547
دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
رسید مژده که شب قدرت دوام ندارد
و آن معاشق دیرین خیال خام ندارد
رسید مژده که برگی ز شاخه عشق دمیده
غزال گم شدهام ریشه در کُنام ندارد
رسید مژده که سلطان سرنگون شده من
تمردی دگر از خواهش غلام ندارد
هر انکه جام مرا بدید و بر پیاله لبی زد
سیاستی بجز آوازه حرام ندارد
رواست گر که بمیرم از این تمکن شادی
چو مرغ سر به هوا وحشتی ز دام ندارد
ز رفتهها چه بگویم که رفته از سر غفلت
بشارتی ز جفا کاری مدام ندارد
لباس عافیت ما رخ از غریبه بپوشد
چرا که جز تن عاشق تنی مقام ندارد
به بانگ خوش دل ما را ببر به خانه معنا
که هیچ بانگ غمی در دلم زمام ندارد
ببین چگونه صراحی لبالب از لب ما شد
کجاست کهنه غم کجاست کهنه شرابی که میل جام ندارد
پرندهای که سفر کرده بود و بال نمیزد
کنون بجز پر و بال هوای بام ندارد
بخوان به گوش رقیبان این سرود مجلل
که این معامله دیگر غمی به کام ندارد
مرا ز ننگ مترسان که در طریقت عرفان
غریق حادثه ترسی ز ننگ نام ندارد . .
دکتر《فریدون فرخزاد》
«شب و روزگار خوش»
🌺@SELMULY چکامـه
ساحل غم
فریدون فرخزاد (۱۵ مهر ۱۳۱۵ − ۱۶ مرداد ۱۳۷۱)
شاعر، خواننده، مجری، بازیگر و از چهرههای شناختهشدهٔ فرهنگ و هنر ایران بود. او با برنامهٔ تلویزیونی «میخک نقرهای» به شهرت فراوان رسید و نقش مهمی در معرفی بسیاری از خوانندگان و هنرمندان ایرانی داشت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و در آلمان به فعالیت هنری و سیاسی ادامه داد.
فریدون فرخزاد در ۹ یا ۱۲مرداد ۱۳۷۱ در آپارتمان خود در شهر بن آلمان به قتل رسید. زمان احتمالی قتل بین ۱۰ تا ۱۲ مرداد ۱۳۷۱ (برخی منابع حتی ۹ یا ۱۰ مرداد را محتمل میدانند).
همسایهها پس از شنیدن صدای مداوم سگهای او پلیس را خبر کردند و پیکر او در ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ (۷ یا ۸ اوت ۱۹۹۲ در آپارتمانش در شهر بن آلمان پیدا شد.
پس از انجام کالبدشکافی و تشریفات قانونی پیکر او به خانواده تحویل داده شد و در گورستان شمالی شهر بن (Nordfriedhof Bonn) به خاک سپرده شد و این پرونده تاکنون بهطور رسمی حل نشده هرچند در طول سالها گمانهزنیها و تحقیقات مختلفی دربارهٔ عاملان آن منتشر شده است.
او رفت اما صدایش، شعرهایش و خاطرهٔ حضورش، همچنان در حافظهٔ فرهنگی ایرانیان زنده است.
🌺@SELMULY چـکامــه
.
انسان کسی را میتواند نجات دهد که خود اصرار به سقوط نداشته باشد؛ ولی وقتی سرشت کسی چنان فاسد شد که سقوط در نظرش نجات جلوه کرد، چه میشود کرد؟
#آنا_کارنینا
#لئو_تولستوی
🌺@SELMULY چـکامــه
دکلمه زیبای ایران❤️🤍💚
🌺@SELMULY چـکامــه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
همهچیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سودپرستی و بیذوقی و مرگ و بدبختی است.
#صادق_هدایت
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
سلاحی که مردم امروز دارند
اگر امروز مردم سلاح و زوری معادلِ زورِ حکومتها ندارند، در مقابل، چشمِ بینا و آگاهی دارند. هیچ حکومتی نمیتواند با خیال راحت فرمان براند و آرام بخوابد، در حالی که میبیند تعدادی چشم، نگرانِ کارِ اوست و درست میبیند.
