مستند چرخ و فلک حاصل سفری است به تاجیکستان در سال 2002 به همراهی شهزاده سمرقندی (نظروا) و پرویز جاهد و گروه فیلمبرداری و صدابرداری که از ایران به ما پیوستند تا زندگی و هنر دولتمند خالف آوازخوان برجسته فلک تاجیکی را ثبت کنیم. این مستند 90 دقیقه ای از صحنه تالار رودکی شهر دوشنبه آغاز می شود و به دیدار از روستای محل زندگی دولتمند ختم می شود و در این میانه با چهره های مختلف موسیقی شناس یا آوازخوان آشنا می شویم.
https://www.youtube.com/watch?v=jCvZ_01IO5I
بابک مینا: ملیگرایی بیجا همچنین ریشه در آگاهی کاذبی دارد که تصور میکند ایران خیالی بخشی از غرب است. اگر بتوانیم عناصر سامی را از ایران پاک کنیم، خاستگاه آریاییمان ما را خود به خود به غرب متصل میکند.
https://raahak.com/?p=19096
شب همدلی
نهصد و چهلمین شب از شبهای مجلهٔ بخارا اختصاص یافته است به «شب همدلی» که در ساعت پنج بعدازظهر پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۵ در تالار خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار میشود.
در این مراسم استادان: دکتر مقصود فراستخواه، سعیده قدس و اکرم خدابنده سخنرانی خواهند کرد.
همچنین استاد کیوان ساکت قطعاتی را به همین مناسبت اجرا خواهند کرد و متن پیام تصویری پرویز پرستویی پخش خواهد شد.
در بخشی دیگر از برنامه از «لئو» سگ وفادار این ایام با مربیگری مجید صفری تجلیل به عمل خواهد آمد.
فرهنگسرای نیاوران: خیابان پاسداران . مقابل پارک نیاوران . تالار خلیج فارس
بازخوانیِ وطن از مسیرِ فقدان
زوالِ مرجعیت اجتماعی و رسانههای ناکافی (قسمت پنجم)
۲۹ فروردین
🖊 سمیه توحیدلو
🟢 وقتی از بحران مرجعیت حرف میزنیم، منظورمان لزوماً از بین رفتنِ تمامِ منابعِ فکری نیست، بلکه سخن از نوعی جابهجاییِ ناهمگون است که در آن، نهادهایِ سنتیِ معناساز دیگر نمیتوانند روایتگرِ صادقِ واقعیت باشند. نهاد آموزش و نهاد دین، به دلیل غلبه نگاه ایدئولوژیک، به تدریج از نبضِ افکار عمومی فاصله گرفتند و در حالی که میخواستند جامعه را به شکلِ الگوهایِ رسمی درآورند، عملاً بخشِ بزرگی از مردم را به سمتِ یک «خوداتکاییِ فردی» سوق دادند. این فاصله، والدینی از نسل دهه شصت و هفتاد را ساخت که برآمده از تجربههایِ سختِ دهههایِ پیشین بودند و حالا آگاهانه میخواستند فرزندانشان هیچ شباهتی به الگوهایِ تحمیلی نداشته باشند. در غیابِ مراجعِ بیرونی، مرجعیت به درونِ خانههایِ منزوی کوچ کرد؛ جایی که دیگر نه از آرمانهایِ ملی، که از ضرورتهایِ زیستِ فردی سخن گفته میشد.
🟢 در این میان، نخبگانِ علمی و فرهنگی که باید میانجیِ میانِ ساختار و بدنه باشند، در یک بنبستِ دوجانبه گرفتار شدند. از یک سو، نقدِ تخصصی و مستقل در رسانههای رسمی جایی نداشت و هر صدایِ متفاوتی به سرعت از قطارِ روایتگری پیاده شد، و از سوی دیگر، خودِ نخبگان در فضایِ رسانهای با نقدهایِ حذفی علیه یکدیگر، به سلبِ اعتبارِ جمعیشان دامن زدند. نتیجه این شد که در فضای اجتماعی، «منطقِ بلاگری» جایِ «منطقِ نخبگانی» را گرفت. رسانه رسمی که استقلالِ نظرِ استادِ دانشگاه را برنمیتافت، برای عقب نماندن از مسابقه دیده شدن، خود به دنبالِ سلبریتیهای جدید رسانه (هنرمندان، ورزشکاران، صاحبان رسانه و ... ) دوید و عمقِ تحلیل را فدایِ سرعتِ سطحیِ فضای مجازی کرد. در این زیستبومِ جدید، کلامِ مینیمال و تصویری، فرصتِ اندیشهورزیِ صبور را از بین برد و علم در برابرِ ذائقههایِ زودگذرِ رسانهای عقب نشست.
