861
به یاد وبلاگ قدیمیام «بر ساحل سلامت» بیشتر از جامعه مینویسم و جامعهشناسی اقتصادی. از کتابهایی که میخوانم یا میشنوم. ارائهها یا یادداشتهای گاه و بیگاه را هم میگذارم شاید به درد خورد. سمیه توحیدلو smtohidlou@gmail.com ایکس: @smtohidlou
جهان در مسیر «بازگشت بزرگ»؟ | خلاصهای از گزارش ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem
تازهترین گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem (Varieties of Democracy) تصویری نگرانکننده از وضعیت دموکراسی در جهان ارائه میدهد. اگر بخواهیم تنها یک مفهوم را بهعنوان محور اصلی این گزارش انتخاب کنیم، آن مفهوم بدون تردید «خودکامهسازی» (Autocratization) است؛ فرایندی که در آن کشورها بهتدریج از نهادها و ارزشهای دموکراتیک فاصله گرفته و به سمت تمرکز قدرت، محدود شدن آزادیها و تضعیف نظارت بر حکومت حرکت میکنند.
مهمترین یافتههای گزارش:
1. دموکراسی جهانی اکنون به سطح سال ۱۹۷۸ بازگشته است؛ یعنی تقریباً تمام دستاوردهای «موج سوم دموکراتیزاسیون» که از انقلاب میخک پرتغال در سال ۱۹۷۴ آغاز شد، در حال از بین رفتن است.
2. در پایان سال ۲۰۲۵، جهان دارای ۹۲ حکومت خودکامه و تنها ۸۷ حکومت دموکراتیک است.
3. حدود ۷۴ درصد جمعیت جهان (نزدیک به ۶ میلیارد نفر) در حکومتهای خودکامه زندگی میکنند.
4. تنها ۷ درصد جمعیت جهان در دموکراسیهای لیبرال زندگی میکنند.
آزادی بیان همچنان بیش از هر مؤلفه دیگری مورد حمله قرار گرفته و در ۴۴ کشور روند آن رو به وخامت گذاشته است.
5. گزارش از پدیدهای با عنوان «بازگشت بزرگ» (The Great Reversal) سخن میگوید؛ روندی که تقریباً همه شاخصهای دموکراسی را نسبت به دو دهه قبل معکوس کرده است: آزادی بیان، آزادی تشکلها، سلامت انتخابات و استقلال رسانهها همگی با افت چشمگیر مواجه شدهاند.
6. سانسور رسانهها همچنان رایجترین ابزار حکومتهای خودکامه است و استفاده از شکنجه برای سرکوب مخالفان سیاسی نیز در بسیاری از کشورها رو به افزایش است.
7. یکی از بخشهای مهم گزارش به ایالات متحده اختصاص دارد. نویسندگان گزارش معتقدند که در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری با سرعتی بیسابقه افزایش یافته و شاخصهای دموکراسی آمریکا به پایینترین سطوح چند دهه اخیر رسیده است؛ بهگونهای که برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، آمریکا دیگر در طبقهبندی V-Dem یک «دموکراسی لیبرال» محسوب نمیشود.
چند نکته قابل تأمل:
اگر کتاب «موج سوم دموکراسی» اثر ساموئل هانتینگتون را خوانده باشید، احتمالاً به یاد دارید که او از «امواج دموکراتیزاسیون» و «موجهای بازگشت» سخن میگفت. با این حال، چشماندازی که گزارش V-Dem ترسیم میکند، از یک عقبگرد مقطعی فراتر رفته و از چیزی سخن میگوید که میتوان آن را «موج جهانی خودکامهسازی» نامید؛ گویی بهجای گسترش دموکراسی، اکنون این اقتدارگرایی است که در حال جهانی شدن است.
از نگاه من، این گزارش یادآور این نکته است که شکست یا عقبنشینی جنبشهای دموکراسیخواه را نمیتوان صرفاً با عوامل داخلی توضیح داد. همانگونه که ایمانوئل والرشتاین در نظریه نظام جهانی تأکید میکرد، تحولات سیاسی هر جامعه را باید در بستر ساختارهای جهانی نیز تحلیل کرد. شاید امروز، علاوه بر مطالعه جنبشهای اجتماعی در سطح ملی، باید از موجهای جهانی خودکامهسازی نیز سخن گفت؛ موجهایی که از مرزهای کشورها عبور میکنند و بر بسیاری از نظامهای سیاسی اثر میگذارند.
مفهوم «بازگشت بزرگ» نیز بهنظر من یکی از مهمترین مفاهیم این گزارش است. این بازگشت، تنها یک عقبگرد آماری نیست؛ بلکه میتواند نوعی رگرسیون سیاسی باشد؛ وضعیتی که در آن جامعه بهجای تعمیق قرارداد اجتماعی، دوباره به سمت تمرکز قدرت، کاهش اعتماد عمومی، تضعیف نهادهای مدنی و افزایش خشونت سیاسی حرکت میکند. اگر چنین روندی ادامه یابد، احتمال بازتولید بحرانهایی که جهان تصور میکرد متعلق به قرن بیستم هستند، دیگر چندان دور از ذهن نخواهد بود.
📄 متن کامل گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem را میتوانید از طریق فایل پیوست مطالعه کنید.
منبع اصلی:
https://www.v-dem.net
#پچ_پچه_های_پشت_خط_نبرد
/channel/ni_shojaei
عاشورا، وطن و منطق پساجنگ
۷ تیر
🖊سمیه توحیدلو
متن زیر خلاصهای از سخنرانی من در سمینار «ایران، فرهنگ عاشورایی و دفاع میهنی» در موسسه مطالعات اجتماعی و فرهنگی است.
امین بزرگیان - تبیین تحولات سیاسی ایران معاصر—از انقلاب ۱۳۵۷ و بازنماییهای جنگ تا صورتبندی منازعات پساانقلابی و جنبشهای اعتراضی اخیر—بدون ارجاع به گرامر فرهنگی تشیع و الگوهای روایی واقعه کربلا ناممکن است. با این حال، ادبیات تحلیلی موجود در بررسی این نسبت، غالبا دچار نوعی تقلیلگرایی مفرط است که میتوان آن را خلط میان «فرهنگ ساختاری» و «الحاق گرایشی»، یا به عبارتی همانیانگاریِ فرهنگ عمومی با باورداشتهای سوبژکتیو (ذهنی) دانست.
در این دست تحلیلها، نفوذ یک سنت فرهنگی به آمارهای کمّی دینداری یا میزان وفاداری به نهادهای مذهبی تقلیل داده میشود؛ فرضیهای که فرهنگ را صرفا در سطح آگاهیِ گزینشگرِ فردی صورتبندی میکند و نتیجه میگیرد که هر گونه فاصله گرفتن از مناسک، به معنای افول هژمونی فرهنگ شیعی است.
اما ساختار عملکردی فرهنگ، فراتر از گزارههای اعتقادیِ صریح عمل میکند. فرهنگ بخشی از زیستجهان پیشاتأملی (pre-reflective lifeworld) سوژههاست؛ دیسکورسی ساختاریافته از روایتها، استعارهها و الگوهای ادراکی که جهان اجتماعی را پیش از هر گونه تأمل نظری، معنادار میکند. کنشگران سیاسی لزوما این عناصر را آگاهانه برنمیگزینند، بلکه در درون این چارچوبهای رسوبکرده میاندیشند و قضاوت میکنند.
بر این اساس، مسئله اصلی در تحلیل جامعهشناختی ایران، سنجش میزان باور مذهبی ایرانیان به واقعه کربلا نیست، بلکه صورتبندی این پرسش است که تخیل سیاسی، مرزبندیهای اخلاقی (خیر/شر)، و درک از مقاومت تا چه حد همچنان در افق معناییِ برساخته از حافظه جمعی عاشورا بازتولید میشود.
ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10033037.htm
مشاغل آینده
۲ تیرماه
🖊سمیه توحیدلو
🧠 این روزها زیاد درباره آینده مشاغل، ظهور ابرسرمایهداری دیجیتال و کمرنگ شدن نقش و اراده انسانها صحبت میشنویم. در این میان، مواجهه با رویکردهای نظری و انتقادی که ابعاد پنهان این سلطه فناورانه را واکاوی میکنند، برای ما یک ضرورت است. یکی از این تلاشها، مقالهای پژوهشی است که در سال ۲۰۲۵ در مجله معتبر «فلسفه و فناوری» (Philosophy & Technology) منتشر شده است. این مقاله با عنوان «خودمختاری در طراحی: حفظ استقلال انسان در سیستمهای هوشمند تصمیمیار» به قلم سه پژوهشگر به نامهای استفان بویسمن، سارا کارتر و خوان پابلو برمودز نوشته شده است.
🧠 نویسندگان این اثر دست روی نکته بسیار مهمی میگذارند که معمولاً نادیده گرفته میشود: آسیبهای ابزارهای هوش مصنوعی برای استقلال فکری و تخصصی خودِ کارشناسان و تصمیمگیرندگان، نه فقط مردم عادی که تحت تأثیر نهایی این تصمیمات قرار میگیرند. این مقاله نگاهش را به سمت متخصصانی مثل پزشکان، قاضیها، مدیران مالی و پژوهشگرانی میچرخاند که هر روز از هوش مصنوعی به عنوان دستیار و مشاور در تصمیمگیریهای خود استفاده میکنند. نویسندگان استدلال میکنند که این وابستگی روزمره، استقلال تخصصی انسان را در دو بخش کلیدی بهشدت تهدید میکند و کاهش میدهد: اول، «مهارت و توانمندی فردی» و دوم، «شکلگیری مستقل ارزشها و باورها».
