547
دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫
🖋📚
جلال آلاحمد؛ نویسندهای که جامعه را به ادبیات آورد
جلال آلاحمد، نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی، از چهرههای تأثیرگذار ادبیات معاصر ایران بود. نثری صریح، تند و زنده داشت و بسیاری از نوشتههایش را به مسائل واقعی جامعه اختصاص داد؛ از مدرسه و نظام اداری گرفته تا فقر، سنت، تجدد و بحران هویت.
آثاری چون «مدیر مدرسه»، «سهتار»، «زن زیادی» و «خسی در میقات» بخشی از کارنامه ادبی او هستند. آلاحمد بیش از آنکه صرفاً داستاننویسی برای سرگرمی باشد، نویسندهای بود که میخواست جامعهاش را ببیند، دربارهاش پرسش کند و مخاطبش را به اندیشیدن وادارد.
نثر او نیز تأثیر ماندگاری بر ادبیات معاصر گذاشت؛ نثری بیپیرایه، پرتحرک و نزدیک به زبان گفتار که گاه تندی و صراحتش، خود به بخشی از شخصیت ادبی او تبدیل میشد.
«غربزدگی»؛ فراتر از یک کتاب
اما نام آلاحمد بیش از همه با «غربزدگی» گره خورده است؛ کتابی که در دهه ۱۳۴۰ بحثی جدی درباره نسبت ایران با غرب، مدرنیزاسیون، وابستگی اقتصادی و فرهنگی و ازخودبیگانگی به راه انداخت.
آلاحمد در این کتاب، نگران وضعیتی بود که در آن جامعهای بدون آنکه فرصت انتخاب و هضم آگاهانه داشته باشد، صرفاً مصرفکننده محصولات، الگوها و اندیشههای وارداتی شود. تعبیر «غربزدگی» بعدها به یکی از مفاهیم مهم گفتمان روشنفکری و سیاسی ایران تبدیل شد.
البته امروز میتوان بسیاری از دیدگاههای او را نقد و حتی رد کرد؛ «غربزدگی» کتابی بیطرف و پژوهشی به معنای امروزی نیست و نگاه آلاحمد به غرب، مدرنیته و سنت، محل بحث و مناقشه فراوان است. اما اهمیت تاریخی آن را نمیتوان نادیده گرفت: او توانست پرسشهایی درباره استقلال فرهنگی، مدرنیته و هویت ایرانی را به مرکز گفتوگوی فکری جامعه بیاورد.
شاید جایگاه آلاحمد را بتوان اینگونه خلاصه کرد:
او فقط درباره جامعه ایران ننوشت؛ با نوشتههایش جامعه را به گفتوگو با خودش واداشت.
و همین، دلیل ماندگاری نام او در تاریخ ادبیات و اندیشه معاصر ایران است.
🌺@SELMULY چکامـه
🎼 زمونه
🎙هایده
توو نیمه راه زندگی دل من پر خونه
اینجا با این قشنگی هاش واسه من زندونه
این جا با این قشنگیاش واسه من زندونه
🌺@SELMULY چکامـه
هدفم اینه که آدمتر بشم...
#عباس_معروفی
🌺@SELMULY چکامـه
🔅
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
ز هر چاک گریبانم چراغی تازه میتابد
که در پیراهن خود آذرخش آسا درافتادم
چو از هر ذرهی من آفتابی نو به چرخ آمد
چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم
برشی از شعر
#هوشنگ_ابتهاج
درود صبحتون بخیر و نیکی
امروزتونتون سراسر آرامش وحس ناب
حال دلتون خوب و وجودتون سبز
☘🍃☘🍃
🌺@SELMULY چکامـه
#بیکلام
#کمانچه و #باران
آه باران
ریشه در اعماق اقیانوس دارد،
شاید این گیسو پریشان کرده،
بید وحشی باران
یا نه دریایی است گویی واژگونه،
برفراز شهر،
شهرسوگواران
هرزمانی که فرو میبارد از حد، بیش
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر،
با تشویش،
رنگ این شبهای وحشت را تواند شست آیا
از دل یاران!
چشمها و چشمهها خشکند
روشنیها محو در تاریکی دل تنگ
همچنان که نامها در ننگ
هرچه پیرامون ما رنگ تباهی شد
آه، باران
ای امید جان بیداران!
بر پلیدیها،
که ما عمری است در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد.
