21426
اگر موضوعی را مدام برای شما تکرار کردند بدانید که به احتمال زیاد یک دروغ است. ✍🏻 نوآم چامسکی
📢 مجموعه ای ویژه از کانال های با کیفیت در اختیار شماست، فرصت را از دست ندهید.✨
Читать полностью…
⭐️ با توجه به افزایش قیمت کتاب و منابع، مجموعه ای از کانال ها با محتوای pdf کتاب در اختیار شماست، کافیست متن را لمس کنید 📚
Читать полностью…
💢 جلوکشیدن ساعت در بهار ممکن است سلامت چشم را تحت تاثیر قرار دهد
تغییرات فصلی ساعت، ضرباهنگ شبانهروزی یا ساعت زیستی بدن را مختل میکند؛ سامانهای ۲۴ ساعته که خواب، ترشح هورمونها و بسیاری از عملکردهای بدن را تنظیم میکند.
جلو کشیدن ساعت در بهار ممکن است فراتر از بر هم زدن الگوی خواب، سلامت چشمها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
نتایج یک مطالعه جدید نشان میدهد تغییر دادن ساعت با افزایش نزدیک به۳۰ درصدی خطر ابتلا به بیماریهای عروقی شبکیه همراه است؛ موضوعی که به گفته پژوهشگران نشان میدهد حتی یک ساعت تغییر نیز ممکن است بر سلامت افراد تأثیر بگذارد.
مطالعه جدید «نورثوسترن مدیسن» (Northwestern Medicine) نخستین بررسی جامع درباره ارتباط میان تغییر ساعت و اختلالات عروقی شبکیه است.
تغییر ساعت و بیماریهای شبکیهآمار چه میگوید؟
محققان با تحلیل دادههای ملی سلامت آمریکا دریافتند تغییر دادن ساعت در تابستان با افزایش نزدیک به ۳۰ درصدی خطر ابتلا به بیماریهای عروقی شبکیه در ماه پس از تغییر ساعت همراه است.
در مقابل، بازگرداندن ساعتها در پاییز با کاهش ۲۰ درصدی خطر این بیماریها ارتباط دارد.
آنچه پژوهشگران میگویند
دکتر رکسانا میرزا، استاد دانشگاه نورثوسترن و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: «مطالعه ما نشان میدهد که یک ساعت خواب بیشتر میتواند در برابر خطر ابتلا به بیماریها نقش محافظتی داشته باشد.
حتی یک ساعت تغییر هم میتواند بر سلامت افراد تأثیر بگذارد. از این رو، بیمارانی که پس از تغییر ساعت، بهویژه در بهار، علائم جدیدی را گزارش میکنند، احتمالا به ارزیابی دقیقتری نیاز دارند.»
نگاهی عمیقتر
تغییرات فصلی ساعت، ضرباهنگ شبانهروزی یا ساعت زیستی بدن را مختل میکند؛ سامانهای ۲۴ ساعته که خواب، ترشح هورمونها و بسیاری از عملکردهای بدن را تنظیم میکند.
مطالعات پیشین نشان دادهاند این اختلال، بهویژه پس از جلو کشیدن ساعتها در بهار، با افزایش خطر حمله قلبی و سکته مغزی ارتباط دارد.از آنجا که شبکیه دارای شبکهای پیچیده از رگهای خونی است و ارتباط نزدیکی با دستگاه قلبیعروقی دارد، تیم تحقیقاتی به سرپرستی میرز تصمیم گرفت بررسی کند که آیا ممکن است تغییر ساعت خطر ابتلا به بیماریهای عروقی شبکیه را نیز افزایش دهد یا نه.
این مطالعه چگونه انجام شد؟
محققان دادههای بیمه سلامت بیش از ۱۸ میلیون فرد ۱۸ تا ۶۴ ساله را که در سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ به یکی از بیماریهای عروقی شبکیه مبتلا شده بودند، تحلیل کردند.آنها چهار بیماری را بررسی کردند: انسداد شریان شبکیه، انسداد ورید شبکیه، رتینوپاتی دیابتی پرولیفراتیو، و دژنراسیون ماکولای وابسته به سن از نوع عروقی.
مهمترین یافتهها چه بودند؟
پس از تغییر ساعت در بهار، خطر ابتلا به رتینوپاتی دیابتی پرولیفراتیو و دژنراسیون ماکولای وابسته به سن از نوع عروقی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافت.پس از تغییر ساعت در پاییز، خطر ابتلا به هر چهار بیماری عروقی شبکیه ۲۰ تا ۴۰ درصد کاهش یافت.
چرا اختلال در ضرباهنگ شبانهروزی اهمیت دارد؟
دکتر کایل چان، پزشک دستیار چشمپزشکی در دانشکده فاینبرگ و از نویسندگان اصلی این مطالعه، گفت: «یک ساعت خواب کمتر و اختلال در ساعت زیستی بدن میتواند باعث بروز واکنشهای التهابی و اختلالات متابولیک شود.
همچنین برخی مطالعات نشان دادهاند که یک ساعت خواب بیشتر در زمان بازگشت به ساعت استاندارد ممکن است اثر محافظتی داشته باشد.»
گام بعدی چیست؟
چان تأکید کرد که این پژوهش تنها بر سه سال داده متکی بوده و افزود تحقیقات آینده باید این نتایج را در مجموعهدادههای بزرگتر تکرار و بررسی کنند.
https://health.yahoo.com/conditions/eyes/articles/spring-clock-change-linked-higher-221348953.html
🆔@ScientificDialectics
💢 ترکیبات موجود در شیر ممکن است بیشتر به حفظ آب مورد نیاز بدن کمک کنند
آب همچنان اصلیترین نوشیدنی برای تامین مایعات بدن است، اما ترکیبات موجود در شیر ممکن است باعث شوند بدن آب دریافتی را برای مدت بیشتری حفظ کند.
وقتی صحبت از تامین آب بدن می شود ، بدیهیترین گزینه آب است، با این حال، متخصصان تغذیه میگویند شیر هم میتواند بهاندازه آب یا حتی بیشتر از آن به حفظ آب بدن کمک کند.
به گفته جوی باوئر، متخصص تغذیه و نویسنده بخش سلامت ، برخی تحقیقات نشان دادهاند از آنجا که شیر بهطور طبیعی حاوی برخی الکترولیتها است، میتواند کمک میکند آب مدت بیشتری در بدن باقی بماند.
این مطالعات کوچک نشان دادهاند آب بدن افرادی که شیر مینوشند، در مقایسه با افرادی که آب مصرف میکنند، مدت بیشتری حفظ میشود. توضیح احتمالی این است که سدیم طبیعی موجود در شیر مانند یک الکترولیت عمل میکند و به حفظ آب در بدن کمک میکند.
چربی و پروتئین شیر نیز باعث میشوند مایعات مدت بیشتری در بدن باقی بمانند. به همین دلیل، هم شیر کمچرب و هم شیر پرچرب میتوانند به تامین و حفظ آب بدن کمک کنند.این موضوع شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما میزان آبرسانی یک نوشیدنی فقط به مقدار آب موجود در آن بستگی ندارد.
ترکیبات موجود در نوشیدنی و سرعت جذب و دفع مایعات هم تعیین میکنند که بدن چه مدت آب دریافتی را حفظ میکند.
چرا تامین آب بدن اهمیت دارد؟
حفظ آب کافی بدن در تمام طول سال مهم است، اما در روزهای گرم تابستان که بدن از طریق تعریق، مایعات بیشتری از دست میدهد، توجه به آن اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برخی افراد نیز باید بیش از دیگران به تامین آب بدن خود توجه کنند، از جمله کسانی که مدت زیادی را در فضای باز میگذرانند، سالمندان و افرادی که برخی داروها مانند داروهای گروه جیالپیــ۱ مصرف میکنند.اگر بیش از یک ساعت ورزش میکنید، بیمار بودهاید یا زیاد عرق میکنید، ممکن است لازم باشد برای تامین آب بدن، مصرف الکترولیتها را نیز در نظر بگیرید.
الکترولیتها موادی معدنیاند که به بدن کمک میکنند میزان آب داخل و خارج سلولها را متعادل نگه دارد.همچنین باید در نظر داشت که عرق برخی افراد بهطور طبیعی نمک بیشتری دارد، یعنی هنگام تعریق، نسبت به دیگران نمک بیشتری از دست میدهند.
به گفته بائر، این افراد ممکن است به مصرف الکترولیتها بیشتر نیاز داشته باشند.
آیا همه به نوشیدنیهای الکترولیتی نیاز دارند؟
برای بیشتر افراد، نوشیدن آب و صرف منظم وعدههای غذایی برای تامین آب موردنیاز بدن کافی است، زیرا مواد غذایی معمولا الکترولیت کافی در اختیار بدن قرار میدهند و به مصرف مقدار بیشتری از آنها نیازی نیست.
با این حال، در مواقعی که بدن به مایعات و الکترولیت بیشتری نیاز دارد، باوئر نوشیدن شیر، آب همراه با یک میانوعده شور یا آب نارگیل را از گزینههای ساده برای کمک به جبران مایعات و مواد معدنی ازدسترفته معرفی میکند.
نوشیدنی حاوی الکترولیت را در خانه هم میتوان تهیه کرد. برای این کار میتوان مقداری آب را با کمی آب مرکبات و مقدار بسیار کمی نمک مخلوط کرد و در صورت تمایل یک قاشق آبمیوه طبیعی یا عسل به آن افزود.
با این همه، یافتههایی که نشان میدهند شیر میتواند آب بدن را برای مدت بیشتری حفظ کند، به این معنا نیست که باید آب را با شیر جایگزین کرد. آب همچنان سادهترین و اصلیترین نوشیدنی برای تامین مایعات روزانه بدن است.
تفاوت در این است که ترکیبات موجود در شیر ممکن است در برخی شرایط به بدن کمک کنند مایعات دریافتی را برای مدت بیشتری حفظ کند.
https://health.yahoo.com/wellness/nutrition/healthy-eating/articles/1-drink-more-hydrating-water-120040036.html
🆔@ScientificDialectics
💢 حیوانات خانگی مغز ما را جوان نگهمیدارند؟ پژوهشها چه میگویند؟
دوستان پشمالوی ما فراتر از یک همنشین بامزه هستند و سلامتی ما را هم بهبود میدهند
پژوهشها نشان دادهاند که نگهداری از حیوانات خانگی- بهویژه سگها- با تنهایی کمتر، تحرک بیشتر و در شماری از سالمندان با کاهش شتاب افت عملکرد ذهنی ارتباط دارد.
پژوهشهای جدید نشان دادهاند که این فواید در حضور حیوان خانگی خلاصه نمیشوند، بلکه رفتارها و روابطی هم که بهواسطه مراقبت از حیوان خانگی شکل میگیرند مفید و مؤثر هستند.
افت عملکرد ذهنی جزو موضوعات مورد توجه پژوهشگران است. پژوهشگران در مطالعهای که در نشریه ساینتیفیک ریپورتس منتشر شد، ۶۳۷ داوطلب سالم در رده سنی ۵۰ تا ۱۰۰ سال را بهمدت سیزده سال بررسی کردند و دریافتند که افت عملکرد ذهنی افرادی که حیوان خانگی داشتند، در مقایسه با دیگران آهستهتر رخ میدهد. در بین افرادی که سگ داشتند، آنهایی که هرروز با سگشان پیادهروی میکردند، از نظر ذهنی دیرتر پیر میشدند.
مطالعه دیگری که حدود ۸ هزار داوطلب ۵۰ ساله و مسنتر در آن حضور داشتند، نشان داد که نگهداری از حیوانات خانگی با کاهش سرعت افت حافظه کلامی و سهولتِ گفتاری ارتباط دارد. با اینحال، این ارتباط فقط در افرادی مشاهده شد که تنها زندگی میکردند. کسانی که با فرد یا افراد دیگر زندگی میکردند، شرایط دیگری داشتند.این مطالعات مشاهدهای بوده و ثابت نمیکنند که حضور حیوان خانگی از مغز محافظت میکند.
پژوهشگران در مطالعهای با بررسی داوطلبان ۶۰ ساله و مسنتر به این نتیجه رسیدند که احساس تنهایی در افرادی که حیوان خانگی داشتند، ۳۶ درصد کمتر از دیگران بود. افرادی که تنها و بدون حیوان خانگی زندگی میکردند، بیش از دیگران احساس تنهایی میکردند.
مطالعه نشریه پلوس وان در دوران همهگیری کووید-۱۹ نشان داد افرادی که سگ داشتند، در مقایسه با افرادی که عاشق سگ بودند اما سگ نداشتند، کمتر دچار افسردگی میشدند و احساس میکردند از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردارند.
پژوهشهای مربوط به حیوانات خانگی و سلامت روان نتایج ضدونقیضی دارند. حیوانات خانگی جای روابط انسانی را نمیگیرند و نباید نگهداری از حیوان خانگی را راهکار درمان افسردگی یا تنهایی دانست.فایده احتمالی حیوانات خانگی از تلفیق معاشرت و نظم روزانه نشأت میگیرد.
حیوانات خانگی نیاز به غذا، حمام و بازی دارند. سگها بهویژه عاشق پیادهروی هستند. این مسئولیتها باعث میشوند روزتان روال مشخصی داشته باشد و احساس کنید کاری برای انجامدادن و هدفی برای دنبالکردن دارید؛ بهویژه اگر بازنشسته یا تنها باشید.تعامل انسان و حیوان بر نحوه واکنش بدن به استرس اثر میگذارد.
پژوهشها نشان دادهاند که تعامل با حیوان خانگی با تغییر فشار خون، ضربان قلب و هورمونهای استرس ارتباط دارد. ارتباط چشمی با سگها باعث ترشح اکسیتوسین میشود که به هورمون پیوند اجتماعی معروف است.
البته حیوانات خانگی میتوانند عامل استرس هم باشند. هزینههای دامپزشکی، مشکلات رفتاری، اختلال خواب و مسئولیت مراقبت از آنها به این معنی است که تجربه نگهداری از حیوان خانگی تا حد زیادی به خود فرد، حیوان و شرایط زندگی آنها بستگی دارد.
نگهداری از حیوان خانگی فواید زیادی برای سلامتی دارد، اما آوردن حیوان خانگی به منزل با هدف بهبود سلامتی مستلزم بررسیهای بیشتر است.کوئو توصیه میکند که جثه، خلقوخو، وضعیت سلامتی و میزان جنبوجوش حیوان را در کنار توان جسمانی و شرایط محل زندگی خود در نظر بگیرید.
جثه حیوان برای سالمندان اهمیت زیادی دارد. یک سگ بزرگ یا پرانرژی میتواند قلادهاش را بکشد یا به حرف صاحبش گوش ندهد و باعث زمینخوردن او شود.به نیازهای حیوان توجه کنید.
مراقبتهای دامپزشکی، غذا، نظافت، آلرژی، محدودیتهای محل سکونت، سفر و امکان مراقبت دائمی از حیوان از جمله مسائلی هستند که باید قبل از آوردن حیوان خانگی در نظر بگیرید. رفاه و راحتی حیوان هم حائز اهمیت است.
برای افرادی که عاشق حیوانات هستند اما نمیتوانند مسئولیت نگهداری تماموقت از آنها را برعهده بگیرند، وقتگذراندن با حیوان خانگی اعضای خانواده، فعالیت داوطلبانه در مراکز نگهداری از حیوانات یا شرکت در برنامههای سازمانیافته تعامل با حیوانات میتواند مؤثر باشد.
حیوانات خانگی جای دارو و درمان را نمیگیرند. نقش حیوان خانگی در حفظ سلامتی آنطور که تصور میشود پیچیده نیست و به دلیل سادگیاش مورد توجه قرار گرفته است.حیوان خانگی باعث میشود که برای او وقت بگذارید و به برنامه روزانهتان نظم و ترتیب میدهد.
اگر حیوان خانگیتان سگ باشد، بهانه خوبی برای بیرون رفتن از خانه پیدا میکنید.همین کارهای بهظاهر کوچک به مرور زمان اثر بزرگی از خود بهجا میگذارند.
🆔@ScientificDialectics
💢 تخممرغ برای کبد مفید است یا مضر؟ متخصص کبد پاسخ میدهد
تخممرغ پروتئین و کولین زیادی دارد، اما کلسترولش هم کم نیست؛ به گفته متخصصان، تاثیر آن روی کبد بیشتر به رژیم غذایی و وضعیت سوختوساز بدن هر فرد بستگی دارد تا به خود تخممرغ.
تخممرغ یکی از محبوبترین گزینههای غذایی در جهان است که علاوه بر اینکه سریع حاضر میشود و کاربردهای متنوعی دارد، سرشار از مواد مغذی است و در همان مجموعه ساده زرد و سفید خود، حاوی پروتئین، کولین( مادهای مغذی که به سلامت مغز کمک میکند) و ویتامین ب۱۲ است.
با این حال، تخممرغ کلسترول هم دارد که نه فقط برای افرادی که مشکلات قلب و عروقی دارند، بلکه برای کسانی که نگران سلامتی کبدشاناند نیز تردیدهایی ایجاد میکند، زیرا برخی تحقیقات نشان دادهاند کلسترول موجود در مواد غذایی میتواند در کبد انباشته شود و عملکرد آن را مختل کند.
مجله پرید برای پیدا کردن پاسخ این پرسش که آیا خوردن تخممرغ برای کبد مفید است یا نه، با یک متخصص کبد گفتگو کرده است.
به گفته دکتر رابرت جونیور، متخصص کبد در مرکز پزشکی ویل کرنل، ارتباط میان مصرف تخممرغ و سلامتی کبد، در مقایسه با سایر مواد غذایی، پیچیدهتر است. تردیدی نیست که میوهها، سبزیجات و پروتئینهای گیاهی سلامتی کبد را تقویت میکنند.
همچنین شکی نیست که الکل، گوشتهای فوقفراوریشده و شیرینیهای پرقند برای سلامتی کبد زیانآورند، اما تخممرغ جایی میان این دو دسته قرار میگیرد.دکتر براون میگوید پروتئین موجود در تخممرغ که احساس سیری ایجاد میکند، یکی از جنبههای مفید آن برای کبد است.
