shoukarani | Unsorted

Telegram-канал shoukarani - شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

-

روزنوشت های محمدحسین روانبخش / روزنامه نگار ارتباط با نویسنده : @M_h_ravanbakhsh

Subscribe to a channel

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟢 حقیقت برای آن که آن را می‌خواهد، روشن است

🔸 این متن را برای آن‌هایی می‌نویسم که هنوز مبهوت ادعا و ادای کسانی هستند که مدعی دین و اصول هستند، و بر امام‌زاده‌هایی دخیل بسته‌اند که کور می‌کنند و شفا نمی‌دهند. رنج‌نامه‌ی زیر یکی از هزاران نشانه‌ای است که می‌توان با آن راه را از بیراهه و حقیقت را از ادعاهای دروغین تشخیص داد.

🔸 ششم اسفند، داغ «حمید باکری» چهل ساله شد؛ بزرگ‌مردی که نه تنها جانش را در جزیره‌ی مجنون و برای دفاع از وطن داد، که پیکرش هم به وطن بازنگشت. این داغ را خانواده‌ای تحمل کرده که سال‌هاست نه فقط فراق همسر و پدر می‌کشند، که از محرومیت و تهمت بسیار هم برخوردار شده‌اند.

🔸 در ایام پس از انتخابات ۸۸؛ روزهایی که «معجزه‌ی هزاره‌ی سوم» نورچشمی بود و هر که او را نمی‌خواست، باید به سزای اعمالش می‌رسید، خانم فاطمه امیرانی، همسر شهید حمید باکری هم باید به جرم حمایت از جنبش سبز ادب می‌شد! این وظیفه را «حجت‌الاسلام و المسلمین» مجتبی ذوالنوری به عهده گرفت که آن زمان نماینده‌ی ولی‌فقیه در سپاه بود.

🔸 مجازات خانم امیرانی این بود که حتی نام «باکری» هم از او مصادره شود و وصله‌ای به او بزنند که دیگر از باکری دم نزند. ذوالنوری اعلام کرد که این خانم نباید خود را به عنوان همسر شهید باکری معرفی کند؛ بلکه باید بگوید همسر دوم فلان وزیر دوره‌ی اصلاحات بوده است. او همین ادعا را درباره‌ی همسر شهید مهدی باکری هم عنوان کرد.

🔸 رنج‌نامه‌ای که خانم امیرانی پس از آن نوشت، سندی ماندگار است و نیاز به هیچ توضیح اضافه‌ای ندارد. اونوشت: «من به شهادت اطرافیانم در همه حال با حمید باکری زندگی می‌کنم و  و او را بهترین هدیه خداوند در زندگی خود می‌دانم. عشق حمید و عشق فرزندان او معامله‌ای است که در مقابل همه دنیا و مافیها کرده‌ام و واقعاً تاکنون از این معامله پشیمان نیستم و همین ها باعث می‌شود بتوانم این دنیایی را که هیچ وابستگی به آن ندارم، تحمل کنم. نمی‌دانم این آقایان و امثالهم این واژه‌ها را درک می‌کنند؟»

🔸 در ادامه‌ی این رنج‌نامه آمده بود: «ای کاش ایشان به فرموده علی(ع) پیش از حرف زدن کمی تحقیق می کردند تا در گرداب دروغگویی اطرافیان شان گرفتار نشوند. من می خواستم از ایشان به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کنم ولی امید به اجرای عدالت در جو کنونی ندارم. ایشان را نخواهم بخشید و به خدا خواهم سپرد... بهتر است آقای ذوالنوری و امثال شان برای روز قیامت خود از خداوند متعال و رسول گرامی به خاطر کلماتی که بر زبان رانده اند طلب بخشش و در رسانه ها از همه همسران معظم شهدا عذرخواهی و طلب حلالیت نمایند گرچه یقین دارم بعضی ها به علت دور بودن از رحمت الهی هرگز چنین توفیقی را نخواهند یافت.»

🔸 خداوند اما همه چیز را برای قیامت نخواهد گذاشت و ذات هر کسی را در این دنیا آشکار خواهد کرد. «حجت‌الاسلام و المسلمین» ذوالنوری، همان‌طور که همسر ارجمند شهید باکری پیش‌بینی کرده بود توفیق عذرخواهی و طلب حلالیت را پیدا نکرد، اما توفیق دیگری یافت! او با افتخار روی سن رفت تا به همراه دوستانش از «امیر تتلو» تقدیر کند؛ و البته بعد از آن هم توفیق رسیدن به صندلی نایب‌رئیسی مجلس را پیدا کرد!

🔸 حقیقت برای آن که واقعا طالب آن باشد، روشن است و هر کسی می‌تواند راستی و درستی برخی افراد و جناح‌ها را، فقط با بررسی یک نمونه از هزاران رفتار و کردارشان بسنجد؛ اما برای آن‌ها که منفعت‌شان در ندیدن و نفهمیدن است، هزارها هزار نمونه از این دست فایده‌ای ندارد. 
 
🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟢 رابطه‌ی جوک‌های ایرج ملکی و انتخابات

🔸 مهمترین موضوع انتخاباتی در این روزها، کاندیداتوری «ایرج ملکی» است، شخصیتی که در فضای مجازی با گفتن «جوک‌های بی‌مزه» مشهور شده است. اما این اهمیت نه فقط به خاطر توجه عمومی به کاندیداتوری ملکی است، که مهمتر از آن، از این جنبه اهمیت دارد که کاندیداتوری او را می‌توان خلاصه و چکیده واقعیت‌های این انتخابات دانست.

🔸 به نظرم در هر انتخاباتی، می‌توان اتفاقی را پیدا کرد که خلاصه و چکیده‌ی آن انتخابات را نشان می‌دهد: در انتخابات ۸۸ «گستاخی احمدی‌نژاد در تهدید مهندس موسوی به نمایش تصویر همسرش» خلاصه‌ی آن انتخابات بود، یا در انتخابات ۹۶ «دیدار رئیسی و تتلو» و در انتخابات ۱۴۰۰ «اعلام ۷ هزار صفحه برنامه‌ی رئیسی» چکیده‌ی همه‌ی واقعیات انتخاباتی بود.

🔸 البته در آستانه‌ی انتخابات مجلس امسال، خبرهایی هست که اهمیت دارد و مورد توجه قرار گرفته است؛ اتفاقاتی مثل افشای این‌که «پسر قالیباف توانسته با یک میلیون تومان دارایی (طبق اعلام پدرش) درخواست اقامت دائمی در کانادا را داشته باشد و برای این خواسته حتی دعوای حقوقی هم راه انداخته است» اما این اخبار همه‌ی واقعیات انتخابات پیش‌رو را نمی‌گوید، بلکه آن‌چه می‌تواند نماد و خلاصه‌ی این انتخابات باشد، همان حضور «ایرج ملکی» است؛ چرا؟

1⃣ ایرج ملکی با کاندیداتوری خویش اوج «روزنه‌گشایی» در این انتخابات را نشان داد. آن‌چه عده‌ای با بیانیه‌‌شان می‌خواستند بگویند، استاد ملکی شفاف‌تر، دقیق‌تر و بدون ادا و اطوار گفت.

2⃣ ایرج ملکی با کاندیداتوری‌اش اهمیت جوک‌های بی‌مزه‌اش را در فضای سیاسی امروز کشور به رخ همه کشید؛ این‌که بتوانی حرف‌هایی بزنی که برای مردم و کشور ضرر نداشته باشد، هنر است! چرا به جای وعده‌های دروغین، جوک بی‌مزه نگوییم؟ اگر به جای ادعاهای فریبنده و غیرکارشناسی که در این سال‌ها ملاک عمل قرار گرفته، فقط جوک‌هایی شبیه آن‌چه ملکی تعریف کرده گفته می‌شد، چقدر مملکت جلوتر بود؟ مجلس محتاج به امثال ملکی است.

3⃣ و از همه مهمتر، کاندیداتوری ملکی سطح سیاست‌ورزی در ایران را نشان می‌دهد؛ و این‌که چه کسانی بالقوه می‌توانند عضو قوه‌ی مقننه کشور باشند، در حالی که بسیاری از صاحب‌نظران و کارشناسان بزرگ را به این معرکه راهی نیست.

🔸 کار بزرگی کردی استاد ایرج ملکی؛ نامت در تاریخ انتخابات این مرز و بوم مانا باد.

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟠 یادی از کرونا و مدیریت مشابه و تکراری

🔸در آخرین روزهای بهمن ۱۳۹۸ بود که پس از مدتها اضطراب در جامعه سرانجام به طور رسمی و علنی به وجود کرونا در ایران اعتراف شد. اکنون چهار سال از آن تاریخ می گذرد و نه تنها مردم ما بلکه کل جهان از مراحل سخت و کشنده کرونا گذشته اند و هرچند هنوز در بسیاری از کشورها کرونا همچنان تلفات می گیرد اما مجموعا  این بیماری مهار شده است. در اینجا به اختصار به نحوه مواجهه با این پدیده در ایران از جانب مقامات کشور می پردازیم و بخصوص مدیریت اصولگرایی را در برخورد با این موضوع بررسی می کنیم. این امر می تواند مقایسه ای باشد با دیگر موضوعات و بحرانها که تقریبا به همین شیوه با آنها برخورد و مدیریت می شود:

1⃣ کتمان موضوع
کرونا نخست در چین بروز کرد ولی به تدریج به دیگر کشورها سرایت نمود. در ایران نیز به رغم هشدار بسیاری از کارشناسان و بروز برخی نشانه ها از جمله مرگهای سریع برخی بیماران تنفسی مقامات وجود آن را انکار می کردند

2⃣ ناشناختگی و تصور نادرست از واقعیت
پس از اعلام رسمی و بهتر بگوییم افشای وجود آن در ایران، نوع گفتار و رفتار برخی مقامات و نهادها نشان می داد که شناخت و تصور درستی از این بیماری وجود ندارد و گمان می کردند که چند روزی هست و بعد می رود و تمام می شود. البته این امر منحصر به مقامات ما نبود و نوعی سردرگمی و ناشناختگی در دیگر کشورها نیز وجود داشت.

3⃣ دست کم گرفتن موضوع
گفتار برخی مقامات نشان می داد که این پدیده خطرناک را دست کم گرفته اند و با گفتن این که ما سختی های بسیار دیده و پشت سر گذاشته ایم  سعی می کردند با کم اعتنایی از آن بگذرند.

4⃣ برخورد غیر‌علمی
به تدریج که کرونا و آثار آن پذیرفته شد، با شیوه ها و راهکارهای غیر علمی با آن مواجه و دراندیشه درمان آن شدند. ورود بسیاری از اشخاص غیر متخصص و مدعیان طب سنتی و  فروشندگان داروهای عطاری به موضوع درمان کرونا و میدان دادن نهادهای رسمی مانند صدا وسیما به چنین افرادی باعث تردید و سردرگمی مردم در مواجهه با کرونا و در نتیجه تلفات پرشمار در ماههای آغازین شد. برخی نیز دعا را تجویز می کردند.

5⃣ تئوری توطئه
در آغاز اعلام رسمی دولت وقت مبنی بر وجود کرونا در ایران، بسیاری از افراد و گروههای اصولگرا آن را توطئه دولت برای تحت الشعاع قراردادن انتخابات مجلس و کم شدن تعداد رای دهندگان و تضعیف نظام و  فشار برای تسلیم شدن... شمردند و چون همیشه زبان به ناسزا و توهین و تحقیر گشودند.
به تدریج که کرونا تلفات می گرفت بازهم از این توهم بیرون نیامدند و اما این بار آن را توطئه آمریکا علیه چین و بعدها علیه ملت ایران و بویژه برای نابودی ژن شیعیان محسوب کردند.

