42684
📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علومانسانی 📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید: https://B2n.ir/bp3486 🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6 🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd 🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6 📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan
🎯 ترامپ دستور زبان جنگ را عوض کرده است، آیا این فقط دیوانگی است؟
🔴 استفانی موپا، لوموند: «وقت جنگ قانون ساکت میشود». این ضربالمثلِ رومی که منسوب به سیسرون است، بعدها با یکی از قسمتهای «پیشتازان فضا» و اخیراً هم با سبک حکمرانی ترامپ در فرهنگ عامه رایج شده است. روز یکشنبه، ۵آوریل، رئیسجمهور آمریکا به ایران اولتیماتوم داد که تنگه هرمز را باز کند. او گفت: «سهشنبه روز نیروگاه و پل خواهد بود، همه با هم». از آغاز درگیریها، آمریکا و اسرائیل در چندین نوبت، زیرساختهای غیرنظامی ایران را هدف قرار دادهاند و مدعی شدهاند که اینها برای اهداف نظامی استفاده میشوند.
🔴 بامداد دو روز بعد، ترامپ لحن خود را حتی بیش از پیش تشدید کرد و در حسابِ تروثسوشال خود نوشت: «یک تمدن کاملامشب خواهد مرد». کمیته بینالمللی صلیب سرخ که مسئول نظارت بر قوانین جنگ است، بارها دربارۀ سبک ادبیات خشونتآمیز ترامپ هشدار داده است. میریانا اسپولیاریچ، رئیس این کمیته، میگوید: «هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی همراه با «ادبیات تشدیدکنندهای که محدودیتهای تحمیلشدۀ حقوق بشردوستانه بینالمللی را نادیده میگیرد، سبکی از جنگ را عادی میکند که انسانیت مشترک ما را از بین میبرد.»
🔴 توفیق حامل، تاریخنگاری که متخصص امور نظامی و راهبردی است، میگوید: «چنین نیست که ترامپ از هیچْ آمریکای بیقانون را اختراع کرده باشد. او در حال رادیکالکردن چیزی است که قدمت بسیار بیشتری دارد. آنچه او تغییر داده، شکل بیان چیزهاست. جایی که بوش، اوباما یا دیگر رؤسایجمهور آمریکا توجیهات قانونی و تبصره و الحاقیه میتراشیدند، ترامپ صریح و سرراست حرف میزند: مجازات، ارعاب، انتقام، تلافی»، او بهاینترتیب «این تصور را ایجاد میکند که توجیهات قانونی چیزهایی ثانویه یا حتی زائد هستند».
🔴 پیش از این نیز پیت هگست، وزیر دفاع ترامپ، قوانین بینالمللی مربوط به جنگ را «احمقانه» خوانده بود. بوشه سولنیه، مدیر حقوقی سابق پزشکان بدون مرز، میگوید: «وقتی قانون را کنار میگذارید، ”دیگری“ را هم کنار میگذارید. مسألهتان میشود نابودی، نه تعالی». سولنیه اضافه میکند: «از زمان جنگ جهانی دوم، نوعی توازن به وجود آمد: در یک سو، قانون قرار گرفت و در سوی دیگر، زور و ترور. این توازن در شورای امنیت سازمان ملل متحد تجسم یافته بود، جایی که پنج قدرت هستهای حضور داشتند و قانون و زور به هم پیوند خورده بودند.
🔴 اما به تعبیر توفیق حامل: «ترامپ در حال احیای دستور زبان بسیار قدیمیتری از جنگ است که از نظر حقوقی به پیش از منشور سازمان ملل بازمیگردد. این زبان در بُعد تاریخیاش ماهیتی امپرئالیستی دارد، و تا حدی میتوان آن را در نمونههای معاصری مانند دکترین ضاحیه مشاهده کرد». در سال ۲۰۰۶، ارتش اسرائیل ضاحیه، حومه شیعهنشین بیروت، را آنچنان بمباران کرد که شمار زیادی از غیرنظامیان آسیب دیدند و استفاده نامتناسب اسرائیل از زور و هدفگیری عمدی غیرنظامیان، وسیعاً مورد انتقاد قرار گرفت.
🔴 فیلیپ لازارینی، رئیس پیشین آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی، که شاهد تخریب مقر این نهاد در بیتالمقدس توسط ارتش اسرائیل در سال ۲۰۲۶ بود و از دست رفتن «۴۰۰ همکار» خودش را در جریان جنگ غزه به چشم خودش دید، گفت: نقضهای فاحش حقوق بینالملل در درگیریها چیز جدیدی نیست. آنچه جدید است، احساس مصونیت کامل سیاستمدارانِ جنگطلب است؛ اینکه قوانین بهراحتی نادیده گرفته میشوند.
@tarjomaanweb
.
🎯 حمله به زیرساختهای آموزشی شکلی از نسلکشی است
🔴 استیون تراشر، لیتراری هاب — با کشته شدن ۱۷۵ دختر دانشآموز و معلمان و پدر و مادرهایشان در میناب، تازهترین فصل از جنگِ ائتلاف آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه با نمونهای بسیار بیرحمانه از «آموزشکُشی» (scholasticide) آغاز شد. آموزشکُشی را پیش از آنکه اسرائیل، در جنگ اخیر آن را علیه فلسطینیان در غزه به کار گیرد، آدمهای چندانی نمیشناختند. در واقع، با گسترش تجاوزهای آمریکا و اسرائیل در سراسر خاورمیانه و هدف قرار دادن و کشتن فزایندۀ معلمان، دانشآموزان و پژوهشگران، این موضوع مورد توجه خاص پژوهشگران قرار گرفته است.
🔴 سازمان ملل آموزشکُشی را چنین تعریف کرده است: «نابودی نظاممند آموزش از طریق بازداشت، حبس یا کشتن معلمان، دانشآموزان و کارکنان، و تخریب زیرساختهای آموزشی» که عنصری حیاتی در نابودی یک جامعه است. همانند همه اشکال نسلکشی، آموزشکُشی نیز به «قصد نابودیِ کامل یا جزئیِ یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی» انجام میشود. و هدف از آن، ناتوانساختن آن گروه در آموزش نسل جوان (یا حتی زنده نگه داشتن آنها)، تولید دانش، انجام پژوهش، یا مشارکت در نیاز بنیادین آموزش دادن و آموختن از یکدیگر است.
🔴 تا ابتدای سال ۲۰۲۴ و تنها چندماه پس از شروع جنگ علیه غزه، اسرائیل نزدیک به ۴۰۰ مرکز آموزشی را در نوار غزه تخریب کرده بود، از جمله همۀ ۱۲ دانشگاه آنجا را. این حملات شامل ترور هدفمند صدها استاد دانشگاه، روزنامهنگار و روشنفکر نیز میشد. وحشتناکتر آنکه این الگو اکنون در سراسر منطقه به کار گرفته میشود. با وجود تمام ابراز نگرانیها در آمریکا درباره افتِ یادگیریِ ناشی از تعطیلی مدارس در دوران کرونا، ایالات متحده ظاهراً چندان نگران سالها عقبماندگی آموزشیای نیست که بمبهایش بر میلیونها کودک درخاورمیانه تحمیل میکند.
