10195
حسین جاوید 🔹مدیر نشر #کتاب_سده مشاوره و همکاری در همهی زمینههای تولید کتاب: 📲 ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ ➡️ @hjavid اگر پرسشی دارید یا کمکی از من برمیآید، در حد توانم، با افتخار در خدمت هستم. لطفاً صبور باشید تا فرصت کنم پیامتان را ببینم.
اگر عمرمان به دنیا نبود، این باشد پیام آخر من در این کانال.
آرزو میکنم همهی مردم رنجکشیدهی کشورم و نجد ایران در امان باشند.
تکتکتان را دوست دارم. تا جای ممکن، از خودتان و عزیزانتان مراقبت بفرمایید.
خاک پای همهتان
حسین جاوید
@Virastaar
برخی از فعالان بازار ارز به «اسکناس دلار» میگویند «جنس».
مثلاً، میگویند: «امروز جنس در بازار کم است.»
این معنای «جنس» فعلاً عمومی نیست و میتوان آن را جزو واژگان نوعی «زبان ساختگی» در صنف خودشان دانست.
سعی میکنم در آینده بیشتر راجع به «زبانهای ساختگی» بنویسم.
شما راجع به این زبانها چه میدانید؟ (لطفاً پاسخ را برای من نفرستید. پرسشم دعوتی است به جستوجو و مداقه.)
حسین جاوید
@Virastaar
پیشروی ترکی در صفحات گیلان
اقوام ترکزبان، به دلایل فرهنگی و اجتماعی، علاقهی زیادی به سخن گفتن به زبان ترکی دارند و این واقعیت از زبان ترکی زبانی مهاجم ساخته است. فرضاً ترکزبانها اگر ازدواجی با اقوام دیگر کردهاند، اغلب زوج خود را در فرهنگ خود حل کردهاند، نه برعکس، و خیلی وقتها زبانشان با خودشان مهاجرت کرده است. البته، قضیه بسیار مفصل است و من صرفاً در حد اشارهای گفتم.
باری، هر بار که گذارم به شهر انزلی میافتد، بسیار پیش میآید که در رفتوآمد و خرید و گردش روزانه گوشم زبان ترکی را میشنود و خیلیها در سطح شهر بهترکی سخن میگویند. اینها کسانیاند که عمدتاً از نواحی تالش و آستارا برای خرید و سیاحت و کارهای دیگر به انزلی میآیند. برخی هم، برای تجارت یا با ازدواج، ساکن شهر شدهاند. خودِ تالش و آستارا و نواحی اطرافشان هم جاهایی هستند که در دهههای اخیر زبانهای بومیشان کمرنگ شده و ترکی در آنها قوت گرفته است. مدتی است که حتی در شهر رشت هم این موضوع را حس میکنم و ترکزبانان زیادی میبینم.
دور نیست که زبان ترکی در نواحی بیشتری از استان گیلان، بهویژه آن صفحاتی که به استانهای ترکزباننشین نزدیکترند، در کنار زبانهای بومی، رایج شود.
حسین جاوید
@Virastaar
چند نمونه از واژههای اصیل فارسی در کتاب فرج بعد از شدت
«آهو: عیب
اُستره: تیغ دلاکی
ازدر: لایق
بزغسمه: جُلوزغ
بُستاخ: جسور، گستاخ
بیوسیدن: انتظار داشتن
تیم: کاروانسرا
خارخار: خواهش و وسوسه
خامپوستی: ابلهی
خایسک: پتک آهنگری
خیُو: آب دهان
دستبرد: هنر، مهارت
دکان: سکو
دیریاز: طولانی
درازشاخ: گاو
رسته: صنف، بازار
سپیدکاری: دورویی
شوخ: چرک
گراندستی: تأخیر
گربه در انبان داشتن: کنایه از مکر و حیله
مُردریگ: میراث
موزه: پایافزار
نامزیده: ناچشیده
نماز آوردن: سجده کردن
نماز پیشین: ظهر
نماز دیگر: عصر
نَوانش: جنبش، خمیدگی
نهالی: بستر
نیوشیدن: شنیدن
هرزهلا: یاوهگو
همبری: برابری
همیان: کیسهی پول
هنجار: طریق، مقصد، قاعده
هنگامه: غوغا، معرکه.»