پروتئین نهتنها انرژی بدن را تامین میکند، بلکه مانع پرخوری در ساعات بعدی روز نیز میشود. در همین زمینه، بر اساس پژوهشی که سال ۲۰۱۹ در نشریه «بینالمللی پژوهشهای زیستمحیطی و سلامت عمومی» منتشر شد، افراد مبتلا به چاقی که برای صبحانه دو عدد تخممرغ خورده بودند، در ادامه روز نسبت به کسانی که غلات صبحانه خورده بودند، کالری کمتری مصرف کردند.کولین موجود در تخممرغ نیز به سلامتی کبد کمک میکند.
دکتر براون میگوید: «افرادی که مقدار زیادی کولین دریافت میکنند، معمولا کمتر در معرض خطر ابتلا به کبد چرب قرار دارند. البته کولین را میتوان از مواد غذایی دیگری مانند ماهی، لوبیا، سویا و سبزیجات چلیپایی نیز دریافت کرد.»
با این حال موضوع کلسترول موجود در تخممرغ پیچیدهتر است. دکتر براون خاطرنشان میکند که تخممرغ کلسترول زیادی دارد و بالا بودن کلسترول، کبد را وادار میکند بیشتر کار کند و میتواند موجب تجمع چربی در آن شود.
به همین دلیل، پاسخ به این پرسش که آیا تخممرغ برای سلامتی کبد مفید است یا نه، در واقع به الگوی کلی تغذیه و وضعیت سلامت متابولیک فرد بستگی دارد. به گفته او، اگر فردی سالم باشد و مجموعه متنوعی از مواد غذایی مغذی مصرف کند، تخممرغ هم میتواند بخشی از یک رژیم غذایی سالم باشد، اما افراد دارای کلسترول بالا بهتر است تخممرغ را کمتر مصرف کنند.
وقتی تخممرغ میخوریم، چه اتفاقی برای کبد میافتد؟
برای افرادی که به بیماری کبد چرب مرتبط با اختلال متابولیک (MASLD) مبتلا هستند یا میخواهند از ابتلا به آن پیشگیری کنند، تاثیر مصرف تخممرغ روی کبد اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در مطالعهای که در نشریه علمی تخصصی حوزه بیماریهای کبد (World Journal of Hepatology) منتشر شد، ۱۶۹ نفر مبتلا به کبد چرب مرتبط با اختلال متابولیک و ۷۸۲ نفر بدون این بیماری بررسی شدند.
از همه شرکتکنندهها پرسیده شد چند بار در هفته تخممرغ میخورند. نتایج نشان داد افرادی که هفتهای دو تا سه تخممرغ میخوردند، در مقایسه با کسانی که کمتر از دو تخممرغ در هفته مصرف میکردند، بیش از سه برابر بیشتر احتمال داشت به بیماری کبد چرب مرتبط با اختلال متابولیک مبتلا باشند.
با این حال، دکتر براون به پژوهشی بزرگتر و جامعتر با مشارکت هزار و ۴۱۴ نفر اشاره میکند که میان مصرف تخممرغ و بیماری کبد چرب مرتبط با اختلال متابولیک هیچ ارتباطی پیدا نکرد.
در واقع، پژوهشگران در این مطالعه دریافتند که کولین موجود در تخممرغ به محافظت در برابر این بیماری کمک میکند.او در توضیح این نتایج متناقض، بار دیگر تاکید میکند که الگوی کلی تغذیه فرد اهمیت دارد و محافظت از کبد به مصرف یا حذف یک ماده غذایی خاص محدود نمیشود. او همچنین یادآوری میکند که وضعیت سلامتی هر فرد نیز اهمیت بسیار زیادی دارد.
به همین دلیل اگر کلسترولتان پایین است و مشکل سلامتی خاصی ندارید، خوردن روزانه یک یا دو عدد تخممرغ احتمالا ضرری نخواهد داشت، اما اگر کلسترولتان بالا است، بهتر است در مصرف آن اعتدال بیشتری به خرج دهید و هر روز تخممرغ نخورید.
https://health.yahoo.com/conditions/liver/articles/eating-eggs-affects-liver-health-202500196.html
🆔@ScientificDialectics
💢 مصرف نوشیدنیهای شیرین با افزایش خطر فشار خون بالا در سالهای آتی زندگی ارتباط دارد
پژوهشگران در این مطالعه که در نشریه «گردش خون» منتشر شده است، بیش از ۲۵ هزار کودک و نوجوان آمریکایی را بهمدت ۲۵ سال مورد بررسی قرار دادند.
پیشتر تصور میشد که فشار خون بالا جزو مشکلات دوران میانسالی باشد، اما اکنون از هرهفت کودک و نوجوان آمریکایی یک نفر با این عارضه دستوپنجه نرم میکند.
پژوهشگران در مطالعه بزرگ و جدید خود از عاملی پرده برداشتهاند که تاکنون کمتر مورد توجه بوده است: نوشیدنیهای شیرین از جمله آبمیوههای صددرصد طبیعی که همیشه جزئی از رژیم غذایی کودکان بودهاند.
پژوهشگران در این مطالعه که در نشریه «گردش خون» منتشر شده است، بیش از ۲۵ هزار کودک و نوجوان آمریکایی ۹ تا ۱۶ ساله را بهمدت ۲۵ سال مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که مصرف منظم نوشیدنیهای قندی با افزایش خطر ابتلا به فشار خون بالا در سالهای آتی زندگی ارتباط دارد.
این درحالی است که مصرف میوه کامل بهرغم وجود فروکتوز چنین تأثیری ندارد.این یافتهها نشان میدهند که نوع و منبع قند به اندازه خود قند اهمیت دارند.
منبع فروکتوز مهمتر از مقدار آن است
پژوهشگران در این مطالعه بررسی کردند که منابع مختلف فروکتوز چه ارتباطی با خطر ابتلا به فشار خون بالا دارند.آنها نوشیدنیهای قندی از جمله نوشابه، آبمیوه، لیموناد، چای سرد، نوشیدنیهای ورزشی و دیگر نوشیدنیهای میوهای بدون گاز را با آبمیوههای صددرصد طبیعی و میوههای کامل مانند سیب، پرتقال، موز، انگور، گلابی، خربزه، توتفرنگی، هلو و انبه مقایسه کردند.
یکی از یافتههای مهم آنها این بود که مقدار دریافت فروکتوز ارتباطی با فشار خون بالا ندارد، اما بررسی منبع فروکتوز چیز دیگری میگوید.افرادی که روزانه دو مرتبه یا بیشتر نوشیدنی شیرین مصرف میکردند، در مقایسه با افرادی که کمتر از سه مرتبه در هفته سراغ نوشیدنیهای شیرین میرفتند، ۵۲ درصد بیشتر در معرض خطر ابتلا به فشار خون بالا قرار داشتند.
این یافتهها از نوع مشاهدهای هستند و از ارتباط بین نوشیدنیهای شیرین و فشار خون بالا حکایت دارند، اما ثابت نمیکنند که این نوشیدنیها عامل فشار خون بالا هستند. این ارتباط بعد از بررسی عوامل دیگر همچنان پابرجا بود.
چه چیزی باعث این تفاوت میشود؟
تأثیر متفاوت آبمیوه و میوه کامل ما را به یاد یک مفهوم مهم در علم تغذیه میاندازد: مواد غذایی را نمیتوان صرفاً براساس مواد مغذی تشکیلدهنده آنها ارزیابی کرد.واسانتی مالک، دانشیار دانشکده پزشکی دانشگاه تورنتو و نویسنده ارشد مطالعه حاضر، می گوید: «منبع و نحوه مصرف فروکتوز مهمتر از خود فروکتوز است.»
نوشیدنیهای شیرین و حتی آبمیوه صددرصد طبیعی با میوه کامل تفاوت دارند.کارا سیدمن، متخصص تغذیه و معاون بخش علوم شرکت رِزبیوتیک، می گوید: «میوه کامل حاوی فیبر، آب، پلیفنلها، ویتامینها و مواد معدنی است و ساختار سلولی ویژهای دارد که فرایند هضم را کندتر میکند و فشار ناشی از گلوکز و فروکتوز را به حداقل میرساند. آبمیوه فاقد فیبر است و قند را با کمترین زحمت وارد بدن میکند.
درواقع، با نوشیدن آبمیوه قند زیادی در کمترین زمان ممکن وارد بدن میشود.»آبمیوه و نوشابه فروکتوز را سریعتر از میوه کامل به کبد منتقل میکنند.
شروع زودهنگام حائز اهمیت استا
از آنجا که از هرهفت کودک و نوجوان آمریکایی یک نفر با فشار خون بالا دستبهگریبان است یا در شرف آن قرار دارد، تشخیص و پیشگیری زودهنگام ضروری است
سطح خطر با افزایش سن بالاترمیرود.
مطالعهای در سال ۲۰۲۰ نشان داد بزرگسالانی که در سنین پایین به فشار خون بالا مبتلا میشوند، در مقایسه با افرادی که در سنین بالا درگیرِ فشار خون میشوند، بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی و مرگ قرار میگیرند.
این مطالعه نشان داد جایگزینی یک وعده نوشیدنی شیرین با یک وعده میوه کامل با کاهش ۲۲ درصدی خطر فشار خون بالا همراه بود. جایگزینی نوشیدنی شیرین با شیر یا آب هم بهترتیب با کاهش ۱۳ درصدی و ۹ درصدی خطر همراه بود.شیر ممکن است مزایای بیشتری داشته باشد، زیرا حاوی کلسیم و پتاسیم است؛ دو ماده مغذی که به تنظیم فشار خون کمک میکنند.
مطالعات نشان دادهاند که پپتیدهای زیستفعال موجود در پروتئین شیر نقش قابلتوجهی در کنترل فشار خون دارند.فعالیت بدنی هم از شدت خطر فشار خون بالا کم میکند.
پژوهشگران میزان فعالیت بدنی افراد را در محاسبات خود لحاظ کردند و دریافتند که فروکتوز فقط در افرادی باعث افزایش خطر میشود که فعالیت بدنی اندکی دارند.نمیتوان گفت که ورزش تأثیر مصرف منظم نوشیدنیهای شیرین را خنثی میکند. با اینحال، فعالیت بدنی باعث بهبود حساسیت به انسولین، سوختوساز انرژی، عملکرد عروق و توان استفاده از مواد مغذی دریافتی میشود.
🆔@ScientificDialectics
💢ژئوید؛ چرا مدل گرانشی ناسا زمین را شبیه سیبزمینی نشان میدهد
ناسا با نقشهبرداری از گرانش زمین تصویری از ژئوید منتشر کرده؛ شکل تقریبا واقعی سیاره بر پایه سطح اقیانوسهای جهانی در صورت تاثیر فقط گرانش و چرخش زمین.
نیروی گرانش در سراسر زمین یکسان عمل نمیکند و این موضوع تاثیر قابل مشاهدهای بر شکل سیاره ما دارد. ناسا در تابستان امسال تصویری خیرهکننده منتشر کرد که این تفاوتها را در سراسر زمین نشان میدهد.
اگر اقیانوسهای جهان جزر و مد، موج، باد و جریان نداشتند و تنها تحت تاثیر گرانش و چرخش زمین شکل میگرفتند سطح آنها کمی متفاوت به نظر میرسید.
به جای آنکه یک کره کاملا صاف تشکیل دهند، برجستگیها و فرورفتگیهای ظریفی داشتند.در این تصویر ناسا این تفاوتها را دههزار برابر بزرگنمایی کرده و نتیجه آن سیارهای است که شبیه یک سیبزمینی ناهموار به نظر میرسد.
این شکل که «ژئوئید» نام دارد، یک مدل ریاضی از میدان گرانشی زمین است که سطحی فرضی از دریا را در سراسر سیاره، حتی زیر قارهها، نشان میدهد.
ژئوئید شکل واقعی سطح فیزیکی زمین نیست.از آنجا که جرم درون و سطح زمین به طور یکنواخت توزیع نشده است میدان گرانشی آن نیز ناهمگون است.کوهها، درههای عمیق اقیانوسی و تفاوت در چگالی مواد درون سیاره همگی بر میدان گرانشی زمین تاثیر میگذارند.
مناطقی که جرم بیشتری دارند آب را به سوی خود میکشند و برآمدگیهای فرضی در ژئوئید ایجاد میکنند. در نقاط دیگر سطح نظری دریا پایینتر است و فرورفتگیهایی شکل میگیرد.
پایینترین نقطه ژئوئید در جنوب هند قرار دارددر این تصویر، تغییرات ارتفاع ژئوئید دههزار برابر بزرگنمایی شده است. در واقع اختلاف میان بالاترین و پایینترین نقاط آن ۱۹۱ متر است.
ژئوئید در اطراف ایسلند تا ۸۵ متر بالاتر از سطح مرجع و در جنوب هند تا ۱۰۶ متر پایینتر از آن میرسد. سطح مرجع مدلی ریاضی، صاف و اندکی تخت از زمین است که برای سنجش این تغییرات به عنوان مبنا استفاده میشود.
از جمله آنها میتوان به ماموریت «بازیابی گرانش و آزمایش اقلیم» ناسا و ماهواره «کاوشگر میدان گرانشی و گردش پایدار اقیانوسها» آژانس فضایی اروپا اشاره کرد.
دانشمندان از ژئوئید برای مطالعه میدان گرانشی زمین و چگونگی تغییر آن هنگام جابهجایی آب، یخ و دیگر جرمها در سطح سیاره استفاده میکنند. به گفته ناسا این اطلاعات برای نقشهبرداری، مساحی و ناوبری نیز اهمیت دارد.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
🆔@ScientificDialectics
💢 نوشیدن روزانه چای ترش میتواند به کنترل فشار خون کمک کند
«چای گل ختمی حاوی ترکیبات گیاهی طبیعی به نام آنتوسیانینها و پلیفنولها است که ممکن است به شل و گشاد شدن رگهای خونی کمک و در نتیجه، جریان خون را آسانتر کنند»
نتایج پژوهشها نشان میدهد نوشیدن منظم چای ترش ممکن است به کاهش ملایم فشار خون کمک کند؛ اثری که بهویژه در افراد مبتلا به فشار خون بالا بیشتر دیده میشود.
متخصصان تغذیه میگویند ترکیبات گیاهی موجود در این نوشیدنی میتوانند به گشاد شدن رگها و بهبود جریان خون کمک کنند، اما چای ترش جایگزین دارو یا دیگر اصول یک سبک زندگی سالم برای قلب نیست.ترکیبی از عادتهای سالم، از رژیم غذایی مناسب و فعالیت بدنی گرفته تا خواب کافی و مدیریت استرس، نقش مهمتری در کنترل فشار خون دارد تا تکیه بر یک ماده غذایی یا نوشیدنی خاص.
با این حال، اضافه کردن برخی مواد غذایی و نوشیدنیها به برنامه روزانه میتواند در کنار این عادتها مفید باشد. یکی از آنها چای ترش است؛ نوشیدنی بدون کافئینی که به دلیل ترکیبات گیاهی و آنتیاکسیدانی آن، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است.
متخصصان تغذیه در گفتگو با ایتینگول توضیح دادهاند که نوشیدن چای ترش یا گل ختمی (عصاره گیاه هیبیسکوس) چه تاثیری بر فشار خون دارد، این تاثیر از چه سازوکاری ناشی میشود و پیش از اضافه کردن آن به برنامه روزانه چه نکاتی را باید در نظر گرفت.
چای ترش چگونه میتواند فشار خون را کاهش دهد؟
چای ترش، نوشیدنی محبوبی است که هزاران سال در طب سنتی کاربرد داشته است. با این حال پژوهشگران در سالهای اخیر بررسی فواید احتمالی آن برای سلامتی، بهویژه تاثیر آن بر فشار خون، را آغاز کردهاند.
بخش زیادی از دانستههای فعلی درباره چگونگی تاثیر چای ترش بر فشار خون از مطالعات حیوانی به دست آمده است و به نظر میرسد بسیاری از ترکیبات موجود در این گیاه کنار یکدیگر میتوانند به کاهش فشار خون کمک کنند.
کیران کمپبل، متخصص تغذیه، توضیح میدهد: «چای ترش حاوی ترکیبات گیاهی طبیعی به نام آنتوسیانینها و پلیفنولها است که ممکن است به شل و گشاد شدن رگهای خونی کمک و در نتیجه، جریان خون را آسانتر کنند.»
این ترکیبات گیاهی طبیعی در کنار سایر مولکولهای آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی، ممکن است از رگهای خونی در برابر آسیب نیز محافظت کنند و به عملکرد مناسب آنها یاری برسانند.
یکی دیگر از سازوکارهایی که چای ترش ممکن است از طریق آن به کاهش فشار خون کمک کند، مهار احتمالی «آنزیم مبدل آنژیوتانسین» یا ایسیئی (ACE) است. این اثر میتواند به حفظ انقباض طبیعی و سالم عروق کمک کند و مانع تنگ شدن رگهای خونی شود.
با این حال، کمپبل تاکید میکند که تاثیر چای ترش بسیار ضعیفتر از داروهای مهارکننده ایسیئی است و این چای نباید جایگزین دارو شود.مونیک ریچارد، متخصص تغذیه، میافزاید چای ترش از آنجا که بهطور طبیعی بدون کافئین و بدون شکر است، میتواند گزینه مناسبی برای تامین آب بدن باشد و به بدن در تنظیم تعادل مایعات کمک کند.
آیا چای ترش واقعا فشار خون را کاهش میدهد؟
نتایج پژوهشهای انجامشده تاکنون امیدوارکننده بودهاند. در یک مرور علمی بر ۱۲ مطالعه درباره چای ترش و فشار خون مشخص شد که مصرف روزانه یک گرم چای ترشــ چه بهشکل کپسول و چه در قالب حدود یک فنجان چایــ به مدت بیش از چهار هفته، فشار خون سیستولیک، یعنی عدد بالایی فشار خون، را بهطور میانگین ۷.۹ میلیمتر جیوه کاهش داد.
نکته قابلتوجه این است که به نظر میرسد بیشترین فایده چای ترش برای افرادی است که فشار خونشان بالا است یا به بیماری پرفشاری خون مبتلا هستند. برخی مطالعات قدیمیتر نیز فواید مشابهی را گزارش کردهاند.با این حال، در این مطالعات از شکلهای متفاوت چای ترش از جمله کپسول، عصاره و نوشیدنی، استفاده شده بود و مقدار آنتوسیانین مصرفشده نیز تفاوت چشمگیری داشت و از ۳ میلیگرم تا ۲۵۰ میلیگرم در روز متغیر بود.
