1236
یادداشتها، مقالات، گفتارها، مناظرات و سایر متون سید مهدی ناظمی که طبق قانون اجازه بازنشر شدن دارند. تماس با مدیران کانال جهت تبادل یا اظهار نظر : @azad2222 نمایه کانال: @sayyedmahdinazemi
فرهاد قنبری
بازی روزگار عجیب است.
قبلا تنها مشارکتهایم در راهپیماییهای رسمی یا تشییع جنازه چهرههای سیاسی به حضور در تشییع جنازه آیتالله منتظری در قم و تشییع جنازه آقای هاشمی رفسنجانی در تهران محدود بود. حضورم در هر دو آن تشییع جنازهها هم به خاطر شخصیت آن دو مرحوم نبود بلکه هدف پیدا کردن فرصتی برای شعار و اعتراض علیه آیتالله خامنهای و گفتمان ایشان بود..
اما امروز در میان سیل عظیم جمعیت سوگوار در تشییع جنازه همان مردی شرکت کرده بودم که سالها تمام کنشهای سیاسی خود را در تقابل با گفتمان ایشان تعریف میکردم..
بازی روزگار عجیب است.
در آشنایان خود افرادی را میشناختم که کسی پیششان جرات نمیکرد کوچکترین سخنی در نقد جمهوری اسلامی و به ویژه رهبری بر زبان بیاورد اما چرخش روزگار کاری با آنها کرد که شب نهم اسفند با شنیدن خبر شهادت ایشان هلهله سر دانند و منی که عمری از منتقدان و مخالفان سرسخت ایشان بودم، چهار ماه است که هر شب با یک آرزو به خواب رفته و با یک آرزو از خواب بیدار میشوم و آن اینکه آیا روزی زنده خواهم بود تا نابودی و ویرانی اسرائیل و مرگ فلاکتبار نتانیاهو و ترامپ را ببینم. آیا روزی زنده خواهم بود تا انتقام خون رهبر و فرماندهان و نظامیان و کودکان میناب و جوانان ناو دنا و جماران را ببینم. آیا روزی زنده خواهم بود تا خبر غرق شدن ناوهای آمریکایی و به درک واصل شدن سربازان جنایتکار این کشور را ببینم.
امروز در میان خیل عظیم مردم غمگین که برای تشییع آمده بودند با خود میگفتم که آیا میشود روزی زنده باشم و تحقق آرزوی این ملت رنج کشیده اما سربلند که در این گرمای طاقتفرسا و با دلهای غمگین و شکسته و با تمام وجود، نابودی استکبار جهانی و جنایتکاران و قاتلان فرزندان این سرزمبن را فریاد میزد را ببینم.
@kharmagaas
🔻 دفتر هماندیشی اساتید دانشگاه میبد برگزار میکند:
💻 کارگاه دانشافزائی با موضوع:
"جنگ رمضان و تولد ملتی دیگر"
🎙 با حضور ارزشمند
دکتر سیدمهدی ناظمی
مدرس دانشگاه، پژوهشگر و مشاور سبک زندگی سازمان صدا و سیما
🗓 زمان: دوشنبه ۴ خردادماه 1405
ساعت: ۱۹.۳۰ تا ۲۱
📱 در بستر ادوب کانکت:
🌐 http://vc.meybod.ac.ir/meeting-neshast
📜 با صدور گواهی
⚠️ لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا اگر به صورت مهمان، وارد خواهید شد، نام و نام خانوادگی کامل و نام دانشگاه خود را وارد نمایید.
با تشکر
.
.
▪️علاج مشكلات كشور پیمودن راه اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی تكیه به درون. چشم را ندوزیم به دست دیگران؛ ما تواناییم، ما ثروتمندیم، هم ثروت انسانی داریم هم ثروتهای زیرزمینی؛ ثروتهای ما فوقالعاده است.۱۳۹۲/۱۱/۲۸*
رهبر شهید انقلاب
🔹رصدخانه؛
فصل سوم
🔻گفتارهایی درباب اقتصاد مقاومتی
🔺قسمت دوم؛
مقاومت در جهان تکنوساینس
👤دکتر محمد جواد صافیان
استاد و مولف فلسفه
🔹چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ماه، ساعت۱۸ از شبکه اصفهان
🔹*هایپرتروریسم؛ تروریسم فرهنگی*
*بخش اول*
سید مهدی ناظمی قره باغ
🔻نگارنده، چنانچه پیش از این هم بارها گفته است، اصطلاح «تروریسم فرهنگی» را مدیون نویسندهای است به نام هلنا فین، در یادداشتی که حدوداً دو دهه پیش درباره توسعه وهابیت در جهان نگاشته است. این یادداشت سالها پیش از ظهور داعش و جنگ سوریه نگاشته شده بود و در آن، نگارنده به خوبی توضیح میدهد هر آن سرزمینی که آلسعود موفق به پیدا کردن جای پایی در آن شدند، اعم از خود شبه جزیره حجاز تا دوردستترین سرزمینهای اسلامی، به بهانه کمک به بازسازی، مساجد، سازههای باستانی و سنتیِ آن را تخریب کردند و آنها را با سازههای مدرن با سبک معماری یکسانسازی شده سعودی جایگزین کردند. این یکسانسازی فرهنگی، قبلاً در خود حجاز هم در همه ابعاد انجام شده بود. این کار سلفیهای وهابی بیشباهت با کار سلفیهای طالبان در نابود کردن مجسمه بودا در بابیان نبود. فین معتقد بود این رویکرد، چیزی جز بسط تروریسم فرهنگی نیست. یعنی به همان دلیلی که آل سعود نشانههای مذاهب مختلف دیگر را نابود میسازد یا وهابیت آنها را تکفیر میکند، اینجا هم با نابود کردن نشانههای متنوع فرهنگی جهان اسلام، هر گونه روایتسازی بدیل به غیر از روایت وهابی-سعودی از جهان اسلام کنار میرود. سازههای معماری، از مهمترین و موثقترین منابع برای روایت فرهنگ و تمدن گذشتهاند و تا زمانی که هستند امکان روایتهای نادرست انحرافی درباره جهان و تاریخ، دشوار میشود.
🔻تروریسم فرهنگی، همچنان که شخصیتهای متفاوت مذهبی را حذف میکند، کتابها را میسوزاند یا متن آنها را تغییر میدهد و مقبرهها را تخریب میکند. با بازسازی مساجد و سازههای مهم باستانی، حقیقت گذشته آدمی را پنهان میسازد تا راحتتر بتوان مسیر او را در بستری از تفاسیر یکجانبه دروغین بازتعریف کرد. البته اصطلاح تروریسم فرهنگی در فضای رسانهای فارسی زبان، امروز به معانی متنوعی استفاده میشود که طبعاً بسیاری از آن معانی ارتباط خاصی با معنای مدنظر این یادداشت ندارند. صرفاً یادآور میشویم که منظور از تروریسم فرهنگی، حمایت صریح تبلیغی از تروریسم نیست. حمایت رسانهای و ادبیات سازی به نفع تروریسم، از تبعات تروریسم فرهنگی است. منظور از تروریسم فرهنگی، شکل رادیکالی از تروریسم است که آن را هایپرتروریسم هم میتوانیم نام بگذاریم.