🧠 در بخش مهارت، بزرگترین چالش این است که هوش مصنوعی برخلاف ابزارهای مکانیکی قدیمی یا حتی دستگاههای پیشرفتهای مثل امآرآی، وقتی دچار خطا، انحراف یا سوگیری میشود، هیچ هشدار واضحی به ما نمیدهد. این سیستمها چنان روان، جذاب و بیصدا در جریان کار روزمره ما حل میشوند که ما اصلاً متوجه حضورشان نمیشویم و ذهنمان در یک حالت تسلیم و آرامش فرو میرود. این پدیده باعث میشود آن بخش از ذهن ما که وظیفه نظارت بر خودمان، شک کردن و سنجش تصمیمها را دارد، عملاً از کار بیفتد. وقتی ماشین بیدارباش و هشدار خطا ندارد، انسان یا دچار شک افراطی میشود و کاراییاش پایین میآید، یا به ورطه اعتماد بیش از حد سقوط میکند و توصیههای غلط ماشین را کورکورانه میپذیرد. در درازمدت، این وابستگی به «مهارتزدایی» منجر میشود؛ یعنی پزشکان یا مدیرانی که مدام از این ابزارها استفاده میکنند، به مرور زمان تخصص، دانش تجربی و حتی اعتمادبهنفس حرفهای خود را از دست میدهند، بهطوری که اگر ماشین را از آنها بگیریم، کارایی مستقل آنها بهشدت افت میکند.
🧠 اما تهدید دوم بسیار پنهانتر و از نظر جامعهشناختی نگرانکنندهتر است: مخدوش شدن اصالت باورها و ارزشهای ما. نویسندگان نشان میدهند که هوش مصنوعی یک ابزار بیطرف نیست؛ بلکه ارزشها، اولویتها و سوگیریهای طراحانش را به صورت کاملاً ناخودآگاه به کاربر انسانی تزریق میکند. شواهد تجربی مقاله ثابت میکند که کاربران به مرور زمان و بدون آنکه متوجه شوند، نگاه و سوگیریهای مدل را به ارث میبرند و این تغییر نگرش، حتی بعد از قطع ارتباط با ماشین هم در ذهن آنها به عنوان باور شخصی باقی میماند. این یعنی نوعی مهندسی پنهان ذهن کارشناسان توسط غولهای فناوری. نکته مهم اینجاست که این سیستمها عمدتاً بر اساس دادهها و ارزشهای جوامع غربی، صنعتی و ثروتمند توسعه یافتهاند. این یعنی اصالت فکری و فرهنگی متخصصان در جوامع غیرغربی و حاشیهای، در معرض همسانسازی ناخواسته قرار دارد؛ آنها ارزشهایی را میپذیرند که با هویت بومیشان در تضاد است، اما چون این فرآیند نامرئی است، توانایی ارزیابی و مقاومت در برابر آن را ندارند.
🧠 با این حال، آنها راهکاری ساختارمند به نام «خودمختاری در طراحی» پیشنهاد میدهند. حرف اصلی آنها این است که برای نجات اراده و کرامت انسان در این چرخه، باید کل محیط تعامل انسان و ماشین بازطراحی شود. یکی از پیشنهادهای آنها، ایجاد تعمدی «دستاندازهای فکری» در سیستمهاست؛ یعنی طراحان باید عمداً موانع و ایستگاههای تاملبرانگیزی در نرمافزارها بگذارند تا آن جریان خوابآور ماشین را بشکند و کاربر را مجبور به فکر کردن، شک کردن و بازاندیشی کند. همچنین روابط کار باید بازتعریف شود؛ به جای اینکه انسان فقط اپراتوری باشد که خطاهای ماشین را اصلاح میکند (که این خودش مهارت را نابود میکند)، وظایف باید طوری تقسیم شوند که انسان کنترل خلاقانه و گامبهگام کار را حفظ کند. در نهایت، نیاز مبرمی به آموزشهای دورهای مستقل و بدون حضور هوش مصنوعی برای متخصصان وجود دارد تا حافظه مهارتی جامعه زنده بماند.
🧠این مقاله یادآوری میکند که پیش رفتن بر لبه دانش فنی، اگر با طراحی هوشمندانه و بازپسگیری اراده انسانی همراه نباشد، این نردبان مشاغل ما را به سمتی میبرد که در آن تخصص و استقلال فکریمان بهکلی مسخ خواهد شد.
#هوش_مصنوعی
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
به یاد شریعتی که معلم نسل من و احیاگر هویت عزتمند ایرانی بود و مرد کتاب: در این یادداشت کوتاه می خواهم به یک نکته اساسی در فکر و زندگی و شخصیت شریعتی اشاره کنم. نکته ای که ظاهرا از شدت بدیهی بودن نادیده می ماند و آن رابطه عمیق و همه جانبه ای است که شریعتی با کتاب دارد. شریعتی مرد کتاب بود. اغراق نیست اگر بگوییم که او یک تنه توانست مسیر کتاب در جامعه ایران را تغییر دهد و بسیاری را کتابخوان کند. کتابخوان هایی که نخست از کتابهای متعدد خود او شروع می کردند و بعد سرنخ هایی را که او داده بود دنبال می کردند و به آفاق دیگری می رسیدند و چه بسا نهایتا از منتقدان شریعتی می شدند. اما او کار خود را کرده بود.
https://raahak.com/?p=8972
درباره کتاب «زمین نوآباد» اثر میخائیل شولوخوف
۲۹ خرداد
🖊 سمیه توحیدلو
📕کتاب دوجلدی «زمین نوآباد» به نویسندگی میخائیل شولوخوف که اثر «دن آرام» او برنده نوبل ادبیات شده با صدای رضا عمرانی کتابی خوب برای شناخت جامعه کمونیستی شوروی است. این کتاب دور از هیاهوهای تبلیغاتی خیلی آرام زندگی روستایی را روایت میکند که قرار است در آن کولاک ها (دهقانان مرفه) از بین رفته و مردم و زمینهایشان در کالخوز اشتراکی شود. شخصیتهای حزبی متنوعی که در این داستان روایت شده از شخصیت کامل خشک استالینیستی ناگولنوف تا شخصیت قوی اما محبوب و متغیر داویدوف همه نمایای مردمیست که هرچند دل در گرو نگاه جدید سپردهاند؛ اما هنوز منطق سلب مالکیت را نمیتوانند با تمام وجود بپذیرند.
📕 شولوخوف علیرغم اینکه به عنوان یک کمونیست شناخته میشود و میتوانست اثری کامل شعارزده درباره کالخوزها به تصویر بکشد، به روانی از اتفاقات، نقدها و نتایجی که این اشتراکیسازی میتواند به بار بیاورد صحبت میکند. از زبان شخصیتهای ساده، صمیمی و روستایی داستان انواع نقدهای جدی به اشتراکی سازی و لغو مالکیت را در این کتاب میتوان شنید.
📕کتاب زمین نوآباد حجم بالایی دارد و یک روایت یک دست بدون فراز و فرود زیاد را دنبال میکند. علاقه به شنیدن سرنوشت این ایدئولوژی در قالب داستان میتواند کشش داشته باشد. اما اگر خواننده علاقهای به داستانهای سرراست و روایتگونه نداشته باشد به راحتی میتواند در میانه راه خواندن را رها کند.
📕خواندن و شنیدن این اثر را به کسانی که تاریخ روسیه و وضعیت اتحاد جماهیر شوروی را دوست میدارند پیشنهاد میکنم. راوی اثر رضا عمرانی از جمله صداپیشگانی است که بدون همه بزرگنماییها و حاشیههای برخی صداپیشگان؛ هر اثری را که اجرا میکند قوی و بدون اشکال اجرا میکند و لذا شنیدن این اثر با صدای ایشان خالی از لطف نیست.
https://ketabrah.ir/go/b90398
#از_کتاب
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
در نشست رییس جمهور با مدیران وزارت علوم یک زن دور میز نیست. در تصاویر مجزا در خبرگزاری دولت یک نفر دیده میشود. وزارتخانهای که بیش از نیمی از جمعیت کل آن را زنان تشکیل میدهند. از طرفی بهکارگیری زنان از حساسیتهای وزیر هم بوده است. چه میشود که در نهایت این زنانند که محذوف ساختارند؟
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
دهکهای پایین ما که عملا جزو طبقات فقیر جامعه هستند تنها امکان خوردن و زنده ماندن برایشان باقی مانده است. اثری که از تورم خوراک میگیرند بسیار بالاست. این دو جدول درد بزرگ جامعه ماست. شکاف و تبعیضی که در بدیهیترین مقتضیات زندگی خود را نشان میدهد. فقط فکر کنید کالابرگ یا سهام عدالت نبود. عملا با این تورم افسار گسیخته درگیر فقر خشن میشدیم. هر کدام از جداول این گزارش ماه اردیبهشت یک دنیا درد است.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
مدیریت سیستم تابآور یا سیستم پادشکننده (بخش اول)
۱۲ خرداد
🖊سمیه توحیدلو
🔹تحلیل اقتصاد سیاسی جنگ در دنیای امروز، بیش از آنکه نیازمند مدلهای پیشبینی خطی یا ستادهای برنامهریزی متمرکز باشد، به درکی عمیق از «مدیریت عدم قطعیتهای شدید» نیاز دارد. کتاب «پادشکننده» (Antifragile) اثر نسیم نیکلاس طالب (که او را به کتاب قوی سیاه میشناسیم)، چارچوبی بنیادین برای بازتعریف بقا، پایداری و بازسازی در شرایط بحرانهای ساختاری، بهویژه جنگ، ارائه میدهد.