#فریدون_مشیری
🌺@SELMULY چکامـه
°
✍فکر... فکر... فکر... فکر و خیال، تداوم نشخوارهای فکریست، نه تدارک تفکر و تخیلی خلاق... اینجا فکر همان به یاد آوردن نگرانیهاست، نه نگرشی که انگیزشی ایجاد کند یا در امیدی بدمد... تسخیر حافظه است به دست دغدغهها....رج زدن رنجها به هم و بافتن زنجیره زخمها، نه بافتن مرهمی بر آنها...زندگی وقتی به سطح بقا برسد، فکر کردن، تحلیل کردن نیست، تحلیل رفتن است!
در چنین وضعی ذهن دیگر محل زایش ایدهها نیست، میدان فرسایش آدمیست....هر بار که نگرانی را مرور میکنیم، گویی اندکی از توانِ تصمیم گرفتن، خواستن و امیدوار بودن کاسته میشود.....فکر به جای آنکه راهی به سوی فهم بگشاید، انرژی روان را میبلعد....آدمی تصور میکند دارد مسئلهای را تحلیل میکند، اما در واقع خودش زیر بار همان مسئله تحلیل میرود....
تحلیل رفتن یعنی کم شدن تدریجی ظرفیت زیستن....یعنی آنقدر درگیرِ فردا شدن که امروز از دست برود....آنقدر گذشته را جویدن که آینده مجال ساخته شدن پیدا نکند.....اینجا ذهن دیگر ابزار رهایی نیست، خودش به بخشی از زندان تبدیل میشود.....تراژدی همینجا زاده میشود...آنجا که آدم خسته از فکر کردن نیست، خسته از فکریست که هیچگاه به فهم، تصمیم، عمل یا امید ختم نمیشود!
رضا صائمی
🌺@SELMULY چکامـه
چشمات
کسریٰٖ زاهدی
🌺@SELMULY چکامـه
°
فیلم «راشومون» آکیرا کوروساوا فقط روایت یک جنایت نیست؛ روایت فروپاشی حقیقت در ذهن انسان است. یک اتفاق، چند شاهد و چند روایت متفاوت؛ هرکس حقیقت را آنطور تعریف میکند که با غرور، ترس و تصویری که از خودش دارد سازگار باشد.
کوروساوا قاضی را از قاب حذف میکند تا ما جای او بنشینیم؛ اما هرچه بیشتر میشنویم، کمتر مطمئن میشویم چه کسی راست میگوید. فیلم یک سؤال ساده را به بحرانی فلسفی تبدیل میکند: اگر هرکس حقیقت را از زاویه خودش میبیند، آیا اصلاً حقیقتی وجود دارد که بتوان به آن اعتماد کرد؟
با این حال، کوروساوا در پایان یادآوری میکند که شاید نتوانیم حقیقت را کاملاً پیدا کنیم، اما هنوز میتوانیم انسان خوبی باشیم.
فیلم «راشومون» پس از هفتاد و پنج سال، همچنان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین فیلمهای تاریخ سینماست.
🎬Rashomon (1950)
🌺@SELMULY چکامـه
عزیزی
نسرین
علی برجسته/مرتضی برجسته/ناصر چشمآذر/۱۳۵۶
🌺@SELMULY چکامـه
°
چقدر از چیزهایی که «حقیقت» میدانیم، واقعاً حاصل جستوجوی حقیقتاند؛
و چقدرشان فقط شواهدی هستند که برای تأیید باورهای قبلیمان پیدا کردهایم؟
شاید گاهی بد نباشد، بهجای پرسیدنِ «چه چیزی باورم را تأیید میکند؟»، از خودمان بپرسیم:
«اگر اشتباه کرده باشم، چه شواهدی میتواند نظرم را تغییر دهد؟»
گاهی حقیقت، درست جایی آغاز میشود که آمادگی داریم باور خودمان را به چالش بکشیم.
°
گاهی باید آموختههای ناخواسته را از خود دور کرد؛
ترسها، محدودیتها و باورهایی که بیآنکه انتخابشان کرده باشیم، در ما ریشه دواندهاند.
من یک روز تصمیم گرفتم برقصم؛
در برابر چشم دیگران، بیآنکه نگران قضاوتشان باشم.
رقص من نه کامل است و نه از پیش طراحیشده؛
فقط حرکتیست به سوی آزادی.
گاهی یک سرکشی کوچک در برابر چیزی که هرگز انتخابش نکردهایم،
میتواند ما را دوباره از درون پُر کند.
راه خودت را برای رقصیدن پیدا کن.
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
بعضی آدمها میروند، اما قصهشان در ما میماند؛ در یک موسیقی، در عطری آشنا، در خاطرهای که بیهوا دل را به گذشته میبرد...
