5862
مولوي عبدالرحمن خوافي
✰﷽✰
🌿 گروه مبتکران با افتخار، گلچینی از کانالهای ارزشمند، کاربردی و منتخب را برای شما فراهم کرده است تا به بهترین محتواها دسترسی داشته باشید.🩵
•●━━━⊰❀❍❀⊱━━━●•
@tab_ahlesunnat
@tab_ahlesunnat
•●━━━⊰❀❍❀⊱━━━●•
🌸 برای عضویت، کلیک کنید و همراه خانواده بزرگ ما باشید. 🌺
🌴🕋🕌
پیام ماندگار:
انسان با لغزش از رحمت خدا دور نمیشود؛ آنچه او را نابود میکند، فراموش کردن راه بازگشت است.
@siratalrasool
🌴🕋🕌
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
0⃣3⃣قسمت سی ام
موضوع :چوپانی محمد در صحراوکوههای مکه وشرکت در جنگ فجار
( نشر کلیب های سيرت آزاد و حلال بلکه صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌
ظریفی میگفت :
هر بامداد که بیدار میشوم میدانم که چه کسی لقمه حلال خورده و یا حرام؟
پرسیدند چگونه ؟
گفت : آنکه حرام خورده باشد
مرتب صحبتهای بیهوده و لغو کرده و فحش و غیبت میگوید
و آنکس که حلال خورده زبان به شُکر و ذکر دارد.
عطار نیشابوری ، تذکره الاولیا
@siratalrasool
🌴🕋🕌
5⃣3⃣ زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۵﴾
مکه بزرگترین شهر شبه جزیره و پایتخت مذهبی و اجتماعی آن:
«مکه معظمه» باتوجه به مرکزیت و موقعیت مذهبی و اقتصادی و قیادت و رهبری در زمینه بازرگانی و رشد و توسعه تمدن و فرهنگ، بزرگترین شهر شبه جزیره عربستان شده بود که با «صنعاء» پایتخت «یمن» رقابت میکرد و بعد از حمله «حبشه» و «ایران»به «صنعا» در قرن ششم میلادی و بعد از این که مملکت «حیره» و «غسّان» شکوت و عظمت خود را از دست دادند، «مکه» پایتخت مذهبی و اجتماعی تمام شبه جزیره قرار گرفت که هیچ شهر دیگری نظیر آن نبود ۔
وضعیت اخلاقی:
مردم «مکه» از نظر اخلاقی در وضعیت بدی قرار داشتند ۔ علاوه بر بعضی عرفها و عادتها و ارزشهای جاهلی که به آن معتقد و متمسک بودند، خصایل زشتی مانند قمار و افتخار به آن و مشروب خواری در میان آنان رواج داشت، محافل رقص و موسیقی پر رونق بود، درمحافل، جام شراب دور میزد، فحشا و بیبند و باری، ظلم و ستم، پایمال کردن حقوق و بیعدالتی، و تجاوز به مال مردم، به اوج خود رسیده بود.
«جعفر بن ابیطالب» که خودش یکی از ساکنان اصیل «مکه» است، وضعیت اخلاقی جزیرهٔ العرب و خصوصاً اهل «مکه» را در حضور «نجاشی»، این چنین تعبیر کرده است:
«پادشاها! ما اهل جاهلیت بودیم، بتها را پرستش می کردیم و گوشت مردار می خوردیم و اعمال منافی عفت انجام می دادیم، رشته خویشاوندی را قطع می کردیم و با همسایه به بدی رفتار می نمودیم و توانای ما ناتوان را طعمه خویش می ساخت» (¹)
منبع:
(¹) - سیرة ابن هشام: ۳۳۶/۱
/channel/siratalrasool
🌴🕋🕌
اهل حق را دوست بدار، اگر چه در باطل غرق باشی.
اهل طاعت را دوست بدار، اگر چه در گناه غوطهور باشی.
همیشه با خدا باش، حتی اگر شیطان تو را فریب داده باشد.
اگر دزدی کردی، به کسانی که دزدی نمیکنند، نگو ترسو هستند؛ زیرا اطاعت بیشتر از معصیت، شجاعت میطلبد.
اگر زنا کردی، به پاکدامنان نگو شهوت ندارند؛ برخی از مردم با وجود توانایی، تنها به خاطر خدا از گناهان دوری میکنند.