🟢 باید پذیرفت که در دنیایِ امروز، مداخله در زیستجهانِ مردم از طریقِ حذف و فیلتر، تنها به نفعِ کسی تمام میشود که دستش از منظرِ ابزار و محتوا پُرتر است. وقتی ساختار نتوانست محتوایِ فرهنگیِ رقیب تولید کند و به جایِ گفتگو به سانسور پناه برد، روایتهایِ بیرونی حتی رسانههای غیر رسمی و بیرون از مرزهای ایران بدونِ مانع در ذهنِ جامعه نفوذ کردند. بحرانِ مرجعیت یعنی اینکه امروز، حتی وقتی از یک حقیقتِ عیان یا یک پیشرفتِ تمدنی حرف میزنیم، کسی آن را باور نمیکند؛ چون مراجعی که باید این داشتهها را با صداقت روایت میکردند، یا منزوی شدهاند و یا اعتبارشان قربانیِ مصلحتهایِ سیاسی شده است. نگرانیِ اصلی نه برایِ مفاهیمِ اصیلِ فرهنگی، که برایِ جامعهای است که در غیابِ مراجعِ معتبر و مستقل، در تشخیصِ خیر و صلاحِ ملیِ خود دچار سردرگمی شده است. بازخوانیِ وطن نیازمندِ بازگشت به اعتباری است که تنها از مسیرِ صداقتِ نهادی و احترام به استقلالِ اندیشه میگذرد.
🟢 عبور از فقدانهای ناشی از جنگ نیازمندِ جسارتی نخبگانی برای یک بازخوانیِ همهجانبه است. «چه باید کردِ» امروزِ ما، نه در شعارهایِ تکراری، که در احیایِ شأنِ اندیشهورزی و بازگرداندنِ اهلِ نظر به صدرِ دغدغههایِ جامعه است. رسالتِ امروز، ایستادن در میانه میدان و روایتگری از «داستانِ ناتمامِ ایران» است؛ روایتی که در آن، نقدِ بیامانِ ناکارآمدیها با پاسداریِ غیورانه از داشتههایِ تمدنی و رنجِ متخصصانِ وطن گره میخورد.
🟢 باید بساطِ نقد و نظر را چنان رونق داد که اندیشه دوباره به «نقطه اتکایِ جامعه» بدل شود و جایِ خالیِ مراجعِ سیاسی و رسانهای را پر کند. انتظار از بدنه نخبگانی این است که فارغ از تلاطمهایِ زودگذر، به بازخوانیِ ریشههایِ فرهنگی و تاریخی بپردازند و به جامعه یادآوری کنند که ایران، فراتر از حاکمان و فراتر از بحرانها، انباشتی از تخصص و هویتی است که نباید در غبارِ خشم یا فقر گم شود. تنها با نشاندنِ «خردِ جمعی» بر کرسیِ مرجعیت و ارج نهادن به استقلالِ نهادِ علم و با بهرهگیری از رسانههای مستقل و متکثر داخلی است که میتوانیم پلهایِ شکسته میانِ مردم و آرمانهایِ ملی را بازسازی کنیم و از دلِ این فقدان، مسیری روشن برایِ آیندهیِ ایرانِ عزیز بگشاییم.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
🔻آنچه در فرستهی بعد 👇🏿میآید متن ترانهای اعتراضی با عنوان «دوننا» (بدونِ ما) با صدای صبا الخیامی، هنرمند عرب مقیم آلمان است و در سال ۲۰۲۴ منتشر شده است. بافتار این ترانه مستقیماً به نسلکشی اسرائیل در غزه و حمله به لبنان، پیامدهای ویرانگر استعمار و همدستی جهان در برابر محو هویت و موجودیت فلسطینیان و لبنانیها مربوط است. این ترانه با زبانی اعتراضی تقابل روایتِ این دو ملت سرکوبشده با ماشین سرکوب اسرائیلی، تحریفهای رسانهای به سود روایت سرکوبگر، شیءانگاریِ پیکرها و مصادرهی تاریخ را بازنمایی میکند. فایل تصویری این ترانه ضمیمه است 👆🏿 (حجم: ۹ مگ). 🔴 @YMirdamadi
Читать полностью…
به لطف یکی از دوستان ایرانی، که چند ماه قبل، از اروپا مبلغی فرستاده بودند، امسال صنف درسی را رنگ دادم، تخته بزرگی خریدم و دیروز یک باند برای صنف گرفتم تا دخترها با هم قصه و شعر و موسیقی بشنوند. از ده هزار افغانی کمکشان مبلغی هم مانده که یک پنکه برقی میگیرم، تا گرمای بهار و تابستان قابل تحملتر شود.