برگرفته از پیشگفتار برگزیدهی فرج بعد از شدت، تألیف حسن ابن اسعد دهستانی، تصحیح و فهارس از دکتر اسماعیل حاکمی، انتشارات توس، چاپ اول، ۱۳۷۲
@Virastaar
«جاویدنام» از واژههایی است که باید در فرهنگهای بعدی مدخل شود. این واژه نوساخت نیست اما استفاده از آن بهتازگی بسامد بیشتری یافته و بهنوعی شامل تخصیص معنایی نیز گشته است. «جاویدنام» به آن دسته از جانباختگان وقایع زمستان ۱۴۰۴ گفته میشود که جزو نیروهای نظامی و وابسته به حاکمیت نبودهاند.
حسین جاوید
@Virastaar
#کتاب_سده منتشر کرد:
آوازهای چند فیلسوار
آیدا مرادی آهنی
چاپ اول: زمستان ۱۴۰۴/ ۳۸۴ صفحه/ ۶۹۰ هزار تومان
آوازهای چند فیلسوار رمانی است دربارهی شهر و عشق و، بیش از آن، داستان زندگی و زمانهی زنان است.
یکی از شخصیتها در فضای هنرهای تجسمی تهران دههی پنجاه معمایی را رقم میزند که دیگری در تهران سال ۱۳۹۸، سال آمدن پروانهها، به دنبال حل آن است. درعینحال، هر دو درگیر شهرند و درگیر عشق. شخصیت سوم، سرگردان بین قرنها، از ری تا شیراز و اصفهان و تهران، ماجراهای زنانی از جنس آنان را روایت میکند که همگی چون فیلسواران آوازخوان، راویان زمانهی خویشاند.
رمان آیدا مرادی آهنی داستان این فیلسوارهاست که در آن معماری، ادبیات و هنرهای تجسمی از طریق عشق و زندگی در هم تنیده میشوند.
سده پیشتر کتابهای موفق گلف روی باروت، شهرهای گمشده و تختخواب دیگران را از همین نویسنده منتشر کرده است.
برای سفارش کتاب (همراه با ارسال رایگان) میتوانید به @salesadmin1 پیام بدهید.
@SadePub
خاطر مبارکتان هست چند ماه پیش خبر رسید که تاجیکستان به همهی شهروندانش یک شاهنامه هدیه داده است؟ حسابی از این خبر استقبال شد و خیلیمان ذوق کردیم.
حالا مشخص شده ظاهراً تعداد قابل توجهی از این شاهنامهها، با رانت افراد خاص و بدون هیچگونه مزایده و ضابطهای، در کشور ما چاپ شده و حجم بسیار زیادی کاغذ صرف آن شده است! همان کاغذی که این روزها ورق زر است و کمیاب شده، با قیمت دولتی، از بازار جمع شده و در اختیار افراد خاصی قرار گرفته است تا «بچاپند» و به اسم صادرات، بازار را به هم بریزند! این نایابی و گرانی کاغذ که این روزها داد همه را ــ از کتابخوان و نویسنده گرفته تا ناشر و کتابفروش ــ درآورده انگار بخشیاش هم ناشی از همین ویژهخواری بوده است.
دستگاههای نظارتی و مسئولان قضایی مدام تأکید میکنند که با «فساد» مبارزه میکنند. چه فرصتی بهتر از این؟ یک گروه تخصصی تشکیل بدهید و ببینید چه دستهایی پشت این ماجراها بوده و تخلفات احتمالی چیست. چرا باید ارزی که بهزحمت تأمین شده و صرف واردات کاغذ گشته است در طاقچههای خانههای دیگران خودنمایی کند؟
حسین جاوید
@Virastaar
#بهرام_بیضایی هم رفت.
«Hossein Javid»
𝕏 👉 @Xlinguistics
کاغذ تحریر بندی ۳ میلیون را رد کرده و کاغذ بالکی نایاب است. دلار ۱۳۱ هزار و سکه ۱۴۲ میلیون است و چکهای تسویهنشده در دست ناشرها تبدیل به کاه شده. آنوقت دغدغهی اتحادیه چیست؟ بله، برگزاری کلاس شطرنج!
تقاضا دارم مسابقات منچ را هم به برنامهی اتحادیه بیفزایند.
