9375
✔آیدی مشاوره و تبلیغات @rrborhani
حواستان به رابطههای خواهر و برادری باشد؛
بعضی پیوندها وقتی از دست میروند،
تازه میفهمیم
چه کسانی از نبودنشان سود بردهاند
و چه چیزهایی را دیگر نمیتوان
به روز اول برگرداند.
💥@rraavvaann
🔹هر “بله” گفتن، یک “نه” پنهان هم در خودش داره.
وقتی به یک پروژه جدید بله میگی، ممکنه زمان کمتری برای پروژه فعلی داشته باشی.
وقتی مسئولیت بیشتری قبول میکنی، ممکنه بخشی از زمان استراحتت رو از دست بدی.
وقتی برای یک هدف مالی بیشتر کار میکنی، شاید زمان کمتری برای هدفهای دیگه باقی بمونه.
ما معمولاً چیزی رو که به دست میآریم واضح میبینیم، اما هزینههایی رو که در مقابلش پرداخت میکنیم کمتر بررسی میکنیم.
به همین دلیل، ارزش یک انتخاب فقط به مزایای مستقیمش بستگی نداره.
قبل از قبول کردن یک فرصت، بپرس برای انجام دادنش باید از چه چیزی صرفنظر کنم؟
💥@rraavvaann
چای، قبل از اینکه نوشیدنی باشد، یک اتفاق است.
اتفاقی که آرام میافتد، مینشیند، دم میکشد و عجله ندارد.
ایران قبل از چای، قهوهخور بود. قهوهخانه داشت، قهوهچی داشت، قصهگو داشت.
قهوه تلخ بود، تند بود، زود بالا میآمد و زود هم تمام میشد.
امّا چای، ماندگار است؛ مثل درد، مثل حرف نگفته.
میگویند چای از چین راه افتاد، از جادهی ابریشم گذشت، در روسیه جا خوش کرد و بعد، یواشیواش، با سماورهای روسی، رسید به ایران.
اولش اشراف مینوشیدند ، دربار مینوشید، آنهم نه از سر علاقه، از سر مد.
بعد که راهش باز شد، افتاد توی دست مردم.
مردم هم بلدند هر چیزی را مال خودشان کنند.
چای شد نوشیدنیِ صبح، عصر، شب، غم، شادی، خواستگاری، ختم، قهر، آشتی.
کاشفالسلطنه را که یادت هست؛ مردی که جانش را گذاشت وسط تا چای را از انحصار واردات دربیاورد.
در هند، با لباس کارگر، یاد گرفت چطور چای بکارند. برگشت، شمال را کاشت،
رشت و لاهیجان را. و از آنجا به بعد، چای دیگر مهمان نبود؛ اهل خانه شد.
در ایران، چای فقط نوشیده نمیشود؛ برگزار میشود. سماور که روشن میشود، یعنی هنوز زندگی جریان دارد.
استکان کمر باریک یعنی «بنشین، عجله نکن». قند را دندانگیر کردن یعنی تلخی دنیا را باید کمکم خنثی کرد، نه حلش کرد. آداب دارد.
چای اول مال بزرگتر است. چای داغ یعنی احترام. چای کمرنگ یعنی یا حال نداری، یا دل ندادهای. چای پررنگ یعنی حرف هست، درد هست، شب طولانی است.
در مراسم، چای همیشه جلوتر از حرف میآید. در ختم، قبل از تسلیت، چای میدهند.
در خواستگاری، قبل از جواب، چای میچرخد. حتی وقتی قرار است «نه» بگویی، اول چای مینوشانی. چای، حائلِ خشونتِ کلمات است. و عجیب اینکه هیچوقت تنها نوشیده نمیشود.
حتی اگر تنها باشی، باز یک استکان اضافه کنار دستت هست؛
برای کسی که نیامده، برای خاطرهای که مانده، برای خودت، وقتی هنوز خودت را دوست داشتی.
چای در ایران، نوشیدنیِ آدمهای صبور است آدمهایی که میدانند
بعضی چیزها نه حل میشوند، نه فراموش؛ فقط باید دم بکشند.
