18745
شعر نو و شعر کهن همین siminsagh.net
﮼کسادنرخشکردرجهانپدیدآید
﮼دهانچوبازگشاییبهوقتخندیدن
#سعدی 🌿@siminsagh
عجب مدار که سعدی به یاد دوست بنالد
که عشق موجب شوق است
و خمر علت مستی
#سعدی 🌿
@siminsagh
تو را در نفسهای خود
آشیان دادم ای آذرخش مقدس
میان دل خویش و دریا
برای تو جایی دگر بایدم ساخت
در ایجاز #باران و جایی
که نشنفته باشد
صدای قدمها و هیهات غم را
#شفیعی_کدکنی 🌿
@siminsagh
قولوا لوطني الصغير والجارح كالنمر: إنني أرفع سبابتي كتلميذ؛ طالباً الموت أو الرحيل!
به وطن کوچک و درنده چون ببرِ من بگویید:
بهمانندِ دانشآموزی انگشتاشارهام را بالا میبرم، خواهان مرگ و یا رفتنم!
#محمد_الماغوط
به یاد بهنام محجوبی که افول انسانیت را دید اما انسان ماند 🖤
@siminsagh 🌿
خیال روی تو بیخ امید بنشاندهست
بلای #عشق تو بنیاد صبر برکندهست
ز ضعف طاقت آهم نماند و ترسم خلق
گمان برند که #سعدی ز دوست خرسند است
#روز_عشق ❤️
برای هرکه دلم را شکسته دلتنگم
دلم گرفته رفیقان
دعا کنید مرا..
#اهورا_فروزان 🌿
@siminsagh
«سلاما على من يعرفون معنى الحُب ولا يملكون حبيبا.»
سلام بر کسانی که معنی عشق را میدانند ولی محبوبی ندارند.
#جبران_خليل_جبران 🌿
@siminsagh
عندما تضحك
تتفتح زهرة الياسمين الدمشقية في عمري الحديدي الصدئ
وقتی که میخندی،
گلزارِ گلبنهای یاسِ دمشقی روی روزگارِ آهنیِ زنگزدهام گل میدهد..!
#غاده_السمان 🌿
@siminsagh
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم..
#حافظ 🌿
@siminsagh
عیسیلب است یار و دم از من دریغ داشت
بیمار او شدم قدم از من دریغ داشت
#خاقانی 🌿
خواهشاً مانند مسئولان ایرانی نباش
@siminsagh
#احمدرضا_حسینی 🌿
از پشت شيشه های مه آلود با من حرف مي زدي
صورتت را نمي ديدم
به شيشه هاي مه آلود نگاه کردم
بخار شيشه ها آب شده بود
شفاف بودند ، اما تو نبودي
صداي تو را از دور مي شنيدم
تو در باران راه مي رفتي
تو تنها در باران زير يک چتر به انتهاي خيابان رفتي
از يک پنجره در باران صداي ويلن سل شنيده مي شد!
سرد بود
به خانه آمدم
پشت پنجره تا صبح باران مي باريد...
#احمدرضااحمدی 🌿
و بعد..
خنده ات به یادم آمد!
گفتم که: اگر بودی، باز دوستت می داشتم..
#جمال_ثریا 🌿
مادری دارم
بهتر از برگ درخت
#سهراب_سپهری 🌿
سلامی نثار مادرم
اولین وطن
و آخرین تبعیدگاه❣️
#محمود_درويش 🌿
ما هرگز نمیدانيم كه میرويم
آنهنگام كه در حال رفتن هستيم
به شوخی درها را میبنديم
و سرنوشت كه ما را همراهی میكند پشت سر ما به درها قفل میزند،
و ما ديگر هرگز نمیتوانيم به عقب برگرديم.
#امیلی_دیکنسون 🌿
برگردان #آتوسا_حصارکی 🌿
چقدر اين دوست داشتن های بی دليل خوب است
مثل همين باران بی سوال که هی می بارد
که هی اتفاقا آرام و
شمرده شمرده
می بارد...
#سید_علی_صالحی 🌿 @siminsagh
تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی
مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی
بنای مهر نمودی که پایدار نماند
مرا به بند ببستی خود از کمند بجستی
دلم شکستی و رفتی خلاف شرط مودت...
#سعدی 🌿
من و خورشید را هنوز
امیدِ دیداری هست،
هر چند روزِ من
آری
به پایانِ خویش نزدیک میشود.
#احمد_شاملو 🌿
هزار درد مرا، عاشقانه درمان باش
هزار راه مرا، ای یگانه پایان باش
برای آنکه نگویند، جستهایم و نبود
تو آنکه جسته و پیداش کردهام، آن باش
دوباره زنده کن این خستهی خزانزده را
حلول کن به تنم جان ببخش و جانان باش
کویر تشنهی عشقم، تداوم عطشم
دگر بس است ز باران مگوی، باران باش
دوباره سبز کن این شاخهی خزان زده را
دوباره در تن من روح نوبهاران باش
بدین صدای حزین، وین نوای آهنگین
به باغ خستهی عشقم
هزاردستان باش
#حسین_منزوی 🌿
@siminsagh
امروز...
نه آغاز و نه انجام جهان است...
ای بس غم و شادی
که پس پرده نهان است...
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچهٔ ایام، دل آدمیان است...
#ابتهاج 🌿
من این مراد ببینم به خود که نیم شبی
به جای اشک روان در کنار من باشی
#حافظ 🌿 @siminsagh
@siminsagh ❄️
به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم
که راه دورتر از عمر آرزومندست....
#هوشنگ_ابتهاج #سایه ❄️
@siminsagh 🌿
گویند مکن #سعدی جان در سر این سودا
گر جان برود شاید من زنده به جانانم
#سعدی_جانم
#بزرگداشتحضرتسعدی
#خوانش_غزل_۴۱۲
در مجلس حیرانی جانی است مرا، جانی
زان شد که تو می دانی آهسته که سرمستم
پیش آی دمی جانم زین بیش مرنجانم
ای دلبر خندانم آهسته که سرمستم
#مولانا 🌿
@siminsagh
بنا به عادتِ هر میز، کشته میدهد این شهر
در اعتراض به هر چیز، کشته میدهد این شهر
که جنگ، میدان بود و کشیده شد به خیابان
به نام قانون، یکریز، کشته میدهد این شهر...
#طاهره_خنیا 🌿
حالمان بد نیست غم کم میخوریم
کم که نه هرروز کم کم میخوریم
آب میخواهم سرابم میدهند
عشق میورزم عذابم میدهند
خود نمیدانم کجا رفتم به خواب
از چه بیدارم نکردی آفتاب؟
#حمید_رضا_رجایی 🌿
#مهرداد_میناوند
#علی_انصاریان
@Siminsagh 💔🖤
@siminsagh
به من بیاموز
چگونه عطر به گل سرخش باز میگردد
تا من به تو بازگردم
مادر!
به من بیاموز
چگونه خاکستر، دوباره اخگر میشود
و رودخانه، سرچشمه
و آذرخشها، ابر
و چگونه برگهای پاییز دوباره به شاخهها
بازمیگردد
تا من به تو بازگردم
مادر!
#غادة_السمان 🌿
@siminsagh
ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم
الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم
هر یک از دایره جمع به راهی رفتند
ما بماندیم وخیال تو به یک جای مقیم
#سعدی_جانم 🌿