siminsagh | Unsorted

Telegram-канал siminsagh - سیمین ساق | شعر فارسی

18745

شعر نو و شعر کهن همین siminsagh.net

Subscribe to a channel

سیمین ساق | شعر فارسی

تو به صد آینه از دیدن خود، سیر نه‌ای!
من به یک چشم ز دیدار تو، چون سیر شوم؟

#صائب_تبریزی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

پنجره باز است
و آسمان پیداست
چون یکی برج بلند جادویی
، دیوارش از اطلس
موجدار و روشن و آبی...

#اخوان_ثالث
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

‏اگر می‌خواهید یک ملت را نابود کنید،باید افراد را تک به تک از هم دور کنید؛ تا دچار افسردگی شوند و از بین بروند.

#محمود_دولت_آبادی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

گر بوسه به من بخشی، دانی به چه می‌ماند؟
مرغی که گَهِ کشتن‌، قاتل دهدش آبی...

#ملک‌_الشعرای_بهار
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

من مثل دانش آموزی که درس هندسه اش را
دیوانه وار دوست میدارد
تنها هستم

#فروغ_فرخزاد
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

جز تو یاری نگرفتیم و
نخواهیم گرفت...
بر همان عهد که بودیم
بر آنیم هنوز...

#ادیب_نیشابوری
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

پیری دیدم به خانهٔ خماری
گفتم نکنی ز رفتگان اخباری

گفتا می خور که همچو ما بسیاری
رفتند و خبر باز نیامد باری

#خیام
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

انسان عاقل اول مغزش را بکار می اندازد سپس زبان را و نادان اول میگوید سپس فکر میکند

بهمین سادگی تفاوت بین یک ابله و خردمند قابل تشخیص است ...

#احمد_شاملو
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

لذت نمانده است
در آیینه حیات
از
"عیش های رفته"
دلی شاد می کنیم....!!!!

#صائب_تبریزی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

روزی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
فردا که نیامده‌ست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

#خیام
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

قدرت عشق بنازم
که به یک تیر نگاه
جانِ شیرین بسپارند
دو بیگانه به هم...

#سعدی جان
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

بعد از تو،
شهر در خاطره‌ام چون زخمی می‌روید.
نمی‌خواهم از این زخم شفا یابم
که بیماریِ من، درمان من است.

#غاده_السمان
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

یکی را
‏دوستش داری
‏که او دنبال غیر از توست
‏کجا دیدی جهانی را
‏به این شوریده احوالی

#محمد_لالوی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی


دل تنگ و
دست تنگ و
جهان تنگ و
كار تنگ

از چهارسو گرفته مرا روزگار تنگ…

#بیدل_نیشابوری
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

ما گوشه‌نشینان، چمن‌آرایِ خیالیم
در خلوتِ ما نُکهَتِ گل، بار ندارد..

#صائب_تبریزی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

بافتن را از یک فامیل خیلی دور یاد گرفتم که نه اسمش خاطرم است نه قیافه‌اش،
اما حرفش هیچ وقت از یادم نمی‌رود،
می‌گفت زندگی مثل یک کلاف کامواست،
از دستت که در برود می‌شود کلاف سردرگم،
گره می‌خورد،
می‌پیچد به هم،
گره گره می‌شود،
بعد باید صبوری کنی،
گره را به وقتش با حوصله وا کنی، زیاد که کلنجار بروی، گره بزرگتر می‌شود،
کورتر می‌شود،
یک جایی دیگر کاری نمی‌شود کرد، باید سر و ته کلاف را برید،
یک گره‌ی ظریف کوچک زد،
بعد آن گره را توی بافتنی یک‌جوری قایم کرد،
محو کرد،
یک جوری که معلوم نشود،
یادت باشد، گره‌های توی کلاف همان دلخوری‌های کوچک و بزرگند، همان کینه‌های چندساله،
باید یک‌جایی تمامش کرد،
سر و تهش را برید،
زندگی به بندی بند است به نام "حرمت "
که اگر آن بند پاره شود کار زندگی تمام است.