با وجود این، از آنجا که فشار خون بالا یکی از عوامل مهم خطر ابتلا به بیماریهای قلبی است، حتی کاهش اندک فشار خون نیز میتواند تاثیر معناداری بر سلامتی قلب داشته باشد.پژوهشها نشان میدهند کاهش ۱۰ میلیمتر جیوهای فشار خون سیستولیک با کاهش خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب و سکته مغزی ارتباط دارد.
بنابراین، نوشیدن چای ترش ممکن است در کاهش فشار خون نقش داشته باشد.با این حال، همچنان به پژوهشهای باکیفیت بیشتری نیاز است و مشخص نیست که مصرف چای ترش بهتنهایی برای کاهش معنادار فشار خون کافی باشد.
هشدار! این مطلب صرفا جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن لازم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید.
🆔@ScientificDialectics
💢آهنگ زیبای گرین اسلیوز
با اجرای لینا رابینسون استون
لینا رابینسون استون نوازنده چند ساز ، خواننده و ترانه سرا ، خالق آثاری از موسیقی سلتیک است که معمولا در میان طبیعت می نوازد و قطعات مشهوری برای موسیقی فیلم ها اجرا کرده است . ترکیب موسیقی و طبیعت باعث شده آثارش در سراسر جهان میلیون ها بازدید بگیرند و مخاطبان زیادی اجراهای حماسی او را دنبال کنند.
🆔@ScientificDialectics
💢 مجله انجمن پزشکی آمریکا: مرگومیر ناشی از برخی سرطانها در میان خدمه پرواز بیشتر است
پژوهشگران افزایش میزان مرگومیر ناشی از چندین سرطان را که معمولا با مواجهه با پرتوها مرتبط دانسته میشوند،از جمله سرطان پستان،پروستات،پوست و سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی گزارش کردند. سرطان خون نیز در میان خلبانان بیشتر از حرفههای دیگر بود.
بر اساس پژوهشی تازه که با بررسی میلیونها گواهی فوت در سراسر ایالات متحده انجام شد، خلبانان و مهمانداران هواپیما ممکن است در مقایسه با شاغلان سایر حرفهها، بیشتر در معرض مرگ ناشی از برخی سرطانهای مرتبط با قرار گرفتن در معرض پرتوها قرار داشته باشند.
نتایج این بررسی که در نشریه پزشکی داخلی انجمن پزشکی آمریکا (JAMA Internal Medicine) منتشر شد، شواهد روبهافزایشی را که میان مواجهه طولانیمدت با پرتوهای کیهانی در ارتفاعات بالا و افزایش خطرات متوجه سلامتی در میان خدمه پرواز ارتباط نشان میدهد، تقویت میکند.
پژوهشگران دادههای ثبتشده در گواهیهای فوت ایالات متحده از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ را که سوابق نزدیک به ۱۳ میلیون نفر را در بیش از ۵۰۰ حرفه در برمیگرفت، بررسی کردند. در این مطالعه، حدود ۱۴ هزار خلبان و هفت هزار مهماندار هواپیما نیز بررسی شدند و به این ترتیب، پژوهشگران توانستند موارد مرگومیر ناشی از سرطان در میان خدمه پرواز را با شاغلان دیگر حرفهها مقایسه کنند.
دانشمندان بر سرطانهایی تمرکز کردند که پژوهشهای پیشین آنها را با قرار گرفتن در معرض پرتوها مرتبط دانستهاند، از جمله سرطان پستان، سرطان پروستات، ملانوما (نوعی سرطان پوست)، سرطان خون، لنفوم، سرطان تیروئید، سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی و مولتیپل میلوما (نوعی سرطان سلولهای پلاسما در مغز استخوان). سرطان ریه از این بررسی کنار گذاشته شد تا تاثیر احتمالی عوامل مرتبط با مصرف دخانیات بر نتایج کاهش یابد.
این مطالعه نشان داد که خلبانان و مهمانداران هواپیما در زمره مشاغلی قرار دارند که بالاترین نسبت مرگومیر ناشی از سرطانهای مرتبط با قرار گرفتن در معرض پرتوها در آنها مشاهده میشود.
پژوهشگران افزایش میزان مرگومیر ناشی از چندین سرطان را که معمولا با مواجهه با پرتوها مرتبط دانسته میشوند، از جمله سرطان پستان، سرطان پروستات، ملانوما و سرطانهای دستگاه عصبی مرکزی گزارش کردند.
میزان مرگومیر ناشی از سرطان خون نیز در میان خلبانان بیشتر از بسیاری از شاغلان دیگر حرفهها بود.به گفته کارشناسان، شرایط ویژه محیط کار در صنعت هوانوردی تجاری میتواند به توضیح این یافتهها کمک کند.
هواپیماهای مسافربری معمولا در ارتفاعی بیش از ۹ هزار متر پرواز میکنند که جو زمین در برابر ذرات پرانرژی منشاگرفته از فضا، محافظت کمتری ایجاد میکند. این ذرات که «پرتوهای کیهانی» نام دارند، خدمه پرواز را در مقایسه با اغلب گروههای شغلی، در معرض میزان بیشتری از پرتوهای یونساز قرار میدهند.
پرتوهای یونساز مدتها است که بهعنوان یکی از عوامل احتمالی خطر ابتلا به سرطان شناخته میشوند، زیرا میتوانند به سلولها و دیانای آسیب برسانند.
پژوهشهای پیشین نشان داده بودند که میزان سالانه در معرض پرتو قرار گرفتن خلبانان و مهمانداران هواپیما بیشتر از کارکنان معمولی است، با این حال این پرسش که آیا چنین میزان مواجههای به افزایش مرگومیر ناشی از سرطان منجر میشود یا خیر، همچنان بیپاسخ مانده بود.
مطالعه جدید با استفاده از مجموعهای از دادههای ملی که بهمراتب گستردهتر از پژوهشهای پیشین بودند، در پی رفع این ابهام برآمد.پژوهشگران برای در نظر گرفتن تفاوتهایی که با نوع شغل ارتباطی نداشتند، تحلیلهایشان را بر اساس عواملی از جمله سن، جنسیت، نژاد، قومیت، وضعیت تاهل و سطح تحصیلات تعدیل کردند.
همچنین خدمه پرواز را با کارکنان زمینی صنعت هوانوردی مقایسه کردند تا بتوانند نقش احتمالی مواجهه شغلی در ارتفاع پرواز را بهتر تفکیک کنند.این یافتهها احتمالا بحث درباره ضرورت افزایش حمایتهای شغلی از خدمه شرکتهای هواپیمایی را بار دیگر مطرح خواهد کرد.
پژوهشگران اعلام کردند که خدمه پرواز از بالاترین میزان سالانه مواجهه با پرتوهای یونساز را دارند، با این حال، در حال حاضر در آمریکا هیچ الزام فراگیر فدرالی برای پایش میزان پرتوگیری خدمه پروازهای تجاری آمریکا، مشابه استانداردهای موجود در برخی صنایع دیگر، وجود ندارد.
کارشناسان سلامت تاکید کردند که این نتایج نباید موجب نگرانی مسافرانی شود که گهگاه با هواپیما سفر میکنند. این مطالعه بر خلبانان و مهماندارانی متمرکز بود که طی سالها و در نتیجه پروازهای مکرر در ارتفاع بالا، بهتدریج در معرض پرتوها قرار گرفتند.
https://www.yahoo.com/news/science/articles/study-links-airline-careers-higher-145832403.html
🆔@ScientificDialectics
💢 آیا نئاندرتالها ۵۵ هزار سال پیش در بیابانهای عربستان میزیستند؟
کشف دستافزارهای سنگی در صحرای نفوذ نشان میدهد نئاندرتالها ۵۵ هزار سال پیش در عربستان حضور داشتهاند. جزئیات این کشف شگفتانگیز را بخوانید.
به گزارش مجله باستان شناسی ، تصور سنتی باستانشناسان همواره این بوده است که نئاندرتالها گونهای سازگار با اقلیمهای سردسیر اروپایی و مناطق کوهستانی بودهاند؛ با این حال، شواهد نویافته در اعماق بیابانهای عربستان سعودی این دیدگاه دیرین را به چالش کشیده است. بررسیهای آماری و زمینگاهشماری بر روی دستافزارهای سنگی محوطه باستانی جبل کتیفه (Jebel Katefeh-1) در صحرای نَفود، از احتمال حضور غافلگیرکننده این انسانتباران در شبهجزیره عربستان طی ۵۵ هزار سال پیش پرده برمیدارد.
گسترش جغرافیایی نئاندرتالها به سوی مرزهای ناشناخته جنوبی
سالها جامعه علمی نئاندرتالها را منحصراً به عنوان ساکنان عرضهای جغرافیایی سرد اروپا، اوراسیا و سیبری میشناخت. اما پژوهشهای دو دهه اخیر، پراکندگی جغرافیایی آنها را تا شام (Levant) و خاورمیانه به اثبات رسانده است.
اکنون یافتههای جدید باستانشناسی نشان میدهد دامنه سکونت این خویشاوندان باستانی ممکن است بسیار فراتر و در مناطقی به مراتب خشکتر از حد تصورات پیشین کشیده شده باشد. باستانشناسان معتقدند این دادهها افق تازهای در شناخت سازگاری بومشناختی پارینهسنگی میانی میگشاید.
شواهد فناورانه سنگی؛ وقتی سنگها به جای استخوان سخن میگویند
به دلیل شرایط فرسایشی شدید و گرمای حاکم بر شبهجزیره عربستان، استخوان و بقایای DNA باستانی به ندرت دوام میآورند. در غیاب بقایای فسیلی، تیمی از محققان بینالمللی به سرپرستی باستانشناس دکتر هیو گروکات (Huw Groucutt)، صدها تراشه سنگی نوکتیز به دست آمده از محوطه JKF-1 را مورد تحلیل مورفومتریک و آماری قرار دادند.
پژوهشگران با بهرهگیری از مدلهای مقایسهای پیشرفته میان دستافزارهای هومو ساپینس (Homo sapiens) و نئاندرتالها در شمال شرق آفریقا و منطقه لوانت، به این نتیجه رسیدند که فناوری ساخت سنگتراشههای محوطه جبل کتیفه شباهت چشمگیری به سنتهای ابزارسازی نئاندرتالها دارد. این مدل آماری تایید میکند که سازندگان این دستافزارها به احتمال بسیار قوی نئاندرتالها بودهاند.
تحولات اقلیمی و مهاجرت در عصر «عربستان سبز»
یکی از گامهای کلیدی این پژوهش، تعیین سن دقیق رسوبات حاوی ابزارها با استفاده از روش «سنسنجی لومینسانس با تحریک نوری» (OSL) بود. این روش زمان آخرین تماس ذرات کوارتز خاک با نور خورشید را اندازهگیری میکند.
نتایج نشان داد که این دستافزارها دقیقاً در لایهای میان ماسههای کهن بیابانی و رسوبات جوانتر دریاچهای، متعلق به حدود ۵۵ هزار سال پیش (عصر پلیستوسن پسین) مدفون شدهاند؛ دورهای که بیابان خشک نَفود به واسطه تغییرات آبوهوایی و بارشهای موسمی، به سرزمینی مرطوب با دریاچههای شیرین و پوشش گیاهی غنی تبدیل شده بود.
این اقلیم مساعد، گلههای جانوران علفخوار را به اعماق فلات عربستان کشانده و گروههای نئاندرتال نیز احتمالاً در پی شکار، مسیر مهاجرت طعمههای خود را تا کرانههای این دریاچههای دیرین دنبال کردهاند.
نتیجه گیری
فرضیه حضور نئاندرتالها در صحرای نَفود پنجرهای هیجانانگیز به روی پویایی جمعیتی و انعطافپذیری شگفتانگیز نیاکان باستانی ما میگشاید. اگرچه اثبات نهایی این فرضیه نیازمند کشف فسیلهای انسانی مستقیم است، اما همزمانی فناوریهای سنگی نئاندرتالی با دورههای اقلیمی مرطوب ۵۵ هزار سال پیش، تصویر ما را از نقشه پراکندگی انسانتباران در خاورمیانه برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
https://www.livescience.com/archaeology/neanderthals/neanderthals-may-have-trekked-through-the-saudi-arabian-desert-55-000-years-ago-farther-south-than-experts-thought-possible
🆔@ScientificDialectics
💢 مطالعه: محتوای بیکیفیت هوش مصنوعی باعث افت ذهنی و خشونتطلبی کودکان میشود
یک پژوهش جدید میگوید در سالهای اخیر در پلتفرمهایی مثل تیکتاک و یوتیوب محتوای کمکیفیت، تکراری و گاه خشن تولید شده با هوش مصنوعی برای کودکان اوج گرفته و میتواند به افت شناختی و پرخاشگری منجر شود.
براساس پژوهش تازه، محتوای موسوم به «اسلاپ» هوش مصنوعی، بهویژه ویدئوهای میوههای کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی، میتواند به افت جدی کارکردهای شناختی و گرایشهای خشونتآمیز در میان کودکان دامن بزند.
این تحلیل که از سوی شبکه جهانی افراطگرایی و فناوری (GNET) انجام شده است نشان میدهد ویدئوهای میوههای کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی که این روزها خوراک اصلی بسیاری از حسابهای کودکان در سراسر جهان شدهاند میتوانند ابزاری پنهان برای ترویج «محتوای خشونتآمیز و افراطی» باشند.
«اسلاپ» هوش مصنوعی به طور مشخص به محتوای تولید انبوه، بسیار تکراری و کمکیفیتی گفته میشود که با هوش مصنوعی ساخته میشود و معمولا تقریبا هیچ دخالت انسانی در آن نیست.
این محتواها معمولا فقط بازدید، کلیک، تعامل و درآمد تبلیغاتی را در اولویت قرار میدهند و با هزینهای بسیار ناچیز تولید میشوند.در نتیجه یک تولیدکننده میتواند صدها ویدئوی کوتاه از این دست بسازد و با حجم عظیمی از محتوا چندین پلتفرم را پر کند.
از آنجا که بسیاری از شبکههای اجتماعی به فعالیت و بارگذاری مداوم پاداش میدهند این راهبرد میتواند در دسترسی به میلیونها کودک در سراسر جهان بسیار موثر باشد.این روند میتواند به افت توان شناختی یا «پوسیدگی مغز» دامن بزند؛ اصطلاحی که به پیامدهای فرهنگی و روانی مصرف افراطی محتوای سریع، بیشازحد تحریککننده و عمدا بیمعنا اشاره دارد.
این محتواها اغلب پوچاند و از عادتهایی مثل اسکرول بیپایان و تعقیب لحظهای جهشهای دوپامینی بهره میبرند.ظهور برنامههای ارزان، آسانآموز و بسیار در دسترس مانند PixVerse، VeoE.ai، Media.io و Sora نیز در سالهای اخیر به جهش شدید این نوع محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی دامن زده است.
نقش «اسلاپ» هوش مصنوعی در رادیکالسازی آنلاین محتوای «اسلاپ» هوش مصنوعی میتواند از طریق ویدئوهایی که در نگاه اول بیضرر، عجیب یا حتی خندهدار به نظر میرسند مانند ویدئوهای کارتونی میوه و سبزی محتوای رادیکالکننده را به طور پنهانی گسترش دهد.
این نوع محتوا اغلب روایتهای دراماتیکی دارد که در آنها مضامینی مانند عشق، درگیریهای خانوادگی، خیانت و فریب و سایر خطوط داستانی توسط میوههای کارتونی ظاهرا بیگناه به تصویر کشیده میشود.
این ویدئوها میتوانند پر از پرخاشگری و خشونت عاطفی باشند و با الگوهای روایی خود ذهنهای تاثیرپذیر را به شدت بیشازحد تحریک کنند.در موارد زیادی از این ویدئوها برای تمجید، عادیسازی و گسترش افراطگرایی خشونتآمیز و حملات تروریستی نیز استفاده میشود آن هم در قالب ویدئوهای جذابی که سوار بر موج روندها و موضوعات وایرال در اینترنت میشوند.
در بسیاری از این ویدئوهای خونآلود میوه و سبزی کارتونی تولیدشده با هوش مصنوعی صحنههایی از شکنجه، مثلهکردن شدید و خشونت فوقواقعگرایانه دیده میشود که با پنهان شدن پشت چهره آشنای این شخصیتهای کارتونی میتواند به شکل قابل توجهی حساسیت مخاطبان را نسبت به خشونت کاهش دهد.
این ویدئوها ممکن است ترور، کشتار جمعی و قتلهای وحشیانه را هم به تصویر بکشند، برای مثال صحنهای که در آن یک میوه با سلاح میوه دیگری را میکشد.در بسیاری موارد این ویدئوها ویژگیهایی مشابه تولیدات سازمانهای افراطی و کارتلهای جنایی دارند که ایدئولوژی راست افراطی، نیستانگارانه یا خشونتمحور را ترویج میکنند.
برای مثال کاراکتر محبوبی به نام «هویج خلیفه» در ویدئوها اغلب در حالی نشان داده میشود که به یک ارتش میگوید: «دولت هویج دوباره برخواهد خاست»؛ شعاری که یادآور ایدئولوژی و تبلیغات شناختهشده گروه «دولت اسلامی» (داعش) است.
هرچند پلتفرمهایی مثل تیکتاک سیاستهایی برای جلوگیری از انتشار چنین محتوای بهشدت خشونتآمیزی دارند اما این سیاستها بینقص نیست چون تولیدکنندههای هوش مصنوعی میتوانند با پنهان شدن پشت ظاهر محتوای ظاهرا بیضرر از آنها عبور کنند.
