onlyshear | Unsorted

Telegram-канал onlyshear - سرای شعر

8946

ارتباط بامدیر درتلگرام t.me/HOS_SE_IN فال حافظ👇 http://dl.payamneshan.com/Fal.html سرای شعر (شوریده دلان) گلچینی ازبرترین ونابترین اشعارکهن ومعاصربا زیباترین اهنگهای خاطره انگیز و موزیک ویدیوهای جذاب

Subscribe to a channel

سرای شعر

چنان روحِ مرا تسخیرِ خود کردی که می‌دانم


تو از من کم شوی چیزی ز من برجا نمی‌ماند



#هادی_معراجی

Читать полностью…

سرای شعر

به تو اندیشم
صدای معین آرامش محض😍❤️

Читать полностью…

سرای شعر

.
با خیالت می‌نشینم نیمه شب در خلوتم
تا ببینم روی ماهت، تشنه‌ی یک فرصتم

داغ دلتنگی نشسته بر دلم از دوری ات
لحظه‌ها را می‌شمارم، میخکوب ساعتم

کاش بودی رو به رویم ای رفیقِ راه دور
تا که می‌گفتم برایت مو به مو از غربتم

روز رفتن دفتر شعری سپردی یادگار
شاعری کردن به یادت، گشته اکنون عادتم

در تمام خاطراتم ردپایی از تو هست
با مرور خنده هایت، این چنین بی طاقتم

چون سرابی در کویر از دور، سوسو میزنی
تا بنوشم از نگاهت، تشنه و پر حسرتم

ای که همچون نقش رستم بر دل من حک شدی
درد هر تیشه کشیدن، شد تمام لذتم

جز تو در رویای خود دعوت نکردم دلبری
من هم آیا لحظه ای در خوابهایت دعوتم؟

Читать полностью…

سرای شعر

تا آمدم یک خط بخوانم درس را هربار...
یاد تو افتادم من و شاعر شد این خودکار

گویا جهان مصرع به مصرع شعر بارید و...
یک بیت من می‌خواندم و یک بیت هم دیوار

گاهی شدم غرق خیالت، گاه آشفتم:
من امتحان دارم، برو! دست از سرم بردار!

هی لابه لای جزوه هایم نقش می بندد...
غیر ارادی اسم تو، عاشق شدم انگار!

مشروط خواهم شد، ندارم چاره ای، اما...
منصور حلاجم، ندارم باکی از این دار!

گفتند آب و نان نخواهد شد برایت عشق؛
گفتم نخواهد شد برایم درستان هم کار!

یادت همیشه با من و بی من کجایی تو؟!
ای بی وفای بی مروت! با توام ای یار!

پایان شعرم بود و روی جزوه خوابم برد...
میخواستم یک خط بخوانم درس را این بار!

#طاهره_اباذری_هریس
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

الا یا ایّها المعشـوقه لبریزم کن از جـــامَت
که من بسیار مشتاقم بر آن چَشمانِ بادامت

مرا از خویش آزادم کن وُ در خویش محوَم کن
تمام پیکر و جــــــانم فــدای عرضِ اندامت

سلامم میکنی اما مرا یارای پـــاسخ نیست
که مبهوتم از آن سین وُ از آن میم وُ از آن لامَت


به پیش آور دو دستت را که بیعت تازه گردانم
که من مؤمن شدم بر دین و آیین و بر اسلامت

"اَدِر کَأساً وَ نـاوِلها " بیا پر کن سبویم را
الا یا ایّها المعشوقه لبریزم کن از جامَت

#سید_جواد_هاشمی
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

عاشقش هستم ولی انکار این حس بهتر است
هرچه گویم دوستش دارم برایم بدتر است

بی‌هوا دل بسته بودم من ولی‌ آخر چه شد؟!
آخرش دیدم که چشمم در غمش خیس و تر است

من‌ دلم را دست او دادم که معشوقم شود
او ولی وابسته‌ی معشوقه‌های دیگر است...

