تنها در عشق و در ترس از مرگ است که انسان نسبت به خود هوشیاری کامل پیدا می کند.
فرانتس کافکا
#گفتگو_با_کافکا
گوستاو یانوش
@rahi_be_rahaei
آنچنان سوخته این خاک بَلاکِش که دگر
انتظار مددی از کَرَم باران نیست..
#هوشنگ_ابتهاج
@rahi_be_rahaei
«پی برد به اینکه انسانها با وجود محبتی که ممکن است به هم داشته باشند، تا چه پایه از هم دورند. پی برد به اینکه، اگر کسی رنج ببرد، رنجش مال خودش است، هیچ کس نمیتواند بار آن را ولو اندک از دل او بردارد.»
#دینو_بوتزاتی
#بیابان_تاتارها
@rahi_be_rahaei
https://www.instagram.com/reel/Dew4AzVM1Wm/?mdxt=cWNnb21ybDZucHFh
Читать полностью…
🔺نگاهی در سکوت..
به قلم: #قربان_ولیئی
گوینده: #سعید_الیف
@rahi_be_rahaei
زوربای یونانی(۱۹۶۴) ساخته مایکل کاکویانیس
برگرفته از رمانی به همین نام نگاشته نیکوس کازانتزاکیس
دل جنون میخواهد و آداب میباید مرا
#بیدل_دهلوی
@rahi_be_rahaei
هر روز بیشتر به این واقعیت پی میبرم که زندگی را نمی توان تحمل کرد مگر دیوانگی چاشنی آن باشد.
#نیچه /نامه ها
|ساعت برگسونی |
عقربهها زمان را اندازه میگیرند، اما آنچه در ژرفای آگاهی ما میگذرد، با هیچ عددی سنجیدنی نیست.
شاید باید اعداد را پاک کرد تا زمان را نه با ساعت، بلکه با زندگی تجربه کنیم.
#برگسون #ساعت #زمان
@rahi_be_rahaei
🔰اگر امروز تازه پدر شده بودم نمی ذاشتم فرزندانم به شبکه های اجتماعی نزدیک شوند
#گابور_مته
@rahi_be_rahaei
هیچ قلبی نزد او مردود نیست
زانکه قصدش از خریدن سود نیست
#مولانا
@rahi_be_rahaei
نگاهی به تاریخ ایران
به کوشش دکتر تورج دریایی
قسمت سوم
@rahi_be_rahaei
🔺بلی
#غزل_مولانا
گوینده: #سعید_الیف
@rahi_be_rahaei
بهترین تعریف از مرگ...
🎬 The White Lotus 2021
@rahi_be_rahaei
«فریب شعر»
ساختهٔ علی مصفّا، ۱۳۷۷.
با یاد استاد سیّد کریم امیری فیروزکوهی
تاجالملوک درگاهی
دکتر امیربانو کریمی
دکتر مهدی حمیدی شیرازی
@rahi_be_rahaei
مرا به خاطره ها تبعید کردند،
در خاطره ها زندگی خواهم کرد،
دنبالم بگردید، اگر مرا از دست دادید،
در برهوت تاریخ،
زندگی همانند یک بیماری است،
و در حالی که به این بیماری دچار هستم خواهم مرد،
خواهم رفت، از این برهوت خواهم رفت،
جایی که مرگ مرا به دست فراموشی می سپارد،
و هم سنگرانم را با خود خواهم برد،
برای آن که بیابانم را پر جمعیت کنم،
زمانی که مرا مرده پنداشتید،
در دستان شما خواهم لرزید.
#میگل_د_اونامونو
@rahi_be_rahaei
هرچه ادبیات نباشد حوصلهام را سر میبرد و از آن متنفرم، چون مرا ناراحت میکند یا بازم میدارد، حتی اگر فکرش را بکنم که چنین میکند. برای زندگی خانوادگی هیچ استعدادی ندارم، جز آن که میتوانم ناظر باشم. هیچگونه احساس خانوادگی ندارم و آمدن مهمانها تقریباً این احساس را به من میدهد که موذیانه مورد حمله قرار گرفتهام.