حسین جاوید
@Virastaar
آن روز خیلیها پیام دادند که چه کتابهایی بود و قول دادم که بگویم. کتابها اینهاست و تازه به دستم رسید (آن هفده تا به اضافهی دو کتاب که بعداً به سبد افزودم و طبعاً مقداری قیمت را بالاتر برد). از بعضیشان بیشتر خواهم نوشت.
حسین جاوید
@Virastaar
یکی یک بار زنگ زده بود برای همکاری در ویرایش. پرسیدم: «صفحهای چقدر دستمزد میگیرید؟» گفت: «صفحهای [مثلاً] هفتاد هزار تومان.» گفتم: «ما حداکثر پرداختیمان صفحهای [مثلاً] چهل هزار تومان است.» جواب داد: «مشکلی ندارد، من اندازهی همان صفحهای چهل هزار تومانتان برایتان ویرایش میکنم.» گفتم: «یعنی اگر فرضاً چهل هزار تومانمان در پاراگراف دوم صفحه تمام شود، بقیهی غلطها و کارها را نادیده میگیرید و میروید صفحهی بعد؟!»
هر وقت یادش میافتم، خندهام میگیرد!
حسین جاوید
@Virastaar
📢 بهترین توییتها در زمینهی فرهنگ، ادبیات و زبانشناسی را از شبکهی ایکس (توییتر سابق) در «فاز» بازنشر میکنیم. «فاز» سرواژهای است برگرفته از حروف اول این سه کلمه.
🔛 همفاز هستیم؟!👇👇👇
𝕏 👉 @Xlinguistics
𝕏 👉 @Xlinguistics
𝕏 👉 @Xlinguistics
✅ «ذله شدن» یعنی «عاصی شدن» و «خسته شدن» و «به ستوه آمدن».
❇️ «خانم سرهنگ ذله شده است.» (سگ و زمستان بلند، شهرنوش پارسیپور)
❇️ «دیگر از دعواهای مادربزرگم ذله شده بودم.» (رازهای سرزمین من، رضا براهنی)
✅ «ذله کردن» یعنی «عاصی کردن» و «خسته کردن» و «درمانده کردن».
❇️ «خالق، مهدیبقال را ذله کرده است.» (همسایهها، احمد محمود)
❇️ «امشب ماه را ذله میکند.» (کنیزو، منیرو روانیپور)
❌ این عبارات را گاهی با املای «زله» ضبط میکنند که نادرست است.
👈 «ذله» از «ذلة» عربی گرفته شده است. عبارات «ذله شدن/ ذله کردن» بیشتر در فارسی گفتاری رواج دارد و به نظر میرسد بهرهگیری از آنها در سدهی اخیر شمسی رایج شده است.
(شواهد برگرفته از پیکرهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.)
حسین جاوید
@Virastaar
«تامبوی» و «فمبوی» دو وامواژه هستند که این روزها بین بچههای نسل زد رواج پیدا کردهاند اما ــ دستکم هنوز ــ کاربرد عمومی ندارند.
بهتسامح، «تامبوی» دختری است که تیپهای پسرانه میزند و از کارهای پسرها تقلید میکند و «فمبوی» پسری است که آرایش و پوشش زنانه را برمیگزیند. این انتخابها و رفتارها لزوماً نشاندهندهی گرایش همجنسگرایانه نیستند و ممکن است تامبویها یا فمبویها در سنین بالاتر رویکردهای جنسی و اجتماعی دیگری در پیش بگیرند.
حسین جاوید
@Virastaar
به بهانهی «هفتهی کتاب»
گروه «اخبار کتاب» از بیستم دیماه ۱۳۹۴ تا کنون محفلی است برای صدها ناشر و نویسنده و مترجم و دوستدار کتاب؛ از طریق لینک زیر میتوانید به ما بپیوندید:
👉 https://t.me/+cCY0lGVhTTEyMmQ0
📣 پیوستن به «اخبار کتاب» فقط در ۲۴ ساعت آینده شدنی است و پس از آن، به روال همیشه و برای حفظ فضای خوب جمع دوستانهمان، دستکم تا ۳ ماه این امکان فراهم نیست. عضوگیری قبلی گروه در خرداد ۱۴۰۴ بوده است.
حسین جاوید
@Virastaar
چاپ دیجیتال در برابر چاپ افست!