در گذشته، جز با حدس و گمان، مردم مطّلع نمیشدند که در چهاردیواریِ دستگاهِ قدرت چه میگذرد؛ اکنون چنین نیست، قدرت در قلعهی شیشهای زندگی میکند و پردههای تبلیغ هم نمیتواند آنچه را که در درون میگذرد، از چشمها پنهان دارد. و از همه مهمّتر آن است که زمان بیکار ننشسته است و واکنشهای طبیعی جای پای خود را محکم میکنند. اصل آن است که پختگیِ زمان همراه گردد با بیدارشُدگیِ مردم.
وقتی آگاهی به نقطهی شکفتن رسید، همهی تعبیهها به طرزِ حیرتآوری حکمِ «برف و آفتابِ تموز» پیدا میکنند.
دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🔅
از سفر آفتابِ
سرشار از تاریڪے نور آمدهام،
سایہتر شدهام
و سایہوار بر لبِ روشنے ایستادهام
لبخند میشڪفد
زمین بیدار میشود.
صبح از سفالِ آسمان میتراود
و شاخہےِ شبانہےِ اندیشہےِ من
بر پرتڪَاہ زمان خم میشود.
#سهرابسپهرے
درود بر همراهان نازنین 🌺
صبح آدینهتان سرشار از نور،
روزتان آکنده از لبخند،
و لحظههایتان لبریز از آرامش و امید.🌿
🌺@SELMULY چـکامــه
Le temps des fleurs
#Dalida
#دالیدا
🌺@SELMULY چـکامــه
✨💫
شبهای زیادی
گمان میبردم صبح نخواهد آمد.
نور
اما همیشه با لبخندی بزرگ
تاریکی را در آغوش میگیرد.
چنان که گویی
هرگز آسمان خاموش نبودهست.
روزهای سخت هم تمام خواهند شد!
تا آن زمان در قلبت شمعی روشن نگاه دار...
👤#معصومه_صابر
و شـب ... بخیر 💫✨
🌺@SELMULY چـکامــه
خلاقیتشو دوست داشتم
🌺@SELMULY چـکامــه
📝
از یادداشت #عمران_صلاحی دربارة پرویز شاپور:
دنیائی که «شاپور» آفریده بسیار زیبا و شگفتانگیز است. وقتی آدم به دنیای شاپور پامیگذارد مثل بچهای است که وارد یک گاردن پارتی عجیب شده مثل بچهای که باحیرت به یک منظرة آتشبازی مینگرد…
… شاپور کوتاهترین خط را برای طرح و کوتاهترین کلمه را برای طنز به کار میگیرد و میگوید: «چرا بیخود ولخرجی کنم و یک خط اضافی در طرحم مصرف کنم، این خط را نگه میدارم و با آن طرح دیگری میسازم!
«کاریکلماتور» خون تازهای است در رگهای طنز ایران، شاپور تمام حرفهایی را هم که در صحبت روزمرة خود میزند کاریکلماتور است. وقتی وارد مجلسی میشود خداحافظی میکند و هنگامی که مجلس را ترک میکند سلام میدهد!
خلاصه دنیای شاپور دنیائی است به دور از همه دنیاها، دنیائی که حیرت یک بیگانه دهاتی را در ما برمیانگیزد، هنگامی که وارد شهر بزرگی میشود.
شبها با ستارگان بیلیارد بازی میکنم.
هیچ جنایتکاری به اندازه قلبم با خون سروکار ندارد.
چون گلوله طاقت دوری تفنگ را نیاورد از میان برگشت.
برای گربه تحقیرآمیز است که با مرگ موش خودکشی کند.
بعد از مرگ همه شاد هستند، چون روی قبرها مینویسند شادروان.
برخی از محصلین با آسانسور به کلاس بالاتر میروند.
به محض اینکه چشمم به عزرائیل افتاد خودم را به مردن زدم.
آرزو میکنم برخی افراد همیشه مشغول خوردن باشند تا فرصت حرف زدن را پیدا نکنند.
قبل از اینکه قرص خوابآور بخورم ساعتم را از مچم باز میکنم که نخوابد.
برای اینکه سیبلهایش را دود بدهم سیگار به او تعارف نمودم.
ماهیای که استخوان نداشته باشد موجب امتنان گربه است.
زندگی هیچکس به اندازة متصدی آسانسور فراز و نشیب ندارد.
پرنده روی سیم تلفن مشغول استراق سمع بود.
