چند شور حق و باطل بشنوم
بشکنید این سازها، تا چیزی از دل بشنوم
غافل از معنی نیام لیک از عبارت چاره نیست
هرچه لیلی گویدم، باید ز محمل بشنوم
#بیدل_دهلوی
به خود گفتم دل از اندیشهٔ دیدار بردارم
تمامِ عمر «تنها» دست روی دست بگذارم
نباید مینوشتم پاسخ آن نامه را اما
نشد از دستخط دوست یکدم چشم بردارم
نوشتم هرچه از هم دورتر، آسودهتر اما
کسی در گوش من میگفت من دلتنگِ دیدارم
کسی از دور میآید به جنگِ عقل و میترسم
مبادا عشق باشد اینکه میآید به پیکارم
اگر شبهای دلتنگی نمیآیم به دیدارت
نمیخواهم تو را با گریههای خود بیازارم
#عطیهسادات_حجتی
من با تو چنین سوخته خرمن تا کی
وز ما تو چنین کشیده دامن تا کی
این کار به کام دشمنانم تا چند
من در غم تو، تو فارغ از من تا کی
#مولانا
شرارِ شوقِ تو در دل نمیشود خاموش
هنوز یاد تو این یادِ مهربان با من
دلم گرفت از این لحظههای تنهایی
ترحّمی کن و بازآ بمان با من
چه سالها که گذشت و نرفتی از یادم
هنوز عشق تو این عشق جاودان با من
#حمید_مصدق
من يكی
مرغ غزل خوان تو بودم،
چه فِتـاد
كه دگـر گـوش نـدادی
به نواخـوانی مـن ؟
گـنج خود خـوانديم و
رفـتی و بگذاشــتيم
ای عـجب بعد تـو با كيست نگهبـانی مـن ؟
@onlyshear
پروین_اعتصامی
منم ضراب و عشقت چون ترازو
از این خاموش گویا چند گویم
تو اندر هیچ کویی در نگنجی
و من اندر پی تو کو به کویم
#مولانا
"مے چڪد "
قطره...، قطره...،
شوڪرانِ دلدادڪَے ام
از چشم ها ،برجام لبهایت ؛
ببار ....
بر التهابِ ڪویرےِتنم
طراوتِ آغوشت را،
ڪہ سخت، بے تابِ توأم.....
#آناا_ڪیاجمالی
عاشقم
اهل همین کوچه بنبست کناری
که تو از پنجرهاش
پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا
کوچه کجا
پنجرهی باز کجا؟
من کجا عشق کجا
طاقت آغاز کجا ؟
#فریدون_مشیری
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب
حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب
قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو
چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب
نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع
چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب
با دل سوخته پروانه به شمعی میگفت
دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب
چون بهار انده فردا مخور و باده بخور
که همین یکنفس از عمر حسابست امشب
ملک الشعرای بهار
دل بخواهد دوستی را، لیک با صدق و وفا
در چپ سینه نشستن کار هر غمّاز نیست
#یکتا_حق_پرست
.
از تمام کوچه ها امشب طلب کارم تو را
تب گرفتم از فراقت باز بیمارم تو را
توی گلدان با نگاه پشت قاب پنجره
در هوای رد شدن هر روز می کارم تو را
آسمانی می شوم لبریز از ابری سیاه
قطره قطره در خودم هر روز می بارم تو را
گوشه ی تنهایی ام با یاد تو کز می کنم
تا از این تنهایی بی رحم بردارم تو را
با تمام خاطراتت خلوتم پر می شود
هیچ می دانی چرا؟چون دوست می دارم تو را
#مرتضیروانخواه
ای نقطه آرامشم ای دار و ندارم!
من بیشتر از خود به وجود تو دچارم
دلباختگی حادثه ی اول عشق است
بگذار در این حادثه من سر بسپارم
بگذار در آرامش آغوش تو یکبار
پا را کمی از مرگ فراتر بگذارم
اینبار اگر فرصت دریا شدنی هست
بگذار که من ابر شوم سیر ببارم
زیبایی چشمان تو آغاز جنون است
طوری که من عاشق شده ام آخر کارم
می میرم اگر باشم و یک روز نباشی
من بیشتر از خود به وجود تو دچارم
#علی_صفری
من آن وجود شریفم که در قلمرو عشق
کمینه خاک رهت جان نازنین من است
به شادی دو جهانش نمیتوان دادن
غمی که از تو نصیب دل غمین من است
#فروغی_بسطامی
این منم اندڪے جان...
و بسیارے تو ،
ڪہ با لهجہ ے غلیظ عشق
ادامہ ے جانم شدہ ای...
#امید_آذر
.
آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
بوی تو نیاورد و پیامت نرسانید
یا تو به دم صبح سلامی نسپردی
یا صبحدم از رشک سلامت نرسانید
من نامه نوشتم به کبوتر بسپردم
چه سود که بختم سوی بامت نرسانید
#خاقانی
ولی من هروقت بریدم و خسته شدم و فکر کردم که دیگه نمیتونم ادامه بدم؛
همین یه جملهاش منو نگه داشت که:
تو در پناه خدایی و خدا هرگز دیر نمیکنه
خنک آن دم که شب هجر بگوید که شبت خوش
خنک آن دم که سلامی کند آن نور بهاری
خنک آن دم که برآید به هوا ابر عنایت
تو از آن ابر به صحرا گهر لطف بباری
#مولانا
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
#شهریار
دایم دل ما بر در جانانه مقیم است
گر جان طلبد هان بسپاریم به دیده
این گفته ی مستانه ی ما از سر ذوق است
خود خوش تر از این قول که گفته که شنیده؟
بی عیب بود هرچه به ما می رسد از غیب
عیبش مکن ای دوست که از غیب رسیده
@onlyshear
#شاه_نعمت_الله_ولي