و شاید به همین خاطر است که هر وقت حرف از درد میشود، یکی میگوید: «یه چای بریزم؟» چون ما بلد شدیم زندگی را جرعهجرعه تحمل کنیم.
💥@rraavvaann
هرکسی
به یه
“فداسرت،
باهم
درستش
میکنیم”
برای
وقتایی
که
دیگه
زورش
به زندگی
نمیرسه،
احتیاج داره.
پس
خواستم
بگم
فدای سرت
رفیق 🫂
💥@rraavvaann
جدا
از
ازدواج
با یک
فرد خوب،
دقت کنید
با یک
خانواده ی
خوب
وصلت
کنید!
وگرنه
آسیب
می بینید
دیر و
زود
داره
سوخت و
سوز
نداره
💥@rraavvaann
ایا بچهها به پدر و مادرشان بدهکارند؟
یا فقط در برابرشان مسئولاند؟
شاید فرزند نباید زندگیاش را
فدای والدین کند؛
اما نباید هم روزی که به او نیاز دارند،
رهایشان کند.
شما کدام را قبول دارید؟
💥@rraavvaann
روز جهانی دختر مبارک
مبارک تک تک دخترخانوم های دیروز و امروز
💥@rraavvaann
دقت کنین:
ما نمیتونیم خانوادهای که توش به دنیا
میایم رو انتخاب کنیم.
نمیتونیم همیشه جلوی آسیبهایی که ازشون میبینیم رو بگیریم.
اما میتونیم یکجایی تصمیم بگیریم که این آسیب، از ما به نفر بعدی منتقل نشه.
💥@rraavvaann
این تصویر، نمادی از یک رابطه ایدهآل است.
که در آن عشق نه تنها در کلام، بلکه در سکوت و آرامشی عمیق تجلی مییابد.
توازن میان استقلال و صمیمیت، ویژگی بارز این تصویر است. دو فرد در حالی که غرق در دنیای کتابهای خود هستند، با لمس سادهی دست، پیوند عاطفیشان را حفظ کردهاند.
این تصویر، نشان میدهد که میتوان در کنار معشوق، فضای شخصی خود را داشت و در عین حال، صمیمیتی عمیق را تجربه کرد.
متعالیترین شکل عشق، رابطهای است مبتنی بر عشق، رفاقت، امنیت و رشد متقابل. جایی که دو انسان مستقل، آگاهانه انتخاب کردهاند مسیر زندگی خود را با هم شریک شوند و در کنار هم، آرامشی بیدغدغه و صادقانه را تجربه کنند. رابطهای که در آن، هر لحظه نیازی به کلمات ندارد و حضور دیگری، به تنهایی، منشأ آرامش و خوشبختی است.
💥@rraavvaann
.💖از دوران کودکی هر زمان که حال و حوصله مهمونی رفتن رو نداشتم،
با تاکید و یاد اوری بزرگترا از تاثیر صله رحم بر افزایش طول عمر و داشتن روحیه شاد، حوصله بر باد رفته باید به سرجاش بر میگشت...
وقتی به اون روزای قشنگ فکر می کنم، دلم شدیدا منقبض میشه،
روزای قشنگی که با هم بودنمون استرس رو از قلبمامون دور و ذهن مون رو
آروم می کرد،
دور همی هایی که باعث میشد تا لب مون خندون و دلمون شاد بشه...
روزایی که دستان باز عزیزان جای امن ما بود و آغوش ما جای امن اونا....
دوباره روزهای روشن و شاد می آید
روزهایی که در هر کوی و برزن عطر شور و شوق پراکنده ،
و تمام دورهمی ها بوی زندگی
خواهد داد...
روزهایی که با یادآوری تلخی این روزها، که فشار اقتصادی و اجتماعی همه ی ما را به نوعی درگیر و بی حوصله کرده
مطمئنا روزهای روشن در انتظار ماست و صله ی رحم زیباتر و شادی بخش تر از هر زمان خواهد شد ....