🔻هایپرتروریسم، «نابودسازی مطلق دیگری از راه تروریسم» است و چنانچه خواهیم گفت، رژیم صهیونیستی نماینده تام و تمام این تفکر است. همانطور که استاد داوری اردکانی توضیح دادهاند، به نظر میرسد جنگهای امروز، جنگهای آخرالزمانی، برخلاف عمده جنگهای بشر، جنگ برای پیروزی نیست، بلکه «جنگ برای معدوم سازی دیگری» است. به نظر میرسد، صرف نظر از اینکه با حربههای سنتی جنگ قبل از جهان مدرن، امکان نسل کشی و معدوم سازی سخت مینمود و وابستگی انسان به تکنولوژی هم در سطحی نبود که انسان با از دست دادن منابع تکنیک و انرژی دچار مرگ شود، از نظر رویکردی نیز، اکثر جنگها، به قصد غلبه بر طرف مقابل بوده است و نه به قصد نابودی او. اساساً اگر طرف مقابل نابود میشد، صحبت از طرف پیروز دشوار مینمود. به ویژه که میدانیم وجود دیگری، همواره مقوم وجود خود است. به خاطر دیگری است که تمایز و تفاوت خود، آشکار میگردد و در شکست او است که عزت و افتخار خود، اثبات میگردد. دیگری یکی از منابع حیات و قدرت خود قلمداد میشد.
🔻تمثیل خواجه و برده هگل هم بیارتباط با این امر نیست. در واقع در این تمثیل، دوگانه خواجه و برده، در یک بازی دیالکتیکی تعریف و جایگزین میگردند ولی این جایگزینی هویتی منجر به معدوم سازی نمیگردد. هیچ چیزی برای همیشه به کتم عدم نمیرود بلکه دچار تطور و گشت و ارتقا میشود. البته باید اضافه کرد که برخی از مفسران معتقدند همین فلسفه هگل از مهمترین نمودها و مقومهای مطلقاندیشی و اروپامحوری در جهان است. در فلسفه هگل، دیگری اساساً به مثابه متقابل -هر چند تقابل دیالکتیکی رو به سنتز و ارتقا- تعریف میگردد و انسان، جز به سمت اروپاییشدن و خودبنیاد بودن، مقصد دیگری ندارد. دیگری برای تقابل انسان هست یا برای تعامل با او؟ چه این تفسیر را از هگل بپذیریم و چه نه، مشخص است که تاریخ غربی، تاریخی است به شدت دیگریساز و خود را همواره در بستر تقابل و معاندت با دیگری میفهمد و این به ویژه در سیاست معاصر غربی امر عیانی است. این امر ریشه در مفهوم انسان غربی دارد، انسانی که گرگ انسان است و اصل را نه در وجه انسی که در وجه نسیانی خود میفهمد، انسان واژگونه آخرالزمانی.
به نظر میرسد ظهور فلسفه میانفرهنگی در دوره معاصر، عکسالعملی بود برای ترغیب ساحت اندیشه و فرهنگ به مواجهه تعاملی با دیگری و ممارست در گفت و شنود فیمابین به جای مواجهه تقابلی و تداوم راه نفی دیگری.
@sayyedmahdinazemi
«ایران، تولد یک ملت»
سید مهدی ناظمی قره باغ
@sayyedmahdinazemi
🤲
استدعا دارم هرکسی این پیام را میبیند ۷ تا صلوات به امام حسن مجتبی عليهالسلام هدیه کند و حتی المقدور مبلغی به نیابت از ایشان صدقه بدهند.
انشاءالله بهزودی خبر خوب را بشنویم.
(صدقه رو میتونید با گرفتن این کد پرداخت کنید: #12* )
🔸 تا پای جان برای ایران
🔸 برای امضای پیماننامه از لینک زیر اقدام کنید
🔸 https://survey.porsline.ir/s/7U0wsFNf
غروب انسان:
جنون اجتماعی و مقاومت بی قید و شرط
🔶چند سطری از یادداشت منتشر شده سید مهدی ناظمی در روزنامه وطن امروز(با عنوان: ایران؛ میدان مقاومت انسانی: vtn.ir/001kFG )
🔸«... حال انسان امروز، بهت و حیرت در مقابل ظاهری مجلل و مزین و پرطمطراق از چینش همه چیز و در اصل هیچ چیز است. جهان نولیبرال، جهانی است که همه آنچه در زمان خود «وجود» داشته است را دوباره احضار کرده و در طبق اخلاص مزورانه خود، پیش روی مصرفگرای آدمی نهاده است تا به شیوه دلخواه، جبر تلخ بی معنایی را جشن بگیرد. ...»
🔸 «...بت مخلوق انسان، همانی که قرار بود انسان را به آزادی و مطلق برساند و قیود بردگی را از دست و پای او باز کند -که البته بسیاری از قیود را باز کرد- در آزادی خود، انسان را هم از انسانیت جدا کرد. این بار انسان، خود را در مقابل بت می بیند و خود را همان بت می بیند. انسان، آنچنان خود را از انسانیت آزاد کرد که خود انسان بودن هم از دست او رفت و از انسانی که یوسف وجودش را به ثمن بخس فروخت، جز بتی، جز کالبدی فاووستی، جز مجسمه ای پیش روی او باقی نمانده است. مجسمه ای که حاضر نیست چیزی از انسان را به حال خود باقی گذارد. ...»
🔸«... اینک و اینجا، با خلع همه لباسهای انسان و برهنگی او از زبان آدمیان، چشمها به موجودی دوخته شده است که اگر چه تفاوتی با کالبد انسان ندارد، اما قرابتی هم با خود او ندارد. این کالبد بر خود انسان مستولی شده است و چون خود را با اطلاق و اراده به قدرت و تفرد گرگ گونه می شناسد، استثنایی را هم نمی پذیرد. هر دیگری، مقابل است و هر مقابلی باید محو شود. مگر آنکه دیگری متحول به کالایی در جهان مصرفی، کدی در ریاضیات دیجیتال شده و تصویری منعکس شده در ماشین وهم سازی تکنولوژی رسانه ای گردد....»
🔸«... محو شدن اروپا، اولین اثری که می گذارد، دل آشوب شدن و بحران ذهنی خیل عظیم ارادتمندان مشرق زمینی است. مشرقیان که به عادت مألوف خود، دل بسته فرنگ رویایی خود هستند، بدون آنکه حقیقت فرنگ را در جان خود دیده باشند یا از عقلانیت آن بهره برده باشند، اکنون سردرگم و بی زبان و بیان شده اند. نمی دانند آن غربی که می گفتند و آن فرنگی که راهش را گمان داشتند می پیمایند، کجاست و چگونه می تواند که باشد.
با محو شدن اضغاث احلام تشنگان اروپا؛ و از آنجا که در مسلک رویابینی امروز، جایی برای تفکر که هیچ، برای مکث و صبر هم وجود ندارد، زمینه «جنون اجتماعی» فراهم می گردد. ...»