@rahi_be_rahaei
#یادداشت_ها
#فرانتس_کافکا
ای آزادی که بس دلانگیز تویی
با اسم بهار اصل پاییز تویی
زیر و بالا پر از دروغ است جهان
از جمله دروغها یکی نیز تویی
استاد #مظاهر_مصفا
@rahi_be_rahaei
خوشا رفیق که پیشش نقاب برداری
عیان کنی که چه اندیشهها به سر داری
خوشا رفیق که در خانهاش خراب شوی
شبی که هیچ نداری و چشم تر داری
که بیدریغ قبولت کند چه خوب و چه بد
اگر فضاحت و ننگ و اگر هنر داری
تو را عجیب نداند، بفهمدت تا کُنه
گمان کنی که ز خود نسخهای دگر داری
خیال پشت خیال تو پر دهد تا صبح
اگر نیاز به تکثیر بال و پر داری
دلت نلرزد و سودا کنی، نپرهیزی
چنین که ضامن خوشنام و معتبر داری
رفیق و پشت و پناه و محافظ و کس و کار
تبار و طایفه و مادر و پدر داری
به اکتشاف جهان میروی سفر خوش باد
که همسفر چو خودت طالب خطر داری
#سمانه_کهربائیان
@rahi_be_rahaei
🔺بی جنون مباش...
جمله از: #نیچه
بیت از: #بیدل_دهلوی
گوینده: #سعید_الیف
@rahi_be_rahaei
فیلم سینمایی:
◾️ایرما خوشگله
کارگردان بیلی وایلدر
بازیگران جک لمون ، شرلی مک لین ، بروس یارنل ، لو جاکوبی
ایرما، فاحشهای در یكی از محلههای فقیر پاریس است. نستور پاتو كه افسر پلیس است، برای اجرای قانون به كازانووا می آید اما به دلیل بدشانسی از كار اخراج میشود. آشنایی نستور با ایرما، مسیر جدیدی را در زندگی هر دوی آنها میگشاید
دوبله فارسی
@rahi_be_rahaei
@rahi_be_rahaei
در این ویدئو توضیح داده میشود که: افرادی که خشم سالم خود را سرکوب میکنند، از نظر زیستی در حال سرکوب کردن سیستم ایمنی خود نیز هستند.
اگر بفهمیم بدن و روان یک سیستم واحد هستند و بپرسیم "چرا؟"، باید ببینیم نقش خشم سالم چیست و نقش سیستم ایمنی چیست. هر دو نقش «حفاظت از مرزها» را بر عهده دارند؛ یعنی اجازه میدهند آنچه مفید است وارد شود و آنچه سمی و خطرناک است، بیرون نگه داشته شود.
وقتی احساسات را سرکوب میکنی، در واقع در عملکرد سیستم ایمنی نیز دخالت میکنی؛ چرا که همه چیز به هم پیوسته است و این از نظر فیزیولوژیک یک واقعیت است.
حالا، چه کسی در این فرهنگ طوری برنامهریزی شده که همیشه مراقب نیازهای عاطفی دیگران باشد، همیشه خوب و مؤدب باشد، خشم سالم خود را نشان ندهد و مسئول احساسات دیگران باشد؟ اغلب زنان هستند. البته، این مسئله جنسیتی نیست، بلکه یک مسئله فرهنگی است.
#گابور_مته
@rahi_be_rahaei
نگاهی به تاریخ ایران
به کوشش دکتر تورج دریایی
قسمت چهارم
@rahi_be_rahaei
🎥وقتی فکر با یک واقعیت اشتباه گرفته میشود
#پیتر_فوناگی
@rahi_be_rahaei
#مرلین_مونرو
چهره بعضی زن ها حتی تا میان سالی، لبریز از کودکی باقی می ماند؛ شاید کودکی ابدی آن هاست که عشق ما را ثابت نگه می دارد و از زمان جدا می کند...
@rahi_be_rahaei
📕 #برهوت_عشق
✍🏻 #فرانسوا_موریاک
آنچه زبان بر ما مینویسد
ما با زبان حرف میزنیم، اما پیش از آن در زبان میاندیشیم. خود را هم از همین راه میشناسیم، و گاهی همین زبان است که ما را از خودمان دور میکند.