برای اینکه از مخارج خودکشی شانه خالی کنم زندگی مینمایم.
برخی از افراد آنقدر آدمهای بددهنی هستند که دهانشان احتیاج به سیفون دارد.
به قدری آدم دلرحمی هستم که در زمستانها وقتی میخواهم به کسی سیلی بزنم قبلاً دستم را روی بخاری گرم میکنم.
گربه پس از گرفتن موش به دقت دنبال تاریخ مصرفش میگشت.
همة مردم سر «چوب رخت» کلاه میگذارند.
هرگز اختلاف طبقاتی بین مرغ و خروس حل نمیشود.
از عزرائیل تقاضا نمودم خارج از نوبت به زندگیام خاتمه دهد.
شیشه عمرم را به جای شیشه خالی آبجو به «بارون خاچیک» قالب نمودم.
سیاهپوستان هرگز در مقام تعارف به کسی نمیگویند «روی من سیاه».
هر وقت ساعت مرگم فرا میرسد با دستپاچگی ساعتم را عقب میکشم.
صاحبان چشمهای عسلی نگاههای شیرینی دارند.
آبتنی ماهی یک عمر طول میکشد.
فروتنی آبشار نیاگارا را ستایش میکنم.
نمیدانم ماهی چه غذای شوری خورده که آن قدر روی آن آب میخورد.
برای اینکه قطار را از دست دهم ساعتم را یک ربع عقب کشیدم.
به الماس فکر کردم شیشه عمرم ترک برداشت.
برای اینکه ماهی را در غمم شریک کنم داخل تنگش اشک میریزم.
سوراخهای در نمکدان برای این است که نمک خفه نشود.
در کشورهای صنعتی فوارهها با آسانسور بالا و پائین میروند.
وقتی چشمم به تاریخ تولدم میافتد بیاختیار اشک میریزم.
تا از عزرائیل دستمزد نگیرم خودکشی نمیکنم.
از فواره پرسیدم چرا برگشتی گفت چمدانم را جا گذاشتهام.
سنگ کلیهام را به دکتر معالجم کادو دادم.
سایهام را به خورشید مدیونم.
قطار و تونل با هم ازدواج کردند.
وقتی اتاقم پر از آب میشود پشت بامش به سوی آسمان چکه میکند.
زندگی بدون مرگ یک قدم هم برنمیدارد.
وصیت کردهام در پیلة کرم ابریشم دفنم کنند.
وقتی تاریخ مصرف قطره باران سپری شود تبخیر میگردد.
با قطرات اشکم مقدمهای بر اقیانوس نوشتم.
چون قطرات اشکم تمام شده است میخندم.
خودم را در آینه ملاقات میکنم.
زیباترین گریستن را به ابر نسبت میدهم.
به دستور چشم پزشک فقط با چشم راستم اشک میریزم.
وقتی چراغ روشن میکنم شب دست و پایش را جمع میکند.
ساعت را از کار انداختم که لحظات از آن پس انداز شوند.
هوا به قدری سرد بود که خورشید بخاری روشن کرد.
هوا با آسانسور دستگاه تنفسیام بالا و پائین میرود.
پاسخ سلامهای امروزی خداحافظی است.
به عیادت درختی رفتم که در بهار سبز نشد.
صدای پایت از دورترین نقطه به گوشم مهاجرت کرد.
خداحافظیها فرصت سلام نمیدهند.
برای ملاقات قوه جاذبه زمین خودم را از بالای ساختمان به پائین پرتاب کردم.
تا از ابر اجازه نگیرم اشک نمیریزم.
از نمایشگاه نگاهت دیدن کردم.
بچة بلبل تا یک سالگی از روی کتابچه نت آواز میخواند.
وقتی دیدم باد میآید کلاهم را قاضی کردم.
تمام وجود ابر اشک است.
فواره با اینکه میداند سقوط میکند بالا میرود.
عزرائیل از کسی که خودکشی میکند عقب میماند.
🌺@SELMULY چـکامــه
#موسیقیملل
#اسپانیایی
پرستوهای سیاه باز خواهند گشت
تا در ایوانِ تو آشیانه کنند
و هیاهوکنان بالهایشان را به پنجره بزنند
و بازی کنند
اما آنها که آهسته پرواز میکردند
تا زیبایی تو
و شادی مرا تماشا کنند
آنها که نام ما را آموخته بودند
آنها...
