10796
⊹⊱گاهی گمان نمی کنی ولی خوب میشود.⊰⊹ シ پاییزِ ❾❾🍁 ☄تبلیغات ستاره باران☄ @supernovaaaas تکستای مورد علاقتونو بفرستید برامون😍🌱👇🏻 https://t.me/BChatBot?start=sc-176972-6RIMKlC
- مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم.
+ و فردا چطور؟
- جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام...
✍نزار قبانی
💫 @supernovaas
«طلبتَ بيتاً،
ففتحتُ لكَ الذراعين».
خانهای خواستی؛
به رویت آغوش گشودم
✍عبدالعظيم فنجان
💫 @supernovaas
تو
بازمانده ی آخرین نسل معشوقان جهانی
بدون بوس و کنار
بدون آغوش...
شاید حتی وجود نداشته باشی!
بی این همه اما
هنوز
دوستت دارم ...
✍کامران رسولزاده
💫 @supernovaas
چه کسی میدانست
ما بعد از خداحافظی
به چه چیز مبتلا میشویم؟
•|احمدرضا احمدی
🌟@supernovaas
دوستم زنگ زده بود تا خبر ازدواج آن یکی دوست مشترکمان را بدهد.
داشت میگفت شوهرش تاجر فرش است و انگشتر نامزدیاش ۱۳میلیون میارزیده است.
همینطور داشت از داماد پولدار میگفت که پرسیدم:
بهنظرت داماد بلد است بادبادک درست کند؟!
پقی زد زیر خنده و گفت:
مردهشور تو و ملاکهای مسخرهات را ببرد.
هنوز معتقدی مردها باید بلد باشند بادبادک درست کنند؟
خواستم بگویم مردهشور هر چه داماد پولداری را ببرم که بادبادک درستکردن بلد نیست.
نگفتم اما تقصیر داماد چه بود وقتی دوست ما پول میخواست نه بادبادک!
.
خلاصه کنم.
اگر هنوز ازدواج نکردهاید
و حتی با مردی رابطهای جدی و عاطفی ندارید،
قبل از هر کدام از اینها بپرسید درست کردن بادبادک یا فرفرهی کاغذی را بلد است یا نه.
نمیخوام قضیهی را سانتیمانتال کنم اما مردی که درست کردن این دوتا را بلد باشد،
یعنی کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته و مردی که کودکی قشنگی را پشت سر گذاشته.
یک روزی خودتان متوجه تفاوت مردی که بلد است با دستهایش چیزی درست کند و کاغذی را لمس کند،
با مردی که اینکارها را بلد نیست میشوید.
از ما گفتن بود.
✍ فاطمه بهروزفخر
💫 @supernovaas
تو که معنای عشقی
به من معنا بده ای یار❤️
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
و گرنه فاصلهی ما هنوز یک قدم است
👓فاضل نظری
💫 @supernovaas
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم
مولانای جآن🌿
💫 @supernovaas
من ضربههای بسیاری از درونگرا بودنم خوردم و از آدمهایی که این عدم هماهنگیِ من با محیط اطرافم را به نفع خودشان تمام کردند. که دیدند من مانند بقیه، آدمِ به شدت پیگیر و بیا و برو و یادآور شو و درستش کنی نیستم و از این اوضاع ناگزیر، در کمال بیانصافیشان نهایت سواستفاده را کردند و بیخیالِ رسیدگی به تعهداتی که با من داشتند شدند...
من بسیار موقعیتهای عالی و حتی فراتر از عالی را از دست دادهام چون نتوانستم مانند دیگران با جهانِ افراطیِ ارتباطات انطباق پیدا کنم و مانند دیگران به استقبال رابطهها و آدمهای تازه بروم. میتوانستم تا الآن از قلهی این کوهی که مدتهاست روی دامنهی آن ایستادهام هم عبور کردهباشم و به قلههای بلندتری رسیدهباشم و حالم بهتر باشد. میتوانستم مانند دیگران، دوستان نزدیکی داشتهباشم که همراهیام کنند و قطعا با همراهیِ کسانی که هممسیرِ تو هستند، همه چیز خوبتر پیش میرفت.
من اینجا ایستادهام، تنها و مدتها در همان مسیرمانده... ولی هرچه که هست، خودم کردم و هرجا که هست، خودم رفتم و اینها نیمههای پرِ لیوان و بخشهای خوبِ ماجراست.
اما در این مسیر، خیلیها را شناختم که فکر میکردند چون ساکتم و اعتراضی نمیکنم، پس حواسم نیست! ولی من تمام مدت حواسم بود؛ هم به بیانصافیِ آنها و هم به تاوانهای سنگینی که برای عهدشکنیهای آنان میپرداختم...