مادرم می‌گفت: قربانت شوم عاشق نشو!
آنکه می‌سوزد به پای عشق اغلب دختر است

بی‌هوا عاشق شدم حتی دریغ از منطقی
حیف وقتی عاشقی گوش و دل وجانت کر است...
ناشناس

Читать полностью…

سرای شعر

هزار روز به شب، شب به روز آوردیم


میانِ ما و فراقِ تو ماجراست هنوز...


#شکیبی‌_اصفهانی

Читать полностью…

سرای شعر

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه‌ی پشمینه بینداز و برو

حافظ
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

زِ هر سویم غمی سَر کرد و تشویشی و اندوهی

کُجایی آخر ای شادی؟ تو هم بَر کُن سر از جایی...

🖤 #اوحدی

Читать полностью…

سرای شعر

من ڪجا، باران ڪجا
    و راهِ بی پایان ڪجا
       آه از این دل دل زدن
           تا منزلِ جانان ڪجا

هرچه ڪویت دورتر
   دل‌ تنڪَ‌تر، مشتاق‌تر
       در طریقِ عشـقبازان
            مشڪلِ آسان ڪجا


#مولانا
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

از بس به چـارچـوب محبت مقیـدیم
هرجا ڪه عشق دم زده کوتاه آمدیم

از مـا زِ اهلِ شـریعت سـوال شـد ...
هرمذهبی به‌غیر جنون گفت مرتدیم

دنیـا اسیر فتنه و آشـوب و جنگ بود
ما بی‌خیال معرکه، شطـرنج می‌زدیم

چشمـان تـو، بـرابـر مـن بـرق می‌زنند
چندی‌ست بین مـردم شهـر زبـانزدیم

دنیا به کام ماست ، چه باک از نگاه‌ها
حرف‌وحدیث‌وشایعه‌بوده‌‌ست‌ازقدیم

عقل ڪسی به منطـقِ ما قد نمی‌دهد
باشدقبول، اهلِ‌جهان‌، خوب‌و‌ما بدیم

#نفیسه_سادات_موسوی
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل؟
تا کی به سینه سنگ زنم ز آرزوی دل؟

ساحل ز جوش سینه دریاست بی خبر
با زاهدان خشک مکن گفتگوی دل

#صائب_تبریزی
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

گیرم که به دریا نرسیدی چه غم ای رود

خوش باش که یک چند در آن راه دویدی‌

#فـــاضل_نظری

@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

برای جنوب عزیز😢
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

چون برکه امشب غرق در زیبایی‌ام با تو
ای ماه کامل شد شب رؤیایی‌ام با تو

تنهایی انسان ندارد گرچه پایانی
ای عشق پنهان می‌شود تنهایی‌ام با تو

تلخ است و شیرین خندهٔ سرمستی‌ات با من
شاد است و غمگین گریهٔ شیدایی‌ام با تو

دلتنگم و دلواپسم یعنی چه خواهد کرد
بی‌تابی‌ام با خویش و بی‌پروایی‌ام با تو

گفتی شراب بوسه را باید نهان نوشید
پر کن که ترسی نیست از رسوایی‌ام با تو

#فاضل_نظری

Читать полностью…

سرای شعر

چه نیاز است ڪه من شعر تو را بنویسم

ڪه تو خود شعرے و از باغ دلم می‌ریزی

-مجتبی خوش زبان

Читать полностью…

سرای شعر

تلخ است عمرِ ما، به شتابش از آن خوشیم


عمری که تلخ می‌گذرد، در گذار بِه

#طالب_آملی

Читать полностью…

سرای شعر

بی وفایی کرده ای اما نمی دانم چه شد


شوق دیدار تو رد شد باز از اندیشه ام!

#محمد_شیخی

Читать полностью…

سرای شعر

نیست درمان مردمِ کج‌بحث را جز خامُشی

ماهیِ لب‌بسته خون در دل کند قلّاب را


#صائب_تبریزی

Читать полностью…

سرای شعر

عهد بستم نفسم باشی و من باشم و تو

  ای که بی تونفسم تنگ و دلم تنگ تر است...