اگر مسجد را ترک کردی، به نمازگزاران مگو ریاکارند؛ تمام کسانی که برای نماز صبح بیدار میشوند، خواب را دوست دارند، اما محبت شان به خدا آنان را بیدار میکند.
اگر روزهات را در رمضان شکستی، مگو که روزهداران غذایی برای خوردن ندارند، برخی از آنان میتوانند خوراک شهری را بخرند؛ اما برای رضای خدا روزه میگیرند.
اگر شراب نوشیدی، مگو که پرهیزگاران لذتی در زندگی ندارند، در این دنیا مردمانی هستند که امیال شان را آنگونه که خدا میخواهد، مهار کردهاند.
اگر غیبت کردی و گوشت برادران مسلمانت را خوردی، مگو که دیگران حرفی برای گفتن ندارند، بسیاری از مردم اگر چه خبرهای جذابی هم داشته باشند، حاضر نیستند حسنات خود را به رایگان هدر دهند.
اگر سخنچینی کردی، به دیگران نگو که نمیدانند چگونه چربزبانی و فتنهانگیزی کنند، بسیاری از مردم اگر بخواهند، میتوانند شهری را به اختلاف و فتنه بکشانند، اما به امور خود مشغولاند و از این کار دست کشیدهاند.
چه کسی گفته که زن با حجاب از مد و فشن بیخبر است؟
چه کسی گفته که مرد ریشدار پولی برای تیغ اصلاح ریش ندارد؟
چه کسی گفته کسی که زکات میدهد، ارزش پول را نمیداند؟
چه کسی گفته مردی که به همسرش نیکی میکند، زنذلیل است؟
چه کسی گفته زنی که در مقابل شوهرش صبر میکند، ترسو است؟
چه کسی گفته زنی که خود را زیاد نمیآراید، لوازم آرایشی ندارد؟
چه کسی گفته که فرزند نیکوکار به والدینش، فردی بیدستوپا است؟
منبع: گلواژههای صبحگاهی
نویسنده: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
🌴🕋🕌
4⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۴﴾
نیروی جنگی:
«قریش» طبعاً صلح پسند بودند و آرامش و امنیت را دوست داشتند و مانند ملتهای معاصر دیگر، بیشتر به کار و کاسبی و راه انداختن بازارهای تجارت و حرکت دادن قافلهها علاقهمند بودند ۔ کاروانها از هر نقطه به شهرشان آمد و شد داشتند ۔ این مسئله به مقام مذهبی آنها میافزود و باعث شکوفایی و رشد اقتصادی آنان میگردید و از هر جایی رزق به سوی آنها سرازیر میشد ۔ قرآن مجید به همین مطلب اشاره میکند:
﴿فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا اَلْبَيْتِ ۞ اَلَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ﴾ (¹)
«پس باید بپرستند پروردگار این خانه را؛ کسی که آنها را از گرسنگی نجات داد و سیر کرد و از ترس ایمن نمود» ۔
آری! «قریش» تا زمانی که عقیدهشان زیر سؤال نمیرفت و غیرت دینی و ملیشان تحریک نمیشد به زندگی مسالمتآمیز معتقد بودند، اما با این وصف دارای نیروی جنگی قابل ملاحظهای بودند که در شجاعت به آن مثال میزدند ۔ بطور مثال: «الغضبهٔ المضریهٔ» از نظر خشم گرفتن در زبان و ادبیات شبه جزیره معروف بود ۔
«قریش» تنها به نیروی خودشان اکتفا نمیکردند، آنها از نیروی رزمی «احابیش» نیز استفاده میکردند ۔ که عبارت بودند از بعضی قبایل جنگجوی عرب از تیره «کنانه» و «خزیمه بن مدرکه» و «خزاعه» که در اطراف «مکه» میزیستند و همپیمان «قریش» بودند ۔ «قریش» تعداد زیادی غلام و برده نیز داشتند که در تمام جنگها همراه آنها میجنگیدند ۔ بدین ترتیب آنها توان داشتند که در موقع جنگ نیروی بزرگی به جبهه گسیل دارند ۔ چنان که در جنگ احزاب حدود ۱۰ هزار نفر آماده کردند ۔ این تعداد، بزرگترین نیروی رزمی در تاریخ شبه جزیره در عصر جاهلیت بود که تا آن زمان یکجا جمع نشده بودند ۔
۔۔۔۔۔۔
منبع:
(¹) - سورة قریش: ۳-۴ ۔
/channel/siratalrasool
چرا وقتی زندگی سخت میشود، اولین چیزی که به ذهن میرسد این است: «حتماً جادو شدهام!»
