547
دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
دلتنگها
بهتر میدانند؛
خواب یک نیاز نیست،
تنها خواستهایست
برای پناه بردن به شب...
#نازان_بکیراوغلو
برگردان: #فرید_فرخزاد
«شبتان به دور از دلتنگی»
#لرستان_زیبا
#آبشار_بیشه
🌺@SELMULY چکامـه
دستها اندامهای پیچیدهای هستند، دلتایی که در آن نیروهای زندگی از دوردستترین سرچشمهها موجزنان بهم میپیوندند و به جریانی سهمگین از کنش تبدیل میشوند. دستها سرگذشت خود را دارند، آنها حتی تاریخ خود، فرهنگ خود و زیبایی خاص خود را دارند.
- رینر ماریا ریلکه
Song: İçimde Ölen Biri
#Ahmet_Kaya
Album: Dokunma Yanarsın
Genre: Turkish Folk
"درونم کسی میمیرد"
#احمد_کایا
در ذهنم زلزلهای برپاست، و از دوردستها آژیرها میپیچند.
همهجا خاموش است، همهجا در سکوتی سنگین فرو رفته؛ و در درون من، کسی آرامآرام میمیرد...
این ترانه از آن دست شعرهایی است که احمد کایا با کمترین واژهها، عمیقترین حسِ تنهایی و فروپاشی عاطفی را بیان میکند؛ جایی که سکوتِ یک نفر میتواند از هر فریادی دردناکتر باشد. 🖤
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
و بسیار خردمند باشد که مردم را بر آن دارد که بر راهِ صواب بروند، امّا خود بر آن راه که نموده است، نرود. و چه بسیار مردم بینم که امر به معروف کنند و نهی از منکر، و گویند بر مردمان که فلان کار نباید کرد و فلان کار بباید کرد، و خویشتن را از آن دور بینند، همچنان که بسیار طبیباناند که گویند، فلان چیز نباید خورد که از آن چنین علّت بهحاصل آید و آنگاه از آن چیز بسیار بخورند. و نیز فیلسوفان هستند- و ایشان را طبیبان اخلاق دانند- که نهی کنند از کارهایِ سخت زشت، و جایگاه چون خالی شود، آن کار بکنند. و جمعی نادان که ندانند که غور و غایتِ چنین کارها چیست، چون نادانند، معذورند، و لکن دانایان که دانند معذور نیستند.
ابوالفضل بیهقی
🌺@SELMULY چکامـه
ماشرقی شادیم فقط اگه بذارن
هی یار .. یار ..!
اینجا اگرچه گاه ..
گل به زمستان خسته، خار میشود ...
اینجا اگرچه روز ...
گاه چون شبِ تار میشود ...
اما ...
بهار میشود ...
من دیدهام که میگویم ...!
مهم نیست پلها را
از کدام سویِ رودِ بزرگ بنا میکنند ...
ما به آب خواهیم زد ...!
ما از پردههایِ تو در تویِ
این تقدیرِ مزخرف ..
عبور خواهیم کرد !
#سیدعلی_صالحی
درود و احترام
امید که روزتان با لبخند آغاز شود و با خاطرهای خوش به پایان برسد؛ سهم دلتان شادی و سهم روزگارتان کامیابی باد.
🌺@SELMULY چکامـه
Once Upon a Time In Iran
Keyhan Kalhor
روزی روزگاری در ایران...
#کیهان_کلهر
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
«امید پس از سرخوردگی»
امید پس از سرخوردگی، با آن امیدِ ساده و بیتجربهای که در آغازِ زندگی میشناسیم تفاوت دارد. امیدِ نخستین معمولاً از ناآگاهی میآید؛ از این باور که جهان منصف است، تلاش همیشه نتیجه میدهد و زندگی مطابقِ نقشههای ما پیش خواهد رفت. اما دیر یا زود، هر انسانی با شکست، فقدان، ناکامی و ناامیدی روبهرو میشود. بعضی رؤیاها به سرانجام نمیرسند، بعضی آدمها میروند، بعضی زخمها هرگز کاملاً ترمیم نمیشوند. در این نقطه، انسان با یک انتخاب روبهروست: یا تلخ شود، یا شکلِ تازهای از امید را کشف کند.