و آغوش ها گرمتر از هر زمانی برای در آغوش کشیدن هم باز خواهد شد.
💥@rraavvaann
یک جایی از زندگی، به سنی میرسی که پدر و مادرت در خاطرات کودکیات، همان سن را داشتند.
و ناگهان متوجه میشوی که هنوز هم خودت را یک «آدم بزرگِ کامل» احساس نمیکنی؛
هنوز گاهی میترسی،
اشتباه میکنی،
سردرگم میشوی
و در حال یاد گرفتنِ زندگی هستی.
و شاید همانجا برای اولین بار بفهمی:
پدر و مادرت هم همیشه آن آدمهای همهچیزدان و بیاشتباهِ ذهنِ کودکیات نبودند.
آنها هم زمانی دو آدم جوان بودند؛
با ترسها، زخمها، آرزوها و ندانستنهای خودشان؛
آدمهایی که همزمان با بزرگ کردن فرزندشان، داشتند تلاش میکردند زندگی را بفهمند و از پسِ آن بربیایند.
این فهمیدن، نه همهچیز را توجیه میکند و نه همهی رنجها را از بین میبرد.
اما گاهی کمک میکند آدمها را انسانیتر ببینیم؛
نه فقط در نقشِ «پدر» و «مادر»،
بلکه بهعنوان انسانهایی که آنها هم با محدودیتها و داستانهای خودشان زندگی کردهاند.
شاید بخشی از بزرگ شدن همین باشد؛
اینکه کمکم بفهمیم والدینمان فقط والدین ما نبودند؛
آنها هم آدمهایی بودند که برای اولین بار داشتند زندگی میکردند. 🌱
💥@rraavvaann
وقتی مادرت از شادی برای تو میرقصد،
💕خجالت نکش… کنارش برقص. 💕
گاهی مادری در جشن موفقیت فرزندش،
میان نگاه دیگران از جا بلند میشود،
دست میزند، میخندد
و بیاختیار میرقصد…
و شاید فرزند جوانش از نگاه اطرافیان خجالت بکشد و آرام بگوید:
«مامان… بشین! همه دارن نگاه میکنن…»
🧠اما همان لحظه، کمی مکث کن…
آن زن برای خودش نمیرقصد؛
برای تو میرقصد.
برای روزهایی که نگران تو بود،
برای شبهایی که بیصدا برایت دعا کرد،
برای زمینخوردنها و دوباره برخاستنهایت،
و برای لحظهای که بالاخره میبیند فرزندش به جایی رسیده که آرزویش را داشته است.
پس اگر روزی مادرت از شادی موفقیتت برخاست و رقصید،
نگران نگاه مردم نباش…
برخیز، دستش را بگیر و کنارش برقص.
شاید سالها بعد،
تمام آن آدمهایی که نگاه میکردند
را به یاد نیاوری؛
اما دلت برای همان چند دقیقهای تنگ شود
که مادرت آنقدر از داشتن تو خوشحال بود
که شادیاش در دلش جا نشد…
💖بگذار شادیِ مادر، بیخجالت دیده شود؛
بعضی رقصها، رقص پاها نیستند…
رقصِ قلبیاند که به آرزویش رسیده است😭
💥@rraavvaann
این خودش را نشان میدهد:
در انتقادهای مداوم،
در اینکه هیچ کنجکاوی و علاقهای برای شناختنِ اینکه فرزندشان واقعاً چه کسی است ندارند،
در چشمغرهها، طعنهها و کنایهها؛
چه ظریف و پنهان، چه کاملاً آشکار،
در اینکه چقدر راحت بدترین برداشت ممکن
را از فرزندشان دارند،
در ناراحتی و مقاومتی که وقتی فرزندشان نظر، نیاز، علایق یا مرزهای متفاوتی دارد نشان میدهند،
و گاهی حتی در اینکه با فرزندان دیگر بهتر از فرزند خودشان رفتار میکنند.
