سختیِ فیزیکی یک فرصت است چون بدن با استفاده قویتر میشود.
سختیِ روانی ساختهی خود توست. با فاصله گرفتن از بدن و ذهن، أنها تبدیل به یک سرگرمی عالی میشوند.
#سادگورو
@sedaye_daron
.
عشق در شما مرده است و آن وقت است که هر چقدر به مساجد بروید و دعا کنید برایتان حاصلی نخواهد داشت .
هر نیایشی که بکنید با هر باور و اعتقادی ، عبادت شما به خدا نخواهد رسید .
تنها عبادت که می تواند به او برسد
عبادت عشق است .اگر عشق حضور داشته باشد حتی لازم نیست عبادت بکنید.
اهمیت عشق را دریابید .هیچ چیز والاتر از عشق وجود ندارد .حتی خداوند از طریق عشق قابل دستیابی است .
@sedaye_daron
به طور قطع نمیتوان به کسی جز خویشتن امید بست و از سوی دیگر ، ناراحتیها ، زیانها ، خطرات و دلزدگیهایی که در اثر بودن با دیگران به وجود میآیند ، نه تنها بیشمار بلکه ناگزیرند ... هیچ راهی به سوی سعادت ، غلط تر از دنیا دوستی و زندگی در عیش و عشرت نیست ... زیرا هدف آن تبدیل گام به گام زندگی فلاکت بار ما به شادی ، لذت و خوشگذرانی است ... روندی که ممکن نیست به سرخوردگی منجر نشود ؛ همانطور که دروغ گفتن به یکدیگر ملازم با هم بودن انسانهاست ...
آرتور شوپنهاور
@sedaye_daron
ﺑﻮﺩﻥ ، ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ نمی ﺧﻮﺍهی ﺑﺎﺷﯽ ... ﻣﺎﻧﺪﻥ ، ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﯽ ... ﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍهی ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ ﺩﻫﯽ ، ﭘﺎﯾﻪ و ﺍﺳﺎﺱ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﻫﺎی ﺑﺸﺮ ﺍﺳﺖ
اشو
کی باز میگَردَد
وطن روزی به سوی ما
در جامه ای زیبا ،
به رَنگِ آرزوی ما...
✍️ محمدرضا شفیعی کدکنی
@sedaye_daron
به گفتهٔ جو دیسپنزا،
تحول واقعی زمانی آغاز میشود که ذهنِ تحلیلی آرام میگیرد.
وقتی امواج مغز از بتا به آلفا و سپس به تتا میرسند،
درِ میان ذهنِ خودآگاه و ناخودآگاه باز میشود.
در این وضعیت، ما دیگر فقط با «ماده» سر و کار نداریم؛
بلکه وارد میدان، موج و امکان میشویم.
دیسپنزا توضیح میدهد که در همین حالت است
که آگاهی میتواند به امواج بالای گاما دسترسی پیدا کند؛
جایی که دگرگونی نه با زور ذهن،
بلکه با حضور و تسلیم آگاهانه رخ میدهد.
#جو_دیسپنزا
@Sedaye_daron
جهان، اینچنین بنا شده است که اگر خواستار لذت بردن ازخوشیهای آن هستی، باید رنجهای آن را نیز بر دوش کشی. چه بخواهی و چه نخواهی، نمیتوانی یکی را بدون دیگری داشته باشی.
سوآمی_براهمانا
@sedaye_daron
به گفتهٔ جو دیسپنزا،
تحول واقعی زمانی آغاز میشود که ذهنِ تحلیلی آرام میگیرد.
وقتی امواج مغز از بتا به آلفا و سپس به تتا میرسند،
درِ میان ذهنِ خودآگاه و ناخودآگاه باز میشود.
در این وضعیت، ما دیگر فقط با «ماده» سر و کار نداریم؛
بلکه وارد میدان، موج و امکان میشویم.
دیسپنزا توضیح میدهد که در همین حالت است
که آگاهی میتواند به امواج بالای گاما دسترسی پیدا کند؛
جایی که دگرگونی نه با زور ذهن،
بلکه با حضور و تسلیم آگاهانه رخ میدهد.
#جو_دیسپنزا
@sedaye_daron
تفکر ناخودآگاه منجر به خلق تصادفی در زندگی میشود.
تفکر آگاهانه، با فرمان روشن، منجر به خلق عمدی در زندگی میشود
مغز من فقط یک گیرنده است، در جهان هستی هسته ای وجود دارد که از آن دانش، قدرت و الهام می گیریم
.نیکولا تسلا
عالی ترین فرکانس و ورژنتون زندگی کنین
@sedaye_daron
مدیتیشن نه یک فرآیند روانشناختی است و نه مربوط به مغز یا تمرکز ذهنی؛ بلکه حالتی از «بیذهنی» و فراتر رفتن از ذهن است. ذهن یک برنامهٔ شرطیشدهٔ اجتماعی و ایدئولوژیک است، در حالی که مغز و بیذهنی واقعیتاند. مدیتیشن یعنی مشاهدهٔ ذهن از فراز آن و رها شدن از تمام برنامهها و برچسبها، تا جایی که انسان دیگر قابل کنترل و شرطیسازی نباشد.
@sedaye_daron
از منظر آلن واتس معنای زندگی در سادهترین چیزهاست
زنده بودن، نفس کشیدن، دیدن نور، شنیدن صدا، لمس لحظه.
گاهی آنقدر درگیر «شدن» میشویم که «بودن» را فراموش میکنیم.
در حالی که نفس کشیدن، دیدن، احساس کردن و حضور داشتن،
خودِ زندگی است… نه مقدمهای برای رسیدن به چیزی دیگر.
شاید آرامش دقیقاً همانجایی باشد که ایستادهایم،
نه جایی که فکر میکنیم باید به آن برسیم.
اما ما اغلب فراموش میکنیم و در پی دستاوردهای بیرونی میدویم.
شاید وقتش رسیده کمی مکث کنیم و به یاد بیاوریم که بودن، خودش کافیست.
@sedaye_daron
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ،
ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ، ﻧﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ،
ﻧﻪ ﭘﯿﺮﯼ ﻭ ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﺮﮒ
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺟﺴﻢ ﭘﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ ،
ﺍﻣﺎ ﻋﺸﻖ ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺭﺍﺯﯼ ﺭﺍ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ که:
" ﺗﻮ ﺟﺴﻢ ﻧﯿﺴﺘﯽ "
ﺗﻮ شعله ﺧﺎﻟﺺ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ﻫﺴﺘﯽ.
ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﻟﺪ ، ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺮﮒ.
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ شعله ی ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ، ﯾﻌﻨﯽ :
ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺁﻫﻨﮓ ﻫﺴﺘﯽ...
#اوشو
@sedaye_daron
بزرگترین دزدِ رویاهای تو، پرسه زذن ذهن در گذشته و آینده است.
دکتر جو دیسپنزا معتقد است اکثر مردم انرژی خود را در خاطرات تلخ گذشته یا اضطرابهای آینده سرمایهگذاری کردهاند؛ به همین دلیل، هیچ انرژی اضافهای برای «خلق کردن» در لحظه حال ندارند.
وقتی یاد میگیرید تمام توجه خود را به «اینجا و اکنون» بیاورید، وارد نقطه صفر کوانتومی میشوید. در این فضا، شما دیگر یک بدن، یک جنسیت یا یک شخصیت با گذشتهای خاص نیستید؛ شما «آگاهی خالص» هستید.
#دکتر_جو_دیسپنزا
@sedaye_daron
از اینکه مردم تو را دیوانه بخوانند ناراحت نشو ... "دیوانگیات را جشن بگیر" ! ... زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است ، عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید ... چند معیار باید در نظر گرفته شود ؛ "اگر دیوانگی تو برایت شادمانی بیشتر ، هوشمندی بیشتر ، سکوت بیشتر ، آرامش بیشتر و ادراک بیشتر میآورد اگر دیوانگی تو تاریکیها را میزداید ؛ تاریکی حسادتها، خشم ، غضب ، ویرانگی و خشونت اگر دیوانگی تو نوری فرا راهت میشود ، آنوقت تمامی بوداهای دنیا دیوانه بودهاند" ... و بهتر است که همنشین خوبان دیوانه چون لائوتزو ، کبیر ، ماهاویرا و ... باشی تا که به جمعیت میلیونها انسان متعلق باشی که همه فکر میکنند که دیوانه نیستند ... اشو
@sedaye_daron
شما نامحدودید؛ حد و مرزی ندارید. شما آنچه به نظر می رسید نیستید.
چاه از بالا کوچک به نظر می رسد، ولی به اقیانوس متصل است. ممکن است دهانه اش کوچک باشد اما روحش بزرگ است؛ ممکن است بدن شما کوچک به نظر آید اما این تنها دهانه چاه است. شما در {عمق درونتان} بی انتهایید.
@sedaye_daron
هیچ ارزشی بالاتر از آگاهی نیست ... آگاهی بذر الوهیت در توست ... وقتی آگاهی به رشد کاملش رسید ، تو به تحقق سرنوشت خویش نائل گشته ای ...
اشو
@sedaye_daron
وظیفه عمده زندگی ، تبدیل شدن به فردی است که هستیم و در اصل باید باشیم ... "فردیت یافتن" به معنای تکامل انسان از یک موجود ناخودآگاه به یک موجود آگاه است ...
✍️ کارل یونگ
@sedaye_daron
گاهی فکر میکنیم با تکرارِ کلمات مقدس، با سر و صدا، با ذکرهای بیوقفه میشود زندگی را نجات داد…
اما حقیقت سادهتر و عمیقتر است
معنویت، صدا نیست؛ سبکِ زندگی است.
اگر در نفسهایت جاری نیست، اگر در تپش قلبت حضور ندارد، اگر در واکنشها، انتخابها و رفتار روزمرهات دیده نمیشود، فقط داری خودت را سرگرم میکنی.
تحول واقعی
آرام است
بیهیاهو
اما ریشهدار
و آنجا اتفاق میافتد
که بهجای تکرارِ بیرونی،
زندگیات از درون تغییر میکند
منبعِ آگاهی،
همینجاست…
درونِ خودت .
@sedaye_daron
اگر تو خودت را دوست داشته باشی خواهی دید که افراد زیادی تو را دوست دارند.
اگر بتوانی خودت را دوست داشته باشی، خواهی دید که جریان بیپایانی از عشق از سوی موجودات بیشماری به سمت تو آغاز میشود اگر نتوانستی خودت را دوست داشته باشی، که به دلیل آموزشهای غلط زاهدانه اتفاق افتاده است هیچکس نمیتواند تو را دوست داشته باشد به نظر من، اگر تو خودت را دوست داشته باشی، خواهی دید که افراد بیشماری تو را دوست دارند و این عشق، بیشتر و بیشتر میشود تا اینکه ناگهان متوجه میشوی که عشق خداوند نیز بر تو میبارد تو لایقتر میشوی، آنقدر لایق میشوی آنقدر در خودت کامل میشوی که همان کمال عشق، روزی به شکل باران الهی بر تو خواهد بارید.
.
✍️اشو
@Sedaye_daron
ای اندوه!
آیا زانوانت از زانو زدن بر سینههامان
به درد نیامد؟
- امین معلوف
@sedaye_daron
رهايي از شرطي شدن
عشق، رهايي از شرطي شدنهاست. الگوهاي قديمي را از ميان مي برد، اما الگويي جديد ارايه نمي دهد.
بسيار رخ مي دهد كه عاشقان، همانند كودكان مي شوند. عشق شما را قبول مي كند؛ بدون اينكه انتظاري از شما داشته باشد .
عشق نمي گويد: « اين باش يا آن باش.»
عشق مي گويد: « خودت باش. تو همينطور كه هستي، خوبي. تو همينطور كه هستي، زيبايي.»
عشق شما را مي پذيرد و ناگهان شما هم شروع مي كنيد به رها كردن ايده آل هايتان؛ بايدها و نبايدها. پوست قديمي خود را مي اندازيد و دوباره همانند كودكان مي شويد.
عشق، انسانها را جوان مي كند. هرچه بيشتر عشق بورزيد، جوانتر باقي مي مانيد. اگر عشق نورزيد، پير مي شويد و ارتباطتان را با خود از دست مي دهيد.
عشق چيزي نيست؛ مگر درارتباط قرار گرفتن با خودتان، از طريق فردي ديگر؛ كسي كه شما را مي پذيرد و همانند آينه اي شما را آنگونه كه هستيد، مي نمايد.
در عشق مي توانيد از شرطي شدگي هايتان رهايي يابيد.
عشق، رهايي از شرطي شدنهاست.
اشو
همان گونه که کسی اتاقش را پر از اشیاء می کند
و سپس گِله میکند که جایی در اتاق نیست ،
ما نیز (بخاطر پر بودن ذهنمان) می گوییم که آرامشی نیست.
آیا هنگامی که اشیاء را بیرون بریزیم ،
فضای خالی خود به خود نمایان نمیشود؟
#رامانا_ماهارشی
@sedaye_daron
«کودک درون» به یک کودک واقعی در وجود ما اشاره نمیکند؛ بلکه استعارهای از بخش احساسی و تجربهگر روان ماست. همان بخشی که اولین بار طعم عشق، امنیت، ترس، ناامنی و نادیدهگرفتهشدن را تجربه کرده.
اگر نیازهای اساسی این کودک — مثل دوستداشتن، حمایت و دیدهشدن — به اندازه کافی پاسخ داده نشده باشد، ردِ این زخمها در بزرگسالی هم همراه ما میماند.
گاهی به شکل حساسیتهای هیجانی، وابستگی، اجتناب از صمیمیت یا حتی خودانتقادی شدید.
در رواندرمانی قرار نیست کودک شویم یا در احساسات خود غرق بمانیم.
هدف این است که «بخش بالغ و آگاهِ ما» یاد بگیرد این کودک آسیبپذیر را ببیند، احساساتش را بفهمد و با مهربانی از او مراقبت کند.
وقتی این پیوند دوباره برقرار میشود، سیستم هیجانی ما تنظیمتر میشود، رابطهی ما با خودمان انسانیتر میشود و جای سرزنش و خشم، شفقت و پذیرش مینشیند.
درمان فقط دربارهی تغییر رفتار نیست؛
گاهی یعنی بازگشت به ریشهها، ترمیم رابطه با کودکِ نادیدهگرفتهشدهی درون و ساختن یک احساس «امنیت درونی» که همیشه همراه ماست.
#کودک_درون
@sedaye_daron
چگونه میتوان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی میکشد و رودههای بچههایش از نخوردن به پیچوتاب در میآید؟ دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند. او بدترین ترسها را دیده است.
📚 خوشههای خشم،
✍️ جان اشتاین بک
@sedaye_daron
«خلق کردن، تماشای معجزه نیست؛ بلکه تبدیل شدن به خودِ معجزه است.»
دکتر دیسپنزا میگوید: میدان کوانتومی به آنچه میخواهید پاسخ نمیدهد، بلکه به «کسی که هستید» پاسخ میدهد.
همزمانیها (Synchronicities) زمانی در زندگیات ظاهر میشوند که تو دیگر منتظرِ رسیدنِ خواستهات نباشی. چرا؟ چون تو هماکنون با «احساسِ داشتنِ» آن زندگی میکنی. وقتی قلب تو فرکانسِ سپاسگزاری و فراوانی را پیشبینی میکند، امضای کوانتومی تو با پتانسیلهای نامحدود همسو میشود.
در این لحظه، تو دیگر یک تعقیبکننده نیستی؛ تو به مرکزی تبدیل میشوی که واقعیت را به سمت خود جذب میکند. تو به خالق زندگیات تبدیل شدهای.
#جو_دیسپنزا
@sedaye_daron
روزی خواهی فهمید که تو در این جهان کاملاً تنهایی.
هر کس که برای آموزش به سمت تو میآید نیز بخشی از توست. هیچ کسی نمیتواند چیزی به تو بیاموزد. زیرا آن که یاد می دهد و یاد می گیرد ،
همه و همه تو هستی.
تو در آینه ی جهان با خودت رو به رو هستی ،
یاد می گیری و یاد می دهی و گمان میکنی که دیگرانند ، اما او خودت هستی.
منتظر کسی نباش
روزی که تنها بودنِ خود را بپذیری دل از انتظار
برای دیدار با استادان بر خواهی داشت
و به استاد درون خود سجده خواهی کرد.
انسان زمانی که به تنهایی خود پی ببرد ،
شروع می کند به رشد کردن
آن زمان دیگر به هیچکس
در جهان تکیه نمی کند.
#اوﺷﻮ
@sedaye_daron
درک من این است:
مردم فکر میکنند هر چیزی را که نمیفهمند حتماً باید چیزی بزرگ بوده باشد چون نمیتوانیم بفهمیم حتماً باید چیزی بسیار معجزه آسا یا اسرارآمیز باشد اما حقیقت همیشه ساده است اسرارآمیز است چون ساده است حقیقت همیشه صریح و آشکار است معجزه آساست چون صریح و آشکار است
نه به خاطر اینکه پیچیده است نه به خاطر اینکه پرت و دور است حقیقت آنقدر نزدیک است که شما تمایل دارید آن را نادیده بگیرید.
.
✍ اشو
@sedaye_daron