18745
شعر نو و شعر کهن همین siminsagh.net
کاش دنیا دست زنها بود
زنها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را میدانند
اگر دنیا دست زنها بود جنگ کجا بود؟
#سیمین_دانشور
@siminsagh 🍂
صبح زود جارچی راه میافتاد و بیخود فریاد میکشید: مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!
اما کسی که مزد نمیگرفت کسی بود که کار کرده بود.
📚 توپ مرواری
#صادق_هدایت
@siminsagh 🍂
وادی پیموده را از سرگرفتن، مشکل است
چون زلیخا، عشق میترسم جوان سازد مرا ...
#صائب_تبريزى
@siminsagh 🍂
حسن را پرسیدند: مسلمانی چیست و مسلمان کیست؟
گفت: مسلمانی در کتابهاست
و مسلمانان در زیر خاکاند!
📚 تذکرة الاولیا
#عطار_نیشابوری
@siminsagh 🍂
عشق شادیست
عشق آزادیست
عشق آغاز آدمیزادیست
#هوشنگ_ابتهاج
@siminsagh 🍂
من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم
یک موی تو را به هر دو عالم ندهم
#مولانا
@siminsagh 🍂
بگفت: تو ز چه سیری؟ بگفتم: از جز تو...
#مولانا
@siminsagh 🍂
کِشم آن رنج روانکاه که دل
داند و دل...
#اخوان_ثالث
@siminsagh 🍂
از ازل تا به ابد پرسش آدم این است
دست بر میوه حوا بزنم یا نزنم؟
#قیصر_امین_پور (دوم اردیبهشت ۱۳۳۸ تا هشتم آبان ۱۳۸۶)
@siminsagh 🍂
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند!
#فریدون_مشیری 🌿
#نه_به_جنگ
در درون شهر کوران
دردها دارم زِ بینایی...!
#نیما_یوشیج
@siminsagh 🍂
ﻭ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﮐﻨﺎﺭِ ﺗﯿﺮﮎِ ﺭﺍﻫﺒﻨﺪ
ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﺴﺘﻮﯼ
ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻬﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ
#احمد_شاملو
@siminsagh 🍂
پنجره را باز کن
و
لذت ببر
خوشبختانه
باران ارث پدر هیچکس نیست...
#حسین_پناهی
@siminsagh 🍂
یک بار است زندگانی...
یک بار!
همان یک بار که نسیم صبح را ...
به سینه فرو می دهیم، ...
همان یک بار که عطش خود را ...
با قدحی آب خنک فرو می نشانیم، ...
همان یک بار که سوار بر اسب ...
در دشت تاخت می کنیم، ...
یک بار.. یک بار و نه بیشتر!
بعد از آن دیگر تمام عمر را ...
ما دنبال همان چیزها می دویم، ..
بعد از آن دیگر تمام مدت را ...
به دنبال همان طعم اولینِ زندگانی هستیم. ...
در پی لذت اول. ...
سیب را به دندان می کشیم ...
تا طعم بار اول را در آن بیابیم...
آب را سر می کشیم ...
تا لذت رفع عطش بار اول را پیدا کنیم...
در آب غوطه می زنیم ...
تا به شوق بار اول برسیم ...
و نسیم را می بلعیم ...
تا نشانی از آن اولین نسیم بیابیم. ...
زندگانی یک بار است، در هر فصل...
تو چه می پنداری، ...
ستار، تو درباره ی زندگانی چه فکر می کنی؟
شیرینی زندگانی ...
بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند، ...
اما تلخی هایش هر بار تازه اند،...
هر بار تازه تر....
#محمود_دولت_آبادی
@siminsagh 🍂
چه توان کرد
که عمر است و شتابی دارد ...
#حافظ
@siminsagh 🍂
هر شب و روزی که بی تو میرود از عمر
بر نفسی میرود هزار ندامت...
#سعدی
@siminsagh 🍂
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچهی معشوقهی خود میگذرم...
#شهریار
@siminsagh 🍂
تو را
در روزگاری دوست دارم،
که عشق را نمی شناسند...!
#نزار_قبانی
@siminsagh 🍂
"تو" را دوست دارم.
در این کلام بزرگی که روح و تن ما را برای همیشه یکی میکند،
بر کلمه ی "تو" تکیه میکنم
نه بر لغت دوست داشتن
زیرا آنچه که شایان اهمیت است
"تو" است
آنچه به تو میدهم عشق من نیست
بلکه "تو" خود
"عشق" منی.
#شاملو
@siminsagh 🍂
ز تمام بودنی ها
"تو" همین از آن من باش
که به غیر با "تو" بودن
دلم آرزو ندارد.
#حسین_منزوى
@siminsagh 🍂
چشم تو شکار کرد جان را
ما دیده در آن شکار داریم
#مولانا
@siminsagh 🍂
عیب شیریندهنان نیست که خون میریزند
جرم صاحبنظرانست که دل میبندند!
#سعدی
@siminsagh🍂
من و نقش تو که هم صورت و هم معنایی
من و وصل تو که هم جانی و هم جانانی
#فروغی_بسطامی
@siminsagh 🍂
هر وقت خود را در میان کتابها میبینم، با صراحت بیرحمانهای احساس نادانی میکنم.
#محمود_دولت_آبادی
@siminsagh 🍂
گر بدانی حال من ،
گریان شوی بی اختیار !
ای که منعِ گریهی
بی اختیارم میکنی ...
#وحشی_بافقی
@siminsagh 🍂
بدخواه کسان هیچ به مقصد نرسد
یک بد نکند که با خودش صد نرسد
من نیک تو خواهم و تو خواهی بد من
تو نیک نبینی و به من بد نرسد
#خیام
@siminsagh 🍂
دهانِ خصم و زبانِ حسود نتوان بست
رضای دوست به دست آر و دیگران بگذار
#سعدی
@siminsagh 🍂
@siminsagh
به عیبِ خویش یک دیده نمائی؟
به عیبِ دیگران صد صد گشائی؟
#نظامی
هرکس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
#سعدی 🌿
💠سومین سالگرد درگذشت استاد #شجریان