🔹جنگ، مظهر تام و تمام «قلمروِ حدّی» است؛ محیطی که در آن نوسانات، نادر اما ویرانگرند و یک رویداد غافلگیرکننده (قوی سیاه) میتواند تمام پیشبینیهای کارشناسان را دود کند و هوا بفرستد. برای بهکارگیری این نظریه در حوزه اقتصاد سیاسی جنگ و ارتقای توان تداوم حیات جامعه و دولت، باید از «سهگانه» طالب آغاز کنیم و گامبهگام به سمت بازسازی نهادی حرکت کنیم.
1️⃣ سهگانه طالب در بستر جنگ (شکنندگی، تابآوری، پادشکنندگی)
طالب جهان را به سه دسته تفکیک میکند که در یک بازخوانی نظامی-اقتصادی، اینگونه بازتعریف میشوند:
🔸سیستمهای شکننده (Fragile): سیستمی است متمرکز، بهشدت بهینه شده (Over-optimized)، بدون ظرفیتهای مازاد، و وابسته به پیشبینیهای دقیق. بوروکراسیهای بزرگ، برنامهریزیهای متمرکز پنجساله، و اتکای مطلق به درآمدهای تکمحصولی، جلوههای بارز شکنندگی هستند. اینها همانند «شمشیر داموکلس» با یک موی باریک آویزانند؛ ظاهرشان تا پیش از بحران، مقتدر و منظم است، اما در روز نخست جنگ فرومیپاشند.
🔸سیستمهای تابآور یا مقاوم (Robust): این سیستم در برابر شوکهای جنگ ایستادگی میکند؛ ضربه را جذب میکند اما تغییر چندانی نمیکند. داشتن پدافند غیرعامل قوی، ذخایر عظیم گندم و سوخت، و ساختارهای موازی مابهازای این سیستم است. نیروگاهی که میتواند در زمان بحران جایگزین شود؛ راهی که میتواند به سرعت ترمیم و به بهرهبرداری برسد و نمونههای در دسترس از این اتفاق را میتوان مثال زد. چنین سیستمی زنده میماند، اما از خودِ جنگ و بحران چیزی یاد نمیگیرد و بزرگتر نمیشود.
🔸سیستمهای پادشکننده (Antifragile): نه تنها از جنگ و آشفتگی آسیب نمیبیند، بلکه از آن تغذیه میکند، رشد میکند و ساختار خود را ارتقا میدهد (مانند مار افسانهای که با هربار زدن سر آن از همان نقطه دوسر رشد میکند). پادشکنندگی زمانی رخ میدهد که کل سیستم از طریق حذف گزینههای ناکارآمد و تقویت بخشهای پویا، در دلِ آتش جنگ بازسازی شود. بازارهای محلی، شبکههای توزیع مویرگی و صنایعی که خود را با تحریم تطبیق میدهند، جلوههای آن هستند.
2️⃣ توهم ثبات تصنعی در صلح
🔹یکی از کلیدیترین مفاهیم طالب، «مسئله بوقلمون» است. بوقلمونی را تصور کنید که توسط پرورشدهندهاش هر روز رأس ساعتی مشخص تغذیه میشود. برای او، هر روزی که میگذرد یک داده آماری مثبت است که فرضش را تقویت میکند: «پرورشدهنده عاشق من است». این ثبات ظاهری تا روز ۱۰۰۱ام (روز شکرگزاری) ادامه مییابد؛ روزی که یک غافلگیری ناگهانی و غیرخطی رخ میدهد و بوقلمون سر بریده میشود.
🔹در اقتصاد سیاسی، دولتهایی که در دوران صلح نسبی، با ابزارهای تصنعی و مداخلات مداوم (Naive Intervention)، نوسانات طبیعی بازار، نرخ ارز یا اعتراضات خرد را سرکوب میکنند، در حال بازآفرینی شرایط بوقلمون هستند. حذف نوسانات کوچک، جریان اطلاعات را قطع کرده و مکانیزمهای خوداصلاحی را تعطیل میکند. در نتیجه، آرامش تصنعی ایجاد شده، صلح نیست؛ بلکه متراکم کردن انرژی برای یک انفجار بزرگ در روز وقوع جنگ است.
3️⃣ استراتژی دمبل (Barbell Strategy)؛ آرایش جنگی اقتصاد و سیاست
چگونه میتوان ساختاری طراحی کرد که سقف آسیبها بسته و سقف دستاوردها باز باشد؟ پاسخ، ترکیب دو حدِ نهایی و حذف وسطِ شکننده است:
🔸وزنه اول دمبل (امنیت و بقای مطلق - ۹۰ درصد منابع): در این بخش، هیچگونه ریسکی پذیرفته نیست. ذخایر استراتژیک غلات، انرژی، پدافند غیرعامل سخت، و حفاظت از شریانهای زیستی جامعه در این بخش قرار میگیرند. در اینجا ما به دنبال کارایی (Efficiency) نیستیم، بلکه به دنبال ظرفیت مازاد (Redundancy) هستیم. داشتن سه انبار غله موازی به جای یک انبار بزرگِ بهینه، از نظر حسابداری صلح اسراف، اما از نظر اقتصاد جنگ شرط بقاست.
🔸وزنه دوم دمبل (اختیارگرایی و پویایی تهاجمی - ۱۰ درصد منابع): در این سو، سیستم باید اجازه دهد شبکههای غیرمتمرکز، بازارهای موازی، کارآفرینان خرد و بخش خصوصی واقعی، با آزادی کامل دست به آزمون و خطا بزنند. این بخش باید کاملاً پویا و چابک باشد تا بتواند راههای فرار از تحریم و ابداعات تکنولوژیک را پیدا کند.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
بایدها و نبایدهای آینده ایران (بخش دوم)
🖊دکتر جواد حیدری
4️⃣توصیهی جان استوارت میلی (توسعهی شادکامی): به رسمیت شناختنِ «حقِ زندگی و فردیت»
♦️جان استوارت میل (نمایندهی بزرگِ فایدهگرایی و آزادیِ فردی) به ما میآموزد که غایتِ دولت، صرفاً نظم نیست، بلکه به حداکثر رساندنِ «شادکامی» (Happiness) و شکوفاییِ فردیتِ تکتکِ انسانهاست. جامعهیِ پس از بحران، جامعهای سوگوار، افسرده و دچار ترسوماتِ روانی (تروما) است. (از این لحاظ فعالیتهای محمدرضا جلاییپور در دوران جنگ ستودنی است)
♦️ زنده ماندن کافی نیست؛ مردم باید دلیلی برای «زندگی کردن» داشته باشند. حکومت در دوران پساجنگ باید رویکردِ «پدرسالارانهیِ اخلاقی» را کنار بگذارد. بهجای کنترلِ سبکِ زندگیِ جوانان و مخصوصاً نسل زد و مداخله در خوشیها و شادکامیهای کوچکِ آنها (که جان استوارت میل آن را ستمِ اکثریت مینامید)، باید فضایی برای هنر، موسیقی، تفریح، خندیدن و تنوعِ سبکهای زیستی باز کند. جامعهیِ عبورکردهازجنگ، شدیداً نیازمندِ «حیات، سرزندگی و امید» است.
5️⃣ توصیهی رالزی (استقرار عدالت): ساختنِ نهادهای «منصفانه»
♦️جان رالز، فیلسوفِ بزرگِ عدالت، معتقد بود که «عدالت نخستین فضیلتِ نهادهای اجتماعی است؛ همانطور که حقیقت، فضیلتِ نظامهای فکری است». رالز میگفت اگر میخواهید قانونی بنویسید، خود را در پسِ «پردهی بیخبری» فرض کنید؛ فرض کنید نمیدانید در کجای جامعه قرار دارید. آیا باز هم آن قانون را منصفانه میدانید؟
♦️در دورانِ بازسازی، منابع محدود است. چه کسی باید اولویت داشته باشد؟ طبقِ اصلِ تفاوتِ رالز، هرگونه توزیعِ منابع تنها زمانی عادلانه است که بیشترین نفع را برای «محرومترین و آسیبپذیرترین اقشارِ جامعه» داشته باشد (مانند مناطقِ جنگزده، حاشیهنشینها، آسیبدیدگانِ اقتصادی). اگر بودجههای بازسازی، بر اساسِ رانت، وفاداریِ سیاسی یا نزدیکی به هستهی قدرت توزیع شود، مفهومِ نهاد در ایران فرومیپاشد. ساختارها باید به معنای واقعیِ کلمه «منصفانه» بهنحوی بازطراحی شوند که حتی مخالفانِ سیاسی نیز احساس کنند قانون برای آنها عادلانه اجرا میشود.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
📔مدیریت بحران، تابآوری و جلوههای نوین امداد اجتماعی در دوران جنگ
با حضور:
#دکتر_سیدحسن_موسوی_چلک
#دکتر_سمیه_توحیدلو
#دکتر_محمدرضا_مقدسی
🗓️دوشنبه 11 خرداد ۱۴۰۵ ساعت 17
🏡تهران، خیابان وليعصر، خیابان شهيد بهشتي، خیابان خالد اسلامبولي، نبش کوچه دهم، مرکز نشر دانشگاهی
🔹برنامه به صورت حضوری برگزار می گردد.