🔴 در غزه، جایی که بیش از ۹۰درصد ساختمانهای آموزشی تخریب شدهاند، کودکان اکنون سومین سال است که تحصیل را از دست میدهند و برای این روند، هیچ پایانی نیز دیده نمیشود. همزمان، بیش از یک میلیون نفر از جنوب لبنان آواره شده و به حومه بیروت رانده شدهاند. بسیاری از آوارگان در ساختمانِ مدارس میخوابند که حالا پناهگاه شدهاند. این بدان معناست که این مدرسهها، بهعنوان مرکز آموزشی، تعطیل هستند؛ آموزش نظاممند متوقف شده، معلمان حقوق نمیگیرند، و دانشآموزان ماهها آموزش رسمی را از دست میدهند.
🔴 این در حالی است که دستکم ۱۵سال است آمریکا و اسرائیل به ترور دانشمندان و دانشگاهیان ایرانی و خانوادههایشان میپردازند و در جنگ اخیر، حملاتی مستمر به دانشگاهها و مراکز پژوهشی ایران، از هر نوعی، ترتیب دادهاند -از همان نوع حملات فراگیری که پیشتر برای نابودی تاریخ، علم، پزشکی و ادبیات در فلسطین به کار گرفتهاند. آنها انستیتو پاستور ایران، مرکز پیشرو تحقیقات بهداشت عمومی را منفجر کردند و دانشگاه صنعتی شریف، آزمایشگاههایی در دانشگاه شهید بهشتی و همچنین دانشکدههایی در دانشگاه اصفهان را بمباران کردند.
🔴 ناتوانی دانشگاهها و رسانههای آمریکایی در واکنش به کشته شدن خواهر و برادر روزنامهنگار، فاطمه فتونى و محمد فتونى، در لبنان، یا محمد وشاح، روزنامهنگار الجزیره در غزه، تنها در هفته گذشته، نهتنها نشاندهنده یک شکست عمیق اخلاقی است، بلکه نوعی میل نیهیلیستی به مرگ را نیز آشکار میکند. همانطور که ناتوانی آنها در محکوم کردن کشته شدن ۱۷۵ نفر در مدرسه ابتدایی شجره طیبه چنین است. همانطور که تهدیدهای ترامپ برای نابودی کامل یک تمدن چنین است، حتی اگر فقط تهدید باشد.
@tarjomaanweb
.
🎯 جنگ آمریکا با خانهها، پلها و نیروگاهها
📌 کارشناسان حقوق بینالملل دربارۀ حمله به زیرساختهای غیرنظامی هشدار میدهند
🔴 پیتر بومونت، خبرنگار ارشد بینالملل، گاردین — دونالد ترامپ، مقامهای ارشد آمریکا و طرفدارانشان، حمله به زیرساختهای غیرنظامی ایران را تأیید و تشویق میکنند؛ اقدامی که به گفتۀ کارشناسان حقوقی، از منظر حقوق بینالملل میتواند مصداق جنایت جنگی باشد. ترامپ در سخنانی پراکنده و آشفته هشدار داد که اگر ایران با او به توافق نرسد، نیروهای آمریکا «تکتک نیروگاههای تولید برق آنها» را هدف خواهند گرفت و «ایران را به عصر حجر بازخواهند گرداند؛ جایی که به آن تعلق دارد». روز بعد، در ادامۀ همان تهدید، ترامپ تصاویری از حمله به پل ناتمام بی۱ منتشر کرد و هشدار داد: «چیزهای بیشتری در راه است!».
🔴 اریکا گوارا روساس، از مدیران ارشد عفو بینالملل، میگوید: حملۀ عمدی به زیرساختهای غیرنظامی، از جمله نیروگاههای برق، اصولاً ممنوع است. حتی در موارد محدودی هم که این تأسیسات هدف نظامی محسوب شوند، باز هم اگر حمله به آنها به غیرنظامیان آسیبی نامتناسب وارد کند، چنین حملهای مجاز نیست. از آنجا که این نیروگاهها برای تأمین نیازهای اولیه و معیشت دهها میلیون غیرنظامی حیاتیاند، حمله به آنها نامتناسب و در نتیجه بنا بر حقوق بینالملل بشردوستانه غیرقانونی خواهد بود و حتی میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.
🔴 بیش از ۱۰۰ کارشناس آمریکاییِ حقوق بینالملل از دانشگاههایی چون هاروارد، ییل، استنفورد و کالیفرنیا اعلام کردهاند که عملکرد نیروهای آمریکا و اظهارات مقامهای ارشد این کشور «نگرانیهای جدیای را درباره نقض قانون بینالمللی حقوق بشر و حقوق بینالملل بشردوستانه، از جمله احتمال ارتکاب جنایت جنگی، برانگیخته است. » در این بیانیه همچنین به اظهارنظری از ترامپ اشاره شده که گفته بود آمریکا حتی ممکن است صرفاً «برای تفریح» به ایران حمله کند. بیانیه همینطور به سخنان پیت هگست اشاره میکند که به خبرنگاران گفته بود آمریکا با «قواعد احمقانۀ درگیری» نمیجنگد. این کارشناسان، با اشاره به حمله به یک مدرسه در نخستین روز جنگ که به کشتهشدن بیش از ۱۶۰ کودک و معلم انجامید، گفتهاند که از «حملاتی که مدارس، مراکز درمانی و خانهها را هدف قرار دادهاند، بهشدت نگراناند».
🔴 از زمان جنگ جهانی دوم، حقوق بینالملل دربارۀ حفاظت از اهداف غیرنظامی صریحتر و دقیقتر شده است، اما آمریکا و متحدان غربیاش پیشتر نیز حملات بحثبرانگیزی به زیرساختهای غیرنظامی انجام دادهاند؛ از جمله علیه عراق و صربستان. سارا یَگر، از مدیران دیدهبان حقوق بشر، دربارۀ احتمال حمله به نیروگاههای برق ایران میگوید: ارتش آمریکا پروتکلهایی دارد که برای به حداقل رساندن آسیب به غیرنظامیان تدوین شدهاند. اما وقتی رئیسجمهور اینگونه سخن میگوید، به نظر میرسد که آن محدودیتها اختیاریاند.
🔴 تام داننباوم، استاد دانشکدۀ حقوق استنفورد، میگوید: حقوق بینالملل فقط در صورتی حمله به نیروگاههای انرژی و دیگر اهداف غیرنظامی را مجاز میداند که احراز شود این تأسیسات در درجۀ اول در خدمت فعالیتهای نظامیاند. اما اظهارات ترامپ نشان میدهد که در اینجا چنین معیاری در کار نیست. اشاره به بازگرداندن ایران به «عصر حجر» نشان میدهد که ظاهراً قرار است این اهداف و تأسیسات صرفاً به این دلیل هدف قرار گیرند که به تداوم یک جامعۀ مدرن در ایران کمک میکنند؛ معیاری که هیچ نسبتی با مشارکت در اقدام نظامی ندارد.