بیش از آنچه میدانیم میگوییم. کلمهای که بیموقع از دهان میپرد، سکوتی که از اندازه درمیگذرد، نامی که به خطا بر زبان میآید، گاه چیزی را نشان میدهد که خود هنوز ندیدهایم. در هر سخن دو صدا هست: آنچه میخواستیم بگوییم و آنچه خودش گفته شد.
پیش از آنکه لب بگشاییم، درباره ما سخن گفتهاند. پیش از آنکه خود را نام بگذاریم، نام گرفته بودیم. بچهای که بارها بشنود «تو بیعرضهای»، سالها بعد دیگر یادش نیست این جمله را نخستین بار از که شنید. شاید گوینده مرده باشد یا از زندگیاش رفته باشد؛ ولی جمله مانده است، چون سنگی که در ته چاه نشسته باشد. و بعد از هر شکستی، همان بچه، که حالا بزرگ شده، آن را با صدای خودش به خودش میگوید.
تن هم چنین است. تن پیش از هر نامی میتپد و درد میکشد و لذت میبرد. اما آنچه در آینه میبینیم فقط تن نیست، نگاهی هم هست که به ما آموختهاند. آنکه از بینیاش شرم دارد، شاید هرگز بینیاش را درست ندیده باشد. شاید فقط خنده ی پسرعمویی در یادش مانده باشد که سر سفره گفت: «این چیه؟»
زبان بر اندامی تاج مینهد و بر اندامی دیگر داغ میزند، و ما سالها بعد آن داغ را به حساب تن خود میگذاریم
واقعه یکی است و معنایش یکی نیست «شکست خوردم» خبری است از یک اتفاق، «من "شکستخوردهام"» حکمی است درباره ی یک آدم.
بعضی عمری را در حکم به سر میبرند و گمان میکنند در واقعیت زندگی میکنند.
ناخودآگاه نیز گاه همینجا سر برمیآورد: در جملهای که بیاختیار تکرار میشود، در نامی که جای دیگری مینشیند، در سخنی که نیمهکاره میماند. با اینهمه هر لغزشی رازی نیست و هر خاموشی اعترافی. شنیدنِ درست شتاب نمیپذیرد.
میگویند زنی در اتاق درمان از شبی سخن میگفت که سالها زبانش را بسته بود: شبی که در خانهشان را کوفتند و چکمهپوشانِ شب درآمدند. هر بار به همینجا که میرسید، صدایش میشکست و جمله نیمه میماند. آن روز درمانگر نه چیزی پرسید و نه تفسیری کرد، فقط دستش را آرام بر دست زن نهاد. زن بعدها گفت درد کم نشد و خاطره همان بود که بود. اما از آن پس، هرگاه آن شب به یادش میآمد، گرمای آن دست هم با آن میآمد. گذشته دگرگون نشده بود، فقط دیگر تنها نبود.
شاید نخستین کار این باشد که بپرسیم: این صدایی که در سرم فرمان میراند، از کدام دهان آمده است؟ سخنی است که خودم بدان رسیدهام یا ملامتی که از دست دیگری به ارث بردهام؟ پرسیدن مرهم زخم نیست فقط گاهی قفلی را میگشاید که سالها زنگ زده و بسته مانده بود
ما با واژههایی بزرگ شدهایم که دیگران بر قامتمان دوختهاند اما جامهای که بر تن کودک دوختهاند لازم نیست تا پیری بر تن بماند....
@rahi_be_rahaei
ز خرده گیری روز حساب آزادم
ورق سیاه چنان كرده ام كه نتوان خواند!
#طالب_آملی
@rahi_be_rahaei
بگذار همه چیز برایِ تو اتفاق بیفتد،
زیباییها و وحشتها...
فقط به راهت ادامه بده،
هیچ احساسی قطعی نیست...
@rahi_be_rahaei
"#راینر_ماریا_ریلکه"Читать полностью…
نگاهی به تاریخ ایران
به کوشش دکتر تورج دریایی
قسمت دوم
@rahi_be_rahaei
دانی حیات کُشتۀ شمشیر عشق چیست؟
سیبی گَزیدن از رخِ چون بوستان دوست
#سعدی
@rahi_be_rahaei