6⃣ ساده اندیشی و فریب خوردن برخی مقامات
پس از مدتی برخی افراد، مدعی اختراع وسایلی برای ویروس یابی و تشخیص کرونا  از راه دور شدند و برخی نهادها و مقامات را چنان فریب دادند که با آب و تاب مراسم  رونمایی از آن دستگاههای کذایی را از تلویزیون نیز نشان دادند.

7⃣ لجاجت و سیاسی کاری در نوع درمان
چند ماهی گذشت و جهان با روش علمی به دنبال درمان این ویروس برآمد و به تدریج با ساخت واکسن در برخی کشورها از شدت تلفات کرونا کاسته و کم کم این ویروس کنترل شد. در کشور ما نیز نخست چندین نهاد با ادعای ساخت واکسن وطنی و تولید انبوه و صادرات آن، اعتبارهای مالی گرفتند. در حالی که هنوز واکسنی در ایران ساخته نشده بود و همچنان کرونا تلفات می گرفت از ورود واکسن خارجی ممانعت و با دیده توطئه با آن برخورد شد که نتایج آن را همگان می دانیم.

8⃣ نپذیرفتن اشتباه
کرونا نیز به تدریج به امری عادت شده تبدیل شد و مردم با آن کنار آمدند. اما مقامات و مدیران و خطیبان و نمایندگان و ... کسانی که بدون هیچ آگاهی علمی چه در آغاز و چه در ادامه تاثیر کرونا و درمان آن با سخنان و موضع گیریهای غلط و غیرعلمی و پر از اشتباه با موضوع برخورد کردند و باعث آن همه خسارت شدند اصلا به اشتباه خود زبان نگشودند و حاضر به عذرخواهی از مردم نشدند.

🔸آری؛ نحوه مواجهه با کرونا نمود و نمادی از مدیریت و برخورد جریانی است که سالهاست بر مقدرات کشور حاکم است و کشورداری و حکمرانی اش همچون مواجهه با ویروس کروناست:
ناآگاه و غیر متخصص به کار خود.
کتمان‌مشکلات و بحرانها.
بی اعتنا به شناخت و مدیریت علمی.
توهم توطئه و هر پدیده و واقعیت تلخ را به خارج نسبت دادن.
تحمیل هزینه بر مردم.
تلخ کردن زندگی ملت.
و ...

🖋 امید پورمصطفی

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟠 چرا تورم سال آینده بالای ۶۰ درصد است؟ 

🔸 نیازی نیست که حتما اقتصاددان باشی تا بفهمی سال آینده تورمی بالای ۶۰ درصد را باید انتظار داشت. کافی است فقط به یکی از نشانه‌های آشکار توجه کنی؛ یکی مثل این‌که وقتی بانک‌ها سپرده‌ی با سود ۳۰ درصد جذب می‌کنند، یعنی باید حداقل سودی ۶۰ درصدی داشته باشند.

🔸 هر کسی هم که آشنایی اندکی با سیستم بانک‌داری در ایران داشته باشد می‌داند که این بنگاه‌ها عرضه‌ی سرمایه‌گذاری در تولید و صنعت و کشاورزی را ندارند؛ آن‌ها پول‌های‌شان را در دلالی و خرید مسکن و تبادل با دولت خرج می‌کنند؛ و سودی که از این راه کسب می‌شود در واقع همان تورمی است که به مردم تحمیل می‌شود.

🔸 این سپرده‌پذیری، نه تنها بازگو‌کننده‌ی نرخ تورم بالا در سال آینده است، بلکه حتی می‌توان بر اساس آن حدس زد که در چه ماه‌هایی در سال آینده، بیشترین فشار به مردم وارد می‌شود. در سپرده‌پذیری اخیر با سود ۳۰ درصد، اگر کسی پیش از موعد درخواست عودت پولش را داشته باشد، بانک‌ها سود سالیانه را به ۱۲ درصد تغییر می‌دهند و پول را برمی‌گردانند. در واقع آن‌هایی که پول خود را سپرده کرده‌اند مجبورند تا پایان یک سال آن را در بانک نگه دارند. حداقل دو ماه قبل از این سررسید که اوایل بهمن است، باید گرانی‌ها تشدید شود، ارز و طلا و مسکن به اندازه‌ای بالا برود که ۶۰ درصد سود بانک‌ها را پر کند که آن‌ها بتوانند ۳۰ درصد مردم را بدهند.

🔸 این زمان همان زمانی است که دولت هم برای تامین کسری بودجه خود نیازمند بالا بردن نرخ دلار است. بهمن‌ماه سال آینده اگر دولت جلوی اعلام نرخ تورم را نگیرد، تورم نقطه به نقطه مطمئنا بالای ۶۰ درصد اعلام خواهد شد.

🔸 این میان دو نکته هست که باید به آن‌ها هم توجه شود:

1⃣ مردمی که پول‌شان را سپرده کرده‌اند نه تنها سود نبرده‌اند بلکه ارزش واقعی پول‌شان حداقل ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت.

2⃣ تحلیل‌گران دولتی نه تنها از تورم بالای ۶۰ درصد شرمنده نخواهند شد، که اعلام می‌کنند دولت با اقدامات ارزشمند خود جلوی تورم سه‌رقمی را گرفته‌اند.

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟢 حصر شرافت و بلفاروی هاله‌ی نور: یک داستان عبرت‌آموز!

🔸 ۲۵ بهمن؛ حصر وارد چهاردهمین سال شد. سال‌هایی گذشته که هر روزش سند افتخاری است بر شرف و اقتدار بزرگانی که نه تنها تسلیم صحنه‌آرایی و فشار نشدند، که پای تک‌تک رای‌هایی که گرفته بودند، ایستادند.

🔸 اما در این سا‌ل‌ها، بیرون از آن حصار هم داستانی عبرت‌آموز می‌توان دید: معجز‌ه‌ی هزاره‌ی سوم، سال‌هاست صدایش درنمی‌آید و با ترس، دودستی زین قاطر قدرت را چسبیده که مبادا پایین بیفتد، همان مدعی هاله‌ی نوری که حالا مشتری بوتاکس و بلفارو (جراحی آرایشی برای افتادگی پلک) شده است؛ و مضحکه‌ی خاص و عام.

🔸 وضعیت اسفناک او البته فقط مربوط به خود او نیست، بلکه شرمندگی بی‌پایانی برای همه‌ آن‌هایی دارد که او را تقدیس می‌کردند؛ چه آن‌هایی که می‌دانستند که او برکشیده‌ای است که ماموریتی خاص دارد و از روی سیاست حمایتش می‌کردند، چه آن‌هایی که فریب خورده بودند و با تعریف و تمجید عجیب و غریب از او، ساده‌لوحی‌شان را نشان دادند...

🔸 روزگار پر است از این عبرت‌ها و تجربه‌ها برای آنان که می‌خواهند حقیقت را پیدا کنند؛ اما دریغ که برای آنان که منفعت‌شان در بی‌اعتنایی به حقیقت است، و برای آنان که نعمت تشخیص و تفکر ندارند، هزارها حکایت این چنینی مثل میخ آهنینی است که در سنگ فرو نمی‌رود!  

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔴 سالی که نکوست از «نهارش» پیداست!

🔸 جشنواره‌ی فیلم، بنا به ماهیتش عرصه‌ی «بازیگری» و «سینما» است؛ در آن نه تنها بازیگران قدر می‌بینند و آن که بهتر نمایش داده جایزه می‌گیرد، که دیگران هم برای حضور و رفتن بر روی سن جشنواره، گویا باید جلوه‌ای از بازی و بازیگری داشته باشند؛ همه چیز پیچیده در زرورقی از نورپردازی و آرایش و افکت و جلوه‌‌های بصری است!

🔸 با این همه جشنواره، صحنه‌ی آدم‌های نقاب‌زده بر چهره نیست! چنین جشنی در هر کجا که برپا شود، برای پاسداشت سینمایی که می‌کوشد زیبایی خلق کند، نه دروغ! در سینما، بازیگر از این لحاظ که می‌خواهد با مهارت خویش، واقعیتی را هنرمندانه بازسازی کند، شایسته‌ی تقدیر است، نه از این بابت که مهارتش را در وارونه نمایش دادن واقعیت به کار می‌گیرد. بازیگر چیزی را از مردم مخفی نمی‌کند؛ فاش می‌گوید که من بازیگرم، و درود بر این صداقت!

🔸 اما بازیگری معنای منفی دیگری هم دارد؛ چیزی که به آن ریاکاری می‌گوییم؛ نقابی زیبا بر چهره زدن و مردم را فریفتن؛ و چه می‌توان گفت اگر جشنواره‌ای که برای پاسداشت سینماست، خود به نمایشی از بازیگری به معنای منفی آن تبدیل شود! پایه‌های یک صندلی با حرف‌های یک کارگردان تقدیر‌شده لق شده و حالا باید دوباره مستحکمش کرد؛ غافل از اینکه واقعیت، خود را از خلال دعا‌خوانی ناشیانه بیرون می‌زند. دولتی که با تتلو می‌خواست آغاز شود، با چنین دعایی هم سال فرهنگی‌اش را آغاز می‌کند. 

🔸 من به عنوان پدری که دو دختر چادری دارم، چشمان دخترانم را می‌بوسم که همچنان که انتخاب خویش را حرمت می‌نهند، بر چهره‌ی دوستان‌شان به خشم و انکار و دشمنی نگاه نمی‌کنند. اگر ظاهری را حفظ می‌کنند، باطنی هم آشنا به دین رحمانی و آیین ستم‌ستیز و حق‌طلب دارند؛ و افتخار می‌کنم که به آن‌ها آموخته‌ام که ریاکاری، ام الفسادی است که همه بدبختی‌ها از آن آغاز می‌شود. 

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔴 از دیدنی‌ها تا دیجی‌کالا؛ وقتی دین قربانی است!

🔸 اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، گروه‌های فشار ظاهرا مذهبی تازه شکل گرفته بودند و بعضی از نوجوان‌ها و جوان‌های مذهبی هم جذب این گروه‌ها شده بودند‌. ادعایشان هم این بود که باید مقابل هر کجروی و بی‌اعتنایی یا توهین به ارزش‌ها بایستند. همان‌ها که از طرفی در پارک‌ها نماز جماعت برگزار می‌کردند و از طرف دیگر به بهانه‌ی انتشار یک کتاب، به کتابفروشی‌ها حمله می‌کردند...

🔸 کاری به اهداف و مقاصد سیاسی شکل‌گیری این گروه‌ها ندارم و می‌خواهم راوی نیت‌های پاک اما بی‌تجربه و خامی باشم که مثلا می‌خواستند ارزش‌ها را حفظ کنند ولی تیشه به ریشه آن‌ها می‌زدند. در خانواده‌ی ما هم یکی بود که جذب شده بود و هر روز کف خیابان بود. یک بار در یک مهمانی داشت از تجمعات اعتراضی‌شان می‌گفت و این‌که جمعه قرار است علیه برنامه‌ی «دیدنی‌ها» جلوی صدا و سیما بروند و شعار بدهند!

🔸 ما، مخاطب‌های سست عنصر، با تعجب پرسیدیم که مگر برنامه‌ی دیدنی‌ها چه توهینی به ارزش‌ها کرده است؟ جواب‌مان این بود که در تیتراژ ابتدایی دیدنی‌ها، مردی هست که با افکت‌های کامپیوتری ناگهان لباس‌هایش مثل شیشه می‌شکند و هر کدامش یک طرف می‌رود‌. بازهم ما نفهمیدیم که این چه اشکالی دارد و چرا باید برایش تجمع برگزار کنند؟ فامیل ارزشمدارمان توضیح داد که این‌، نوعی ترویج ولنگاری و برهنگی است.‌‌‌‌..