🔹ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
💢مرکز نشر دانشگاهی ایران💢
💢انجمن مددکاران اجتماعی ایران💢
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @ihht1390*
تجربه، تاریخ و نسلی که بعد از انقلاب متولد شد
۲۷ اردیبهشت
🖊 سمیه توحیدلو
📜«رینهارت کوزلک»، متفکر مشهور آلمانی که بیش از هر چیز با نظریاتش در حوزه «تاریخ مفاهیم» شناخته میشود، در یکی از مقالات خود به بررسی نسبت میان «تجربه» و «تاریخ» میپردازد. او معتقد است تجارب ما بر سه نوعاند:
📜نخست، تجارب منحصربهفرد که «تجارب بنیادین» ما را شکل میدهند؛ رویدادهای یکتایی که برای هر فرد، معنایی خاص و اساسی میآفرینند. نوع دوم، تجاربی است که از طریق تکرار و انباشت حاصل میشود؛ تجاربی که یک نسل در بازههای زمانی طولانیتر میاندوزد و با آن، «روح زمانه» خویش را میسازد. اما تجربه نوع سوم، از دگرگونیِ خودِ تجربهها زاده میشود؛ زمانی که با وقوع یک رخداد، کلِ ساختارِ تجربه و سیستم اجتماعی دستخوش تغییر میگردد. این وضعیت، سطحی فراتر از افراد را در بر میگیرد و در توالیهایی فراتر از نسلها لایهبندی میشود.
📜تاریخنگاری نیز با همین مدلهای سهگانه تجربه در ارتباط است؛ «ثبت تاریخ» و وقایعنگاریِ زمان حال به مدل اول تجربه بازمیگردد. «تداوم تاریخ» که امکان مقایسه را به ما میدهد (مانند روش ماکس وبر در مقایسه ادیان به کمک «ایدهآلتایپها» یا مقایسه انواع انقلابها)، جلوهای از مدل دوم است. اما در کنار اینها، ما با «بازنویسی تاریخ» روبهرو هستیم؛ کاری که توسیدید به آن شهره است، آنجا که تغییرِ چشماندازها میتواند تاریخی جدید را از نو بیافریند.
📜بسیارند کسانی که باور دارند تاریخ را فاتحان مینویسند؛ این شاهان و قدرتمندان هستند که رویدادها را مدام به نفع خود رقم میزنند و حرفشان را به کرسی مینشانند. اما کوزلک بر مبنای درهمتنیدگی تاریخ و تجربه، نگاه دیگری دارد. او میگوید: «تجربه شکستخوردگی، حاوی یک پتانسیلِ معرفتشناختی است که فراتر از علتِ مادی آن میرود؛ بهویژه زمانی که از شکستخوردگان خواسته میشود تاریخِ عمومی را در پیوند با تاریخِ رواییِ خودشان بازنویسی کنند.»
📜یکی از دغدغهها و علاقهمندیهای من، همواره بازخوانیِ نسلیِ تاریخ بوده است. باور دارم در اتمسفر ایران، همواره نسلهایی برآمدهاند که هر کدام ویژگیهای منحصربهفرد خود را داشتهاند؛ از نسل مشروطه و نسل انقلاب و جنگ، تا نسل دهه ۶۰، متولدین پس از انقلاب و نسلهای متأخرتر. نحوه حضور، میزان توفیق و تجربه زیسته هر نسل، ویژه و متمایز است. هر یک از این نسلها از زاویهای خاص به ایران مینگرند و اگر قرار باشد روایتگر تاریخ باشند، آن را به سیاق خود قرائت میکنند.
📜داشتم فکر میکردم اگر قرار باشد «تجربه ناکامی» در ایرانِ پس از انقلاب را متعلق به یک نسل بدانیم و از آنها بخواهیم به بازخوانی تاریخ دست بزنند، باید سراغ کدام نسل برویم؟ به نظرم علیرغم اینکه هر نسلی خودش را «سوختهتر» از دیگری میپندارد، اما اگر ملاک ما تجربه ناکامی مستمرِ نسلی باشد، باید به نسلی نگاه کنیم که با دوم خرداد ۷۶ آمد، در تیر ۷۸ دانشگاه را چشید، دوباره قامت راست کرد تا سال ۸۸ را بیافریند، و باز هم از پای ننشست و فرزندانی پروراند که به ۱۴۰۱ و امروز رسیدند.
📜این نسل، نسلِ کامروایی نبوده است؛ گرچه طعمِ گسِ کامیابیهای موقت را چشیده، اما انبانش سرشار از سرخوردگیِ خواستههای فراگیر است. آنها بسته به اینکه کجای این طیف رنگارنگِ سیاسی و اجتماعی ایستاده باشند، روایت متفاوتی دارند؛ اما یقین دارم تاریخ ایران را باید یکبار هم از زبانِ این نسل خواند.
📜هرچند کارهای دانشگاهی و رسالههای فراوانی توسط اعضای این نسل به سرانجام رسیده، اما شاید بازخوانیِ نسلیِ تاریخ از زبانِ یکی از «غیرفاتحترین نسلها»، تجربهای نو و گشایشگر برای فضای اجتماعی کشور باشد؛ البته اگر در هیاهوی صدای بزرگترها و کوچکترهایی که همیشه اولویت را سهم خود میدانند، اینبار هم صدایشان گم شود.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
تابآوری خریدنی نیست، ساختنی است.
(بخش اول)
۲۳ اردیبهشت
🖊سمیه توحیدلو
❤️🩹همکارمان با نگرانی وارد اتاق میشود: «ایکاش این پنجشنبه و جمعه بگذرد و جنگ نشود.» این جمله، واگویه درونیِ میلیونها ایرانی در این روزهاست. وقتی «گمانهزنی» جایِ «اطمینان» را میگیرد، ردپایش را نه در تحلیلهای سیاسی، که در صفهای بنزین و خروجیهای شهر نشان میدهد. زندگیهایی که از تعادل خارج شده و هر لحظه منتظرِ سقوطِ خبری بد است. اما پرسش اصلی این است: با جامعهای که کارکردهایش زیرِ آوارِ عدمقطعیت له شده، چه باید کرد؟
پاسخ در یک مفهومِ حیاتی نهفته است: تابآوری. اما تابآوری نه به معنایِ «تحملِ منفعلانه»، بلکه به مثابه یک «سازه ملی». برای رسیدن به این معنا، باید هشت گامِ راهبردی را بازخوانی کنیم:
۱. تابآوری، یک کلِ تجزیهناپذیر است
سالهاست از «بازسازی سرمایه اجتماعی» میگوییم، اما راهِ آن در بحران، تنها از مسیر «فراگیری» (Inclusion) میگذرد. در لحظهی بحران، هر کسی که حس کند «شهروند درجه دو» است، خود را از دایره انسجام خارج میبیند. ایرانِ تابآور، محصولِ سیستمی است که در آن هیچکس احساسِ غریبگی نکند. تابآوری ملی میانگین تابآوری تمام گروههای اجتماعی است نه فقط حامیان یا حاضران در خیابان، اینترنت سفیدها، اینترنت پروها، متمولان و ... . خلاصه باید حواسمان به فراگیری باشد.
۲. معنابخشی به رنج؛ در جستجویِ «زندگی معمولی»
تابآوری فقط یک مهارت روانی نیست، یک ضرورتِ وجودی است. همانطور که ویکتور فرانکل در «انسان در جستجوی معنا» روایت میکند، در اردوگاههای مرگ نازیها، کسانی زنده ماندند که برای «آینده» معنایی داشتند. جامعه ما برای ایستادگی، نیازمندِ یک چشمانداز روشن از «ایرانِ پساجنگ» و تصویری از یک «زندگی نرمال» است، حتی اگر این روزها آن را برای ما نخواسته باشند. ما میبایست با امید به آن روز گذر کنیم. آیا کسی برای فردای پساجنگ تصویری از زندگی نرمال ارائه میدهد؟
۳. شفافیت رادیکال و تابآوری سیستماتیک
تابآوری سیستماتیک از طریق جریان آزاد اطلاعات رخ میدهد. افراد باید بتوانند خود را با واقعیت تطبیق دهند. ما نیازمند شفافیت رادیکال و مدیریت عدم قطعیتها هستیم. طبیعی است که در این زمانه «هیچچیز قطعی نیست». و این قطعیترین سخنی است که میشود گفت. اما در این شرایط است که شایعه میتواند توان جامعهای را برباید. در چنین شرایط است که مرجعیت روایتها میتواند مهم باشد و حاکمیتی که رسانهاش ظرفیتهای فراگیر ندارد، حتی در روایتسازی فراگیر و نه فقط برای حامیان دچار مشکل میشود.