برخلاف مکتب قبلیام که ده سال در آنجا معلم بودم، این مکتب واقعا بیامکانات است.
بدون صحن بزرگ، جایی برای تفریح، صنفهای غیرمعیاری و بدون چوکی(نیمکت). نیمی از صنفهایمان چوکی ندارد و دخترها مجبورند روی فرش بنشینند.
از اینهمه کمکی که به مدارس دینی و مساجد میشود، اگر توانگری فقط میتوانست برای نیمی از دخترانمان چوکی فراهم کند، چه میشد!
اطلاعیهی دفتر حفظ و نشر آثار آیتاللهالعظمی خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه) دربارهی فعالیتهای تبلیغی، ترویجی دربارهی ایشان
با عروج ملکوتی قائد شهید امّت و پیشوا و مراد ملّت ایران، امواج بیشمار و فزایندهای از ابراز محبّت و مودّت مردم مجاهد ایران و دیگر پیروان و دلباختگان این رهبر بزرگ در اقصی نقاط جهان شکل گرفته است و افراد و جمعیتهای مختلف هر کدام به شیوهای این علاقه و محبت را ابراز میکنند.
در این ایّام که شاهد بعثت مردم و انواع ابراز محبت به رهبر عظیمالقدر و شهید انقلاب هستیم، ضمن احترام، تحسین و غبطه به این ابراز ارادتها و ارج نهادن به دغدغههای ارزشمند اقشار مختلف مردم و مسئولان در زنده نگهداشتن نام و یاد حضرت آیتاللهالعظمی شهید سیّدعلی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه)، به استحضار مسئولان و مردم شریف و علاقهمندان به رهبر شهید میرساند:
🔺۱) در زمینهی زنده نگهداشتن نام و یاد حضرت آیتاللهالعظمی شهید سیّدعلی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه) خصوصاً نامگذاری اماکن، معابر و... لازم است قبل از هرگونه نامگذاری به نام ایشان و سایر شهدای خانوادهی آن امام شهید از سوی مراکز یا نهادها با این دفتر هماهنگی صورت پذیرد و از اقدامات شتابزده خودداری شود.
🔺۲) این دفتر در راستای رسالت خود در زمینهی فعالیتهای پژوهشی، تبلیغی و ترویجی مرتبط با ایشان همچون گذشته کمکهای فرهنگی و فکری خود را در اختیار فعالان و دغدغهمندان این عرصه خواهد گذاشت. همچنین نظر به اهمیت اتقان مطالب مرتبط و نیز برای حفظ و صیانت از شأن و شخصیت ایشان، محصولات مختلف فرهنگی، هنری در این دفتر بررسی و با پدیدآورندگان آثار همکاری خواهد شد.
دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای(قدس الله نفسه الزکیه)
🗓۱۴۰۵/۱/۳۱
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
بله - تلگرام - روبیکا - اینستاگرام
[جوهرستان](http://www.beheshti.me/) ؛ وبسایت رسمی سیدمحمد بهشتی برای گردآوری یادداشتها، مقالات، و گفتگوهای ایشان طی بیش از چهار دهه فعالیت مدیریتی و فکری است.
در جوهرستان میتوانید به مجموعهای از مطالب که در حوزههای سینما، منظر فرهنگی ایران، معماری و شهر، میراث فرهنگی و مدیریت فرهنگی دستهبندی شدهاند دسترسی یافته، و همچنین برای شنیدن فایلهای صوتی، و دیدن ویدئوها و آلبوم تصاویر یا خرید کتابهای منتشرشده از آن استفاده کنید.
@seyedmohammadbeheshti
رادیو تراژدی: شمارهی دوم ویژهی جنگ
چه روزهایی را گذراندیم
@radiotragedy
▫️ بررسی تمثیل ودایی خورشید در پرتو فلسفۀ اشراق
👤 دکتر اسماعیل رادپور
🏠 ارائهشده در موسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران - سهروردی و احیاء حکمت فهلوی
#فلسفه_اسلامی
#سخنرانی
#تصویری
❇️
🔮 t.me/nutqiyyat
🔮 t.me/nutqiyyatlib
🔮 t.me/nutqiyyat_classes
🔮 instagram.com/nutqiyyat
🔮 nutqiyyat" rel="nofollow">https://youtube.com/@nutqiyyat
ضربه قطعی اینترنت به رشد اقتصاد ایران
روزنامه دنیای اقتصاد:
🔹اقتصاد ایران پس از ۵ماه رشد مثبت، در دیماه ۱۴۰۴ با افت مواجه شد.