🔸«... به نظر می رسد وقت آن رسیده است تا ملت ایران، ایده جدیدی پیدا کند. ایده ای که هم با آن چیز بیشتری نمی تواند از دست دهد و هم با آن است که می تواند هویت جدید خود را معرفی و شرافتمندانه از آن دفاع کند. این ایده جدید، «مقاومت بی قید و شرط» است. مقاومت بی قید و شرط، به معنای نظامی گری بی خردانه یا تبختر و تکبر سیاسی نیست. مقاومت به معنای لجاجت و فقدان تدابیر و فنون سیاسی هم نیست. مقاومت به معنای متذکر شدن به هویت انسانی و اصرار بر حفظ مواریث انسان است...»
متن کامل یادداشت در پست بعدی کانال @sayyedmahdinazemi
دکتر رضا داوری اردکانی:
🔶دوران بینیازی از خرد دوران عجیبی است. این دوران هرچه باشد مجال مناسبی برای روکردن به فلسفه نیست. هرچند که وقتی این احساس به نهایت شدت برسد، میتوان به روشن شدن چراغی امید بست که به ظلمت شب تاریک پایان دهد و نگذارد که جانها به ستوه آید؛ ولی چنین حادثهای کمتر پیش میآید و اگر پیش آید شاید با آن عهد و دوران دیگری آغاز شود.🔶
🔶 خرد عملی همیشه فرع و نتیجه خرد نظری نیست. در تاریخ قدیم ایران و چین و هند حکمت و خرد عملی منشا آثار بزرگ بوده بیآنکه فلسفه نظری به معنی بحث در اعراض ذاتی وجود جایی داشته باشد و دشوار به نظر میرسد که از اموختن فلسفه نظری خرد عملی بزاید🔶
🔶من در زمانی زیستم و زندگی را با فلسفه به سربردم که این مونسم کمتر طالب و خریدار داشت و سزای این انس را هم از روزگار گرفتم؛ مع هذا از انتخاب خود پشیمان نیستم. همین که اندک درکی از اکنون دارم مایه خشنودیست هرچندکه این خشنودی در جنب احساس فروبستگی افق آینده و زیستن در اکنون تهی و نااشنا با رسم و راه خرد و بیاعتنا به انحطاط و ابتذال و فساد هیچ است🔶
🔶ibna.ir/x6Dy3
#ریل
#سیدمهدی_ناظمی
▪️غربِ وحشی!
▫️"کار کثیفِ غرب" چیست که اسرائیل آنرا به نیابت از آنان انجام میدهد؟
▫️غرب در آستانه شکست وجودی از مقاومت است!
▫️لیبرال سرمایهداری به جایی رسیده است که دیگر در کشتن انسانها هزینه فایده هم نمیکند، فقط میکشد!
🔻برای دیدن تحلیلی متفاوت کلیک کنید!
#وعده_صادق
#بشارت_فتح
#برای_سرنوشت
✨آگـاهـے بـــراے سامـــانے دیگــر✨
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
🆔 @sch_negah
🆔@brayesarnevesht
🌐 http://www.negahschool.ir
چند سطر از یادداشت «روایت سیاست فانتزی متوحش: در بازگشتِ بتمن از تیم برتون» نوشته سیدمهدی ناظمی قره باغ، مندرج در صفحه اندیشه روزنامه فرهیختگان:
«... تیتراژ فیلم بازگشت بتمن به خوبی معرف کل فیلم و نیز درونمایههای هجو و پستمدرن آن است. پدر و مادری متشخص در کاخ خود صاحب فرزندی شرور میشوند. آنها این فرزند را بعد از مدتی نگهداری در قفس به جوی فاضلاب میاندازند. این اتفاق مصادف با کریسمس است و مسیری که طی میشود، یعنی محل یک باغوحش متروک، در جریان فیلم مجددا به آن ارجاع داده خواهد شد. اتفاقا روزی که مرد پنگوئنی به روی زمین برمیگردد و حمله میکند، کریسمس است. نحوه به آب انداختن بچه، یادآوری به آب انداختن موسی(ع) است و فرزند شرور از خانواده اشرافی نیز امری متداول هم در سینما و هم در اسطورههاست (زال و سام). با این تفاوت که اینجا جای خیر و شر تغییر میکند: به جوی افتاده، منجی نیست بلکه مظهر شرارت است...»
«... تیم برتون در قسمت قبلی به هجو وضع رسانهای انسان مدرن پرداخته و نشان داده بود که چطور در «جامعه مصرفی» میتوان تودهها را با بند مصرف و نمایش، اسیر امثال جوکر کرد. در این قسمت، تیم برتون بیشتر به سیاست توجه و سعی دارد نشان دهد که قدرتیابی فرومایگان و جعل سوابق عوامپسندانه برای آنها چقدر در دنیای امروز سهل و ساده است. فرومایگانی که تمام مزیت آنها در حاضرجوابی، تکهپرانی، خلق پرستیژ و امثال آن است و در عین اینکه در مبتذلترین شکل ممکن زیست دارند، به اشرافیترین شکل ممکن، خود را نشان میدهند. برخلاف جوکر که یک تاجر جنایتکار بود، پنگوئنی تاجر نیست بلکه وجه معوج سرمایهدار است یا «آن حقیقتی که او مخفی میکند.» (دیالوگ مکس و پنگوئنی) پس پنگوئنی همان سرمایهدار یقهسفید و معتبر است که وجه پنهان خود را آشکار کرده است و اکنون حتی میتوان گفت با حمایت او تلاش میشود تا در رأس هرم سیاست قرار گیرد. پنگوئنی نسبتی هم با بتمن دارد و آن از دست دادن والدین است. این تروما از هر دو، یک موجود خاص ساخته است....»
چهارشنبه ها خواننده یادداشتی از سید مهدی ناظمی درباره #سینما_و_فلسفه در صفحه اندیشه روزنامه فرهیختگان باشید.
متن کامل یادداشت را در پست بعدی کانال بخوانید.
@sayyedmahdinazemi
💠 *گفتارهای جنگ و وطن*
🔻 گفتار دوازدهم؛
🔹 *«جنگ امروز، انسان فردا»*
♦️ سیدمهدی ناظمی قرهباغ
🔸در شرایط امروز جهان دو افق قابل تصور است؛ افق اول افق حفظ وضع موجود یعنی نظم لیبرال سرمایهداری
افق دوم هم، افق نه به وضع موجود و افق تحول اساسی در شرایط امروز جهان.
ما چیزی به اسم افق اصلاحی نداریم.
➕ @esharat_57
👈پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در فضای مجازی:
[بله](ble.ir/rcica) | [ایتا](eitaa.com/rcica_ir) | [تلگرام](t.me/rcica_ir) | [اینستاگرام](instagram.com/rcica_ir)
🌐 [سایت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی](www.rcica.ir)
🔶از غزه تا تهران: ایران و چرخش کانونی زمان
«...خیلی دشوار شده است تشخیص اینکه نتانیاهو برای جهان خطرناک تر است یا ایلان ماسک؛ یا نکند این هر دو بخشی از یک مأموریت واحد را انجام می دهند؟ ...»