ما اغلب دوست نداریم چنین حقیقتی را با صدای بلند بیان کنیم؛
اما لازم است گفته شود، چون این تجربه، واقعیت زندگی بسیاری از فرزندان بزرگسالِ والدین نابالغ هیجانی است. 💔
💥@rraavvaann
🔹یک اشتباه کوچک میتواند ثروتت را سالها عقب بیندازد.
لازم نیست یک تصمیم فاجعهبار بگیری.
گاهی کافی است هر ماه کمی بیشتر از درآمدت خرج کنی.
کمی بدهی بیشتر.
کمی خرید بیشتر.
کمی پسانداز کمتر.
هرکدام بهتنهایی مهم نیست.
اما وقتی پنج سال تکرار شوند،
نتیجهشان دیگر کمی نیست.
آینده معمولاً با اشتباهات بزرگ خراب نمیشود،با اشتباهات کوچکی خراب میشود که زیادی تکرار شدهاند.
💥@rraavvaann
ما فقط با یک بدن زندگی نمیکنیم؛
با ریتم بدنمان زندگی میکنیم.
وقتی درباره هورمونها حرف میزنیم، معمولاً ذهنمان میرود سمت عددها و آزمایشها؛
اما هورمونها فقط «مقدار» نیستند، زمان و الگوی تغییرشان هم مهم است.
در بدن مرد، تستوسترون در طول شبانهروز نوسان دارد و این نوسان روزانه میتواند با ریتم خواب و بیداری، انرژی و برخی جنبههای عملکرد جنسی و جسمی ارتباط داشته باشد.
در بدن زن، ماجرا پیچیدهتر است.
استروژن، پروژسترون، LH و FSH در طول چرخهی قاعدگی تغییر میکنند و در یک چرخهی معمول حدوداً ۲۸ روزه، الگوهای متفاوتی را شکل میدهند؛ البته چرخهی واقعی همهی زنان دقیقاً ۲۸ روزه نیست و میتواند متفاوت باشد.
یعنی بدن زن و مرد الزاماً با یک ساعت زیستی واحد کار نمیکنند.
و اینجاست که یک سوءتفاهم مهم شکل میگیرد:
گاهی از بدنمان انتظار داریم هر روز دقیقاً مثل روز قبل کار کند.
همان میزان انرژی،
همان تمرکز،
همان میل جنسی،
همان تحمل فشار،
همان کیفیت خواب
و همان ظرفیت عاطفی.
درحالیکه بدن انسان یک ماشین با خروجی ثابت نیست.
بدن، یک سیستم زنده است؛
سیستمی که دائماً با خواب، استرس، تغذیه، سن، فعالیت بدنی، وضعیت روانی و تغییرات هورمونی در حال تنظیم خودش است.
البته این به آن معنا نیست که هر تغییر خلق یا خستگی را باید به هورمونها نسبت بدهیم.
روان و بدن از هم جدا نیستند و بسیاری از عوامل جسمی، روانی و محیطی همزمان روی تجربهی ما اثر میگذارند.
شاید یکی از شکلهای عمیقتر مراقبت از خود این باشد که به جای جنگیدن با بدن، ریتمش را بشناسیم.
بدانیم چه زمانی بدنمان انرژی بیشتری دارد،
چه زمانی نیاز بیشتری به استراحت دارد،
چه زمانی حساستر میشود
و چه زمانی بهتر است از خودمان انتظار کمتری داشته باشیم.
بلوغ فقط شناختن بدن نیست؛
یاد گرفتنِ شنیدن بدن است.
بدنی که هر روز دقیقاً شبیه دیروز نیست،
لزومی ندارد «بد» کار کند؛
ممکن است فقط دارد ریتم خودش را زندگی میکند.
💥@rraavvaann
🔸بعضی خریدها رو با پول انجام نمیدی،با ساعتهای زندگیات انجام میدی.
وقتی وسیلهای میخری، فقط عدد روی برچسب قیمت رو نبین.
از خودت بپرس برای به دست آوردن این مبلغ، چه مقدار زمان و انرژی صرف کردی.