🔹تازهترین برآورد مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد، رشد اقتصادی دیماه۱۴۰۴ نسبت به ماه مشابه سال قبل از آن به منفی ۰.۴درصد و بدون نفت به منفی ۰.۶درصد رسیده است.
🔹این در حالی است که آذرماه رشد ۲.۴درصدی ثبت شده بود. بررسی بخشهای مختلف اقتصاد نیز از تداوم ضعف فعالیتها حکایت دارد.
🔹کشاورزی با رشد منفی ۲درصدی بیشترین کاهش را تجربه کرده و صنایع و معادن عملا بدون تغییر باقی ماندهاند. تنها نقطه روشن، بخش نفت با رشد یکدرصدی بوده است.
🔹در این گزارش خدمات نیز با افت ۰.۹درصدی سهم عمدهای در کاهش رشد داشت که عمدهفروشی، هتل و رستوران، آموزش و بهداشت با بیشترین افت مواجه بودند.
🔹از نگاه کارشناسان، قطعی اینترنت در منفی شدن رشد خدمات نقش مهمی ایفا کرده است؛ موضوعی که بار دیگر اهمیت زیرساختهای ارتباطی برای پایداری فعالیتهای اقتصادی را برجسته میکند.
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
بله - تلگرام - روبیکا - اینستاگرام
بخش هشتم از مجموعه ایرانستیزی را به مرور مهمترین مکاتب سیاسی و ایدهها و گفتمانهایی اختصاص دادهام که نهایتا به جنگ و ستیز راه میدهد و آخرالزمان را تبلیغ میکند. از جمله براندازی: از تصورات پرقدرت در ذهن بخش بزرگی از ایرانیان خاصه ناراضیان از دستگاه حاکم این بوده و هست که همیشه میتوان قدرت حاکم را برانداخت و از نو شروع کرد. وقوع انقلاب بهمن این تصور را دامن زده و موجب پایداریاش شده است که اگر با انقلاب توانستیم شاه را کنار بزنیم با انقلاب دیگری هم می توانیم یا لازم است آخوند را هم کنار بزنیم.
https://raahak.com/?p=19073
📽 "آیا تمدن ایرانی نابودشدنی است؟"
گفتاری در [یوتوب](https://youtu.be/bUBiQOOXrpQ?si=lEPcGq8tn9MTrIiU) از سیدمحمد بهشتی
@seyedmohammadbeheshti
امید مهرگان: اگر قرار است به راهی غیر از فروپاشی برویم، به سبک قدیم نمیتوانیم ادامه دهیم. و امروز بر دوش چپ است که پروژهای علیه فروپاشی پیش نهد.
https://raahak.com/?p=19076
عکس اعدام شیخ فضل الله نوری ساختگی است!
https://www.facebook.com/photo?fbid=2348972002262351&set=pcb.2348972125595672
📙 لینک دسترسی به درسگفتارهای گلستان، تألیف ابومحمّد مُشرفالدین مُصلح بن عبدالله متخلص به سعدی. (۲۶ ساعت فایل صوتی)
🔆 به اهتمام و تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی
🔆 خوانش، شرح و تفسیر از دکتر محمد دهقانی
۱. فایل اول
۲. فایل دوم
۳. فایل سوم
۴. فایل چهارم
۵. فایل پنجم
۶. فایل ششم
۷. فایل هفتم
۸. فایل هشتم
۹. فایل نهم
۱۰. فایل دهم
۱۱. فایل یازدهم
۱۲. فایل دوازدهم
۱۳. فایل سیزدهم
۱۴. فایل چهاردهم
۱۵. فایل پانزدهم
۱۶. فایل شانزدهم
۱۷. فایل هفدهم
۱۸. فایل هجدهم
۱۹. فایل نوزدهم
۲۰. فایل بیستم
۲۱. فایل بیست و یکم
۲۲. فایل بیست و دوم
۲۳. فایل بیست و سوم
۲۴. فایل بیست و چهارم
۲۵. فایل بیست وپنجم
۲۶. فایل بیست و ششم
۲۷.فایل بیست و هفتم
🟥این درسگفتارها از باب تبرع و به رایگان ایراد میشود اما چون دوستانی علاقهمندند به این کار فرهنگی کمک کنند و خود اصرار دارند که به این منظور شماره حسابی اعلام کنم، خواهش میکنم کمکهای خود را به شماره کارت ذیل واریز فرمایند:
۶۰۳۷ ۹۹۷۲ ۵۴۳۶ ۴۵۸۲
بانک ملی ایران، به نام محمد دهقانی
شماره شبا هم از این قرار است:
IR840170000000102796783004
/channel/dmdehghani
🔸 کتاب "گلستان سعدی" اولین اثر فاخری است که از زبان فارسی به آلمانی توسط آدام اولئاریوس در سال 1654 ترجمه شد.