🔷 یادداشتی از سید مهدی ناظمی قره باغ - مندرج در روزنامه فرهیختگان
🔸همبسته فلسفه، تفکر خود تنها انگار است که شاید بهترین نماد آن، جمله مشهور هابز «انسان، گرگ انسان است» باشد. انسان، دو وجه انسی (سازنده و حبی) و نسیانی (سوزنده و قهری) دارد. در سیر تاریخ غرب، وجه انسی بهتدریج به محاق رفت و وجه نسیانی در اولویت قرار گرفت. نگاه سلطهطلب نسبت به طبیعت (تفکر تکنیکی)، نسبت به زن (مردسالاری)، نسبت به نژاد (سفیدگرایی) و... از تبعات همین طردگرایی است...
🔸استعمار مهمترین یادگاری خود را در خلق طبقهای از دانشمندان ناتوان از تحلیل وضع تاریخی خود، باقی میگذارد. این ویژگی نهاد علم در کشورهای غیرغربی، نه یک غرض سیاسی است و نه یک امر انتفاعی، بلکه یک رویداد تاریخی است، اگرچه این رویداد، خود را در سیاستزدایی نهاد علم هم نشان میدهد...
🔸ریشه این اتفاق نامیمون - هرچه سختتر شدن تقابل انقلاب و غرب - اینجا بود که ایران در زمانی یک حرکت مهم سیاسی- فرهنگی را تجربه میکرد که خیلی امکانی برای مشارکت در تمدن غربی فراهم نبود. در واقع غرب در زمانی مواجهه جدی با ما پیدا میکند که خود دیگر جوهره و توان فکریاش را ازدستداده است و در پوسته سیاسی- تکنیکی خود قرار گرفته است. مناسبات قدرت و مناسبات سرمایه اجازهای برای تفسیر فکری چیزها نمیدهد. هر چیزی باید در تناسب با وضع جدید جهان قرار بگیرد. در زمانی که در دانشگاههای ایران بحث درباره کانت و هگل انجام میشود، غرب در نسبتی مصرفی در جهان قرار گرفته است و تنها مناسبات مهم آن، سرمایه و قدرتند، حتی همینقدر هم باقی نماند. نظام سرمایهداری در دهههای اخیر به این نتیجه رسیده که آینده جهان منوط به یک خاورمیانه جدید است. در این خاورمیانه جدید، قدرت روزافزون محور مقاومت و هر بازیگر مستقلی باید به هر قیمتی که شده متلاشی شود...
🔸امنیت و قدرت ایران، به امنیت و قدرت جمهوری اسلامی گره خورده است و اگر دومی نباشد، اولی در جریان بی رحم جنگ قدرتها محو می گردد. عدم فهم این مسأله به ویژه نزد نخبگان باعث شد خودبخود در نقدهای درست و نادرست مختلف، اهمیت قدرت و امنیت کنار برود و پروژه های سیاسی غرب نافهمیده باقی بماند و حتی اذعان به آن، مورد تمسخر قرار بگیرد...
🔸وقتی سخن از ماجرای اسرائیل داریم، درباره حفره ای صحبت می کنیم که با هیچ نظریه ای به تنهایی نمی توان آن را توجیه کرد. نه نظریه های سیاسی درباره دموکراسی و آزادی و... اعم از لیبرالیسم کلاسیک یا لیبرالیسم پراگماتیستی و... هیچکدام نمی تواند وجود یک رژیم غاصب را با حمایت حداکثری و بی قید و شرط غرب توضیح دهد. اسرائیل را حتی نمی توان با توضیح سرمایه داری فهم کرد. با چه مبنایی بتوان توجیه کرد که قطبهای سرمایه گذاری جهانی در جایی سرمایه گذاری کنند که همواره خطر از دست دادن آن وجود داشته باشد و علاوه بر آن هر زمان و هر مکانی که «لازم شد» به صورت بلاعوض به دولت میزبان کمک کنند؟ اسرائیل یک حفره غیرقابل توجیه در کلیه نظریه های قدیم و جدید غرب است. نه عقلانیت، نه آزادی، نه دموکراسی، نه حقوق بشر، نه منافع ملی... هیچ یک از اصول پایه اندیشه سیاسی غرب با پدیده اسرائیل قابل جمع نیست. اسرائیل آنجایی ایستاده است که یک شکاف، یک ژرفنای ناشناخته، یک حفره سیاه، تمامیت غرب را نقض می کند و به چالش می کشد...
🔸این نسل کشی یک تمایزی با سایر نسل کشی ها دارد و آن اینکه نسل کشی جنبه اعتقادی و استعلایی برای متجاوز دارد. متجاوز، نسل کشی نمی کند که یک دشمن را ریشه کن کند، نسل کشی می کند چون اعتقاد دارد باید بیشترین سختی و شدیدترین شکنجه ها را بر او وارد کرد تا قبل از مرگ، همه چیز خود را از دست دهد، تا هیچ اثری از او و اندیشه اش و فرهنگش و تاریخش و آبرویش باقی نماند، و تا از ذره ذره نابود کردن او و هویت او، تمام لذت را ببرد...
🔸ماجرای غزه، امحای نظامی همه آثار انسانیت به نفع نهیلیسم رادیکال است. ظهور این نهیلیسم چندان هم ارتباط به ماجرای «دیگری» ندارد، این بار سخن از امحای بنیادهای تفکر کلاسیک غرب است. دیگر همه آن چیزی که درباره سلطه و استعمار گفته بودند، شکلی رادیکال و عریان و نهایی پیدا می کند. می شود آن را پورنوگرافی خشونت نام نهاد: خشونت به نهایی ترین شکل ممکن. همچنان که پورنوگرافی همه مآثر و امکانات امر جنسی را مصرف و نابود می کند، خشونت عریان یا خشونت پورنوگرافیک، خشونت مصرف گرایِ نمایشیِ بی غایتِ مستهلکِ بدون اساس، خشونتی است که همه چیز انسان را و همه داشته های تاریخ انسان را و همه سنن و آداب انسان را هدف گرفته است...
🔷متن کامل یادداشت در روزنامه فرهیختگان:
https://farhikhtegandaily.com/page
حملات اخیر به بیژن عبدالکریمی نه از سر دلسوزی و وطن دوستی و غیرت است، که هزینهای است که هر انسان آزاده ای در دنیای امروز باید تحمل کند.
عبدالکریمی هزینه دفاع شجاعانه از مظلومان فلسطین و افشای گلهها و بردههای چشم و گوش بسته سرمایه داری نوین را پرداخت میکند.
همین است و دیگر هیچ.
@sayyedmahdinazemi
🔻 در حال حاضر نئولیبرالیسم در ایران بسیار هار شده و شدیدتر از تمام تجربههای نئولیبرالیسم در کشورهای دیگر است
🔸دکتر محمد مالجو اقتصاددان و تحلیلگر مسائل اقتصادی: هدف نئولیبرالیسم در ایران، این بود که توان چانهزنی کارگران با کارفرمایان کم شود که این اتفاق افتاد.
