vir486 | Unsorted

Telegram-канал vir486 - شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

13382

تبلیغ و تبادل: @Rodin66 کانال‌های ادبی: @vir486 @ShearZii

Subscribe to a channel

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

من اینجا ریشه در خاکم.


(با چشم‌هایی خونین)

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

نشست از بر تخت زرین او
بیفگند ناخوب آیین او



شاهنامه فردوسی

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

کشیش‌ مدت‌هاست که دیگر به خدایش فکر نمی‌کند، درحالی که خادم کلیسا هنوز بر سر ایمان‌اش ایستاده!
آن‌هم به سختی فولاد. جداً آدم حالش به هم می‌خورد ...

سفر به انتهای شب
#لویی_فردینان_سلین

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

ایرانی صبرِ بسیار داشته است، توهین و تجاوزِ خارجی را تحمّل می‌کرده، ولی بی‌جواب نمی‌گذارده است. حساب‌ها در نزدِ او دیر و زود می‌شده، لیکن سوخت و سوز نمی‌شده؛ براساس همین شیوه بود که ابومسلم کارِ بنی‌امیّه را ساخت و خواجه نصیر کارِ بنی‌عبّاس را، و فردوسی کارِ سلطه‌ی فرهنگیِ دمشق و بغداد را.
ایران اسلامی به این نتیجه رسید که به نژادِ کسانی که بر او حکومت می‌کرده‌اند کاری نداشته باشد، فرق نمی‌کرد که ترک باشد یا مغول و یا قزلباش. خون، اهمّیّتی نداشت، مهم آن بود که این خون، رنگِ ایرانی به خود بگیرد، و حکمرانان بر وفقِ سلیقه‌ی او حکم برانند، و به زبانِ او سخن بگویند، و فرهنگِ او را دوست بدارند.
تاریخِ این چهارده قرن اخیر ایران، تاریخِ تلاشِ فکری و فرهنگی بوده است، مصروف بر آنکه لطمه‌ی مهاجم و خارجی به حدّاقل تنزّل داده شود، از میانِ تندبادِ حوادث و جنگ‌ها و غارت‌ها راهی به سوی تداومِ ایرانیّت بـاز بماند و هیچ یک از این سوانح، نه یورش، نه اشغال، و نه این اواخر استثمارِ فرنگی، ریشه‌ی آن را قطع نکند، که در نظر ایرانی: «تا ریشه در آب است، امید ثمری هست».

             

ایران و تنهایی‌اش
دکتر اسلامی ندوشن


@vir486

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

از آن روزهای سخت که بر ایرانیان در حمله‌ی تازیان گذشت، آن همه کشت‌وکشتار و خونریزی برای قبولاندن رسالتی نه چندان مشهود.
از آن روزها که محمود غزنوی در ری انگشت در سوراخ کرده بود و ایرانی می‌جُست.
از آن روزها که مغولان نیشابور را شخم زدند و از بقایای سگ و گربه هم در خیابان اثری نبود.
آن روز که تیمور با دسته‌ی سلاخی‌اش به ایران رسید.
آن روز که محمود افغان وحشیانه به جان ایران و ایرانی افتاد.
و اکنون که خون بر خون انبار می‌شود، و زمین رغبت پذیرش ندارد.
همه‌ی ما در این فراز و نشیب چرخ سفله‌پرور کورسوی نگاهمان به یک چیز است امید.
گر چه جگرهامون شرحه‌شرحه‌ست، گرچه از اعماق جان آه سرد می‌کشیم، گرچه دست به دست می‌ساییم و بر ران می‌زنیم اما امیدواریم امیدوار.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

همبستگی.
امیدواری.

پناه همدیگر باشیم.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

در هر خانه‌ی ایرانی چراغی از زخم روشن هست.

قطعا دوستانی در کنار ما بودند که برای همیشه خاموش شدند.
عرض تسلیت و درود به خانواده‌هایشان...

بهای این زخم‌های روشن آزادی ایران است.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

می‌دونم کانال مقداری از ریل ادبیات خارج شده ولی این مسائل برای ما ادبیاتی‌ها که بیشتر در خطر چپ هستیم الزامی‌ست.


فریب چپ‌هارو نخوریم.
چپ فریبکاره.
چپ در هوا معلقه، زمینه‌ی فرهنگی در تاریخ و فرهنگ ما نداره.
چپ شاهنامه سند اصلی و هویتی مارو قبول نداره.
چنگ بیندازیم به شاهنامه.
خوندن شاهنامه مسیر رو روشن می‌کنه.


نه به چپ و اصلاح‌طلب.
توماج صالحی
روحانی
تاجزاده( ویژه‌تر)
علی‌نژاد
علی‌دوستی
نه به صورتی‌پوشان.