استاد مفتی محمدقاسم قاسمی (حفظه الله)
✨🕋࿐ʲᵒᶦⁿ↷
@Quran_AZimoshan
🌴🕋🕌
هرگز به آدمهای مهربان زخم نزنید؛
آدمهای مهربان در مقابل خوبی هایِ یکطرفه هرگز احساس حماقت نمیکنند، چون خوب بودن برای آنها عادت شده آدم های مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند.
آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند.
آدمهای مهربان خود انتخاب کرده اند که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند.
هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان هست
سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید.
توانايى صحبت كردن به زبان هاى مختلف سرمايه اى با ارزش است. اما توانايى بسته نگه داشتن دهان و سكوت كردن به هر زبانى گرانبها و بى قيمت است.
@siratalrasool
🌴🕋🕌
3⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۳﴾
صنایع و فرهنگ و ادب در مکه:
در «مکه» صنعتهای بزرگی وجود نداشت، زیرا اهل «مکه» کارهای صنعتی را حقیر میشمردندو از آن احساس عار میکردند معمولاً این کارها را عجمها و بردگان انجام میدادند، البته بعضی از هنرها و کارها بود که اهل «مکه» به انجام آن مجبور بودند، میگویند حضرت «خبّاب بن أرت» آهنگری بود که شمشیر میساخت ۔
اهل «مکه» در کارهای ساختمانی (که چارهای جز آن نبود) به کارگران و کارشناسان «ایران» و «روم» متوسل میشدند ۔
در «مکه» تعدادی از مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند، ولی اکثریت آنها بیسواد بودند و بی سوادی بر آنها غالب بود ۔ به همین دلیل قرآن آنان را به «الامیین» لقب داده و فرموده است:
﴿هُوَ اَلَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّیْنَ رَسُولاً مِنْهُمْ﴾ (¹)
«اوست خدایی که در میان بیسوادان پیامبری از خودشان مبعوث فرمود» ۔
مردم «مکه» در ظریف پسندی و حسن سلیقه در میان تمام مناطق شبه جزیرهٔ العرب ضرب المثل بودند ۔ موقعیت «مکه» مانند پایتخت یک کشور بود ۔
زبان «مکه» معیار و مورد اعتماد برای مردم اطراف شبه جزیره بود، اهل «مکه» از نظر تعبیر و نطق، بلیغترین و فصیحترین عربها بشمار میآمدند و زبانشان از آمیزش زبانهای عجمی و لهجههای دیگر محفوظ تر بود ۔
از نظر تناسب اندام و زیباییهای آفرینش و خوش تیپی و صفات خوب از میان سایر مردم ممتاز بودند، مجموعه صفات و خوبیهای آن را میتوان با لفظ مروت و جوانمردی تعبیر نمود، شعرا و سخنرانان عربی نیز در اشعار و سخنان خود مروت و جوانمردی اهل «مکه» را مورد ستایش قرار داده اند، آری به همین دلیل بود که، آنها در خوبی و بدی پیشوای مردم بودند ۔
اهل «مکه» به نسب شناسی، شعر، علم نجوم و قیافه شناسی توجه خاصی داشتند و تا حدی به علم طب نیز که به تجربه رسیده یا از گذشتگان منقول بود، علاقه مند بودند ۔ در مورد شناخت دقیق اسبها و صفات آنان مهارت داشتند ۔ بعضی از روشهای معالجه و درمان عبارت بودند از: داغ کردن، قطع اعضای فاسد، حجامت و استعمال دارو ۔
منبع:
(¹) - سورة الجمعة: ۲ ۔
/channel/siratalrasool
🌴🕋🕌
اگر وفاداری به خاک و سرزمین میبود، پیامبر صلی الله علیه و سلم مکه را ترک نمیکرد،
اگر وفاداری به قبیله میبود، هرگز با قریش نمیجنگید،
و اگر به خانواده میبود، از ابولهب بیزاری نمیجست،
اما این عقیده است که از خاک و خون ارزشمندتر است!