پی نوشت: رونوشت به همه نئولیبرال های ریش دار و بی ریش که کلمه کمونیست از دهانشان نمی افتد و اقتصاد ایران را کمونیستی می دانند. ما با هارترین وجه نئولیبرالیسم در ایران در پیوند بین نیروی کار. کارفرما مواجهیم. کارگران بدبخت شده و رها شده زیر ساطور سرمایه داری..
@maktubaaat
🔶هنوز صدای بغض آلود راننده اسنپ که ماجرای استخدام نشدن دختر شیمی دانش را در بخش خصوصی تعریف میکرد به یاد دارم. کلمات را به سختی در دهان میچرخاند و اشاره میکرد دخترش را برای چیز دیگری در شرکت میخواهند.
🔶اسکرین شات ها از دوستانی است که اغلب محجبه نیستند ولی از شرایط ناسالم کار در بخش خصوصی به جان آمده اند. شرایطی که با ترس و سکوت من و شما،روز به روز بدتر و کثیف تر میشود.
🔶حجاب ستیزی صرفاً یک پروکسی است برای کالایی سازی صد درصدی زنان کشورمان. برهنه گرایی بی سابقه در تهران و برخی کلانشهرها، وجهی از آنارشیسم اجتماعی مورد حمایت رسانههای بیگانه فارسی زبان و به اصطلاح نخبگان است.
@sayyedmahdinazemi
◾ إنّا لله و إنّا إلیه راجعون
🔹 با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت بانوی اندیشمند و فرهیخته، سرکار خانم دکتر زکیه سادات طباطبایی را خدمت اهالی فرهنگ و اندیشه انقلاب اسلامی تسلیت عرض میکنیم.
🔸 سرکار خانم دکتر طباطبایی که هم در دوران انتشار نشریه «سوره» با قلم توانای خویش به عنوان نویسنده و هم در قامت «مدیر گروه ادبیات و هنر مدرسه عالی علوم انسانی روزگار نو» در کنار ما بودند و زحمات و تلاشهای خالصانهای را متحمل شدند، عمر پربرکت خویش را وقف اعتلای اندیشه و هنر متعهد نمودند.
🔹از درگاه خداوند متعال طلب میکنیم که روح ایشان را که از فعالان دغدغهمند عرصه فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی بودند، با روح امام شهید (رحمةالله علیه) و سایر شهدای والامقام جنگ رمضان محشور فرماید.
🔸 این مصیبت دردناک را به برادر گرامی، جناب آقای آیت معروفی و سایر بازماندگان و بستگان محترم تسلیت عرض نموده و از پیشگاه پروردگار برایشان صبر جمیل و اجر جزیل طلب میکنیم.
✉️ مؤسسه پگاه روزگار نو
بخش دوم:
🔻داعش نیز در دورۀ قدرت خود، به بهانۀ مبارزه با شرک، تروریسم فرهنگی را بسیار بسط داد. داعش بسیاری از آثار باستانی سوریه را تخریب و سپس به صورت سازمان یافته آن را به قاچاقچیان آثار باستانی فروخت. داعش در روزهای پایانی قدرت خود در موصل، مسجد بزرگ این شهر را هم منفجر کرد. اما به هر حال داعش و وهابیت و مانند آن، محتمل است که به عنوان گروههای حاشیه تمدن مدرن قلمداد گردند. اگر چه این قول هم بیشتر از آنکه قوت داشته باشد، شهرت دارد. ولی هیچگاه نمیتوان سیاست تروریسم فرهنگی آمریکا و اسرائیل را به حاشیه تمدن مدرن منتسب کرد. این بار دربارۀ جریان اصلی این تمدن و رهبری نظام سرمایه داری صحبت میکنیم.
🔻همه ما ایرانیها به یاد می آوریم که قبل از حملۀ واکنشی ایران به پایگاه عین الاسد، ترامپ تهدید کرد که به ۵۲ نماد فرهنگی ایران حمله خواهد کرد و آنها را نابود خواهد ساخت. آن هم در شرایطی که تقریباً هیچ جنگی فیمابین دو طرف جریان ندارد. این تهدید چیست؟ تخریب نمادهای تاریخی و فرهنگی ایران، چه تهدیدی برای زمامداران کاخ سفید محسوب میشود؟ چرا اکنون و در جنگ رمضان، به صدها آثار باستانی ثبت شدۀ جهانی و بعضاً مشهور در کل دنیا، آسیبهای کلی و جزئی وارد شده است؟ آیا این همان سیاست اسرائیلی در نابودی آثار باستانی، مساجد، کلیساها و کنیسهها، مدارس، دانشگاهها و... در فلسطین و غزه نیست؟ آیا حملات گسترده آمریکایی-صهیونی به مدارس، دانشگاهها، مراکز فرهنگی و مذهبی، پارکها و... در ایران، چیزی غیر از تروریسم فرهنگی است؟ اگرچه باید یادآور شد که مهمتر از این جنایتها، جنایت بزرگتری است و آن سکوت بخش قابل توجهی از جهان غربی در برابر این معدوم سازی فرهنگی.
🔻تروریسم فرهنگی چیست؟ تروریسم فرهنگی، رادیکال شدن گرایش تقابلی و معاندت انسان است که تمنای محو و معدومیت هر امر متفاوتی را میکند. به تعبیر دیگر، سکونت در ساحل آرامش را زمانی ممکن میداند که هر نشانهای متعلق به دیگری، همچنین خود دیگری، معدوم شده باشد. تروریسم فرهنگی، اساساً نابودی را در صرف قتل عام و نسل کشی تعریف نمیکند. بلکه نابودسازی را در این میداند که تمامی نشانههای دلالت کننده بر دیگری نیز نابود شود. خواه چند فرد آزادیخواه در اروپا باشند یا رسانهای در لبنان یا کاریکاتوریستی فلسطینی یا فیلمسازی اردنی. اصلاً تاریخ اسرائیل، تاریخ ترور شخصیتهای فرهنگی و نابودسازی سازههای فرهنگی مقابل خود است. با افتخار اعلام کردن اینکه به زودی یک تمدن را برای همیشه از بین خواهیم برد، نشانگر یک رویکرد نوین در جهان امروز است.
🔻هیچگاه هیتلر و حتی استالین مبادرت به محو کامل نشانههای فرهنگی دشمنان خود نکردند. چیزی که باید در این میان گفت، این است که معاندت به نشانهها و شخصیتهای فرهنگی و تمدنی، در اصل هیچ ربطی به کشور تحت تخاصم ندارد، بلکه اصلاً معاندت با فرهنگ و تمدن است. این نوع از معاندت جدید، این هایپرتروریسم، رادیکالترین و مخربترین و متوحشترین شکل معاندتی است که در تاریخ بشر سراغ داریم.