«Hossein Javid»
𝕏 👉 @Xlinguistics
ویراست جدید آثار ادبی، آری یا نه
ارائهی ویرایش نو یا اصطلاحاً «ویراست جدید» منحصر به آثار علمی و پژوهشی است ــ طبیعی و بدیهی است که علم روزآمد شود. اما نباید در رمانها و داستانها و نمایشنامهها و شعرها به بهانهی ارائهی «ویراست جدید» دست برد. اینها بازتابدهندهی دورهی خاصی از خلاقیت و آفرینش هنری هر نویسنده و شاعر هستند و طبعاً ممکن است با دیدگاهها و قلم پختهتر او در آینده متفاوت باشند. کارنامهی هر نویسنده را همین تفاوتها و شباهتها و اوجوفرودهای آثارش مشخص میکند. «بازنویسی» آثار گذشته درواقع آنها را به نوشتههایی جدید تبدیل میکند و «هویت» آنها و «مسیر» پدیدآور را مخدوش میسازد. البته، رفع ایرادات نگارشی و ویرایشی جزئی در چاپهای بعدی این دسته از آثار بدون اشکال است؛ «ماهیت» اثر نباید دستخوش تغییر شود.
حسین جاوید
@Virastaar
شاید گمان کنید میخواهم به آن «استخوانو» گیر بدهم؛ نه.
شاید گمان کنید میخواهم بپرسم «داخلیِ مغز و اعصاب» دیگر چه نوع تخصصی است؛ باز هم نه.
شاید گمان کنید میخواهم بگویم چطور املای درست «فارغالتحصیل» را نمیدانستهاند؛ حتی این هم نه.
بر اساس اطلاعات سایت نظامپزشکی، فامیلی این پزشک درواقع «بحرینی» است، نه «بحرننی»! دستکم نباید اسم او را درست مینوشتهاند؟
واقعاً هر کس با هر تخصصی ابتدا باید یاد بگیرد فارسی را روان و درست بنویسد.
(برای جامعهی محترم پزشکی احترام زیادی قائلم و هدف این فرسته صرفاً تأکید بر اهمیت درستنویسی، بهویژه میان اقشار درسخوانده، است.)
حسین جاوید
@Virastaar
چهل روز شد که جانهای گرانقدری را چون بذرهایی در خاک ایران کاشتیم، اما چهل سال و چهارصد سال و چهار هزار سال هم که بگذرد، داغشان را فراموش نمیکنیم. ما هنوز ــ پس از چند هزار سال و چند صد سال ــ دلمان با اسکندر و خلفای بغداد و امرای مغول صاف نشده است و عزادار سیاوشهایی هستیم که خونشان بهناحق روی زمین ریخت...
بار دیگر به همهی آنها که در اتفاقات تلخ اخیر دوستی، فرزندی، خویشی، عزیزی را از دست دادند تسلیت عرض میکنم.
کانال ویراستار روال آموزشی خود را پیش میگیرد، اما هیچکدام از ما آدمهای سابق نیستیم و نمیشویم.
حسین جاوید
@Virastaar
نمیخواهم در کتابها دنبال شعر و داستان و اندرز تمثیلی بگردم و اینجا بگذارم و بگذرم. از آنچه در این هفتهها و روزها بر کشورم گذشت و میگذرد یک چشمم اشک است و دیگری خون. من پدر و برادر و پسر همهی جانهای عزیز ازدسترفته هستم. شد آنچه نباید میشد و ایران نازپروردهی ما زخم عمیق دیگری برداشت.
توشوتوانی نیست. مثل اغلب شما، همین گوشهها «خون میخورم و خاموشم...»
حسین جاوید
@Virastaar
مطالب کانال ویراستار در سال گذشتهی میلادی ۱/۵ میلیون بار دیده و خوانده شده است. در مقام قیاس، این بازدید بهتنهایی از میزان بازدید کانال خبرگزاری ایبنا، کانال خانهی کتاب و ادبیات ایران و کانال شورای کتاب کودک بیشتر است و حدود دو برابر بازدید کانال تلگرام طاقچه، دو برابر بازدید کانال تلگرام باغ کتاب، سه برابر بازدید کانال تلگرام اتحادیهی ناشران و کتابفروشان، سه برابر بازدید کانال تلگرام سیبوک و شش برابر بازدید کانال تلگرام نهاد کتابخانههای عمومی کشور است.
دست تکتکتان را میبوسم و تلاش
میکنم بهتر و مفیدتر بنویسم.
