746
⛱️خیلی وقت ها نمیشه احساسی که داری را به زبون بیاری ولی میشه با یه شعر، موزیک یا ویدئو آن را انتقال داد💌 تاسیس کانال (۱۴۰۲/۱۰/۱۴)
گاهے باید
در سڪوت عاشق بود
ودر تنهایے
یادش را در آغوش ڪشید
@shernab90
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
@shernab90
- بی تو انگار خوشی 🌬️ بار سفر از زندگیم بست 🧳 .
@shernab90 ✨
من نیست شدم در تو از آنم همه تو!
@shernab90
بر ما گذشت هر آنچہ نباید میگذشت؛
بقیہ عمر هر چہ باداباد...🌱
@shernab90
از درد ترک خورده و از زخم ڪبودیم
ڪوهیم و تماشاگر رقصیدن رودیم
او مے رود و هر قدمش لاله و نسرین
ما سنگ تر از قبل همانیم ڪه بودیم
ما شهرتمان بسته به این است بسوزیم
با داغ عزیزیم ڪه خاڪستر عودیم
تن رعشه گرفتیم ڪه با غیر نشسته ست
از غیرتمان بود ، نوشتند حسودیم
جو گندمے از داغ غمش تار به تاریم
در حسرت پیراهن او پود به پودیم
پیگیر پریشانے ما دیر به دیر است
دلتنگ به یک خنده ے او زود به زودیم
بر سقف اگر رستن قندیل فراز است
ما نیز همانیم ، فرازیم و فرودیم
یک روز میاید و بماند ڪه چه دیر است
روزے ڪه نفهمد ڪه چه گفتیم و ڪه بودیم
بعد از تو اگر هم ڪسے آمد به سراغم
آمد ببرد آنچه ز تو تازه سرودیم
#حامد_عسکری
@shernab90
و گناهمان چه بود؟!
که بهار عمرمان در خزان میهن است..
محمود_درویش
@shernab90
تا تو نگاه مے ڪنے ڪارمن آه ڪردن است
اے به فداے چشم تو این چه نگاه ڪردن است
شب همه بے تو ڪار من، شڪوه به ماه ڪردن است
روز ستاره تا سحر، تیره به آه ڪردن است
متن خبر ڪه یک قلم ،بے تو سیاه شد جهان
حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه ڪردن است
چون تو نه در مقابلے، عڪس تو پیش رو نهم
این هم از آب و آینه خواهش ماه ڪردن است
اے گل نازنین من، تا تو نگاه مے ڪنی
لطف بهار عارفان، در تو نگاه ڪردن است
لیک چراغ ذوق هم اینهمه ڪشته داشتن
چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه ڪردن است
من همه اشتباه خود جلوه دهم ڪه آدمی
از دم مهد تا لحد، در اشتباه ڪردن است
غفلت ڪائنات را جنبش سایه ها همه
سجده به ڪاخ ڪبریا، خواه نخواه ڪردن است
از غم خود بپرس ڪو با دل ما چه مے ڪند؟
این هم اگرچه شڪوۀ شحنه به شاه ڪردن است
گاه به گاه پرسشے ڪن ڪه زڪات زندگی
پرسش حال دوستان گاه به گاه ڪردن است
بوسه تو به ڪام من، ڪوهنورد تشنه را
ڪوزۀ آب زندگے توشه راه ڪردن است
خود برسان به شهریار، اے ڪه در این محیط غم
بے تو نفس ڪشیدنم، عمر تباه ڪردن است
#شهریار
@shernab90
سلام دوستان عزیز شبتون بخیر🌹
خداروشکر بالاخره وصل شدیم
امیداورم حال خودتون و عزیزانتون خوب باشه
ان شاءالله که اینترنت پایدار باشه و فعالیت را از سر بگیریم
به امید روزهای بهتر🤍
.
پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری
وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری
هرچه عاشق پیرتر، عشقش جوانتر، ای عجب!
دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است ای پری
پیل ماه و سال را پهلو نمی کردم تُهی
با غمت پهلو زدم، غم پهلوان است ای پری
هر کتاب تازه ای کز ناز داری، خود بخوان
من حریفی کهنه ام، درسم روان است ای پری
از شماتت کم کن و تیغی فرود آر و برو
آمدی وقتی که حُر بی بازوان است ای پری
شاخساران را حمایت می کند برگ و نوا
چون کند شاخی که بی برگ و نوان است ای پری
روح سُهراب جوان از آسمانها هم گذشت
نوشدارویش هنوز از پی دوان است ای پری
جای شکرش باقی اَر واپَس بچرخد دوکِ عمر
با که دیگر آنهمه تاب و توان است ای پری
یاد ایّامی که دلها بود لبریزِ امید
آن اَوان هم عمر بود، این هم اوان است ای پری
با نواهای جرس گاهی به فریادم برس
کاین از راه افتاده هم از کاروان است ای پری
گر به یاقوت روان، دیگر نیاری لب زدن
باز شعر دلنشین، قوتِ روان است ای پری
گو جهانِ تن جهنّم شو، جهان ما دل است
کو بهشت ارغنون و ارغوان است ای پری
کام درویشان نداده خدمت پیران، چه سود
پیر را گو شهریار از شبروان است ای پری
#شهریار
گاهی مرا
به اسم بخوان،
و گاهی به جان
چه فرق میکند
به کدامیک بخوانی مرا
مهم دوست داشتنِ توست
پشتِ غبارِ دلتنگیِ من
.
نمیدانم دارم احساساتم را میکُشم یا احساساتم دارند مرا میکُشند.
در هر صورت، جنایتی در حال وقوع
است...
.
عِیْبِ رِنْدان مَکُن ای زاهِدِ پاکیزهسِرِشْت!
که گُناهِ دِگَران بَر تو نَخواهَنْد نِوِشْت
مَن اَگَر نیکَم و گَر بَد، تو بُرو خود را باش!
هَر کَسْی آن دِرَوَد عاقِبَتِ کار، که کِشْت
هَمِهکَس، طالِبِ یارند؛ چه هُشْیار و چه مَسْت
هَمِهجا، خانِهٔ عِشْق است؛ چه مَسْجِد چه کِنِشْت
سَرِ تَسْلیمِ من و خِشْتِ دَرِ مِیْکَدهها
مُدَّعی گَر نَکُنَد فَهْمِ سُخَن، گو سَر و خِشْت!
نااُمیدَم مَکُن از سابِقِهٔ لُطْفِ اَزَل!
تو پَسِ پَرْدِه چه دانی که که خوب است و که زِشْت؟
نَه مَن از پَرْدِهٔ تَقْوا به دَراُفتادَم و بَس
پِدَرَم نیز بِهِشْتِ اَبَد از دَسْت، بِهِشْت
حافِظا! روزِ اَجَل گَر به کَف آری جامی
یک سَر از کویِ خَرابات بَرَنْدَت به بِهِشْت
#حافظ
@shernab90
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
خلق را از طرهات آشفتهتر خواهیم کرد
اول از عشق جهانسوزت مدد خواهیم خواست
پس جهانی را ز شوقت پر شرر خواهیم کرد
جان اگر باید، به کویت نقد جان خواهیم باخت
سر اگر باید، به راهت ترک سر خواهیم کرد
در غم عشق تو با این ناله های دردناک
اختر بیدادگر را دادگر خواهیم کرد
هرکسی کام دلی آورده در کویت به دست
ما هم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد
تا جهانی در خور شرح غمت پیدا کنیم
خویش را زین عالم فانی به در خواهیم کرد
تا که ننشیند به دامانت غبار از خاک ما
روی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد
یا ز آه نیمشب، یا از دعا، یا از نگاه
هرچه باشد در دل سختت اثر خواهیم کرد
لابهها خواهیم کردن تا به ما رحم آوری
ور به بیرحمی زدی، فکر دگر خواهیم کرد