پروژه‌هاشون روی میزه.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

همه پای بر سرش مالند

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

ابتدا چریک بودم، بعدها صدقه‌‌سری مصدق شدم و از شاهنشاه بد می‌گفتم، سپس‌تر چپ شدم ساعدی‌دوست و شاملو‌باز، جلوتر رفتم صورتی‌پوش خاتمی و میرحسین شدم، قبله‌ی آمالم شد دو خرداد و هر چه جلوتر می‌آمدم تهی‌تر از مفهوم و محتوایی می‌شدم که بتواند مرا به شهنامه و ایران‌شهر و شاهنشاه وصل کند.
یک‌بار برای همیشه این ریسمان لعنتی رو پاره کردم. نه چپ، نه مصدق، نه اصلاح و نه تاجزاده .....


ایران و ایران‌شهری و ایران‌شاهی تمام.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

ستاییم تاج شهنشاه را
که تختش درفشان کند ماه را

فردوسی

@vir486

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

یکی از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین مسئله‌‌های شاهنامه، ضرورت بودن شاه برای سرزمین ایران است.
هیچ‌کس از میان ادیبان گذشته به این مهم اشاره نکرده و راحت از کنارش گذشتند، به جز زنده‌یاد بیضایی این اواخر.
شاه در شاهنامه نخ اتصال بین مردم و ایران است. نمی‌گذارد که از هم بپاشد. بتن ساختمان است.
اونجایی که ایرج کشته میشه، حکیم توس همچون جادوگری مسئله‌ی ‌کنیز ایرج رو پیش می‌کشونه، گویی از قبل برای همچین روزی پرورشش می‌داد.
در زمان زال بزرگان به زال پیشنهاد پادشاهی می‌دهند ولی زال نمی‌پذیره و لهراسب( اگر اشتباه نکنم) معرفی می‌کند.
از همه‌ی این‌ها می‌خواهم به این نتیجه برسم که جز لاینفک ایران، رشته‌ی اتصال، پادشاه است.
به نظرم دشمنان این مورد رو بهتر از خودی‌ها فهمیدند و بهمین دلیل بر طبل شاه‌ستیزی می‌کوبیدند و همچنان می‌کوبند.

جایی از دوستی بزرگوار شنیدم که علامه‌ی همایی با آن همه فضل و دیانت فرمودن که: تمام شاعران ما شاه‌دوست بودند نه بخاطر تملق که بخاطر پیشینه‌ی اهمیت پادشاه در این سرزمین می‌باشد.




@vir486

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

نماند ستمکار بد روزگار
بماند بر او لعنت پایدار



سعدی

@vir486

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

به ملتی که ز تاریخ خویش بی‌خبر است
به جز حکایت محو و زوال نتوان گفت


#عارف‌قزوینی


@vir486

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

قیمت‌هارو زدن
چک کنیم ببینیم
قیمتمون چنده؟

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

دنیا به دست اوباش است
و نیکان به گناهِ لیاقت می‌میرند.

طومار شیخِ شرزین
بهرام بیضایی

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

اثرِ ظلم، محال است به ظالم نرسد
ناله پیش از هدف از پشتِ کمان می‌خیزد

                                صائب تبریزی

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن
هم وطن غمخوار او هم اوست غمخوار وطن

رهی معیری



@vir486

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

ایستاده‌ایم تا پایان.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

از لحظه‌ی دیدن کلیپ بابای سپهر، حتی از نگاه کردن به دخترم خورشید هم احساس شرمندگی می‌کنم.

بغضی شکسته.
قلبی شرحه شرحه.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

دو مردِ خراسان دو صد مردِ روم..

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

آن‌ها
به چرا مرگِ خویش آگاهانند...

ایرانِ عزیز
ایرانِ فروتن
ایران زخم‌خورده
تسلیت...

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

دیگه سکوت سرشار از سخنان ناگفته‌ نیست از بزدلی‌ست.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

نفس ظالم، مثال زنبورست
که جهانش ز دست می‌نالند

صبر کن تا بیوفتد روزی
که همه پای بر سرش مالند




سعدی



@vir486

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

ارتجاع سرخ و سیاه یادتون نره.

صورتی‌پوشان هر لحظه در حال پروژه‌های جدیدن.

آگاه باشیم آگاه باشیم.
خاتمی‌ها، نرگس‌ها، رشید‌پورها، میرحسینی‌ها و چشم‌انتظاراشون از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.



بزرگترین خائن ایران اصلاح‌طلب‌ها هستند و لاغیر.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

سرِ خم، قدغن...

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

برارونم خیلین هزار هزارن...

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

یک روز صبح از خواب بیدار می‌شوییم
تمام خورشید
تمام ایران
تمامِ زیبایی
از آن ما می‌شود.

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

ایران را از یاد نبریم...

Читать полностью…

شعر فارسی (از رودکی تا نیما) ویر

شهرِ یاران بود و خاکِ مهر‌بانان این دیار...

Читать полностью…
Subscribe to a channel