🔻به یک تعبیر، اسرائیل اساساً نمیجنگد. اسرائیل ترور میکند و تظاهر او به جنگ، در واقع پوششی برای تروریسم است. اسرائیل سعی دارد با ترور کلیه منابع هویتی و تشخص و قدرت یک قوم، آن را در مسیر نابودی صریح یا نابودی ضمنی در بردگی صریح قرار دهد. بنابراین تروریسم برای اسرائیل یک ابزار نیست، تروریسم شاخصۀ اصلی مواجۀ اسرائیل با دیگری است. برعکس، تظاهر به جنگ برای او ابزاری است جهت بسط تروریسم. تجربۀ نشان داده است که اسرائیل بر خلاف ادعاهایی که در بوق و کرنا میکند، به ندرت میتواند بجنگد و لشکر خسته و هراسناک او، فقط زمین صاف شده با آخرین تکنولوژیهای نظامی آمریکایی را میتواند تصرف کند. همین تکنولوژی است که امروز به آمریکا و اسرائیل اجازه میدهد از هر راهی برای ایجاد رعب و وحشت در مردم غیرنظامی استفاده کند. چرا که این لشکر پر شاخ و برگ، توانایی جنگیدن در میدان رزم را ندارد و بنابراین ترجیح میدهد با حمله به کودکانی که پدرانشان در میدان جنگ هستند، با حمله به رزمندهای که یک شب را به منزل برگشته است تا نزد خانواده باشد، با حمله به سیاستمداری که هیچ عملکرد نظامی ندارد، با حمله به دانشمندان و اساتید دانشگاه، با حمله به هر کسی که قتل او میتواند روحیه یک قوم یا ملت را تضعیف کند، خصلت نابودگری خود را افشا و ضعف خود را در جنگیدن، پنهان سازد.
🔻هایپرتروریسم یعنی جایگزین کردن هنر جنگاوری و روحیۀ جنگاوری با ترور و روحیه وحشت آفرینی و وحشت پذیری. هایپرتروریسم همان تروریسم فرهنگی است زیرا هر دو یک مقصد دارند؛ نابودی مطلق دیگری و اجتناب از مواجهه با دیگری، نه تنها از سر تعامل، بلکه حتی مواجهه از سر تقابل.
پژوهشگر و مدرس فلسفه
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
@sayyedmahdinazemi
💠 جوهر ایران؛ از هضم مغول تا ایستادگی در برابر آمریکا
▪️ فقراتی از یادداشت جدید دکتر رضا داوری اردکانی
🔸 ایران در جغرافیا و سیاست کشوری در عداد کشورهای دیگر است اما عظمتی دارد که نظیرش را کمتر میتوان یافت. ایران چیزی بیش از یک کشور است. ایران تاریخی بزرگ است و او جوهری در درون دارد که آن را از بلاهای هولناک و فتنههای روزگار حفظ میکند. چنانکه در طی تاریخ چند هزارسالهاش مصیبت و بلا و شکست و حتی دورانهای ابتلا به بیخردی کم نداشته اما هر بار از آتش فتنه سرفراز بیرون آمده است. خدا کند که این بار هم چنین باشد.
🔹 بزرگ دانستن ایران یک دعوی احساساتی نیست، گواهی تاریخ است. مغولها به قصد کشورگشایی و تصرف سرزمین به ایران هجوم نیاوردند بلکه آمدند بکشند و ویران و نابود کنند، اما چندان دیر نپایید که گویی از مغولبودن منصرف شدند و دیگر مغول نبودند. ایران عنصر مغولی در وجودشان را نابود کرد و آنها را در خدمت خود گرفت.
🔸 حادثه مهمی که به آن توجه نشده است پدید آمدن زبان فارسی در زمانی است که مردم سرزمینهای اسلامی زبان قومی را رها میکردند و زبان عربی را میپذیرفتند در آن زمان ایران زبان سراسری نداشت و در ظاهر مستعد رو کردن به زبان عربی بود، به خصوص که اهل ادب و فرهنگ و دانش ایران زبان عربی آموخته و میآموختند و آن را گرامی میداشتند و قصدشان از قوام بخشیدن به زبان فارسی به هیچوجه مقابله و مخالفت با زبان عربی نبود. و مگر رودکی با مقام بزرگی که در تحکیم زبان فارسی دارد، استاد زبان و ادب عربی نبود. اما ایران به زبان فارسی نیاز داشت و میبایست زبان فارسی پدید آید تا یکی از دورانهای بزرگ تاریخش را با آن آغاز کند که بخش بزرگ و بینظیری از آثار شعر و هنر و دانش و فرهنگ جهان به آن تعلق دارد.
🔹 جهان کنونی با همه دعویهایش جهان کینه و دشمنی و مجال غلبه زشتی و پلشتی بر زیبایی و پاکیزگی است. شاعران پاسداران زیبایی و پاکیزگیاند و اگر خورشید درخشان شعر هزارساله فارسی نبود، جهان افسردهتر و پربلاتر و نومیدتر بود. سخن این نیست که اگر فردوسی و حافظ نبودند جهان چیزی کم داشت، بلکه نمیدانیم اگر نبودند جهان به طور کلی و به خصوص جهان ما چه بود و چه صورتی داشت.
🔸 درک و فهم وضع کنونی و آینده ایران دشوار است و گویی زبان، تسلیم شعار و کلمات احساساتی شده است. در شعر فارسی صد سال اخیر هم که ممتازترین صورت تفکر ایران و جلوهگاه درک و بینش ماست، آینده تیره و پر از هول و تشویش است و پیداست که در این شرایط چندان طرحی برای فردا نباشد.
🔹 کشور ما موقع و مقام ژئوپلیتیک حساس و مهمی دارد. این وضع و موقع میتواند برای ما سودمند باشد یا موجب شود که قدرتهای جهانی از پیشرفت ایران جلوگیری کنند که مبادا با اعمال قدرت منافع آنها را به خطر اندازد. از حیث تاریخی هم سابقه خرد عملی چند هزارساله و خرد نظری ریشهدار دارد اما ایران مبتلی و دردمند است و طبیبانی که دردش را بشناسند کم و اندکند.
🔸 معهذا با امید به لطف الهی و با شجاعت فرزندان دلاورش از بلای کنونی نیز پیروز و سرفراز بیرون خواهد آمد.
یورگن هابرماس آنقدر عمر کرد تا به چشم خود تمامیت پیدا کردن این پروژه ناتمام را دید!
اگرچه که هابرماس دید، اما تعصبات نژادی و فرهنگی اش مانع همیشگی فهم او شده بودند.
ای کاش ما هم بفهمیم این عجوزه تمام شده در ناتمامی خود، دیگر به هیچ کشور و قومی وفا نخواهد کرد.
انسان باید راه دیگری را در حیات خود جستجو کند، پیش از آنکه همه چیز را برای همیشه از دست بدهد.
در لابلای زوزه کفتارها، ندایت تا ابد در گوش جان خواهد ماند، ای بهترین رخداد این سرزمین و ای معنای انسانیت در زمانهای که گرگها می درند و می رقصند.
Читать полностью…
🚦اندیشکده رسانه پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر برگزار میکند:
🔰نشست تخصصی با موضوع:
*نقد و بررسی چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر*
📍با حضور:
#عبدالکریم_خیامی
#محمدرضا_شفیعی
#سید_مهدی_ناظمی
📆*سهشنبه ۲۸ بهمن
🕰 ساعت ۱۰ الی ۱۲:۱۵*
🏡مکان: سالن طبقه اول پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر
🛜لینک حضور مجازی در جلسه:
https://skyroom.online/ch/sadr/nezamsazi
┅═✧❁🌿🌺🌿❁✧═┅
🟥 پژوهشکده مطالعات تمدنی شهید صدر (ره)
📲@sadr_ir
🌐https://sadr.ihu.ac.ir/
🔶باز هم درباره دکتر داوری اردکانی...