آلبر کامو در آثارش بارها به این مسئله بازمیگردد که ارزشِ امید نه در نادیده گرفتنِ تاریکی، بلکه در آگاهی از آن است. امیدِ بالغ، امیدی نیست که چشمش را بر واقعیت ببندد؛ برعکس، دقیقاً از دلِ مواجهه با واقعیت متولد میشود. این امید میداند که جهان کامل نیست، عدالت همیشه پیروز نمیشود و زندگی تضمینی برای خوشبختی نمیدهد، اما با وجودِ همهٔ اینها، هنوز دلیلی برای ادامه دادن پیدا میکند. شاید به همین دلیل است که امیدِ پس از سرخوردگی، آرامتر، عمیقتر و ماندگارتر از امیدِ جوانی است. ادبیات و سینما پر از شخصیتهایی هستند که پس از فروپاشی، معنای تازهای برای زندگی پیدا میکنند. آنها قهرمان نیستند چون هرگز زمین نخوردهاند؛ قهرماناند چون پس از زمین خوردن، دوباره برخاستهاند. در واقع، بسیاری از ارزشمندترین بخشهای شخصیتِ انسان نه در موفقیتها، بلکه در نحوهٔ مواجههٔ او با شکست شکل میگیرد. سرخوردگی گاهی تمامِ توهمات را از بین میبرد، اما در عوض، انسان را به واقعیتی نزدیکتر میکند که بر پایهٔ تجربه بنا شده است، نه خیال.
شاید امیدِ واقعی همین باشد؛ نه انتظارِ معجزه، نه اطمینانِ مطلق به آینده، بلکه تصمیمِ آگاهانه برای ادامه دادن. اینکه انسان، پس از تمامِ آنچه از دست داده، هنوز بتواند چیزی را دوست داشته باشد، برای چیزی تلاش کند و به فردایی فکر کند که هرچند نامعلوم است، اما هنوز امکانِ زیبایی در آن وجود دارد. امیدِ پس از سرخوردگی دیگر یک رؤیای شکننده نیست؛ نوعی شجاعت است. شجاعتِ ایستادن در برابرِ جهان، بدونِ آنکه وانمود کنیم از زخمهایمان چیزی یاد نگرفتهایم.
🌺@SELMULY چکامـه
📖🖋
۱۸ خرداد زادروز #سعید_نفیسی، مرد بیهمتای ادبیات ایران
سعید #نفیسی، فرزند علیاکبر ناظمالاطبا در ۱۸ خردادماه ۱۲۷۴ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش، پزشکی حاذق بود که او را بانی بیمارستان مدرن در ایران میدانند.
« از سعید نفیسی پرسیدند که چه طور ممکن است تو این قدر نوشته باشی؟ پاسخ داد: زمانی را که دیگران صرف معرفی کارهای کرده خود میکنند، من صرف کارهای نکرده خود میکنم.»
سعید نفیسی در سال ۱۳۳۸ جایزه سلطنتی دربار ایران برای ترجمه «آرزوهای بر بادرفته» اثر #بالزاک را از آن ِ خود کرد. از دیگر جوایز نفیسی میتوان به «نشان لژیون دونور» فرانسه به خاطر سالها پژوهش و کوشش در باب زبان و ادبیات فرانسه و تالیف نخستین فرهنگ فرانسه به فارسی اشاره کرد. نفیسی نشان مخصوص واتیکان را برای کتاب مسیحیت در ایران کسب کرد. همچنین عضویت آکادمی علوم فرانسه را نیز به دست آورد.
بسیاری نفیسی را معمار نثر جدید ایران دانستهاند و این چیرگی از احاطه کامل او به زبانهای یونانی، لاتین، فرانسه، روسی، اردو، پشتو، عربی و فارسی ناشی شده است.
نفیسی در سال ۱۳۰۸ به وزارت فرهنگ رفت و علاوه بر تدریس زبان فرانسه در دبیرستانها، آموزش در مدارس علوم سیاسی، دارالفنون، مدرسه عالی تجارت و مدرسهی صنعتی را نیز عهدهدار شد. سالها بعد نفیسی به تدریس در دانشکدههای حقوق و ادبیات مشغول شد و به عضویت فرهنگستان ایران درآمد.
با آغاز به کار دانشگاه تهران، نفیسی در جایگاه استاد دانشکده حقوق و پس از آن، به استادی دانشکده ادبیات رسید.
نفیسی با نشریات بسیاری مانند پیام نو، ارمغان، دانشکده ادبیات، آینده، مهر، نامه فرهنگستان، مردمشناسی، یادگار، شفق، سالنامهی دنیا و تقدم همکاری نزدیک داشت. تنوع حوزهی کار و تحقیق سعید نفیسی بسیار است. از تحقیقات ادبی گرفته تا تحقیقات تاریخی و تصحیح متون نظم و نثر فارسی، فرهنگنویسی، ترجمه از زبانهای اروپایی، کتابشناسی، روزنامهنگاری و داستاننویسی از کارهایی است که نفیسی انجام داده است. تسلط کمنظیر سعید نفیسی به تاریخ و ادبیات ایران موجب شد تا آثار گرانسنگی پدید بیاورد و موفق شود تعداد بسیاری از متون نظم و نثر فارسی را به شیوهای علمی از گمنامی بیرون بیاورد و منتشر کند.
کتابخانه شخصی کمنظیری که فراهم آورده بود به نفیسی این امکان را داد که به مهمترین منابع و مآخذ تاریخی و ادبی دسترسی داشته باشد. در مورد کتابخانهی کمنظیر نفیسی بسیار سخن گفتهاند.
ایرج افشار درباره کتابخانه نفیسی و سرنوشت آن چنین میگوید: «کتابخانه نفیسی خزانهای بود با ارج و ارزش. از هر دست کتاب و نشریه به هر زبان و خطی در آن دیده میشد که محقق و دانشجو و دوست و بیگانه از آن استفاده میکردند. در این کتابخانه نزدیک به پانزده هزار کتاب و مجله و نسخه خطی بود که قسمت کوچکی از آن را به کتابخانههای مجلس و دانشگاه کلمبیا فروخت و قسمت بیشتر آن را در اختیار دانشگاه گذاشت که برای کتابخانه مرکزی بردارند.» سعید نفیسی از سال ۱۳۱۸ همکاری خود را با رادیو آغاز و از سال ۱۳۴۰ برنامهی یادداشتهای یک استاد را پایهگذاری کرد. «از کسانی که در هنگام به راهافتادن رادیو با آن همکاری نزدیک داشتند و به گونهای جزء اولینهای رادیو محسوب میشوند میتوان به سعید نفیسی مورخ و ادیب و نمایشنامهنویس اشاره کرد.
🌺@selmuly ◾️ چکامه
.
سر تکان داد و با آهی از ته دل گفت: " من ایرانیام، دلم برای مملکت میسوزد. امّا ببین چه وضعی شده که آدم راضی میشود بیایند بگیرند و از بدبختی نجاتش بدهند."
سمفونی مردگان
#عباس_معروفی
🌺@SELMULY چکامـه
.
" دوره، دورۀ بیمايگی و بلاتكليفیست، همين و بس؛ ولی اصلاً ارزشِ حرفزدن ندارد. این روزگار، عصر طلايی بیمايگی و بیعاطفگی است؛ عصر اشتياق به جهل، بلاهت، بلاتكليفی. دوران درخشانِ كشمكش بر سر چيزهای ناچیز! هيچكس فكر نمیكند، بهندرت كسی پيدا میشود كه انديشهای برای خودش ترسيم كند"
#جوان_خام
#داستايفسكی
🌺@SELMULY چکامـه
دکتر #آذرخش_مکری
تا حالا با خودت گفتی چرا من؟
❓درگیر این چرا گفتنها بودی؟ تونستی از بندش خارج بشی؟
🌺@SELMULY چکامـه
🔅
سپیده که بدمد
فوجی از پرندهها
دوباره بر فراز رود پرواز خواهند کرد
غمگین نباش
ظلمت
در سیاهی خود فرو خواهد ریخت
همچنان که نور
بر درههای ژرف
و شادی
چهرهی عبوس شهر را
به کهکشانی از ستارههای روشن
بدل خواهد کرد
سپیده که بدمد
دوباره با هم
در خیابانها خواهیم رقصید
دوباره
ترانههای روشن خواهیم سرود
از آبی دریاها
از غرور بیشهها و کوهها
از شکوه وطن
در سیارهی زخمیِ زمین
غمگین نباش
رود
تاریکی را خواهد شکافت
و از تل خاکستر
زیباترین گلها
خواهند رویید
شکوهمندترینِ دشتها
و نیز
زیباترین رویاها...
#احمد_نجاتی
درود و احترام بر شما خوبان گرانقدر
دوشنبهتان لبریز از مهر، عشق و شادیهای بیپایان؛ دلتان آرام و روزگارتان روشن باد.
۱۴۰۵٫۳٫۱۸
🌺@SELMULY چکامـه
از شب برمیگشت
با شب بوهایی
که سبد سبد خوشههای مست را
میآویختند به گوش ستارهها
از شب برمیگشت
با کبوترانی سپید
تا آسمان را
از قفس برهانند
.... و آفتابگردانی 🌻
که از قرارِ با آفتاب
بیقرار بود
همراه ناگزیر بیگریزم
اما
به آفتابی میاندیشید
که همچنان نمیرسید
زیبا _ حسینی
🌺@SELMULY چکامـه
#Rain
#DarkFolk
#Instrumental
باران که میبارد، خاطرات شروع میکنند به چکه کردن... از سقفِ فراموشی، از پنجرههای بستهی ذهن، و از جایی در دل که هیچگاه خالی از گذشته نمیشود.
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
ترس همیشه با فریاد شروع نمیشود. اغلب آرام میآید، بیصدا، مثل مهی نازک که صبح زود روی شهر مینشیند. اول فقط احتیاط است، بعد ملاحظه، بعد سکوت. آدمها یاد میگیرند کدام کلمه را نگویند، کدام نگاه را نگه دارند، کدام فکر را حتی در ذهنشان نیمهکاره رها کنند. ترس، اگر تکرار شود، دیگر احساس نیست؛ روال است. بخشی از زندگی روزمره میشود، مثل ایستادن پشت چراغ قرمز یا پایین انداختن صدا در مکانهای شلوغ. نظامهای دیکتاتوری دقیقاً از همینجا قدرت میگیرند؛ نه از خشونت عریان، بلکه از عادتدادن انسان به ترس. وقتی ترس عادت میشود، دیگر نیازی به سرکوب دائمی نیست. مردم خودشان پیشاپیش عقب میکشند، خودسانسوری میکنند، خودشان مرزها را رعایت میکنند. زندان به دیوار نیاز ندارد؛ ذهنها دیوار را از قبل ساختهاند. در چنین جهانی، ترس دیگر واکنشی به خطر نیست؛ سبک زندگی است. کودک آن را از والدین میآموزد، کارمند از محیط کار، شهروند از اخبار شبانه. ترس منتقل میشود، تکثیر میشود، و بیآنکه نامش را بدانیم، به بخشی از هویت جمعی بدل میگردد. مردمی که سالها ترسیدهاند، حتی وقتی خطر عقب مینشیند، هنوز میترسند؛ چون بدن و ذهنشان به آن خو گرفته است. فاجعه دقیقاً همینجاست: ترسِ عادتشده دیگر فریاد نمیزند، درد ندارد، اعتراض نمیکند. فقط فرسوده میکند. انسانها خسته میشوند، نه از جنگ، بلکه از انتظار جنگ؛ نه از خشونت، بلکه از امکان همیشگیِ آن. این خستگی آرام، خطرناکتر از هر انفجاری است، چون امید را پیش از آنکه فرصتی برای زادهشدن پیدا کند، تحلیل میبرد.
در دل این ترسِ مزمن، آزادی اگر هم بیاید، کوتاه و لرزان است. آزادی شبیه نوری میشود که چشمِ عادتکرده به تاریکی را میزند. بعضیها از آن فرار میکنند، چون آزادی مسئولیت میآورد، صدا میخواهد، ایستادن میطلبد. ترسِ کهنه، امنتر به نظر میرسد. آشناست. قابل پیشبینی است. اما تاریخ نشان داده است که هیچ نظامی با ترسِ عادتشده جاودانه نمانده. لحظهای میرسد گاه ناگهانی، گاه تدریجی، که خستگی از ترس، از خودِ ترس خطرناکتر میشود. انسانها ممکن است شجاع نباشند، اما از فرسودگی بیزارند. و همین بیزاری، همین «دیگر نمیتوانم»، گاهی آغاز شکاف است؛ ترک کوچکی در دیوار عادت. ترس، هرچقدر هم که عادی شود، حقیقت نهایی انسان نیست. انسان برای زیستن ساخته شده، نه برای دوامآوردن. و میان این دو، فاصلهایست که سیاست، جنگ، دیکتاتوری و آزادی در آن معنا پیدا میکنند. لحظهای که کسی ترس را نه انکار میکند و نه میپذیرد، بلکه به آن نگاه میکند همانجا، عادت شروع به شکستن میکند.
🌺@SELMULY چکامـه
Caruso
Julio Iglesias
«کاروسو» زمزمه عاشقانه مردی در آستانه وداع با زندگی است؛ مردی که در نگاه محبوبش، عشق را نیرومندتر از مرگ مییابد. ترانهای سرشار از دلتنگی، زیبایی و شکوه عشق انسانی.
🌺@SELMULY چکامـه
.
«داستایوفسکی، نویسنده و اندیشمند بزرگ روس، که در سال ۱۸۲۱ به دنیا آمد، زندگی پرفرازونشیبی داشت...»
از جوانی وارد محافل ادبی شد، اما به دلیل فعالیتهای سیاسی زندانی و در آخرین لحظه به تبعید در سیبری محکوم شد. همین تجربه، نگاه او به انسان، ایمان، گناه و رستگاری را عمیق و ماندگار کرد.
او در آثارش به ژرفترین لایههای روح انسان نفوذ کرد و شخصیتهایی آفرید که میان خیر و شر، امید و ناامیدی، ایمان و تردید در کشاکشاند. رمانهای او تنها روایت یک داستان نیستند؛ بلکه پرسشهایی ماندگار درباره آزادی، وجدان و معنای زندگی پیش روی خواننده میگذارند.
شاید به همین دلیل است که پس از گذشت بیش از یک قرن، نوشتههای داستایوفسکی همچنان زندهاند و هر نسل، تصویری تازه از خود را در آینه آثار او مییابد.
🌺@SELMULY چکامـه
.
دشتهای گل، جنگلهای مهآلود و ییلاقهای رویایی تالش، فوقالعاده زیباست.
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
و اما؛
نیمه شبی
من خواهم رفت...
از دنیایی که مال من نیست
از زمینی که؛
مرا بیهوده بِدان بستهاند...
#احمد_شاملو
«شب و روزگار خوش»
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
مردم جهان سه گروه بیشتر نیستند. گروهی هستند که دانش و بینش و فضیلت را برای آن میخواهند که از آن، خود لذت ببرند و کام جان را شیرین کنند و در آغوش لذایذ معنوی روزگار را به خوشی بگذرانند و البته این گروه شریفترین مردم جهانند .
گروه دوم کسانی هستند که هرگز از دانش و برتری اخلاقی لذت نبرده و در این میدان هم دعوی ندارند و مردمی بیآزارند که به سادگی میآیند و به سادگی میروند و زیانی به کسی نمیرسانند همچنان که سودی هم نمیبخشند.
گروه سوم مردمیاند میانه این دو گروه یعنی کسانی که دعوی دانش و برتری دارند و اندکی هم در پی دانش میروند و تنها به برتری ظاهری به اندازهای که مردم پی به باطن خبیث و پستشان نبرند قناعت میکنند و دانش را برای تأمین منافع و زندگی مادی خود و التذاذ جسمانی و به عبارت دیگر سور چرانی و شکم خوارگی و حلق و جلق و دلق میخواهند. مطلقا این گروه خراج جامعه انسانی و سرچشمه همه بدبختیها و تیرهروزیها هستند.
#نیمه_راه_بهشت
#سعید_نفیسی
🌺@SELMULY چکامـه
.
#آزادی بادهای است كه هزاران تن آن را برای بدمستی مینوشند و یك تن برای سرمستی...
۱۸ خرداد زادروز استاد #سعید_نفیسی
۱۲۷۴-۱۳۴۵
🌺@SELMULY چکامـه
❤️
*شاهکاری از سحر بروجردی و علیرضا قربانی، که ساعتی پس از پخش ممنوع شد.*
#زن_زندگی_آزادی
🌺@SELMULY چکامـه
.
🌊🏗 یکی از شگفتانگیزترین سازههای مدرن جهان را ببینید؛ آبشاری مصنوعی که روی یک پل عظیم در چین ساخته شده و مرز میان مهندسی و هنر را از بین برده است.
در طول روز، حجم عظیم آب از ارتفاع سرازیر میشود و منظرهای خیرهکننده خلق میکند. قطرات معلق در هوا با نور خورشید ترکیب میشوند و گاهی رنگینکمانهایی زیبا در اطراف دره به وجود میآورند. 🌈
🌺@SELMULY چکامـه
Liberta
Albano & Romina Power
#ایتالیایی
آزادی! تو سبب گریستن بسیاری شدهای
بدون تو، تنهایی بسیاری خواهد بود
از آنجا که زندگی هدفی را دنبال میکند
من برای داشتن تو خواهم زیست.
آزادی! زمانی که گروه موسیقی بنوازند
به قصد داشتن تو خواهند خواند.
• برشی از ترجمه •
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
بعد از ی سنی، ترکیب برندهی زندگی میشه، آرامش شب، تنهایی، موزیک آروم و خونه.
«شب و روزگار خوش»
🌺@SELMULY چکامـه