#سیمین_بهبهانی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

درون توست، اگر خلوتی و انجمنی است

برون زِ خویش
کجا می‌روی؟
جهان خالی است

#بیدل_دهلوی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

درویشی کفش در پا نماز می‌گزارد
دزدی طمع در کفش او بست گفت
با کفش نماز نباشد.
درویش دریافت و گفت:
اگر نماز نباشد، گیوه باشد.

#عبید_زاکانی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

چه نزدیک است جانِ تو به جانم
که هر چیزی که اندیشی بدانم

#مولانا
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

شهریان را به غریبان نظری باشد و من
دیدم این قاعده در شهر شما نیست، چرا؟

#اوحدی_مراغه‌ای
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

هیچ فردای روشنی در چشم‌انداز نیست. هیچ‌کس نمی‌داند چه خواهد شد. با دریغ باید گفت مردم پذیرفته‌اند تا دیگران دربارهٔ سرنوشت‌شان تصمیم بگیرند، و همچنان منتظر تصمیماتی هستند که امیدوارند درباره‌شان گرفته بشود. این خیلی بد است؛ خیلی بد است که یک ملّت بپذیرد هیچ نقشی در تعیین سرنوشت خود نمی‌تواند داشته باشد. پذیرفتن حالت انفعالی صِرف برای یک ملّت مثل زهر او را مسموم می‌کند.

#محمود_دولت_آبادی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

ماهی ها گریه شان دیده نمی‌شود ...!
گرگها خوابیدنشان، عقابها سقوطشان،
و انسان ها درونشان...

#حسین_پناهی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

تا امروز هرگز نتوانسته‌ام جواب این سوال مادرم را بدهم.
او روزهای آخر عمرش از من پرسید:
"اگر دیگر چیزی به یاد نیاورم، می‌توانم بگویم که در این دنیا حضور دارم؟"
سوالش همیشه با من ماند...کاش امروز اینجا بود و به او می‌گفتم:
"مهم نیست تو چیزی به خاطر داشته باشی؛ اگر کسی، حتی یک نفر، نام تو را به یاد داشته باشد و آن را با عشق تکرار کند، یعنی تو در این دنیا حضور داری...


📚 عشق هرگز فراموش نمی‌کند
سالی هپ ورت
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

بازهم باغچه از غنچه‌ پژمرده پر است
شهر از مردم دلتنگ و دل‌آزرده پر است
گیرم از قصه‌ این غصه هم آگاه شدم
زندگی روز و شبش از غم نشمرده پر است

#فاضل_نظری
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که:
غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابل‌مان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند!
در صورتی‌که درون هر آدمی دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت.

📚 طبل حلبی
گونترگراس
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

دل ما با تو چنان است
که خود میدانی

#صائب_تبریزی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

ای نفس!
آمد و رفتِ هوست داغم کرد
می‌روی سوی عدم
یا ز عدم می‌آیی؟

#بیدل_دهلوی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

میان خواب و بیداری
شبی دیدم خیال او
از آن شب واله و حیران،
نه در خوابم، نه بیدارم

#اوحدی_مراغه‌ای
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

‏آن کس که بدم گفت،
بدی سیرتِ اوست
‏وان کس که مرا گفت نکو،
خود نیکوست

‏حالِ متکلّم از
کلامش پیداست
‏از کوزه همان برون
تراود که در اوست

‏⁧ #شیخ_بهایی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…

سیمین ساق | شعر فارسی

«گاه آدم، خود آدم، عشق است.
بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو عشق می‌جوشد، بی‌آنکه ردش را بشناسی.
بی‌آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده.
شاید نخواهی هم. شاید هم بخواهی و ندانی. نتوانی که بدانی.»


📚جای خالی سلوچ
#محمود_دولت‌_آبادی
@siminsagh 🍂

Читать полностью…
Subscribe to a channel