🔸 واقعیت این بود که این عزیزان غیرتمند، به اندازه کافی مواردی برای نشان دادن غیرت دینی و انقلابی‌شان پیدا نمی‌کردند و احساس وظیفه‌شان ارضا نمی‌شد و برای همین حتی به شکاف دیوار هم گیر می‌دادند. آن‌ها انگار همه را غیر از خودشان، لاابالی و هرهری مذهب و ولنگار می‌دیدند که باید با قهر انقلابی، جلوی‌شان ایستاد؛ غافل از این‌که این کار نه تبلیغ، که ضد‌تبلیغ است.

🔸 امروز خیلی از آن فضا فاصله گرفته‌ایم و دیگر این بازی‌ها خیلی قدیمی شده است؛ حالا اگر کسی به اسم حفظ حرمت مقدسات، یک بنگاه اقتصادی را هدف می‌گیرد، دیگر کمتر کسی باور می‌کند که این کار، از نیتی پاک اما بی‌تجربه و خام نشات گرفته است. این حفظ ارزش نیست که چیزی که شائبه توهین در آن بوده آن‌قدر بزرگ کنیم و باعث دیده‌شدنش شویم که قبح آن بریزد و به بهانه‌ی آن، منافع گروه‌هایی خاص را تامین کنیم.

🔸 قصدم از این نوشته، حمایت از امثال دیجی‌کالا نیست، که به آن مجموعه ایرادهای زیادی وارد است؛ اما قرار نیست که هر مجموعه‌ای را به این شکل، آن هم با هزینه کردن مقدسات از میدان خارج کنیم یا از چنگ کسانی درآوریم... آن‌هایی که در این بازی‌ها منفعت دارند، نشان داده‌اند که آنچه برای‌شان مهم است سودشان است و در این راه از هر ابزاری استفاده می‌کنند؛ اما آن‌هایی که هنوز ارزشی برای مقدسات قائلند وظیفه دارند که نه برای فلان بنگاه اقتصادی، برای حفظ حرمت ارزش‌هایی که بهانه شده‌اند، با این رفتارها مخالفت کنند، و نگذارند بیش از این، دین قربانی منفعت‌طلبی عده‌ای خاص و کج‌فهمی عده‌ای دیگر شود.

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

❇ اجبار؛ بیگانه‌ای در ️رسالت پیامبر رحمت

🔸 «و اگر پروردگار تو مى‌خواست قطعاً هر كه در زمين است همه آنها يكسر ايمان مى‌آوردند. پس آيا تو مردم را ناگزير مى‌كنى كه ایمان بیاورند؟!» (آیه ۹۹ سوره‌ی یونس) این خطاب خدا به رسول، تاکیدی است بر این‌که نه خداوند اجباری در دین‌داری دارد، و نه پیامبر رسالتی در این خصوص.

🔸 پیامبر آمد تا راه را نشان دهد، راهی که رشد را از طغیان جدا می‌کرد و وقتی چنین راهی آشکار شد، اجباری به دین‌داری نیست. (آیه‌ی ۲۵۶ سوره‌ی بقره) او حتی از این‌که بیش از اندازه برای مردم دل بسوزاند و اصرار بر هدایت داشته باشد هم نهی شده است: «شايد، اگر به اين سخن ايمان نياورند، ، در پيگيرى [كار]شان،جان خود را از اندوه تباه كنى؛ اما در حقيقت، ما آنچه را كه بر زمين است، زيورى براى آن قرار داديم تا آنان را بيازماييم كه كدام يك از ايشان نيكوكارترند.» (آیات ۶ و ۷ سوره‌ی کهف)

🔸 بدین طریق، نه اصرار و خواسته‌ی قلبی رسول، که سنت آزمون‌گری الهی، و به رسمیت شناختن اختیار و آزادی انسان است که در مرحله‌ای بالاتر از دعوت به هدایت قرار می‌گیرد. مگر نه این است که پیامبر برای تکمیل اخلاق آمده است و اولین گام در اخلاق انسانی، به رسمیت شناختن کرامت انسانی است که ریشه در آزادی‌های فکری و فرهنگی دارد. 

🔸 علی‌رغم این آیات صریح، که از نبودن اکراه در دین می‌گوید، چگونه برخی پیروان پیامبر، «اجبار دیگران» به دین‌داری را رسالتی بر دوش خویش می‌دانند؟

🔸 در روزگار ما، شاید اگر این سوال را از آن‌ها بپرسی، تنها جوابی که دارند، این است که آن‌ها اصراری بر «دین‌داری اجباری» ندارند و فقط اجبار را در «حفظ مظاهر دینی» می‌طلبند، آن هم فقط در جغرافیای قدرت خود، نه حتی در کشور دوست و برادر سوریه! محدوده‌ای که گویی فقط مردم آن باید شبیه دین‌داران باشند. 

🔸 اما نکته اصلی اینجاست که در این جغرافیای خاص با مقررات متفاوت با همه‌ی دنیا، آیا «حفظ ظاهر دینی» برتر از «اخلاق» نمی‌نشیند؟ و از آن بدتر، «تظاهر به دین»، برتر از دین نمی‌شود و جای دین نمی‌نشیند؟

🔸 این‌گونه است که در این محدوده‌ی جغرافیایی، این تلقی شکل می‌گیرد که راه دین‌داری واقعی از دین‌داری نمایشی می‌گذرد و باطن دین از ظاهر دین جان می‌گیرد، و نه برعکس! گویا در اینجا، اصل بر تظاهر است، نه اعتقاد باطنی؟! و همه‌ی همت آنان که برای ایران چنین می‌خواهند، صرف این می‌شود که جامعه‌ای با ظاهری دینی بسازند که «آنچه در درونش می‌گذرد» اهمیتی ندارد. نقش و نگار دیوارها مهم است، نه پایه و زیربنای ساختمان دین..‌.

🔸 این دقیقا برخلاف آن چیزی است که بعثت و رسالت پیامبر رحمت را شکل داده است؛ و از اینجاست که این اصرار بر ظاهرسازی و بی‌اعتنایی به باطن، تصوری دیگر را هم در ذهن آدمی شکل می‌دهد: نکند بسیاری از آن‌هایی که اصرار بر این تظاهر اجباری دارند، دین خودشان هم از این نوع است؟! ظاهری ساخته‌اند که باید حفظ شود و از آن مهم‌تر چیزی وجود ندارد! یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت، دین‌شان خالص نیست و شرک و ریا دارد؟

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟢 اشک‌ها و لبخندها؛ از حاج‌آقای «جدی می‌فرمایید» تا امیر حاج‌رضایی!

🔸 «  - جدی می‌فرمایید؟ پ َ اینا رو ما از کجا درآوردیم؟!
- حاج‌آقا کجا می‌برن شما رو، اینا رو میگی؟»
اگر همین چند ثانیه از برنامه‌های سازمان عریض و طویل صدا و سیما را در نظر بگیریم، باید گفت که راست می‌گوید پیمان جبلی که «تلویزیون ۸۷ میلیون مخاطب دارد»! کلیپ‌های کمدی بسیاری از این سخنان برنامه‌ی جدی و تحلیلی صدا و سیما ساخته شده و بارها و بارها دیده شده است.

🔸 خنده‌دار است، اما در لایه‌ی زیرین این خنده، درد بزرگی نهفته است؛ اینکه میلیاردها تومان پول مردم خرج سازمانی می‌شود که برآیند کارش، یا به عبارت بهتر شاهکار برنامه‌سازی‌اش، همین «جدی می‌فرمایید» است که مضحکه‌ی خاص و عام شده است. دولت و مجلس هم زحمت کشیده‌اند و برای سال آینده، بودجه‌ی این بنگاه «مورد تمسخر ۸۷ میلیون نفر» را چند برابر حقوق کارگران و کارمندان بدبخت افزایش داده است!

🔸 در مقابل این کلیپ مضحک، می‌توان بغض «امیر حاج‌رضایی» را در برنامه‌ی عادل فردوسی‌پور گذاشت. راستش، دیدن حاج‌رضایی یادم انداخت که فقط فردوسی‌پور نیست که از این سازمان انگشت‌نمای خلایق رفته؛ روزگاری، و چه آدم‌ حسابی‌هایی مثل امیر حاج‌رضایی و حمیدرضا صدر در برنامه‌هایش بودند، که حالا جای‌شان را حاج آقاهای «جدی می‌فرمایید» گرفته‌اند!

🔸 تاسف‌برانگیز است، اما در لایه‌های زیرین این تاسف، خوشحالی و خوشنودی عجیبی نهفته است. چقدر خوب که فردوسی‌پور و حاج‌رضایی و دایی و جمشیدی و... دیگر تلویزیون نمی‌روند؛ و چقدر عالی است که فضای مجازی این امکان را فراهم کرده که «انحصار صدا و سیما» بی‌فایده و بی‌اثر باشد. حالا اگرچه باید افسوس خورد بابت پول بیت‌المالی که در چاه ویل صدا و سیما ریخته می‌شود، اما شادیم از این‌که انحصارچی‌ها، مانده‌اند چه کنند؟! چون جایی هست که در کنار مضحکه‌ی «جدی می‌فرمایید»، دوباره چهره‌ی آدم‌هایی را ببینیم که دوستشان داریم!

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟢 کروات، روسری و «اخلاق پیامبری»!

🔸 وزیر، لبخند بر لب ایستاده و افتتاحیه‌ی باشکوه فیلم فجر را از بالای سن تماشا می‌کند! واقعا احساس غرور دارد وقتی بعد از یک سال سخت، شاهد چنین صحنه‌ای باشی؛ بعد از این‌که سال گذشته، جشنواره تحت تاثیر هزار و یک اتفاق بعد از فاجعه‌ی درگذشت مهسا امینی فروغی نداشت. لابد با خود فکر می‌کرد: بادهای سهمگین روزمرگی و موج باشکوه فراموشی،  همه‌چیز را با خود برده است. امروز، روزگار نمایش «دعوت از معین» برای بازگشت به کشور است، و انگار نه انگار که پارسال چه گرفتاری‌هایی داشتیم!

🔸 اما «بادهای سهمگین روزمرگی و موج باشکوه فراموشی» ناگهان مثل کوه‌های یخ ِ قطب آب می‌شوند! «پرویز شیخ‌طادی» در افتتاحیه‌ی جشنواره و در لحظاتی که برای بزرگداشتش گرفته‌اند، ابتدا کرواتی از جیب در‌می‌آورد تا به وزیر هدیه کند و یادآوری می‌کند خسارت‌هایی را که مقابله با کروات و ماهواره و... زد. هنوز لبخند بر لب‌های وزیر هست اما کم‌کم کمرنگ می‌شود، تا جایی که ناخودآگاه دست وزیر بالا می‌رود و کنار بینی را می‌خاراند. معین دارد دور می‌شود و از آن دورها برایش دست تکان می‌دهد!

🔸 دست پرویز شیخ‌طادی به جیب دیگر می‌رود و یک روسری بیرون می‌آید: بیشتر از این خسارت نزنیم. معین و لبخند و شکوه افتتاحیه و احساس پیروزی و بادهای سهمگین روزمرگی و موج باشکوه فراموشی غیب شده‌اند! واقعیت، مثل قرمزی آتشی که از زیر خاکستر بیرون می‌زند، چشم وزیر را پر کرده است؛ و کارگردان بزرگ این صحنه، پرویز شیخ طادی، حقیقتی بزرگ را در سکانس آخر می‌گوید: «به‌خدا این، اخلاق پیامبری نیست!»

