sherroghazal | Unsorted

Telegram-канал sherroghazal - شعروغزل

-

Subscribe to a channel

شعروغزل

محبوب من!
ما که توقع نداشتیم این دنیا ما را ناز کند، یا گرم در آغوش بگیرد. فقط توقع بود که این قدر جگرمان را نسوزاند.
محبوب من! عدالت یعنی هرچیزی، هرکسی، سرجای خودش باشد.
عدل این است که شما دردل ما باشید...

#محمد_صالح_علاء‌
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

داری میری از خونه ی آرزو
جدا میشم از تو چه آواره
کنارت نمیزارم از زندگیم
برو زندگی کن بزارم کنار
پی آرزوهای بد از منی
منم غصه هام رو به دوش میکشم
میتونیم از عشقت بمیرم ولی
نمیتونم عشق یکی دیگه شم
واست بهترین ها میخوام چون
واسه اولین بار فهمیدمت
واسه آخرین بار عاشق شدم
واسه اولین بار بخشیدمت
به امید رویای بوسیدنت
به عشق تو چشمام رو خواب میکنم
اگه صد دفعه باز به دنیا بیام
میدونم تو رو انتخاب میکنم
اگه بعضی وقتا دلت تنگ شد
یه گوشه مثله من فقط گریه کن
رو اون نامه که تشنه ی حرفته
بجایی نوشتن‌فقط گریه کن
همین که دلم با تو کافیه
نمیخوام بدونم دلت با کیه
منو الودم اما نجاتم نده
که الوده بودن تو پاکیه


@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
هر آنچه ناصِحِ مُشْفِق بگویَدَت بپذیر

ز وصلِ رویِ جوانان تَمَتُّعی بردار
که در کمینگهِ عمر است مَکرِ عالَمِ پیر

نَعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی
که این متاعِ قلیل است و آن عَطایِ کثیر

معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم
که دردِ خویش بگویم به نالهٔ بَم و زیر

بر آن سَرَم که نَنوشَم مِی و گُنَه نکنم
اگر موافقِ تدبیرِ من شَوَد تقدیر

چو قسمتِ ازلی بی‌حضورِ ما کردند
گر اندکی نه به وِفقِ رضاست خرده مگیر

چو لاله در قَدَحم ریز ساقیا مِی و مُشک
که نقشِ خالِ نگارم نمی‌رود ز ضمیر

بیار ساغرِ دُرِّ خوشاب ای ساقی
حسود گو کَرَمِ آصفی ببین و بمیر

به عزمِ توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمهٔ ساقی نمی‌کُنَد تقصیر

مِی دوساله و محبوبِ چارده ساله
همین بس است مرا صُحبتِ صَغیر و کَبیر

دل رمیدهٔ ما را که پیش می‌گیرد؟
خبر دهید به مجنونِ خسته از زنجیر

حدیثِ توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویَت زَنَند به تیر


#حافظ

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدم‌های دیگر.فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدم‌های دیگر. که جایی که آنان راه می رفتند، ما می‌دویدیم، جایی که آن ها می‌دویدند، ما سینه خیز می‌رفتیم.
آنان برای رشد و رفاه می‌جنگیدند و ما برای بقا، تمام مردم جهان زندگی می‌کردند و ما، فقط داشتیم
«زنده می‌ماندیم»...

#عباس_معروفی

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

اگر بناست که دریا خیال باشد و خواب
رواست خودکشی رودخانه در مرداب

چقدر پیرشدن مثل سروها در باغ
چقدر غرق‌شدن مثل ماهیان در آب

مپرس حال دل من چگونه است؟ بپرس
چگونه است شب برکه‌های بی‌مهتاب

چو نی به شور و نوا آه آه می‌خندم
به قدکشیدن نیزارها در این تالاب

تو ای کسی که مرا آفرید و از خود راند
مراکه دربه‌در بازگشتنم دریاب

#فاضل_نظری

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و دوام آوردن آدم‌های دیگر.فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدم‌های دیگر. که جایی که آنان راه می رفتند، ما می‌دویدیم، جایی که آن ها می‌دویدند، ما سینه خیز می‌رفتیم.
آنان برای رشد و رفاه می‌جنگیدند و ما برای بقا، تمام مردم جهان زندگی می‌کردند و ما، فقط داشتیم
«زنده می‌ماندیم»...