من ضربههای بسیاری از درونگرا بودنم خوردهام و دانستنِ این ماجرا، چیزی را عوض نمیکند!
من هنوز هم همان آدمم، کسی که سعی دارد تنها و بدون همراهی، از سختترین مسیرهای ممکن عبور کند و مطابق روحیات خودش پیش برود؛ حتی اگر همچنان نادیده گرفته شود و آسیب ببیند و دیرتر برسد...
✍نرگس صرافیانطوفان
كَي لا تَموت مرّتين لا تعُد لمن خذلك
برای اینکه دوبار نمیری، سوی کسی که تو را رها کرد بازنگرد.
💫@Supernovaas
خيال ميكنى نهنگها نمیدانند
آمدن به ساحل يعنى مرگ؟!
خيال ميكنى به عاقبتش فكرنكردم
گفتم «دوستت دارم»...؟!
✍ پوریا نبیپور
💫 @supernovaas
یادش به خیر
یار فراموشکار ما...
#مهدی_اخوان_ثالث
زندگی ترکم کرده بود؛
تو برایم زندگی آوردی!
و شايد خنده؛
صدای دوستت دارمهای
خدا باشد.....😇
✍ ياسمن مهديپور
💫 @supernovaas
این همه مرگ
این همه پاییز
از طاقت ما بیرون است.
احمدرضا احمدی🖤
یه کلمه هم هست به اسم "Exulansis" :
تمایل به حرف نزدن در مورد مشکلات، افکار یا تجربه ای که داشتید به علت اینکه فکر نمیکنید دیگران هیچوقت اونو درک کنن و یا کاری از دستشون بر بیاد.
💫 @supernovaas
هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد
می تواند خبر از مصر به کنعان ببرد
آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت:
یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد
وای بر تلخی فرجام رعیت پسری
که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد
ماهرویی دل من برده و ترسم این است
سرمه بر چشم کشد، زیره به کرمان ببرد
دودلم اینکه بیاید من معمولی را
سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد
مرد آنگاه که از درد به خود میپیچد
ناگزیر است لبی تا لب قلیان ببرد
شعر کوتاه ولی حرف به اندازه ی کوه
باید این قائله را "آه" به پایان ببرد
شب به شب قوچی ازین دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد...
✍ حامد عسکری
💫 @supernovaas
نبینمت که غریبی!
بیا در آغوشم
کدام خانه سزاوار توست جز وطنت؟
✍فاطمه معصومی
💫 @supernovaas
جای تو خالی میمانَد
و جایِ خالیِ تو
زیباترینِ حاضرین است...
محمود درويش
💫 @supernovaas
خیلی طول میکشه تا روح آدما بزرگ شه :)
سختی روح آدمارو صیقل میده !
و اونو آماده می کنه برای رها شدن....
💫@supernovaas
فردا اگر بدون تو باید به سر شود
فرقی نمی کند شب من کی سحر شود
شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست
بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود
رنج فراق هست و امید وصال نیست
این "هست و نیست" کاش که زیر و زبر شود
رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درددل کنم و دردسر شود
ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند
دیگر قرار نیست کسی باخبر شود
موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است
بگذار گفتگو به زبان هنر شود
#فاضل_نظری
تفریق شدم از تو که جمعم کردی
از صفر به اعداد خودم برگشتم
یک شاه به جنگِ با تو راهی کردم
یک برده به افرادِ خودم برگشتم
تو آن طرفِ همان خیابانی و من
از این طرفش بناست از جان بروم
آن حبس برای من زلیخا، بس بود
یوسف نشدم مدام زندان بروم
.
در مصر اگر قیمتِ من آن بوده
این دوره دگر دورهی ارزانی نیست
تو خوب مرا خریدهای، باور کن
این قیمت یک #یوسف_ایرانی نیست!
#روزبه_بمانی
عید قربان من آن دم که فدای تو شوم
✍فیض کاشانی
💫 @supernovaas
قد أنسى ما قالوه لي يومًا لكني
لن أنسى أبدًا ما جعلوني أشعر به...
«مُمکنه آنچه را که به من گفتند
فراموش کنم؛ اما اِحساسی که آنها
در من ایجاد کردند، را هرگز فراموش نمیکنم...»
#نجيب_محفوظ
@divar_neveshtha
همین جایی که هستی باش
عذاب رفتنت کم نیست......
🎙مهدی یراحی
✍روزبه بمانی
🌟 @supernovaas