البته ارزش یک ساعت برای همه یکسان نیست و هر خریدی هم نباید به محاسبه خشک مالی تبدیل بشه.
اما این نگاه میتونه کمک کنه بفهمی آیا چیزی که میخری، به اندازه زمانی که براش هزینه کردی، در زندگیات ارزش ایجاد میکنه یا نه.
شاید بعضی خریدها واقعاً کیفیت زندگیات رو بهتر کنن.
بعضی خریدها هم فقط چند روز حس خوبی ایجاد کنن و بعد فراموش بشن.
قبل از پرداخت پول، یک بار هم به زمانی فکر کن که برای به دست آوردنش از زندگیات گذاشتی.
💥@rraavvaann
🔸اگر به تمام هدفهات برسی، بعدش چه اتفاقی میافته؟
تصور کن به درآمدی که میخواستی رسیدی.
در موقعیت شغلی دلخواهت قرار گرفتی.
مهارتهایی رو یاد گرفتی که سالها دنبالشون بودی.
حالا چه چیزی قراره باعث بشه احساس کنی زندگیات ارزشمنده؟
این سؤال به معنی بیارزش بودن هدفها نیست. هدف داشتن میتونه به زندگی جهت بده.
اما اگر تمام معنای زندگی رو به یک نتیجه آینده وابسته کنی، ممکنه هر موفقیت فقط فاصله کوتاهی بین دو خواسته جدید باشه.
هدفها باید به زندگی جهت بدن،نه اینکه تمام زندگی رو به انتظار رسیدن به اونها تبدیل کنن.
💥@rraavvaann
طرز رفتارش باهات؛
وقتی مریضی
وقتی ناراحتی
وقتی کمک میخوای
وقتی تولدته
(برای دخترا موقع پریود)
نشون میده که واقعا
چه حسی نسبت بهت داره ؛)
💥@rraavvaann
اینستاگرام باعث شده احساس کنید گزینه های زیادی دارید.
درحالی که اصلا اینطور نیست به افرادی که در زندگی واقعی شما را دوست دارند، برایتان ارزش قائلند و حمایتتان میکنند توجه کنید. اینترنت ممکن است طوری وانمود کند که انگار ماهیهای زیادی در دریا وجود دارد اما واقعیت اینه بیشتر آنها ارزش صید ندارند.
💥@rraavvaann
⭕️چند روز پیش مقاله ای
از دکتر ،S. C. Sung
متختصص مغز واعصاب
باعنوان*وصیت نامه*
خواندم. این مقاله شامل ۲۲ یادآوری بود که او برای خانواده اش نوشته بود تا اگر روزی درآینده دچار
زوال عقل شد؛ بدانند چگونه بااو رفتارکنند.
✔️این مقاله عمیقا"مرا
تحت تأثیرقرار داد.
دکترسونگ سال هاست که بیماران مبتلا به زوال عقل را درمان میکند و درد وشرایط آنان را به خوبی می شناسدبه همین دلیل، باتکیه برتجربه حرفهای خود، برای خانوادهاش نوشته است.این مقاله از طریق اینترنت به طور گستردهای دست به دست شد و بسیاری از مردم راعمیقا"تحت تاثیر قرار
داد.😥
✔️به نظر من؛این مقاله ی ارزشمند و تامل برانگیز به ما یاد میدهد چگونه با کسی که «هنوز زنده است، اما آرام آرام به معصومیت دوران کودکی باز میگردد با محبت رفتار کنیم.
اگر همهِ ماحداقل یک باراین متن تاثیر گذار رابخوانیم شاید کمی
مهربان تر و باتوجه بیشتری با پدر و مادرمان وهمسرمان و حتی با یکدیگر؛ رفتار کنیم.
♦️خانواده عزیزم
اگر روزی دچار زوال عقل شدم، لطفاً این نوشته را روی دیوار اتاقم نصب کنید. امیدوارم تا زمانی که هنوز میتوانم آن را بفهمم،دیدن این نوشته به من آرامش بدهد.