@tarjomaanweb
🎯 اروپاییها دوست دارند نقش «عقلای جمع» را بازی کنند، اما دیگر کسی آنها را جدی نمیگیرد
🔴 یانیس واروفاکیس و اریک اِدمن، نُوارا مدیا — در پی حملۀ آمریکا به جنوب ایران، کارل بیلت، نخستوزیر پیشین سوئد، در ایکس نوشت: «حمله به تأسیسات آبشیرینکن، حمله به زیرساخت حیاتی غیرنظامی است. بیتردید این یک جنایت جنگی است. اگر این ماجرا تشدید شود، پیامدهایش وخیم خواهد بود». البته مسأله این نیست که این «پیامدهای وخیم» دقیقاً چه خواهد بود؛ مسأله این است که آیا اصلاً حتی یک نفر هم روی زمین باقی مانده که وقتی رهبران اروپا میگویند قرار است آمریکا یا اسرائیل را بابت چیزی پاسخگو کنند، این حرف را جدی بگیرد.
🔴 دو روز بعد، اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، چیزی را که پیش از این در لفافه گفته میشد، آشکارا به زبان آورد. او نوشت: «اروپا دیگر نمیتواند پاسدارِ [... ] جهانی باشد که رفته و بازنخواهد گشت»، که ظاهراً منظورش جهانی بود که به حقوق بینالملل احترام میگذارد، و در عوض خواستار «سیاست خارجی واقعگرایانهتر و مبتنی بر منافع» شد. اروپاییها دههها از «ارزشهای» خود بهعنوان ابزاری برای مرعوب کردن دیگران در سراسر جهان استفاده کردهاند. اینکه حالا با چنین شتابی همان ارزشها را کنار گذاشتهاند، ریاکاری و بیشرمیشان را عیانتر از همیشه میکند.
🔴 در ده سال گذشته، هر کس به ایدۀ اروپای متحد و قدرتمند دل بسته، چیزی جز شکست ندیده است: بحران مالی، موج مهاجرتیای که برای خوشایند راست افراطی «بحران» نامیده شد، وعدههای زیستمحیطیِ بربادرفته، خروج بریتانیا از اتحادیۀ اروپا، جنگهای اوکراین و ایران، و نسلکشی اسرائیل در فلسطین؛ آن هم در حالی که اکثریت اروپا به پیروی از آمریکا تن داده است، در بهترین حالت تماشاگر و در بدترین حالت تسهیلگر. حاکمیت ملی، حقوق بینالملل و حقوق بشر، همگی به اصطلاحاتی ازمدافتاده بدل شدهاند.
🔴 دههها رهبری ضعیف و سیاستگذاری کوتهبینانۀ اروپا آن را به وابستگی به همان قدرتهایی کشانده که امروز بر آن مسلطاند، بهویژه ایالات متحدهای که هرچه بیشتر درمانده میشود. زمزمۀ استقلال اروپا فقط زمانی بلند میشود که فشار مستقیم آمریکا و اسرائیل در کار نباشد، اما به محض آنکه رهبران مطیع ما با فشار آنها روبهرو میشوند، همان حرفها فوراً پس گرفته میشود. این تظاهر بزرگ که گویی در برابر همتایان آتشافروز، ما «عقلای جمع» هستیم، به پوششی بدل شده است که پوچیِ انباشتهشدۀ چندین دهه را پنهان میکند.
@tarjomaanweb
.
🎯 مسأله فقط ترامپ نیست؛ ذهنیت آمریکایی است
📌 آمریکا بلد نیست در جهانی زندگی کند که زیر سلطهاش نباشد
🔴 لیدیا پولگرین، ژورنالیست، نیویورک تایمز — مثل خیلی از آمریکاییهای دیگر، من هم در این روزهای تاریک میان دو احساس متضاد سرگردان بودهام. گاهی به خودم میگویم دونالد ترامپ چهرهای استثنایی و بدخواه است و با رفتنش شاید راهی برای ترمیم باز شود. اما در روزهای تیرهتر، به روایتی بنیادیتر متمایل میشوم: اینکه ترامپ تجسم همان چیزی است که آمریکا همیشه بوده، ملتی ازخودراضی که اسطورههایش دربارهٔ مشیت الهی و استثناگرایی به آن این اجازه را دادهاند که هر کاری دلش میخواهد بکند.
🔴 جنگ در ایران این دوگانگی را فرو ریخته است. بیتردید، این جنگ حاصل بیپروایی خاص ترامپ است؛ او بیمحابا خود را به دلِ منازعهای میاندازد که پیشینیانش عاقلانه از آن پرهیز کرده بودند. اما در عین حال، این جنگ فرجام منطقیِ چندین دهه تاریخ آمریکا نیز هست: شیفتگی این کشور به جادوی فناوری برای جنگیدن از راه دور، این باورِ کور که میتواند با زور رخدادهای نقاط دوردست جهان را شکل دهد، و فرسایش تدریجیِ محدودیتهای قانون اساسی بر مقام ریاستجمهوری.
🔴 ترامپ در طول ریاستجمهوریاش بیماریای بسیار قدیمیتر را عیان کرده است: باور تزلزلناپذیر آمریکا به اینکه میتواند جهان را مطابق میل خود شکل دهد، بیاعتنا به خواست دیگران و با اطمینانی مطلق به اینکه راه خودش همان راه درست است. آمریکا زیستن در جهانی را که زیر سلطهاش نباشد بلد نیست. این کشور از همان آغاز به خودش القا کرده که آنقدر بزرگ است، آنقدر از دیگران دور افتاده و آنقدر برخوردار است که هرگز ناچار نخواهد شد بهای سنگینی برای کارهایش بپردازد.
🔴 هیچ گریزی از فاجعهای که در ایران در جریان است نیست. اما در پسِ آن، این امکان وجود دارد که جایگاه خود را در جهانی بههمپیوسته بازشناسیم و به فهم روشنتری از خودمان برسیم. تنها راه رهایی این است که یکبار برای همیشه از توهماتمان دست بکشیم.
@tarjomaanweb
🎯 جنگ ترامپ علیه ایران نگاه جهان به آمریکا را تغییر خواهد داد
🔴 دارون عجماوغلو، نوبلیست اقتصاد، پروجکت سیندیکیت: سیاست خارجی آمریکا در دوران ترامپ بیش از هر زمان دیگری افول کرده است. جنگ او علیه ایران به ایالات متحده آسیب خواهد زد و نگاه جهان به قدرت آمریکا را تغییر خواهد داد. البته این نخستین بار نیست که آمریکا دست به مداخلهای نسنجیده میزند. یکی از مهمترین نمونهها، سرنگونی مصدق به دست سیا بود. هرچند اغراق است اگر بگوییم برکناری مصدق باعث انقلاب ایران شد، تردیدی نیست که آن مداخلۀ گستاخانۀ سیا در شکلدادن به نگاه بسیاری از ایرانیان به سلطنتی که آمریکا به جای او نشاند، نقش داشت.
🔴 مداخلات آمریکا معمولاً پیامدهای پیشبینینشدهٔ فراوانی دارند. این مداخلات نه فقط کینههایی ماندگار پدید میآورند، بلکه بر قدرت نرم آمریکا نیز اثر میگذارند؛ یعنی همان قدرت اقناعی که آمریکا همواره برای قانعکردن دیگران به خیرخواهانهبودن هژمونیاش به کار برده است. وقتی هژمون مانند یک قلدُر رفتار میکند، بیشتر مردم طبعاً به آن اعتراض میکنند و نمایشهای مکرر و بیدلیل قدرت سخت بهتدریج قدرت نرم را فرسوده میکند. بدتر از این برای قدرت نرم یک کشور، کارزاری بیبرنامه است که نسبت به جان آسیبدیدگان بیاعتنا باشد.