👇
فایل کامل این اثر جاودانه در سایت دانشگاه مارتین لوتر شهر هاله/ آلمان
http://digital.bibliothek.uni-halle.de/hd/content/structure/2005194
جستار «بازخوانی وطن از مسیر فقدان»
کلیه یادداشتهای مرتبط با این موضوع در یک فایل
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
🔻متن ترانهی اعتراضی «دوننا» (بدونِ ما) با صدای صبا الخیامی، هنرمند عرب مقیم آلمان، منتشر شده در سال ۲۰۲۴: استأصلوا جذورنا
ریشههای ما را از بن برکندند.
Eradicated our roots.
وهدّموا بيوتنا
و خانههای ما را ویران کردند.
And demolished our homes.
وجرّموا وجودنا
و موجودیت ما را جرمانگاری کردند.
And criminalized our existence.
وزيّفوا أصولنا
و اصالت ما را تحریف کردند.
And falsified our origins.
فرّقوا أحبابنا
عزیزان ما را از هم پراکندند.
Separated our loved ones.
وذبّحوا أطفالنا
و کودکان ما را قتلعام کردند.
And slaughtered our children.
واسترخصوا دماءنا
و خون ما را بیبها شمردند.
And took our blood for granted.
وشيطنوا ثُوّارنا
و انقلابیون ما را اهریمن جلوه دادند.
And demonized our revolutionaries.
اسرقوا علومنا
دانش ما را به سرقت بردند.
Stole our knowledge.
وجهّلوا شعوبنا
و ملتهای ما را در جهل نگه داشتند.
And kept our people oblivious.
وعذّبوا نفوسنا
و جانهای ما را شکنجه کردند.
And tortured our spirits.
واستنكروا حقوقنا
و حقوق ما را انکار کردند.
And denied our rights.
استعمروا بلادنا
سرزمینهای ما را استعمار کردند.
Colonized our countries.
وعيّنوا حكّامنا
و حاکمان ما را منصوب کردند.
And appointed our rulers.
وانهبوا خيراتنا
و منابع ما را به یغما بردند.
And looted our resources.
واحرقوا أشجارنا
و درختان ما را سوزاندند.
And burned down our trees.
شرّدوا ديارنا
ما را از دیارمان آواره کردند.
Displaced us from our homelands.
وكذّبوا أقوالنا
و سخنان ما را تکذیب کردند.
And belied our words.
وشاهدوا أوجاعنا
و دردهای ما را نظاره کردند.
And watched our pains.
واستصغروا عذابنا
و رنج ما را خوار شمردند.
And belittled our agony.
تجاهلوا دموعنا
اشکهای ما را نادیده گرفتند.
Ignored our tears.
أغمضوا عيوننا
چشمان ما را بستند.
Closed our eyes.
وشوّهوا وجوهنا
و چهرههای ما را مخدوش کردند.
And mutilated our faces.
وأنكروا شعورنا
و احساسات ما را انکار کردند.
And denied our feelings.
دمّروا أحلامنا
رویاهای ما را نابود کردند.
Destroyed our dreams.
وصنّموا أجسامنا
و پیکرهای ما را شیءانگاری کردند.
And objectified our bodies.
وأظلموا سماءنا
و آسمان ما را تاریک کردند.
And darkened our skies.
اقتلوا سلامنا
صلح ما را به قتل رساندند.
Killed our peace.
.
تابآوری در وضعیت کنونی
در گفتگو با حمیده خادمی، روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه، در خصوص تابآوری در وضعیت کنونی صحبت کردیم.
این گفتگو توسط سبحان یحیائی -سردبیر- در تاریخ 19 فروردین سال پنج انجام شده است.
@maxspaces
ما را در پلتفرمهای اینستاگرام، یوتیوب، آپارات و پلتفرمهای پادکست هم میتوانید دنبال کنید.
ویدئوی کامل این گفتگو را در آپارات و یوتیوب میتوانید ببینید.
همچنین فایل صوتی کاملش را در "رادیو پانوراما" در پلتفرمهای کستباکس و اپلپادکست گوش کنید.
برای حمایت مالی از فعالیتهای ما میتوانید از لینک پایین استفاده یا به همین کانال پیام بدهید.
https://donito.me/panorama
مسیر حمایت مالی ارزی به مستر کارت:
IBAN:BE96964002985205
BIC:FPEBBEB2XXX
سعید مدنی از زندان دماوند آزاد شد
🔹 سعید مدنی جامعه شناس پس از تحمل ۴ سال حبس از زندان دماوند آزاد شد.