۴. تقویتِ «عاملیت» در برابرِ «قربانیبودگی»
احساسِ قربانیبودن، تابآوری را میکشد. ما به تقویتِ «عاملیتهای اجتماعی» نیاز داریم. تابآوری در مشارکت رخ میدهد، نه در دستور. باید فضایِ مشارکت برای همه طیفها باز شود. نهادهای مدنی باید ریههایِ تنفسِ جامعه باشند. در روزهایی که دلیل برای حالِ بد زیاد است، مشارکتِ داوطلبانه، دلیلِ ماندن و حالِ خوب است. کافیست این روزها سری به خیابانها و کسانی که در تجمع ها شرکت میکنند بزنیم. اثر در جمع بودن و با جمع بودن میانشان هویداست. فقط موضوع مهم این است که این جمعیت حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه را دربر میگیرد و بخاطر نوع مدیریت در تقابل با گروه دیگر شده است. از اینرو مدیریت این فضا بسیار مهم است. اینکه تجمعات موجود مدیریت شده، محدود و بدون تقابل باشد؛ یا اینکه خیابان برای همه گروههای اجتماعی بازگشایی شود.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
چرا صدای فمینیسم غربی در برابر جنگ خاموش است؟
۱۹ اردیبهشت
ترجمه کامل مقاله دکتر سحر مرانلو پژوهشگر دانشگاه لندن که هفته گذشته در الجزیره به چاپ رسیده است.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidlo
اینترنت طبقاتی
۱۶ اردیبهشت
🖊سمیه توحیدلو
🔸هرچقدر که درباره اینترنت و وضعیتی که در جامعه ایجاد کرده گفته شود باز هم کم است. ای کاش دیدی بلندنظرانه و آیندهنگر در تصمیمگیریهایی از این دست مداخله میکرد و یا حداقل صداها و نظرات مردم و کارشناسان بیشتر شنیده میشد. به نظر میرسد گفتگو و ابزار گفتگو را هم از دست داده باشیم.
🔗دیروز با خبرانلاین درباره وضعیت اینترنت گفتگویی داشتم که ماحصلش گزارش زیر شده است. قبلتر هم در انجمن جامعهشناسی موضع صریحی درباره این موضوع گرفته شده بود.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidlo
📌دعوتنامه و فراخوان هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران
هنوز در بهت و ناباوریِ فقدان همکار ارجمند و استاد فرهیخته، استاد خلیلی، به سر میبریم؛ فقدانی که نهتنها برای خانواده، دوستان و بستگان ایشان، بلکه برای جامعهشناسی ایران و انجمن جامعهشناسی ایران ضایعهای بزرگ و جبرانناپذیر است.
استاد خلیلی طی سالیان متمادی، حضوری مؤثر، مسئولانه و الهامبخش در انجمن جامعهشناسی ایران داشتند و با تعهدی مثالزدنی در پیشبرد اهداف انجمن نقشآفرینی کردند. ایشان در جایگاههای گوناگون، از عضویت در هیأتمدیره انجمن و قائممقامی ریاست انجمن گرفته تا دبیری علمی همایشهای انجمن، مدیریت و عضویت در کمیتههای تخصصی، نمایندگی انجمن در مجامع علمی و حرفهای بینالمللی، و نیز تولید آثار ارزشمند نظری و پژوهشی در حوزه علوم اجتماعی، سهمی ماندگار در تقویت نهاد جامعهشناسی و گسترش دانش اجتماعی در ایران بر جای گذاشتند.
فقدان این همکار گرانقدر برای همه ما با ناباوری همراه بوده است. در روزهای گذشته نیز، همانگونه که انتظار میرفت، با انبوهی از پیامهای تسلیت، یادداشتها، دلنوشتهها و واکنشهای عاطفی صمیمانه از سوی اعضای انجمن، استادان، پژوهشگران، دانشجویان، دوستان و همکاران ایشان روبهرو شدهایم. گستردگی، تنوع و ارزش این پیامها، هیأتمدیره انجمن را بر آن داشت تا به جای انتشار پراکنده آنها، مجموعهای ماندگار با عنوان «یادنامه استاد خلیلی» را گردآوری و منتشر کند.
برنامهریزی ما بر این است که این یادنامه همزمان با مراسم حضوری بزرگداشت آن استاد فقید، که در روز ۳۰ تیرماه ۱۴۰۵ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و با حضور خانواده، بستگان، دوستان، همکاران، و دوستداران ایشان و با همراهی و مشارکت جمعی از نهادها و انجمنهای علمی برگزار خواهد شد، رونمایی شود.
از اینرو، از همه اعضای انجمن، همکاران، دوستان و تمامی مخاطبان این پیام دعوت میکنیم به فراخوان منتشرشده در کانالهای ارتباطی انجمن برای ارسال یادداشتها و پیامها توجه فرمایند. همچنین خواهشمندیم در صورت در اختیار داشتن عکسها، اسناد، فایلهای صوتی یا تصویری مرتبط با استاد خلیلی، آنها را برای انجمن ارسال کنید تا ضمن بهرهگیری مناسب در مراسم بزرگداشت، در غنای «یادنامه استاد خلیلی» نیز مورد استفاده قرار گیرند.
از همراهی، همدلی، مشارکت و پاسخ مثبت شما صمیمانه سپاسگزاریم و امیدواریم با یاری یکدیگر، بتوانیم یاد و میراث علمی، حرفهای و انسانی این استاد ارجمند را به شایستگی پاس بداریم.
هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران
پ.ن.
خواهشمند است فایلها و یادداشتهای خود را به شناسه زیر ارسال فرمایید:
آیدی در تلگرام:
@ISA405
آدرس سایت انجمن:
www.isa.org.ir
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
صوت سخنرانی «وضعیت گفتمانی در پرداختن به عاشورا و ایران در جنگ اخیر» در سمینار ایران، فرهنگ عاشورایی و دفاع میهنی
موسسه مطالعات اجتماعی و فرهنگی
۷ تیرماه ۱۴۰۵
#سخنرانی
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
خودستایان تکیه بر اریکهها زدهاند؛ کتاب خدا را چنان میخوانند که سود ایشان است.
آنان که طیلسان زهد پوشیدهاند تکپیرهنان را پیرهن بر تن میدرند. آنان که دستار بر سر نهادهاند سر از گردن خداترسان میاندازند. و آنان که آب بر مردمان میبندند مردمان را آب از لبه تیغ میدهند. این نیست آن چه ما می گفتیم.
اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میفرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست.
بخشی از فیلم روز واقعه، نوشته بهرام بیضایی
مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعیِ وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
میز مطالعات اجتماعی جنگ برگزار میکند:
سمینار «ایران؛ فرهنگ عاشورایی و دفاع میهنی»
با حضور:
محمدتقی کرمی، سمیه توحیدلو، محسن حسام مظاهری، سیدحسین شهرستانی، محمدرضا پویافر، مهدی حسینزاده فرمی، سید شهابالدین عودی و جبار رحمانی
📅 زمان برگزاری: یکشنبه ۷ تیرماه
🔹 پنل اول: ساعت ۸:۳۰ تا ۱۰:۳۰
🔹 پنل دوم: ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۳:۳۰
📍 مکان: تهران، پاسداران، خیابان مؤمننژاد (گلستان یکم)، پلاک ۱۲۴، سالن فارابی
💻 شرکت مجازی:
https://www.skyroom.online/ch/masoudgh92/iscs
غریبترین حسِ پیروزی؛ ایستاده در مرزِ افتخار و سوگ
۳۰ خرداد
🖊سمیه توحیدلو
🤝 توافقنامهای امضا شده است؛ سندی که قرار است معنای پایان تخاصم و آغاز مذاکره باشد. فینفسه، پایان جنگ و انتقال مطالبات به میدان دیپلماسی، اتفاقی بسیار حائز اهمیت است. اما از آن مهمتر، بندهای این توافقنامه است. چه مذاکرات پسینی با توفیق همراه شود و چه نشود، این بندها که به امضای دو رئیسجمهور رسیده، نشان از پیشتازی نیروهای ایرانی هم در میدان و هم در دیپلماسی دارد. از سوی دیگر، عصبانیت مفرط رژیم صهیونیستی و تلاشهایش برای مخدوش کردن این توافق—که حتی به واکنش دموکراتها و کشورهای اروپایی منجر شده—بسیار جالب توجه است. خلاصه اینکه علیرغم وجود فردی غیرقابلاعتماد در راس ساختار سیاسی آمریکا و ماهیت منفعتجویانه سایر قدرتها، جنگ ایران با دو استعمارگر جهانی تا بدینجا به نقطه خوبی رسیده است.
🤝 با این حال، جدای از مخالفتهای داخلی یا نگرانیهای مطرحشده در پیامهای مسئولین، شاید میبایست حس بهتری میداشتیم. شاید اگر چند سال پیش در نقطهای که امروز ایستادهایم بودیم، این موقعیت حس خوشایندتری برایمان به ارمغان میآورد. میدانم اینروزها بیش از گذشته به ایرانمان افتخار میکنیم. میدانم که نمیشود مفتخر به عملکرد نیروی نظامی کشور نبود؛ وقتی میشنوی چطور با جانشان معامله کردند و برای این خاک پیروزی آفریدند. اما با تمام اینها، حسِ امروز غریبتر از همیشه است.
کاش به روزِ جنگ نمیرسیدیم...