🔸 همین چند دقیقه، آموزنده‌ترین «کلاس ِ درس دین‌داری» است؛ اگر اندکی زمینه‌ی تفکر برای تغییر وجود داشته باشد... 

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟠 چرا وضعیت رئیسی برای کسی مهم نیست؟!

🔸 در این ماه‌ها وضع هیچکس تراژیک‌تر از ابراهیم رئیسی نیست؛ کسی که ظاهرا نفر اول قوه‌ی اجرایی کشور است، اما نه می‌داند اوضاع کشور به چه روزی افتاده و نه می‌تواند کاری کند. اگر باهوش‌تر بود مطمئنا وضعیت روحی حادی پیدا می‌کرد و شاید از بخت خوبش است که آن‌گونه نیست. ( شاید کسی بگوید اگر باهوش بود که به این روزگار نمی‌افتاد، این هم حرف درستی است!) با این همه، به نظرم از همان جراحی اقتصادی در سال اول، فهمید که در چه مسیری قدم برداشته و با دستور و تحکم و آدم‌های دور و بر او کاری پیش نمی‌رود!

🔸 این البته همه درد رئیسی نیست. نکته‌ای که این روزها با آن روبرو هستیم، این است که بعد از گرفتاری در چنان وضعی، گویا دیگر وضعیت و تشخص ابراهیم رئیسی برای کسی اهمیتی ندارد، که اگر داشت او سوژه‌ی انتخابات خبرگان نمی‌شد؛ این‌که او دیگر حتی کاندیدای ظاهرا رقیب و باطنا پوششی هم ندارد و رسما و علنا باید با آرای باطله رقابت کند. اگر او قدرت اندکی داشت، خودش را از این بازی کنار می‌کشید یا مانع از شکل‌گیری این وضعیت برای خودش می‌شد؛ اما انگار گرفتاری‌اش در دولت و سوزاندن آینده‌اش، برایش کافی نیست و باید بیشتر از این‌ها حال و روزش نامساعد شود.

🔸 در پیش چشم او عبرت‌های بسیاری هست؛ کسانی که واقعا روزگاری از بازیگران اصلی و مهم سیاست کشور بودند ولی نتیجه کارشان به جایی رسید که اصلا خوشایند نیست. شاید هم او، خودش را با آن‌ها مقایسه نمی‌کند؛ او شبیه به محمود احمدی‌نژاد است که هیچ‌وقت بازیگر اصیل و اصلی نبوده است. بدلکاری بوده که در صحنه‌هایی نیاز به او بوده و به خیال خودش نقش اول را داشته است. اما امان از روز و روزگاری که این بدلکارها فقط برای نقش کتک‌خور کارآیی داشته باشند! 

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟣 درباره‌ی بازی ردصلاحیت حسن روحانی

🔸 در تحلیل هر اتفاق سیاسی، نمی‌توان با قاطعیت گفت که چه انگیزه‌هایی پشت ماجرا است و با چه اهدافی این اتفاق شکل گرفته است؛ اما هر کس بر اساس ذهنیت و دیدگاه‌های خود، یک احتمال را قوی‌تر از سایر احتمال‌ها می‌داند؛ همچنان که من در داستان انتشار خبر ردصلاحیت حسن روحانی برای خبرگان، معتقدم این نوعی «بازی تبلیغاتی» قدیمی است که این بار چندان فایده‌ای ندارد!

🔸 در طول این مدت، از زمانی که روحانی برای خبرگان ثبت‌نام کرد تا امروز از این خبرسازی‌ها و خبربازی‌ها کم صورت نگرفته است، تا این ثبت‌نام تبدیل به یک جریان‌سازی سیاسی شود و به مردم انگیزه‌ی حضور در انتخابات را بدهد. چیزی شبیه ثبت‌نام هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ ؛ غافل از این‌که ممکن است تاریخ دوبار تکرار شود، اما بار اول آن تراژیک است و بار دوم کمدی!

🔸 این بار به نظرم با انتشار خبر ردصلاحیت احتمالی حسن روحانی (که خبرش از سوی سخنگوی شورای نگهبان تائید نشد)، او گرفتار وضعیتی شده که در هر حالت ممکن، نفعی انتخاباتی برای او ندارد:

1⃣ اگر بعد از این خبر، تائیدصلاحیت شود، معلوم می‌شود که یا این خبر، خبرسازی بوده یا این‌که رایزنی‌هایی برای تائیدصلاحیتش صورت گرفته است که نشان می‌دهد او هنوز هم در چارچوب مهندسی شده‌‌ای بازی می‌کند که در حرف، ادعای مقابله‌ی با آن را دارد!

2⃣ و اگر تائید صلاحیت نشود، لابد باید بر اساس سخنان قبلی‌اش که «رای ندادن، نوعی رای دادن به نامزدهایی است که آن‌ها را صالح نمی‌دانیم»، باید برای مردم تعیین کند که مثلا بین احمد خاتمی و احمد علم‌الهدی، آن‌ها به کدام احمد رای بدهند؟! (جای احمد جنتی خالی!)

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔴 دلار و رفع کسری بودجه؛ بزن بریم...

🔸 انتخابات پیش‌روست و قدری احتیاط و مصلحت‌سنجی لازم است؛ وگرنه به نظرم افزایش قیمت دلار باید حداکثر از اوایل آذر شروع می‌شد.  صاحب عمده‌ی دلارها در کشور باشی و آخر سال کسری بودجه داشته باشی؟ هیهات! فقط حیف که انتخابات دست و بالت را بسته است.‌‌

🔸 با این همه، شکیبایی هم اندازه دارد. حتما در دی‌ماه کسانی با دلسوزی گفته‌اند: حاج‌آقا، داره دیر میشه. باید شروع کنیم که بتونیم شیرین بفروشیم و امسال هم روسفید بشیم؛ سطح مردم آن‌قدر بالا رفته که دلار را به انتخابات ربط ندهند!

🔸 اگرچه این جور حرف‌ها فقط برای آرامش روانی دولتمردان است، اما در واقع چاره‌ی دیگری نیست. ‌کسری بودجه باید جبران شود، مثل پارسال که مجلسی‌ها می‌گفتند در خوش‌بینانه‌ترین حالت ۴۰۰ هزار میلیارد کسری بودجه خواهد بود و دولتی‌ها یک‌باره اعلام کردند که کسری بودجه رفع شد. روزهای دلار بالای ۶۰ هزار تومان را یادتان هست؟!

🔸 امسال هم به حول قوه‌ی الهی و روش‌های مجربی که اصلی‌ترینش فروش دلار به قیمت شیرین است، کسری بودجه نخواهند داشت. دلار گران مهم نیست، وقتی قطار پیشرفت نزدیک قله است؛ پس بزن بریم به سرعت برق و باد...

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔵 نشانه‌هایی که برای تاریخ می‌ماند

🔸 نمی‌توان  پیش‌بینی کرد که در ماه‌های آینده چه اتفاقی می‌افتد، اما سال‌ها بعد، شاید وقتی آیندگان تاریخ این روزهای ما را مرور می‌کنند... بگویند که خوب معلوم است که این رفتارها به کجا می‌انجامد!

🔸 این می‌تواند همان قضاوتی باشد که امروز، وقتی ما روزنامه‌های سال ۱۳۵۹ را نگاه می‌کنیم، به آن می‌رسیم: این‌که جنگ ایران و عراق نه در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ بلکه در ماه‌های قبل شروع شده بود اما کسی نمی‌خواست آن را باور کند!

🔸 شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۵۹ کسی نمی‌دانست که سه‌ماه و نیم تا آغاز جنگ ویرانگر ایران و عراق مانده است؛ اما تیتر اول روزنامه کیهان آن وقت به ما می‌گوید که جنگ در آن روزها آغاز شده بود: «نبرد سه روزه تانک‌های ایران و عراق»! به نوشته ابن روزنامه ۲۰۰ نظامی، ۱۵ تانک و ۴۰ خودروی عراق نابود شدند...

نوشته‌ی ضمیمه، گزارشی است از مرور روزنامه‌های ماه‌های قبل از جنگ ایران و عراق...

🖋 محمدحسین روانبخش

https://telegra.ph/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%DA%A9%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%B4%D8%AF-01-20



@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

⚫️ سوال «بای ذنب قتلت» شناسنامه‌ی ایرانی نمی‌خواهد!

🔸 حمله‌ی نظامی پاکستان به مناطقی از ایران یکی دیگر از پرده‌هایی را که در مقابل چشم‌مان بود، کنار زد. در هر اقدام نظامی، علی‌رغم همه برنامه‌ریزی‌ها و تدابیر آشکار و نهان، درست یا نادرست، این دغدغه هم باید وجود داشته باشد که اگر پاسخی غیر از آن‌چه انتظار می‌رفت، دریافت شد، چه کنیم؟!

🔸 چهار سال پیش در حمله‌ی نظامی به عین‌الاسد، این دغدغه خود را به شکل ترسی نشان داد که به فاجعه‌ی شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی منجر شد. ولی این بار در حمله‌ی به مواضعی در پاکستان، گویا اصلا چنین دغدغه‌ای وجود نداشت، که پس از حمله‌ی متقابل پاکستان، نوعی غافل‌گیری از آن و سردرگمی در قبال آن به چشم می‌خورد!

🔸 زننده‌ترین موضوع در این خصوص، همان تاکید بر «غیرایرانی بودن» کشته‌شدگان حمله‌ی پاکستان بود؛ گویی که کودک پاکستانی در ایران، با کودکان یمن و غزه تفاوت دارد. این گاف عجیب، نشانه‌ی غافل‌گیری شدید است. نشانه‌ی دیگر این‌که رئیسی در سفر به فیروزکوه و دماوند کاری به کار این حمله ندارد؛ انگار همه‌ی شهرهای کشور درگیر این موضوع مهم هستند، بجز دماوند و فیروزکوه! 

🔸 برخی توضیحات و تحلیل‌ها هم از همین دست است؛ اینکه‌ی حمله نظامی به ایران را کم‌اهمیت یا بدتر از آن، هماهنگ‌شده عنوان کنیم نشان می‌دهد که سردرگمی بسیار است. با این همه، در آن سو انگار پاکستانی‌ها رفتاری مسلط دارند. بیانیه‌ی پاکستان درباره‌ی این اقدامش، اینکه مخفی‌گاه تروریست‌ها را در ایران موشک‌باران کرده، طعنی سنگین همراه دارد و در مجموع، کفه‌ی ترازوی اقتدار را به نفع آن‌ها سنگین کرده است.

🔸 این میان فقط می‌ماند خون آن کودکانی که بی‌گناه کشته شدند. بازی برای دیگران است و جان برای کودکان؛ آن‌ها فرقی با «دختری با کاپشن صورتی و  گوشواره‌های قلبی» ندارند و در قیامت بدون آن‌که از آن‌ها شناسنامه‌ی ایرانی طلب کنند، می‌پرسند که به کدام گناه کشته شدید؟!

🖌 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔵 سکوت سیاسی؛ از هاشمی تا قالیباف

1⃣ آبان ۱۳۶۰ حسن لاهوتی دوست صمیمی هاشمی در زندان اوین می‌میرد. روایت دختر هاشمی ( و عروس لاهوتی) این است که بنا به گفته‌ی پزشکی قانونی در معده وی سم بوده و او را کشته‌اند اما آقای هاشمی از آن‌ها خواسته که به خاطر «انقلاب» سکوت کنند.
اگر این روایت را بپذیریم، باید گفت که انقلاب از همان روزها سدی شده بود در مقابل آرمان‌ها‌یش! با این روایت، می‌توان سکوت ظاهری هاشمی را تا آخرین روز حیاتش، در مقابل آنچه بر او رفت و در جلسات خصوصی‌اش از آن گله و شکایت می‌کرد، فهمید. به قول برتراند راسل «چطور می‌توان به تاول پاهایم بگویم مسیری که آمده‌ام اشتباه بوده است؟»

2⃣ خوش‌خدمتی علی لاریجانی کم نبوده است؛ وقتی او برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ ردصلاحیت شد، تازه فهمید که معنی «تاریخ‌مصرف داشتن» چیست! علی مطهری به او طعنه زد که اگر روزی که هاشمی رفسنجانی ردصلاحیت شد، اعتراض می‌کردی، الان به این روز نمی‌افتادی! اما واقعیت این است که اگر بنا بود لاریجانی به این رفتارها اعتراض کند که هیچ وقت به ریاست مجلس نمی‌رسید.
لاریجانی، جایگاه هاشمی را نداشت. گوش به فرمان جلو آمده بود و به جایی رسیده بود و اولین نافرمانی، پایان حیات سیاسی‌اش را رقم می‌زد. سکوت او با سکوت هاشمی تفاوتی عمیق و بزرگ داشت: سکوت او حاوی هیچ پیامی نبود!

3⃣ حالا نوبت رئیس‌مجلس دیگری است که آرام آرام پایین کشیده شود و او هم چاره‌ای به جز سکوت ندارد. همان فاصله‌ای که لاریجانی از هاشمی داشت، قالیباف با لاریجانی دارد. او با نردبانی بالا آمده که پایه‌هایش نقطه‌ی ضعف هستند، نه نقطه‌ی اتکا.
همین واقعیت است که حتی سیسمونی‌خریدن برای نوه‌اش را به بحرانی برای او تبدیل می‌کند که هنوز هم نمی‌داند چگونه رفع و رجوعش کند. بعد از آن هم داستان‌هایی هست که به نظرم سریالی پیش خواهد رفت... حذف قالیباف از قدرت، راحت‌تر از سرکشیدن یک لیوان آب است؛ و در این وضع اصلا حرف زدن یا سکوت او دیده نمی‌شود...

🔸 وزن سکوت‌های سیاسی به اندازه‌ی آدم‌های سیاسی است و در روزگار ما روز به روز بیشتر آب می‌رود؛ آن چنان که از تراژدی به کمدی خنده‌داری رسیده است. خوش باشید!
 
🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔴 وضعیت کلاهبرداران محترم در لوکوموتیر پیشرفت

🔸 وقتی  کشور راه قله را در پیش گرفته و به نزدیک آن رسیده، طبیعی است که همه‌ی اقشار کشور پیشرفت می‌کنند و به جایی می‌رسند که قبلی‌ها خوابش را نمی‌دیدند. از جمله این اقشار، برادران عزیز کلاهبردار هستند که در نزدیک قله بیش از پیش حماسه‌آفرینی می‌کنند.

🔸 برای این‌که مستند سخن گفته باشم، یادتان می‌اندازم که چند سال پیش، تبلیغات صدا و سیما در اختیار «کرم حلزون» بود. این محصول دروغین مدتها از تلویزیون تبلیغ می‌شد و حتی اعتراض وزارت بهداشت هم نمی‌توانست تبلیغ آن را متوقف کند. معلوم نیست چند صد هزار نفر پول خود را برای خرید آن دور ریختند؛ اما هیچ‌کس به سازمان معظم صدا و سیما نگفت بالای چشمت ابروست؛ چه برسد به این‌که از این سازمان بخواهند پول تبلیغ را به مردم برگرداند.

🔸 این داستان برای کلاهبرداران سابق بود؛ اما الان با توجه به لوکوموتیر پیشرفت، این عزیزان چه می‌کنند؟ این عزیزان حالا دیگر از سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها برای تبلیغ استفاده می‌کنند. چرا؟ نه فقط برای این‌که تبلیغ در تلویزیون، پول دور ریختن است؛ بلکه مهم‌تر از آن، این‌که وقتی متواری شدند، پول‌های داده شده به تبلیغ‌کنندگان از آن‌ها گرفته شود و به طلبکاران پرداخت شود. این جوری هم بخشی از بدهی‌شان پرداخت شده است و هم تبلیغات برای‌شان مجانی تمام می‌شود. چی بهتر از این؟!

🔸 کشورهای غربی ( و بخصوص کلاهبردارهای‌شان) آن‌قدر به پیشرفت ما حسادت کنند تا چشمشان دربیاد!

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟢 قدرت و مرگ

🔸 «جنازه در خودش جمع شده بود، دست و پایش در شکم فرو رفته و همان طور خشک مانده بود. معلوم بود که در لحظات آخر حیات، نه کسی کنار او بوده و نه بعد از آن کسی به فکر افتاده که بدن میت را به حالت معمول برگرداند. پشت و باسنش پر شده بود از عفونت ناشی از زخم بستر و بوی غیرقابل‌تحملی فضا را پر کرده بود. این پایان کسی بود که روزگاری ده‌ها نفر برای خدمت او به صف می‌ایستادند و نامش در دل‌های بسیار رعشه می‌انداخت...»

🔸 این روایت دست‌اولی است از زبان یک روحانی و درباره‌ی مرگ یکی از آن‌هایی که صاحب آلاف و آلوف و کیا و بیای بسیار بود؛ حیف که نمی‌توانم نامش را بگویم... روزگاری حکمش روان بود و عزت و احترامش نزدیک آسمان. اما چه کسی می‌تواند روزهای پایانی عمرش را حدس بزند؟ وصیت کرده بود که یکی از روحانیون سرشناس غسلش بدهد و کفنش کند، اما توجهی به این وصیت هم نشده بود و ناچار، دست به دامان روحانی راوی شده بودند...

🔸 «دو نفر کمکم می‌کردند، گفتم که باید آرام آرام آب گرم بر جنازه بریزید تا کمی استخوان‌ها نرم شوند و بتوانیم بدن را به حالت عادی برگردانیم؛ حالا عده‌ی زیادی ایستاده بودند تا بعد از غسل و کفن، تشییع و خاکسپاری مفصل صورت بدهند؛ برای همین کسی که در تنهایی و بی‌کسی مرده بود!»

🔸 اگرچه این موارد از چشم مردم دور است، اما مطمئنم این حکایت عجیب، بارها و بارها تکرار شده است. در آن لحظات نفس‌گیر، همه‌ی آن قدرت دنیوی که روزگاری بی‌پایان می‌نمود، جای خود را خسران و دردی بی‌پایان می‌دهد و... وای اگر از پس آن روز بود فردایی.

🔸 مرگ، جایی نشسته که قدرت دنیایی، هر چقدر هم که عظیم باشد، دستش به آن نمی‌رسد. حیف که مستی قدرت از مستی شراب هم بدتر است، والا هر قدرت‌مداری باید در هر لحظه‌ هزار بار به خود هشدار می‌داد که «شاید امشب به طلوع صبح فردا نرسه»!

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔴 چشم‌انداز قله از نگاه پسر قالیباف!

🔸 دعوای حقوقی پسر محمدباقر قالیباف برای دریافت اقامت کانادا از زوایای مختلف نقد و تحلیل شده، اما به این نکته کمتر اشاره شده که اصرار او برای رفتن،  نشان دهنده‌ی شناخت و تحلیل نومیدانه‌ای است که این آقازاده و آقازاده‌های مشابه، از مدیریت پدران‌شان و نتیجه‌ی آن، یعنی آینده‌ی این کشور دارند!

🔸 تکلیف مردم با بازی تبلیغاتی «پیشرفت» که معلوم است.  اگر روزی هزاران بار از تریبون‌های مختلف فریاد بزنند که قطار پیشرفت سرعت گرفته، ما در حال رسیدن به قله هستیم و اقتصاد و مدیریت‌مان باعث حسادت کشورهای غربی است، نه تنها هیچ فایده‌ای ندارد، بلکه باعث انزجار بیشتر مردمی می‌شود که بی‌عرضگی و بی‌لیاقتی را با پوست و خون‌شان تجربه می‌کنند. موج مهاجرت هم نشان‌دهنده‌ی ناامیدی مردم از آینده‌ای است که هیچ چشم‌انداز مثبتی در آن نیست؛ اما برای امثال پسر قالیباف چطور؟ آن‌ها چرا امید ندارند تا از نوک قله همه جا را تماشا کنند؟

🔸 این امر البته مختص پسر قالیباف نیست و عمومیت دارد، چنان که سال گذشته یکی از نمایندگان از تریبون مجلس اعلام کرد که فرزندان ۵۴۰۰ نفر از مسئولان در خارج از کشور هستند. جواب شاید این باشد که این آقازاده‌ها بسیار پیش و بیش از مردم، عمق فاجعه را درک کرده‌اند و آینده را به عینه پیش چشم خود می‌بینند.

🔸 این آقازاده‌ها قابلیت، توان و میزان لیاقت پدران‌شان را از کودکی در خانواده می‌بینند و درک عمیقی از آن دارند، آن‌ها مناسبات قدرت را می‌شناسند و درک می‌کنند که اگرچه کوتاه‌مدت به نفع آن‌هاست و برای‌شان ثروت و امکانات می‌آورد اما در درازمدت چیزی باقی نمی‌گذارد، آن‌ها جایی را طلب می‌کنند که بتوان به دور از ریا و ادا زندگی کرد... و برای همین نه امیدی به آینده کشور دارند و نه حاضرند همین الان هم اینجا بمانند!

🔸 چشم‌انداز کشور از نزدیک قله و در نگاه فرزندان مسئولان، خیلی وحشتناک‌تر از چیزی است که ما می‌بینیم.

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟠 نشستیم و به مهتاب و شب روشن نگه کردیم: روزنه‌گشایی در انتخابات

🔸 «کتیبه» شعر شاهکاری است از اخوان ثالث؛ روایتی از مردمی که گرفتار سستی و ستم‌اند؛ و معتقد به افسانه‌ای که نسخه‌ی رهایی و گشایش آن‌ها را نوشته شده بر سنگی غول‌پیکر می‌داند. با این حال, آن‌ها اراده‌‌ای برای رسیدن به این نسخه‌ی شفابخش را ندارند... تا این‌که یک نفر از میان جماعت برمی‌خیزد و برای خواندن آن راز بزرگ راه می‌افتد، و دیگران را هم راه می‌اندازد. جماعت افتان و خیزان خود را به سنگ می‌رسانند و یکی که زنجیرش رهاتر است، از سنگ بالا می‌رود و نوشته‌ی روی سنگ را می‌خواند:
«کسی راز مرا داند،
که از این رو به آن رویم بگرداند!»


🔸 آرزوی آزادی، با خواندن این جمله‌ی امیدبخش بیشتر می‌شود. پس از آن همت آن جماعت، خرج این می‌شود که عرقریزان و با هزار عزا و دشنام و گریه، سنگ را برگردانند و روی دیگرش را بخوانند. «چه سنگین بود اما سخت شیرین بود پیروزی». آن‌چه ظاهرا نشدنی به نظر می‌رسید، واقع می‌شود، سنگ برگشته و یک نفر بار دیگر از آن بالا می‌رود تا نوشته‌ی روی دیگرش را که حالا بالا آمده بخواند، گل و لای را از روی سنگ پاک می‌کند، لبش را با زبان تر می‌کند... ولی ناگهان خشکش می‌زند.

🔸 جماعت به التماس از او می‌خواهند که بگوید بر آن سنگ چه نوشته است؟ و او با ناامیدی می‌گوید که
«نوشته بود
همان
کسی راز مرا داند
که از این رو به آن رویم بگرداند!»


🔸 اگر این‌ جماعت همچنان می‌نشستند و بر سنگینی زنجیرها تاسف می‌خوردند، نجاتی در کار بود؟ هرگز. حالا که همت کرده‌اند و به دنبال نسخه‌ی آزادی نوشته شده بر سنگ رفته‌اند، چه؟ بازهم هیچ، فقط نومیدی بیشتر نصیب‌شان شده است. درد جای دیگری است؛ روزنه‌گشایی و این حرف‌ها بازی است!

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔸 این تصویری از پاکی است، تکه‌ای از یک زندگی سالم کودکانه که در آن خوشحالی به بهانه‌ای ندانسته موج می‌زند. برای زمانه‌ای که هنوز دلخوشی‌‌هایی هر چند کوچک هست.

🔸 ما روزگار تازه را با تبریک و گل و جشن و امید و دلخوشی آغاز کردیم؛ اما خیلی زود به مرگ بر این و آن گفتن، به درگیری و جنگ و باندبازی و تصفیه و انحصار و دعوا بر سر سفره‌ای رسیدیم که جای عده‌ای خاص بود و مردم در آن جایی نداشتند...

🔸 آن خیال‌ها و دلخوشی‌های زیبا دیگر نیست؛ حالا حتی کودکان معصوم و بی‌خیال هم نمی‌توانند پرچم تکان دهند و این‌طور ساده و بی‌آلایش «مبارک‌باد» بگویند. حتی اگر مخدر ِ قهرمانی در جام ملت‌ها هم بود، وضع فرق نمی‌کرد! وقتی بی‌عرضگی و ناشایستگی حتی «دارو» و  «شیرخشک» را هم دربرگرفته است...

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟠 افسانه‌ی حیات و  ‌کبودی چشم راندگان از قدرت!

🔸 شعری از کلیم کاشانی هست که در دو موقع آن را شنیده‌ام و به نظرم چه بجا و دقیق به کار گرفته شده. اولین بار، وقتی سرگذشت علی‌اکبرخان داور (درگذشت: ۲۰ بهمن ۱۳۱۵) را می‌خواندم به این شعر برخوردم. داور، نظام قضایی را در ایران شکل داد وبنیانگذار دادگستری نوین ایران بود؛ اما مثل بسیاری از رجال استخوان‌دار اوایل دوره رضاشاهی، مورد غضب واقع شد و پیش از آن‌که به تیر غیب گرفتار شود، خود دست به کار شد و در حالی که وزیر مالیه بود، به حیات خود پایان داد. فردای شبی که چنین کرد، در کنار بسترش کاغذی یافتند که بر روی آن این دو بیت کلیم را نوشته بود:
افسانه‌ی حیات دو روزی نبود بیش
آن هم کلیم، با تو بگویم چه سان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل زین و زان گذشت!

🔸 نوبت دوم زمانی بود که فیلمی از دکتر محمدرضا باطنی می‌دیدم؛ استاد بزرگی که گسترش زبان‌شناسی در ایران مدیون اوست؛ اما قدرش را نشناختند. در یکی از شب‌های بخارا که بزرگداشتی برایش گرفته بودند، با طنزی که مختص خودش بود، از مضایق و سختی‌هایی که قبل و بعد از انقلاب کشیده بود، تعریف می‌کرد و در نهایت شعری خواند که انگار خلاصه‌ی زندگی‌اش بود؛ همان شعر کلیم کاشانی که توامان،  درد و خوش‌باشی و بزرگی و بزرگواری را در خود دارد. 

🔸 این شعر را، ولی هر کسی نمی‌تواند بخواند. دل بستن و دل کندن کار هر کسی نیست؛ روزگار ما، روزگار آدم‌های حقیری است که بالا رفته‌اند، بی‌آن‌که نه قابلیت بالا رفتن داشته باشند و نه ظرفیت دل کندن. قیاس درستی نیست اگر علی‌اکبرخان داور را با این رانده‌شدگان از قدرت مقایسه کنیم که با نمایش کبودی صورت و جراحی پلک، می‌خواهند توجه مردم را جلب کنند و دوباره در چشم بیایند... حقارت نه تنها خود را در دوران قدرت نشان می‌دهد، که در دوره‌ی رانده شدن هم قابل شناسایی است.

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔴 ایران و قطر؛ مشکل بزرگتر از این حرف‌هاست!

🔸 تحلیل شکست تیم ملی فوتبال ایران برای مردمی که عموما توان تحلیل نسبتا دقیقی از فوتبال دارند، کار سختی نیست. مخصوصا وقتی نزدیکی بین مردم و فوتبال، که تا پیش از جام جهانی گذشته حاکم بود، کمرنگ شده. من فقط می‌خواهم چند نکته را با هم مرور کنیم:

1⃣ این‌که ما به قول قلعه‌نویی بدشانس بودیم یا به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، بد بازی کردیم، قضاوتش سخت نیست. تیمی که جلوی قطر با یک گل جلو بیفتد و در نهایت ببازد یا به زحمت از سد تیمهایی مثل هنگ‌کنگ و سوریه بگذرد، آن هم با این همه بازیکن باتجربه، تکلیف بار فنی‌اش مشخص است. «سیستم علی‌اصغری تیم ملی» آنقدر واضح بود که نیازی به توضیح بیشتر ندارد. حتی ممکن است یک‌عده بگویند اگر فلان شوت دقایق آخر گل می‌شد و ایران به فینال می‌رسید، قضیه عوض می‌شد. اما واقعیت این است که در مقابل هنگ‌کنگ و سوریه هم خوش‌شانس بودیم که بردیم. تیم، هیچ سیستمی برای دفاع و حمله نداشت و کلا به جز نیمه اول بازی با فلسطین و نیمه دوم بازی با ژاپن، بازی جذابی از تیم ندیدیم.اما مشکل، بزرگتر از این حرفهاست!

2⃣ فدراسیون فوتبالی که سلامت مدیریتی ندارد، نباید هم مربی بزرگ و کارآمدی برای تیم ملی انتخاب کند. اسکوچیچ که ایران را در سخت‌ترین شرایط به جام جهانی قطر برده بود کنار گذاشتند و کی‌روش را که در دو سال، در رساندن دو تیم ملی به جام جهانی ناکام مانده و اخراج شده بود برگرداندند تا از انگلیس و آمریکا نبازند، اما هم به مردم باختند و هم با فضاحت از انگلیس و بعد هم از آمریکا باختند. حالا نوبت مربی ایرانی رسیده بود. بین‌ گزینه‌های متعدد، قلعه‌نویی انتخاب شد که در یک دهه اخیر با تیمهای بزرگ و پرمهره و ثروتمند باشگاهی قرارداد بسته، اما حتی یک مقام قهرمانی نداشته! چرا؟ چون در شرایطی که امثال یحیی گل‌محمدی و علی دایی عافیت‌طلبی نکردند، قلعه‌نویی سکوت کرد و در حالی‌که سال‌ها پیش، امتحان خود را در تیم ملی پس داده بود دوباره سرمربی تیم ملی شد. از فدراسیونی که مدیرانش به‌خاطر «افتضاح بزرگ قرارداد با ویلموتس» که خسارتش از جیب همین مردم پرداخت شد عذرخواهی هم نکردند، چه انتظاری دارید؟!

3⃣ حالا موضوع را از منظری کلی‌تر ببینیم: بزرگان و باتجربه‌ها، نه فقط در ورزش و فوتبال، در بسیاری از حوزه‌ها به حاشیه رانده شده‌اند. افراد کارآمدتری در این کشور هستند که بتوانند وزیر و رئیس فدراسیون و مربی تیم ملی باشند. اما معمولا اصل، رابطه است نه تخصص! وقتی اصل، رابطه است، نتیجه‌اش می‌شود همین ورزش و همین اقتصاد و همین جامعه و همین فرهنگ... تفاوت‌های ایران و قطر در همه حوزه‌ها، خودش بهترین مثال است!

🖋 حمیدرضا شکوهی

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

💠 ایران، ژاپن را برد، ولی عربستان در لیگ دیگری بازی می‌کند!

🔸 خوشبختانه تیم ملی فوتبال ایران بازی یک بر صفر باخته را، با به ثمر رساندن دو گل خاتمه داد و با برد شیرین مقابل ژاپن، به مرحله‌ی یک‌چهارم نهایی صعود کرد، اما گویا بازی دیگری در بیرون از زمین هم جریان دارد که برنده دیگری دارد!

🔸 عربستان سعودی در سال‌های اخیر با اصلاحات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گوناگونی درصدد است تا چهره‌ای جدید و متفاوت از آنچه هست در میان جامعه‌ی بین‌المللی ارائه دهد و به قول معروف «ری‌برندینگ» کند.

🔸 عربستان سعودی در آوریل ۲۰۱۶ سند «چشم‌‏انداز ۲۰۳۰» را مصوب کرد؛ طرحی که بر اساس آن اصلاحاتی ساختاری به‏‌منظور رهایی از اتکای به نفت و متنوع‌‏سازی و خصوصی‏‌سازی هرچه بیشتر اقتصاد این کشور صورت می‌گیرد. دادن حق رانندگی به زنان و صدور مجوز ورود آنان در ورزشگاه‌ها نیز دو حرکت مهم عربستان در حوزه فرهنگی- اجتماعی محسوب می‏‌شوند.

🔸 این کشور تلاش دارد با اتکا به اقدامات انجام شده و به کمک شرکت‌های روابط عمومی معتبر جهانی و کمپین‌ها و تبلیغات رسانه‌ای گسترده، جامعه‌ی جهانی را اقناع کند که با عربستان جدیدی روبرو هستند.

🔸 تیزر تولید شده با حضور لیونل مسی ستاره فوتبال جهان هم در این راستاست، که طی آن تصویر عمومی از عربستان که بیشتر آن صحرا است یا کشوری که زنان در آن امکان فعالیت‌های اجتماعی ندارد را هدف گرفته، و یک‌به‌یک این تصورات اشتباه (به زعم سازندگان تیزر) را در هم می‌شکند و تصویری متفاوت از عربستان نمایش می‌دهد که دارای جنگل‌های سرسبز و رودهای خروشان و کوه‌های پربرف است! سرزمینی که زنان در آن به شکل کامل شاد و سرزنده مشغول فعالیت‌های علمی، ورزشی و فرهنگی هستند! در خاتمه‌ی تیزر نیز ستاره سرشناس فوتبال جهان -مانند سیامک انصاری در آثار مهران مدیری- رو به دوربین  می‌کند و می‌گوید: «عربستان فراتر از چیزی است که فکر می‌کنید»!

🔸 قطعا با یک گل بهار نمی‌شود، آن هم در سرزمین خشک و برهوت عربستان! اما وقتی مجموعه‌ی اقدامات و برنامه‌های ساختاری و اجرایی در کنار تبلیغات گسترده‌ی رسانه‌ای قرار گرفته و تداوم یابد، قطعا می‌تواند تصورات بسیاری از مردم را تغییر داده و چهره جدید عربستان را باورپذیر کند.

🔸 عربستان حتی فرصت میکسون تبلیغاتی جام ملت‌های آسیا را هم از دست نداده است و بینندگان مسابقات ورزشی را به بازدید از عربستان دعوت می‌کند. با این عزم جزم و برنامه‌ریزی جدی و گسترده‌ای که عربستان دارد، بعید نیست که طی سال‌های آتی به «قطب گردشگری جدید منطقه» تبدیل شود و گوی رقابت را از ترکیه و امارات برباید!

🔸تصورش هم سخت و عذاب‌آور است که در منطقه‌ای که ایران با این همه جاذبه تاریخی، جهانگردی، گردشگری و طبیعت بی‌نظیر و چهار فصل قرار دارد، مردم کشورهای جهان در صف انتظار خرید بلیت جده و عسیر و تبوک و... باشند! اگر عربستان نفت دارد، ما هم داریم! تازه اگر گاز ندارد، ما داریم! اگر معادن طلا و جواهر ندارد، ما داریم! اگر طبیعت و تاریخ و تمدن ندارد، ما داریم! پس آن چه چیزی است که عربستان دارد و ما نداریم؟!

✍️ سیدحسین قوامی
@shoukarani

منبع:/channel/qalamandish

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔵 از «ت»‌ تقی‌زاده تا «ش»‌ شعار!

🔸 اولین آشنایی من با سیدحسن تقی‌زاده - شاید مثل خیلی‌های دیگر - با نوشته‌های دکتر شریعتی بود؛ آن‌جا که می‌گفت از چندتا «ت» بیزار است و یکی از آن «ت»‌ها، تقی‌زاده بود. آن سال‌ها، من ِ شیفته‌ی شور و سحر کلام شریعتی نیازی نمی‌دیدم بدانم تقی‌زاده که بوده و چه کرده که چنین آماج حمله‌ی دکتر شریعتی شده؛ لابد یکی از «عمله‌های آماتور استعمار» بوده که این بیزاری شریعتی، نام او را در تاریخ ماندگار کرده است.

🔸 چند سال بعد در لابلای کتاب‌های انقلابی‌ها، این افشاگری را دیدم که تقی‌زاده غربزده‌ای بوده که عقیده داشته باید از سر تا پا فرنگی شویم؛ این جمله نه تنها خلاصه‌ی همه‌ی زندگی ۹۰ ساله او بود، که خلاصه‌ی حرف و عقیده‌ی همه‌ی کسانی بود که در مقاطع مختلف روشنفکر، لیبرال، غربزده، غربگرا و... نامیده می‌شدند!

🔸 اما حقیقت را نمی‌توان راحت تغییر داد؛ فهم این نکته سخت نبود که نه تنها این جمله ارتباطی با طیف‌های مختلف فکری که با این انگ کنار زده شدند، نداشت، که حتی نمی‌توان زندگی پر فراز و نشیب تقی‌زاده را زیر تکرار آن حرف مخفی کرد. تقی‌زاده مثل صدها چهره‌ی تاثیرگذار تاریخ معاصر ایران، سخن‌ها گفته و کارهای بسیار کرده؛ چنان که قضاوت در مورد او آسان نیست.

🔸 با این همه، اگر در تاریخ را تخته کنیم و تقی‌زاده را در همین یک جمله خلاصه کنیم، بازهم باید بگویم که از نظر همچو منی او لایق این همه لعن و نفرین نیست؛ چرا که حالا در گذر از سال‌های جوانی و با کوله‌بار تجربه‌ی حاصل از دیدن ادعاهای «استقلال خواهی» و «غرب‌ستیزی» برخی، به نظرم زیان آن جمله از این گونه ادعاها کمتر بوده است.

🔸 تقی‌زاده و تقی‌زاده‌ها اگر تمام عمر خود را صرف اجرای همان جمله می‌کردند، یک صدم آنچه باعث شده این روزها، دین و فرهنگ و زندگی و آسایش و همه‌ی مظاهر تمدنی ایرانیان را از آن‌ها گرفته، موفق نمی‌شدند. وقتی اصرار بر شعارهایی نپخته، فقر را از دری وارد خانه‌ی ایرانیان کرده و دین را از دری دیگر خارج ساخته، چه جای طعن و نفرین بر تقی‌زاده؟! حیف که دکتر شریعتی نماند تا بگوید «ت»ها خیلی هم بد نیستند، هر چه می‌کشیم از «ش»هاست: شعار و شعار و شعارهای توخالی!

هشتم بهمن، سالگرد درگذشت سیدحسن تقی‌زاده

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔴 درباره مراسمی با عنوان «جشنواره بين‌المللی پژوهش فرهنگی»!

🔸 وقتی دعوت‌نامه از کانون نویسندگان یا خانه کتاب برایم پیامک شد که به عنوان مهمان منتخب دعوت شده‌ام که در مراسم اختتامیه شانزدهمین جشنواره بین‌المللی پژوهش فرهنگی شرکت کنم، کنجکاو شدم که بروم و ببینم منظور از «پژوهش فرهنگی» چیست؟ دوباره دعوت‌نامه آمد که از ساعت ۸ و نیم صبح به صرف صبحانه و پس از آن اهدای جوایز و سخنرانی وزیر ارشاد و سپس صرف ناهار در ساعت دوازده ظهر در تالار وحدت یا همان رودکی دعوت شده‌ام.

🔸 سر ساعت موعود رسیدم. پس از صرف صبحانه تا ساعت ۱۰ که درب سالن باز شد از نمایشگاه کتابی که تدارک دیده بودند بازدید کردم و حتی یک جلد از آنها به نظرم کتاب خوبی نبود. مانند همان سه جلد کتاب و مجله‌ ای که در بدو ورود در یک کلاسور به ما هدیه دادند. همه انتشارات، دولتی و ضعیف بودند. ساعت ده وارد تالار شدیم. معماری زیبای تالار رودکی که حالا وحدت شده است جذاب بود و جلوه‌گری می‌کرد.

🔸 سالن تقريبا پر شد. نویسندگانی مانند ما که برای همه نوشته‌ بودند «مهمان منتخب»، و من خیلی زود فهمیدم که از ما به عنوان «سیاهی لشکر» استفاده شده است. گروهی اندک هم از نویسندگان و استادان  معروف که از آنها برای مشروعیت بخشی به جشنواره دعوت شده بودند، مانند استاد مهدی محقق و آذرشب و ...، و گروه جایزه‌بگیران پژوهش فرهنگی که معنای پژوهش فرهنگی را در موضوعات پژوهشی آن ها فهمیدم:

جایزه ی ۱۵۰ میلیون تومانی برای یک پژوهش با عنوان حجاب و عفاف برای یک شخص روحانی.

جایزه ۱۰۰ میلیون تومانی برای راهپیمایی اربعین زائران کربلا.

جايزه ۱۰۰۰دلاری به یک خانم هندی به خاطر پژوهش درباره اشعار انقلابی طاهره صفار زاده.

جایزه ويژه عماد افروغ برای نقد انقلاب، که‌ به‌ گفته‌ وزیر نقد تندی داشته است و البته تنها تندی که در کلیپ نقد ایشان دیدیم این بود که گفته بود: وقتی مسئولین می گویند ساده زیستی، باید خودشان هم ساده‌زیست باشند.

یک جايزه ۱۰۰۰دلاری برای یک خانم ایتالیایی که ظاهرا به خاطر چشم درد نتوانسته بود بیاید و پیام ویدویی او را پخش کردند. موضوع ایشان هم کاروانسراها و خانه‌های ایرانی بود.

🔸 دبیر علمی جشنواره آقای صفار هرندی پسر وزیر سابق ارشاد بود که سخنرانی‌اش را با این که از روی متن می خواند در سه جا اشتباه خواند. وزیر ارشاد اما شادمان از مزایای وزارتش با ذکر ایام رجبیه، لبخندش را تا پایان مراسم حفظ کرد و هر ازگاهی هم خودش را به فلسفه غرب و شاگردی زنده‌یاد دکتر کریم مجتهدی می‌بست تا از این وادی کسب وجهه نماید.

🔸 مراسم با قدردانی قلمبه و سلمبه‌ مجری برنامه با تجلیل از شرکت‌کنندگان و استفاده از واژه‌های «اَعِزّه و اَجِلّه» پایان یافت. قسمت پایانی اما هنگام ناهار خودش را بهتر نشان داد که به گفته آقای مجری «دانشمندان و نویسندگان» شرکت کننده در مراسم را از یک در به بیرون هدایت کردند و بیرون در، یک پاکت ناهار به آنها داده می‌شد و هر از گاهی هم ماموران با صدای بلند می گفتند: آقایان از این طرف بروید و از آن طرف نروید، تا اینجا بس است و حالا برو... و سرانجام هم به تعدادی ناهار نرسید!

🔸 چندین میلیارد تومان هزینه چنین جشنواره‌ای شد که از نظر آقایان یک پیروزی بزرگ فرهنگی بود و از نظر ما «توهم ایدئولوژیک پیروزی فرهنگی».
موضوعات فرهنگی را به یکی دو سه موضوع دینی، آن هم نه همه دین، تقلیل دادن، نامش پژوهش فرهنگی نیست؛ این نامش مصادره به مطلوب است.

پژوهش فرهنگی را هم اکنون در این مورد جست‌وجو کنید که چرا مردم دین‌گریز شده‌اند؟ شاید به خاطر نشان دادن چهره خشن از مذهبی که مذهب «محبت» است.

پژوهش فرهنگی می‌تواند در این موضوع باشد که چرا عده‌ای از جوانان در اتوبوس و مترو جایشان را به پیران و کم توان‌ها نمی‌دهند و شاید سبب آن بیکاری، سرخوردگی و خستگی آنان و نتیجه ناکامی‌های اجتماعی باشد. و چرا این همه گدا و دست فروش در مترو هست؟

پژوهش فرهنگی شاید در این باشد که چرا دانشگاه آزاد و دیگر موسسات آموزش عالی رشد سرطانی کردند، فقط به خاطر درآمد‌زایی و پُز دادن به زیاد شدن آن‌‌ها.

پژوهش فرهنگی می تواند در سست شدن آداب و رسوم سنتی ایرانی باشد که چرا کم رنگ شده است؟

پژوهش فرهنگی می تواند در این موضوع باشد که چرا آموزش و پرورش را ضعیف نگه داشته و بودجه آن را به موسسات آموزشی و فرهنگی غیر‌‌ضروری می‌دهند‌ و....

🖋 علی جان‌بزرگی (جهانی)

@shoukarni

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔵 می‌شد اعدام نکرد!

🔸 هر بار که حکم اعدامی، با شبهه‌های مواجه می‌شود اما برخلاف درخواست برخی صاحب‌نظران و برخلاف انتظار بخشی از جامعه حکم بدون توقف اجرا می‌شود، من یاد حکم اعدامی می‌افتم که دقیقا در همبن سیستم قضایی صادر شده است؛ با روندی کامل، یعنی دادگاه بدوی رای صادر کرده، رای تائید شده و ابلاغ شده، اما حالا بیش از هفت سال است که این رای اجرا نمی‌شود: حکم اعدام بابک زنجانی!

🔸 حتما ملاحظاتی هست و مسائلی اجرای این حکم را متوقف کرده است. من هم منظورم از یادآوری، این نیست که طناب دار را بر گردن زنجانی بیندازند و هلهله کنیم؛ به هیچ وجه. این حکم را یادآور شدم که بگویم وقتی اما و اگری هست، وقتی سوال‌ها و ابهام‌هایی برای مردم هست و درخواست‌هایی با دامنه‌ی اجتماعی بسیار وجود دارد، و وقتی امکان تغییر دور از ذهن نیست، به نحوی که شاید پایان ماجرا اعدام نباشد، می‌توان حکم را به تعویق انداخت؛ و نینداختند!

🔸 حالا کسی نمی‌تواند منکر اعتراض‌ها و بازخورد منفی اعدام محمد قبادلو در میان بخشی از جامعه شود. این امر باعث شده حتی حق خانواده‌ی کرم پور، که ذی حق هستند و فرزندشان در اقدام قبادلو کشته شده، نیز به حاشیه برود؛ در حالی که اگر اعتماد وجود داشت و اگر در موارد مشابه یا همین مورد تامل بیشتری صورت می‌گرفت، چنین نمی‌شد...

🔸 واقعیت این است که ملاحظاتی که برای اعدام نکردن قبادلو وجود داشته به مراتب بیشتر و مهم‌تر از ملاحظاتی است که برای بابک زنجانی بود و برای او لحاظ شده است؛ ولی حیف! حالا برای بسیاری این جان‌ستانی نه در حکم بازخواست خون جوانی دیگر، که معنایی کینه‌برانگیز و فراموش نشدنی دارد...

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟠 انتخابات و مردم‌ ناشناسی؛ از رئیسی تا روحانی!

🔸 دوستی از جلسه‌ای در چهار سال پیش تعریف می‌کرد: یکی از نمایندگان مجلس یازدهم که با لیست امید و با تکرار آقای خاتمی، به مجلس یازدهم راه یافته بود، جلسه‌ای برای بررسی کاندیداتوری مجددش گذاشته بود و در میان حرف‌هایش برای این‌که کاندیداتوری‌اش را  توجیه کند، این موضوع را هم مطرح می‌کرد که چهار سال است به ما می‌گویند «با تکرار آقای خاتمی به مجلس راه یافته‌اید»، بگذار یک‌بار برای همیشه تکلیف این حرف مشخص شود.

🔸 از بخت خوب - یا بخت بد! - کاندیدا شد و صلاحیتش هم تائید شد. او که برای مجلس یازدهم، یک میلیون و ۶۰ هزار رای آورده بود، برای مجلس دوازدهم ۷۰ هزار رای آورد! البته بعدها دیگر اشاره ای به آن موضوع نکرد که قرار بود یک‌بار برای همیشه تکلیفش مشخص شود؛ و هر جا می‌نشست، می‌گفت: مردم شرکت نکردند والا رای من تغییری نکرده است!

🔸 اهالی سیاست در کشور ما معمولا از همین دست هستند؛ نه مردم را می‌شناسند و نه قدرت تحلیل اتفاقات سیاسی و اجتماعی را دارند؛ در اوهام خود غرقند و خیال می‌کنند همیشه در بر روی همان پاشنه‌ای می‌چرخد که روزگاری برای‌شان چرخیده است. کسانی که نه تنها معتقدند خورشید و ستاره‌ها دور زمین می‌چرخد، بلکه خیال می‌کنند زمین و ساکنانش هم دور آن‌ها می‌چرخد!

🔸 داستان حسن روحانی در این روزها هم از این دست است؛ خیال می‌کند الان هم سال ۹۲ و ۹۶ است؛ فکر می‌کند مردم به خاطر شخص خودش آن حماسه‌ها را آفریدند؛ و اصلا هم به روی مبارک نمی‌آورد که چه فرصت‌سوزی‌ها که نکرد، چه وعده‌هایی را که دور نینداخت، و در زمانی که باید به مردم می‌گفت که در دایره‌ی قدرت چه می‌گذرد، هم‌چنان خواست در همان میانه‌ی مردم و قدرتمداران بماند؛ غافل از این‌که روزگار عوض شده است.

🔸 حالا هم خیال می‌کند همان روزگار است. یکی دوماه پیش با بازی ِ «آیا صلاحیت روحانی تائید می‌شود؟» و حرف‌های گل‌درشت یک مجری تلویزیون که ظاهرا می‌خواست او ردصلاحیت شود و باطنا برایش بازارگرمی می‌کرد، تصور می‌شد موج انتخاباتی راه می‌اندازد، ولی هیچ واکنشی در مردم شکل نگرفت! بعد از آن هم در جلساتی مختلف - از جمله همین چند روز پیش با برخی صاحبان رسانه - این حرف را تکرار می‌کند که رای ندادن، مشکلی را حل نمی‌کند و نوعی رای دادن است!

🔸 یکی نیست بگوید برادر عزیز؛ با این حرف‌ها فقط نشان می‌دهی که شناخت تو از مردم، با شناخت ابراهیم رئیسی و قالیباف و جلیلی و میرسلیم ( می‌خواهم اوج فاجعه را بفهمد) فرقی ندارد. دوره‌ی این جور رفتارها گذشته، و از این خیال‌ها، فقط دندان گزیدنی می‌ماند برای بعد از انتخابات؛ چرا که تکرار این حرف‌ها چیزی از «نشستن کنار تتلو» کم ندارد.

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🔴 اشتباه، انحراف، انحطاط

🔸 زندگی انسان از آغاز تا پایان به یک‌شکل ادامه نمی‌یابد و انسان به سبب ویژگی‌های گوناگونش با نوسان در رفتار، سیر زندگی خود را طی می‌کند. کمتر انسانی است که در طول زندگی خود اشتباه نکند، و این اشتباه‌ها در زندگی ممکن است علتهای گوناگون‌داشته باشد: یک‌علت آن، ناشناختگی نسبت به موضوع یا مصداقی است که درباره آن اشتباه می‌کنیم. به زبانی ساده‌تر، علت اشتباه می تواند جهل باشد. احساسات و عواطف، شتاب و عجله نیز از دیگر عوامل بروز اشتباه هستند.

🔸 انسانی که صادق باشد و متوجه اشتباه خود شود، طبعا می‌کوشد شناخت خود را بهتر و‌ جهل را از خود دور کند و خطای خویش را جبران کند. معمولا تذکر و راهنمایی نزدیکان، دوستان، اطرافیان و خیرخواهان آدمی را متوجه اشتباه خود می کند.

🔸 اما اگر کسی متوجه اشتباهات خود نشد یا به تذکر دیگران بی‌اعتنایی کرد و به ادامه خطاهای خود پرداخت، به انحراف دچار می شود و در زمینه‌های گوناگون زندگی‌اش از مسیر سعادت خارج می‌گردد. در این مرحله نیز هنوز فرصت توقف در خطا، بازگشت به راه درست و جبران اشتباهات وجود دارد: در این‌مرحله معمولا دوستان و خیرخواهان و حتی نا‌آشنایانی که ممکن است این خطاها به آنها آسیب بزند به فرد خاطی هشدار می‌دهند و او را به راه درست فرامی‌خوانند. در صورتی که این انسان خطاکار به راه درست برگردد کم کم رنگ‌ سعادت می‌بیند و افزون بر خودش دیگران نیز از این اصلاح شادمان می‌شوند، اما اگر کسی در انحراف خود باقی بماند و‌ بی‌اعتنا به هشدارها بر ادامه راه نادرست خویش پافشاری کند به انحطاط در زندگی دچار می‌شود و از جنبه‌های گوناگون اجتماعی و‌ اقتصادی و اخلاقی به‌پستی می‌گراید.

🔸 این وضعیت و سیر آن تنها در زندگی فردی صورت نمی‌گیرد بلکه در زندگی اجتماعی و سرنوشت یک خانواده، قوم، جمعیت یا ملت و‌ کشوری نیز بروز می‌یابد.

🔸 در تحولات و زیست اجتماعی نیز اگر از اشتباهات کوچک و بزرگ جلوگیری نشود و بزرگان و  تصمیم‌گیران و حاکمان واحد اجتماعی به اشتباهات خود ادامه دهند، آن اجتماع به انحراف می گراید. در این مرحله معمولا از جانب گروه‌های مختلف نسبت به انحرافات تذکر داده می شود؛ خیرخواهان و متخصصان، آسیبها و آفت‌ها را پیش چشم می‌گذارند، راه و روش اصلاح و بازگشت از مسیر نادرست را نشان می‌دهند و با نقد تصمیمات و سیاست‌های گروه حاکم می‌کوشند از خسارت بیشتر اجتماعی پرهیز دهند. در اینجا نیز اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد، پذیرای اصلاح در سیاستها، تصمیمات و راه و روش حکمرانی می‌شود و اگر بی اعتنا به هشدارها و نقدها بر اجرای اهداف و تصمیمات خود پافشاری کند، جامعه را به سقوط و انحطاط می‌کشاند.

🔸 دنیای امروز دنیای عقلانیت و واقع‌گرایی است و کسی یا کسانی نمی‌توانند تنها خواسته و امیال خود را بر جامعه تحمیل کنند و تصمیم خود را بهترین بدانند. ارتباطات و آگاهی‌های مردم امروز، منافع جمعی، عقلانیت، تجربه دیگران و نتایج سیاست‌ها و برنامه‌های اجتماعی و حاکمیتی، معیارهایی هستند که نشان می‌دهند جامعه راه سعادت را می‌پیماید یا با اصرار در اجرای سیاستهای غلط و انحرافی به سوی سقوط و انحطاط پیش می‌رود.

🖋 امید پورمصطفی

@shoukarani

Читать полностью…

شوکرانی (محمدحسین روانبخش)

🟠 ادعای فیک‌الاسد توضیح نمی‌خواهد؟!

🔸 بیش از یک هفته از سخنان تازه‌ی شیخ غلامرضا قاسمیان که در آن، عملیات حمله به پایگاه آمریکایی عین‌الاسد را «فیک» اعلام کرده، گذشت، و به این سخنان هیچ پاسخ یا واکنش درخوری داده نشد. قاسمیان که هم عنوان رسمی دارد و هم در صدا و سیما به عنوان چهره‌ی خودی معرفی می‌شود، ادعایی کرده که اصلا با آنچه در طول چهار سال گذشته درباره‌ی حمله به عین‌الاسد گفته شده، همخوانی ندارد. برای نمونه سه توضیح زیر را درباره‌ی آن حمله ببینید:

1⃣ هجدهم دی ۱۳۹۸ (در روز حمله) روابط عمومی سپاه پاسداران در بیانیه‌ای با اعلام خبر این حمله، آن را عملیات «شهید سلیمانی» نامید و این پیروزی بزرگ به امت اسلامی تبریک گفت.

2⃣ یک سال بعد ۱۹ دی ۱۳۹۹ خبرگزاری فارس نوشت: عملیات شهید سلیمانی و موشک‌باران عین‌الاسد، عملیاتی بود که آمریکایی‌ها در آن چنان به اثرگذاری قدرت موشکی ایران پی بردند که حتی کارشناسان غربی هم نتوانستند از تحسین آن صرف نظر کنند.

3⃣ دو سال بعد  ۱۱ دی ۱۴۰۰ سردار حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه اعلام کرد که با حمله‌ی موشکی به عین‌الاسد دوهزار آمریکایی به بیابان‌ها فرار کردند و تجهیزات فراوانی منهدم شد.

🔸 حالا وقتی فردی مثل قاسمیان از میان «خودی‌های برجسته شده» در مقابل این اظهارات چنان سخنی می‌گوید، آیا واکنش لازم نیست؟ امیدوارم منظورم از واکنش مشخص باشد: این‌که درباره‌ی این ادعا بیانیه یا لااقل تکذیبیه‌ای داده شود. وقتی چنین نمی‌شود، حتی در مورد بیانیه‌های جدید سپاه درباره‌ی حملات موشکی جدید هم شک و شبهه شکل می‌گیرد و این سوال پیش می‌آید که از کجا معلوم چهار سال بعد، یک نفر از میان «خودی‌ها» دوباره ادعا نکند که این‌ها هم فیک بوده است؟! 

🖋 محمدحسین روانبخش

@shoukarani

Читать полностью…
Subscribe to a channel