حسین جاوید
@Virastaar
«هَوَل» از واژههای زبان مخفی است که اندکاندک به لایههای بالاتر زبان راه پیدا کرده و پربسامد شده است. این واژه صفت است و به کسی اطلاق میشود که بهویژه در برقراری ارتباط با جنس مخالف اشتیاق زیادی نشان میدهد و در این راه حتی خود را خواروخفیف میسازد. نیز به کسی اطلاق میشود که شوروشوق زیادی برای کار یا غذا یا شیء خاصی دارد. «هَوَلبازی» هم از همین واژه ساخته شده است و فعل «هولبازی درآوردن» بر پایهی آن شکل گرفته است.
این واژه و فعل مرتبط به آن در هیچ فرهنگی مضبوط نیست و به نظر میرسد لغتنامهها باید آن را بپذیرند و مدخل کنند.
حسین جاوید
@Virastaar
ایرانخودرو و بهمن با همدیگر «اولین خودرو هیبرید ساخت ایران» را تولید کردهاند و اسمش را گذاشتهاند «اینووی»!
بزرگوار! فناوریاش را که از چانگان خریدهای، دستکم یک اسم فارسی روی آن بگذار، نه اسم انگلیسی!
حسین جاوید
@Virastaar
اگر بخواهید یک آگهی را در سطح شهر «اکران» کنید، ده بار آن را به شیوههای مختلف بازبینی میکنند تا خدای ناکرده چیزی از دستشان درنرود، اما انگار تنها موضوعی که با آن کار ندارند «درستنویسی» است!
یعنی در دستگاه عریضوطویل سفارشدهنده، طراح و مجری آگهی و نیز در ادارهی ارشاد کسی نبوده که بگوید دستکم «نمیخوایم» را در دو سطر پشتسرهم به دو شیوهی متفاوت ننویسید؟
حسین جاوید
@Virastaar
صنعت نشر دنیا مدتهاست در روال تولید آثار اغلب بر «سفارش» متمرکز است تا «گزینش»، یعنی خودش کتابها و پروژههایی را سفارش میدهد تا تولید و برای انتشار آماده شوند. اگر هم گزینش در کار باشد، منحصر به آثار نویسندههای مستعد و حرفهای است که پیشتر از غربال بازار یا کارگزاران ادبی گذشتهاند.
در سالهای اخیر، خوشبختانه، صنعت نشر ما هم، دستکم در بخش حرفهای، به غلبهی سفارش بر گزینش رسیده است. در این اوضاع، همچنان بعضی از ناشرها «فراخوان»هایی برای چاپ کتاب منتشر میکنند، یعنی اطلاعیه میدهند فرضاً اگر رمان نوشتهاید یا ترجمهای انجام دادهاید، بیاورید ما بررسی کنیم.
حقیقت این است که انتشار فراخوان برای جذب اثر یعنی من برنامهای برای روند تولید انتشاراتم ندارم وچشمبهراهم کاری برسد و چیزی چاپ کنم. درواقع ــ در بهترین حالت ــ دستهای بالای تحریریه را نشان میدهد. این نوع فراخوانها معمولاً به نتیجهی خاصی هم نمیرسد و اثر درخشانی را به دست ناشر نمیرساند؛ کسی که حرفهای است از مدتها پیش قول کتابش را به ناشر داده یا قراردادش را بسته و، اتفاقی، در تلگرام یا اینستاگرام دنبال ناشرها نمیگردد.
پیشنهاد میشود ناشرها فراخوانهای عمومی برای چاپ اثر منتشر نکنند. راهنمایی ناشر در این زمینهها به عهدهی سرویراستار است.
(این یادداشت ناظر به فعالیت یا فراخوان مؤسسهی خاصی نیست و، مثل بقیهی نوشتههای کانال ویراستار، کلی و آموزشی است.)
حسین جاوید
@Virastaar
در سالهای اخیر، دو فعل «تکان خوردن» و «ریختن» واجد معانی جدیدی شدهاند که هنوز در فرهنگها مضبوط نیست.
✅ «تکان خوردن»: گران شدن، بهویژه پس از دورهای رکود یا ثبات قیمت.
❇️ «بهای مسکن در اطراف تهران تکان خورده است.»
❇️ «بازار خودرو تکان خورد.»
✅ «ریختن»: اصلاح یا ارزان شدن قیمت، بهویژه با روند تند.
❇️ «با انتشار خبر آغاز مذاکره، ارز و سکه ریخت.»