🔴 در آمریکا، انتظار میرود دونالد ترامپ در انتخابات میاندورهای نوامبر هزینۀ سیاسی سنگینی برای این جنگ بپردازد. اما ترامپ همچنان در قالب یک چهرۀ ضدساختار ظاهر میشود و اگر حامیان دوآتشهاش بهجای او، ساختار سیاسی مستقر را مسئول وخامت اقتصاد بدانند، این میتواند کشور را بیش از پیش دوقطبی کند و نهادهایش را تضعیف سازد. خود ترامپ نیز احتمالاً با تلاش برای دوقطبیترکردن فضای سیاسی میان جمهوریخواهان و دموکراتها، و شاید با پیشبردن اقداماتی تنشزاتر، بر این آتش خواهد دمید.
🔴 نهادهای آمریکا همین حالا هم ضعیف شدهاند و بسیاری از هنجارهایی که قرار بود قدرت را مهار کنند، از کار افتادهاند. این وضعیت به ترامپ کمک میکند و او هر فرصتی را برای تضعیف بیشتر نهادها غنیمت خواهد شمرد. هنوز باید دید این ماجراجویی خارجیِ نسنجیده چه اندازه به دموکراسی آمریکا و قدرت نرم آن آسیب میزند. اما یک چیز محتمل است: این آمریکاییها هستند که بهایش را خواهند پرداخت، بهایی که بیش از آن است که بتوانیم بهتمامی درکش کنیم. تهدیدی که اکنون متوجه دموکراسی آمریکا، ثبات اجتماعی آن و تابآوری اقتصادیاش است، در زمانۀ ما بیسابقه است.
@tarjomaanweb
.
🔴 به کریسمس که رسیدیم، مخاطبان کلافه خواهان یک فصل از فایلهای اپستین شده بودند. اینجا بود که ترامپ با یک دوراهی روبهرو شد. هر نمایش تلویزیونیِ مجادلهبرانگیزی ممکن بود به «پریدن روی کوسه» تعبیر شود؛ تلاشی برای ساختن صحنهای خارقالعاده و بیمعنی. (این تعبیر از را از یکی از قسمتهای سریال طنز روزهای شاد وام گرفتهام که در آن قهرمان داستان، فرانز، هنگام اسکی روی آب، میپرد پشت یک کوسۀ زنده. )
🔴 بنابراین ترامپ ژانر را به سمت ماجراجویی-اکشن برد. هر مینیسریال تازهای قرار بود کوتاه و سریع باشد. حمله به مینیاپولیس وقتی کارها پیچیده شد، متوقف شد، اما بازداشت رئیسجمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو، طبق برنامه جلو رفت. ترامپ سرخوشانه گفت: «تماشایش کردم، جدی میگویم، مثل وقتهایی که یک برنامۀ تلویزیونی را تماشا میکنم».
🔴 جنگ با ایران نیز که در اصل ایدۀ بنیامین نتانیاهو بوده است، از ابتدا اینطور به نظر میآید که برای تلویزیون ساخته شده است. ترامپ مغرورانه از گزارشگری پرسید: «چقدر از نمایشی که اجرا کردیم خوشتان آمد؟ » بعد گفت: «منظورم این است که، ونزوئلا قصهاش روشن است، ولی این یکی چه بسا بهتر هم باشد». انگار تعداد واقعی کشتهها هیچ اهمیتی نداشت. شاید تصادفی باشد که نمایش جنگ، بر انتشار مصاحبههای افبیآی با یکی از قربانیان اپستین که گفته ترامپ وقتی خیلی نوجوان بوده است به او تعرض کرده، سایه انداخته است.
🔴 بااینحال، احتمالاً جنگ همین حالا هم بیش از آنچه ترامپ قصد داشته طول کشیده است. واکنش مخاطبان آمریکایی منفی است. سیاستمدار-اینفلوئنسرهای پساتلویزیونیای مثل زهران ممدانی دارند جایگزین ترامپ میشوند که با مقیاس جدیدی فکر میکنند: نرخِ بهپایانرساندنِ ویدئو. مقیاسی که اندازه میگیرد چند درصد از مخاطبان یک کلیپ را تا انتها مشاهده کردهاند. ترامپ، که رکورد طولانیترین سخنرانی سالانه در کنگره را در کارنامۀ خود دارد، هنوز منطق این معیار را نفهمیده است.
🔴 با این همه، او میخواهد از ماجرای ایران عبور کند؛ ماجرایی که خطر آن را دارد که به ویتنامی فرسایشی و تمامنشدنی تبدیل شود و نمایش را از رونق بیندازد. او مدام اشاره میکند که نمایش بعدی کوبا است. اما سالهای سال نمایش برای پخشکردن دارد. دیگر چه خطهای داستانیای توسعه خواهد یافت؟ دوباره گرینلند، یا جای دیگری؟ سریال اکشن ترامپ بیشتر از هر نمایش واقعنمای دیگری میتواند آسیبزا باشد.
@tarjomaanweb
🎯 جنگ با ایران مرگ جامعهشناسی هم هست
🔴 کیت کان هریس، جامعهشناس بریتانیایی، پراسپکت — کم نیستند پیشبینیهایی که میگویند حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران به فاجعه خواهد انجامید. بعضیها حتی میگویند این فاجعه همین حالا هم رخ داده است. مسأله اما این است که این پیشبینیها دگرگونی ریشهای در فهمِ سیاستگذاری و اجرای آن را نمیبینند؛ دگرگونیای که در بخشهای گستردهای از راست، نه فقط در آمریکا بلکه در سراسر جهان، رخ داده است.
🔴 جامعهشناسی مدرن بر حساسیت نسبت به آنچه رابرت مرتون «پیامدهای پیشبینینشدهٔ کنش اجتماعی هدفمند» مینامید بنا شده است. این رشته از دلِ تلاش برای فهم دگرگونیهای ناشی از ظهور سرمایهداری سر برآورد و راهی برای تشخیص آسیبشناسیهای جهان تازهای پیش گذاشت که در حال شکلگیری بود. از وبر و دورکیم تا مارکس، جامعهشناسان این آسیبها را نه لزوماً حاصل خواست و ارادۀ افراد، بلکه محصول جانبی نیروهای ساختاریای میدانستند که چنان نیرومند بودند که از کنترل هر فردی بیرون میماندند.
🔴 علوم اجتماعی، دستکم چنانکه در قرن نوزدهم و بخش بزرگی از قرن بیستم رشد کردند، با گسترش برنامهریزی و سیاستگذاری بهمثابۀ دغدغههای دولت و جامعۀ مدنی گره خورده بودند. بشر میتوانست با سنجیدن نتایج احتمالی کنش و آموختن از نتایج سیاستهای پیشین، قدرت ساختار را مهار و «پیامدهای ناخواسته» را به حداقل برساند. آنتونی گیدنز نیز جامعهشناسی را نوعی «بازاندیشیِ مدرنیته» میدانست؛ عرصهای که در آن انسان از اعمال خود میآموزد تا بتواند آینده را بسازد.