🩸شاید این غربت از آنجایی میآید که فکر میکنی ای کاش اصلاً به روز جنگ نمیرسیدیم. کاش دختران و پسران مدرسه میناب، امروز پشت نیمکتهایشان بودند و درس میخواندند. کاش اساتید مبرز دانشگاهی ما، امروز در کلاسهای درس حاضر بودند. کاش اینهمه خانه و سرپناه بر سر مردمان این سرزمین فرود نمیآمد، پلی تخریب نمیشد و دستاوردهای چند دهه اخیرمان در صنایع پتروشیمی و فولاد آسیب نمیدید. میدانم که همه ساختنیها را دوباره میسازیم، اما امان از جانهایی که پر کشیدند...
🩸وقتی کمی عقبتر میروم و سوگهای انباشته همین یک سال را مرور میکنم، حجم سنگینیاش آشکار میشود. چه جانسخت بودهایم از خرداد ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵؛ چه چیزها که در این میان ندیدیم و نشنیدیم.
▪️ میتوانستم خوشحالتر باشم اگر شهدای جنگ، امروز در آغوش خانوادههای خود بودند.
▪️ میتوانستم خوشحالتر باشم اگر آن چند هزار نفر، در آن دو شبِ هولناکِ دیماه جان نمیباختند.
▪️ میتوانستم خوشحالتر باشم اگر تمام مردم سرزمینم، وطنگرایانه این لحظه را پاس میداشتند و دلخوریها و نرسیدنها، باعث نمیشد جایی جز در کنار هموطنان خویش بایستند؛ تا جایی که حتی دشمن هم صدایش دربیاید که شما چگونه مردمانی هستید که میخواهید بر سر کشور خودتان بمب بریزد؟
▪️میتوانستم خوشحالتر باشم اگر مردم سرزمینم—با تمام تنوع قومی، دینی، اعتقادی و فکریشان—میتوانستند آزادانه و با حقوق شهروندی یکسان در کنار هم زندگی کنند. خیابان متعلق به همه آنها میبود، رسانهها آینه تمامنمای حضورشان میشد و فضای عمومی به یکسان در اختیارشان قرار میگرفت؛ تا رنگ به رنگ، زیر یک پرچم و به نام یک وطن دور هم گرد آیند. کاش آنها که با بهانه و بیبهانه ترک وطن گفته بودند، امروز در تردد آزاد بودند و داشتههای معنوی و مادیشان را برای اعتلای نام ایران به کار میگرفتند.
▪️ میشد خوشحالتر باشیم اگر باور داشتیم شایستهترینها بر مسند کارند، جز شایستگی و تخصص ملاکی نیست و هر قدمی که برمیداریم، گامی به سوی شکوفایی بیشتر کشور است.
🤝 میدانم که روزگار جدیدی را آغاز کردهایم؛ روزگاری که با صلابت بیشتری کلید خورده و بسیاری از باورهای بخشی یا همه جمعیت را دستخوش تغییر کرده است. روزگاری که قرار است احترام به تفاوتها در آن بیشتر شود. اما آیا به واقع میتوان چنین امید اجتماعی پایداری داشت؟
🤝 تفاهمنامه (ولو موقت) امضا شد و چندبار خواستم دربارهاش بنویسم، اما فکر کردم چه باید نوشت؟ آیا میتوان جز آرزوی روزهای بهتر برای ایران، چیز دیگری خواست؟ میدانم بسیاری برای رسیدن به این نقطه، در میدان نظامی، در عرصه دیپلماسی و حتی در کف خیابان تلاش کردهاند. اما کاش بسیاری دیگر نیز امروز در کنار ما و دوش به دوش ما بودند تا با هم نظارهگر امروز میبودیم.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
از ترکمانچای تا اسلامآباد راه درازی طی شده تا ایران از جنگ با قدرتهای بزرگ جهانی نترسد و همزمان شجاعت مذاکره با آنها را هم داشته باشد، پیشاپیش خود را مغلوب نبیند و نداند، و چاره را در انزوا نداند، زمین ندهد و وا ندهد، و تحقیر نشود.
چند نفر همیشه مخالفخوان و صداوسیما را رها کنید که آمریکا برایشان هنوز ابرقدرت است. دوره مناسبات استعماری گذشته.
مبارک ایران باشد.
گزارش عدالت جهانی- ۲۰۲۶ برنامهای است برای بازاندیشی توسعۀ جهانی در قرن ۲۱، که عدالت اجتماعی را با محدودیتهای زیستمحیطی پیوند میزند. پیام اصلی گزارش این است که پیگیری همزمان رفاه انسانی، برابری، و زیستپذیری سیارهای منوط به دگرگونیهای عمیق در توزیع ثروت، ساختار مالی بینالمللی، نظام انرژی، و الگوهای مصرف است. از نظر نویسندگان گزارش، نابرابری نتیجۀ انتخابهای سیاسی و نهادی است و میتوان آنرا با ارادۀ سیاسی و همکاری بینالمللی کاهش داد.
نابرابری امروز صرفاً مسئلۀ درآمد نیست، بلکه در مالکیت ثروت، دسترسی به آموزش، نابرابری جنسیتی، قدرت سیاسی، و اثرات اقلیمی نیز ریشه دارد. شکافهای آموزشی و جنسیتی نشان میدهند که نابرابری از طریق نسلها و ساختارهای اجتماعی بازتولید میشود.
از نظر راهحل، گزارش بر سه شرط اصلی تأکید میکند: کاهش سریع انتشار کربن، گذار از مصرفگرایی به «کفایت»، و کاهش جدی نابرابری درآمد، ثروت، و قدرت در داخل کشورها و میان کشورها. این سند پیشنهاد میکند یک «صندوق جهانی عدالت» و سازوکارهای مالیاتی و بازتوزیعی بینالمللی برای سرمایهگذاری عظیم در آموزش، زیرساختهای سبز، و خدمات عمومی تأسیس شود.
مدیریت سیستم تابآور یا سیستم پادشکننده (بخش دوم)
۱۲ خرداد
🖊سمیه توحیدلو
🔸خطای بزرگ اقتصادهای جنگی، قرار گرفتن در «وسط دمبل» است؛ یعنی یک اقتصاد نیمهدولتی، نیمهخصوصی و بوروکراتیک که نه امنیت بخش اول را دارد و نه چابکی بخش دوم را و به سرعت فاسد و شکننده میشود.
4️⃣ طریق سلبی (Via Negativa) و حذف بیماریزایی ناشی از درمان
🔹در زمان جنگ، تمایل شدیدی در سیاستگذاران ایجاد میشود تا با وضع قوانین جدید و بوروکراسیهای نظارتی مضاعف، فضا را مدیریت کنند (مداخلهگرایی سادهلوحانه) که به بیماریزایی ناشی از درمان (Iatrogenics) منجر میشود؛ یعنی زمانی که داروی پزشک، بیمار را بیشتر از خودِ بیماری آزار میدهد یا میکشد.
راهحل بسیاری از بحرانها، استفاده از «طریق سلبی» است؛ یعنی تمرکز بر اینکه «چه چیزهایی را باید حذف کرد»، نه اینکه چه چیزهایی را باید اضافه کرد. مانند: حذف بوروکراسیهای زاید صادرات و واردات، حذف قیمتگذاریهای دستوری (که منجر به بازار سیاه و احتکار میشوند) و حذف نهادهای موازی ناظر. به همین دلیل است که در حل بحرانها بازآفرینی از بازسازی جایگاه بالاتری دارد.
5️⃣ پادشکنندگی لایهای
🔸پادشکنندگی یک کل، مشروط به شکنندگی اجزای آن است. در اقتصاد جنگ نیز، سیستم زمانی پویا میشود که اجازه دهد اجزای ناکارآمد، خطا کنند و حذف شوند. تزریق رانت برای زنده نگه داشتن نهادهای فاسد، شکنندگی آنها را به کل کشور منتقل میکند.
در ستادهای اقتصاد سیاسی جنگ، نباید عنان کار را به تکنوکراتهایی داد که جهان را از پشت اسلایدهای پاورپوینت میبینند. جنگ نیازمند افرادی از جنس «میدان» است؛ کسانی که در کف بازار حضور دارند، بوی خطر را استشمام میکنند و اهل آزمون و خطای تجربی هستند.
6️⃣ بازگشت به اصالتهای نهادی
🔹طبق این قاعده، برای پدیدههای غیرفانی، امید به زندگیِ آینده با سن فعلی آنها متناسب است. سنتی که هزار سال دوام آورده، احتمالاً هزار سال دیگر هم دوام میآورد، اما ساختار بوروکراتیک پنجساله، ممکن است فردا نابود شود. در اقتصاد جنگ، توصیه میشود به جای تکیه بر ساختارهای نهادی نوین و شکننده، به سمت بازکشف و احیای نهادهای سنتی و آزموده شده (مثل شبکه بازار سنتی، پیوندهای محلی یا خانوادگی، قرضالحسنههای غیر رسمی، راههای سنتی مبادله کالا و روشهای مراقبتی جاافتاده) حرکت کنیم.
از نظر تاریخی فرهنگ عرفانگرا و شعردوست ایرانی و هویت جاافتاده در زمانه بحران بیشتر به کار گرفته میشود و انسانها را مقاومتر میسازد.
7️⃣بزرگ بودن شکننده است.