🔶 سید مهدی ناظمی قره باغ
دکتر داوری اردکانی چند سال پیش در جلسه حضوری به این جانب صراحتاً و مؤکداً فرمودند که: «من اصلاح طلب نیستم.» این در حالی بود که اینجانب پرسشی هم در این باره نپرسیده بودم. ولی به نظر می رسد حضرتشان نگران تفاسیری بودند که در بدنه سیاسی کشور از ایشان انجام می شود. ایشان نگران هستند که سخن فلسفه و تفکر در کشور ما همواره با سخنان سیاست خلط می شود و اصلاً گویا تا زمانی که سخنی را نتوان به دلالتهای سیاسی روزمره کاست، چشمی به سوی آن دوخته نخواهد شد. افسوس که بعد از این چشم دوختن، باز هم گوشی برای شنیدن سخن باز نخواهد شد.
روز دیگری ایشان فرمودند که مرتب از سوی تیم پژوهشی دکتر رنانی تقاضای گفتگو درباره توسعه با ایشان مطرح می گردد. آن زمان من دلبستگی هایی به دکتر رنانی داشتم و برخی سخنانی را که از ایشان گوش داده بودم، نشانگر تیزهوشی و دقت نظر میفهمیدم. من نظر مثبتم را به استاد اعلام کردم ولی با کمال تعجب، متوجه شدم استاد مخالف این تقریب هستند(اطلاعی ندارم که آن مصاحبه انجام شد یا نه).
امروز بسیار خوب می فهمم که راه استاد داوری اردکانی درباره توجه به ضرورت توسعه در جهان امروز با مشی افرادی مانند رنانی چقدر متفاوت است. استاد داوری اردکانی، توسعه را ایدئولوژیک نمی فهمد و اصلاً تابع هیچکدام از نظریه های توسعه یا نظریه مختار جدیدی نیست. سخن ایشان، توجه دادن به ملت و سیاست ایران برای طراحی یک برنامه بلندمدت و جدی برای توسعه کشور است و این که این امر ضرورتی قابل امهال و دور زدن نیست. استاد داوری به درستی و با دقت نظر هیچگاه وارد جزئیات مناقشه برانگیز توسعه نمی شود. زیرا این جژئیات را باید اصحاب علوم اجتماعی و علوم انسانی بحث کنند و با بدنه سیاست کشور به نتیجه برسند.
در مقابل آقای رنانی و برخی مانند ایشان توسعه را ذیل ایدئولوژی نئولیبرالیسم و آن هم جهان سومی ترین نسخه آن یعنی وابستگی تام و تمام درک می کنند و این کمابیش همان نظری بود که در زمان پهلوی فهمیده می شد و به همین خاطر هم به شکست انجامید.
این البته هیچ ایرادی ندارد که فردی هم متفکر باشد و هم در سیاست روز غوری داشته باشد و چه بسا عملی هم داشته باشد. راقم این سطور نیز خود چند سالیست که فعالیت درباره مسائل روز کشور را اولویتی برای خود می داند. اما چیزی که خسارت بار است، خلط این دو سخن است. یعنی خلط سخن سیاست روز(اینجا نئولیبرالیسم) با سخن از سر تفکر درباره مبادی و مبانی عالم و آدم ایرانی.
غرض اینکه هر چند سخنان جذابی از زبان و قلم آقای رنانی صادر می شود ولی آقای رنانی صرفاً ادامه نظریه توسعه بر اساس وابستگی پهلوی است و راهی برای کشور باز نمی کند. تقریب بین رهیافت استاد داوری اردکانی و آقای رنانی می تواند ساحت علم و تفکر را بیش از پیش مخدوش و مغشوش سازد.
@sayyedmahdinazemi
متن سخنرانی منتسب به دکتر رضا داوری اردکانی به مناسبت سالگرد ارتحال مرحوم فردید:
(مطابق معمول چند سال اخیر که تلاش میشود، تصویری محدود و عمدتاً سیاسی از استاد داوری، رسانهای گردد، این سخنان مهم هم رسانهای نشد)
🌸🌸🌸🌸
به نام خدا
با سلام به حاضران و کسانی که سخن مرا میشنوند، سخن خود را آغاز میکنم و همت دوستان عزیزی را که پس از درگذشت استاد دکتر فردید، هر ساله به یاد او، مجلس بحث ترتیب میدهند، مي ستايم.
دکتر فردید درک عمیقی از فلسفه داشت؛ اما چون نظر خود را به تفصیل بیان نمی کرد، بسیاری از مستمعان مطالب او را به دقت درنمییافتند و در مورد او به درستی نمیتوانستند حکم کنند. کسانی هم فلسفه او را با اظهار نظرهایش در امور عادی و هر روزی زندگی، یکی دانسته و با او به مخالفت و بلکه دشمنی، برخاسته اند. برخی اشخاص و بعضی از شاگردان ايشان هم که در صدد دفاع برآمده اند، منتسب به گروه مجعول موسوم به فردیدی-هیدگری شدهاند.
فلسفه مجال بحث است؛ اما وقتی راه بحث به دشمنی، ناسزا گویی و بهتان میرسد، دیگر فلسفه جایی ندارد. فلسفه مقام دوستی است و دوستی جزئی از نام فلسفه است و چون فلسفه دوستداری حکمت و معرفت است، نادانان قهراً با آن میانهای ندارند.
البته مواجهه خصمانه با فلسفه، رسم تازهای نیست! در آتن که وطن فلسفه و شهر شعر و تفکر بود، سقراط را که به قول افلاطون، از حیث دانش و فضیلت، در زمان خود نظیر نداشت، کشتند! در ديار ما هم اهل تفکر و فلسفه آزارها دیدند و سهروردی به قتل رسید! جرم فلسفه این است که بیخردی و جهل و غرور را افشاء میکند و طبیعی است که به سزایش هم برسد. نمیدانم اگر دکتر فردید زنده بود، در باره زمان و وضع کنونی جهان و ایران چه میگفت و چه میاندیشید. مسلما اصول اساسی نظرش را حفظ میکرد؛ اما چون با زمان و تاريخ آشنا بود، از دگرگونی وضع جهان، نمیتوانست چشم بپوشد!
از جمله نکاتی که در این مجلس مورد بحث قرار میگیرد، جنگها، کشتارها و ويرانگري هاي آخرالزمانی است. چرا جنگهای آخرالزمانی؟ اگر در زمان ما جنگها آخرالزمانی است، آیا چیزها و امور وابسته به وجود ما، آخرالزمانی نیستند؟
به نظر میرسد که اگر جنگ، جنگ آخرالزمانی است، باید تحقیق و تامل شود که بشر آخرالزماني چیست و چه مسائل و مشكلاتي دارد. اما چون بحث مجلس، جنگهای آخرالزمانی است، من هم ناگزیر، به آن باز میگردم!