#عباس_معروفی


@sherroghazal🌸🍃

زندگی ادامه دارد.....

Читать полностью…

شعروغزل

ما می‌میریم
تا شاعران بیمار شعر بگویند

«ما می‌میریم»، بازی قشنگی است

وقتی مادر، پوتین افسر جوان را لیس می‌زند
و روزنامه‌ها هی عکس پدر را می‌نویسند
کنار آدم‌های مهم
هر شب، هزار بار عروس می‌شود
و خواهرم هزار بار جیغ می‌زند

هزار بار بازی قشنگی است

«کارگران ساعت یازده احساساتی می‌شوند»
فردا همه به خیابان‌ها
می
ریز
ریز می‌کنند
پارچه‌های رنگی را

آواز می‌خوانند
می‌رقصند
و البته شعار می‌دهند

ما می میریم تا عکاس «تایمز» جایزه بگیرد.

#سیدالیاس_علوی
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

بوی عقیق،بوی غبار بال پروانه
بوی دوات گل سرخ، بوی نی،

بوی اردیبهشت،

بوی ماه، بوی سوره مریم، بوی عطسه حباب
بوی می دو ساله و مرمر مذاب آب
بوی جریان حیات شبنم سرخ در مسکرات صبح،
بوی روییدن گیاهانه در گهواره های سنگ
بوی سپید بوسه در گریه های درنگ
یا طعم ترانه به وقت سر مستی چنگ و رباب
طعم آسمان در دهان آینه، در خواب آب
صدای بنان، صدای قمر،صدای سیاوش هوش.
بلورینه آبی، لب گزیدن سبز،لبخند نامه رسان.
بنفش در بادیه، بنفش در باد،
عریانی و داد،عریان لاژورد،ادغام کبوده و دریا
و شب، وستاره، و هر ستاره یی بالای ستاره یی
و ستاره یی که از لب پیاله پر می زد و
رسیدن پستان ماه و میوه عطارد را خبر می داد.
دو سه کودک از حوالی آبها
پی پیراهنی از مهتاب
یکیشان یحیی بود و یکیشان مونس بود
و سومین سایه اما نبود و من بود وتخیل بودن من بود.

آه ای همان روزهای رفته فراموشی قند!
چه شاید برهنه یی از اندام آینه می گذرد...

حالا صورت ساده بوسیدن از من دور است
حالا باد می آید، باران می آید
و به گمانم کسی از راه گل سرخ خواهد آمد،
نمی دانم، بطور قطع و یقین نمی دانم،
دیر و زودش را ترانه یی باید
یا چیزی که شما تحملش می نامید.

#سيدعلي_صالحی
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

ای چون خاطرات کودکی، دور
ای چون نفس‌ها و فکرهایم نزدیک...
دوستت دارم
دوستت دارم...

#غاده_السمان

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

ای عشق همه بهانه از توست

من خاموشم، این ترانه از توست

#هوشنگ_ابتهاج
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

1
گاز اشک آور
میان تو و مجنون هم
فاصله انداخته
لیلی!
به "نظامی" چیزی نگو!

2
سوراخ سوراخ شده بدنش
از دندانی که نه گرگ است
نه دندان گرگ
این نیلوفر
لابد در خون رشد کرده
که خیلی ارغوانی است

#علی_باباچاهی
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل



اشتباه از ما بود

اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله می‌دیدیم

دستهامان خالی
دلهامان پُر
گفتگوهامان مثلا یعنی ما!

کاش می‌دانستیم
هیچ پروانه‌ای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمی‌آورد.

حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می‌میریم

از خانه که می‌آئی
یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ،
و تحملی طولانی بیاور

احتمالِ گریستنِ ما بسیار است!