و روزی که دیگرنتوانم آن رابفهمم، همین نوشته تبدیل به راهی برای ابرازمحبت شما
به من شود.
۱-هربار که وارد اتاق میشوید،ابتدا مرا با نامم صداکنید وبه من بگویید که چه کسی هستید. در غیر این صورت، ممکن است اولین چیزی که ازشما بپرسم این باشد: «سلام،من کی هستم؟» لطفاً از من نپرسید: « من را میشناسی؟» شاید واقعاً نتوانم شما را بشناسم واین موضوع مرا بترساند.
۲-اگر احساس کردم
درزمان دیگری زندگی میکنم، سعی نکنید خیلی سریع مرا به واقعیت برگردانید. مدتی درهمان دنیایی که من هستم، کنارم بمانید. شاید آنجا خوشحال باشم.
۳-اگر گفتم میخواهم برای شام به خانه یکی ازدوستان قدیمی ام بروم، یا درباره یکی از بستگانم که سالهاست فوت کرده صحبت کردم،لطفاً لبخند بزنید و طوری با من همراهی کنید که انگار حرفم درست است.
۴-بامن بحث نکنید.در آن شرایط، ممکن است نتوانم تشخیص بدهم چیزی که شمامیگویید درست است یا چیزی که من به یاد میآورم. با محبت اجازه دهید من برنده بحث باشم.
۵-اگرشمارانشناختم، ناراحت نشوید.این به این معنا نیست که دوستتان ندارم؛ فقط ذهنم دچار سردرگمی شده است.
۶-اگر فراموش کردم از قاشق استفاده کنم، فوراً برای غذا دادن به من عجله نکنید. لطفاً پیشبندی برایم ببندید و اجازه دهید خودم تلاش کنم و حتی بادست غذا بخورم.
۷-اگر دیدید مضطرب یا غمگین نشستهام، دستم رابگیرید. به من نگویید: «اینقدر فکر نکن.» فقط آرام کنارم بنشینید
۸-لطفاً با من مثل یک کودک رفتار نکنید. حتی اگر توانایی صحبت کردن ودرک کردنم را از دست داده باشم، ذهن من همچنان متعلق به یک انسان بالغ است.
۹-اجازه دهید همچنان کارهایی را که دوست دارم انجام دهم.
۱۰-حتی اگر داستانی رابارهابرای شماتعریف کردهام، شاید همان داستان تنها چیزی باشد که هنوز به یاد دارم.
۱۱-اگر ناگهان کنترل احساساتم را از دست دادم،مراسرزنش نکنید. در عوض، سعی کنید بفهمید چه چیزی باعث ناراحتی من شده است.
۱۲-با من همان طور رفتار کنید که دوست دارید دیگران باخود شما رفتار کنند.
۱۳-همیشه مقداری خوراکی و تنقلات در خانه داشته باشید.
۱۴-وقتی درباره من صحبت میکنید به صورتم نگاه کنید و مستقیماً با من حرف بزنید؛ نه اینکه طوری رفتار کنید که انگار من اصلاً آنجا نیستم.
۱۵-اگر نمیتوانید تمام مدت به من نگاه کنید، خودتان را سرزنش نکنید.
۱۶-اگر مجبورشدم در یک مرکز نگهداری سالمندان یا مرکز مراقبتی بستری شوم، لطفاًفراموش نکنیدکه به دیدنم بیایید.
۱۷-اگر اسم افراد را اشتباه صدا کردم یا چیزهایی را فراموش کردم،لطفاًصبورباشید.
۱۸-اجازه دهید به موسیقی گوش بدهم.
۱۹-اگردوست دارم وسایل مختلف را با خودم اینطرف و آنطرف ببرم، اجازه دهیداین کار را انجام دهم. بعداً میتوانید آنها راسرجای خودشان برگردانید.
۲۰-تاحد امکان اجازه دهید باورها،اعتقادات و آداب و رسوم خودم راحفظ کنم.
۲۱-درگرفتن دستم و درآغوش گرفتن من تردید نکنید.