مراد از جنگهای آخرالزمانی چیست؟ این جنگها با جنگهای سابق چه تفاوتی دارند و صفت خاصّشان چیست؟ در جنگ آخرالزمانی، مثل گذشته، جنگ جنگ سربازان و با لشكركشي برای کشورگشایی نیست! بلکه جنگ اطلاعات و تکنیک است؛ فرماندهی آن هم به عهده هوش مصنوعی است.
البته وقتی از شرایط جنگ سخن میگوییم، نمیتوانیم از نسبت آن با تفرعن بگذریم! اما تفرعنی که اکنون موجب بسياري از جنگهاست، تفرعنی است که شاید کمتر با اراده به قدرت، نسبت دارد و بیشتر با توهم قدرت توأم است!
به هر حال زمان ما، چنان که بعضی فیلسوفان معاصر گفتهاند، زمان کینه و دشمنی است! کسی مثل کارل اشمیت، حتی گفته است که سیاست، تشخیص دشمن و مرزهای دشمنی و دوستی است! در چنین زمانی، پرهیز از جنگ، کاری بس دشوار است. ولی چنان که گفته شد، جنگ، جنگ اطلاعات است. قدرتهای جهانی، قدرت خود را با اطلاعات و نفوذ اطلاعاتي حفظ و اعمال مي كنند. اگر دو یا چند کشور با هم خصومت داشته باشند، نفوذ اطلاعاتی مي تواند مهم ترين و موثرترین عامل، در پیروزی یا شکست آنها باشد.
وصف دیگر جنگهای زمان ما که عجیب مینماید، این است که قصد و غایت آن، بیش از آن که فتح و پیروزی باشد، نابود کردن است! کسانی که زمان را زمان کینه دانستهاند، شاید نظرشان به این بوده است که دشمنان به تسلیم يكديگر راضی نمیشوند، بلکه سوداي نابودي دشمن را در سر دارند.
میدانیم كه تاریخ تجدد با طرح سوبژکتیویته و ظهور اراده به قدرت، قوام پیدا کرده و به دگرگونی کلی در احوال و زندگی همه مردم جهان مؤدي شده است؛ ولی اکنون این خودبنیادی، دیگر قدرت سابق را ندارد. وقتی گفتند: "انسان مرده است!" مراد مرگ سوبژکتیویته و اراده به قدرت بود!
چنان که گفته شد، اكنون دیگر لشگرها و سربازها جنگ نمیکنند، بلکه جنگ، جنگ اطلاعات، تکنیک و هوش مصنوعی است. پس دیگر نيازي هم به خرد و خردمندی نیست! هوش مصنوعی جانشین انسان خردمند شده است و توقع اين است كه کار او را انجام دهد! ظاهراً وضع روزگار هم چنان است که گویی میخواهد هوش مصنوعی جانشین انسان شود!
میگویند و درست میگویند که هیچ موجودی نمیتواند مصنوعي کاملتر از خود بسازد! اکنون هم کسی در صدد ساختن موجود کامل نیست، بلکه آدمی بدون آن که بداند و متذکر باشد، جانشینی برای خود میسازد تا خود را از بیم و غم ناتوانی در تدبیر امور، برهاند!
از حوصله اي كه فرموديد سپاسگزاري مي كنم و به روان استاد دكتر فرديد درود مي فرستم.
رضا داوری اردکانی، هفتم مهرماه ۱۴۰۴
دوستانی که علاقمند به همیاری و کمکرسانی محلی یا شهری داوطلبانه هستند، پیشنهاد میشود عجالتا در اپ پاکار، ثبت نام کنند.
Pakar.app
این یادداشت که سالها پیش درباره فیلم سینمایی مرد پنگوئنی یا بازگشت بتمن اثر تیم برتون نوشته شده بود، به دلیل شباهتهای فراوان با سیاست امروز غرب از جمله شخصیت دونالد ترامپ، بازنشر میگردد👇
Читать полностью…
متن کامل یادداشت «از غزه تا تهران» نگاشته سید مهدی ناظمی قره باغ در فرهیختگان
@sayyedmahdinazemi
📣 *الزامات و ابعاد مسئولیت عمومی در قبال میراث فرهنگی*
🔹گروه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مرکز پژوهشهای مجلس به مناسبت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی برگزار میکند.
👤سخنرانان
_دکتر سید مهدی ناظمی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر فلسفه هنر
_دکتر سید احمد محیط طباطبایی، رئیس کمیته ملی موزههای ایران (ایکوم)
_سوسن چراغچی، کارشناس و پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی
*دبیر نشست *
دکتر سعید شفیعا، معاون دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی
📅 چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۰
📍 صاحبقرانیه، رو به روی پارک نیاوران، ساختمان مرکز پژوهش های مجلس، سالن امام خمینی (ره)
*پایگاه نشر دفتر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مرکز پژوهش های مجلس *
@rcmajles_cth
ارتحال استاد عالیقدر علوم عقلی، جناب آقای محمد حسین حشمت پور را تسلیت عرض میکنیم.
مرحوم حشمت پور از نادر باقی ماندگان مدرسان سنتی علوم عقلی و از مسلط ترینهای ایشان بودند.
@sayyedmahdinazemi
🇷🇺 🇮🇷 بنیاد ابنسینا مسکو (روسیه) با همکاری کارگروه حکمرانی آموزش عالی موسسه کوثر دانشگاه تهران برگزار میکند:
مدرسه بهاره بینالمللی فلسفه اسلامی
«ایستادن در زمانه تاسیس»
🔸از آغاز تا انجام؛ درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی
👤 دکتر مجید احسن
🔹فیلسوفان نخستین؛ کندی
🔸فیلسوف-دانشمندان؛ زکریا رازی
👤 دکتر محمدمهدی منتصری
🔹دوره انتقال فلسفه یونانی به جهان ایرانی-اسلامی
👤 دکتر سیدجمالالدین میرشرفالدین
🔸سنت فلسفی ایران باستان و زمینههای ایرانی فکر فارابی
👤 دکتر بابک عالیخانی
🔹فارابی موسس فلسفه اسلامی؛ بازخوانی ایده تاسیس
👤 دکتر محمدرضا هدایتی
🔸زمینههای میان فرهنگی فکر فارابی
👤 دکتر سید مهدی ناظمی
🔹حکمت عملی و امر سیاسی
👤 دکتر محمدعلی نوری
🔸انسانِ عهدهدارِ جهانِ فلسفه اسلامی
👤 دکتر فاطمه رایگانی
🔹هستیشناسی و خداشناسی فارابی
👤 دکتر فاطمه شهیدی
🔸استعاره و زبان فهم دین در کتاب «الحروف» فارابی
👤 دکتر کرامت ورزدار
🔹مدینه فاضله فارابی؛ اتوپیا آرمانشهر یا شهر مثالی؟
👤 هانیه دارائی
🗓 تاریخ:
بیستم اردیبهشت تا یازدهم خرداد
برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر
🔻🔻🔻🔻
@Farzanehdaroei
@philo_ut
@mir_today 🇷🇺
@HE_Gov 🇮🇷
@sayyedmahdinazemi