نوشته: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
🌴🕋🕌
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
8⃣2⃣قسمت بیست و هشتم
موضوع:،شق صدر و ووفات مادر بزرگوار ایشان آمنه بنت وهب
(نشر کلیب های سيرت آزاد بلکه صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌
تلاوت سوره ی جمعه با صوت خاشع امیـرالقراء استاد صدیق منشاوی تقدیم به شما همراهان عزیز
شایان ذکر است که این فایل در استودیو لیبی به ضبط رسیده است.
(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
/channel/siratalrasool
🌴🕋🕌
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
7⃣2⃣قسمت بیست و هفتم
موضوع:،محمد در دامن صحرا وقبیله بنی سعد
(نشر کلیب های سيرت آزاد و صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌
به دشمنانت ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﻧﺪ؛
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﻩ
ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺷﻮﻧﺪ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺎنت جای ﻋﻤﯿﻖِ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﻗﯿﻖ
میدﺍﻧﻨﺪ!!!
آلپاچينو
@siratalrasool
🌴🕋🕌
نکتههای ناب و آموزنده
در این دنیا کسانی هستند که از ترس چاقی و بیماریهای ناشی از آن، از خوراکیهای لذیذ فرار میکنند!
و دیگرانی هستند که از گرسنگی به دنبال یک لقمهای نان میدوند!
@siratalrasool
🌴🕋🕌
همه مشکل دنیا این است که
نادانها و دیوانهها
همیشه بسیار به خود یقین دارند
و خردمندان سرشار از تردیدند!
برتراند راسل
@siratalrasool
🌴🕋🕌
نکتههای ناب و آموزنده
هرکس گمان میکند که ریشهکن کردن فقر به ثروت زیاد نیاز دارد، به عمر بن عبدالعزیز بنگرد.
چون این مسئله هرگز بهمیزان دارایی بستگی ندارد، بلکه نحوهی مدیریت آن سبب موفقیت و تعالی میگردد!
نوشته: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
🌴🕋🕌
براستی اگر کسی خودش را وقف دینش کند
بزرگ زندگی خواهد کرد..
بزرگ خواهد مرد..
و بزرگ برانگیخته خواهد شد..
و این است رستگاری بزرگ
سید قطب
@siratalrasool
تلاوت زیبا از استاد محمود شحات انور
سوره مبارکه نساء
اجرا شده درمصر، مسجد الشرطه قاهره
مورخ ژوئیه 2026 میلادی _تیر 1405
(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
@siratalrasool
🌴🕋🕌
سگی از آهو پرسید: چرا وقتی صیاد مرا دنبال تو میفرستد هر چه تلاش میکنم به تو نمیرسم وهمیشه از من جلوتر هستی؟
آهو پاسخ داد: چون من برای خودم و نجات نفس خودم میدوم، اما تو برای صاحبت و کسی دیگر میدوی !
پس اگر نمیتوانی آهویی برای حق باشی، سگی برای باطل هم نباش.
نوشته: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
🌴🕋🕌
سوره مبارکه یس از آیات ۵۵ تا آخر
با صدای شهیدالقراء استاد محمد صدیق منشاوی.
(کانال سيرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
/channel/siratalrasool
🌴🕋🕌
از هیچکس ناامید مشو:
جادوگرانی که برای مقابله با موسی آمده بودند، به دار آویخته شدند،
اما دارآویختن، آنها را از ایمانشان بازنگرداند.
به هیچکس بیش از حد اعتماد نکن:
همانهایی که با موسی از دریا گذشته و نجات یافتند، گوسالهپرست شدند.
نوشته: ادهم شرقاوی
@siratalrasool
🌴🕋🕌
🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی
#۳۶۵_روز_با_پیامبر
9⃣2⃣قسمت بیست و نهم
موضوع:،سفر به شام همراه عمویش ابوطالب و ماجرای معرکه الاراءبحیری راهب
(نشر کلیب های سيرت آزاد بلکه صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌
تلاوت آیات آخر سوره ی زمر را با صدای استاد محمد صدیق منشاوی
تقدیم میکنیم به دوستداران ایشان
(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)
@siratalrasool
🌴🕋🕌
از دل درسهای سيرت...
هر که وارد خانه ابوسفیان شود در امان است
قریش تلاش کرد تا جلوی دعوتش را بگیرد؛ اما موفق نشد؛ نه ترغیب ثمرببخش بود و نه ترساندن و ترهیب.