🔸طبق ریاضیاتِ «نابرابری جنسن»، در ساختارهای شکننده، پاسخ سیستم به شوکها غیرخطی و مقعر است. اگر سنگی به وزن ۱۰۰ کیلوگرم بر سر شما بیفتد، کشته میشوید؛ اما اگر همان سنگ به هزار سنگریزه کوچک تبدیل و متوالياً پرتاب شود، آسیب جدی نمیبینید. وزن کل یکی است، اما نحوه توزیع متفاوت است.
در اقتصاد جنگ، «بزرگ بودن شکننده است». پروژههای عمرانی غولپیکر و کارخانههای عظیم متمرکز، در برابر ترکشهای جنگ به شدت آسیبپذیرند. راهبرد پادشکنندگی، تکهتکه کردن و اصطلاحاً «ریزوموار کردن» (Modularization) سیستم است؛ یعنی نیاز به شبکهای از نیروگاهها و توزیعکنندههای کوچک و محلی به جای یک ابرسازه واحد.
8️⃣ اخلاق پادشکنندگی؛ پوست در بازی (Skin in the Game)
🔹بزرگترین خطر در زمان جنگ، «انتقال شکنندگی به دیگران» است. این پدیده زمانی رخ میدهد که عدهای از مدیران یا دلالان متنفذ، خود در صندلیهای پادشکننده مینشینند (از نوسانات جنگ و تصمیمات ستادی سود میبرند)، اما زیان و شکنندگی تصمیمات خود را به دوش سربازان و طبقات ضعیف جامعه میاندازند. هر تصمیمی که مردم إحساس کنند حاکمان دست در جیب آنها کردهاند و خودشان آن را حس نمیکنند. (چیزی از جنس آنچه در اینترنت در ایران رخ داد) هر اتفاقی که به افزایش شکاف بین طبقات مختلف بیانجامد.
🔹راهحل در قاعده «پوست در بازی داشتن» کنایه از ملموس بودن است. سیستم سیاسی و نظامی زمانی پادشکننده میشود که تصمیمگیرندگان، خود خروجی تصمیماتشان را لمس کنند. اگر بوروکراتی تصمیمی در مورد سهمیهبندی میگیرد، خانواده او نیز باید در همان صفها بایستند. وجود «پوست در بازی»، ساختارهای کاذب را تصفیه کرده و حس همبستگی ارگانیک جامعه را تقویت میکند.
9️⃣نتیجهگیری:
بحران و جنگ را نباید به عنوان یک «مسئله بهینهسازی مهندسی» دید که با کنترل بیشتر حل میشود؛ بلکه باید آن را به عنوان یک «سیستم پیچیده ارگانیک» فهمید که بقای آن در گرو تمرکززدایی، پذیرش نوسان، و داشتن ظرفیتهای مازاد است. تمدنی در جنگ پیروز است که همانند آتش باشد؛ آتشی که نه تنها با وزش بادِ آشفتگی خاموش نمیشود، بلکه از آن برای شعلهورتر شدن استفاده میکند.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
صوت سخنرانی درباره تابآوری و پادشکنندگی در خانه اندیشمندان علوم انسانی
متن کامل این سخنرانی در ادامه تقدیم میشود.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
بایدها و نبایدهای آینده ایران (بخش اول)
🖊دکتر جواد حیدری
اندیشمند ارجمند دکتر جواد حیدری متنی را درباره بایدها و نبایدهای آینده ایران نگاشته بودند. با کسب اجازه از ایشان این متن را که به نظرم نکات مهمی را دربردارد در این صفحه بازنشر میکنم.
⭕ایران، جنگ، مقاومت، و جغرافیای غیبت در جامعهشناسی جهانی
🖊نازنین شاهرکنی
(دانشیار مطالعات بینالملل، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا
عضو هیئتمدیرهی انجمن بینالمللی جامعهشناسی)
متن ترجمهشدهی سخنرانی ارائه شده در سلسلهنشستهای انجمن بینالمللی جامعهشناسی با عنوان:
"جامعهشناسی جهانی در دوران بحران"
نشست نخست: جنگ و مقاومت در خاورمیانه؛ جامعهشناسی به ما چه میآموزد؟ روایتهایی از لبنان، ایران، و فلسطین
14 اردیبهشت ماه 1405 (4 ماه می2026)
تابآوری خریدنی نیست، ساختنی است.
(بخش دوم)
۲۳ اردیبهشت
🖊سمیه توحیدلو
۵. انعطاف؛ شرطِ اولِ بقا
انعطافپذیریِ نخبگان و گذار از «آرمانمحوریِ صلب» به «امنیتِ مردممحور»، پیششرطِ انسجام است. امروز، وقتِ دمیدن بر شکافهایِ کهنه نیست. مردم زیرِ فشار، گوششان بدهکارِ دعواهایِ سیاسیِ تاریخگذشته نیست؛ آنها به دنبالِ راهی برایِ صیانت از «تنِ ایران» هستند.
۶. پرهیز از تصمیمهایِ عجیب و شوکدرمانی
هرگونه شوکدرمانی و تصمیمهای عجیبی که دولتها میگیرند سم مهلک این فضاست. اینکه بخواهند چیزی را از ابتدای زنجیره به انتهایش برسانند (مانند کاری که در دیماه انجام شد) تنها نتیجهاش از بین رفتن قطعیتها و ناتوانی از پذیرش است. اقتصاد در شرایط فعلی به مجموعهای از فعالیتهای موقت و ناپایدار تقلیل یافته و بخش بزرگی از جامعه ما بخاطر از دست دادن شغل صرفا برای زنده ماندن میجنگند. هرمیزان کمبود در هر بخش از انرژی نمیتواند بهانهای برای افزایش قیمت برای مدیریت مصرف باشد. حتما سهمیهبندی و بهرهبری یکسان طبقات مختلف حس تبعیض و اثر تورمی کمتری بر دهکهای درآمدی پایینتر خواهد داشت.
۷. بازگشت به سنگرِ علم و تخصص
پاشنه آشیلِ ما، حذفِ متخصصان به بهانه گزینشهایِ ناعادلانه بوده است. برای بازسازی ایران، به فراخوانِ تمامِ وطندوستانِ متخصص نیاز داریم. بازگشتِ علم به جایگاهِ اصلیاش و نبضِ تپنده دانشگاه، همان چیزی است که میتواند چشماندازِ آینده را روشن کند. ایران را متخصصانش میسازند، نه همفکرانِ بیتخصص.
۸. حکمرانیِ واقعگرا؛ شجاعت در برابرِ درون
حاکمیتی که شجاعانه در برابر دشمن بیرونی میایستد، نباید نسبتش با مردمِ خودش «ترس و سرکوب» باشد. حکمرانیِ واقعگرا یعنی پیوند زدنِ روایتهایِ مذهبی، ملی و مدرن حولِ محورِ «بقایِ وطن». ما نیازمندِ آشتی با مردمی هستیم که ثابت کردهاند پایِ این نقشه ایستادهاند.
❤️🩹ایرانِ فردا، ثمرهیِ تصمیمهایِ امروزِ ماست. تابآوری، خریدنی نیست؛ ساختنی است.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
این فایل ترجمۀ گفتگوی دارون عجماوغلو با مایکل سندل است دربارۀ بحرانهای معاصر دموکراسی در سایۀ قدرت بازار و ظهور هوش مصنوعی. گفتگو حول دو کتاب سندل؛ «استبداد شایستگی» و «آنچه با پول نمیتوان خرید» است. آنها با نقد مفهوم شایستهسالاری، استدلال میکنند که سلسلهمراتب منزلتی، کرامت کار و انسجام اجتماعی را از بین برده است، و باید با تأکید بر عدالت مشارکتی مانع از آن شد که منزلت اجتماعی تنها براساس بازدهی اقتصادی تعیین شود.
بخش مهمی از بحث به تقابل میان آزادیهای فردی و پیوندهای اجتماعی و لزوم احیای گفتمان اخلاقی در فضای عمومی میپردازد. آنها هشدار میدهند که مسیر فناوری و اقتصاد نباید صرفاً توسط نخبگان تعیین شود، بلکه باید با ارادۀ جمعی شهروندان و در جهت خیر عمومی بازطراحی شود و این مستلزم گفتوگوی فعال شهروندان دربارۀ پرسشهای بنیادین است. چنین گفتوگویی تنها زمانی ممکن است که احساس کنیم زندگی مشترکی داریم؛ چیزی که نابرابری آنرا فرسوده است.
این گفتگو تلاشی است برای یافتن راهی برای نجات حیات مدنی و فضیلتهای جمعی پیش از آنکه نابرابری و اتوماسیون بنیانهای دموکراسی را بهطور کامل ویران کنند.
@Omidi_Reza
سیاستِ گزینشیِ همبستگی: چرا صدای فمینیسم غربی در برابر جنگ خاموش است؟
۱۹ اردیبهشت
🖊سمیه توحیدلو
✊ دکتر سحر مرانلو هفته گذشته مقالهای را در الجزیره منتشر کرده که برگردان آن در اخبار روز منتشر شده است. فایل ترجمه این مقاله را در فرسته بعدی قرار خواهم داد. مرانلو پرسشی بنیادین و تکاندهنده را پیش روی وجدان بیدار جامعه جهانی و بهویژه جریانهای فمینیستی غربی قرار میدهد: «چرا شبکههای حمایتی که در سال ۲۰۲۲ با تمام قوا پشت اعتراضات زنان ایران ایستادند، امروز در برابر کشتار همان زنان و دختران در شعلههای جنگ سکوت کردهاند؟».