🔴 در این چارچوب، میتوان پیامدهای فاجعهبار جنگ عراق را نمونهای روشن از «پیامدهای ناخواسته» کنش انسانی دانست؛ پیامدهایی برخاسته از غرور انسانی. آنچه قرار بود نمایش خیرهکنندۀ قدرت آمریکا باشد، در عمل نتیجهای معکوس داشت. نومحافظهکارانی که برای جنگ عراق فشار میآوردند، درسهای علوم اجتماعی را دربارهٔ محدودیتهای قدرت در شکلدادن جهان بر وفق میل صاحبان قدرت نادیده گرفتند. ترامپ هم امروز همان درسها را نادیده میگیرد.
🔴 اما این جمعبندی نکتهٔ اصلی را نادیده میگیرد. این نگاه بر این فرض بنا شده است که جنگ، به تعبیر کلاوزویتس، نظریهپرداز نظامی، «ادامۀ سیاست با ابزارهایی دیگر» است؛ یعنی ابزاری برای رسیدن به هدفی روشن. اگر این حکم را بپذیریم، جنگ عراق فاجعه بود، چون هرچند تهدید از جانب صدام حسین را از میان برد، تهدیدهای تازهای از سوی گروههایی چون داعش به همراه آورد و نفوذ ایران را در منطقه افزایش داد. به همین ترتیب، جنگ علیه ایران هم فاجعه خواهد بود.
@tarjomaanweb 👇
🎯 حتی جنگ هم از منطقِ نمایش و برندسازی بیرون نمیماند
🔴 کایل چایکا، ژورنالیست، نیویورکر — در شبکههای اجتماعی جنگ علیه ایران با موجی از ویدئوهای اینفلوئنسرها آغاز شد: کسانی که در دبی، دوحه و دیگر شهرهای خاورمیانه، از تراس هتلها یا کنار استخر، دوربین گوشی را به آسمان میگرفتند تا عبور موشکها و نور انفجارها را ثبت کنند. بعد از این تصاویر، ویدئوهای مسافرانی از راه رسید که در فرودگاههای شلوغ و پروازهای لغوشده گرفتار مانده بودند؛ و سپس کسانی که توانسته بودند خاورمیانه را ترک کنند، از داخل هواپیما با لحنی آسوده خبر دادند که نجات یافتهاند.
🔴 کایل چایکا مینویسد جنگ اکنون به شکلی از «محتوای حرفهای شبکههای اجتماعی» بدل شده است: ویدئوهای خوشساخت و حسابشدهای که حتی در میانهٔ حملهٔ هوایی هم با همان منطق نمایش و برندسازی شخصی ساخته میشوند. به نوشتۀ او، وجه کمسابقۀ این جنگ در سیل تصویرها و روایتهایی است که همزمان از همهسو میرسند: تصاویر شخصی، تبلیغات رسمی دولتها، میمها و اطلاعات دروغ. حاصل این درهمآمیختگی آن است که دیگر هیچ سلسلهمراتب روشنی باقی نمیماند و بهآسانی نمیتوان تشخیص داد چه چیز قابل اعتماد است.
🔴 کایل چایکا با استناد به ایدۀ «بمب اطلاعاتی» پل ویریلیو مینویسد هجوم بیوقفۀ تصویرها به جای آنکه فهم ما را از واقعیت روشنتر کند، آن را آشفتهتر میکند. ویریلیو هشدار میداد که وقتی هر رویدادی از هزار زاویه پیش چشم ما ظاهر میشود، دیگر این وفور اطلاعات لزوماً به شناخت بیشتر نمیانجامد؛ برعکس، ممکن است واقعیت را تکهتکه کند. در چنین وضعی، فرد نه با یک روایت روشن، بلکه با انبوهی از دادههای پراکنده روبهروست که مجال تشخیص و داوری را از او میگیرند.
@tarjomaanweb
🎯 کاخ سفید از کشتار ایرانیان میم میسازد
🔴 درو هاروِل، خبرنگار فناوری، واشنگتنپست — کاخ سفید در جنگ علیه ایران به راهبردی دیجیتالی و کمسابقه روی آورده است که جنگ را به میم و سرگرمی بدل میکند. در این عملیات رسانهای، تصاویر حملات موشکی با ارجاعهایی به فیلمهای اکشن و بازیهای ویدئویی درهم میآمیزد و خشونت جنگ را در قالبی سرگرمکننده عرضه میکند. کمتر از یک هفته پس از کشتهشدن دهها کودک در یک مدرسۀ ابتدایی در ایران، کاخ سفید ویدئوی «عدالت به شیوۀ آمریکایی» را منتشر کرد و مقامهای دولت نیز آن را بازنشر کردند.
🔴 بسیاری این کار را نوعی شوخی بیمارگون با جنگ دانستند. بن استیلر، که از فیلمش در یکی از این ویدئوها استفاده شده بود، خواستار حذف آن شد و نوشت: «جنگ فیلم نیست» و او حاضر نیست بخشی از «ماشین تبلیغاتی» کاخ سفید باشد. با این حال، مقامهای کاخ سفید و حامیان ترامپ از این رویکرد دفاع کردهاند و آن را راهی برای جلب توجه و تقویت حمایت از عملیات نظامی آمریکا دانستهاند.
🔴 در برابر، منتقدان و برخی کهنهسربازان هشدار دادهاند که این شیوۀ تبلیغ، جنگ را به سرگرمی تقلیل میدهد، آن را از واقعیت مرگ و ویرانی جدا میکند، هزینۀ انسانی آن را میپوشاند و خشونت را به نسخهای هالیوودی و بازیوار تبدیل میکند؛ نسخهای که میتواند بهای مرگبار یک جنگ واقعی را سبک و بیاهمیت جلوه دهد.
@tarjomaanweb
.
🎯 جنگهای ترامپ برای تلویزیون ساخته شدهاند، ولی آدمها در دنیای واقعی جان میدهند
🔴 سایمون کوپر، ژورنالیست، فایننشال تایمز — برای پیشبینی کارهای دونالد ترامپ ضروری است که بدانیم او شبیه تهیهکنندگان تلویزیون فکر میکند. از مینیاپولیس تا ایران، بیش از سیاستگذاری یا حتی محبوبیت، داستانها بودهاند که او را هدایت کردهاند. این همیشه درست بوده است. اما در ژانویه، ترامپ ژانرش تلویزیونیاش را تغییر داد و از برنامههای واقعنمای خستهکننده به سمت سریالهای جدید ماجراجویانۀ اکشن چرخید. این چرخش در سرتاسر جهان خطرآفرین بود.
🔴 ترامپ جوان قصد داشت تا به مدرسۀ فیلمسازی برود، اما پدرش شدیداً اصرار داشت که برای شرکت املاک و مستغلات خانوادگیشان کار کند. علیرغم این، بعد از دورهای از کارکردنِ شلخته در بازار، ترامپ کسبوکار خودش را درمقامِ میزبان یک برنامۀ واقعنمای تلویزیونی به نام کارآموز پایهگذاری کرد (طرفدارانی که فکر میکنند نبوغ ترامپ به خاطر تجارت است، از اساس در اشتباهند). میل او به هنجارشکنی و تنش، از او یک ستارۀ تلویزیون واقعنما ساخت. اما طیف نقشهای او در تلویزیون وسیع بود. سر و کلۀ او در مسابقات حرفهای کشتی پیدا میشد، همچنین در برنامههای گفتگومحور، نقشهایی در سریالهای طنز بازی میکرد، و ستارۀ ژانر درامهای حقوقی میشد.