۲۲-و مهمتر از همه: لطفاً به یاد داشته باشید که من هنوز همان «من» هستم.شاید دیگر همان آدمی نباشم که شما از گذشته به یاد دارید، اما همچنان همان کسی هستم که دوستش داشتید.
==⚘️==⚘️==
♦️واقعاً تأثیر گذار است! من هر ۲۲ یادآوری صمیمانه و پُرمحبت او را در باره اینکه چگونه بااحترام بابیماران مبتلا به زوال عقل رفتار کنیم،دوست داشتم و به خاطر خواهم سِپُرد.♦️
با آرزوی سلامتی برای همه یمان🙏🏻
⏬🔽⏫🔽
https://chat.whatsapp.com/KbXpoJ0pG5W3punDQuhe0J
نه حرفی برای گفتن…
نه دلی برای سکوت.
فقط من ماندهام و دریایی
که انگار حال مرا میفهمد. 🌊
💥@rraavvaann
دختر فقط نام پدرش رو به ارث نمیبره؛ بخشی از وجود و روح پدرشه که تا همیشه باهاش زندگی میکنه… 🤍🥺
گاهی یک جمله، یادآور عمیقترین پیوند زندگی است؛ پیوندی میان پدر و دختر که فراتر از نام و
نسبت خانوادگی است. 🤍
💥@rraavvaann
متأسفانه اینستاگرام با ساختن این توهم که همیشه «گزینههای بهتری» بیرون از رابطه منتظرت هستن، داره سازش، صبوری و تلاش برای ساختن رابطه رو کمکم از آدمها میگیره…!
💥@rraavvaann
ضرب المثل هایی که در راهروهای دادگاه ها سر ارث و میراث و مال دنیا رنگ باختند
و در دعوای تقسیم ترکه و اموال
خلاف آنها ثابت شد
و اعضای خانواده
بر سر اموال بی ارزش دنیا به جان هم افتادند و دشمن خونی هم شدند😓
💥@rraavvaann
چقدر قشنگ حس مادری نشون داد🥺😭
بفرست واسه مامانای قهرمانی که میشناسی..
💥@rraavvaann
✅️🩸آدمهای مؤدب و بااحترام گاهی یک اشتباه مهم میکنند؛
فکر میکنند برای خوب بودن، باید همیشه کوتاه بیایند.
💥@rraavvaann
یاد گرفتهاند صدای خودشان را پایین بیاورند تا کسی ناراحت نشود،
حرفشان را قورت بدهند تا رابطه به هم نخورد،
و حتی وقتی از رفتاری آسیب میبینند، باز هم مراقب احساس طرف مقابل باشند.
اما اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد:
احترام گذاشتن با خودنادیدهگرفتن
فرق دارد.
اینکه حرمت دیگران را نگه میدارید، ارزشمند است؛
اما قرار نیست به بهای بیاحترامی به خودتان تمام شود.
شما میتوانید محترمانه «نه» بگویید.
میتوانید از رفتاری که آزارتان میدهد فاصله بگیرید.
میتوانید ناراحتی خودتان را بیان کنید، بدون اینکه قصد آزار کسی را داشته باشید.
و میتوانید کسی را دوست داشته باشید، اما هر رفتاری را از او نپذیرید.
گاهی ریشه این رفتارها در سالهایی است که به ما یاد دادهاند:
«بچه خوب کسی است که دیگران را ناراحت نکند.»
اما یک بزرگسال سالم یاد میگیرد:
من مسئول احساسات دیگران هستم که با احترام رفتار کنم؛ اما مسئول مدیریت تمام احساسات آنها نیستم.
🩸حالا چیکار کنم؟
🔸 قبل از هر «بله» گفتن، چند ثانیه مکث کنید و از خودتان بپرسید:
«واقعاً میخواهم این کار را انجام بدهم یا از ناراحت شدن طرف مقابل میترسم؟»
🔸 ناراحتی دیگران را تحمل کنید.
نه هر ناراحتیای نشانه این است که شما کار اشتباهی کردهاید.
