18745
شعر نو و شعر کهن همین siminsagh.net
کجای جهان رفتهای
نشان قدم هایت
چون دان پرندگان
همه سویی ریخته است
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی
به پاره یخی
بدل خواهد شد.
#شمس_لنگرودی
@siminsagh 🍂
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
#حافظ
@siminsagh 🍂
کجا رواست،
که از دست دوست هم بکشد…؟
دلی که،
این همه از دست روزگار کشید ...!
#شهریار
@siminsagh 🍂
مگر می شود در یک نقطه ماند؟
مگر می توان؟
تا کی و تا چند می توانی
چون سگی کتک خورده
درون لانه ات کز کنی؟
در این دنیای بزرگ،
جایی هم آخر برای تو هست.
راهی هم آخر برای تو هست.
در ِ زندگانی را که گِل نگرفته اند!
#محمود_دولت_آبادی
@siminsagh 🍂
نمی توانی هنرمند بشوی.
کسی که در عمرش گرسنگی نکشیده،
کسی که از سرما نلرزیده،
کسی که شب تا سحر بی خواب نمانده،
چگونه ممکن است از سیری،
از گرما،از پرتو آفتاب لذت ببرد.
#بزرگ_علوی
@siminsagh 🍂
باور عشق و شناخت حقیقت آن، مرد ممکن است فریب بخورد؛ اما زن… زن حقیقت عشق را زود تشخیص مى دهد با حس نیرومند زنى، و اگر دبّه در مى آورد از آن است که عشق هم برایش کافى نیست ، او بیش از عشق مى طلبد، جان تو را.
#محمود_دولت_آبادی
@siminsagh 🍂
کجای جهان رفتهای
نشان قدم هایت
چون دان پرندگان
همه سویی ریخته است
باز نمیگردی، میدانم
و شعر
چون گنجشک بخارآلودی
بر بام زمستانی
به پاره یخی
بدل خواهد شد.
#شمس_لنگرودی
@siminsagh 🍂
در فروبسته ترین دشواری
در گرانبارترین نومیدی،
بارها بر سر خود بانگ زدم:
هیچت ار نیست مخور خون جگر،
دست که هست!
بیستون را یاد آور،
دستهایت را بسپار به کار،
کوه را چون پرِ کاه از سر راهت بردار!
وه چه نیروی شگفت انگیزیست،
دست هایی که به هم پیوسته ست!
#فريدون_مشيری
@siminsagh 🍂
جان "هیچ"
وجسد "هیچ"
ونفس "هیچ"
وبقا "هیچ"
ای هستی تو ننگ عدم
تا به کجا "هیچ"...
#بیدل
@siminsagh 🍂
ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشهها در جعبههای خاک یکروز میتوانست همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست...
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@siminsagh 🍂
بی گمان نا آگاهیست
که سراشیبی را نام بگذارند
تقدیر و مقدر را چیزی پندارد
که برای آن تغییری نیست !
#احمد_شاملو
@siminsagh 🍂
آنکه اول نوشدارو می نمود
بر لبِ ما، زَهر نیش مار شد
عیب از ما بود
از یاران نبود
تا که یاری یار شد بیزار شد
#اردلان_سرافراز
@siminsagh🌱
من همیشه دوست دار یک زندگیِ عجیب و پر حادثه بودهام، شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خواهد پیاده دور دنیا بگردم! من دلم می خواهد توی خیابانها مثل بچهها برقصم، بخندم، فریاد بزنم! من دلم می خواهد کاری کنم که نقضِ قانون باشد. شاید بگویی طبیعتِ متمایل به گناهی دارم ولی اینطور نیست. من از این که کاری عجیب بکنم لذت میبرم!
#فروغ_فرخزاد
📚اولین تپشهای عاشقانه قلبم
@siminsagh 🍂
ابرهایی که چو من ، تنها
ابر تصویرند ، ابر سایه و رنگند؛
چشمشان دارد دریغ از گریه هم حتی،
گرچه می دانم چو من غمگین و دلتنگند.
#مهدی_اخوان_ثالث
@siminsagh 🍂
من نشستم برَوی
مِی بخری
برگردی
ترسم اين است
مسلمان شده باشی جايی..!
#مهدی_فرجی
@siminsagh 🍂
سالخوردگی پختگی میآورد
و پیری بهنظرم چیزی نیست جز بیآیندگی
و اگر انسان دچار پیری زودرس میشود برای این است که فردایی نمیبیند.
چه فردای شخصی
و چه فردای اجتماعی...
#محمود_دولت_آبادی
@siminsagh 🍂
جانشين تو در اين سينه
خداوند نشد
#فاضل_نظری
@siminsagh 🍂
کاش میشد برای ساعتی مُرد !
آن وقت است که میفهمی
چه کسی از نبودنت دق میکند ،
و چه کسی ذوق !
دلم؛ ساعتی مُردن میخواهد !
#حسین_پناهی
@siminsagh 🍂
گاه آدمی در بیست سالگی میمیرد اما در هفتاد سالگی به خاک سپرده میشود...
#صادق_هدایت
@siminsagh 🍂
چگونه حال خود را بدون تو و نوای آسمانیات شرح دهم؟
هوا دلگیر،
درها بسته،
سرها در گریبان،
دستها پنهان،
نفسها ابر،
دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده، سقفِ آسمان کوتاه،
غبار آلوده مهر و ماه...
#مهدی_اخوان_ثالث 🌿
برای استاد #محمدرضا_شجریان که تا ابد در قلب ماست.
جز مِحنتوغم نيستی
اما خوشی ای عشق
#هوشنگ_ابتهاج
@siminsagh 🍂
غم مخور جانا در اين عالم
كه عالم هيچ نيست
نيست هستي جز دمي ناچيز
و آن دم هيچ نيست
#ملک_الشعرا_بهار
@siminsagh 🍂
میزی برای کار ؛ کاری برای تخت !
تختی برای خواب ؛ خوابی برای جان !
جانی برای مرگ ؛ مرگی برای یاد !
یادی برای سنگ ؛ این بود زندگی ؟
#حسین_پناهی
@siminsagh 🍂
میخواستم نام تو را بدانم
و تنها نامی را كه میخواستم
ندانستم
#شاملو
@siminsagh 🍂
سیمهای زیر تار زنانه است و سیمهای بم مردانه، و از تلفیق این دو است که موسیقی زندگی نواخته میشود ...
#سیمین_دانشور
@siminsagh 🍂
از حكيمي پرسيدند
وقت طعام خوردن كِى است؟
حکیم گفت غنی را وقتی كه گرسنه شود
و فقير را وقتی كه بيابد !
#دهخدا
@siminsagh 🍂
شاعران اینگونه تنهایند ....
نام من عشق است آیا میشناسیدم؟
خیر جناب منزوی 😔
@siminsagh 🍂
روزها
تشویش هزار «آیا» وسواس هزار «اما»
کوریم و نمی بینیم ، ورنه همه بیماریم
زادروز
#حسین_منزوی🌿
@siminsagh
منطقی
نیست
پاییز
باشد
باران
شُر
شُر
ببارد
ولی تو نباشی..
#امید_صباغ_نو
@siminsagh 🍂