🔹مصطفی نیلی وکیل این زندانی با اعلام این خبر به امتداد گفت که دوران حبس این زندانی سیاسی تمام شده و امروز از زندان دماوند که تبعیدگاه او بود آزاد شد./ امتداد
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
بله - تلگرام - روبیکا - اینستاگرام
تغیر نام خیابان سنایی؟!
گویا شورای شهر تهران تصمیم گرفته است نام خیابان سنایی را به اسماعیل خطیب تغییر دهد!
یعنی حتی یک نفر در شورای شهر پایتخت نبوده است که با مقام و موقعیت ادبی و عرفانی سنایی در تاریخ ایران آشنا باشد که به تغییر نام خیابانی به اسم آن حکیم نامدار معترض شود؟
این تصمیم لازم است هرچه سریعتر ملغی شود!
#احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad
رادیو تراژدی: شمارهی دوم ویژهی جنگ
چه روزهایی را گذراندیم
سالها پیش اندیشمندی در تعریف کلمهی «ایران» گفته بود: «ایران یعنی مایی که خویشاوند همیم.» حالا در روزهای نه جنگ نه صلح، که هنوز تکلیف نبرد روشن نیست، ما در «رادیو تراژدی» سراغ اغلب شهرهای ایران رفتهایم، سراغ خویشاوندان و فکوفامیلمان که بعضیهاشان را ندیدهایم و شاید هرگز نبینیم. آنها بودند که «روایت» کردند. نویسندگان، مردم عادی، شعرا، نمایشنامهنویسها و خبرنگارها از مشاهداتشان گفتهاند؛ از آنچه دیدهاند و تجربه کردهاند. ما روزها و شبهایی را گذراندیم که هم جنگ بود هم زندگی در کنارهاش جاری بود؛ کموزیاد، گاهی با مشکل، گاهی سخت. این شماره دربارهی «ایران» است؛ ایرانی که وطن ماست.
در این شماره چهرههایی صمیمانه کمکمان کردهاند: مصطفی مستور، شمس لنگرودی، محمد رضاییراد، راد قنبری، مهدی ربی، الهام فلاح، منصور ضابطیان و البته تعداد زیادی روزنامهنگار که اسم تکتکشان را در پادکست بردهایم: زهره ترابی، مونا تاروردی، قاسم فتحی، فرزانه قبادی و... . همینطور مردم عادی که بیمنت و با روی گشاده، قصهی زندگی و تجربههاشان را برای ما تعریف کردهاند؛ از یاسین در بوشهر تا حسین در اهواز، از عقیل در خارک تا مهنا احمدوند در کرمانشاه. از تکتک کسانی که به ما کمک کردنند سپاسگزاریم؛ حسام اسلامی، محمد شکیبانیا، روژین حسینی، مجتبی خالدی، تهمورث بشیریه، احسان مفیدکیا، دانش اقباشاوی و... هر کسی را که راهی باز کرد تا این شمارهی پادکست جان بگیرد.
موسیقیهای بیکلامِ این شماره همگی انتخاب آثاری از ساختههای آرمان موسیپور بودهاند. ترانههای «گل میناب» با صدای رضا صادقی، «لاک سفید» با صدای امیر عظیمی، «لال» از یاس، «عصر حجر» از محسن نامجو و «حسبیالله» از محسن چاووشی هم مکمل این پادکست سهساعت و نیمه هستند.
این واضح است که ما در روزهای جنگ، راوی زندگی آدمهای عادی هستیم. راستش قرار نیست چیزی را فراموش کنیم.
کریم نیکونظر
@radiotragedy
🎧 ای وطن من
🎵 خواننده: کوهسار کلباسی
شعر: ملکالشعرای بهار
ای خطّهٔ ایران مهین، ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من
دردا و دریغا که چنان گشتی بیبرگ
کاز بافتهی خویش نداری کفن من
و امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من
#نوا
❇️
🔮 t.me/nutqiyyat
یدالله موقن، مترجم و پژوهشگر حوزه فلسفه، دیروز چشم از جهان فروبست. در سالهای اسطورهزدهی دههی شصت، موقن پروژهی فکری و ترجمهای خود را به نقد ذهنیت اسطورهای اختصاص داد و به ویژه ازطریق معرفی و ترجمه آثار ارنست کاسیرر و لوسین لویبرول برای چند دهه در این حوزه فعال بود. به رغم همهی جفاها و بیمهریهایی که درحق او شد، در ایران و در شهر زادگاهش اصفهان ماند و عاقبت در همانجا بر اثر بیماری سرطان رخت از جهان بربست.