🔸 خواستهتان را بدون پرخاشگری بیان کنید:
«من این موضوع را نمیپذیرم.»
«این رفتار برای من قابل قبول نیست.»
«ترجیح میدهم درباره این موضوع اینگونه با من صحبت نشود.»
🔸 هر جا احساس کردید برای حفظ یک رابطه مجبورید دائماً خودتان را کوچک کنید، توقف کنید و ببینید این رابطه چقدر برای شما امن و سالم است.
🔸 هر شب از خودتان بپرسید:
«امروز چقدر مراقب دل خودم بودم؟»
بلوغ عاطفی یعنی هم دل دیگران را نشکنیم،
و هم آنقدر از شکستن دل دیگران نترسیم که هر روز بخشی از خودمان را بشکنیم.
حرمت دیگران را نگه دارید؛ اما خودتان را از این احترام حذف نکنید.
❌شما بیشتر با کدام قسمت درگیر هستید؟
سخت «نه» گفتن، عذاب وجدان بعد از نه گفتن، یا تحمل بیاحترامی برای حفظ رابطه؟
💥@rraavvaann
🖐سندروم نجاتدهنده» رو بذار کنار؛
تو قرار نیست تاوان ذات بقیه رو بدی!
خیلی از ما سالها از عمر و روانمون رو پای آدمهایی سوزوندیم که فکر میکردیم با «محبت بیشازحد»، «صبوری»
و «تلاش برای تغییر دادنشون»
درست میشن. اما یه حقیقت تلخ وجود داره که تا نپذیریش، مدام زخمی میشی:
تربیت، فقط یه نقابِ ظاهری برای ذاته؛
در نهایت در شرایط بحران، ذات آدمهاست که حرف اول و آخر رو میزنه.
وقتی میبینی کسی تو ریشهش بیانصافه، حسوده، بدذاته یا تمایل به تخریب تو داره، تو با عشق و احترام فقط داری
بهش زمان میدی تا راحتتر و عمیقتر بهت نیش بزنه!
🔑 ۳ تا خط قرمز که باید یادت بمونه:
۱. ذات آدمها با بخششِ مداومِ تو عوض نمیشه، جسورتر میشه.
۲. وقتت رو برای اهلی کردن آدمی که ریشهاش سمیه هدر نده؛ فاصله بگیر.
۳. تو مشاور، والد یا نجاتدهنده ی
پارتنر یا اطرافیانت نیستی؛ تو مسئول آرامشِ روان خودتی.
آدمی که ذاتش خراب باشه، در اوجِ لطف و محبتی که در حقش میکنی، دنبال فرصته که زهرش رو بریزه. خط قرمزهات رو پررنگ کن و دست از توجیه کردنِ رفتار آدمهای سمی بردار.
💥@rraavvaann
غالباً فرزندی به پدر و مادرش دهن کجی و
بی حرمتی میکنه که بیشتر خورده و برده
خدمات بیشتری از پدر و مادر دریافت کرده
حالا چرا ؟
چون پدر و مادر هم راستا یعنی همون اندازه که به فکر تأمین مایحتاج و رفع نیاز مادی بچه بودن
به فکر تربیت حس قدردانی در اون شخص نبودن و تهش میشه یه آدم ناسپاس که
فکر میکنه هر کی براش هر کاری میکنه وظیفشه و باید بیشتر انجام بده اون
نه تنها نسبت به پدر و مادرش قدردان نیست و ناسپاسی میکنه این حس ناسپاسی رو نسبت به کل اطرافیان، جامعه و
حتی خدا داره .
💥@rraavvaann
مبتلا باش به امید خُدا...
بدون که کار خدا با حساب و کتابه!!
میبینه امید داری
شور داری ، شوق داری
کاری میکنه همه ی ناممکن های زندگیت به ممکن ترین حالت خودشون در بیان 🤍
💥@rraavvaann
مقایسه چرخه هورمونی مردانه و چرخه هورمونی زنانه
Читать полностью…