✊ نقطه عزیمت مرانلو، فاجعه هولناک حمله موشکی به مدرسه دخترانه در «میناب» است؛ جایی که بیش از ۱۶۵ کودک، عمدتاً دختران خردسال، در کلاسهای درس خود زیر آوار مدفون شدند. او با ظرافتی دردناک اشاره میکند که این کودکان نه بر اثر تصادف، بلکه هدف خشونت عریانی قرار گرفتند که آیندهشان را در میان نیمکتها و کتابهایشان دفن کرد. با این حال، این کشتار برخلاف اعتراضات علیه حجاب اجباری، خشم جهانی فمینیستی را برنینگیخت.
مرانلو استدلال میکند که این تضاد، تصادفی نیست؛ بلکه نشاندهنده یک «منطق استعماری» در توزیع توجه فمینیستی است. از نظر او، بدن زن ایرانی تنها زمانی برای غرب «خوانشپذیر» و شایسته همبستگی است که در قابِ آشنایِ «رهایی از پدرسالاری دینی» بگنجد. به عبارت دیگر، فمینیسم غربی زمانی بسیج میشود که خشونت را بتوان به «سنت عقبمانده» یا «سرکوب مذهبی» نسبت داد. اما وقتی پای خشونت امپریالیستی و قدرتهای مورد حمایت غرب به میان میآید، این توجه به شکلی الگووار عقبنشینی میکند.
✊نویسنده این سکوت را «تولیدشده» و آمیخته به مصلحتسنجیهای نهادی و سیاسی میداند. بسیاری این خاموشی را با این بهانه توجیه میکنند که مخالفت با جنگ ممکن است به سودِ حکومتِ مستقر تمام شود. مرانلو این استدلال را یک «طفرهروی سیاسی» مینامد و تأکید میکند که وظیفه یک فمینیسم اصولی، ایستادگی همزمان در برابر «خشونت امپریالیستی» و «حاکمیت اقتدارگرا» است.
✊در نهایت، مرانلو هشدار میدهد که اگر فمینیسم نتواند با همان صراحتی که علیه قوانین پوشش سخن میگوید، علیه کشتن دختران در کلاس درس نیز موضع بگیرد، ادعای جهانشمولیاش از هم فرو خواهد پاشید. او یادآوری میکند که جنگ هرگز بیطرف نیست و زنان و کودکان نه قربانیانِ اتفاقی، بلکه اهداف اصلی آن برای پاک کردن یک نسل هستند. این یادداشت، فراخوانی است برای دیدنِ رنجهایی که در سلسلهمراتبِ دیدهشدن، به عمد نادیده گرفته میشوند؛ رنجِ مادری که شبها کنار گورِ دخترش در میناب بیدار میماند، در حالی که جهان نگاهش را از او دزدیده است.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidlo
جنگ و مقاومت در خاورمیانه
۱۵ اردیبهشت
🖊سمیه توحیدلو
🌐 دیروز با تلاش بسیار در یک نشست بینالمللی شرکت کردم. نشست انجمن بینالمللی جامعهشناسی بود درباره اوضاع خاورمیانه و سخنرانانش به جز رییس انجمن، یک نفر از فلطسبن و یکی از لبنان و دیگری از ایران بود. مخاطبین از سرتا سر کره خاکی حضور داشتند. در ابتدا مخاطبین خودشان را در چت معرفی میکردند. یکی یکی اسمها را نگاه کردم. کسی از ایران نبود و سخنرانی که از ایران حاضر بود نیز ساکن کانادا بود. میدانستم که دوستان و همکارانم در انجمن علاقمند به حضور در این نشستهای بین فرهنگی هستند و افسوس خوردم از خودمان که برخلاف آن دو نماینده دیگر، بخاطر محدودیتهایی که دولتمردانمان برما تحمیل کردهاند؛ نمیتوانیم صدایی از داخل ایران باشیم.
جفری پلیر رییس انجمن بینالمللی جامعهشناسی در مقام مدیر نشست تأکید کرد که روایتهای خاورمیانه، نه حاشیهای بر امنیت، بلکه هسته مرکزی درک جهان امروزند. این وبینار نشان داد که در بافتهای بحرانی، جامعهشناسی دیگر یک ناظرِ جداافتاده نیست، بلکه دانشی است که در تلاقی «بقا» و «نقد» متولد میشود و وظیفهاش شهادت دادن بر پیوندهای نامرئی قدرت است.
🌐 عبیر مصلح؛ نقدِ «مرئیشدنِ مشروط» و رژیمهای بازنمایی
عبیر مصلح با نگاهی تند و ساختاری، آکادمی جهانی را به چالش کشید. او معتقد است جوامعی چون فلسطین تنها زمانی در چرخههای دانش مرئی میشوند که «تروما» یا «گسستی» رخ داده باشد. او این وضعیت را «رژیم بازنمایی مشروط به جراحت» نامید؛ جایی که جهان تنها سوژه «آسیبدیده» یا «مقاوم» را به رسمیت میشناسد و حیات فکری و تداومِ زندگی را در سایه قرار میدهد. از نظر او، تولید دانش درباره جنگ خود به ابزاری برای سرکوب تبدیل شده است، مگر آنکه بتواند از «رویداد» فراتر رفته و «فرآیندهای» استعماری را هدف قرار دهد. عبیر ابتدا با سه تصویر از فلسطین و غزه صحبتهایش را آغاز کرد. تصاویری که خود روایتگری میکردند.
🌐 ریما ماجد؛ سلسلهمراتبِ دیده شدن و انقباضِ فضای نقد
ریما ماجد از قلب بیروت، از تجربه تدریس جامعهشناسی زیر بمباران سخن گفت. او استدلال کرد که جنگ تنها ساختمانها را ویران نمیکند، بلکه «ادراک» و «اولویتها» را بازچینی میکند. در منطق جنگ، «بقا» جایگزین «نقد» میشود و ضرورتهای فوری مثل امنیت و سرپناه، پرسشهای عدالتخواهانه و تحولخواه را به حاشیه میرانند. ریما با نقد واژگان دیپلماتیک همچون «تنشزدایی»، نشان داد که چگونه این مفاهیم در عمل، پوششی برای استمرار تخریب زیرساختهای زندگی و آموزش در لبنان و منطقه شدهاند.
ریما به راحتی از تجاوز حرف میزد. درباره مقاومت و حزبالله حرف زد و اینکه چطور اسرائیل در سوریه بدون حزبالله رفتار کرده است. تلاش میکرد پرسشهای عمومی شکلگرفته را از پیش پاسخ گوید. تصویر کاریکاتور «حنظله» در پشت سرش و خطاطی واژه عربی «حریه» روی دیوار المانهای تصویری ریما بودند از روایت تجاوز.
🌐 نازنین شاهرکنی؛ پارادوکسِ حضور و انزوای معرفتشناختی در ایران
نازنین شاهرکنی با کالبدشکافی وضعیت ایران، از «پارادوکسِ جامعهشناسی» سخن گفت؛ رشتهای که برای دولت جهت فهم جامعه «ضروری» اما به دلیل ماهیتِ افشاگرش همواره «مورد سوءظن» است. او تأکید کرد که غیبت همکارانش از داخل ایران، محصولِ یک «اقتصاد سیاسیِ دانش» و ترکیبی از سرکوب داخلی و انزوای بینالمللی ناشی از تحریم است. شاهرکنی با اشاره به الگوی تاریخیِ فشار بر دانشگاه و قطعِ زیرساختهای ارتباطی، وضعیت ایران را یک «حاشیهنشینی معرفتشناختی» نامید که در آن تحریم و جنگ، حتی امکانِ فیزیکیِ پیوند با جهان را از محقق ایرانی سلب کرده است. او مقاومت را در تداومِ «اندیشیدن تحت فشار» و گامهای کوچکِ یاریگری تعریف کرد. او به امیدواری مردمان ایران و تلاشهای انجمن جامعهشناسی و اتحادیه انجمنها اشاره کرد.
نازنین به خوبی تصویری از ایران داد، اما دوری او از ایران اجازه نداد که تصویرگر تجاوزی شود که به ایران شده است؛ چنانکه دو سخنران پیشین اشاره کردند. او نتوانست جز یک اشاره گذرا به جنگ، تصویر دیگری از وضعیت این منطقه ارائه دهد.
🌐این نشست با دعوت به یک «تخیل جامعهشناختی جدید» به پایان رسید. پیامی که از میان سخنان هر سه سخنران طنینانداز شد، ضرورت گذار از «مقایسه موارد مطالعاتی» به سمت «ردیابیِ روابط» بود. جامعهشناسی در دوران پرآشوب، وظیفه دارد نشان دهد که رنج و مقاومت در تهران، بیروت و غزه، نه حوادثی مجزا، بلکه مسیرهای بههمپیوستهای در دل یک مدارِ جهانی از قدرت و خشونت هستند. در نهایت، تعامل با این جغرافیاها نه فقط یک اقدام از روی همبستگی، بلکه ضرورتی برای نوسازیِ نظریِ خودِ علمِ جامعهشناسی است.
#روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo