selmuly | Unsorted

Telegram-канал selmuly - کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

547

دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫

Subscribe to a channel

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

یادم کن
#علیرضا_جاوید

توی کلاس یکی از بچه‌ها همانطور که اتودش را توی دست گرفته بود، رو کرد به من و پرسید: «ببخشید، شما نوک ندارین؟».
جواب دادم: «نه، من بال دارم».
خندید...
بال‌‌هایم را باز کردم و از پنجره‌ سمت چپ پریدم بیرون.
الان یک ربع است که لبه پشت بام نشسته‌ام و سعی می‌کنم جیک‌جیکم را با بقیه‌ی گنجشک‌ها هماهنگ کنم.
....🎧


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

محمدعلی فروغی

فروغی هم در جریان مشروطه و هم در به قدرت رسیدن رضاشاه و محمدرضا شاه نقش ایفا کرده، در اقدامات اصلاح گرانه رضا شاه همکاری داشته. دو تا جنگ جهانی دیده و کشور رو در حساسترین شرایط جنگ جهانی دوم اداره کرده. دقیقترش اینه که به عنوان سیاستمدار در مهمترین رویدادهای تاریخی ایران یعنی انقلاب مشروطه، سلطنت رضا شاه و قدرت گرفتن محمدرضا شاه اثر گذاشته است.


📌"منابع"
شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران نوشته باقر عاقلی، ذکاءالملک فروغی و شهریور 1320 برگرفته از خاطرات محسن فروغی و سیاست نامه ذکاءالملک

این اپیزود به قلم هدی توحیدی، سردبیری حامد سیاسی راد ، تنظیم برای مورخ احمدهاشمی و همیاری نازیلا مرادی مدیر تولید و البته سایر دوستان تیم پادکست مورخ در استودیوپیکان تهیه و تولید شد

@movarekhpodcast

🌺@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

Bi Khabar
Reza Bahram

بی‌خبر
رضا بهرام


قصه‌ی کوتاه آمدنم از دنیا- بلند بود!


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

نقش دولت ها در سرکوب جامعه و وابستگی مردم


دکتر نوید کلهرودی


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

A Single Breath
Kochal

گاهی آدم، سال‌ها بعد می‌فهمد که بعضی آدم‌ها فقط یک عشق نبودند؛
خانه‌ای بودند که در آن، دلش آرام می‌گرفت.
آن روزها خیال می‌کرد فقط کنار هم نفس می‌کشند،
اما بعدها فهمید، تمام هوایی که زندگی‌اش را پر کرده بود، حضور همان یک نفر بوده است.



🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...

🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏

تا درودی دیگر بدرود.


با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)

از کانال، چکامه را حمایت کنید.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

چه کسی می‌داند
شاید ماه
بالنی‌ست
مملو از آدم‌های زیبا
که از شهری باشکوه
در آسمان نمایان می‌شود
و ای کاش من و تو
واردِ آن شویم
و ای کاش مرا و تو را
به بالن‌شان راه دهند
چه می‌شود اگر
با آن مردمِ زیبا
به اوج رویم
بر فرازِ خانه‌ها، مناره‌ها و ابرها
پرواز کنیم، دور شویم و دور شویم
به سوی شهری باشکوه
آن‌جا که چشمِ احدی رنگ‌اش را هم ندیده
آن‌جا که همیشه بهار است
و تمامِ آدم‌ها عاشق
و گل‌ها خودشان، خودشان را می‌چینند

شاعر:
#ای_ای‌_کامینگز  [ E. E. Cummings / آمریکا، ۱۹۶۲-۱۸۹۴ ]

برگردان:
#مانی_مظاهری


«شب و روزگار خوش»


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

می‌دانم که این افکار زیان‌بخش است، زیرا نشانه‌ی بدبینی است.

اما حق و عدالت این سوال را ایجاب می‌کند:

که چرا همایِ خوشبختی و سعادت بر سر گروهی از مردم در آن‌هنگام که در شکم مادرند سایه می‌افکند؛و چرا گروهی دیگر در یتیم‌خانه و دارالمساکین چشم به این جهان می‌گشایند؟


#فئودور_داستایوفسکی



🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

‍ ‍#یادواره 📆 ‍ ‍ ‍ ‍

۹ امرداد سالروز درگذشت استاد
#محمد_نوری

(زاده ۱ دی  ۱۳۰۸ رشت – درگذشته ۹ امرداد ۱۳۸۹ تهران) خواننده، آهنگساز و ترانه‌سرا

در دهه بیست که دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی در میان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود، کار خوانندگی را آغاز کرد.
زمانی را که می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. او در همین سالها - دوران نوجوانی - با خواندن اشعار نوینی که بر روی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌ بود، شروع کرد و طی سالهای بعد با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار بزرگان، فضای متفکرانه‌ای به‌ گونه آوازیِ خویش بدهد.
وی طی پنج دهه بیش از ۳۰۰ قطعه آوازی اجرا کرد و همچنین به تقریر و ترجمه مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه پرداخت و در سال‌های پایانی زندگی چند اجرا به‌نفع بیماران خاص داشت و ترانه‌های زیادی با تم میهنی چون «جان مریم» «شالیزار» «واسونک» «جمعه بازار» «ایران» را اجرا کرد. یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای آن از ساخته‌های خود اوست.
او آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد استادان هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار»  «فریدون فرزانه» « پورتراب» رفت و از آن‌ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد اولین باغچه‌بان و فاخره صبا آموخت و شیوه آوازی را با تأثیر از استادان حسین اصلانی و ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به‌شیوه منحصر به‌فرد خود دست یافت؛ شیوه‌ای که به‌سختی می‌توان آن‌را در زیر شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، کلاسیک و ...گنجاند. بیشتر آهنگهای او ساخته دکتر سریر است.
نوری فارغ‌التحصیل هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران و  مبانی تئاتر از دانشکده علوم اجتماعی بود. وی پس از انقلاب  و پس از مدتی سکوت، فعالیت هنری‌اش را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت و این همکاری بعدها با آلبوم آوازهای سرزمین خورشید ادامه یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صداوسیما به‌عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

#اروین_د_یالوم نقل می‌کند:

‏یک بیمار مبتلا به سرطان در فرآیند روان‌درمانی می‌‌گفت: «سرطان اختلالات روانی را درمان می‌‌کند.»
‏گویی ابتلا به يک بیماریِ سخت مثل سرطان باعث می‌شود جزئیات رفتار سایرین و به‌طور کلی «جزئیات زندگی» اهمیت خود را از دست بدهد. چون افراد خود را در تقابل و رویارو با مرگ می‌‌بینند و عمیقاً درک می‌کنند که فرصت کم است.

‏آن‌ها به‌جای درگیر کردن خود با جزئیات رفتار سایرین و اتفاقات روزمره و متعاقباً دچار اختلالات روانی شدن، کلّیت و معنای کلی زندگی را می‌بینند. چون فکر می‌کنند فرصتی برای پرداختن به جزئیات ندارند.

‏گویی درک گذرا و کوتاه بودن زندگی باعث می‌شود بیماران دریابند که حیف است زمان کوتاهی که دارند را صرف جزئیات بی‌ارزش کنند.
به‌راستی چه میزان از اضطراب‌ها و افسردگی‌ها و استرس‌های ما ناشی از پرداختن به جزئیات رفتار اطرافیان‌مان است؟!

‏تنها تفاوت بیمار مبتلا به سرطان و فرد سالم در این است که شخص بیمار واقعیت گذرا و کوتاه بودن زندگی را عمیقاً باور کرده، چون در بدنش دلیلی برای تایید آن وجود دارد، اما فرد سالم این حقیقت را عمیقاً باور ندارد حتی اگر به زبان آن‌را تایید کند. پس فرد سالم چنان با جزئیات خود را درگیر می‌‌کند که انگار هزاران هزار سال دیگر برای پرداختن به مسائل مهم‌تر فرصت دارد.

نتیجه این‌ که ‏بخش بزرگی از اضطراب‌ها و افسردگی‌های ما ناشی از پرداختن به جزئیات رفتار اطرافیان است. اگر واقعیتِ 'کوتاه بودن زندگی' را عمیقاً باور کنیم، یاد می‌گیریم انرژی‌مان را صرف معنای زندگی کنیم نه جزئیات بی‌اهمیت.
این همان تلنگری‌ست که رنج به ما می‌دهد: فرصتی برای تغییر نگاه و یافتن آرامش در کلّیت زندگی.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🎙محمد درویش:

پژوهشگر محیط زیست،
فعال رسانه‌ای و سیاسی…


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🔅

چو شادی بکاهی، بکاهد روان
خرد گردد اندر میان ناتوان

از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

#فردوسی


زندگی، خود، رنج و دشواری را به همراه می‌آورد؛
هنرِ تو، آفریدنِ شادی در میان این همه رنج است.


درود بر شما دوستان نیک‌اندیش
آدینه روزتون لبریز از شادی و امید. 🌷✨💛✨🌷


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

Lady
David Davidson


بسیارند از تو بلندتر، بلندتر
بسیارند از تو زلال‌تر، زلال‌تر
بسیارند از تو زیباتر، زیباتر
امّا بانو تویی

#پابلو_نرودا


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

📝

چندهزار کدملی باطل شده

✍ سهیل سرگلزایی




در دو روز اتفاق می‌افتد؛
یک قتل عام عیان!
بوسنی‌هرزگوین، روآندا، میانمار!
غزه، کوردستان، اَنفال!
هولوکاست، آدانا، حلبچه!
جیلولوق، کامبوج و ایران!
ایران!
قتل‌عامی بیرون پریده از قصه‌ها؛ بیرون‌پریده از کتاب‌ها؛ نشسته در اتاق‌‌خواب من!
قتل‌عامی نزدیک چون رگ گردن؛ قتل‌عامی در کمد رخت‌خواب‌ها؛ قتل‌عامی در کوچه‌‌‌باغ‌های درکه؛ قتل‌عامی در سکوت حافظیه؛ قتل‌عامی در سایه‌ی طاق بستان؛ زیر درخت‌های توت وکیل‌آباد مشهد؛ میان دکه‌های دوده‌گرفته‌ی چهارراه رسولی زاهدان؛ قتل‌عامی به نزدیکی عرق روی پیشانی؛ قتل‌عامی سایه‌به‌سایه با من! قتل‌عامی با پوست و گوشت و استخوان! چشم‌درچشم و تنیده در روزمره‌‌ام؛ دستِ اول و داغ!
حالا برای خودمان جایی در تاریخ باز کرده‌ایم! حالا رکورد تازه‌ای زده‌ایم. آیندگان رویش تحقیق خواهند کرد و در دانشگاه‌ها، مقالات و سخنرانی‌هایی را به خودش اختصاص خواهد داد! شاید بودجه‌ی تازه‌ای را در سازمان ملل جهانی به ما اختصاص بدهند! شاید موقعیت‌های شغلی تازه‌ای ایجاد شوند و دیدبان‌های حقوق بشر برج‌های بلندتری برای سرک کشیدن به فلاکت بشر بسازند!
حالا رکورد‌دار قتل‌عامِ سرعتی شده‌ایم! با یک داوری منصفانه شاید در قتل‌عام استقامتی هم حرفی برای گفتن داشته باشیم!
قتل عام اتفاق افتاده است؛ سریع، تمیز و حساب‌شده؛ در یک روز معمولی! چنان افتادن تخم‌مرغ در تابه‌ی روغن داغ! چنان شکسته شدن پنجره‌ بر اثر بازی کودکان! بسان پریدن ناگهانی فیوز؛ نه موسیقی متنی و نه حرکت آهسته‌ای حتی!
گزارش‌ها از‌ آمار بالای تلفات صحبت می‌کنند و با اینهمه،
کبوتری در انتظار دانه بر لب بالکن می‌نشیند!
از گیسوان زنی، شبح نارگیل و کاکائو به مشام می‌رسد،
غریزه به تپش می‌افتد و نان صبحگاهی، ترد و تازه، از تنور بیرون می‌آید!
بعضی‌ها می‌گویند:«هوا بوی خون می‌دهد!»
و اگر هوا بوی خون می‌داد چقدر جهان عادلانه بود!
دیگرانی می‌گویند:«این خون‌ها به تغییر جهان می‌انجامد!»
و اگر خون به تغییر جهان می‌انجامید چقدر جهان منصفانه بود!
برخی دیگر زمزمه می‌کنند که:«نامتان را فراموش نمی‌کنیم!»
و اگر‌ نام‌ها فراموش نمی‌شدند چقدر جهان شاعرانه بود!
-«آه مادران دامن‌گیر است!»
و اگر آه مادران دامن‌گیر بود…
از اینجا که من نشسته‌ام هوا بوی خاک و گازوئیل می‌دهد!
خون، تنها کتاب‌های تاریخ‌ را چاق و چله می‌کند!
لبخندِ دوستان زیادی را از یاد برده‌ام!
و دُلار بر آه و اشک مادران ارجحیت دارد!
مرگ هزاران لبخند، هزاران چشم و هزاران اندوه، غم‌انگیزتر می‌شود وقتیکه هوا بوی خون نمی‌دهد، وقتی شعر را نمی‌توان‌ به نیش کشید و هنگامی که قیمت ارز را لالایی مادران تعیین نمی‌کند!
قتل‌عام هولناک‌تر می‌شود زمانی که واژه‌ها یخزده و چرکمرده شده‌ باشند؛ وقتی “شهادت” و “رشادت” بر اثر استعمال مدام فرسوده‌اند و هنگامی که بدن بر اثر مصرف مداوم اسطوره و تراژدی به آن‌ها مقاومت پیدا کرده است!
حالا جهان کمی از چند ماه پیشش سبک‌تر شده؛ هزاران اتاق از انحصار اربابان خود خالی شده‌اند، سازهای‌ بی‌نوازنده‌ای به کمد دیواری منتقل می‌شوند، در دانشگاه‌ها و مدارس و ادارات صندلی‌هایی خالی مانده‌اند، دیگر از برخی شماره‌ها پاسخی نخواهد آمد، چند هزار کد ملی باطل شده است، عطرهای آشنا ذره‌ذره از روی لباس‌ها کوچ می‌کنند، یکطرفِ سفره‌ی ناهار از حضور کسی خالی شده، عطر غذای مورد علاقه‌ی کسی بغضی را می‌ترکاند، هزاران کتاب با نشان‌های میان‌شان نیمه‌خوانده رها شده‌اند، مسواک‌هایی مقابل آینه‌ی دستشویی منتظرند و با اینهمه…
می‌شود نشست روی یک نیمکت، مقابل پلیس ضدِ انسانِ سیاه‌پوش و قهوه‌ای نوشید.
هوا بوی خون نمی‌دهد، خورشید طبق معمولش غروب و طلوع می‌کند، برگ‌سیاوشوون از زمین سبز نمی‌شود، آب به روال سابقش در صد درجه‌ی سانتی‌گراد می‌جوشد، دیکتاتورها چون پدران ما به مرگ طبیعی می‌میرند و همچنان و مصرانه اقتصاد بر بوسه اولویت دارد!
اخبار زیرنویس می‌کند؛
مرگ [چهار؟ دوازده؟ چهل؟] هزار معترض خیابانی…



🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

بعضی وقتها
آدمی دوست دارد
یک چیز علمی تخیلی بخواند
مثلاً من دیروز
اعلامیه جهانی حقوق بشر را خواندم


#احمددریس


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

سیاستمدار متفاوت قرن
چند پرده از زندگی #محمدعلی_فروغی


محمدعلی فروغی:

«ملاها نه عالم‌اند و نه سیاستمدار، بلکه خرابکارانی هستند که زیر نقاب دین، جهل را ترویج می‌دهند.»

فروغی، نخست‌وزیر و از روشنفکران برجسته عصر رضاشاه، این جمله را در نقد نقش برخی روحانیون بیان کرد که با سوءاستفاده از جایگاه دینی، در برابر اصلاحات و نوگرایی ایستادند. در فضای پرتنش ایران دهه‌های نخست قرن بیستم، چنین دیدگاه‌ها نمادی از تقابل میان «مدرنیزاسیون و سنت‌گرایی مذهبی» بود.


🌺@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

محمد‌علی فروغی:

«امروز درس تاریخ اروپا را تدریس کردم.
یکی از شاگردان پرسید چرا اروپا این‌قدر پیشرفت کرده و ما عقب مانده‌ایم.
پاسخ دادم که اروپا از تجربه‌های شکست خود درس گرفت، اما ما هنوز شکست‌هایمان را انکار می‌کنیم.»
......
«ما در ایران چاپلوس و کاسه‌لیس و سالوس بسیار داریم،طوری که گرفتاری‌های دیگر پیش آن کم‌رمق است. اگر این سالوس نبود، روزگار ایران سعادتمند می‌شد.»
......
«این مردم گویی در خوابی عمیق فرو رفته‌اند.نه از علم استقبال می‌کنند و نه از جهل می‌گریزند.
گاه فکر می‌کنم که وظیفه ما معلمان، نه فقط آموختن، که بیدار کردن است.»

#زادروز زنده‌یاد #محمدعلی_فروغی 
(۱۰ امرداد ۱۲۵۴ تهران ۵ آذر ۱۳۲۱ تهران) گرامی‌باد.

محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) از برجسته‌ترین چهره‌های فکری و سیاسی ایران معاصر بود؛ نویسنده، مترجم، فیلسوف، ادیب و دولتمردی که نقشی مهم در گسترش اندیشهٔ نوین، پایه‌گذاری فرهنگستان ایران و معرفی فلسفهٔ غرب به فارسی‌زبانان داشت.آثار ارزشمند او، از جمله سیر حکمت در اروپا،هنوز از منابع مهم تاریخ اندیشه به شمار می‌روند. فروغی درکنار فعالیت‌های فرهنگی،سه دوره نیز نخست‌وزیر ایران بود.

🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

یک دیوار آویز زیبا .. 😍


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

جملۀ مشهور #آبراهام_لینکلن درباره عدم امکان فریب همیشگی مردم، ستون اصلی دموکراسی است؛ چرا که در شرایط عادی، فساد و ناکارآمدی دولت‌ها سرانجام توسط شهروندان تشخیص داده شده و به تغییر حاکمیت منجر می‌شود.
اما نقطۀ کور این چرخه، وقتی ایجاد می‌شود که حاکمان با قبضه کردن رسانه‌ها و انحصار آن، این روند منطقی مختل می‌شود. در چنین فضایی، الیگاریشی حاکم با در دست داشتن ابزارهای اطلاع‌رسانی، به جای پاسخگویی، با فرافکنیِ اشتباهات به دیگران و ایجادِ هراس از تهدیدات خارجیِ واقعی یا ساختگی، مانع از آگاهی عمومی می‌شود و عملاً سازوکار خوداصلاح‌گریِ دموکراتیک را خنثی می‌کند تا بتواند به فریبِ مستمر مردم ادامه دهد.

زهرا مهر


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🔅
امروز رو با این شـعر از خیام
شروع کنیم که می‌گه:

"ای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نه‌ای غمان بیهوده مخور"


"چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور
"



درود بر شما همراهان گرامی 💐
امروزتان بخیر و برکت .. ❤️


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

‌ ‌🕊🕊.

باغ شکوفه‌ها که ریخت
پر از شکوفه‎ی خون باغ مهربانی شد
پر از کبوتر پیر.
میان باغی بالی شکست و باد گریست...

ـ پرنده‌های اسیر!
میان رودی ماه اسیر می‌خشکید
کبوتری در باد؛
میان دشتی، رودی به ریگزار نشست...
میان پنجره‎هایی زنان تنهایی
گرییدند:

ـ پرنده‌هایی اسیر!
میان پنجره‌هایی، سکوت آتش سرد
میان بیشه‎های شب...
میان دست تو گل‌های یاس خشکیدند:
ـ و گیسوان تو
باد.
و چشم‌های تو
ابر.
و دست‌های تو
باغ.
میان باغی
ابری گریست
بادی سوخت...


محمود_مشرف_آزاد_تهرانی
(میم. آزاد)


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

📝

از بخت بد و اقبالِ لنگ.

🔘 البته ناگفته هم آشکار و عیان است و رنگ رخسار سِرّ درون را جارَ می‌زند که ما مردم این روزگار با بحران‌ها و بلاهای بسیار دست به گریبانیم. از بدبختی‌ها و بداقبالی‌‌های ما یکی همین مُزمِن شدن بحران‌ها و بلاهایمان است. مرض در تن ما اوج می‌گیرد. اثر می‌کند و رو به اُفول می‌شود اما هیچ وقت از بین نمی‌رود. جامعه ما دچار ماندگاری مرض شده است. به تاریخ و توالی اتفاقات صد سال گذشته که نگاه می‌کنم می‌بینم در یک قرن گذشته به هر بیماری و بلایی که دچار شده‌ایم دیگر از آن رها نشده‌ایم. هر وقت که ناخوش شده‌ایم دیگر ساق و سالم از ناخوشی برنگشته‌ایم. هر مرضی که آمده در جان و جسم ما ماندگار شده است. هر گاه که آلوده شده‌ایم دیگر به پاکی و پیراستگی نرسیده‌ایم.
🔘 دردهای ما در وطن و تن ما ماندگار هستند. بلاها برای ما نمی‌آیند که بروند. می‌آیند که بمانند. بمانند و ریشه بدوانند. بحران‌ها پیرامون ما بار می‌اندازند و بچه می‌زایند و ما مجبوریم مادرانه بحران‌های مزمن را پرورش دهیم و بزرگ کنیم. دردهای ما مانند پرونده‌های حقوقی پیچیده‌، نه حکم می‌گیرند و نه حل می‌شوند. پرونده هیچ پدیده‌ای در این سرزمین مختومه نمی‌شود. ما سال‌ها درگیر شکایت‌های مزمن هستیم. در این سرزمین هیچ سَری به سرانجام نمی‌رسد. هیچ راهی به پایان راه نمی‌رسد. ما راه می‌افتیم اما به مقصد نمی‌رسیم. در میانه راه می‌مانیم و مومیایی می‌شویم.
🔘 مشکلات همه جا و برای همه جوامع هستند. تنها ما درگیر داغ‌ها و دغدغه‌ها نیستیم. هر اجتماعی درد و دغدغه خودش را دارد اما درد ما خودش عالم علیحده‌ای است. مشکل ما مزمن شدن مشکلات است. مدت‌هاست که دچار این مرض مزمن شدن هستیم. مرضی که نه ما را می‌کُشد و نه راحتمان می‌گذارد. زخمی که زار و نزارمان می‌کند. خراشیدگی که خواری و خفت را مانند سم در خوی و خونمان می‌دواند.
🔘 نسل ما بار همان مشکلاتی را بر دوش می‌کشد که پدرانمان و پدران پدرانمان با آن‌ها دست به گریبان بوده‌اند. ما وارث مبارزات پدران پدرانمان برای آزادی، برای حق تعیین سرنوشت، برای برنشاندن قانون بالاتر از اشخاص، برای زندگی بهتر هستیم. این ناخوشی چندین نسل از ما را گرفتار کرده است. نسل پیش از ما بار مسئولیت‌های مدنی و اجتماعی خود را نیمه‌کاره بر زمین گذاشت. ما هم این مسئولیت مزمن را نیمه‌کاره رها می‌کنیم و معلوم نیست نسل بعد از ما بتواند این باسوره مزمنِ به چرک نشسته را بِکَنَد و دور بیندازد! ما مشغول پرورش آدم‌های مبتلا به مرض مزمن هستیم!
🔘 در این ساحت و سامان حتیٰ آدم‌ها هم مزمن می‌شوند. آدم‌هایی که یک روز از سر اتفاق دستشان به جایی رسیده و نشیمنگاهشان بر صندلی صدارتی نشسته در سپهر سیاسی ما چنان مزمن و مالیده می‌شوند که با کاردک و کف‌ساب هم نمی‌توان از ریاست و سیاست جدایشان کرد. آدم‌های مزمن با حرف‌ها و حکایت‌های مزمن. با تصاویر مزمن. سخنرانی‌های مزمن. آدم‌های مزمن آرزوهای مزمن دارند. آرزوی مزمن همان حسرت است. همان ناکامی. همان شکست. ما دچار وضعیتی هستیم که نه شکست می‌خوریم و نه پیروز می‌شویم. وضعیت نه شکست نه پیروزی یعنی مزمن شدن جنگ. نزاع‌ها نه ما را نابود می‌کنند و نه خودشان نابود می‌شوند. جنگ مزمن از خود جنگ ویرانگرتر است. جنگ وقتی که مزمن شود قداست پیدا می‌کند. جنگ‌های مزمن دشمنی‌های مزمن می‌سازند. دشمنی مزمن دل و دماغ دوستی برای ما نگذاشته است.
🔘 مبارزه مزمن، از ما چریک‌های پیر فرسوده‌ای ساخته است که نه از آرمان‌هایمان دست برمی‌داریم و نه اراده‌هایمان را به مرحله اجرا می‌رسانیم. انقلابی‌های مزمنی که تا قیرّ قیامت دست از شور و شعار برنمی‌داریم. ما انقلاب‌ها را شروع می‌کنیم و ادامه می‌دهیم اما به سرانجام نمی‌رسانیم. انقلابی که تمام شود از نظر ما معنا ندارد. ما حتیٰ مرگمان هم مزمن شده‌ است. ما به تدریج تباه می‌شویم. پیکره پیری هستیم که تکه‌تکه و اندام به اندام می‌میریم. یک روز دستمان را از دست می‌دهیم، روز دیگر چشممان را و روزهای دیگر کلیه و ریه و بساوایی و بینایی و عشق و امید و اعتمادمان را. مرگ مزمن هر روز بخشی از ما را می‌میراند. نمی‌دانم چرا ما دچار این وضعیت شده‌ایم؟ کجا را اشتباه حساب کرده‌ایم؟ در کنش‌ها و واکنش‌های خود کدام عامل را نسنجیده‌ایم؟ در چه عامل و اثری باید تجدیدنظر کنیم؟
🔘 پدر - یادش بخیر - هر گاه که بحث و بیانی می‌شد و می‌رسیدیم به اگر و مگر پیروزی و آیا و احتمال شکست حرف آخرش همیشه این بود که؛ تلاش خودتان را بکنید اما «حَساوْ شانس وِژتو هَمْ بِکَنْ»۱. نسل ما و گذشتگان ما از تلاش و تکاپو چیزی کم نگذاشته‌اند مگر غفلت از حساب و کتاب شانس و اقبال! ما حساب بخت بد و اقبال لنگ را هیچ جا نکرده بودیم!
پ.ن
۱. حساب شانس خودتان را هم بکنید.


#ماشااکبری


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🎼 روز بی‌غروب
🎙محمد نوری


نخواهم عمر فانی را
تویی عمر عزیز من

نخواهم جان پرغم را
تویی جانم به جان تو ..🦋❤️


#مولانا


@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🎼 بی‌ تو
#محمد_نوری

گفته بودی که بیایم
چو به جان آيی تو
من به جان آمدم، اينک تو چرا می‌نايی؟

#عراقی


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#ایران_زیبا

خرم‌آباد؛ نگین سبز لرستان

در دل کوهستان‌های زاگرس، شهری آرمیده که تاریخ با آن نفس می‌کشد و طبیعت در آن نجوا می‌کند...

خرم آباد با دژ شکوهمند فلک‌الافلاک، صدای خروشان آبشار نوژیان، و طراوت همیشه‌سبز دریاچه کیو...
شهری که هر سنگش روایتگر اسطوره است و هر نسیمش آغشته به عطر گُل‌های وحشی کوهستان...


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

Hit The Road
Son!A & LCM Studi

یادت باشه که زندگی منتظر نمی‌مونه که؛
حال‌ بد و خستگی‌ تو خوب بشه.
زندگی‌ داره با نهایت سرعت
روزهاش رو میگذرونه.
و این تویی که باید خودت رو
با زمان تطبیق‌ بدی‌،
و به فکر باشی که هر ثانیه از زندگیت خوب سپری‌ بشه.

با هدفون یا سیستم گوش بدید. 🔥


🌺@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...

🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏

تا درودی دیگر بدرود.


با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)

از کانال، چکامه را حمایت کنید.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

آه خواب!
ای کاش مرا توانِ خفتن بود
که خفتن بِه ز بیداریِ پر درد!
به ژرفای خوابی بس بعید
چونان مرگی که نمی‌آید ز راه

#شعر
#شارل_بودلر


«شب و روزگار خوش»


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

روستای صخره‌ای مخروطی کندوان

شکل و معماری کله‌قندی خانه‌های سنگی کندوان، قدمت چند هزار ساله‌ و آب‌وهوای خنک و کوهستانی‌اش دلایلی است که کندوان تبریز نزدیک کوه آتشفشانی سهند را به صدر فهرست بهترین دیدنی‌های قدیمی تبریز رسانده است.

جمعیت روستای کندوان، چیزی حدود ۸۰۰ نفر است.

مردم روستای کندوان مانند بقیه اهالی استان آذربایجان شرقی، ترک و آذری هستند و به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند.

پاییز و فصل سرما زودتر از جاهای دیگر به کندوان می‌رسد. تقریباً از اواسط شهریور ماه هوا سردتر می‌شود و باران‌های پاییزی شروع به باریدن می‌کنند. هر چه جلوتر برویم و به زمستان نزدیک شویم تحمل هوای سرد و یخبندان‌های طولانی واقعاً سخت‌ می‌شود.

بهترین زمان سفر به روستای کندوان تبریز باتوجه‌به آب‌وهوا و فصل، اواسط بهار تا آخر تابستان است.


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

‍ •
✍گاهی ریشه خشم را باید نه در سفره‌های خالی، که در دل‌های شکسته جست‌وجو کرد...انسان، پیش از آنکه گرسنه نان باشد، گرسنه کرامت است...نان، گرسنگی تن را فرو می‌نشاند، اما تحقیر، استخوان روح را می‌شکند...بسیاری از خشم‌های جهان، نه از سفره‌های خالی، که از شأن‌های لگدمال‌شده سر برمی‌آورد..

سخن آرش حیدری از همین حقیقت پرده برمی‌دارد...اینکه ریشه بسیاری از رنج‌های بشر، انسانِ تحقیرشده است....تحقیر، فقط شکستن غرور یک فرد نیست، شکستن پیوند او با جهان است....لحظه‌ای که انسان احساس کند دیده نمی‌شود، صدایش ارزشی ندارد و بودنش به رسمیت شناخته نمی‌شود، چیزی در او خاموش می‌شود....و خاموشی کرامت، آغاز فریاد خشم است....جوامع بیش از آنکه با فقر فروبپاشند، با تحقیر فرسوده می‌شوند....فقر، دست را خالی می‌کند، تحقیر، دل را....فقر، نان را می‌گیرد، تحقیر، امید را....و انسانی که امیدش را از دست بدهد، دیر یا زود چیزی برای از دست دادن نخواهد داشت.....

شاید بزرگ‌ترین عدالت، تقسیم ثروت نباشد، تقسیم احترام باشد.....جامعه‌ای که احترام را عادلانه توزیع نکند، هرچند انبارهایش پر باشد، در اعماق خود زخمی را حمل می‌کند که نامش تحقیر است.....زخمی که از دل آن، رنج، نفرت و خشم می‌روید....آدمی را تنها با لقمه نمی‌توان آرام کرد....انسان به نان نیاز دارد تا بماند، اما به عزت نیاز دارد تا انسان بماند.

رضا صائمی


🌺
@SELMULY چـکامــه

Читать полностью…
Subscribe to a channel