چون بهار از جان شیرین دست برخواهیم داشت
پس سر کوی تو را پرشور و شر خواهیم کرد
#ملک_الشعرای_بهار
@shernab90
کلیپ زیبایی از بانو هایده
@shernab90
قاصدی با یک خبر احوال ما پرسید و رفت
اشک شد چشمان او دور وبرش گل چید ورفت
کوچه ها بی نام تو بن بست خاموشی شدند
عطر نامت در هوای شهرمان پیچید ورفت
ابرها هم گریه را از چشم ما آموختند
بر سر این دشت بی باران نٓمی، بارید ورفت
شبنم صبحی که بر روی شقایق مانده بود
چون حبابی لحظه ای روی چمن لغزید ورفت
ما به امید وفا ، پل بسته بودیم از خیال
سیل تردید آمد و پل را فرو پاشید و رفت
دل گمان برد آسمان همدرد این غربت شود
آسمان خندید و از اندوه ما پرسید و رفت
دست تقدیر از قضا با ما سر شوخی نداشت
ماه هم از غصه ی این قصه رخ پوشید و رفت
#لیلا_رضاییان
@shernab90
به بوسهای ز دهان تو آرزومندم
فغان که با همه حسرت به هیچ خرسندم
تو از قبیله خوبان سست پیمانی
من از جماعت عشاق سخت پیوندم
برید از همه جا دست روزگار مرا
بدین گناه که در گردنت نیفکندم
شرار شوق تو بر میجهد ز هر عضوم
نوای عشق تو سر میزند ز هر بندم
اگر تو داغ گذاری چگونه نپذیرم
و گر تو درد فرستی چگونه نپسندم
پدر علاقه به فرزند خویشتن دارد
من از تعلق روی تو خصم فرزندم
زمانه تا نکند خیمهات نمیدانی
که من چگونه از آن کوی خیمه برکندم
به راه وعده خلافی نشستهام چندی
که زیر تیغ تغافل نشانده یک چندم
معاشران همه در بزم پسته میشکنند
شکسته دل من از آن پستهٔ شکرخندم
به گریه گفتم از آن پسته یک دو بوسم بخش
به خنده گفت مگس کی نشسته بر قندم
ز باده دوش مرا توبه داد مفتی شهر
بتان ساده اگر نشکنند سوگندم
نجات داد ملک هر کجا اسیری بود
من از سلاسل زلفش هنوز در بندم
ستوده ناصردین شه که از شرف گوید
به هیچ دوره ندید آفتاب مانندم
کسی سزای ملامت به جز فروغی نیست
که دایم از می و معشوق میدهد پندم
#فروغی_بسطامی
@shernab90
زمان میان من و او جدایی افکندهست
من ایستاده در اکنون و او در آیندهست
چه مایه گشتم و آینده حال گشت و گذشت
هنوز در پی آینده، حال گردندهست
به هر قدم، قدری گفتم از زمان کندم
کنون چو مینگرم، او ز عمر من کندهست
که سر برآرد ازین ورطه، جز کسی که هلاک
کمند شوق کنارش به گردن افکندهست
بهانهی کشش عشق و کوششِ دل من
همین غم است که مقصود آفرینندهست
به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم
که راه دورتر از عمر آرزومندست
تو آن زمان به سرم سایه خواهی افکندن
که پیش پای تو ترکیب من پراکندهست
به شاهراه طلب بیم نامرادی نیست
زهی امید که تا عشق هست پایندهست
ز دورباش حوادث دلم ز راه نرفت
بیا که با تو هنوزم هزار پیوندست
به جان سایه که میرنده نیست آتشِ عشق
مبین به کشته عاشق که عاشقی زندهست
#هوشنگ_ابتهاج
@shernab90
موزیک جدید " راضی شدی "
🔺باصدای داوود یونسی
@shernab90
"عاشق"را که بر عکس کنی میشود"قشاع" لغت نامه ی دهخدا را که باز کردم نوشته بود:قشاع یعنی:
دردی که آدم را از درمان مایوس میکند......