🔴 وقتی ترامپ صنعتِ در حال افول تلویزیون را ترک کرد، تکنیکهای آن را به سیاست آورد. او با انتخابات سال ۲۰۱۶ مثل برنامهای واقعنما برخورد کرد و ابلههای بیشازحد محتاطی مثلِ جب بوش و هیلاری کلینتون (و در ۲۰۲۴، کامالا هریس) را که نمیدانستند در چه ژانری هستند، در هم کوبید. ترامپ را در دور اول ریاست جمهوریاش مسخره میکردند که هر روز ساعتها تلویزیون میبیند، اما او فقط در حال استراحتکردن نبود، داشت مطالعه میکرد.
🔴 دوران اول ترامپ سریال واقعنمایی بسیار جذاب بود که نمیشد از دستش داد و به صورت زنده از شبکههای اجتماعی و تلویزیون پخش میشد. ستارهها نمایش را جلو میبردند. یک رویداد شوکهکننده یا اخراج یک شخصیت، از استیو بنون بگیرید تا آنتونی اسکاراموچی، مخاطبان را برای روزها سرگرم نگه میداشت. سیاستگذاری بهندرت موضوعیت پیدا میکرد.
🔴 اما تلویزیون واقعنما ژانری نیمهجان است. در دورۀ دوم ترامپ نمایش او دیگر کار نمیکرد. ترامپِ سالخورده هنرمندِ پریشان و کمتوانی است. مثل خیلی از ستارههای واقعنما، دیگر آن توانِ شوکهکردن را ندارد: دیگر هیچیک از چیزهایی که میگوید نمیتواند شگفتزدهمان کند. علاوهبراین، دست از اخراجکردن آدمها کشیده است؛ چون یاد گرفته است که این کار سیل دشمنانی برایش درست میکند که کتابهایی منتشر میکنند که همهچیز را افشا میکند. آخرین صحنۀ از پیش آماده شدۀ تنشزای او «دعوا بر سر لباس ولادیمیر زلینسکی» بود که به بیش از یک سال پیش برمیگردد. چیزی که ترامپ بعداً با هیجان گفت: «برای تلویزیون عالی بود»، اما صحنهگردانش جیدی ونس بود، و چه بسا که اصلاً قصد ایجادش را هم نداشتند. کاملاً محتمل است که ترامپ انتظار داشته است که زلنسکی تحقیر شود، نه اینکه جواب او را بدهد.
@tarjomaanweb 👇
.
🎯 دیگر برای چه کارهایی باید اجازه بگیریم؟ برای دستشویی رفتن؟
— نطق کوبندۀ آرونداتی روی علیه جنگ آمریکا و اسرائیل
🔴 آرونداتی روی، نویسنده و کنشگر سرشناس هندی، از مهمترین و جسورترین صداهای ادبی و سیاسی هند و جهان است؛ نویسندهای تحسینشده که جوایز معتبر بسیاری، از جمله جایزۀ بوکر، را از آن خود کرده و در فهرست ۱۰۰ چهرۀ تأثیرگذار مجلۀ تایم نیز قرار گرفته است. او در پایان نشستی که در دهلی نو برای معرفی کتاب تازهاش برگزار شده بود، دربارۀ جنگ علیه ایران، امپریالیسم آمریکا و نقش دولت هند در این ماجرا سخن گفت. آنچه میخوانید متن آن سخنان است.
🔴 آرونداتی روی، زیتئو — میدانم که امروز اینجا جمع شدهایم تا دربارۀ کتاب «مامان ماری به سراغم میآید» حرف بزنیم. اما مگر میشود این روز را به پایان رساند و از آن شهرهای زیبا، تهران، اصفهان و بیروت، که در آتش میسوزند، چیزی نگفت؟ با همان روحیۀ صراحت و بیپرواییِ مامان ماریِ خودم، میخواهم از این تریبون استفاده کنم تا چیزی درباره حملۀ بیدلیل و غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران بگویم. این حمله، البته، ادامۀ همان نسلکشی آمریکا و اسرائیل در غزه است. همان نسلکشان همیشگیاند با همان دفترچۀ راهنمای همیشگی. کشتن زنان و کودکان. بمباران بیمارستانها. ویران کردن شهرها با بمباران فرشی. و بعد هم بازی کردن نقش قربانی.
🔴 اما ایران غزه نیست. صحنۀ این جنگ جدید میتواند چنان گسترش پیدا کند که سراسر جهان را در بر بگیرد. ما بر آستانۀ فاجعۀ هستهای و فروپاشی اقتصادیایستادهایم. همان کشوری که هیروشیما و ناگازاکی را بمباران کرد، ممکن است خود را برای بمباران یکی از کهنترین تمدنهای جهان آماده کرده باشد. فرصتهای دیگری برای حرف زدن درباره این موضوع خواهد بود، پس بگذارید فعلاً روشن و صریح بگویم: من در کنار ایرانایستادهام. بیهیچ ابهامی. هر رژیمی که نیازمند تغییر است، از جمله رژیم آمریکا، اسرائیل و خود ما، باید به دست مردم تغییر کند، نه به دست یک قدرت امپریالیستیِ فربه، دروغگو، متقلب، حریص، چپاولگرِ منابع و بمبافکن، و متحدانش که میکوشند با زورگویی همۀ جهان را به تسلیم وادارند.
🔴 ایران در برابر آنهاایستاده است، اما هند سر به زیر انداخته و عقب کشیده است. من از این همه بزدلی و بیمایگیِ دولتمان شرمندهام. روزگاری ما کشوری فقیر بودیم با مردمی بسیار فقیر، اما غرور داشتیم. کرامت داشتیم. امروز به کشوری ثروتمند بدل شدهایم با مردمی بسیار فقیر و بیکار که بهجای غذای واقعی، خوراکشان نفرت و زهر و دروغ است. غرورمان را از دست دادهایم. کرامتمان را از دست دادهایم. شجاعتمان را از دست دادهایم. مگر در فیلمهایمان.