#علیرضا_آذر
.

Читать полностью…

سرای شعر

آمدے وقتے ڪہ دیگر بے نهایت دیر شد
آن جوانے ڪہ رهایش ڪردہ بودے پیر شد

دورهایت را زدے و بعداز آن برگشتہ ای؟
جا ندارد قلب من، با بے ڪسے تسخیر شد

#حمیدرضا_گلشن

Читать полностью…

سرای شعر

مپرس حال دل من چگونه است؟.. بپرس


چگونه است شبِ بر‌که‌های بی‌مهتاب؟....

فاضل نظری

Читать полностью…

سرای شعر

به جای جان تو نشین
که هزار چون جانی...


مولانا

@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

ای که در سوختنم با دلِ من ساخته ای


کاش يک شب دلت انديشه ی فردا میکرد

#عماد_خراسانی

Читать полностью…

سرای شعر

دریغ از آرزو وقتی که با افسوس رؤیا شد
شب وصل تو تا پلکی فروبستیم فردا شد

دلم را با خودش یک عمر سرگردان عالم کرد
پرستویی که یک شب میهمان خانهٔ ما شد

تو در آیینه می‌خندیدی و من گریه می‌کردم
فقط فهمیدن او ساده بود؛ آن هم معما شد

دل تنها، تو از فرهاد یا مجنون چه کم داری؟
یکی با کوه شد همدم، یکی پابند صحرا شد

هنر آسانی پیوستن باران به دریا نیست
خوشا رودی که ره پیمود و جان فرسود و دریا شد!


#هادی_محمدحسنی
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب

جان و دل می خواستی از عاشقان
جان و دل را میسپارم روز و شب

تا نیابم آنچه در مغز من است
یک زمان سر نخارم روز شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

زان شبی که وعده دادی روز وصل
روز و شب را می شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جان تشنه است
ز ابر دیده اشکبارم روز و شب

مولانا
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

هیچ بارانے ز قلب من نمے شوید
تو را....

بودنت نقش است بر روح و روانم
تا ابد...



#امیرعباس_خالقوردی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

چون نیست رشدِ عاشق جز در جفا کشیدن

بیدادِ دوست بر من از رویِ دشمنی نیست

#شانی_تکلو
@onlyshear

Читать полностью…

سرای شعر

در شب تیرهٔ خود چشم به ماهی دارم
جز تماشای تو از دور چه راهی دارم؟

اشتباهِ تو دل از «اهل نظر» بردن بود
دلربایی تو اگر، من چه گناهی دارم؟!

بی سبب نیست که اینقدر شبیهیم به هم
مثل گیسوی تو من بخت سیاهی دارم

من حبابم شب دیدار تو ای ماه در آب
سخنی با تو به اندازهٔ آهی دارم

باز صد شکر که میخانهٔ آغوش تو هست
دست کم پیش تو ای عشق پناهی دارم

#فاضل_نظری

Читать полностью…

سرای شعر

یار من، وه! که مرا یار نداند هرگز
قدر یاران وفادار نداند هرگز

خوش طبیبیست مسیحا دم و جان بخش ولی
چاره عاشق بیمار نداند هرگز

دردمندی، که چو من، تلخی هجران نچشید
لذت شربت دیدار نداند هرگز

ما کجا قدر تو دانیم؟ که یک موی ترا
هیچ کس قیمت و مقدار نداند هرگز

تا رخت هست کسی کی طرف گل بیند؟
مگر آنکس که گل از خار نداند هرگز

درد خود با تو چه گویم؟ که دل نازک تو
حال دلهای گرفتار نداند هرگز

از هلالی مطلب هوش، که آن مست خراب
شیوه مردم هشیار نداند هرگز

#هلالی_جغتایی

Читать полностью…
Subscribe to a channel