موقن در معرفی و دفاع از روشنگری و ترجمه متونی اساسی در حوزهی نقد اسطورهاندیشی نقشی اساسی داشت و در این زمینه سخت پیگیر و نستوه بود. سالها پیش یادداشتی دربارهی ترجمه و فهم او از کتاب "اسطورهی دولت" کاسیرر نوشتم و شیوهی نگاه او به کاسیرر را مورد نقادی قرار دادم. متفکر مورد علاقهی او لویبرول، اسطورهشناس فرانسوی، بود و کاسیرر را هم براساس لویبرول تفسیر میکرد. با اینکه رابطه شخصی ما محترمانه بود، چندان میانه فکری خوبی با هم نداشتیم. او مرا به خاطر دنبال کردن مباحث الهیات سیاسی و هانری کربن (به تعبیر خودش 'عارف و تاریکاندیش فرانسوی') سرزنش میکرد چون عمیقا معتقد بود کار پژوهشی باید برخاسته از دغدغهها و علایق فکری قابل دفاع باشد و مثلا اگر کسی روی کارل اشمیت مطالعه کند بدین معناست که با او موافقت دارد یا دستکم درحال ترویج عقاید و اندیشههای اوست. طبیعتا من با او موافق نبودم.
موقن انسانی شریف و خادمی بزرگ برای عقلانیت انتقادی در دهههای اخیر بود.
روانش شاد و یادش گرامی باد!
آغاز ثبت سفارش کتابهای درسی از فردا
🔹مدیرکل نظارت بر نشر و توزیع مواد آموزشی: ثبت سفارش کتابهای درسی از اول اردیبهشت در سامانهٔ my.medu.ir شروع میشود.
🔹مرحلهٔ اول ثبتنام مخصوص دانشآموزان پایههای دوم تا ششم ابتدایی و هشتم و نهم متوسطه اول است.
زمان ثبتنام پایههای دیگر:
🔹یازدهم و دوازدهم متوسطه دوم: از ۵ اردیبهشت
🔹پایههای اول ابتدایی، هفتم و دهم: از ۶ تیر ۱۴۰۵
🔹ثبت سفارش نیاز به کد ملی ندارد، اما شماره موبایل والدین باید وارد شود.
🔹کتابها طبق سفارش، از طریق مدرسه محل تحصیل تحویل داده میشوند.
📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید:
بله - تلگرام - روبیکا - اینستاگرام
دیری با ما سخن به درشتی گفتید
خود آیا به دو حرف تابِتان هست؟
(با وامی از شاملو)
در چند ماه اخیر، از توهین و تحقیرِ چاقوکشانِ قلمی که زبانی تند و تفکری زبون دارند و با شورِ نامجویانهای پایانناپذیر در فضای مجازی جولان میدهند، کمبهره نبودهام؛ از مردمی که سادهلوحانه شکارِ دامِ مغالطه شدند تا آن مجریِ مکار، یا آن جوانِ تازهسیاسیشده که در بساطِ نکتهدانان، نابلدانه میکوشد خود را مبارزی انقلابی جا بزند و گوی رقابت از دیگران برباید. و من، در این زمانهی پریشانعالم که سیاست بس از نزاکت جدا شده، به حکمتِ سعدی میاندیشم که گفت:
نیک باشی و بدت داند خلق
به که بد باشی و نیکت دانند
و زیر لب با شیخ بهایی همداستان میشوم که ریا و تنگیِ دایرهی افکار و آرای کسان را دید و گفت:
ظاهرت چون گورِ کافر پر حلل
و اندرون قهرِ خدا عزوجل
از برون طعنه زنی بر بایزید
وز درونت ننگ میدارد یزید
هرچه داری در دل از مکر و رموز
پیش ما پیدا بود مانند روز
گرچه پوشیمش ز بندهپروری
تو چرا رسوایی از حد میبری
در این هنگامهی مکرِ زمانه که «فتنه میبارد از این سقفِ مقرنس»، در مقامِ یک ناصحِ مشفق، برای دوستانم چند اندرزِ صادقانه دارم:
۱. ما به وطن محتاجیم و او به ما مشتاق؛ پس حتی خاری خرد بر پیکرِ آن نباید زد.
۲. وقتی مگسانی خیالِ همایی دارند که اسبابِ بزرگی را دارا نیستند، این پندِ سعدی را به خاطر بسپار:
گرت مملکت باید آراسته
مده کارِ معظم به نوخاسته
نخواهی که ضایع شود روزگار
به ناکاردیده مفرمای کار
۳. اندیشهورزان، جایگاهِ خود را به رکابداریِ تبلیغاتی و پیشکاریِ سیاسیِ این و آن «رهبر» فرونکاهید و «دوامِ شوکتِ این و مزیدِ مکنتِ آن را» نخواهید.