🔴 ما چه مردمی هستیم که دولت منتخبمان، وقتی آمریکا رؤسای دولتهای دیگر را میرباید و ترور میکند، حتی نمیتواند در برابرش بایستد و آن را محکوم کند؟ آیا دوست داریم همین رفتار را با ما هم بکنند؟ اینکه نخستوزیر ما فقط چند روز پیش از حملۀ بنیامین نتانیاهو به ایران، به اسرائیل سفر کرده و او را در آغوش گرفته، چه معنایی دارد؟ اینکه دولت ما فقط چند روز پیش از آنکه دیوان عالی آمریکا تعرفههای ترامپ را غیرقانونی اعلام کند، یک توافق تجاری خفتبار با آمریکا امضا کرده که عملاً کشاورزان ما و صنعت نساجی ما را به حراج میگذارد، چه معنایی دارد؟ اینکه حالا به ما «اجازه» داده میشود از روسیه نفت بخریم، چه معنایی دارد؟ دیگر برای چه کارهایی باید اجازه بگیریم؟ برای دستشویی رفتن؟ برای یک روز مرخصی گرفتن؟ برای دیدن مادرانمان؟
🔴 هر روز سیاستمداران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، آشکارا ما را مسخره و تحقیر میکنند. و نخستوزیر ما همان خندۀ مشهور و پوچش را تحویل میدهد. و باز هم به بغلکردن ادامه میدهد. در اوج نسلکشی در غزه، دولت هند هزاران کارگر فقیر هندی را به اسرائیل فرستاد تا جای کارگران فلسطینیِ اخراجشده را پر کنند. امروز، در حالی که اسرائیلیها به پناهگاهها میروند، گزارش میشود که آن کارگران هندی اجازه ندارند وارد همان پناهگاهها شوند. این دیگر چه وضعی است؟ چه کسی ما را به این موقعیت تحقیرآمیز، شرمآور و نفرتانگیز در جهان کشانده است؟
🔴 بعضی از شما یادتان هست که زمانی چطور آن اصطلاح اغراقآمیزِ کمونیستی، یعنی «سگ دستآموز امپریالیسم» را دست میانداختیم. اما حالا، به نظر من، این تعبیر دقیقاً برازندۀ ماست. مگر در فیلمهای تباه و مسموممان که قهرمانان سینمایی در آنها با تبختر پیش میآیند، جنگ خیالی پشت جنگ خیالی را میبرند، ابلهاند و بیش از حد عضلانی. و با خشونت بیهودهشان و آن کلههای پُر از گهشان، عطش سیریناپذیر ما به خونریزی را تغذیه میکنند.
@tarjomaanweb
🎯 هگست نوعی کیشِ نیهیلیستیِ مرگ را ترویج میکند
🔴 پیش از این هیچ دولتی کشتارِ عریان را اینچنین بیپرده ستایش نکرده بود؛ کاری که امروز ماشین تبلیغاتی کاخ سفید با ویدیوهای مشمئزکنندهاش از جنگ ایران انجام میدهد. برخلاف فاشیسم قرن بیستم، هیچ تلاشی برای ترویج فداکاری در کار نیست؛ بلکه صرفاً با کشتاری از راه دور، شبیه بازیهای ویدیویی، روبهروایم که توجیهش نه اهداف راهبردی، بلکه احساساتی ظاهراً مهارنشدنی، یعنی «خشم» و عطش انتقام، است. همۀ اینها نیز با این اعتراف آشکار همراه است که قواعد بنیادین جنگ زیر پا گذاشته خواهد شد.
🔴 پس از ماجرای ونزوئلا، و با این تصور که میتوان آدمها را در قایقهای کوچک کشت و هیچ هزینهای هم نداد، به نظر میرسد هگست و شاید حتی روبیو از اینایده سرمست شدهاند که عملیاتهای ویژۀ نظامی میتواند هم سریع باشد، هم برای آمریکاییها هیچ هزینۀ جانی نداشته باشد، و هم در عین حال خوراکی فوقالعاده برای تلویزیون فراهم کند. وسواس ترامپ به تصویرسازی و صحنهپردازی، حالا به خصلتی مشترک در سراسر دولت او بدل شده است.
🔴 از نظر تاریخی، ایدئولوژیای وجود دارد که ستایش خشونت را به محور اصلی تبلیغات خود بدل کرده بود. «زنده باد مرگ» شعاری فاشیستی بود که جنبش موسولینی بر آن بنا شده بود. نازیها هم شعارهایی مشابه میدادند. به نظر میرسد هگست و دوستانش نیز نوعی کیشِ نیهیلیستیِ مرگ را ترویج میکنند. اما این کیش، کشتن را با فشردن دکمهای از هزاران مایل دورتر جشن میگیرد و حتی به مردگان آمریکایی هم حرمت نمیگذارد، چون ترامپ از بازگرداندن اجساد آنان برای نمایش کالاهای ماگا استفاده کرده است.
🔴 هگست که مطیع میل اربابش به سلطۀ کامل و ویرانی است، در برنامۀ زندۀ تلویزیونی قساوتی بیدلیل را دامن میزند و پیشاپیش از جنایات جنگی پیشرو پرده برمیدارد: «امان ندهید». این تأکید وقیحانه بر «مرگباربودن» بخشی از چرخشی بزرگتر در فهم جنگ است: جنگ بهعنوان راهی برای واردکردن حداکثر ویرانی و درد، نه وسیلهای برای رسیدن به اهداف راهبردی؛ اهدافی که این دولت، البته، مطلقاً از بیانشان ناتوان بوده است.
🔴 واقعیت جنگ به حاشیه رانده میشود، چون فضای رسانهای را سیلی بیپایان از تصاویر سرگرمکننده و حرفهای توخالی پُر کرده است. هگست، با آن شیوۀ بیان متکلف و مضحکش و علاقهاش به بازیهای لفظی، ظاهراً چیزی جز مشتی کلیشه برای عرضه ندارد. مقصود این نیست که هگست و آیشمن را یکی بدانیم، اما توصیفی که هانا آرنت از آیشمن به دست داده بود، ناخواسته به یاد میآید: کسی که مطلقاً ازاندیشیدن ناتوان است و بهجای فکر کردن، فقط سیلابی بیپایان از عبارتهای توخالی به راه میاندازد.
🔴 آیا همۀ اینها میتواند به مشروعیتبخشیدن به یک جنگ غیرقانونی کمک کند؟ هگست در خود پنتاگون هم جهانی خیالی ساخته است. بهجای نشستهای خبری واقعی، آنچه میبینیم گفتوگویی بیدردسر است با چهرههایی از رسانههای همسو. حتی با وجود این فضای گلخانهای، هگست باز هم اصرار دارد که مطبوعات به اندازۀ کافی به حملات آمریکا روی خوش نشان نمیدهند. همچون بسیاری از مردان ماگا، به نظر میرسد ایگوی شکنندۀ او از روبهروشدن با واقعیتِ چیزی که اینچنین با بیفکری به راه افتاده ناتوان است.
@tarjomaanweb
🎯 میکرو-میلیتاریسم: آخرین تیر امپراتوریهای رو به افول
🔴 آلفرد مککوی، استاد تاریخ دانشگاه ویسکانسین مدیسن، نیشن — مارک تواین در فصل نخست رمان سالهای طلایی دربارۀ نسبت گذشته و اکنون مینویسد: «تاریخ هرگز تکرار نمیشود، اما اکنون اغلب چنان به نظر میرسد که از خردهپارههای افسانههای کهن ساخته شده است». یکی از آن «افسانههای کهن» که بیش از همه به فهم سرانجام محتمل مداخلۀ کنونی آمریکا در ایران کمک میکند، بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ است.
🔴 پس از ملیشدن کانال سوئز به دست عبدالناصر، بریتانیا و فرانسه با پشتیبانی اسرائیل ضربۀ سنگینی به مصر زدند و در چند روز نیروی هوایی و توان راهبردی آن را از کار انداختند. اما ناصر پیش از رسیدن نیروهای مهاجم به شمال کانال سوئز، با غرقکردن دهها کشتی فرسوده در دهانۀ کانال، ابتکاری ژئوپولیتیکی به خرج داد و با بستن ورودی آن، شریان نفتی اروپا را قطع کرد. نتیجۀ جنگ برای بریتانیا شکست در سوئز، فشار بینالمللی، بحران مالی و آغاز فروپاشی هیبت امپراتوریاش بود.