به قول عرب آخرین علاج، داغ کردن است. از این رو قریش عزمش را برای به قتل رساندن او جزم نمود. نقشه بسیار دقیق و عاقلانه بود: از هر قبیله یک مرد انتخاب شد تا اینکه خونش در میان قبایل پخش شود و بنی هاشم از انتقام گرفتن عاجز ماند و به دیه راضی شود؛ اما رسول خداﷺمشمول عنایت الهی بود. مطابق فرمان وحی علی را به جای خویش در رختخوابش قرار داد و در تاریکی شب همراه با ابوبکر قدم در مسیر هجرتی نهاد که قرار است چهره زمین را برای همیشه تغییر دهد.
روزها و سالها گذشته و مردی که دیروز تک و تنها از غار حرا خارج میشد، تبدیل به امتی گشته است. سپاهی آماده به خدمت و سربازانی جان بر کف دارد. ترازوی قدرت تغییر کرده و او امروز در آستانه مکه قرار گرفته و میخواهد روز روشن وارد شهر شود. او برای انتقام نیامده اما این شهر باید هویت خویش را پس بگیرد و خانه کعبه باید از آثار شرک و جهالت عاری شود.
پیش از ورود به مکه عباس به پیامبرﷺ میگوید ای رسول خدا! ابوسفیان مردی است که بزرگی و فخر را دوست دارد، اگر صلاح است چیزی را برایش قرار بده. وقتی وارد مکه شد به منادی خویش دستور داد که بگوید: هر که وارد کعبه شود ایمن است و هر که وارد خانه خودش شود نیز در امان است و هر کس وارد خانه ابوسفیان شود هم در امان است.
او تنها و تنها میخواست با این جمله دل ابوسفیان را به دست آورد وگرنه هیچ یک از مردم مکه مادامی که میتوانستند در خانه خود ایمن باشند نیازی به ورود به خانه ابوسفیان نداشتند.
این یکی از درسهای بزرگ زندگی است. مضمون این درس از این قرار است: آنچه را که مردم دوست دارند، مادامی که گناه نباشد به آنها عطا کن؛ زیرا این کار موجب تثبیت محبت و به دست آوردن دلهاست. انسانها فقط از نظر ظاهری شبیه یکدیگر هستند؛ اما از درون طبیعتهای گوناگونی دارند. برخی از مردم چنانند که اگر ایشان را در صدر مجلس ننشانی احساس میکنند که به آنها اهانت شده و برای برخی نیز مهم نیست که کجا بنشینند. برخی از مردم دوست دارند در حضور دیگران از ایشان تعریف شود اما برخی دیگر از این کار احساس خجالت میکنند و آن را نمیپسندند. با برخیها اگر شوخی کنی عصبانی میشوند و معرکهای به پا میکنند و تلاش برای راضی کردن آنها بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا نفوذ به اندیشه و درونشان کاری بس دشوار است. اما برخی دیگر چنانند که اگر خشمگینشان کنی و سپس در پی رضایتشان برآیی، فورا راضی میشوند. برخی را اگر دو روز ملاقات نکنی سرزنشت میکنند که چرا احوال ایشان را جویا نشدهای اما برخی دیگر چنانند که اگر بعد یک سال به دیدارشان بروی تو را مقصر ندانسته و این احساس را به تو میدهند که گویا همین دیروز با هم بودهاید.
خوی و سرشت مردم پیرامونت را بشناس و با آنها بر حسب خوی و طبیعتشان برخورد کن و به یاد داشته باش که پزشکان، تمام بیماریها را با یک دارو درمان نمیکنند. دارو باید از جنس بیماری باشد. برخورد با مردم نیز اینگونه است و دانستن طبیعت هر فرد و برخورد با وی بر آن اساس، هم برای تو و هم برای آنها بهتر و مناسبتر است.
@siratalrasool
🌴🕋🕌
مصیبت بزرگ
بزرگترین مصیبت امت (اقرا) این است که کتاب خدا را نمیخوانندوبه علوم دیگر نیز اهمیت نمیدهند !
الله متعال از میان هزاران امر، در نخستین آیهی قرآنی به خواندن دستور میدهد و در پنج آیهی نخست، هشت مرتبه به علم و خواندن و پژوهش اشاره نموده است.
و نیز از میان صدها فریضه، در نخستین آیات به فرضیت خواندن و علم و دانش دستور میدهد.