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی
🆔@ScientificDialectics
💢 گزارش فارن پالیسی :اخلاق جنگ در عصر هوش مصنوعی
وقتی الگوریتمهای هوش مصنوعی فرمانده جنگها میشوند
کمتر رهبری در جهان مانند پاپ لئو چهاردهم، ابعاد نگرانکننده این فناوری را نقد کرده است. او در نخستین بخشنامه پاپ با عنوان انسانیت با شکوه: در پاسداشت کرامت انسانی در عصر هوش مصنوعی، فرصتها و تهدیدهای نوظهور هوش مصنوعی علیه حقوق و کرامت انسان را تبیین کرد که با واکنش گسترده جهانی همراه شد.
با این حال، آنچه کمتر در رسانهها به آن پرداخته شد، پیشنهادهای دقیق او برای اعمال محدودیتهای اخلاقی بر تسلیحات خودکار و به چالش کشیدن اصل جنگ عادلانه در قرن بیستویکم بود. پاپ در این سند صراحتا تاکید میکند: امروزه بیش از هر زمان دیگری باید یادآور شد که نظریه جنگ عادلانه(که بارها برای توجیه انواع نبردها سوءاستفاده شده)کارایی خود را از دست داده است؛ هرچند حق دفاع مشروع در باریکترین معنای آن همچنان محفوظ است.
حق با پاپ است؛ نظریه جنگ عادلانه بارها دستمایه سوءاستفاده قدرتها شده و تاکید بر دیپلماسی نیاز امروز ماست. اما با کنار گذاشتن این نظریه، دولتها به صلحطلب، سیاستمداران به قدیس و فرماندهان به فیلسوفان اخلاق تبدیل نخواهند شد. بلکه تنها معیار مشترک و قابل درکی که قرنها جنگها را نقد و محدود میکرد از دست میرود، معیاری که در صورت بهروزرسانی، همچنان میتواند مانع از زیادهروی در نبردهای مدرن شود.
در هر دو سوی اقیانوس آرام، ادغام هوش مصنوعی در تسلیحات نظامی، نوعی از نبرد را شکل داده که فاصله میان تصمیمگیرندگان و کشتار را بیشتر میکند. این ابزارها اگرچه دقت را بالا میبرند، اما آستانه ورود به جنگ را پایین میآورند و پاسخگویی اخلاقی را با بحران روبهرو میسازند. ماشینها هرچقدر هم دقیق باشند، فاقد بخشش و احساسات انسانی هستند—ویژگیهایی که نبرد را کمی انسانیتر کرده و زمینه را برای صلح پس از جنگ فراهم میسازند.
جالب اینجاست که قویترین دلیل برای امکان بهروزرسانی نظریه جنگ عادلانه، در خود بخشنامه پاپ نهفته است. او حتی هنگام نقد این نظریه، برای محدود کردن تسلیحات خودکار از همان واژگان و معیارهای سنتی استفاده میکند.
پاپ لئو خواستار ایجاد یک زنجیره مسئولیت «شفاف و قابل ارزیابی» است؛ زنجیرهای که از طراحان و برنامهنویسان تا فرماندهان ارشد را شامل شود. دپارتمان دفاع آمریکا نیز در استراتژی هوش مصنوعی مسئولانه خود ساختار مشابهی را مطالبه میکند، اما اجرای آن ساده نیست. وقتی ماشین واسطه عمل میشود، قانون در اثبات «قصد و نیت» دچار چالش شده و ممکن است انسانها بهناحق مقصر شناخته شوند یا از ماشین بهعنوان بهانهای برای شانه خالی کردن از مسئولیت استفاده شود.
پاپ همچنین بر حفظ «بازه زمانی اخلاقی» تاکید دارد و هشدار میدهد که سرعت و کارایی نباید ملاک اصلی تصمیمهای بازگشتناپذیر در جنگ باشد. تصمیم به استفاده از نیروی مرگبار باید تحت کنترل هوشمندانه و مسئولانه انسان باقی بماند تا پاسخگویی به ماشین واگذار نشود. با این حال، ارتشها به دنبال سرعت بالاتر هستند. فشاری که وابستگی به ماشین را بیشتر کرده و این بازه زمانی اخلاقی را تنگتر میکند.
رویکرد پاپ نشان میدهد که نمیتوان نظریه جنگ عادلانه را کنار گذاشت؛ زیرا در مواجهه با پیشرفتهترین تسلیحات، هیچ زبان اخلاقی دیگری جز همان ادبیات سنتی وجود ندارد. مشکل از خود اصول نیست، بلکه از نحوه تطبیق آنها با نبردهای مدرن است.
جامعه جهانی نیازمند جایگزینی کامل این نظریه نیست. در نشستی که با حضور کاردینالها در واتیکان برگزار شد، پیشنهادهایی برای جایگزینی معیار «دفاع متناسب» مطرح گردید. اما دفاع متناسب تنها به جنبه دفاعی اشاره دارد و راهنمایی عملی برای فرماندهان، طراحان عملیات و سربازان روی زمین ارائه نمیدهد.
بازنویسی دکترین جنگ عادلانه باید با مشارکت کسانی انجام شود که آن را در میدان عملیاتی میکنند: فرماندهان، متخصصان اخلاق، حقوقدانان نظامی و طراحان قواعد درگیری. در کنار آنها، مهندسان و تحلیلگرانی که ماشینهای جنگی را میسازند نیز باید حضور داشته باشند.
یک دکترین بهروزرسانیشده باید با پیوند دوباره «منافع» به «هزینهها» و اصلاح مفاهیم پاسخگویی، چالشهای جنگهای واسطهای را حل کند. راهکار اصلی، ادغام پیشاپیش اخلاق در سیستمهاست؛ یعنی تعبیه سازوکارهایی برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان پیش از عملیاتی شدن فناوریها، نه بررسی مسئولیتها پس از وقوع فاجعه.
نظریه اولیه جنگ عادلانه زمانی شکل گرفت که امپراتوری روم به دنبال معیارهایی برای کنترل نبردهای خود بود. جنگها تغییر کردهاند و با سرعت در حال تحول هستند، اما نیاز به قضاوت دقیق آنها و جلوگیری از ویرانگریهایشان، همچنان به قوت خود باقی است.
https://foreignpolicy.com/2026/08/14/ai-military-just-war/
🆔@ScientificDialectics
💢 پژوهش: انتشار آلبومهای پرطرفدار با افزایش ۱۵ درصدی مرگهای جادهای پیوند دارد
یک پژوهش جدید در آمریکا نشان داده است که در روز انتشار آلبومهای بزرگ هنرمندانی مانند تیلور سویفت و بد بانی، مرگومیر جادهای ۱۵ درصد افزایش مییابد و پخش آنلاین موسیقی جهش میکند.
یک مطالعه جدید در آمریکا نشان میدهد همزمان با جهش در استریم موسیقی، تلفات رانندگی افزایش پیدا میکند.
پژوهشگران دریافتهاند تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی که آلبومهای مهم موسیقی منتشر میشود، ۱۵.۱ درصد بیشتر از روزهای اطراف این تاریخها است.
پژوهشگران میگویند استفاده از تلفنهای هوشمند برای پخش آنلاین موسیقی میتواند منبعی نادیدهمانده برای حواسپرتی راننده باشد. با این حال تاکید میکنند این تحقیق نشان نمیدهد که پخش موسیقی عامل مستقیم افزایش مرگها بوده است.
این مطالعه که در نشریه JAMA Network Open (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده، ۲۳۳ هزار و ۸۰۹ مورد مرگومیر ناشی از حوادث رانندگی در آمریکا بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ را با استفاده از دادههای سامانه گزارشگیری تحلیل تلفات (Fatality Analysis Reporting System) بررسی کرده است.
پژوهشگران روی تاریخ انتشار ۱۰ آلبوم مهمی تمرکز کردند که در دوره مطالعه، بیشترین تعداد استریم در روز اول را به خود اختصاص داده بود.
این آلبومها شامل برخی از بزرگترین انتشارهای سالهای اخیر بود؛ از جمله Midnights و Red (Taylor's Version) از تیلور سوئیفت، Certified Lover Boy از دریک، Un Verano Sin Ti از بد بانی، Mr. Morale & the Big Steppers از کندریک لامار و Harry's House از هری استایلز.
آنها سپس تعداد قربانیان حوادث رانندگی در روزهایی را که این آلبومها روی پلتفرمهای استریم در دسترس قرار گرفت، با تلفات ۱۰ روز قبل و ۱۰ روز بعد از هر انتشار مقایسه کردند.این رویکرد چیزی را فراهم کرد که پژوهشگران از آن بهعنوان نوعی «آزمایش طبیعی» یاد میکنند:تاریخ انتشار آلبومها را صنعت موسیقی تعیین میکند نه شرایط جادهای یا خطرات ترافیکی.
بنابراین وقتی آلبومی بسیار مورد انتظار منتشر میشود، میتواند جهش ناگهانی در استریم موسیقی ایجاد کند، بدون آنکه مستقیما به عواملی مانند وضعیت آبوهوا یا شرایط رانندگی مربوط باشد.این وضعیت امکان میدهد پرسیده شود آیا چیز دیگری هم در همان زمان تغییر میکند یا نه.
افزایش تلفات رانندگی همزمان با جهش استریم در ۱۰ روز انتشار این آلبومها، مردم به طور متوسط ۱۲۳.۳ میلیون بار موسیقی را استریم کردند؛ در حالی که در روزهای اطراف این تاریخها، میانگین استریم ۸۶.۱ میلیون بار بود؛ یعنی افزایشی حدود ۴۳ درصد.تلفات رانندگی نیز افزایش یافت. پژوهشگران به طور متوسط ۱۳۹.۱ مرگ در روزهای انتشار آلبومها ثبت کردند، در مقایسه با ۱۲۰.۹ مرگ در روزهای اطراف.
این یعنی حدود ۱۸ مرگ بیشتر در هر روز یا ۱۵.۱ درصد افزایش.در مجموع پژوهشگران برآورد میکنند که در ۱۰ روز انتشار آلبومها حدود ۱۸۲ نفر بیشتر در تصادفات رانندگی جان باختهاند؛ رقمی که از آنچه بر اساس روزهای اطراف انتظار میرفت بالاتر است.
موضوع فقط گوش دادن به موسیقی نیست .نتایج این مطالعه نشان نمیدهد که پخش موسیقی در خودرو ذاتا خطرناک است. در عوض پژوهشگران به این امکان توجه کردهاند که تلفنهای هوشمند نوع متفاوتی از حواسپرتی ایجاد میکنند.گوش دادن به فهرستپخشی آشنا، نیاز چندانی به تعامل ندارد اما پیدا کردن یک آلبوم تازهمنتشرشده وضعیتی متفاوت است.
راننده ممکن است تلفن را باز کند، اپلیکیشن استریم را اجرا کند، نام هنرمند را جستوجو کند، در آلبوم بگردد و قطعهای را انتخاب کند.هر یک از این کارها میتواند توجه راننده را از جاده منحرف کند.افزایش تلفات رانندگی بیش از همه در میان رانندگان جوانتر و مرد دیده شد. این افزایش در تصادفهایی که فقط یک نفر در آنها درگیر بود و نیز در خودروهای مجهز به سامانههای سرگرمیاطلاعاتی داخل کابین بیشتر بود.
این الگوها ممکن است سرنخهایی درباره نقش حواسپرتی ارائه کنند و نشان دهند تعامل با فناوری در حین رانندگی، نه صرفا گوش دادن به موسیقی، میتواند بخشی از مشکل باشد.بررسی «اثر جمعه»اغلب انتشارهای مهم آلبومها در روز جمعه انجام میشود و این موضوع کار را پیچیده میکند.الگوی ترافیک در روزهای جمعه میتواند با دیگر روزهای هفته متفاوت باشد و بدون توجه به اینکه چه موسیقیای منتشر میشود، با تعداد متفاوتی از تصادفها همراه باشد.
همین دلیل پژوهشگران تحلیلهای اضافیای انجام دادند که به طور خاص بر روزهای جمعه تمرکز داشت. افزایش تلفات همچنان پابرجا بود.
🆔@ScientificDialectics
💢 «خیلی میخوام امتحانش کنم»: اثر تیکتاک بر غذای نوجوانان
روندهای تیکتاک بر تغذیه نوجوانان اثر میگذارد؛ از غذاهای پرطرفدار رستورانی و فستفود تا دستورهای آشپزی و رژیمهای اینفلوئنسرها.
پژوهش تازه نشان میدهد والدین هم میتوانند در محدود کردن اثر این پلتفرم نقش داشته باشند.
تیکتاک در حال تبدیل شدن به منبعی دو لبه برای توصیههای تغذیهای به نوجوانان است؛ این پلتفرم از یک طرف دستورهای غذایی، ایدههای آشپزی و گزینههای سالمتر ارائه میکند و از طرف دیگر نوجوانان را در معرض فرهنگ رژیم گرفتن، الگوهای غیرواقعی بدن و ادعاهای سلامت گمراهکننده قرار میدهد.
این وضعیت برای نوجوانانی که هنوز رابطه خود را با غذا، سلامت و بدنشان شکل میدهند محیطی پیچیده ایجاد میکند.
در یک پژوهش اخیر مطالعهای (منبع به زبان انگلیسی) روی نوجوانان ۱۵ تا ۱۶ ساله نشان داد که محتوای غذایی در تیکتاک میتواند ولع خوردن را برانگیزد، جوانان را به امتحان کردن خوراکیهای جدید تشویق کند و در بعضی موارد برای تقلید از اینفلوئنسرها بر نحوه غذا خوردن آنها تاثیر بگذارد.
ادریانا ان. بل، یکی از نویسندگان این پژوهش، گفت (منبع به زبان انگلیسی) نوجوانان تیکتاک را محیطی بسیار جذاب توصیف کردند که در آن محتوای مربوط به غذا خیلی سریع توجه آنها را جلب میکند و در آنها میل به خوردن یا امتحان کردن چیزهای جدید ایجاد میکند.
این یافتهها در حالی منتشر میشود که سیاستگذاران و دادگاهها با دقت بیشتری در حال بررسی تاثیر شبکههای اجتماعی بر کودکان و جوانان هستند.
پژوهش تازه درباره تیکتاک بعد دیگری به این بحث اضافه میکند: وقتی شبکههای اجتماعی فقط بر احساس نوجوانان اثر نمیگذارند بلکه بر این که چه میخواهند بخورند هم تاثیر میگذارند.
در این مطالعه بررسی شد که نوجوانان تاثیر تیکتاک بر الگوی غذا خوردن خود را چگونه درک میکنند و والدینشان چه نقشی در این میان دارند.نوجوانان محیطی غذایی را توصیف کردند که در آن ترندها، تبلیغات، دستورهای آشپزی، نقدهای رستوران و محتوای اینفلوئنسرها خیلی سریع کنجکاوی را به اشتها تبدیل میکند.
غذاهای ترند شده بهویژه به این دلیل تاثیرگذار بودند که جدید بودند و این طور به نظر میرسید که همه دارند آنها را امتحان میکنند.
این مطالعه همچنین نقش الگوریتم تیکتاک را برجسته میکند.نوجوانان گفتند انتخابهای غذایی آنها تا حدی به این بستگی دارد که چه چیزهایی در صفحه شخصی «For You» برایشان ظاهر میشود. مواجهه تکراری حتی میتواند بر درک آنها از بعضی خوراکیها اثر بگذارد.
تحقیقات نشان داده نوجوانان به طور مکرر در معرض تبلیغات غذایی آنلاین قرار میگیرند و ممکن است بیش از تبلیغات تلویزیونی سنتی به تبلیغات در شبکههای اجتماعی جذب شوند.
یک مرور نظاممند و فراتحلیل اخیر نیز نشان داد که حضور سلبریتیها و اینفلوئنسرها در تبلیغ غذاهای پرچرب، پرقند و پرنمک میتواند مصرف این خوراکیها را در میان نوجوانان افزایش دهد.
با این حال در تیکتاک تشخیص مرز میان تبلیغ و سرگرمی دشوارتر است.محتوای غذایی میتواند تبلیغ یک برند، توصیه یک اینفلوئنسر، نقد یک رستوران، دستور غذایی وایرال یا صرفا پیوستن یک تولیدکننده محتوا به یک ترند باشد.
پیام تجاری ممکن است در دل ویدئویی جا داده شود که ظاهری شبیه محتوای معمول کاربران دارد.و بعد نوبت والدین میرسدشاید چشمگیرترین یافته به اتفاقاتی مربوط باشد که دور از صفحه تلفن رخ میدهد.
بیشتر نوجوانان گفتند والدینشان در استفاده روزمره آنها از تیکتاک نقش چندانی ندارند یا اصلا نقشی ندارند.
ادریانا بل توضیح داد (منبع به زبان انگلیسی) که آنها همچنین از زمانهایی گفتند که والدین با قطع کردن مواجهه با محتوای مرتبط با غذا و تشویق به گفتوگوهای انتقادی درباره این محتوا نقش مهمی ایفا میکردند.گاهی این مداخله اصلا به تیکتاک مربوط نبود.
وعدههای غذایی خانوادگی، وقت گذراندن با خواهر و برادرها یا صرفا حضور والدین در خانه میتوانست دورههای طولانی اسکرول کردن را قطع کند و میزان مواجهه با محتوای غذایی را کاهش دهد.
هرچند این مطالعه کوچک و اکتشافی است و فقط ۲۵ نوجوان را در بر میگیرد، پیام آن روشن است: تیکتاک فقط به نوجوانان نشان نمیدهد غذا چه شکلی است، بلکه میتواند شکل مطلوب، محبوب و عادی بودن غذا را هم تعریف کند.
و گاهی همان طور که یک نوجوان گفت، این تاثیر آن قدر قوی است که با خود فکر میکنند: «باید هر طور شده امتحانش کنم.»
🆔@ScientificDialectics
🎁 مجموعه ویژه تبادلات منتخب؛
🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی
🌐 سیاسی 🥢 👨🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب
✔️ هر کانال و گروه پیش از معرفی، بهدقت بررسی شده است.✔️
💢 دانشمندان به راهی تازه برای تقویت داروهای mRNA دست یافتند
نسل بعدی داروهای امارانای، از جمله واکسنهای مقابله با بیماریهای عفونی، سرطان و اختلالهای خودایمنی، ممکن است به یک تغییر بسیار کوچک وابسته باشد: جابهجایی یک نوع تغییر شیمیایی با نوعی دیگر.
دانشمندان در مرکز پزشکی جانز هاپکینز میگویند راه بالقوهای یافتهاند که میتواند درمانهای مبتنی بر mRNA را وادار کند داخل سلولها پروتئین بیشتری تولید کنند؛ یافتهای که ممکن است در نهایت بر واکسنها و درمانهای سرطان، بیماریهای عفونی و بیماریهای خودایمنی تاثیر بگذارد.
پژوهشی که نتایج آن در مجله Nature (منبع به زبان انگلیسی) منتشر شده بر یک تغییر طبیعی RNA به نام N4-acetylcytidine یا ac4C تمرکز دارد. در حال حاضر پلتفرم پیشرو mRNA بر تغییر دیگری با نام N1-methylpseudouridine یا m1Ψ تکیه میکند؛ فناوریای که در واکسنهای mRNA کووید-۱۹ به کار رفته و اکنون برای کاربردهای دیگر در پزشکی نیز بررسی میشود.
این تیم دو رویکرد را در سلولهای دندریتیک انسان در شرایط کشت آزمایشگاهی و سلولهای کبدی موش آزمایش کرد.بین وو، دانشیار بیوفیزیک و شیمی بیوفیزیکی در دانشکده پزشکی دانشگاه جانز هاپکینز گفت (منبع به زبان انگلیسی): «نتایج ما نشان میدهد که ac4C باعث میشود سلولها برای مبارزه با بیماری پروتئینهای درمانی بیشتری نسبت به پلتفرم استاندارد صنعت در حوزه mRNA تولید کنند. این موضوع در نهایت میتواند به داروهای کارآمدتری منجر شود که به دوزهای کمتری نیاز دارند.»
وو میگوید بیش از ۱۷۰ تغییر شناختهشده در RNA وجود دارد اما تنها بخش کوچکی از آنها برای اهداف درمانی مبتنی بر mRNA بررسی شده است. ac4C ممکن است فرایند ترجمه mRNA را تقویت کند و در نتیجه توان بالقوهای برای سرعتبخشی به ساخت پروتئینها داشته باشد.درون سلولها ریبوزومها روی رشتههای mRNA حرکت میکنند، دستورهای ژنتیکی را میخوانند و پروتئینها را سرهم میکنند.
تیم جانز هاپکینز دریافت که ریبوزومهایی که روی mRNA اصلاحشده با ac4C حرکت میکنند تقریبا دو برابر سریعتر از ریبوزومهایی هستند که روی mRNA اصلاحشده با m1Ψ کار میکنند.به گفته دانشمندان این تفاوت ممکن است شبیه یک مشکل ترافیکی باشد.
وو میگوید: «تصویربرداری ما نشان داد که ریبوزومها روی mRNA اصلاحشده با ac4C تقریبا دو برابر سریعتر حرکت میکنند و از ازدحام ترافیکی ریبوزومی که ممکن است در پلتفرم استاندارد mRNA صنعت با آن روبهرو شویم جلوگیری میکنند.»
اگر این یافته در پژوهشهای بعدی تایید شود میتواند پیامدهای مهمی برای صنعت mRNA داشته باشد. یکی از جذابیتهای فناوری mRNA توانایی آن در واداشتن سلولها به تولید موقت یک پروتئین خاص است اما میزان پروتئینی که تولید میشود میتواند در کارایی یک درمان نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
اگر پژوهشگران بتوانند سلولها را وادار کنند از همان مقدار mRNA پروتئین بیشتری بسازند، درمانهای آینده شاید بتوانند با دوزهای کمتر به اثر مورد نظر برسند. این موضوع میتواند در سراسر حوزه رو به گسترش داروهای مبتنی بر mRNA اهمیت داشته باشد؛ از جمله در واکسنهای هدفگیریکننده بیماریهای عفونی و درمانهای آزمایشی که برای تحریک دستگاه ایمنی علیه سرطان یا تغییر پاسخ ایمنی در بیماریهای خودایمنی طراحی شدهاند.
فعلا ac4C همچنان در مرحله آزمایشی است.اما اگر «گلوگاه ترافیکی» مولکولی که پژوهشگران شناسایی کردهاند به یک محدودیت جدی در پلتفرمهای کنونی mRNA تبدیل شود و اگر ac4C بتواند در موجودات زنده به شکل ایمن بر آن غلبه کند این کشف میتواند به یکی از عناصر مهم رقابت برای ساخت نسل بعدی داروهای مبتنی بر mRNA تبدیل شود.
🆔@ScientificDialectics
💢 هیچ محصول حاوی نیکوتین برای قلب شما ایمن نیست
سیگارکشیدن، ویپکردن یا استفاده از پاکت نیکوتین، هرچند میزان خطرشان یکسان نیست، همه محصولات حاوی نیکوتین برای قلب مضر هستند.
یک مرور گسترده که امروز در نشریه «نیچر ریویوز کاردیولوژی» منتشر شده نشان میدهد نیکوتین برای سلامت قلبیعروقی مضر است؛ فرقی نمیکند از راه کشیدن سیگار مصرف شود یا جویدن تنباکو. هرچند محصولات جدید نیکوتین، مانند سیگارهای الکترونیکی یا کیسههای نیکوتین، دود و فرایند سوختن را حذف میکنند، اما همچنان برای قلب زیانبارند.
این مرور نشان نمیدهد همه محصولات نیکوتینی در یک سطح خطر قرار دارند. سیگارهای معمولی و قلیان همچنان زیانبارتریناند، عمدتا بهدلیل مواد شیمیایی سمیای که در اثر سوختن تولید میشود. اما نویسندگان استدلال میکنند دور شدن از دود بهمعنای حذف آسیب قلبیعروقی نیست.
پژوهشگران در عوض از «طیف پیوسته آسیب قلبیعروقی» سخن میگویند: محصولات حاصل از سوختن در بالای این طیف قرار میگیرند، سپس محصولات تنباکوی گرمشده، سیگارهای الکترونیکی و فرآوردههای خوراکی نیکوتین مانند تنباکوی جویدنی و کیسههای نیکوتین.بنابراین هرچند حذف دود میزان آسیب قلبیعروقی را کاهش میدهد، تنها کنار گذاشتن کامل نیکوتین میتواند خطر قلبیعروقی مرتبط با نیکوتین را بهطور کامل از بین ببرد.
توماس مونتسل، نویسنده اصلی این مرور و استاد مرکز پزشکی دانشگاهی ماینتس آلمان، گفت (منبع به زبان انگلیسی): «سیگارهای الکترونیکی و دستگاههای گرمکننده بدونسوختن ابتدا بهعنوان جایگزینهای کمخطر برای سیگارهای سوختنی معرفی شدند، اما دادههای ما نشان میدهد این محصولات روی طیف خطر قلبیعروقی قرار دارند، نه بیرون از آن. حذف سوختن آشکارا آسیب را کاهش میدهد، اما آن را از بین نمیبرد.»
پژوهشگران بررسی کردند نیکوتین چگونه به دستگاه قلبیعروقی آسیب میزند و مسیر زیستی را از تعامل نیکوتین با گیرندههای موجود در رگهای خونی تا فرایندهایی که میتواند به تصلب شرایین، سکته قلبی و سکته مغزی منجر شود، دنبال کردند.آنها دو سازوکار جداگانه را شناسایی کردند که از آن طریق نیکوتین میتواند به رگهای خونی آسیب برساند.نخست، نیکوتین بر اندوتلیوم، یعنی لایه نازک سلولهایی که سطح داخلی رگهای خونی را میپوشانند، اثر میگذارد.
نیکوتین پروستاسیکلین را که به شل شدن رگها کمک میکند، سرکوب میکند و همزمان میزان اندوتلین ۱، هورمون نیرومند تنگکننده رگ، را افزایش میدهد.نیکوتین همچنین مستقیما بر سلولهای عضله صاف دیواره رگها که قطر رگ را کنترل میکنند اثر میگذارد.
با ایجاد اختلال در کانالهای پتاسیم و تنظیم کلسیم، میتواند تنگی رگ را حتی زمانی که خود پوشش اندوتلیال آسیب ندیده است، تشدید کند.پژوهشگران همچنین به استرس اکسیداتیو، سفت شدن شریانها و واکنشهای التهابی بهعنوان ویژگیهای مشترک مواجهه با نیکوتین اشاره میکنند.
به گفته آنها، اختلال عملکرد اندوتلیوم یک نشانگر اولیه مهم برای آسیب قلبیعروقی بهشمار میآید.نتیجه، دستگاه عروقیای است که آسانتر منقبض میشود، کمتر و کماثرتر شل میشود و آمادگی بیشتری برای التهاب و لخته شدن دارد.
فیلیپو کریا، نویسنده این مطالعه، گفت: «روشن است که نیکوتین یک محرک فعال برای اختلال عملکرد اندوتلیوم است؛ نخستین گام در مسیر بروز تصلب شرایین، فشار خون بالا و نارسایی قلب. تنها پرهیز کامل از نیکوتین بدون خطر است.»
این یافتهها در حالی منتشر میشود که اتحادیه اروپا در حال آماده شدن برای بازنگری گسترده چارچوب کنترل دخانیات خود است و بروکسل میکوشد کاهش مصرف سیگار را با افزایش سریع سیگارهای الکترونیکی، تنباکوی گرمشده و کیسههای نیکوتین در یک چارچوب واحد سیاستی آشتی دهد.
توماس مونتسل گفت: «سمیت قلبیعروقی نیکوتین در سطح مولکولی، همراه با توان بالای ایجاد وابستگی که بهخوبی مستند شده، ضرورت یک چارچوب مقرراتی منسجم مبتنی بر نیکوتین را نشان میدهد؛ چارچوبی که جایگزین وصلهپینهای از قواعد جداگانه برای هر محصول شود.»
🆔@ScientificDialectics
💢 مطالعه جدید: قهوه ممکن است بر هورمونها و سوختوساز بدن مردان تاثیر بگذارد
محققان با بررسی بیش از دو هزار فرد ۴۶ ساله دریافتند مصرف بیشتر قهوه با چربی احشایی کمتر، توده عضلانی بیشتر و بهتر شدن برخی شاخصهای سلامت متابولیک همراه است.
برای بسیاری از افراد، نخستین فنجان قهوه بخشی جداییناپذیر از برنامه صبحگاهی و عادتی روزمره است که بیشتر برای بیدار شدن و افزایش تمرکز به آن فکر میکنند تا تاثیرش بر سلامتی، با این حال، نتایج یک مطالعه در فنلاند نشان میدهد مصرف بیشتر قهوه ممکن است با تفاوتهایی در میزان چربی بدن، توده عضلانی، سوختوساز و سطح برخی هورمونها در افراد مرتبط باشد که این ارتباط بهویژه در مردان قابلتوجه است.
قهوه فقط کافئین نیست. این نوشیدنی بیش از هزار ترکیب فعال، از جمله اسیدهای کلروژنیک با خاصیت آنتیاکسیدانی دارد و مصرف منظم آن با کاهش میزان ابتلا به دیابت نوع ۲ و بیماریهای قلبی مرتبط دانسته شده است.
با این حال رابطه قهوه با هورمونها چندان روشن نیست. از این رو، پژوهشگران سطح تستوسترون و پروتئین حامل آن، یعنی اساچبیجی (SHBG)، را هم بررسی کردند؛ دو عاملی که میتوانند بر چربی بدن و حساسیت به انسولین تاثیر بگذارند.
این محققان دادههای دو هزار و ۲۶۴ بزرگسال شرکتکننده در «مطالعه همگروهی متولدان سال ۱۹۶۶ شمال فنلاند» را تحلیل کردند که همه ۴۶ سال داشتند و بهجز ۷۰ نفر، همگی قهوه مینوشیدند. آنها عادتهای مصرف قهوه این افراد را با ترکیب بدنی، سطح قند خون و سطح هورمونهایشان مقایسه کردند.
فنلاند مکان بسیار مناسبی برای بررسی این موضوع است، زیرا بالاترین میزان سرانه مصرف قهوه در جهان را دارد.شرکتکنندگان تعداد فنجانهای قهوهای را که معمولا در روز مینوشیدند، گزارش کردند و سپس آزمایش خون ناشتا و اندازهگیریهای بدنی برای آنها انجام شد.
پژوهشگران عواملی از جمله شاخص توده بدنی، سطح تحصیلات، مصرف دخانیات، فعالیت بدنی و مصرف الکل را نیز در تحلیل خود لحاظ کردند.البته از آنجا که همه دادهها در یک مقطع زمانی گردآوری شدند، این مطالعه تنها میتواند وجود ارتباط میان عوامل مختلف را نشان دهد و قادر به اثبات رابطه علت و معلولی نیست.
بر اساس این مطالعه افرادی که قهوه بیشتری مینوشیدند، معمولا چربی کل بدن و چربی احشاییــ چربی ذخیرهشده اطراف اندامهای داخلیــ کمتر و توده عضلانی بیشتری داشتند، هرچند شاخص توده بدنی آنها تقریبا مشابه دیگران بود.
با این حال در تفسیر این یافتهها نکته مهمی وجود دارد. پژوهشگران نتایج مربوط به ترکیب بدنی را به تفکیک جنسیت بررسی نکردند، در حالی که در میان افرادی که بیشترین قهوه را مصرف میکردند، شمار مردان بیشتر بود. بنابراین، ممکن است این تفاوتها را نتوان بهطور کامل به مصرف قهوه نسبت داد.یافتههای هورمونی جالبتر بودند.
در مردان، با افزایش مصرف قهوه، میزان تستوسترون کل و تستوسترون زیستفراهم بیشتر بود. در عین حال، سطح اساچبیجی، پروتئینی که به تستوسترون متصل میشود و آن را در خون حمل میکند، نیز افزایش مییافت.
در نتیجه، بخش بیشتری از تستوسترون به این پروتئین متصل بود و با وجود بالاتر بودن تستوسترون کل، میزان تستوسترون آزاد کاهش مییافت.در زنان نیز مصرف بیشتر قهوه با افزایش اساچبیجی و در نتیجه کاهش تستوسترون آزاد همراه بود، اما برخلاف مردان، در میزان تستوسترون کل و زیستفراهم آنان تغییری مشاهده نشد.
مصرف بیشتر قهوه در مردان همچنین با کاهش انسولین ناشتا و حساسیت بهتر به انسولین ارتباط داشت.در مردان و زنان، مصرف بیشتر قهوه با کاهش سطح آمینواسیدهای شاخهدار که معمولا همزمان با شکلگیری مقاومت به انسولین، سطح آنها افزایش مییابد، نیز همراه بود.
با وجود یافتههای قابلتوجه این مطالعه، نتایج به این معنا نیست که نوشیدن قهوه لزوما باعث کاهش چربی بدن، افزایش عضله، افزایش تستوسترون یا بهبود حساسیت به انسولین میشود.این پژوهش نشان داد در میان افراد ۴۶ ساله موردبررسی، کسانی که قهوه بیشتری مینوشیدند، بهطور کلی چربی بدن کمتر و توده عضلانی بیشتری داشتند.
در مردان نیز مصرف بیشتر قهوه با تفاوتهایی در میزان تستوسترون و اساچبیجی همراه بود که پژوهشگران آن را الگوی هورمونی مطلوب توصیف میکنند.با این حال این مطالعه از نوع مشاهدهای است و نتایج آن فقط از وجود ارتباط آماری میان مصرف قهوه و برخی شاخصهای بدنی و هورمونی در جمعیت موردمطالعه حکایت دارند و به این معنا نیستند که هر فرد با نوشیدن قهوه چنین تغییراتی را تجربه خواهد کرد. برای اثبات اینکه این تفاوتها واقعا ناشی از مصرف قهوهاند، به مطالعات طولانیمدتتری نیاز است.
https://health.yahoo.com/your-body/mens-health/articles/coffee-habit-may-more-wake-095100283.html
🆔@ScientificDialectics
💢«لحظه بزرگ برای پزشکی»؛ ترکیب واکسن با دارو برای درمان نوعی سرطان نتیجه مثبت داشت
یک واکسن شخصیسازیشده و آزمایشی سرطان که توسط شرکتهای داروسازی مرک و مدرنا تولید شده است، در نخستین آزمایش بالینی خود در مرحله نهایی، نتایج اولیه مثبت و امیدوارکنندهای نشان داد.
این دو شرکت اعلام کردند که این دستاورد آنها را یک گام به ثبت درخواست برای دریافت مجوز این گزینه درمانی نزدیکتر میکند.
این واکسن مبتنی بر فناوری mRNA، هنگام استفاده ترکیبی با داروی ایمنیدرمانی کیترودا (Keytruda) ساخت شرکت مرِک توانست در یک آزمایش فاز سه به اهداف اصلی پژوهشگران دست یابد.
این آزمایش بر روی یک هزار و ۱۰۰ بیمار مبتلا به ملانوم (سرطان پوست) پرخطر یا پیشرفته انجام شد. سرطان قابل تشخیص این بیماران پیشتر به طور کامل از طریق جراحی برداشته شده بود.
ارزش سهام مرِک در پی اعلام این خبر بیش از ۱۲ درصد افزایش یافت و ارزش سهام مدرنا حدود ۱۷۷ درصد جهش کرد.
میزان افزایش ارزش سهام این دو شرکت بازتابدهنده تفاوت ارزش دو شرکت است. ارزش مرک حدود ۳۳۳ میلیارد دلار و ارزش مُدرنا نزدیک به ۲۵ میلیارد دلار است.
به گفته دانشمندان استفاده از کیترودا همراه با واکسن در مقایسه با استفاده از کیترودا بهتنهایی، مدت زمانی را که بیماران بدون بازگشت ملانوم زندگی کردند، به شکل قابل توجهی افزایش داد.
این درمان همچنین خطر گسترش سرطان به بخشهای دیگر بدن را کاهش داد. این نتایج در ادامه دادههای مثبت یک آزمایش فاز دو از ساز و کاری است که اوایل سال جاری خبرش منتشر شده بود.
استفان بانسل، مدیرعامل مدرنا گفت: «این لحظه بزرگی برای پزشکی و لحظهای بزرگ برای بیماران است.» آزمایش فاز سه همچنان ادامه خواهد داشت تا پیامدهای دیگری، از جمله میزان تاثیر ترکیب این واکسن با دارو بر بقای کلی بیماران، مورد ارزیابی قرار گیرد.