🔴 مورخان به پدیدۀ مداخلۀ نظامی یک امپراتوری در حال احتضار برای بازیابی شکوه رو به زوالش، «میکرو-میلیتاریسم» میگویند. حملۀ نظامی اخیر آمریکا به ایران نیز شبیه نسخۀ آمریکایی همین میکرو-میلیتاریسم به نظر میرسد. و حتی اگر تاریخ هرگز واقعاً تکرار نشود، مداخلۀ فعلی آمریکا در ایران بیش از پیش شبیه نسخۀ آمریکاییِ بحران سوئز به نظر میرسد. همانطور که امروز در بریتانیا از آنتونی ایدن بهعنوان نخستوزیر نالایقی یاد میشود که امپراتوری بریتانیا را در سوئز به نابودی کشاند، مورخان آینده نیز ممکن است دونالد ترامپ را رئیسجمهوری ببینند که، در کنار عوامل دیگر، با نوعی ماجراجویی میکرو-میلیتاریستی در خاورمیانه نفوذ بینالمللی آمریکا را فرسوده کرد.
@tarjomaanweb
🎯 ترامپ دارد محدودیتهای قدرت آمریکا را میآموزد، اما دیرآموز است
🔴 رافائل بهر، تحلیلگر گاردین — ترامپ گمان میکرد حمله به ایران نمایشی قاطع از قدرت آمریکا خواهد بود، اما این جنگ بیش از هر چیز محدودیتهای همین قدرت را آشکار کرده است. ماجرا فقط یک خطای نظامی نیست. این جنگ مَسترکلاس کوتهبینی راهبردی در واشنگتن است: هر روزی که جمهوری اسلامی بتواند جریان نفت و گاز را در اقتصاد جهانی محدود کند، آمریکا نیز هم پول از دست میدهد و هم اعتبار. این خطر از پیش روشن بود و دولتهای پیشین آمریکا نیز به همین دلیل در برابر وسوسۀ حمله به ایران مقاومت میکردند. ریشۀ این ناکامی ناتوانی ترامپ در فهم منطق جهانیشدن است. او ظاهراً به وابستگی متقابل اقتصادی باور ندارد و جهان را صرفاً با منطق زور، تهدید و بازیِ برد-باخت میفهمد؛ منطقی که در آن موفقیت در تحقیر طرف مقابل معنا پیدا میکند.
🔴 همین ذهنیت را میتوان هم در دکترین ماگا دید و هم در شیفتگی او به تعرفهها. قرار بود تعرفهها هم از خارجیها پول بگیرند، هم واردات را محدود کنند و هم به احیای صنعت داخلی کمک کنند، اما در عمل هزینۀ آن به مصرفکنندۀ آمریکایی منتقل شد و تناقض درونی این سیاست خیلی زود آشکار شد. وقتی این سیاست در «روز رهایی» به شکلی آشفته اجرا شد، بازارها به هم ریختند، ترامپ ناچار به عقبنشینی شد و چین هم با محدود کردن صادرات مواد معدنی کمیاب، که در برخی صنایع غیرنظامی و نظامی آمریکا ضروریاند، نشان داد در رقابت اقتصادی دست خالی نیست. در رویارویی تعرفهای، پکن زودتر از ترامپ فهمیده بود که حتی نیرومندترین ابرقدرت هم از منطق جهانیشدن و وابستگی متقابل اقتصادی درامان نیست اما ترامپ دیرآموز است و هنوز همان دکترین شکستخورده را این بار در میدان جنگ میآزماید.
@tarjomaanweb
.
🔴 اما اگر کسانی که مسئول جنگاند، این نتایج را «پیامدهای ناخواسته» ندانند چه؟ اگر این نتایج فقط عوارض جانبیِ نامطلوبِ موفقیت در دستیابی به «پیامدهای خواستهشده»ای دیگر باشند چه؟ برای مثال، یکی از موفقیتهای جنگ عراق، قراردادهای پرسودی بود که به متحدان سیاسی و تجاری دولت بوش واگذار شد. جنگ ایران نیز همین حالا از این جهت موفق است که توجهها را از رسوایی اپستین منحرف کرده است.
🔴 اما این موفقیتها موفقیتی بهمراتب بزرگتر را پنهان میکنند: موفقیت در دگرگونکردن خودِ ماهیت قدرت و حکمرانی. در عراق، پیشبرد جنگ بدون برنامهریزی برای «پیامدهای ناخواسته»ی احتمالی، شکست سیاستگذاری نبود، بلکه خودِ سیاست بود. از همین منظر، جی کاسپین کانگ در ستونی تازه در نیویورکر، جنگ ایران را «جنگ بیتوضیح» نامید؛ یعنی نبودِ اهداف جنگیِ منسجم فقط به این معنا نیست که دیگر هیچگاه نمیتوان در رسیدن به آنها شکست خورد، بلکه جنگ را به نمایش نابِ قدرت هم تبدیل میکند.
🔴 منطق جامعهشناختیای که بخش بزرگی از جهاناندیشکدهها، مطالعات سیاستی و حتی روزنامهنگاری بر آن استوار است، برای فهم جنگی که از منطق درونی خود پیروی میکند و بهخاطر خودش پیش برده میشود، آمادگی چندانی ندارد. به همین دلیل، سنت کلاسیک جامعهشناسی، با آنکه هنوز هم بهطور گسترده مطالعه میشود، در نهایت جای خود را به الگوهایی داد که بر مطالعۀ خودِ فرایند تأکید میکردند: اینکه حکمرانی چگونه انجام میشود، نه اینکه مدعی است چه میخواهد انجام دهد. متأسفانه این سنت جامعهشناختی بیرون از دانشگاه تأثیر محدودی داشته است.
🔴 شاید باید جنگ علیه ایران را دستکم سه جنگ ببینیم. جنگ اول، یورش اسرائیل با اهدافی تعریفپذیر است. این جنگ بهشدت پرخطر است و چهبسا برای خود اسرائیل هم پیامدهای هولناکی داشته باشد، اما هنوز میتوان آن را با منطق پیامدهای خواسته و ناخواسته سنجید. جنگ دوم، جنگی با محرکهای کوتاهمدت است. زندگی سیاسی ترامپ و نتانیاهو در عمل چیزی جز سلسلهای از بداههپردازیها برای مقابله با بحرانهای حقوقی و عقبانداختن حسابکشی نبوده است؛ از همین رو، این جنگ از هماکنون موفق بوده است.
🔴 این دو جنگ اول شناختهشدهاند، اما کمتر به جنگ دیگری توجه میشود که ترامپ همزمان پیش میبرد؛ جنگی که بخشی از پروژهای بزرگتر است. هدف این جنگ، واژگونکردن پیوند میان «کنش و پیامد» است. دشمن واقعی در اصل ایران نیست. این جنگی است علیه جامعهشناسی و به سود قدرتِ مهارنشده و شهوتِ سلطه.
@tarjomaanweb