#سید_علی_صالحی
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

من؛ با صدای نفس کشیدنت هم
عاشقی می‌کنم ...

حتی اگر آرام و بی صدا
خودم را بگذارم در دست‌هات و بروم ،

حتی وقتی از کنارت رد شوم
برای پرت نشدن حواست
بوی تنت را پُک بزنم

نه!
تو را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم
حتی با زندگی ...

#عباس_معروفی
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

اعتراض از یک سو
انقراض از سمتی دیگر
آتش افروخته‌ایم در کشتی آنان که
باد شرطه یارشان نیست دیگر
ترس از ارتفاع دارند و سقوط از قله‌ی کوه

این، اینان
دزدیدند جسدهامان را
و کاشتند ما را در شورستان‌ها
جوانه زدیم و قد کشیدیم و
همچنان و چنین و چنان‌ترها

خنده‌مان گرفته از چارچشمانی که
به تعجب و ترس شاخ درآورده‌اند
از سوزاندن روسری‌هامان هم‌زمان در آزادی و
تا آزادی

دیدن دارد اکنون خیابان‌هایی که راه افتاده‌اند
و ما گرفته‌ایم به دهان و به دندان‌ها
کلمات و جمله‌های برافروخته را
و فعلیت در زانوهای ماست!

من برخاستم و  تو
برخاستیم ما
بله، برخاستیم و  متوقف نمی‌شویم
بله و دقیقا بله!

#علی_باباچاهی

علی باباچاهی
#علی_باباچاهی  (۳۰ آبان ۱۳۳۱- ۴اسفند۱۴۰۴) پس از دوره‌ای بیماری، بر اثر ایست قلبی در یکی از بیمارستان‌های کرج از دنیا رفت.

یادش گرامی
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

همه‌ی ما
یک خیابان داریم
یک کافه
و یک عکس
که دو نفره‌هایمان را
با چشم خود دیده بودند
همیشه
آن خیابان
آن کافه
و آن عکس را داریم
اما
آن یک نفر را ...
بگذریم!
چای از دهن افتاد

#مریم_قهرمانلو
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

عشق تو را بدل به فريادى مى‌كنم
اى كه تنها تو را دوست مى‌دارم ــ
از ژرفاى تاريکْ مغاكى كه در آن
دلم در افتاده است؛
اينجا غمين دنيايى‌ست،
افقش از جنس سُرب و ملال
و بر خيزاب‌هاى شب‌هايش
كفر و خوف
دستادست
غوطه مى‌خورند.

#شارل_بودلر

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل


تا رسیدن هنوز باید رفت

#ابتهاج

@sherroghazal🌸🍃

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎

Читать полностью…

شعروغزل

نذر کرده ام
يک روزي که خوشحال تر بودم
بيايم و بنويسم که
زندگي را بايد با لذت خورد
که ضربه هاي روي سر را بايد آرام بوسيد
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

يک روزي که خوشحال تر بودم
مي آيم و مي نويسم که
اين نيز بگذرد
مثل هميشه که همه چيز گذشته است و
آب از آسياب و طبل طوفان از نوا افتاده است

يک روزي که خوشحال تر بودم
يک نقاشي از پاييز ميگذارم , که يادم بيايد زمستان تنها فصل زندگي نيست
زندگي پاييز هم مي شود , رنگارنگ , از همه رنگ , بخر و ببر

يک روزي که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا مي کنم
تا روزهايي مثل حالا
که خستگي و ناتواني لاي دست و پايم پيچيده است
بخوانمشان
و يادم بيايد که
هيچ بهار و پاييزي بي زمستان مزه نمي دهد
و
هيچ آسياب آرامي بي طوفان


#مهدي_اخوان_ثالث

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

‌‌


محبـوبِ من!
بعد از تو....
گیـجم
بی قـرارم
خـالی ام
منـگم
بر داربستی از
"چه خواهـد شد؟"
"چه خواهـم کرد؟"
آوَنـگـم...
صلح است عشق،
امّا
اگـر پای تو روزی در میـان باشد،
با چنگ و با دنـدان برای حفظِ تو
با هر کـه می‌جنـگـم!