باز نخواهند گشت...
👤گوستاوو آدولفو بکر
🌺@SELMULY چـکامــه
.
نازیها در پایان جنگ، تمام توانشان را جهت نابودی هرچه بیشتر آلمان به کار برده بودند تا پیشگوییشان که آلمان درصورت شکست ویران خواهد شد، درست از کار در آید.
#هانا_آرنت
مرا برگردان
به روزهایی که دمپاییِ کهنهام را
با جیکجیکِ نارنجیِ جوجهای کوچک
عوض میکردم
و باران
تنها آوازِ شادی بود
در عروسیِ هاجر...
"معصومه صابر"
Leo Rojas
DER einsame Hirte
🌺@SELMULY چـکامــه
.
«وظیفهی یک هنرمند گفتن مطالب وگفتن واقعیت هاست. بنابراین از همه چیز بریدهام - ازپدر- مادر- خواهر- برادر- خانه- سگ و گربه – (از) همه چیز که داشتهام بریدهام. از تمام مادیات. از تمام مسائل روحی- عشقی- غذایی- (از) هرچی که فکر میکنید بریدهام. دور دنیا راه افتادهام برای این که برای مردم کشورم قدمی بر دارم. ممکن است که بعضیها به این قدم من ارج نگذارند و آنرا نپسندند، آن مسئلهای بعدیست. وظیفه من است به عنوان انسان زنده ایرانی به دور دنیا بروم وآن قدمها رو بردارم. بعدها مردم خواهند گفت که آیا درست قدم برداشتهام یا اشتباه کردم.»
هرگز دنبال منافعام نبودم و نیستم. منفعت من منفعت ملت ما هست و بهرهای که من از کاری که دارم میکنم میبرم بهرهای است که نصیب کشورمان و ملتمان خواهد شد
#فریدون_فرخزاد
🌺@SELMULY چکامـه
🖼 سوفیا لورن در مقابل مونالیزا در موزه لوور در سال ۱۹۶۴
🌺@SELMULY چـکامــه
.
هنرمند مکزیکی، ادگار زپددا، از یک تکنیک مکزیکی/آزتکی برای خلق تصاویر شگفتانگیزی از پرترهها با استفاده از ساقههای جارو استفاده میکند.
🌺@SELMULY چـکامــه
Rahi
Dariush
در تب و تاب رفتنم..
به فکر راهی شدنم...
🌺@SELMULY چـکامــه
وقتی جیم کری ثابت کرد که عضلات صورتش هم بازیگری بٓلٓدن.
#سینما
#جیم_کری
🌺@SELMULY چـکامــه
#موسیقی
#بیکلام
🎼🎼🎧🎼🎼
"دگرگونی عمیق"
همواره نتیجهی
"تکامل اجتماعی دراز مدت" است.
#امیل_دورکیم
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
"نوستالژی"
Le temps des fleurs 🎼
#Dalida
#دالیدا
🌺@SELMULY چـکامــه
📝
اینجا اختاپوسها پرواز میکنند
_از مجتبی شکوری تا عادل فردوسی پور و دیگران..._
✍️#کوثر_شیخ_نجدی
🔺در یک جامعه آزاد و دموکراتیک شما حق دارید دین و شریعت خاصی داشته باشید. حتی اجازه دارید دینتان را تبلیغ کنید؛ البته تا جاییکه مزاحمتی برای دیگران ایجاد نشود. میتوانید کربلا بروید و عکس خوراکیهای توی راه و حمله به آهوی بریان را پخش کنید، میتوانید معبد بروید، صلیب بیاندازید یا بهایی شوید، اما اعدام نشوید و حق دانشگاه رفتن و کار کردن داشته باشید. در جامعه آزاد حتی میتوانید مسلمان داعشی یا طالبانی باشید، تا جاییکه به دختربچهها تجاوز نکنید، اسلحه به دست نگیرید و مخل نظم عمومی نشوید.