۴. قائدینی که منازلِ طفولیت و شباب و شیخوختِ فکر را طی کردهاند، دریافتهاند که در میدانِ اندیشه نمیتوان همواره چنین اندیشید:
اگر جز به کامِ من آید جواب
من و گرز و میدانِ افراسیاب
۵. سخن را با خرد همراه کنید و مبنای تحلیل را «است» قرار دهید، نه «باید»؛ چرا که تاریخ، خرافهنامهای نیست که بتوان تنها آن را با احساسات زیور کرد.
و در پایان:
۶. «سوزِ دل، اشکِ روان، آهِ سحر و نالهٔ شب» را پاس بدارید؛ اینها یادگارِ خفتگانِ جوانمرگاند--طومارِ درد و آتشِ نهفته در سینه، و توشهی راهِ ما.
مهرزاد بروجردی
پرچمدار
در مشهد به ابتکار چند نفر از دوستان قرار شد یک پرچم ایران را جایی نگه دارند و نگذارند بیفتد. چند نفر داوطلب شدند که یک ساعت پرچم را نگه دارند و بدهند نفر بعدی. اما واقعا چند ساعت و با چند نفر ممکن بود چنین کاری را کردن؟ آن هم با آن سوزوسرما و برفی که در اسفند و فروردین مشهد را درگرفت... بعدش هم کی حاضر بود ساعت مثلا سه تا چهار صبح دستش بگیرد؟ اگر نفر بعدی نیامد چه؟ از همه سختتر، با متلکگویی بعضی رهگذران: از خودشونی؟...چقدر گرفتی؟... حالا که چی؟... دیوانهای چیزی هستی؟...
سخن کوتاه: پرچم نیفتاد... حتی یک دقیقه، استوار ایستاد چون آدمهایی بودند و هستند که حاضرند برای عقیدهشان، برای وطنشان، برای پرچمشان کاری کنند؛ تو بگو در حد یکساعت ایستادن در سرما، تکوتنها. ساعتها و روزها و هفتهها گذشت و یک گوشهای در مشهد همیشه یکی ایستاده بود پای یک پرچم، بیشعار بیبوق، بیپوستر، بیبلندگو، بیبنر.
حالا ششصدهفتصدساعتیست که این پرچم همانجا بالاست. کسانی تکه انداختند و درشت گفتند، بعضی با تعجب نگاه کردند، گروهی پرچمهای دیگری را آوردند جلو و پشت این پرچم گذاشتند... و آدمهایی هم با تحسین نگاه کردند و داوطلب شدند پرچمدار باشند، بیحرف، بیبلندگو، بیشعار، پرشور، با عشق.
به برادرم مجید گفتم تو که خودت پرچم را نگه داشتهای یکبار هم بجای من برو نگهدار. گفت شرمنده خودم دوباره خواستهام نگهدارم گفتهاند تا هفته بعد وقت خالی نیست! یک کانال هم دارند، امروز دیدم نوشته تا هفته دوم اردیبهشت جا نیست... تازه گویا وقتها را نیمساعته کردهاند بخاطر استقبال زیاد.
از چند نفر که پرچم را نگه داشته بودند شنیدم که چنان حس خوبی از همین کار ساده گرفتهاند که دلشان پر میزند تا نوبت بعدی. گفتم بدانید، شاید بخواهید امتحان کنید. آرامش دل و اشکی جلای روح، گاهی به ایستادن پای چیزیست.
یک چیز دیگر هم بگویم و خلاص: من هم مثل بسیاری دیگر از ایرانیان دوست داشتم پرچم شیروخورشید عوض نشود، هم قدیمیتر بود هم اصیلتر. یک نشان ملی که بسیاری از مذهبیها هم دوستش داشتند چون معتقد بودند —درست یا نادرست— آن شیر نشانی از «شیر خدا، علی» است. با اینحال و در کمال تاسف پرچم شیروخورشید عزیز ما حالا —عموما به همت گروهی از خارجنشینان و پهالوه— به نمادی از خشونت، وطنفروشی، عربدهکشی، جنگطلبی، اسراییلپرستی و ارتجاع بدل شد. این پرچم حالا برای من و بسیاری، «قرآن سر نیزه» است. ارزش پرچم به پرچمدار است وگرنه تکهای پارچه و نخ و رنگست سر دسته یا نیزهای. پرچم من همینی است که این رفقا نگه داشتهاند. و تا ابد بالا.
https://www.facebook.com/mahmud.farjami/posts/pfbid02mDTa5ukvaTnQ1EscSBekcjTVjkD7Fun1RYmqzZSvSqRm42LigVywYVHutE8DutFgl
https://x.com/Ehsan_foe/status/2045165358022058028
Читать полностью…