این شرکتهای داروسازی قصد دارند دادههای حاصل را در یک نشست بینالمللی پزشکی ارائه کنند اما هنوز مشخص نیست چه زمانی درخواست رسمی برای دریافت مجوز در آمریکا را ارائه خواهند کرد.
دکتر دین لی، رئیس آزمایشگاههای تحقیقاتی مرِک گفت که شرکتهای دارویی احتمالا طی «چند ماه آینده» گفتگو با نهادهای نظارتی درباره این درمان و ایمنی آن را آغاز خواهند کرد.
دادههای اولیه نشان میدهد این درمان ترکیبی میتواند به یک گزینه درمانی جدید برای ملانوم تبدیل شود. این نوع سرطان تنها حدود یک درصد از سرطانهای پوست را تشکیل میدهد اما عامل بخش بزرگی از مرگومیرهای ناشی از سرطانهای پوست است. بیشتر موارد عود ملانوم در دو تا سه سال نخست پس از درمان اولیه و برداشتن تومور رخ میدهد.
دکتر جین هیلی، رئیس بخش توسعه اولیه داروهای سرطان در مرِک، در مصاحبهای گفت بیماران مبتلا به ملانوم «مجبورند با سنگینی و اضطراب ناشی از این تشخیص جدید کنار بیایند و سپس درمانهای ناخوشایندی مانند جراحی را پشت سر بگذارند و پس از آن نیز نگران بازگشت سرطان خود هستند.»
او افزود که بسیار هیجانانگیز است که این درمان در مقایسه با کیترودا که استاندارد درمان ملانوم محسوب میشود، به «بهبودی معنادار از نظر بالینی» منجر شده و بیماران نیز آن را بهخوبی تحمل کردهاند.
جین هیلی خاطرنشان کرد عوارض جانبی مشاهدهشده مشابه عوارض واکسنهایی بود که افراد معمولا برای بیماریهای دیگر دریافت میکنند.
او اضافه کرد که این نتایج همچنین رویکرد درمانی شخصیسازیشدهای را تایید میکند که مرِک و مدرنا سالها روی توسعه آن کار کردهاند.به گفته جین هیلی هر تومور مجموعهای منحصربهفرد از جهشهای ژنتیکی دارد.
واکسن شخصیسازیشده مرِک و مدرنا به گونهای طراحی شده است که به جای استفاده از یک درمان یکسان برای همه بیماران، جهشهای خاص موجود در تومور هر فرد را هدف قرار دهد.
ایده اصلی این است که سیستم ایمنی بدن آموزش داده شود تا نشانگرهای منحصربهفرد سرطان را شناسایی و سلولهای سرطانی حامل آنها را نابود کند. سپس این پاسخ ایمنی با کیترودا ترکیب میشود. این دارو به بدن کمک میکند با اثربخشی بیشتری به سرطان حمله کند.
جین هیلی گفت: «ما فکر میکنیم [این نتایج] برای بیماران مبتلا به این بیماری بسیار معنادار است و واقعا میتواند نشاندهنده ظرفیت بزرگی برای سایر بیماران سرطانی در آزمایشهای آینده با این طبقه جدید از درمانها باشد.»
مانی فروهر، تحلیلگر در موسسه «لیرینک پارتنرز» در یادداشتی که در ماه ژوئن و پیش از انتشار نتایج منتشر کرد، گفته بود نتایج فاز سه برای سهام مدرنا در حکم «مرگ و زندگی» است.
https://www.cnbc.com/amp/2026/08/19/moderna-merck-cancer-vaccine-shows-initial-late-stage-melanoma-data.html
🆔@ScientificDialectics
💢 دور کمر بیشتر از اضافه وزن، خطر پنهان قلبی را لو میدهد
شاخص توده بدنی فقط وزن را در مقایسه با قد نشان میدهد، اما نمیگوید چربی در کدام قسمت بدن ذخیره شده.
بر اساس پژوهشی جدید، اندازه دور کمر ممکن است در مقایسه با عدد روی ترازو، درباره سلامتی قلب اطلاعات بیشتری به ما ارائه کند.
به گزارش فاکسنیوز دیجیتال، این مطالعه نشان داد که اندازهگیری دور کمر میتواند برخی خطرهای قلبیعروقی احتمالی را شناسایی کند که اگر پزشکان تنها به شاخص توده بدنی یا بیامآی (BMI) تکیه کنند، ممکن است آنها را تشخیص ندهند.
پژوهشگران یک طرح پژوهشی مشترک، دادههای نزدیک به ۲۶۰ هزار بزرگسال را که در ۱۵ مطالعه بلندمدت درباره سلامتی شرکت داشتند، تجزیهوتحلیل کردند. شرکتکنندگان حدود ۲۰ سال تحت پیگیری قرار داشتند.
این پژوهش که در «مجله کالج قلب و عروق آمریکا» (Journal of the American College of Cardiology) منتشر شد، نشان داد برخی افرادی که بر اساس شاخص توده بدنی در محدوده وزن طبیعی قرار دارند، همچنان ممکن است در ناحیه میانی بدنشان چربی انباشته زیادی داشته باشند.
بر اساس این مطالعه، در میان شرکتکنندگانی که شاخص توده بدنی آنها در محدوده وزن طبیعی یا اضافهوزن قرار داشت، افرادی که دور کمر بزرگتر یا نسبت دور کمر به دور باسن بالاتری داشتند، در طول دوره مطالعه بهطور کلی برای ابتلا به چندین عارضه قلبی و مرگ، با ۱۵ تا ۵۰ درصد خطر بیشتر روبهرو بودند.
این نتایج نشان میدهد بررسی نحوه توزیع وزن در سراسر بدن در مقایسه با شاخص توده بدنی بهتنهایی، ممکن است از وضعیت سلامتی فرد، تصویر کاملتری ارائه دهد.
ارین پالینسکیــوید، متخصص تغذیه و کارشناس دارای گواهی آموزش دیابت و نویسنده کتاب «راهحل همهگیری کمخوابی» که در نیوجرسی فعالیت میکند، در گفتگو با فاکسنیوز دیجیتال، توضیح داد که شاخص توده بدنی فقط وزن را در مقایسه با قد نشان میدهد، اما نمیگوید چربی در کدام قسمت بدن ذخیره شده، در حالی که این نکته بسیار مهم است.
او که در این پژوهش مشارکت نداشت، افزود چربی انباشتهشده در اطراف شکم در مقایسه با چربی ذخیرهشده در سایر قسمتهای بدن، میتواند نگرانیهای متفاوتی برای سلامت ایجاد کند: «محل تجمع چربی از میزان آن مهمتر است، زیرا چربی احشایی، یعنی چربی که اطراف اندامهای داخل شکم را فرا میگیرد، از نظر سوختوساز بافتی فعال است و موجب التهاب، مقاومت به انسولین و آسیب به سرخرگها میشود. در حالی که چربی زیرپوستی در دیگر قسمتهای بدن چنین تاثیری ندارد.»
بهگفته پالینسکیــوید، نتایج این پژوهش نشان میدهد چرا شاخص توده بدنی بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از سلامتی قلب فرد بدهد. او افزود شاخص توده بدنی تمام واقعیت را نشان نمیدهد. محل تجمع چربی ممکن است از عدد روی ترازو اهمیت بیشتری داشته باشد.
پژوهشگران در طول این مطالعه چندین پیامد مرتبط با سلامتی، از جمله حمله قلبی، سکته مغزی، نارسایی قلبی، فیبریلاسیون دهلیزی و مرگهای ناشی از بیماریهای قلبیعروقی را بررسی کردند.البته آنها به چند محدودیت این مطالعه هم اشاره کردهاند.
از جمله اینکه درباره میزان فعالیت بدنی، رژیم غذایی یا استعداد ژنتیکی شرکتکنندگان برای ابتلا به چاقی اطلاعاتی در اختیار نداشتند، در حالی که همه این عوامل میتوانند در بروز بیماریهای قلبیعروقی نقش داشته باشند.
علاوه بر این، در این مطالعه دور کمر و نسبت دور کمر به دور باسن فقط یکبار اندازهگیری شد و این موضوع توانایی پژوهشگران را برای تعیین اینکه تغییرات چربی شکمی در گذر زمان چگونه ممکن است بر خطر ابتلا به بیماری قلبی تاثیر بگذارد، محدود کرد.
🆔@ScientificDialectics
💢 سینماهای بریتانیا در فکر ممنوعیت عینکهای متا به دلیل نگرانیهای حریم خصوصی و کپیبرداری
انجمن سینماهای بریتانیا در حال بررسی محدودیتها برای عینکهای متا است؛ این عینکها دسترسی را بهبود میدهند اما امکان ضبط مخفیانه ویدئو را هم دارند.
این اکسسوار که لقب «عینکهای منحرف» گرفته، ممکن است به زودی در سینماهای بریتانیا ممنوع شود.
به گزارش Sky News (منبع به زبان انگلیسی)، انجمن سینماهای بریتانیا (UKCA) در حال بررسی ممنوعیت عینکهای هوش مصنوعی متا در سالنهای سینماست؛ در حالی که بهرهبرداران سینما میان نگرانیها درباره دزدی آثار و حریم خصوصی و مزایای دسترسپذیری این عینکهای پیشرفته سبک و سنگین میکنند.
همه نگاهها به شماست از زمانی که وارد بازار شدهاند، عینکهای متا برای چشمچرانها و دزدان بالقوه آثار سینمایی ارتقایی کاملا قرن بیستویکمی فراهم کردهاند.در قاب عینکهای هوشمند متا دوربینهایی کار گذاشته شده که به کاربر امکان میدهد بهطور نامحسوس عکس و ویدیو بگیرد.
یک چراغ کوچک برای هشدار دادن به اطرافیان هنگام ضبط تعبیه شده، اما بسیاری از کاربران گزارش دادهاند که پوشاندن این چراغ هشداردهنده (منبع به زبان انگلیسی) چقدر آسان است. حتی فروشندگان شخصثالث روی پلتفرمهایی مثل آمازون، روکشهای آماده برای پوشاندن این چراغ عرضه میکنند.
این موضوع نگرانیهای گستردهای درباره رضایت افراد برانگیخته است، بهویژه چون ممکن است کسی که از او فیلم گرفته میشود، اصلا نداند دوربینی به سمتش نشانه رفته است. به همین دلیل هم این عینکها لقب «عینک جاسوسی» و «عینکهای منحرف» گرفتهاند.برای سینماها، این فناوری تازه چالشهای دیگری فراتر از مسئله حریم خصوصی به همراه دارد.
دزدی آثار هنری مشکل تازهای نیست. UKCA (منبع به زبان انگلیسی) برآورد میکند نقض حقوق نشر هر سال دستکم ۵۰۰ میلیون پوند (۵۸۵ میلیون یورو) به صنایع خلاق بریتانیا زیان میزند.بهگفته گزارش سالانه ۲۰۲۴ UKCA، بیش از ۹۰ درصد نسخههای غیرقانونی فیلمهای تازهاکران از سالنهای سینما ضبط میشوند.این نسخهها معمولا با دستگاههای کوچک، از جمله تلفنهای هوشمند، ضبط میشوند.
این نسخهها معمولا با دستگاههای کوچک، از جمله تلفنهای هوشمند، ضبط میشوند.به همین دلیل در برخی نمایشهای پرمخاطب از تماشاگران خواسته میشود تلفنهایشان را در کیفهای ایمن قرار دهند یا بیرون از سالن بگذارند.بهرهبرداران سینما همچنین کارکنان خود را آموزش میدهند تا مراقب ضبطهای غیرقانونی باشند.
در سال ۲۰۲۵، آژانس حفاظت از محتوای فیلم (منبع به زبان انگلیسی) ۱۲۱ مورد را ثبت کرده که در آن کارکنان سینما در سراسر بریتانیا ضبطهای غیرقانونی را شناسایی، متوقف و گزارش کردهاند.برخی نگرانند عینکهای متا راه تازهای در اختیار دزدان فیلم برای ضبط نمایشها بگذارد.
البته دلایل کاملا موجهی هم برای استفاده از این عینکها وجود دارد؛ نه فقط چون Kylie Jenner میخواهد شما فکر کنید که ظاهرشان جذاب است.برای سینماروهایی که دچار اختلال بینایی هستند یا مشکل شنوایی دارند، این عینکها میتواند مزایای مهمی در زمینه دسترسپذیری داشته باشد. فیل کلاپ، مدیرعامل UKCA، به Sky News گفته است برخی فریمهای هوشمند میتوانند زیرنویسهای اختصاصی در اختیار کاربر بگذارند.
🆔@ScientificDialectics
💢 روزهداری متناوب؛ واقعا موثر است یا بیش از حد بزرگنمایی شده؟
در میان تمام یافتههای سردرگمکننده و متناقض، یک الگوی روشن به چشم میخورد: فواید روزهداری متناوب در انسانها بهاندازه فواید مشاهدهشده در حیوانات چشمگیر نیست.
اثبات اثربخشی رژیم روزهداری متناوب، مانند بسیاری دیگر از مداخلات مرتبط با سبک زندگی، کار سادهای نیست، با این حال فناوریهای جدید ممکن است به پژوهشگران کمک کنند بهتر بفهمند چه چیزی موثر است و چه چیزی نیست.به نظر میرسد هر چند ماه یکبار درباره فواید روزهداری متناوب موج تازهای به راه میافتد.
این رژیم غذایی محبوب و متنوع که در آن فرد یا در برخی روزهای هفته کالری کمتری دریافت میکند یا مصرف غذا را به ساعات مشخصی از روز محدود میکند، به این شهرت یافته است که در مقایسه با روش معمول کاهش کالری، کاهش وزن را آسانتر میکند.
همچنین گفته میشود فواید آن بسیار فراتر از این است و برای مثال، خطر ابتلا به سرطان و افت تواناییهای شناختی را نیز کاهش میدهد. بنابراین جای تعجب نیست که تا این اندازه محبوب شده است.با این حال، شواهد جدید درباره میزان اعتبار علمی این ادعاها تردیدهایی ایجاد کردهاند.
بسته به مطالعهای که در نظر گرفته میشود، ممکن است روزهداری متناوب موثرتر یا کماثرتر از دیگر رژیمهای غذایی ارزیابی شود. حتی یک مطالعه نشان داده که این روش ممکن است زیانآور باشد و خطر ابتلا به بیماریهای قلبیعروقی را افزایش دهد.
کریستا وارادی، استاد تغذیه دانشگاه ایلینوی در شیکاگو، میگوید حتی دانشمندان نیز همیشه بر سر همه واقعیتها اتفاقنظر ندارند، چه رسد به افراد تاثیرگذار شبکههای اجتماعی. او تاکید دارد که «این روش معجزه نمیکند».
بنابراین سوال این است که آیا درباره روزهداری متناوب بیش از اندازه تبلیغ شده یا این رژیم واقعا روشی امیدبخش است که میتواند چند سال بر عمر ما بیفزاید؟
اگر چنین است، پس چرا شواهد مربوط به آن تا این اندازه متناقضاند؟بسیاری از پژوهشگران میگویند بزرگترین مانع برای دستیابی به دادههای قابلاعتمادتر، همان مشکلی است که حل کردنش از همه دشوارتر است: ما نمیدانیم مردم واقعا چه میخورند؛ مسئلهای که درباره بسیاری از مداخلات غذایی، اگر نگوییم همه آنها، صدق میکند.
عادتهای غذایی انسانهای اولیه
روزهداری متناوب بر این اساس طراحی شد که الگوی غذاخوردن نیاکان ما را در روند تکامل بازتاب دهد.
مارک متسون، عصبشناسی که پژوهشهایش در دانشگاه جانز هاپکینز در بالتیمور از بنیانهای این حوزه به شمار میرود، میگوید: «ما در محیطی تکامل نیافتیم که در آن روزانه سه وعده غذای اصلی و دو میانوعده بخوریم.»
روزهداری باعث میشود سوختوساز بدن از سوزاندن قند در مرحله نخستــ فرایندی که گلیکولیز نامیده میشودــ به سوزاندن چربی موجود در جریان خون تغییر کند.
این تغییر سوختوسازی رفتار سلولها را دگرگون میکند. به طوری که سلولهای سالم بازیافت پروتئینهای فرسوده و آسیبدیده را آغاز میکنند؛ فرایندی که «خودخواری سلولی» یا «اتوفاژی» نام دارد و موجب جوانسازی سلولها میشود.به لحاظ نظری، این فرایند مستقیم به فواید ادعاشده برای سلامتی منجر میشود.
متسون در یک مقاله مروری که در نشریه پزشکی نیوانگلند منتشر شد، این تغییر سوختوسازی را با افزایش طول عمر و کاهش میزان ابتلا به بیماریهایی از جمله دیابت و سرطان مرتبط دانسته است، اما یک مشکل وجود دارد: قابلاتکاترین شواهدی که این روایت منسجم را تایید میکردند، از مطالعه روی موشها، مگسها و کرمها به دست آمدهاند.
به این معنا که روزهداری متناوب برای این جانوران راهحلی معجزهآسا بود. موشها به شرط آنکه ساعات غذاخوردنشان محدود میشد، میتوانستند بهاندازه گروه دیگری که بدون محدودیت غذا میخوردند، کالری دریافت کنند، اما تا دوران پیری لاغر و سالم باقی بماندند.
در حالی که موشهای گروه دیگر چاق و بیمار میشدند. با این حال متاسفانه، نتایج مطالعات انسانی قطعیت کمتری داشتهاند. برای نمونه، تاثیر روزهداری متناوب را بر چاقی در نظر بگیرید. وارادی میگوید بسته به نوع روزهداری متناوب، این روش در انسان حدود ۵ درصد کاهش وزن ایجاد میکند.
به گفته او، این میزان بهاندازه هر راهبرد غذایی دیگری موثر است، اما شواهد حاصل از مطالعات انسانی هنوز نتوانستهاند نتایج چشمگیری را که در موشهاــ یا روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعیــ دیده میشود، تکرار کنند. بیتردید، حتی کاهش وزن اندک ناشی از روزهداری متناوب نیز میتواند برای سوختوساز بدن فوایدی داشته باشد.
https://www.bbc.com/future/article/20260813-have-the-benefits-of-intermittent-fasting-been-overhyped
🆔@ScientificDialectics
💢 قرص ورزش از نخستین آزمون انسانی سربلند بیرون آمد؛ آیا روزی میرسد که تنبلها ورزش را ببلعند؟
پژوهشگران یک گام دیگر به رویای ساخت دارویی نزدیک شدهاند که بتواند دستکم بخشی از فواید ورزش را بدون نیاز به ساعتها دویدن، وزنهزدن و عرق ریختن در باشگاه، در بدن انسان تقلید کند.