اگر ما کتاب نخوانیم و به علم و دانش اهمیت ندهیم، چقدر از امتیاز بهترین امت برخوردار خواهیم بود؟
باید درین زمینه تأمل نموده و خویشتن را محاسبه کنیم.
@siratalrasool
🌴🕋🕌
2⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۲﴾
طبقه مرفه و ثروتمند قریش:
بعضی از خانوادههای «قریش» به داشتن مال و ثروت و رفاه معروف بودند ۔ از آنجمله «بنو امیه» و «بنو مخزوم» را میتوان نام برد ۔ از میان افراد، «ولید بن المغیره»، «عبدالعزی» و «ابولهب» و «ابوالحیحه بن سعید بن العاص بن امیه» (که در کاروان «قریش» که «ابو سفیان» آن را قیادت میکرد سی هزار دینار سرمایه گذاری کرده بود) و «عبداللّٰه بن ابی ربیعهٔ المخزومی» شهرت داشتند ۔ «عبداللّٰه بن جدعان التیمی» هم خیلی معروف بود، او کسی بود که در لیوان طلایی آب مینوشید و به فقرا و مساکین خوراک میداد، «عباس بن عبدالمطلب» نیز از ثروتمندان «قریش» بشمار میرفت، او ثروتش را برای مردم خرج میکرد و با ربا و بهره معامله مینمود تا این که اسلام آمد و رسول اکرم ﷺ «الغای ربا را اعلام نمود و از عموی خود «عباس» آغاز کرد و در موقع «حج الوداع» فرمود: اول ربا أصغه ربا العباس بن عبدالمطلب» (نخستین ربایی که من آن را ملغی علام میکنم ربای «عباس بن عبدالمطلب» است) ۔
در میان «قریش» افرادی خوشگذران بودند که مجالس شب نشینی ترتیب میدادند، در اتاقهای مبل دار و در کنار سفرههای رنگارنگ به مشروب خواری و میگساری میپرداختند ۔ معمولاً مجلس اشراف روبروی بیت اللّٰه برگزار میشد و بازار شعر گویی گرم میگشت ۔ شاعران بزرگ جاهلی مانند «لبید بن ربیعه» نویسنده «معلقه سبعه» شرکت میکردند ۔ میگویند فرشی برای «عبدالمطلب بن هاشم» در سایه خانه کعبه گذاشته میشد، فرزندانش به احترام وی دورادور فرش مینشستند و تا زمانی که او نمیآمد، هیچکس از فرزندانش بالای فرش نمینشست ۔
/channel/siratalrasool
🌴🕋🕌
اهمیت نماز
کسی نماز نمیخواند و در بارگاه الله تعالی سر تعظیم فرود نمیآورد، اگر صدها خوبی داشته باشد، گویا چیزی ندارد؛ زیرا وی با الله تعالی ارتباط ندارد و از دستور مهم و اکید او سرپیچی میکند، پس خوبی او با دیگران، چندان اعتباری ندارد.
دوش مرغی به صبح مینالید // عقل و صبرم ببُرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلِص را // مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که تو را // بانگِ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم: این شرطِ آدمیّت نیست // مرغْ تسبیحگوی و من خاموش
@siratalrasool
🌴🕋🕌
1⃣3⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۳۱﴾
اوضاع اقتصادی، پول، واحد اندازهگیری:
بنا به دلیل گذشته «مکه» در امور تجاری پیشرفت کرد و تعداد زیادی از اهالی آن ثروتمند شده و سرمایههای هنگقتی را انباشته نمودند ۔ بزرگترین دلیل این مدعا کاروان تجاری «قریش» است که از «شام» برمیگشت و سبب جنگ «بدر» شد ۔ این کاروان مشتمل بر یک هزار شتر بود که مبلغ دارایی و اموال آن بالغ بر ۵۰ هزار دینار بود ۔ اهل «مکه» با پول و اسکناسهای رومی، بیزانسی و ایرانی داد و ستد میکردند ۔
در «مکه» و جزیرهٔ العرب در آن زمان دو نوع سکه رواج داشت ۔ یکی درهم و دیگری دینار، دراهم بر دو قسم بودند . یکی دراهمی که بر آن مهر «فارس» زده شده بود، به این نوع دراهم «بغلیهٔ» و «سوداء دامیه» میگفتند ۔