@shernab90
دکلمه 🌹من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود و نه دلی... 💔
افشین یداللهی
@shernab90
با همین فاصله هم از تو اگر دورترم
میشود گفت که با فکر تو من جورترم
دوری ات درد بزرگیست، خودم می دانم
شده ام چشم پر از اشک، که منظور/ ترم
در تب و تاب تو دلشوره مرا خواهد کشت
مثل دریای خزر، بلکه از آن شورترم
گاه یک جمعه ی غمگین و هوایی سردم
گاه از جشن و دل شاد تو مسرورترم
تو که مختاری و هر کار کنی، آزادی
من ولی زوری و انگار که مجبورترم!
از پلنگی که شبی رفت به جنگیدن ماه
میشود خوب ببینی که چه مغرورترم!
فکر کردی که چرا بی تو شدم دیوانه؟
اینکه بی دست تو از هر گره ای کورترم!
@shernab90
گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
لیک چندیست که این غائله بیش از پیش است
بهرۀ من همه زان نخل شکر بر زهر است
قسمت من همه زان چشمۀ نوشین نیش است
هر که شد طرۀ هندوی ترا حلقه بگوش
گر بگویند عجب نیست که کافر کیش است
عاشق اندیشه ندارد ز بدو نیک جهان
آری اندیشه گری پیشۀ دور اندیش است
هر که در حلقۀ آن زلف پریشان زده دست
پای او بر سر هر تفرقه و تشویش است
کامرانیّ دو گیتی طمع خام بود
همت عاشق دلسوخته از آن بیش است
روی در خلوت دل کن که تو بیگانه نئی
آنچه سالک طلبد گر نگرد در خویش است
مفتقر همت پاکان ز قلندر مطلب
هر که در فقر و فنا زد قدمی درویش است
تو همان شهد و شرابی که دلم میخواهد
تو همان باده ی نابی که دلم میخواهد
تو نگاری، تو قراری، تو پر از احساسی
دلبر پر تب و تابی که دلم میخواهد
لب یک چشمه به شادی بسرایم شعری
تو همان چشمه ی ابی که دلم میخواهد
همچو موسیقی ارام و پر از احساسی
تو به شیرینی ی خوابی که دلم میخواهد
منم ان برکه ی خالی و تو آی زیبا رو
گل نیلوفر آبی که دلم میخواهد
به نگاهی بدهی پاسخ هر خواهش را
تو همان حرف حسابی که دلم میخواهد
قد رعنا، لب زیبا و دوچشمی شهلا
یار خوش رنگ و لعابی که دلم میخواهد
چو بپرسم که مرا با دل و جان میخواهی؟
بدهی باز جوابی که دلم میخواهد
شده ام عاشق و این عشق پر از دلتنگی است
شده ای رنج و عذابی که دلم میخواهد
#اسماعیل_حاج_علیان
دو غزل نذر دو تا دیدہ زیبا ڪردم
عاشق شعر شدم شور تماشا ڪردم
بیت دوم ڪہ زدم دست بہ اندام قلم
جلوہ دیگرے از چشم تو پیدا ڪردم
هر چہ مضمون نڪو بود در آن چشم سیاہ
همہ را مثل خودت بین غزل جا ڪردم
طرح چشم تو چنان در غزلم جا خوش ڪرد
ڪہ در این شهر دو صد ولولہ بر پا ڪردم
شعر من شور گرفت و غزلم اوج گرفت
همہ گفتند ڪہ من میل بہ رویا ڪردم
زار و بیمار نشستم سر دیوار غمت
دو سہ تا بیت دگر از تو تمنا ڪردم
تا ڪہ آگاہ شد این شهر غزل مال تو بود
شورشے ڪرد بہ پا آنچہ هویدا ڪردم
همہ شهر رقیبم شد از این طبع خراب
قافیہ باختم و وصف تو حاشا ڪردم...
سلام و عرض ادب خدمت تک تک شما عزیزان🌷
امیدوارم سالم و سلامت باشید، حال دلتون کوک و غم ازتون دور باشه
ان شاءالله اگر نت یاری کنه به فعالیت خودمون ادامه می دهیم
به امید روزهای خوب برای تمام مردم عزیز کشورمون ایران جان❤️