شرکت داروسازی Enveda روز سهشنبه از نتایج مثبت نخستین مطالعه انسانی داروی آزمایشی خود با نام ENV-308 خبر داد؛ ترکیبی که با تقلید از یکی از مولکولهایی که بدن هنگام ورزش تولید میکند، طراحی شده است.
بر پایه بیانیه این شرکت، نتایج اولیه نشان میدهد این دارو در افراد سالم، ایمن و قابلتحمل بوده است. شرکت امیدوار است ENV-308 در آینده بتواند به افراد در حفظ کاهش وزن و جلوگیری از تحلیل توده عضلانی کمک کند؛ آن هم بدون برخی عوارض گوارشی شناختهشده داروهای محبوب خانواده GLP-1 مانند سماگلوتاید.
راز «قرص ورزش» در چیست؟ENV-308 در واقع قرار نیست تمام پیچیدگیهای ورزش را در قالب یک قرص بازسازی کند. ایده آن بسیار مشخصتر است: تقلید از اثر یک مولکول طبیعی به نام N-lactoyl-phenylalanine یا به اختصار Lac-Phe.دانشمندان در سالهای اخیر متوجه شدهاند که میزان Lac-Phe در بدن در جریان ورزش شدید افزایش مییابد.
این مولکول پس از غذا خوردن نیز تولید میشود و مطالعات انجامشده روی حیوانات نشان دادهاند که میتواند در کاهش اشتها نقش داشته باشد.در آزمایشهایی روی موشهای چاق، درمان با Lac-Phe با کاهش وزن همراه بوده است؛ یافتهای که توجه پژوهشگران را به ظرفیت احتمالی این مولکول برای مقابله با چاقی جلب کرده است.
اما یک مشکل وجود دارد: Lac-Phe طبیعی مدت زیادی در بدن باقی نمیماند.ENV-308 با هدف حل همین مشکل طراحی شده است؛ دارویی که بتواند اثر مشابهی ایجاد کند و آنقدر در بدن بماند که مصرف آن به شکل یک قرص روزانه امکانپذیر باشد.به گفته Enveda، این ترکیب با کمک مدل هوش مصنوعی اختصاصی این شرکت، موسوم به PRISM، شناسایی شده است.
در مطالعه فاز اول، ۸۸ فرد سالم دوزهای مختلف ENV-308 را دریافت کردند.البته باید یک نکته مهم را در نظر داشت: مطالعات فاز اول اساسا برای اثبات اثربخشی دارو طراحی نمیشوند.
هدف اصلی این مرحله بررسی ایمنی، تحملپذیری و نحوه واکنش بدن به دارو است.از این منظر، نتایج اولیه امیدوارکننده بود.در میان داوطلبان، هیچ عارضه جانبی جدی گزارش نشد.
شرکت همچنین اعلام کرده است که ENV-308 از نظر عوارض گوارشی، «پروفایل ایمنی استثنایی» از خود نشان داده است؛ موضوعی که در صورت تایید در مطالعات بزرگتر، میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
پژوهشگران همچنین نشانههایی پیدا کردند که شاید ENV-308 واقعا بتواند بخشی از مسیر زیستی مرتبط با Lac-Phe را فعال کند.افراد مبتلا به چاقی اغلب سطح بالایی از لپتین دارند؛ هورمونی که به مغز در تشخیص احساس سیری کمک میکند.
یکی از فرضیهها این است که در چاقی، بدن به پیامهای لپتین به اندازه کافی پاسخ نمیدهد؛ پدیدهای که از آن با عنوان مقاومت به لپتین یاد میشود.در مطالعات حیوانی، ENV-308 توانسته بود سطح لپتین را بهسرعت کاهش دهد.
در مطالعه انسانی نیز پژوهشگران کاهش سطح لپتین در گردش خون داوطلبان را مشاهده کردند.این یافته بهتنهایی به معنای اثبات اثر ضدچاقی دارو نیست، اما میتواند نشانهای اولیه از فعال شدن سازوکاری باشد که پژوهشگران انتظارش را داشتهاند.
آیا واقعا میتوان ورزش را با یک قرص جایگزین کرد؟اینجا همان جایی است که باید کمی از هیجان تیترها فاصله بگیریم. ENV-308 هنوز «قرص ورزش» به معنای واقعی کلمه نیست.ورزش فقط یک مسیر زیستی را فعال نمیکند. فعالیت بدنی مجموعهای بسیار پیچیده از تغییرات را در قلب، مغز، عضلات، متابولیسم، استخوانها، عروق و حتی وضعیت روانی ایجاد میکند.
بنابراین حتی اگر ENV-308 در ادامه تحقیقات بتواند برخی فواید متابولیکی ورزش را تقلید کند، بعید است بتواند جایگزین کامل خودِ فعالیت بدنی شود.اما چنین دارویی میتواند برای گروههایی اهمیت ویژهای داشته باشد که کاهش وزن برایشان دشوار است، نمیتوانند برخی عوارض گوارشی داروهای GLP-1 را تحمل کنند یا در معرض خطر بیشتری برای از دست دادن توده عضلانی قرار دارند؛ از جمله برخی افراد سالمند.
این شرکت همچنین در حال ارزیابی امکان استفاده از این دارو برای بیماریهای دیگری است که ممکن است از آثار مشابه ورزش سود ببرند؛ از جمله میگرن و بیماری التهابی روده.بنابراین هنوز تا رسیدن ENV-308 به داروخانهها فاصله زیادی باقی مانده است.
نتایج فاز اول فقط نشان میدهد که این ترکیب توانسته نخستین مانع مهم، یعنی آزمون اولیه ایمنی در انسان، را پشت سر بگذارد.پس دیگر ایده ساخت دارویی که بخشی از «شیمی ورزش» را در بدن تقلید کند، دیگر صرفاً یک داستان علمیتخیلی نیست.
🆔@ScientificDialectics
💢 مطالعه نگرانکننده: نزدیک به ۴۰٪ موسیقی جهان در ژوئیه ۲۰۲۶ با هوش مصنوعی ساخته شد
استفاده از هوش مصنوعی در تولید موسیقی همچنان بحثبرانگیز است و آمارهای جدید نشان میدهد موج قطعات ساختهشده با این فناوری کند نشده و برخی هنرمندان از این ابزار جنجالی استفاده میکنند.
یک مطالعهی تازه نشان داده است که تقریبا ۴۰ درصد موسیقیهای تازهای که در ژوئیه ۲۰۲۶ در سراسر جهان منتشر شدهاند، در مرحلهی ساخت از هوش مصنوعی استفاده کردهاند.این رقم نگران کننده نتیجهی نظرسنجی تازهای است که توسط SubmitHub (منبع به زبان انگلیسی) انجام شده؛ پلتفرم آنلاینی که به کاربران امکان میدهد موسیقی خود را برای فهرستهای پخش و وبلاگها بفرستند.
آنها بیش از یک میلیون قطعه موسیقی را تحلیل کردند و با استفاده از سامانهی تشخیص خودشان با نام SH Labs دریافتند که ۲۳.۲ درصد آنها به طور کامل توسط هوش مصنوعی تولید شده است.علاوه بر این، مشخص شد که ۱۵.۳ درصد دیگر از عناصر صوتی تولیدشده با هوش مصنوعی استفاده کردهاند که بعدا توسط انسان «تغییر یا پردازش» شده است.
به این ترتیب، در مجموع ۳۸.۵ درصد از تمام موسیقیهایی که ماه گذشته منتشر شدهاند با دخالت هوش مصنوعی ساخته شدهاند.SubmitHub اوایل تابستان امسال SH Labs (منبع به زبان انگلیسی) را راه اندازی کرد تا «مشکل فزایندهی عدم شفافیت» در استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی را برجسته کند.
ابزار تشخیص هوش مصنوعی این شرکت اکنون در Bandcamp و Traxsource برای شناسایی استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی و همچنین در سازمان حقوق اجرا، یعنی GEMA، به کار میرود؛ سازمانی که به تازگی در یک پروندهی تاریخی در برابر پلتفرم تولید موسیقی با هوش مصنوعی Suno پیروز شد.
در بیانیهای، جیسون گریشکوف، بنیانگذار SubmitHub، گفت: «به نظر من مسیر آیندهی موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی، شفافیت است. مردم باید بتوانند خودشان تصمیم بگیرند میخواهند با موسیقی تولیدشده توسط هوش مصنوعی درگیر شوند یا نه».او اضافه کرد: «کار ما این است که آنقدر به آنها اطلاعات بدهیم که بتوانند این انتخاب را انجام دهند.»
این آمار تازه در ادامهی دادههای جدیدی است که Deezer منتشر کرده؛ این شرکت اعلام کرده بود که در ژوئن، ترکهای هوش مصنوعی بیش از نیمی از تمام انتشارهای روزانهی تازه روی این پلتفرم را تشکیل دادهاند.
این ارقام همچنین در امتداد مطالعهای در سال ۲۰۲۵ است که نشان داد ۹۷ درصد مردم «نمیتوانند تفاوت بین موسیقی واقعی و موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی را تشخیص دهند». برخی نهادها بالاخره در حال بیدار شدن نسبت به نگرانیهای هنرمندان واقعی و دوستداران موسیقی هستند که از آشغالهای هوش مصنوعی روی پلتفرمهای استریم شکایت میکنند.
برای مثال، Bandcamp در ابتدای ۲۰۲۶ تمام موسیقیهای تولیدشده با هوش مصنوعی را ممنوع کرد و اعلام کرد که «حق دارد هر موسیقی را در صورت ظن تولید با هوش مصنوعی حذف کند»، در حالی که غول استریمینگ Spotify به تازگی اعلام کرده که قصد دارد نشان «چهرهی هوش مصنوعی» را به برخی پروفایلهای هنرمندان اضافه کند تا به شنوندگان کمک کند تشخیص دهند زمانی که ممکن است موسیقی یک هنرمند با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده باشد. این طرح از سپتامبر آغاز میشود.
در حالی که هنرمندانی از کیت بوش تا برایان می از گروه Queen دربارهی بحران وجودیای که هوش مصنوعی برای خلاقها ایجاد کرده صحبت کردهاند و گفتهاند «استفادهی بدون مجوز از آثار خلاقانه برای آموزش سامانههای مولد هوش مصنوعی تهدیدی بزرگ و ناعادلانه برای معیشت کسانی است که پشت این آثار قرار دارند»، برخی خلاقان رویکرد راحتتری نسبت به استفاده از این فناوری بحثبرانگیز اتخاذ کردهاند.
لوک استیل از گروه Empire Of The Sun اخیرا اعتراف کرده که از هوش مصنوعی برای ساخت موسیقی استفاده میکند؛ Boy George هم گفته از هوش مصنوعی برای نوشتن ترانه ای کمک گرفته است؛ کاری که در نهایت باعث شد این ترک به دلیل نقض قوانین مربوط به هوش مصنوعی از Bandcamp حذف شود.
یکی دیگر از هنرمندانی که خشم همتایانش را برانگیخته، رپر آمریکایی Tyga است.او اعتراف کرده که در آلبوم تازهاش با نام «$tarface» که از سوی منتقدان به شدت کوبیده شده، از هوش مصنوعی به عنوان «ابزار» استفاده کرده است. Tyga برای این آلبوم از هوش مصنوعی برای ساخت سینتهای رترو استفاده کرده و این «ابزار» را «چیزی شبیه به زمانی که اتوتیون وارد شد» توصیف کرده است.
با این حال، این آلبوم به شدت از سوی منتقدان سرزنش شده و Pitchfork (منبع به زبان انگلیسی) پایینترین نمرهی ممکن، یعنی صفر از ۱۰، را به آن داده و «$tarface» را «متکبر، بیتفاوت و افسرده کننده» توصیف کرده و نوشته است «همین که چنین اثری وجود دارد، جهان را به جایی بدتر تبدیل کرده است».
🆔@ScientificDialectics
💢 سفتی مداوم فک یا شانهها؛ سرکوب احساسات چه تاثیری بر مغز و بدن میگذارد؟
خاموش کردن احساسات ناخوشایند ممکن است احساسات مثبت را هم کمرنگ کند. برخی افراد پس از سالها سرکوب خشم یا اندوه، دچار نوعی کرختی عاطفی یا احساس تماشای زندگیشان «از پشت شیشه» میشوند.
بیشتر افراد گاهی احساسات خود را سرکوب کردهاند؛ زمانی که موقعیت برای ابراز احساسات مناسب نبوده، محیط امن به نظر نمیرسیده یا امکان فروپاشی عاطفی وجود نداشته است.
به نوشته ریل سیمپل، کنار گذاشتن موقت احساسات میتواند در چنین شرایطی عملی باشد، اما متخصصان سلامت روان میگویند سرکوب مداوم احساسات به تلاش ذهنی قابلتوجهی نیاز دارد و با تنظیم هیجان متفاوت است.سرکوب مداوم میتواند شناخت احساسات را نیز دشوار کند.
افرادی که مرتب احساساتشان را کنار میزنند فرصت کمتری دارند نشانههای جسمانی، عامل محرک و پیام احساسات را تشخیص دهند و ممکن است در نهایت فقط بدانند «کلافهاند»، بدون اینکه بتوانند احساس دقیق خود را شناسایی کنند.پنهان کردن احساس همچنین بهمعنای از بین رفتنش نیست.
در یک بررسی آزمایشی، افرادی که از آنها خواسته شد بروز احساساتشان را سرکوب کنند، در ظاهر هیجان کمتری نشان دادند، اما شدت احساس گزارششده کاهش پیدا نکرد و بدن آنها همچنان با تغییر در فعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک و ضربان قلب واکنش نشان داد.احساسات سرکوبشده ممکن است به شکلهای دیگری نیز ظاهر شوند، از تحریکپذیری در برابر مسائل کوچک و افکار مداوم در نیمهشب گرفته تا اضطرابی که علت مشخصی ندارد.
خاموش کردن احساسات ناخوشایند ممکن است احساسات مثبت را هم کمرنگ کند. برخی افراد پس از سالها سرکوب خشم یا اندوه، دچار نوعی کرختی عاطفی یا احساس تماشای زندگیشان «از پشت شیشه» میشوند.این وضعیت ممکن است با نشانههای جسمانی نیز همراه باشد.
ماست در میان مراجعانش مواردی مانند سفتی مداوم فک یا شانهها، سردرد، اختلال خواب، واکنشهای گوارشی هنگام ناراحتی، و خستگی را مشاهده میکند که با استراحت برطرف نمیشود. با این حال، او تاکید میکند علائم جسمانی بدون علت ابتدا باید از نظر پزشکی بررسی شوند و فقط پس از رد دلایل پزشکی، میتوان ارتباط احتمالی آنها با احساسات را بررسی کرد.
کینلی اسپرینگز، مددکار اجتماعی بالینی، سرکوب عاطفی را کنار زدن یا مسدود کردن یک احساس بهدلیل ناراحتکننده، ناخوشایند یا ناامن بودنش تعریف میکند. این با تصمیم آگاهانه برای عمل نکردن بر اساس احساس تفاوت دارد.
برای مثال، فردی که در موقعیتی ترسناک یا طاقتفرسا قرار دارد ممکن است ناچار باشد بهجای پردازش احساسات، بر عبور از شرایط تمرکز کند. مشکل زمانی ایجاد میشود که سرکوب به روش همیشگی برخورد با احساسات تبدیل شود و پس از آن نیز فرصتی برای پردازش آنها وجود نداشته باشد.تنظیم هیجانی با تشخیص احساس آغاز میشود و سپس، فرد تصمیم میگیرد چگونه به آن پاسخ دهد.
هنگام خشم ممکن است ضربان قلب افزایش پیدا کند، صورت داغ یا مشتها گره شود. فرد میتواند این نشانهها را تشخیص دهد و در عین حال، تصمیم بگیرد فریاد زدن واکنش مناسبی نیست. در این حالت خشم انکار نشده، بلکه نحوه ابراز آن کنترل شده است.
ایمی ماست، مشاور سلامت روان، میگوید به تعویق انداختن واکنش یعنی فرد خشم را تشخیص میدهد و احساس میکند، اما تصمیم میگیرد مثلا جلسه کاری جای مناسبی برای ابراز آن نیست.
در مقابل، سرکوب به معنای تلاش برای احساس نکردن خشم، بیرون راندن خشم از آگاهی یا غیرمنطقی دانستن این احساس پیش از تجربه کامل آن است. یکی بهمعنای تصمیم درباره زمان ابراز احساس و دیگری بهمعنای تصمیم درباره اجازه احساس کردنش است.برای پردازش احساسات، متخصصان توصیه میکنند پس از قرارگیری در محیطی امن، ابتدا احساس بهطور مشخص نامگذاری شود.
گفتن «احساس سرخوردگی و کمی تحقیرشدگی میکنم» اطلاعات بیشتری از عبارت کلی «استرس دارم» فراهم میکند. همزمان، میتوان به واکنشهای بدن توجه کرد، بدون اینکه درباره دلیل شکلگیری و نیاز مرتبط با احساس قضاوت کرد.تحمل احساسات ناخوشایند نیز مهارتی است که با تمرین تقویت میشود.
پیادهروی، ورزش، حرکات کششی، دوش گرفتن، گوش دادن به موسیقی یا انجام فعالیتهای تکراری با دست میتواند به کاهش شدت هیجان کمک کند تا فرد بعدا وقتی بازمیگردد نیاز مرتبط با آن احساس را بررسی کند، از آن احساس فاصله کافی گرفته باشد.احساسات در نهایت حامل اطلاعاتاند. خشم ممکن است نشانه احساس بیعدالتی یا نقض یک مرز باشد و غم نشان دهد چیزی برای فرد اهمیت داشته است.
وجود یک احساس لزوما تعیین نمیکند فرد باید چه اقدامی انجام دهد. میتوان خشمگین بود بدون اینکه فریاد زد، آزرده بود بدون اینکه فوری با دیگری رودررو شد، و مضطرب بود بدون اینکه اضطراب تعیینکننده همه تصمیمها باشد.
🆔@ScientificDialectics
💢 ساعتهای کاری بیثبات سلامت کارکنان را تهدید میکند؛ زنان و مردان به یک شکل آسیب نمیبینند
برای کارگران، برنامههای کاری غیر قابل پیشبینی فقط ناراحتی ساده نیست.
پژوهش جدید نشان میدهد تغییرات شدید ساعات کار با سلامت ضعیفتر مرتبط است و این اثر در زنان و مردان یکسان نیست.یک پژوهش تازه بعد تازهای به بحث درباره اشتغال ناپایدار اضافه کرده است: آنچه بر سلامت تاثیر میگذارد فقط میزان ساعات کاری نیست، بلکه میتواند این باشد که این ساعتها تا چه حد به شکل غیرقابل پیشبینی تغییر میکند.
این پژوهش که در نشریه SSM – Population Health منتشر شده، با استفاده از دادههای پیوندخورده «پیمایش جاری جمعیت» در آمریکا، بیش از ۶۱ هزار آمریکایی در سن کار را بررسی کرده است.
نتایج نشان میدهد ساعات کار پرنوسان با احتمال بیشتر وخامت سلامت در میان مردانی که در بازار کار میمانند همراه است. برای زنان، این هزینه سلامتی بیشتر به شکل کاهش کار، غیبت یا ترک شغل به دلایل سلامت خود را نشان میدهد.
سینیه چیانی لو، نویسنده این پژوهش، گفت (منبع به زبان انگلیسی): «کیفیت شغل اهمیت دارد و فقط به دستمزد، مزایا یا مجموع ساعات کار محدود نمیشود، بلکه ثبات برنامه کاری و پیامدهای سلامت ناشی از آن را هم در بر میگیرد؛ حوزهای که در بخش زیادی از پژوهشهای پیشین کمتر به آن پرداخته شده است.»
در این مطالعه، دادههای مربوط به کارگرانی که به دلیل فشارهای سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، کارشان را قطع کرده یا به آن پایان داده بودند نیز گنجانده شد؛ گروهی که در بسیاری از مطالعات پیشین نادیده گرفته شده بود.
لو گفت: «گسترش نمونه فراتر از «بازماندگان»ی که به طور مستمر شاغل ماندهاند، جمعیت گستردهتری را که آن نیز در معرض خطر است به تصویر میکشد.»
این پژوهش وضعیت سلامت خوداظهار شرکتکنندگان و ساعات کار ماهبهماه آنها را بررسی کرد. افرادی که برنامه کاری نسبتا ثابتی داشتند در گروه کارگران باثبات قرار گرفتند، در حالی که کسانی که ساعات کارشان به شدت بالا و پایین میشد، به عنوان دارای نوسان شدید طبقهبندی شدند.
برای نمونه، یکی از موارد مربوط به کارگری بود که ساعات کارش از ۲۰ ساعت در یک ماه به ۶۰ ساعت در ماه بعدی رسید، یک ماه دیگر روی ۶۰ ساعت ماند و سپس دوباره به ۲۰ ساعت کاهش یافت.
در میان مردان، چنین سطحی از نوسان به احتمال پیشبینیشده ۳۸ درصدی وخامت سلامت گره خورده بود؛ در حالی که این احتمال برای کارگری با هفته کاری ثابت ۴۰ ساعته ۲۸ درصد برآورد شد.
به همین ترتیب، احتمال حفظ وضعیت سلامت پایدار نیز به طور پیوسته از حدود ۴۶ درصد به ۳۸ درصد کاهش یافت، در حالی که احتمال پیشبینیشده بهبود سلامت تغییر چندانی نکرد.
لیائو گفت: «پیام بسیار روشن است؛ موضوع فقط مقدار مطلق ساعات کار نیست. مشکل بیشتر به تغییر نسبی برمیگردد؛ یک هفته بالا، هفته بعد پایین.»
او افزود: «شاید مردم بتوانند خود را با حجم کلی تغییر وفق دهند، اما با نوسانهای ناگهانی بالا و پایین نه؛ این موضوع کاملا متفاوتی است.»اما برای زنان، الگو متفاوت بود.
در میان زنانی که همچنان شاغل ماندند، پژوهشگران هیچ ارتباط آماری روشنی میان ساعات کار پرنوسان و بدتر شدن سلامت خوداظهار نیافتند. اما وقتی تحلیل شامل زنانی شد که به دلیل مشکلات سلامتی ساعات کار خود را کاهش داده، آن را متوقف کرده یا از شغلشان کنار رفته بودند، رابطه دیگری آشکار شد.
با افزایش نوسان ساعات کار از کمترین تا بیشترین سطح مشاهدهشده، احتمال پیشبینیشده محدودیت کاری ناشی از سلامت از حدود ۲.۵ درصد به نزدیک ۸ درصد رسید.این تمایز مهم است، زیرا پژوهشهایی که فقط بر افرادی تمرکز میکنند که همچنان شاغل ماندهاند، ممکن است کارگرانی را نادیده بگیرند که سلامتشان آنقدر رو به وخامت گذاشته که بر اشتغالشان تاثیر گذاشته است.
این پدیده به «اثر بازمانده کارگر سالم» معروف است؛ یعنی کارگرانی که آنقدر بیمار میشوند که دیگر نمیتوانند به کار ادامه دهند، ممکن است از بازار کار خارج شوند و گروهی سالمتر را بر جای بگذارند و در نتیجه، خطرهای محیط کار کمتر از آنچه واقعا هست به نظر برسد.
لو گفت: «مدلسازی تفکیکشده بر اساس جنسیت که در این پژوهش انجام دادیم، تفاوتهای آشکاری را در مسیرهای سلامت زنان و مردان تایید میکند؛ نوسان در ساعات کار کارکنان در مورد مردان به صورت وخامت سلامت در حین کار نمود پیدا میکند، به ویژه در ساعات کاری هفتگی بالاتر، و در مورد زنان به شکل محدودیتهای کاری مرتبط با سلامت یا کنارهگیری از اشتغال فعال.»
او افزود: «بیثباتی در ساعات کار فقط دردسر در تنظیم برنامه کاری نیست، بلکه یک خطر سلامت در سطح جمعیت است که به شکلی جنسیتی خود را نشان میدهد و به همین دلیل باید برای ما اهمیت داشته باشد.»
🆔@ScientificDialectics
💢 صدای بلند چگونه بهطور دائمی بر شنوایی اثر میگذارد؟
توصیههایی برای محافظت از گوش«گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست».
به گزارش سرویس جهانی بیبیسی، قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بلند، از کنسرت و هدفون گرفته تا ابزارهای باغبانی و تعمیرات خانه، میتواند به شنوایی آسیب دائمی بزند. رانندگی با شیشه پایین در بزرگراه و موتورسواری نیز بهدلیل شدت صدای باد میتواند به گوش آسیب بزند.
متخصصان توصیه میکنند در محیطهای پرسروصدا از محافظ گوش استفاده کنید و صدای هدفون را پایین نگه دارید.
در عین حال، استفاده بیش از حد از گوشپاککن و حتی گوشگیر میتواند جرم گوش را به داخل فشار دهد و باعث کاهش شنوایی یا عفونت شود.
والری پاولوویچ راف، شنواییشناس و متخصص افت شنوایی در کلینیک کلیولند ایالت اوهایو، میگوید: «شنوایی وقتی از دست برود، دیگر برنمیگردد.»
جیمی بوگل، شنواییشناس کلینیک مایو در ایالت آریزونا، میگوید: «همه ما در جوانی در محافظت از گوشهایمان بیاحتیاط بودهایم. اما این آسیبها بهمرور زمان روی هم انباشته میشوند. بنابراین کارهایی که در دوران جوانی انجام دادهایم، ممکن است سالها بعد اثرشان را نشان دهند.»
شنوایی چگونه کار میکند؟
در عمق گوش داخلی، حفرهای پر از مایع به نام حلزون گوش قرار دارد. دیواره این حفره با هزاران سلول مویی بسیار ریز پوشیده شده است.
روی هر سلول، دستهای از موهای ظریف قرار دارد و در پایه آن نورونی به عصب شنوایی متصل است؛ عصبی که پیامهای الکتریکی را به مغز منتقل میکند.وقتی امواج صوتی وارد گوش میشوند، این موهای ریز، مانند درختانی که در باد تکان میخورند، به نوسان درمیآیند. حرکت آنها به پیامهای الکتریکی تبدیل میشود و مغز این پیامها را بهصورت صدا تفسیر میکند.
سرویس جهانی بیبیسی مینویسد، در بسیاری از مکانها، شدت صدا آنقدر بالاست که تنها ۱۰ تا ۱۵ دقیقه قرار گرفتن در معرض آن به گوش داخلی آسیب میرساند. قرار گرفتن طولانیمدت در معرض صداهای بسیار بلند، درست مانند وزش باد شدید عمل میکند و این موهای ظریف را خم میکند یا حتی میشکند. برخلاف مژهها، این موها دیگر رشد نمیکنند.
پیامدهای افت شنوایی
با افزایش سن، افت شنوایی ممکن است به انزوای اجتماعی منجر شود.
به گفته والری پاولوویچ راف، افرادی که نگراناند به دلیل درست نشنیدن، حرف نامناسبی بزنند، بیشتر احتمال دارد از دوستیها و روابط اجتماعی فاصله بگیرند. چندین مطالعه نیز افت شنوایی مرتبط با افزایش سن را با افت عملکرد شناختی و زوال عقل مرتبط دانستهاند.
با این حال، شواهد موجود هنوز ثابت نکردهاند که افت شنوایی علت این تغییرات شناختی است، اما احتمال دارد افت شنوایی و زوال عقل هر دو پیامد یک فرایند تحلیلرونده مشترک باشند.
پاولوویچ راف میگوید: «این دو در مراحل اولیه اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. ممکن است فرد دچار اختلال شناختی نباشد، بلکه فقط خوب نشنود.»
او میگوید: «گوش انسان از همان روز تولد، کل سلولهای مویی را که قرار است در طول زندگی داشته باشد، در اختیار دارد. اگر این سلولها از بین بروند، این آسیب دائمی است و دیگر ترمیمپذیر نیست.»
اصلیترین مواجهه ما با صداهای بلند، معمولا از طریق هدفونهاست.پاولوویچ راف میگوید: «نوجوانان و حتی کودکان خردسال، بر اثر گوشدادن طولانیمدت به صداهای بلند، دچار افت شنوایی میشوند.»
او از دختربچه ششسالهای یاد میکند که بهتازگی در کلینیک معاینهاش کرده بود. هرچند خانواده او متوجه تغییری در شنوایی دخترشان نشده بودند، اما بررسیها نشان داد علائمی ناشی از گوش دادن به صدای بلند لپتاپ مدرسه تا آخرین حد ممکن وجود دارد.
مطالعهای روی کودکان ۹ ساله در سوئد نیز تفاوتی اندک، اما از نظر آماری معنادار، میان شنوایی کودکانی که پیوسته از هدفون استفاده میکردند و کودکانی که از هدفون استفاده نمیکردند، نشان داد.
پژوهشگران برآورد میکنند که تا ۱.۳۵ میلیارد نفر از افراد زیر ۳۵ سال، به دلیل قرار گرفتن در معرض صداهای تقویتشده و استفاده از دستگاههای شخصی پخش صدا، در معرض خطر افت زودهنگام شنوایی قرار دارند.پاولوویچ راف میگوید بسیاری از دستگاههای امروزی به محدودکننده شدت صدا مجهزند و رعایت این محدودیتها اهمیت بسیاری دارد.
او میگوید: «اگر هدفون در گوشتان باشد و همچنان بتوانید با فردی که نسبتا نزدیک شماست صحبت کنید، مشکلی وجود ندارد، اما اگر طرف مقابل مجبور باشد برای شنیده شدن فریاد بزند یا اصلا صدایش را نشنوید، احتمالا صدای هدفون بیش از حد بلند است.»
🆔@ScientificDialectics
مکملهای زیبایی واقعا چه قدرتأثیرگذارند؟
کارشناسان پیشبینی میکنند طی ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده، بحث درباره مکملهای زیبایی دقیقتر و واقعبینانهتر شود و بهجای وعدههای کلی درباره «زیبایی از درون»، توجه بیشتری به ماده مؤثر، مقدار مصرف و هدف مشخص هر مکمل معطوف شود.سه تغییر میتواند در این روند نقش مهمی داشته باشد.
۱. محصولات بیشتر با وعدههای مشخص
یکی از تغییرات مهم، فاصله گرفتن از ادعاهای کلی و مبهم و حرکت به سوی تولید محصولاتی است که ترکیب، مقدار مصرف و هدف مشخصی دارند.برای مثال، مکملهایی که صرفا وعده «پوست و موی زیباتر» میدهند، عرصه را به محصولاتی واگذار کنند که نام یک ماده مؤثر مشخص، میزان مصرف و هدف آن را به روشنی بیان میکنند، مانند کلاژن برای بهبود برخی ویژگیهای پوست، بیوتین برای مو و ناخن، و آهن و روی برای افرادی باشد که دچار کمبود این موادند.
به همین دلیل، کارشناسان توصیه میکنند پیش از خرید، برچسب محصول بررسی شود تا مشخص باشد ماده مؤثر آن چیست، در هر وعده مصرف آن چه مقدار از آن ماده وجود دارد و آیا برای کاربرد مورد نظر شواهد علمی وجود دارد یا نه.
ومنزورلد مینویسد محصولی که وعدههای بزرگی میدهد اما مشخص نمیکند چه مادهای و با چه مقداری قرار است چنین اثری ایجاد کند، ارزش بررسی دقیقتری دارد.
۲. زمانبندیهای واقعبینانهتر برای مشاهده نتیجه
یکی از مشکلات بازار مکملهای زیبایی، ایجاد انتظار برای مشاهده نتایج سریع است، در حالی که فرایندهای زیستی پوست، مو و ناخن چنین سرعتی ندارند. تغییرات پوستی معمولا به چند هفته تا چند ماه زمان نیاز دارند. تغییر در وضعیت مو ممکن است چند ماه طول بکشد، زیرا چرخه رشد مو آهسته است. درباره ناخنها نیز ممکن است ماهها زمان لازم باشد تا تغییر قابل مشاهدهای ایجاد شود.به همین دلیل، وعدههایی مانند تغییر چشمگیر پوست، مو یا ناخن در مدت بسیار کوتاه باید با احتیاط بیشتری ارزیابی شوند.
درمورد برخی مکملها، میتوان یک دوره حدود ۹۰ روزه را برای ارزیابی در نظر گرفت، بهویژه زمانی که مطالعات بالینی ماده موردنظر نیز دورهای مشابه را بررسی کردهاند. ثبت وضعیت اولیه پوست، مو یا ناخن و مقایسه آن پس از دوره مصرف روش واقعبینانهتری برای سنجش نتیجه است.اگر پس از حدود سه ماه مصرف یک ماده با دوزی که در مطالعات بالینی بررسی شده است هیچ تغییر قابل اندازهگیری مشاهده نشود، ممکن است ادامه مصرف آن محصول برای آن فرد توجیه چندانی نداشته باشد.
۳. مکملها قرار نیست جای اصول اولیه را بگیرند
یکی دیگر از تغییرات مهم در نگاه کارشناسان، تعریف دوباره نقش مکملهای زیبایی است. مکمل میتواند یکی از عوامل مؤثر بر سلامت پوست، مو یا ناخن باشد، اما عامل اصلی نیست.
ارین اوگدن، متخصص تغذیه میگوید: «هیچ مکملی نمیتواند جایگزین اصول اولیه یک رژیم غذایی متعادل، خواب با کیفیت، محافظت در برابر آفتاب و برنامه منظم مراقبت از پوست شود»، هرچند برخی مواد مغذی میتوانند در حمایت از سلامت پوست نقش مهمی داشته باشند.
بنابراین پیش از صرف هزینه زیاد برای مجموعهای از مکملها، بهتر است عوامل اساسی بررسی شوند: آیا به میزان کافی میخوابیم؟ آیا از پوستمان در برابر آفتاب محافظت میکنیم؟ آیا برنامه مراقبت از پوستمان منظم و مناسب است؟ و آیا رژیم غذاییمان مواد مغذی مورد نیاز بدنمان را تأمین میکند؟کپسول یا پودر نمیتواند آثار سبک زندگی نامناسب را کاملا جبران کند.
آیا همه به مکملهای زیبایی نیاز دارند؟
کارشناسان بر این نکته تأکید میکنند که مکملهای زیبایی محصولاتی با تأثیر یکسان بر همه افراد نیستند. در برخی موارد، استفاده از یک ماده مغذی مشخص منطقیتر از مصرف مکملی است که ترکیبی پیچیده از ویتامینها و مواد معدنی مختلف دارد. این موضوع بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد واقعا با کمبود یک ماده مانند آهن یا روی مواجه باشد.
برای مثال، اگر مشکل مو یا ناخن با کمبود یک ماده مغذی مرتبط باشد، اصلاح آن کمبود مفید است، اما مصرف بیشتر همین ماده در فردی که کمبودی ندارد لزوما به معنای موهای پرپشتتر، ناخنهای محکمتر یا پوست بهتر نیست. این تفاوت یکی از دلایلی است که متخصصان توصیه میکنند مکملهای هدفمند، بهویژه مکملهای حاوی مقادیر بالای برخی ویتامینها و مواد معدنی، بر اساس نیاز واقعی فرد مصرف شوند.
هنگام خرید مکمل زیبایی به چه نکاتی توجه کنیم؟
سه نشانه به ارزیابی این محصولات کمک میکند. محصولات با وعدههای مشخص: امیدواریم شرکتهای دارویی بهتدریج از عبارتهای مبهمی مانند «زیبایی از درون» فاصله بگیرند و روشنتر توضیح دهند هر ماده چه تأثیری دارد و چه مقدار از آن در محصول وجود دارد.زمانبندیهای واقعبینانه: باید درمورد مکملهایی که وعده تغییرات یکشبه یا بسیار سریع میدهند محتاط بود.
🆔@ScientificDialectics