نوع دوم دراهمی بودند که مهر «روم» بر آن قرار داشت به این نوع دراهم «طبریهٔ و بیزانسیه» میگفتند ۔ همه این دراهم از نقره ساخته میشدند ۔ اوزان آنها مختلف بود، به همین دلیل اهل «مکه» با وزن آنها را معامله میکردند ۔
از اقوال علما چنین بر میآید که درهمی که در شرع اعتبار شده وزن آن معادل پنجاه و پنج دانه جو بوده است و ده درهم برابر با هشت مثقال طلا میباشد، که هر مثقال طلای خالص معادل با ۷۲ دانه جو بوده است، طبق گفتار «ابن خلدون» اجماع بر همین بوده است ۔
سکّههای رایج در عهد نبوت اغلب از نقره بود، علما میگویند که در آن زمان رواج طلا کم بود ۔(¹)
امّا سکّههای دینار از طلا بود، این سکهها در زمان جاهلیت و در آغاز اسلام در «شام» و «حجاز» رایج بود، سکههای دینار در روم مسکوک میشد، و عکس پادشاه «روم» بر آن منقّش شده بود ۔ نام پادشاه را نیز بر روی آن حک کرده بودند ۔
طبق گفتار علّامه «ابن عـبدالبرؒ»، کلمه دینار در زبان عربی در اصل سکه قدیم «روم» (Denasius) گرفته شده است ۔ که هنوز در بعضی از کشورهای عربی رواج دارد و در «انجیل» نیز بارها ذکر شده است ۔ وزن دینار برابر با یک مثقال بود ۔
و یک مثقال خالص طلا، چنان که قبلاً گفته شد هموزن ۷۲ دانه جو متوسط بود و مشهور این است که وزن دینار در عهد جاهلیت و اسلام تغییر نیافت ۔
در «دائرهٔ المعارف الاسلامیهٔ» آمده است که دینار بیزانسی برابر با ۴/۲۵ گرم میباشد ۔
بعضی از محققان میگویند: که وزن استاندارد دینار ۴/۵۵ گرم بوده است، امّا خلیفه «عبدالملک» وزن آن را به ۴/۲۵ گرم کاهش داد ۔
دانشمند خاورشناس، «زمبارو» ثابت کرده است که: مثقال «مکه» برابر با ۴/۲۵ گرم میباشد، (مراجعه کنید به ماده دینار (۲۷۰/۹) نسبت بین درهم و دینار نسبت هفت با ده بود ۔ امّا مبادله سکههای دینار و درهم طبق کتابهای فقه و حدیث و تاریخ بدین صورت بود که هر دینار مساوی با ده درهم حساب میشد ۔
امام «ابوداودؒ» از «عمرو بن شعیب» روایت کرده است که بهای دیه در زمان رسول اکرم «۸۰۰ دینار یا هشت هزار درهم بود ۔ بعد از آن عمل صحابهؓ نیز بر همین بود ۔ بالاخره اجماع امت نیز بر همین قرار گرفت ۔ در احادیث معروف که درباره نصاب درهم بحث شده است و نیز طبق رأی جمهور فقها نصاب طلا بیست دینار است، از این گفتهها معلوم میشود که در جاهلیت و آغاز اسلام قیمت یک دینار ده درهم بوده است ۔ امام «مالکؓ» در «موطا» مینویسد: «طبق مذهب صحیح که اختلافی در آن نزد ما نیست، زکات بر بیست دینار و دویست درهم نقره واجب است۔»(²)
آنان از اوزان رایج نیز استفاده میکردند، از میان این اوزان و پیمانهها صاع، مد، رطل، اوقیه و مثقال رواج داشتند ۔ عربها از این اوزان، واحدهای دیگری نیز ساخته بودند، با علم حساب نیز آشنایی داشتند ۔ قرآن مجید نیز در مورد توزیع ارث و تعیین سهام وارثان، طبق اصطلاح آنان سخن گفته است ۔
۔۔۔۔۔۔
منابع:
(¹) - مصنف ابن ابی شیبة: ۲۲۲/۳ ۔
(²) - «بلوغ الارب» از آلوسی ۔ و «التراتیب الاداریه» از عبد الحی کتانی ۔ «فقه الزکاة» دکتر یوسف قرضاوی ۔ «تفسیر ماجدی» از مولانا عبد الماجد دریابادی ۔
/channel/siratalrasool