❇️ «ریزش قیمت مسکن در مناطق شمالی تهران پس از جنگ دوازده روزه.»
این سوا از معانی دیگری است که این دو فعل دارند. مثلاً، «تکان خوردن»، در حوزهی اقتصاد، به «افزایش تقاضا» هم اشاره دارد و «ریختن» با بیش از شانزده، هفده معنی در فرهنگها مدخل شده است.
حسین جاوید
@Virastaar
در فیپاهایی که سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران منتشر میکند و ناشرها در صفحات آغازین کتابها قرار میدهند، متأسفانه، اشکالات ویرایشی و نگارشی پرشماری دیده میشود: از رعایت نکردن نیمفاصلهها گرفته تا نشانهگذاری نادرست و آشفته بودن نظام انگلیسی یا فارسی بودن اعداد، و غیره. لازم است ویراستارها و بهویژه سرویراستارها ویرایش فیپا (بدون تغییر در اصطلاحات و شمارههای اختصاصی) را هم فراموش نکنند و در فهرست کارها داشته باشند. خیلی حیف است کتابی همهجوره تروتمیز باشد اما در فیپای آن غلطهای گلدرشت به چشم بزند.
حسین جاوید
@Virastaar
در غرب متداول است که پشت جلد کتابها نام کتابهای قبلی نویسنده را هم میآورند. اینجا، چون کمتر پیش میآید همهی آثار نویسنده را یک مؤسسهی نشر منتشر کرده باشد و کتابها دست ناشران مختلف و رقیب است، این کار رواج کمتری دارد. بههرحال، اگر قرار باشد به کارنامهی نویسنده در جایی از جلد کتاب اشاره شود، کتابهایی که در غرب منتشر میشوند اغلب این روال را دارند: از آخرین اثر به سمت اولین اثر. روال ناشرها در ایران اما عمدتاً چنین است: از اولین اثر به سمت آخرین اثر. درهرصورت، باید نظم نام بردن آثار را رعایت کرد و نامها را پراکنده یا بر اساس شهرت و فروش و کیفیت آثار نچید.
حسین جاوید
@Virastaar
برخی از طراحان محترم گرافیک با اصول ویرایش و درستنویسی آشنایی کامل ندارند؛ غریب هم نیست، ما ویراستارها نیز با جزئیات کارهای هنری آشنا نیستیم. درعینحال، طراحی و اجرای جلد کتابها در نرمافزارهایی انجام میشود که گاهی با فونتهای فارسی و کپی کردن نوشتهها سازگار نیستند و طراح مجبور است نوشتههای روی جلد و عطف و پشت جلد را دوباره در آنها تایپ کند. در جریان این تایپ کردن یا افزودن و کاستنهایی که به پیشنهاد ناشر یا پدیدآور انجام میشود، ممکن و رایج است که خطاهای ریز و درشت بسیاری به نوشتههای جلد راه یابند، از غلطهای زبانی و املایی گرفته تا خطاها و ناهمسانیهای رسمالخطی و عربی شدن نویسهها و اعداد و ... . بر سرویراستار است که نظارت دقیقی روی همهی اجزای جلد کتاب داشته باشد و طراحی را به رؤیت ویراستار متن کتاب هم برساند تا احتمال بروز خطا به پایینترین اندازه برسد.
فراموش نکنیم که جلد کتاب اولین و مهمترین مواجههی خریدار و خواننده با اثر را رقم میزند و داوری نخستین و تعیینکنندهی او را شکل میدهد.
حسین جاوید
@Virastaar
هفده تا کتاب درجهیک و خیلی خوب را گذاشتم در سبد خریدم در یکی از سایتهای اینترنتی، درمجموع شد چهار میلیون و صد و نود هزار تومان؛ کمابیش معادل هزینهی یک شام معقول خانوادگی در تهران، و برابر با ۳۷ دلار (پول بیشینه دو جلد کتاب در خارج از ایران). کتاب همچنان ارزندهترین (و نه ارزانترین) کالا در این کشور است. فراموش نکنیم، به لطف دولتهای محترم، سالهاست داریم هزینهی خیلی از کالاها و خدمات (از مسکن گرفته تا خوراک و پوشاک و...) را ــ اگر نه بیشتر ــ نزدیک به هزینههای جهانی پرداخت میکنیم.
حسین جاوید
@Virastaar