«شب و روزگار خوش» 💫✨
🌺@SELMULY چکامـه
.
من میدونم جوان بودن یعنی چه
ولی تو نمیدونی پیری چیه
یه روز میرسه که تو هم حرف امروز منو میزنی
داستان زندگی در گذر زمان گفته میشه …
شعر ترانه:
Orson Welles
I Know What It is To Be Young 1984
این قطعه تک آهنگ او یکسال قبل از مرگش در ۶۹ سالگی است.
فیلم:
🎥The Bridges of Madison County 1995
پلهای مدیسون کانتی
فیلمی درام که در سال ۱۹۹۵ به کارگردانی و بازیگری کلینت ایستوود و بر پایهٔ رمانی با همین نام از رابرت جیمز والر ساخته شد.
مریل استریپ موفق شد برای بازی در این فیلم در رشتهٔ بهترین بازیگر نقش اول زن کاندیدای جایزه اسکار شود.
🌺@SELMULY چکامـه
گاهی چنان آرام وآهسته در مرداب ابتذال فرو میروی و آن گنداب چنان عادتت میشود که حتیدیگر نه میخواهی و نه میتوانی فریاد بزنی!
...........
توی بهشت هم اگر
بیرضایت خودت بروی،
برایت بدل میشودبه جهنم!
چرا روزگار را به خودت
سخت میکنی؟
اگر دل ببندی، هر خراباتی یک بهشت است!
#جلال_آلاحمد
زندگی برای آدم بیفکر همیشه راحت است. خوردوخواب است؛ و رفتار بهایم.
اماوقتیپای فکر به میانآمد تو بهشت هم که باشیآسوده نیستی.
چرا آدم ابوالبشر از بهشت گریخت؟ برایاینکه عقل به کلهاش آمدو چونوچرایش شروع شد.
خیال میکنید بارامانتی که کوه از تحملش گریخت و آدم قبولش کردچه بود؟
سالروز #درگذشت
سیّد جلالالدّین سادات آل احمد (۱۱ آذر ۱۳۰۲ – ۱۸ شهریور ۱۳۴۸) روشنفکر سوسیالیست، نویسنده، منتقد ادبی و مترجم ایرانی بود. وی همسر سیمین دانشور بود. آل احمد در دههٔ ۱۳۴۰ به شهرت رسید و در جنبش روشنفکریو نویسندگی ایران تأثیر بهسزاییگذاشت. مهمترین اثر او کتاب غربزدگی با بیان اصطلاح نوظهور غربزدگی تأثیر زیادی بر اندیشهٔ برخی جریانهای سیاسی ایرانی مانند چپها و اسلامگرایان گذاشت که تا به امروز ادامه دارد.
🌺@SELMULY چکامـه
🔸آنتوان دوسنت اگزوپری در سال ۱۹۳۶ میلادی از سقوط هواپیمایش در بیابان و ایدهی اولیه «شازده کوچولو» میگوید.
▫️ترجمه و زیرنویس: بنفشه فریسآبادی
#ادبیات #اگزوپری #شازده_کوچولو
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
وقتی حاکم فاسد شود،
فساد، عادتِ عموم مردم میشود و زمانی که دودِ فساد شهر را فراگیرد
دیگر مجالی برای ورود هوای پاک پیدا نخواهد شد،
حتی به زاویهیِ خانقاهها.
آنگاه رزق، تنگ میآید و امید از چنگ میرود و مردم، هر کارِ بدِ خود را به بهانهی جبر و تقدیر توجیه میکنند.
گاه ناچیزی مرگ
محمد حسن علوان
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
ترسم آخر فکند مردم ما را از پای
این بلایی که سر کشور ایران برسد
گاه سیل آید و ویرانه کند شهر و دهات
چند روزی پس از آن نوبت طوفان برسد
راحت از غم نشده زلزله آید به میان
زان، مشقات و بلیات فراوان برسد
پس از اینها، همه جا روی دهد جنگ و جدال
خبر مردن سرباز و نگهبان برسد
الغرض، دم به دم اخبار ملال انگیز است
کز ایالات و ولایات به تهران برسد
وندرین مخمصه، تهران شده سرگرم بهکار
تا مگر غائله ی نفت به پایان برسد!
فقر و محنت رسد از هر طرف و نیست کسی
که به درد دل این مردم نالان برسد
یادم آمد سخن شاعر خوش ذوق که گفت:
"سه پلشت آید و زن زاید و مهمان برسد"
#کریم_فکور، شاعر، ترانه سرا و روزنامه نگار (۵ اسفند ۱۳۰۴ – ۷ شهریور ۱۳۷۵)
▪️فکور حدود هفتصد تصنیف و سرود ساخت كه بسیاری از آنها از مشهورترین و ماندگارترین اهنگهای ایرانی هستند: الههی ناز، خوشهچین، گلنار، شبهای تهران، ساغر شكسته، غوغای ستارگان...
شبتان آرام 🍂💫✨🍂
🌺@SELMULY چکامـه
باز سازی خانه متروکه به جایی دنج و زیبا .. 😍👌
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
چرخ خرمن با صدای سوزناکش خوشههای طلایی گندم را خرد میکرد. گاوها که در اثر سیخک، پشتشان زخم شده بود با شاخهای بلند و پیشانی گشاده تا غروب دور خودشان میگشتند. وضع او اکنون مثل همان گاوها بود. حالا میدانست این جانوران چه حس میکردند. او هم تمام زندگی چشمبسته بدور خودش چرخیده بود، مانند یابوی عصاری، مانند آن گاوها که خرمن را میکوبیدند.
#گرداب
#صادق_هدایت
🌺@SELMULY چکامـه
°
با قرار دادن دوربینهای حساس به حرکت در دل طبیعت، لحظاتی شگفتانگیز و کمتر دیدهشده از زندگی حیوانات و طبیعت ثبت شده است؛ لحظههایی که دوربین، بیآنکه مزاحمتی ایجاد کند، شاهدشان بوده است.
🌺@SELMULY چکامـه
عزیزی
مرتضی
علی برجسته/مرتضی برجسته/ناصر چشمآذر/۱۳۵۵
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
فاجعهٔ ذاتیِ خودکامگی در این است که خودکامان، حتی پس از چیرگیِ سیاسی بر جانهای آزاده و ناتوان کردن و دوختن دهانشان، هنوز از آنان میهراسند.
این کفایتشان نمیکند که حریف بهناچار خاموشی گزیده است؛
اینکه هنوز «آری» نمیگوید، خدمت نمیگذارد، سر فرود نمیآورد؛ اینکه به گلهٔ چاکرانِ حلقهبهگوش و مدیحهسرایانِ ایشان درنمیآید؛ وجود او و حضور او آنان را ناخوش میآید.
— اشتفان تسوایگ
از کتاب «وجدان بیدار»
ترجمهٔ سیروس آرینپور
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
اینکه نمیتوانید همیشه به برنامهٔ ایدهآل خود پایبند باشید،
دلیل نمیشود آن را رها کنید.
عادتهای خوب، بهتدریج ساخته میشوند؛
آهسته شروع کنید، زندگی کنید و در مسیر بهتر شوید.
پیشرفت یک نقطهٔ مشخص نیست؛
طیفیست که در طول مسیر شکل میگیرد.
— جیمز کلیر
نویسندهٔ «عادتهای اتمی»
🔅
روزی که بازوان بلورین صبحدم
برداشت تیغ و پرده تاریک شب شکافت
روزی که آفتاب
از هر دریچه تافت
روزی که گونه و لب یاران هم نبرد
رنگ نشاط و خنده گمگشته بازیافت
من نیز باز خواهم گردید آن زمان
سوی ترانهها و غزلها و بوسهها
سوی بهارهای دل انگیز گل فشان
سوی تو
عشق من ...
#هوشنگ_ابتهاج
درود و احتـرام دوسـتان گرانقدر
صبـحتون پرازخیـر و بـرکتـــ
🌱☀️🌿
🌺@SELMULY چکامـه
Historia de UN Amor
Miguel Jorsz
🌺@SELMULY چکامـه
من میدونم جوان بودن یعنی چه
ولی تو نمیدونی پیری چیه
یه روز میرسه که تو هم حرف امروز منو میزنی
داستان زندگی در گذر زمان گفته میشه …
Orson Welles I Know What It is To Be Young 1984
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
هیچگاه فاصلهی میانِ علم و فرهنگ تا این پایه عمیق نبوده که در این قرن بوده. هیچگاه بشر به اندازهای که امروز میداند، نمیدانسته؛ و در عین حال هیچگاه فاصلهای چنین ژرف میان دانستهها و جهت یابیاَش وجود نداشته. هرگز اهورا و اهریمن اینگونه ملموس و مرئی رو در رو نبودهاند.
#مرزهای_ناپیدا
دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🌺@SELMULY چکامـه