🔺اما در جامعهای که هیچکس حق اظهار نظر و اعلام دین و عقیدهی متفاوت خود را ندارد و تریبونها تماما دست یک جریان خاص است ماجرا کاملا متفاوت است. اینجا دیگر بحث دین و باور شخصی نیست. اینجا دین نه یک امر فردی، بلکه ابزاری در جهت اعتبار بخشی به حکومتهاست. اعلام باور شخصی فقط اعلامی از صمیم قلب نیست؛ بلکه خرج کردن بلیط شهرت و اعتبار یک سلبریتی برای یک منظور سیاسی مشخص است. اینجا با پدیدهی بیرون آوردن آخرین آدمهای توی آب نمک مانده مواجهیم که باید سمت اسپانسرشان بایستند.
🔺امثال شکوری که یک روز توانست با گفتن از نیچه و یالوم و یونگ و فروید آدمهای مشتاق نواندیشی را دور خودش جمع کند حالا ناگهان سر از کربلا در میآورد. سلبریتیِ نرم و بیطرف روشنفکری عام حالا _بدون اینکه برنامه ریزی کرده باشد_ میکروفونی به یقه بسته و اعلام میکند یک تفکر خاص، "حسینی" و برحق، و سایر انواع تفکر، "یزیدی" و ناحق هستند. این دیگر یک ابراز نظر شخصی نیست. یک دست پرورده است که سالها خرجش شده، تریبون داشته، حمایت شده، در فضای مجازی گنده شده، فرصت حرف زدن دیگران را گرفته، یکهتاز عرصه نواندیشی شده و یاران فراوان گرد آورده تا به وقتش حرفی را بزند که اسپانسر میخواهد.
🔺چطور میشد قشر نواندیش و نوخواه جامعه را دچار سرگیجه کرد؟ همینطور! با قدرت پیامبر پروری رسانه. وگرنه تو _مجتبی شکوری_ حق داشتی کربلا بروی، زیارت کنی، غذای نذری بخوری، توی سر خودت بزنی، ریش بلند کنی و خاکی شوی اما خودت و طرز فکرت را "حق" و دیگران را با چنین قطعیتی "باطل و یزیدی" اعلام نکنی. اصلا متر و معیار حق و باطل را چه کسی و چه چیزی تعیین میکند؟ لابد اسپانسرهایت...
🔺اما برای مخاطب عزیز؛
دوست پزشکی داشتیم که به بیمارانش توصیه میکرد ورزش کنند، سيگار نکشند، شب به موقع بخوابند و کمتر عصبانی شوند اما خودش چاق بود، سيگار پشت سيگار آتش میزد و سنگینتر از خودکار برنمیداشت. یک بار بیماری مچش را گرفته بود "دکتر تو که خودت داری سيگار میکشی..."
دکتر جواب داده بود "آدم ممکن است خیلی بداند اما عمل نکند. من نماینده یا الگوی حقیقت نیستم. به هر حال سيگار نکش! ورزش کن و آدم خوبی باش."
حالا چه کنیم؟ حرف آدمها را نشنویم چون ممکن است تو زرد از آب در بیایند؟ یا اینکه متوجه شویم بین دانستن و فهمیدن تا شجاعت و مداومتِ عمل کردن فاصلهی زیادی وجود دارد.
🔺مساله این است که تخصص افراد بیانگر شخصیت و ماهیتشان نیست. این یک خطای رایج شناختی است که میل داریم آدمها را سیاه یا سفید، خوب یا بد، زشت یا زیبا، وطنپرست یا خائن ببینیم. آدمها خاکستریاند. آدمها با یک عنصر از وجودشان تعریف نمیشوند. آدمها ممکن است با صدای لطیف خلسه آوری از حقوق زنان حرف بزنند، اما در خانه به زن و بچهشان زور بگویند. ممکن است از وفاداری حرف بزنند اما خودشان خیانت کنند، ممکن است دهها کتاب خوانده باشند، اما وقت عمل، ترسها، تروماها یا نیازشان به بقا و دیده شدن بیشتر از دانششان کار کند.
🔺 سخنوری یک هنر است؛ اما بیانِ خوب یا جمعآوری اطلاعات الزاما از ما آدم بهتری نمیسازد. آیا باید روی تمام آن اطلاعات ارزشمند خط بکشیم؟ یا باید "اطلاعات" را از "منبعِ بیان" آن منفک کنیم؟ اگر با سخنرانیها و پادکستهای یک نفر تبدیل به انسان بهتر و آگاهتری شدهایم باید از او سپاسگزار باشیم، اما مجبور نیستیم الزاما شخصیت او را تایید کنیم یا دوست بداریم. این تفکیک کمک میکند نه از مواضع افراد عصبانی شویم و نه خود را نکوهش کنیم.
