18745
شعر نو و شعر کهن همین siminsagh.net
تو ترسویی، نصفه نیمهای!
نه بودنم را میخواهی نه نبودنم را.
#غسان_کنفانی
@siminsagh 🌿
من تماشای تو میکردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند...
#هوشنگ_ابتهاج
@siminsagh 🌿
چقدر شبیه ماهی هستی
پرشتاب در عشق
ترسو در عشق
هزاران زن را در من کشتی
و ملکه شدی.
#نزار_قبانی
@siminsagh 🌿
هرجا که تویی، گلشن و بُستانِ من آنجاست
#خواجوی_کرمانی
@siminsagh 🌿
آن همه دلداری و
پیمان و عهد
نیک نکردی
که نکردی وفا...
#سعدی🌿
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
#سعدی
@siminsagh 🌿
جانا هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم
صانع خدایی کاین وجود آورد بیرون از عدم
#سعدی
@siminsagh 🌿
حلاج شدم
ولی به کفرم سوگند...!
دلتنگ تو بودم ... که مرا... دار زدند...
#علی_شاملو🕊 @siminsagh
دیده را فایده آن است دلبر بیند
#سعدی
@siminsagh 🌿
ای عزیز!
انسان، آهسته آهسته عقب نشینی می کند
هیچ کس یکباره معتاد نمی شود
یکباره سقوط نمی کند
یکباره وا نمی دهد
یکباره خسته نمی شود، رنگ عوض نمی کند، تبدیل نمی شود و از دست نمی رود.
زندگی بسیار آهسته از شکل می افتد
و تکرار و خستگی، بسیار موذیانه و پاورچین رخنه می کند.
باید بسیار هوشیار باشیم و نخستین تلنگرها را ، به هنگام و حتی قبل از آنکه ضربه فرود آید، احساس کنیم.
هرگز نباید آن روزی برسد که ما صبحی را با سلامی محبانه آغاز نکنیم.
خستگی نباید بهانه ای شود برای آنکه کاری را که درست می دانیم، رها کنیم و انجامش را مختصری به تعویق اندازیم.
قدم اول را، اگر به سوی حذف چیزهای خوب برداریم، شک مکن که قدم های بعدی را شتابان بر خواهیم داشت.
ما باید تا آخرین روز زندگی مان که اینگونه به دشواری بر پا نگهش داشته ایم، تازه بمانیم.
به خدا قسم که این حق ماست.
#نادر_ابراهیمی 🍂
چهل نامه کوتاه به همسرم کتابیست بس خواندنی..
ناگزیر از سفرم، بی سر و سامان چون «باد»
به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند؟! مگر میشود از خویش گریخت
«بال» تنها غم غربت به پرستوها داد
#فاضل_نظری
@siminsagh 🌿
امروز
که در دست توام مرحمتی کن
فردا
که شوم خاک چه سود اشک ندامت
#حافظ
@siminsagh 🌿
و چون تو مرا دوست داری
دنیا بزرگتر
آسمان وسیعتر
دریا آبیتر
گنجشکها آزادتر
و من هزار بار زیباتر شدهام...
#سعاد_الصباح
@siminsagh 🌿
با من سخن بگو که پر از ناشنیده ام
من که تمام حرف دلت را شنیده ام
با من که حرف های خودم را نگفته ام
از بس تو را همیشه و هر جا شنیده ام
#سودابه_مهیجی
@siminsagh 🌿
شما فرستادید🌼🌱
ما
کاشفان کوچههای بن بستیم
حرفهای خسته ای داریم
این بار
پیامبری بفرست
که تنها گوش کند.
#گروس_عبدالملکیان
@siminsagh 🌿
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تیرهای گرفته سینهی تو را!
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمیشود؟
#سایه 🌿
@siminsagh 🌿
دیدمش
گفتم:منم،
نشناخت او...
#نیما_یوشیج
همه اسمند و تو جسمی همه جسمند و تو جانی
#سعدی
@siminsagh 🌿
گفت ميروم
و رفت
مرد بود!
پاي حرفش ماند
گفت ميروم
نرفت
زن بود
پاي حرفش سوخت ...
#سعيد_شيربندی 🌿
نادر ابراهیمی عادت داشته کارهایی را که برای یک سال برنامهریزی میکرده با خط خوش و درشت مینوشته و روی دیوار اتاقش میزده. این یادداشتی است که اواخر عمرش نوشته تا به مفاد آن پایبند باشد، و چقدر جالب است.
@siminsagh 🌿
(این یادداشت اکنون در موزهی نادر ابراهیمی قرار دارد.)
اینقدر کز تو دلی چند بود شاد،
بس است
زندگانی به مــراد همه کس
نتوان کرد
#صائب_تبریزی
@siminsagh 🌿
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد
بر سر آتشِ جورِ تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کَنْد تنم، عمر حسابش کردم
#فرخی_یزدی
@siminsagh 🌿
دگر کشور آباد بیند به خواب
که دارد دل اهل کشور خراب
ریاست به دست کسانی خطاست
که از دستشان دستها بر خداست
#سعدی
@siminsagh 🌿
روز #سعدی ❤️
مِقْدارِ یارِ هَمْنَفَس چون من نداند هیچکس…
ٓ
@siminsagh 🌿
من پیر فنا بدم جوانم کردی
من مرده بدم ز زندگانم کردی
میترسیدم که گم شوم در ره تو
اکنون نشوم گم که نشانم کردی
#مولانا
@siminsagh 🌿
دل و جانم به تو مشغول...
#سعدی
@siminsagh 🌿
از زمیــن بگسل اگر بر آسمــان میبایدت
#عطار
@siminsagh 🌿
روزی که نَماند دِگَری بَر سَرِ کویَت
دانی که زِ اَغیار وَفـــادارتَرَم مَـــن
#وحشی_بافقی
@siminsagh 🌿
خَلقی همه با هم سخن وصل تو گویند
من بیکسم، افسانهی هجران به که گویم؟
#هلالی_جغتایی
@siminsagh 🌿
بی واسطه روزی هوسِ دیدنِ ما کن
#اوحدی_مراغهای
@siminsagh 🌿