#حسین_منزوی

@sherroghazal🌸🍃



Читать полностью…

شعروغزل



قطعه‌ای از آلبوم « به تماشای آبهای سفید »
اجرایی از استاد "حسین علیزاده" با همراهی
"جیوان گاسپاریان"

🎙 
#افسانه_رثایی
🎙
#ایلقار_مرادوف

رقصنده
#کارولین_خدادادیان


گاهی سوگ را نمی‌شود گریه کرد؛
باید با آن رقصید،
تا جهان بداند هنوز نشکسته‌ام.



@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

ای زمستان
ای بهار
بشنويد از اين دلِ تا جاودان اميدوار:
گريه‌ی امروز ما هم
ارغوان خنده می‌آرد به بار...



#فریدون_مشیری
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

ما می رویم ،
و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت؟
ما می گذریم ،
و آیا غمی بر جای ما در سایه ها خواهد نشست؟

#سهراب_سپهری
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

گفت:
به چه فکر می‌کنی؟
گفتم:
فکر می‌کنم پرنده‌ایی که پرید،
رفت که برود،
یا رفت که برسد...؟

#رضا_کاظمی
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

من این غمگین سرودت را
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد.
به شهرآوازخواهم داد...



#مهدی_اخوان_ثالث

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

۶اسفند زادروز امیرهوشنگ ابتهاج

(زاده ۶ اسفند ۱۳۰۶ رشت -- درگذشته ۱۹ امرداد ۱۴۰۱ آلمان) متخلص به «ه‍.ا.سایه» شاعر و ترانه‌سرا

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

وقتی پسر کوچکم، دیمیتری مُرد، همه گریه می کردن... من! من بلند شدم و رقصیدم. گفتن: "زوربا دیوونه ست." اما؛ رقص!
فقط رقص بود که جلوی درد رو می گرفت.
...
حرفهایی هست که نمی‌توانم بگویم.
شاید روزی آنها را برایت رقصیدم.
چون می‌ترسم با کلمات از عهده بیان‌شان برنیایم ...

📓 زوربای یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
◼️آنتونی کوئین در صحنه‌ای از فیلم زوربای یونانی
◼️رقص سوگ

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

گفته بودی ؛
برو !
راه باز است و جاده دراز ...
نامهربان من
بعد از تو
تمام جاده های دراز را رفتم

اما
تمام راه ها
به تو و چشمانت بن بست بود ...



#آریا_نوری
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

به هرحال بعضی اوقات خوشبختی و سعادت پشت سر بدبختی و فلاکتها پنهان میشود.

#صیاد_اسفنج
#پانائیت_ایستراتی
@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل

زنان اگر مجبور شوند،
روی دیوارهای زندان
آسمان آبی را نقاشی خواهند کرد.
اگر پارچه های زخم بندی سوزانده شود،
پارچه های بیشتری خواهند بافت.
اگر خرمن‌ها نابود شوند،
بذرهای بیشتری خواهند پاشید.
آنجا که دری نیست،
زنان در خواهند ساخت
و آن را باز خواهند کرد
و از آن عبور خواهند کرد
و به راه‌های جدید و زندگی های جدید
گام خواهند نهاد...


#زنانی_که_با_گرگ‌ها_می‌دوند
#کلاریسا_پینکولا_استس

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…

شعروغزل


ای سرزمین!
کدام فرزندها، در کدام نسل تو را آزاد،
آباد و سربلند، با چشمان باور خود خواهند دید؟!
ای مادر، ای ایران!
جان زخمی تو در کدام روز هفته
التیام خواهد پذیرفت؟!
چشمان ما به راه عافیت تو سپید شد.
ای ما نثار عافیت تو...

#محمود_دولت_آبادی

@sherroghazal🌸🍃

Читать полностью…
Subscribe to a channel