🌺@SELMULY چـکامــه
.
سفری به عصر طلایی سینما... 🎬
گاهی تنها یک نگاه، یک لبخند یا یک سکوت، برای جاودانه شدن کافی است.
این ویدیو، مروری است بر هفت بازیگر افسانهای که با هنر، شخصیت و حضور فراموشنشدنی خود، دههٔ ۱۹۶۰ را به یکی از درخشانترین فصلهای تاریخ سینمای جهان بدل کردند.
از شکوه روزهای جوانی تا سیمای سالهای پایانی زندگی؛ یادآور ستارگانی که اگرچه زمان از کنارشان گذشته، اما نام و آثارشان همچنان بر پردهٔ خاطرهٔ سینما میدرخشد.
با حضور:
1- آلن دلون
2 - راک هادسن
3 - آنتونی کوئین
4 - یول برینر
5 - عمر شریف
6 - پیتر اوتول
7 - ژان پل بلموندو
کدامیک برای شما ماندگارتر است؟ 🎞️
بعضی ستارهها، هرگز غروب نمیکنند؛
تنها آسمانِ خاطره، میزبانِ همیشگیِ نورشان میشود. 🌙✨
🌺@SELMULY چـکامــه
🥀
سالروز درگذشت #پرویز_شاپور
(پرویز شاپور؛ متولد ۵ خرداد ۱۳۰۲ در قم – درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ در تهران)
▪️کاریکلماتور، نامی که احمد شاملو بر نوشتههای پرویز شاپور گذاشت. این کلمه ابتدا در سال ۱۳۴۷ خورشیدی در مجلهی «خوشه» به سردبیری شاملو به کاربرده شد و از ترکیب «کاریکاتور» و «کلمه» ساخته شده است. به نظر شاملو، نوشتههای شاپور، کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شده است!
پرویز شاپور را نباید صرفاً مخترع «کاریکلماتور» دانست؛ اهمیت او در تاریخ ادبیات معاصر ایران، به بنیانگذاری نوعی زیباشناسی ایجاز بازمیگردد که در آن زبان از ابزار انتقال معنا به خودِ موضوع اندیشیدن تبدیل میشود. کاریکلماتورهای او نه جملههای قصارند و نه طنزهای کوتاه؛ بلکه ساختارهایی مبتنی بر آشناییزداییاند که با برهم زدن نسبتهای متعارف میان واژه و واقعیت، مخاطب را به کشف دوباره جهان وامیدارند. از این منظر، شاپور بیش از آنکه طنزپرداز باشد، یکی از رادیکالترین نوآوران زبان فارسی است؛ نویسندهای که با حذف روایت، حذف پیرنگ و حذف نتیجهگیری، به اقتصاد زبانیای دست یافت که هنوز نیز کمتر از ظرفیت نظری آن سخن گفته شده است..
با این حال، نقد ادبی ایران کمتر دریافته که کاریکلماتور، محصول یک دگرگونی بنیادین در منطق ادبیات فارسی است. شاپور روایت کلاسیک را کنار گذاشت و به «رخداد زبانی» رسید؛ جملهای که به جای انتقال پیام، معنا را در لحظه برخورد نشانهها تولید میکند. این تجربه را میتوان همسنگ برخی تجربههای مدرنیستی در ادبیات اروپا دانست، اما فضای نقد فارسی، به جای تحلیل این نوآوری، او را عمدتاً به عنوان طنزپردازی خوشذوق معرفی کرد. در نتیجه، بنیانگذار یک فرم ادبی، به حاشیه همان فرمی رانده شد که خود آفریده بود.
🌺@SELMULY چـکامــه
.
زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجههی آگاهانه و فعالانه و انتقادی با طرز فکرهای مختلف ...
تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکهی خاص، مطالعهی پیوستهی کتابها یا نشریات خاص، گوش کردنِ مداومِ یک دسته سخنرانیِ خاص، شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص، و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همهی دنیا را میخ میبیند.
Khoneh
Shahrokh
چیزی هست که میشکند؛
در تو،
در من،
در ما!
آیا تو نیز میشنوی؟
آیا تو نیز میشکنی؟
بیژن الهی
🌺@SELMULY چـکامــه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه