yaser_arab57 | Unsorted

Telegram-канал yaser_arab57 - یاسر عرب

11322

که نام آینه بیرون ز کوره‌ها سنگ است! ادمین @yasershaban

Subscribe to a channel

یاسر عرب

اگر جنگ شد، اگر اینترنت قطع شد و یا اگر دیگر همدیگر را ندیدیم، بیایید حرف‌های سانتی‌مانتال و اشک‌آلود تحویل هم ندهیم! نوشتن وصیت‌نامه احساسی هم لازم نیست....


فقط یک چیز را یادمان بماند: ما با «حذف» مخالف بودیم. ما با منطقه حَزم مخالف بودیم؛ با این منطق که هر کس شبیه من نیست باید ساکت شود مخالف بودیم...

اگر فردایی باشد، فردای ما آن روزی است که در آن همه بتوانند حرف بزنند.‌ حتی آنهایی که دوستشان نداریم. روزی که سلطنت‌طلب بتواند علناً از ایده‌اش دفاع کند، چپ بتواند تحلیل خودش را بگوید، اصلاح‌طلب و اصولگرا هر دو امکان بیان منطق فکری‌شان را داشته باشند، و هیچ‌کس به‌خاطر عقیده‌اش از میدان حذف نشود!

آینده مطلوب ما آینده یکدست و بی‌رقیب نبود. آینده‌ای بود متکثر، پرتنش اما قابل گفت‌وگو. اگر جنگ شد و ما دیگر فرصت توضیح نداشتیم، همین را به یاد بیاورید: مسئله ما پیروزی یک جریان نبود. مسئله ما حقِ سخن گفتن برای همه بود!

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

🔖زمستان خونین و مقاومت مدنی

🎙️سیامک مهاجری
در گفتگو با حسین رزاق
#استودیو_پات

🔗 فیلم کامل را اینجا ببینید

📌 #استودیو_پات را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
🔗کانال اینستاگرام
🔗studio_patt?si=wC6nM2M3AppQ__9r">کانال یوتیوب
🔗کانال ایکس (توئیتر)


@studio_patt

Читать полностью…

یاسر عرب

بیانیه اعضای هیات علمی دانشگاه‌های کشور در ضرورت حفظ امنیت تجمعات دانشجویی، خطاب به مسئولین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، مسئولین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مسئولین دانشگاه‌های سراسر کشور

ما جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاه‌های کشور، ‏ضمن محکوم‌کردن صریح کشتار دیماه و همدلی با خانواده های ایشان و همچنین با درک حساسیت شرایط کنونی که بیش از همیشه نیازمند خشونت پرهیزی و مدارا و صیانت از جان و روح دانشگاه می باشد، با قاطعیت از شما درخواست می‌کنیم ضمن به‌رسمیت شناختن صریح حق اعتراض و افزایش سعه‌صدر در مواجهه با شعارهای مخالف با حکومت، اقدامات فوری زیر را برای حفظ حرمت دانشگاه و مصونیت دانشجویان به مرحله اجرا بگذارید:

تضمین امنیت فیزیکی و قضایی برای تجمعات دانشجویی
ممنوعیت مطلق ورود نیروهای غیرمرتبط
پیگیری فوری و جدی وضعیت دانشجویان دستگیرشده و لغو احکام انضباطی
تشکیل کمیته صیانت از حقوق دانشگاهیان



@yaser_arab57

متن کامل برای امضای بیانیه از اینجا: لینک


اسامی اعضای هیئت علمی که تاکنون بیانیه را امضا کرده‌اند: لینک

Читать полностью…

یاسر عرب

کشته‌ها در تاریخ ملت‌ها

در تاریخ برخی ملت‌ها، کشته شدن چند نفر. - مثلا پنج نفر در سوئد به سال ۱۹۳۱ - سبب تحولی عظیم و شکل‌گیری قرارداد اجتماعی نوین شده است.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/NDQejsUw4M4

در این کشور به روایت خود حکومت سه هزار نفر کشته شده‌اند و برخی حاضر نیستند محکوم کنند، حرف بزنند، بگویند قرار نبود این کشتارها صورت بگیرد. انگار نه انگار فاجعه‌ای رخ داده است. نشانه‌ای از عذرخواهی و ندامت هم نیست.

حمله خارجی و نه به جنگ را باید کنار نهیب زدن بر قدرت گذاشت که با انسداد سیاسی، مردمان را مجبور می‌کند به قدرت خارجی و جنگ امیدوار شوند.

@irantalk_sn

Читать полностью…

یاسر عرب

بگو در کدام طبقه کشتی نشسته‌ای تا بگویم چه نظری داری!


پناه بر خدا از خود به خواب زدن!
حتما جایگاه انسان و شبکه تشکیل دهنده منافع و مضارش در بازتاب توصیف حقیقت بیرونی در ذهن و وجدان او تاثیر بسزایی دارد!

برف و بوران و یخ‌بندان و سرما بسیار زیبا و دلنشین است البته از پشت پنجره و با لیوان چای گرم در دست چند سانتيمتر آنطرف‌تر و آنسوی پنجره آدمی چیزی جز سوز استخوان شکن سرما حس نمی‌کند! و البته شکی نیست اگر کسی بگوید همه‌ی ما در یک زمستان زندگی می‌کنیم حقیقت را بر زبان آورده!

در روی عرشه کشتی چه سخنان نغز و اشعار و آرزوهای جانانه‌ای می‌توان گفت و چه نقاشی‌های زیبایی از غروب خورشید می‌توان کشید و چه نقشه‌ها برای ترسیم راه پیش رو ترسیم کرد!

در زیر عرشه اما همه این سخنان درست و نقاشی‌های زیبا و نقشه‌های استراتژیک، آیا مهملاتی پوچ و بادگلوهایی روشنفکرانه و از سر هم طبقه بودن با مدیریت کشتی، به نظر نخواهد رسید؟

سهم آنان که در طبقه پایین رنج و درد حرکت کشتی بر دوش آنهاست از بهره مندی طبقات بالا چیست؟ و اگر وجود و عمر آنان سوخت محرک این کشتی است، می‌شود به آنها گفت تعیین مسیر یک علم تخصصی است و مقصد نهایی ارتباطی به شما ندارد و فقط بدانید انشالله نزدیکی‌های یک مقصد خوب هستم!

اگر تعدادی از پارو زنان به عرشه آمده و فریاد کشیدند که مقصد کجاست و تا کی باید پارو زد؟ یا فریاد کشیدند شما با وعده‌ی یک کشتی بی‌طبقه که میزان رنج و پاسخگویی هر فرد با مسوليتش همخوان خواهد بود، سوار کشتی ما شدید و ما دیگر نمی‌توانیم این رنج را ادامه دهیم.

آنوقت تکلیف چیست؟ بگوییم هر کس این شرایط را دوست ندارد، از کشتی بپرد وسط دریا و شنا کند تا به جزیره‌ای برسد؟
یا به ملوانان بگوییم بریزند آنها را به دریا؟

در تناسب با طوفان پیش رو نیز آیا می‌شود خواست در شرایط حساس کنونی همه با هم برای کشتی متحد شویم چون هم سرنوشت هستیم و قاعده اتحاد هم این باشد که هیچ روند و سیاستی تغییر نکند تا از طوفان بگذریم؟ و ضمنا بعد طوفان هم هیچ تغییری در راه نخواهد بود، همچنان که بعد طوفان قبلی نیز تغییری حاصل نشد!

باقی باشد واگذار به وجدان هر فرد تا قبل تحلیل  وضعیت و صدور رای ببیند خود کجا نشسته و آیا موضعی که می‌گیرد، متناسب با انتفاع و جایگاه خودش است یا حقیقت و خیر عمومی!

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

یاسر جان سلام

این تصویر رو که دیدم ناخودآگاه یاد تو افتادم... گفتم حتماً باید برات بفرستم.
بالایی رو که نگاه می‌کنی دلت می‌گیره. چند تا نوجوان که توی اعتراضات دستگیر شدن با لباس یک‌شکل بازداشت، نشستن روبه‌روی یه مجری و از قبل معلومه چی قراره بگن. همه‌چیز رسمی و سرد و کنترل‌شده. بیشتر شبیه جلسه بازجویی و غلط کردم بود تا گفت‌وگو. کاملا حس می‌کنی اینجا قراره آدم‌ها کوچک بشن، نه شنیده!


بعد پایینش رو ببین… چند سال پیش که تو برنامه اینترنتی رویای ایران رو می‌ساختی!

همون دایره آشنا. همون نشستن روی زمین. همون گلوله کاموا که دست به دست می‌چرخه. هیچ‌کس بالا سر بقیه نیست. هرکی از تجربه خودش میگه. کسی قطع نمی‌کنه. کسی تحقیر نمی‌کنه. یه شبکه از نخ‌ها درست میشه، مثل این که صداها به هم وصل میشن.

دیدم‌ واقعاً تضادش عجیبه. انگار دو تا ایران رو گذاشتن کنار هم. یه جا نوجوان باید اعتراف کنه و عذرخواهی کنه. یه جا نوجوان حق داره حرف بزنه و شنیده بشه.

نمی‌دونم خودت وقتی این تصویر رو می‌بینی چه حسی داری، ولی برای من خیلی نمادینه. یادم انداخت که یه زمانی یه مدل دیگه هم از مواجهه با نوجوان وجود داشت؛ مدلی که کرامتش رو حفظ می‌کرد.
گفتم اینو ببینی، شاید بیشتر از من حرف داشته باشی براش!

♨️حاشیه؛
ممنونم از برادر توحید جمالی اسعد و گلی به گوشه جمالش که چنین ذهن فعالی داره.

واقعیت جز خیره شدن به این دو فریم از دو برنامه که یکی حکومتی تولید شده و اثرش مشخص هست و اون یکی مردمی تولید شده و اون هم اثرش مشخص هست، حرفی که ارزش افزوده داشته باشه ندارم...

حرفها سالها گفته شده و رسیدیم به روزی که نباید می‌رسیدیم!
به هر حال یادآوری عجیبی بود...
ممنون توحید جان.

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

این تصویری که می‌بینیم، از نظر نمادشناسی یک کار شتاب‌زده و واکنشی است. سه رنگ پرچم ایران، «شیر و خورشید»، بعد هم یک چهره قدسی شیعی (مثلا حضرت علی (ع) ) به‌جای خورشید و زیرش «جاوید شاه نجف»!

این ترکیب، بیشتر از اینکه پیام روشن بدهد، اینگونه سردرگمی تولید می‌کند؛

۱) هویت قاطی‌پاتی
شیر و خورشید برای خیلی‌ها یک نماد تاریخی-ملی است. وقتی خورشیدش را تبدیل می‌کنی به یک تصویر کاملاً شیعی، داری یک نماد ملی را مصادره می‌کنی به نفع یک قرائت خاص مذهبی. نتیجه؟ نه کاملاً ملی می‌ماند، نه صرفاً مذهبی؛ یک چیز معلق و مبهم می‌شود.

۲) نادیده گرفتن جامعه متکثر
ایران فقط یک قرائت مذهبی ندارد. اهل سنت، اقلیت‌های مذهبی، حتی شیعیانی که سیاسی فکر نمی‌کنند. وقتی نماد ملی را این‌قدر خاص‌گرایانه می‌کنی، طبیعی است که بخشی از جامعه احساس حذف شدن کند. نماد ملی باید چتر باشد، نه دیوار!

۳) واکنش به رقیب، نه ایده مستقل
اگر این کار برای رقابت با استفاده سلطنت‌طلب‌ها از شیر و خورشید است، یعنی ما ایده مستقل نداریم، فقط می‌خواهیم «نماد طرف مقابل» را تصاحب کنیم. سیاستی که فقط واکنش نشان می‌دهد، معمولاً خلاقیت ندارد و سرمایه نمادینش زود می‌سوزد.

۴) پیام قدرت نامشخص
«جاوید شاه» یک بار سلطنتی دارد. «نجف» یک بار مرجعیت شیعی. این دو را کنار هم گذاشتن بدون توضیح نظری روشن، بیشتر شبیه آشفتگی است تا قدرت. دقیقاً معلوم نیست داریم از چه مدل مشروعیتی حرف می‌زنیم.

۵) همبستگی یا قطبی‌سازی؟
اگر هدف، انسجام ملی است، این مسیر برعکس جواب می‌دهد. در فضای قطبی، نماد باید حداقلی و مشترک باشد تا آدم‌ها را دور هم جمع کند، نه اینکه خط‌کشی را پررنگ‌تر کند.

۶) خرج کردن امر مقدس در سیاست روزمره
وقتی امر قدسی را می‌آوری وسط رقابت سیاسی، هم سیاست را تقدیس‌زده می‌کنی، هم دین را وارد دعوای روزمره. آخرش هم هر دو آسیب می‌بینند.

خلاصه اینکه اگر قرار است نمادسازی کنید، باید فراگیر، کم‌تنش و آینده‌نگر باشد. این مدل کارها بیشتر به بن‌بست ایده رسیدن خودتان را نشان می‌دهد تا قدرت ایده پردازی را...

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

موش!

تحلیل تحقیر رهبران سیاسی و پیامدهای آن👇

/channel/yaser_arab57/13979

Читать полностью…

یاسر عرب

شرح؛

سؤسياست!
سوسیالیست!
سوسیس!
سوئیس!

جامعه‌‌ی برانگیخته...

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

خبرگزاری دولت!
محمد امین یا محمد قاری؟

یادداشت مرتبط👇

/channel/yaser_arab57/13974

Читать полностью…

یاسر عرب

محمدِ امین یا محمدِ قاری؟

پیش از بعثت پیامبر، جامعه مکه یک لقب را بر زبان داشت: «محمدِ امین»

لقبی که به محمد (ص) داده بودند، نه به‌خاطر حفظ و امانت‌داری در متنی مقدس (چرا که هنوز وحی نازل نشده بود) بلکه به‌خاطر امانت‌داری عمومی، صدق، و قابل‌اعتماد بودنش در معاملات و مناسبات اجتماعی بود.

مردم، پیش از آن‌که پیام او را بشنوند، منش او را دیده بودند. پیش از آن‌که آیه‌ای تلاوت شود، اخلاقی زیسته شده بود.

این تقدمِ «اخلاق بر متن» نکته‌ای راهبردی است. اگر قرآن قرار بود صرفاً با صوت و لحن و حفظ گسترش یابد، نخستین نشانه رسالت باید در حافظه قوی یا صوت داوودی پیامبر جلوه می‌کرد، نه در سرمایه مهمی چون اعتماد اجتماعی!

اما تاریخ نشان می‌دهد که اعتماد، پیش‌نیاز پذیرش پیام بود. امروز ما گاهی نسبت را وارونه کرده‌ایم. مسابقه حفظ، تندخوانی، ختم‌های پیاپی (که این روزها از نمایشگاه قرآن تا نمایش قاریان باب شده است) اگر مقدمه تحول باشند محترم‌اند.

اما اگر متن از سطح حافظه عبور نکند و به سطح «شخصیت» نرسد، همان شکافی رخ می‌دهد که جامعه دیندار را فرسوده می‌کند: کثرت تلاوت، قلتِ اعتماد!

در منطق قرآن، «تلاوت» به معنای پی‌گیری است. یعنی آیه را درون زندگی دنبال کردن.

پیامبر، پیش از آن‌که حامل الفاظ باشد، حامل امانت اخلاقی بود. اساسا امانت‌داری‌اش بود که برای یاران مکه، قرآن را قابل‌باور کرد.‌

اینجا مسئله این نیست که حافظ قرآن بودن بی‌ارزش است. مسئله این است که اگر «امین بودن» از آن جدا شود، قرآن خواندن برای جامعه مسلمان تنها به یک به مهارت قابل نمایش و تفاخر بدل می‌شود، نه به یک متن برای یافتن منشی اخلاقی!

جامعه‌ای که هزاران حافظ قرآن دارد اما اعتماد عمومی در آن پایین است، باید از خود بپرسد: آیا ما متن را حفظ کرده‌ایم، یا متن باید ما را حفظ کند؟

ما امروز ادعا داریم ام‌القرای جهان اسلام هستیم. بسیار خوب... میزان امین بودن حاکمان و باورمند بودن مردم نسبت به سخنان ایشان، و امانت‌داری قدرت و حفظ امانت مردم توسط مردم در همین جامعه ما چه آماری دارد؟

شاید یادآوری آن لقب قدیمی (محمدِ امین)‌ تلنگری باشد برای بازگشت به نسبت درست:
اولویت ساختن شخصیت است با خواندن و حتی حفظ کردن متن.

اگر یک آیه در وجدان بنشیند و به‌ امانت‌داری، عدالت و صدق تبدیل شود، آن آیه جامعه را آباد می‌کند. اما اگر قرآن در حنجره بماند و به قلب نرسد، حتی زیباترین صوت‌ها هم مشکل اعتماد را حل نخواهد کرد!

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

#پیشنهاد_کتاب:
خوشبختانه کتاب خواندنیِ «قمار توسعه» (از استفان درکان) به فارسی ترجمه شد. به نظرم در کنار کتاب «توافق‌ها و توسعه» (از پریچت و همکاران، که آن هم خوشبختانه در دست ترجمه به فارسی است) متناسب‌ترین منبع الهام‌بخشِ نظری جدید برای «توافق‌گرایی» در شرایط ساختاری و ترتیبات نهادی ایران امروز است. کاش علاوه بر رئیس جمهورِ توافق‌گرا، تاثیرگذارانِ سیاسی‌ومدنی‌مان هم بخوانند.
@yaser_arab57
@jalaeipour

Читать полностью…

یاسر عرب

🫖
از افطار تا سحر
چای و افطاری و سحری تون با ما...

انجمن چای‌خوران مقیم مرکز


من‌امشب افطاری رفتم.

فضای بسیار آرام به شدت ساده و متفاوتی داره.
میتونید تا پنجاه نفر هم رزرو کنید.

خیابان آزادی. خیابان زارع. کوچه سرو. پلاک شش

#چوچایتی

رزرو👈
@Pol_connect

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

در حاشیه بازار خلازیر این مبل‌ها را دیدم. با مقیاس اغراق‌آمیز، منبت‌های درشت و رنگ طلاییِ پر زرق‌وبرق، که می‌کوشند «حجم» را جایگزین «دوام» کنند.

اینجا با «زیبایی‌شناسیِ اغراق» مواجهیم. چرا‌که مصرف تمایزی در پایین‌دست هرم طبقاتی منطق «پر کردن خلأ» است.

وقتی سرمایه اقتصادی محدود است، سرمایه نمادین با کالاهای بزرگ و پرزرق‌وبرق ساخته و مورد استقبال واقع می‌شود. (مثل شاسی بلندهای بی‌کیفیت چینی!)

مبلِ عظیمی که هم‌قد انسان است، بدل به «بیانیه منزلتی» می‌شود. حتی اگر با زندگی واقعی (خانه اجاره‌ای کوچک، راه‌پله تنگ، در باریک) ناسازگار باشد!

بک‌گراند ساختمان نیمه‌ویران، استعاره‌ای از زیرساخت‌های فرسوده اقتصادی و شهری است. این هم‌نشینی، تضاد ساختاری را عیان می‌کند: زیرساخت ناپایدار و نمایش دارایی و اقتدار!

در بازاری مانند خلازیر، مزیت رقابتی بر «قیمت پایین» استوار است. تولیدکننده می‌داند مخاطبش به دنبال «اثر نمایشی» است،‌ نه طول عمر بیست‌ساله!

این را نمی‌توان «بی‌عقلی مصرف‌کننده» نامید. این سازوکاری دفاعی در برابر حذف اجتماعی است. وقتی ساختار، امکان ارتقای واقعی نمی‌دهد، نمایشِ ارتقا جایگزین می‌شود!

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

از امشب به مدت ۷۲ ساعت تلاش خواهیم کرد تا بخشی از این بک میلیارد و سیصد میلیون‌تومان زیانی را که به این ۱۵ عزیز معلول و آسیب دیده از اسیدپاشی وارد شده تأمین کنیم.
بدیهی‌ست هر عددی که تامین شد، به صورت برابر بین این عزیزان توزیع خواهد شد.
جا نمانید و به دوستان‌تان هم خبر بدهید که جا نمانند؛ این اولین #کارخیر ما در ماه‌مبارک رمضان است….

‏6393461025410958

‏6037697633640724

پرداخت مستقیم

Читать полностью…

یاسر عرب

کدام پادشاهی، کدام جمهوری؟
نقدی بر منتقدان رضا پهلوی


محمد مالجو در گفت‌وگویی که با عنوان «پهلوی راه‌حل نیست» روش سیاسی رضا پهلوی و ایده پادشاهی‌خواهی و سلطنت‌طلبی را نقد کرد. سجاد فتاحی که خود را پادشاهی‌خواه می‌داند در این گفت‌وگو به نقدهای محمد مالجو پاسخ می‌دهد. او معتقد است باید مشخصات پادشاهی یا جمهوری مناسب برای ایران را شناخت و تعریف کرد.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/K8h7CthuKQw

سجاد فتاحی معتقد است باید تلاش کرد تا آن‌چه وی انقلاب ملی می‌خواند سبب گذار از جمهوری اسلامی شود و هم‌زمان برای اصلاح دفترچه اضطرار و فرایند سیاسی استقرار نظام سیاسی جدید در ایران کوشش کرد. وی از حمله خارجی برای تسهیل گذار نیز حمایت می‌کند.

#انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #حمله_آمریکا #ساختن_جامعه #سجاد_فتاحی #پادشاهی_مشروطه #طراحی_نهادی #دفترچه_اضطرار

@irantalk_sn

Читать полностью…

یاسر عرب

به بهانه آن‌ فحش ناموسی که با شیطنت گفته شد از صداوسیما پخش شده!


امروز یک برش از برنامه‌ی شبکه یک سیما که در آن لفظی شبیه لفظی رکیک به کار رفته بود (خارخاسک) در شبکه‌های اجتماعی پخش شد. به هر حال این رخداد و برش مردم را عصبانی کرد.‌ اما همه می‌دانیم واقعیت اینه که مسئله فقط همان سوتفاهم (واقعی یا ساختگی) نبود. مسئله، زمینه‌ای هست که سال‌ها ساخته شده.

وقتی اعتماد عمومی به صدا و سیمای نظام مقدس در چشم توده مردم از بین رفته باشد، هر خطا تبدیل می‌شود به سند. حالا مردم نمی‌گویند «اشتباه شد»، می‌گویند «دیدی؟ همین است که می‌گفتیم.»

تا اینجا که موضوع مشخص است. اما بعد یک اتفاق مهم‌تر افتاد: بعضی از مجریان و مدیران سابق صداوسیما هم آمدند و شروع کردند به انتقاد تند و حتی تمسخر جبلی.

اینجا اما سؤال اصلی من شکل می‌گیرد. البته اعتراض حق هر کسی است.‌اما پرسش این است: وقتی خود این بزرگواران داخل ساختار صداوسیما بودند چه کردند؟ آیا آن زمان که تریبون داشتند، صدای واقعی مردم بودند؟ آیا هزینه دادند برای گفت‌وگوی جدی؟ آیا با حذف‌ها و سطحی‌سازی‌ها مخالفت کردند؟ یا آنها هم بخشی از همان فضای سرگرمی‌زدگی و تولید شبه‌آگاهی بودند؟

مسئله‌ای که به این بهانه به نظرم باید روشن شود، تفاوت بین «عدالت‌خواهی» و «سهم‌خواهی» است.

عدالت‌خواهی یعنی بخواهی قواعد بازی عوض شود، حتی اگر به ضرر خودت باشد. یعنی بگویی ما هم خطا کردیم. و مسئولیت گذشته‌ات را بپذیری. اما سهم‌خواهی یعنی ناراحت باشی چون دیگر در بازی و باند تازه نیستی!

نشانه سهم خواهی این است که اعتراض از لحظه حذف شدن خود آدم شروع شود، نه از زمانی که سالها قدرت و حضور داشته.

من نمی‌گویم هیچ‌کس حق ندارد امروز انتقاد کند. آدم‌ها ممکن است دیر بفهمند. حتی ممکن است تجربه حذف خودشان باعث بیداری شود.

اما اگر قرار است حرف از عدالت رسانه‌ای بزنیم، باید یک سؤال ساده را هم جواب بدهیم: «سهم ما در شکل‌گیری وضع امروز چه بود؟»

و یک نکته اساسی‌تر: ما بارها گفته‌ایم راه حل مسائل این کشور از خودانتقادی می‌گذرد. تا وقتی هر کس فقط دیگری را مقصر بداند و سهم خودش را نبیند، هیچ اصلاح پایداری شکل نمی‌گیرد. خودانتقادی یعنی شجاعت نگاه کردن به گذشته‌ی خود، نه فقط نقد امروز و گذشته‌ی دیگران!

اگر این فرهنگ جا بیفتد، هم در رسانه و هم در سیاست، امکان ترمیم اعتماد و بازسازی زبان عمومی فراهم می‌شود. پس مسئله فقط این نیست که چه کسی امروز بیرون مانده و‌ منتقد شده است. مسئله این است که چه کسی حاضر است گذشته‌ خودش را هم روی میز بگذارد!

بهتر است بزرگواران پشت خرابی مخروبه‌ی صدا و سیما و فکر کوتاه ناکارشناسان آن سنگر نگیرند و دیروز خود را به بهانه‌ی واکنش‌های امروز زیر فرش پنهان نکنند! مچ گیری و فحش دادن به صدا و سیما برای این‌که بگویید مردمی هستید نه جالب است و نه رهایی بخش!

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

‏خیرین محترم مدرسه‌ساز!

✍اسماعیل آذری

کیفیت آموزش با افزایش بودجه‌ی تجهیزات محقق نمی‌شود.
در خبرهای امروز خواندم رقم بالایی برای ابزار با نیت کیفیت آموزش کمک کردید.
کیفیت، محصول «معلم شایسته»، «محتوای متناسب با رشد کودک» و «ساختار درست» است.
تا وقتی شیوه جذب و تربیت معلم اصلاح نشود،
تا وقتی برنامه‌های درسی بر اساس نیازهای رشدی کودک طراحی نشوند،
تا وقتی مدرسه کودک‌محور نشود و کنجکاوی، خلاقیت، مهارت زندگی و شادی به رسمیت شناخته نشود،
تزریق پول، مسئله را حل نمی‌کند؛ فقط ظاهر را ترمیم می‌کند.
اگر دغدغه کیفیت داریم،
اصلاح ساختار مقدم بر ساخت ساختمان است.

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

پرسشی ز دانشمند مجلس!

از امضاکنندگان بیانیه «نه به جنگ علیه ایران» برخی دوستان نزدیک من‌ هستند، با برخی همکار بوده‌ام، از برخی آموخته‌ام و حق استادی بر گردنم دارند، و بعضی دیگر چهره‌هایی‌اند که همواره برایم محترم بوده‌اند.

طرح پرسش‌هایی که در ادامه می‌آید نه برای نفی موضع قابل فهم و محترم ایشان، بلکه دعوتی است به تأملی جدی‌تر درباره مسئولیت اهل اندیشه در لحظات خطیر؛

۱. معیار محکوم‌کردن خشونت؛ عام یا موردی؟
جنبش اعتراضی دی‌ماه، واکنشی بود به فقر، فساد، تبعیض و تحقیر. در پی وقایع خونبار ۱۸ و ۱۹ دی، هزاران هم‌وطن جان باختند و کشور در سوگ فرو رفت.
پرسش این است: آیا در آن ایام نیز ضرورت صدور بیانیه‌ای صریح در تأیید اصل اعتراض، محکومیت کشتار و مطالبه پذیرش مسئولیت از مقامات ذی‌ربط احساس شد؟
به بیان روشن‌تر:
آیا معیار محکوم‌کردن خشونت برای ما معیاری عام و بی‌استثناست، یا بسته به موقعیت سیاسی تغییر می‌کند؟
سرمایه اخلاقی اهل اندیشه زمانی معتبر می‌ماند که در همه‌جا، نه فقط در برخی موقعیت‌ها، هزینه شود.

۲. نمایندگی اجتماعی یا تمرکز نخبگانی؟
تجربه زیسته همواره شرط لازم برای فهم نیست؛ همدلی می‌تواند فراتر از تجربه شخصی هم باشد.
اما پرسش مهم‌تر این است:
آیا شبکه امضاکنندگان نماینده تنوع اجتماعی و طبقاتی جامعه ایران است؟ یا عمدتاً از لایه‌ای خاص از نخبگان سیاسی و دانشگاهی تشکیل شده که پیوند ارگانیک و روزمره آن با طبقات معترض و تحقیر شده بسیار ضعیف است؟
اگر فاصله‌ای وجود دارد، این فاصله در صورت‌بندی مسئله و اولویت‌بندی خطرها اثر نمی‌گذارد؟

۳. نسبت زنان؛ بازتولید ساختار مردانه؟
در میان اسامی منتشرشده، سهم بانوان حدود ده درصد است.
آیا این نسبت، بازتاب همان ساختار مردانه قدرت نیست که سال‌ها‌ نقدش کرده‌ایم؟
اگر جنگ مسئله‌ای ملی است، چرا ترکیب امضاکنندگان تا این اندازه نامتوازن است؟
آیا شبکه‌های تصمیم‌ساز و بیانیه‌ساز ما همچنان در مدارهای مردانه بازتولید نمی‌شوند؟

۴. «نه» به جنگ؛ اما «آری» به چه؟
در متن بیانیه آمده است که علاج در «تغییرات درون‌زای کارساز و توسعه‌آفرین» است و باید به مسیر ویرانگر جنگ نه گفت. این گزاره، عقلانی و قابل دفاع است. اما پرسش اساسی این است:
این تغییر درون‌زا دقیقاً چیست؟ مسئله اصلی کدام است؟ مسیر اصلاح از کجا می‌گذرد؟ کدام نهاد، کدام سیاست و کدام سازوکار باید تغییر کند؟
یک بیانیه مسئولانه دست‌کم باید سه سطح را روشن کند: تعریف مسئله. چارچوب ارزشی. مسیر اقدام.
در این متن، دو سطح نخست تا حدی حاضر است اما مسیر اقدام مبهم می‌ماند. آیا صرف پرتاب یک گزاره درست به فضای عمومی، بدون تعیین سازوکار تحقق آن، می‌تواند راهگشا باشد؟

۵. علل ساختاری احتمال جنگ
آیا جنگ صرفاً خطری بیرونی است؟ یا بخشی از احتمال جنگ، محصول برخی سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای نیز هست؟ اگر جنگ نتیجه زنجیره‌ای از تصمیمات و تنش‌های انباشته باشد، مخالفت با جنگ بدون نقد آن علل ساختاری، کامل است؟
«نه به جنگ» آیا نباید هم‌زمان «نه به سیاست‌های جنگ‌زا» نیز باشد؟

۶. مخاطب بیانیه کیست؟
این بیانیه خطاب به چه کسی نوشته شده است؟ افکار عمومی داخل کشور؟ جامعه جهانی؟ دولت آمریکا؟ یا حاکمیت ایران؟
بدون تعیین مخاطب، کارکرد سیاسی بیانیه روشن نمی‌شود.
بیانیه‌ای که مخاطبش مبهم باشد، بیشتر به اعلام موضع اخلاقی می‌ماند تا کنشی مؤثر در میدان سیاست.

۷. امنیت و کرامت
در برابر هر تجاوزی، دفاع از کشور وظیفه‌ای ملی است. اما انسجام ملی بر پایه امنیت صرف شکل نمی‌گیرد بلکه بر پایه اعتماد و کرامت شهروندی شکل می‌گیرد.
اگر بخشی از جامعه احساس کند در تجربه زیسته‌اش کرامتش پاس داشته نشده و تحقیر شده است، بسیج ملی در لحظه بحران چگونه پایدار می‌ماند؟ آیا بازسازی سرمایه اجتماعی، پیش‌شرط هر مقاومت ملی نیست؟

این پرسش‌ها برای نفی «نه به جنگ» نیست؛ بلکه برای کامل‌کردن آن است. زیرا اگر «نه» روشن است، «آری» نیز باید روشن باشد! و اگر خطر بیرونی جدی است، بازسازی درونی باید دقیق، شفاف و قابل سنجش باشد.

پی‌نوشت: نحوه چینش اسامی و تصاویر در یکی از پوسترهای منتشرشده (با قرارگرفتن چهره‌های شناخته‌شده در بالا و گمنام‌ترها در پایین) ناخواسته یادآور سلسله‌مراتب شبکه‌ای است. هرچند این امر احتمالاً به انتخاب رسانه بازمی‌گردد، اما فرم بازنمایی نیز بخشی از پیام است و در کنش مدنی، افقی‌بودن نمادین اهمیت دارد.

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

یک سینوزیت ساده...

یادش بخیر!
همین دو ماه پیش بود که به جای حرف زدن از تغییر نظام و انتظار حمله آمريکای جهان‌خوار مردم داشتند در شبکه‌های اجتماعی از گرانی حرف می‌زدند!

از کمبودهایی که قشر فقیر را له کرده.
قشری که در پشت میزهای گز و پسته و در حین پوست کندن پرتقال و موز سرش گفتگو بود که صدایش بزنند دهک پائين یا دهک کم برخوردار؟

همان قشری که اول انقلاب اسمش مستضعفان و رنج‌بران و پا برهنگان بود و حالا معلومه نیست بشود کم‌بهره‌مندان و یا عدم النفع بردگان؟

سرما خوردگی و سینوزیت ساده را می‌گویم...

امشب که سومین نوع پنی‌سلین را سومین دکتر برای سومین بار در نسخه رویا نوشت ساعتی از این داروخانه به آن یکی رفتیم تا پیدا کنیم!

یا نبود یا به اندازه نبود یا سیستم قطع بود و خلاصه دست آخر دست به دامان داروخانه ارتش شدیم.

دارو را یافتیم. سرم را البته بدون شلنگ و آنژیو کت و ... دادند و فرموند درمانگاه این پنی‌سلین را تزریق نمی‌کند و باید بروید بیمارستان!

راهی بیمارستان لقمان شدیم. مدتی در نوبت اورژانس ایستادیم تا بفهمیم چون بیمارستان دولتی شلوغ است و‌تخت نیست باید برویم بیمارستان خصوصی پیدا و تزریق کنیم!

آمدیم بیمارستان خصوصی ساسان (با بیمه سلامت ایرانیان) گفتند باید تشکيل پرونده بدهید و در نهایت هر دوز تزریق یک میلیون و‌صد هزار تومان هزینه‌اش می‌شود!

برای شش تزریق پنیسیلین حدود هفت میلیون تومان باید هزینه کنیم!

شاید فکر کنید میخواهم گلایه کنم. نه...
دلم پیش تک تک مردم است. مردمی که این شبها زیر بار زر و زور و تزویر و حکمرانی کلنگی کمری برای‌شان نمانده که خم شده باشد!

مردمی که مهمان مامانی زندگی کرده و در هزار نداری جلوی در و همسایه با سیلی صورت خودشان را سرخ کرده‌اند!

یادم هست تا همین چندسال پیش ای‌کاش گویان بودم که کاش و فقط کاش یک سوم مسئولین این کشور مثل مردم عادی زندگی می‌کردند!

خدا را شکر سیلی‌های روزگار کاری کرد که به ناچار، دست از این آرزوهای سانتیمانتال برداشتم!

شاید سخت‌ترین سیلی دیدن آدمهایی بود که سالها برای دیگران دست به خیر بودند و حالا دست‌خالی‌شان را نمی‌دانستند چگونه باید جلوی فلان خیریه‌ دراز کنند؟ آدمهایی که کف دستشان را یک‌بار هم رو به آسمان نگرفته بودند... برای این آدمها ساده‌تر بود که زمین دهن باز کند و به قعر آن بروند تا اینکه به دیگران بگویند ندارم و محتاج شده‌ام! این دیگر خود جامعه بود که چنان داغان شده بود که نمی‌توانست زیر بغل جامعه‌ را بگیرد...

معترضان چه می‌گفتند مگر جز اینکه این زندگی و این فقر و این تورم و این گرانی و این تحقیر در شأن ما نیست!




پوزش می‌خواهم... درد دل شد!

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

تولید چرندیات محض!

چند روز پیش یکی از همین ویدئوهای تولیدی جهاد تبیین طرفداران نظام را می‌دیدم. از همین ورژن خودگویی و خودخندی! نشست کرده از سفره‌های بی‌پایان قرارگاه‌های فرهنگی، نظامی، امنیتی، جهادی، درهم!

گزارشگر رفته بود بین مردم و از هر کسی می‌پرسید بهترین گزینه برای اداره کشور کیست؟ مردم جواب می‌دادند پهلوی! بعد هم برای ضایع کردن‌شان شروع می‌کرد به این سوالات که خوب محمدرضا چه سالی شاه شد؟ رضا شاه کی از ایران رفت؟ اسم چند وزیر تاثیرگذار و چند پروژه ماندگار پهلوی را بگو ببینم؟ آن بندگان خدا هم می‌ماندند که چه جواب بدهند؟ خوب نمی‌دانستند و به اصطلاح ضایع می‌شدند و نتیجه اینکه بله طرفداران پهلوی همینقدر بی سواد، سطحی و ساده‌لوح هستند!

من به عنوان کسی که مخالف نهاد پادشاهی ولی جمهوری خواه هستم و البته بک گراندم مذهبی است فکرم مشغول بود که اگر همین اتفاق در یکی از راهپیمایی‌های مدافعان جمهوری اسلامی رخ بدهد چه فاجعه‌ای رقم خواهد خورد؟

فرض بفرمایید گزارشگر از همین الله اکبر گویان و مرگ بر ضدولایت فقیه فریاد کنان بپرسد فرق ولایت فقیه با ولایت مطلقه فقیه چیست؟ آقای خامنه‌ای الان چند سال سن دارد؟‌ روایت یا منطق دینی که می‌گوید رهبری فقیه مادام العمر است را بیان کن!

اینها که هیچ... فقط کافی است بپرسد سه کتاب مهم امام خمینی را نام ببر! یا مثلا گرد آورنده نهج البلاغه کیست؟ آیت‌الله مطهری در چه سالی شهید شد؟ یا اساسا حزب جمهوری اسلامی با خود جمهوری اسلامی چه فرقی دارد؟

دیدم اینها هم زیاد است... کافی است بپرسد قرآن چند سوره و چند آیه دارد؟ حتی از معمم‌ها بپرسد فرق محل زندگی‌ امام محمد تقی (ع) با امام علی النقی (ع) چه بوده؟ یا یک روایت از امام کاظم (ع) بگو! اصلا فرق سبحان ربی العظیم و بحمده با سبحان ربی العلی و بحمده چیست؟

آنوقت می‌دیدند چه فاجعه‌ای به آنها سلام می‌کند! تازه این سوالات برای قشر بالای سی یا چهل سال مذهبی است. از همین تینیجرهای مدافع نظام اگر بپرسند یک کتاب که نوشته رهبری باشد نام ببر بندگان خدا هاج و واج می‌مانند! این هم نه، زیاد است... فقط بگویند جلوی دوربین یک‌بار تیمم کن! همین بس است برای این‌که بس باشد...

این است که به جای فهمیدن و تفهیم جامعه کلنگی و نقد به شاه‌الهی بی‌سواد و حزب‌الهی بی‌سواد (فرضا که این داده‌ها سواد محسوب شود!) موضوع را اینگونه قلب و در ترسیم مشکل خیانت می‌کنند!

چه می‌شود کرد؟ در دنیای وارونه هستیم دیگر... در اینستاگرام که پلتفرم سرگرمی است من و جناب سلمان کدیور باید لایو بازخوانی علل به قهقرا رفتن جریان حزب‌الهی را بگذاریم و در صدا و سیمایی که باید دانشگاه باشد، مناسک و سرگرمی و اینترتیمنت مذهبی برپاست!

گزارشگر عوض اینکه خجالت بکشد که افرادی درون ساختار آموزشی همین نظام مقدس! ابتداییات تاریخ معاصر کشور خود را فرا نگرفته‌اند، از ضعف دانشی جامعه‌ای کلنگی، پلکانی می‌سازد برای رفعت خودش!

حالا غرض اینکه به آقا سلمان و مخاطبان لایو هم گفتم. قرآن به عنوان عمیق‌ترین لایه‌های تولید معنی در ام القرای خودخوانده جهان اسلام بسیار مظلوم و مهجور است!

نه آن برادر دردمند فوتبالیست که در مقابل هر اعدامی می‌خواست یک قرآن بسوزاند کاری با محتوای عدالت‌گستر و ضد ظلم و حقیقت پرور آن دارد، نه آن خواهر محجبه که در راهپیمایی دفاع از نظام آن را بالای سر می‌گیرد، متوجه شکاف عمیق بین آن معارف رهایی بخش با ساختار سیاسی انسدادگرایی است که همین قرآن را دستاویز ادامه روندهای فساد زا و عادات غلیظ و اشتباه خود کرده است!

مسئله فقط این نیست که طرفداران آقای رضا پهلوی به خودش میایند! مسئله این است‌ که طرفداران نظم سیاسی موجود هم اتفاقا خیلی به آن می‌آیند!

مسخره نکنید و نخندید که انقلابی که با شریعتی و آل احمد و حکیمی و مطهری و بهشتی شروع شد، تهش شد این و وای به انقلابی که با اشکان خطیبی و احسان کرمی و حمید فرخ‌نژاد و ... می‌خواهد شروع شود!

تامل بفرمایید و گریه کنید که روزگاری با آیت الله بهشتی و علامه حکیمی و علامه مطهری قرار بود منطق حضور نظام را توضیح دهید، و این روزها دست به دامان اسکول‌های متکثر نظام و اینفلونسرهای بی‌مایه جنگ روانی شده‌اید!

معنی و‌ مفهوم و حکمت و اخلاق و حریت و آزاداندیشی و تامل و تعامل و صفا و صمیمیت بود که اختلاس روانی شد و هنوز هم حاضر نیستند انگشت اشاره را به سوی خودشان بگیرند و همچنان دنبال زیر بغل مار می‌گردند... حالا اگر سال خروج رضا خان یادشان آمد، یک گوشه یادداشت کنند بگذارند زیر فرش، شاید بخت بسته‌شان باز شد!

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

✳️یاسرعرب معتقد است جریان حزب‌الهی‌ها در ایران دچار استاندارد دوگانه بوده، از نقد خود فراری و نشانه‌های فرقه گرایی در بخش‌هایی از آنان دیده می‌شود.

او‌معتقد است از قطار معتقدان به این گرایش هر روز کاسته شده و به قطار منتفعان از شرایط موجود اضافه می‌شود.

تیپ‌هایی که مثل برخی جریان های ضد ج. اسلامی دچار گفتمان و زیست خود بسنده شده و تنها موضع سیاسی آنهاست که متفاوت است...

🔹چرا چنین می‌پندارد؟ چه دلایلی دارد؟ و چه راهکاری برای برون رفت از بن‌بست فرقه‌گرایی حزب‌الهی پیشنهاد می‌کند؟

🔴امشب 5 اسفند ساعت 22:30 با یاسر عرب، پیرامون این مسائل سخن خواهیم گفت.

صفحه اینستاگرام سلمان کدیور به آدرس :
salmankadivar_

Читать полностью…

یاسر عرب

موش‌!

تحقیر رهبران تاریخی همواره بخشی از ابزارهای فرهنگی و سیاسی برای نقد قدرت بوده.

از انگلستان قرون وسطی که پادشاهان با کاریکاتورهای حیوانی و اغراق‌آمیز روی سکه‌ها و چاپ‌های عمومی تصویر می‌شدند تا فرانسه پیش از انقلاب که لویی شانزدهم و ماری آنتوانت در نقاشی‌ها و نمایش‌های خیابانی با نمادهای طنز و هجو سیاسی به سخره گرفته می‌شدند، و آلمان قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ که امپراتورها و مقامات عالی‌رتبه با اجزای بدن اغراق‌شده یا حیوانات ترکیب می‌شدند تا ضعف و فساد آنان را برجسته کنند.

این سازوکارها همگی نشان می‌دهد که تحقیر رهبران نه صرفاً برای تمسخر، بلکه به عنوان ابزار کاهش مشروعیت نمادین، ایجاد امکان نقد جمعی و تقویت همبستگی گروهی میان منتقدان به کار می‌رفته، و در جامعه‌هایی که قدرت مطلق یا کنترل شدید سیاسی دارند، تکرار می‌شود.

نمونه معاصر آن در ایران با نمادهایی چون «موش» قابل مشاهده است، جایی که فردی به عنوان موجودی پنهان، زیرزمینی و در عین حال تهدیدگر تصویر می‌شود تا هم ضعف نمادین او برجسته شود و هم فضای اعتراض اجتماعی از طریق طنز و نمادسازی ممکن گردد.

تحقیر رهبران، اگرچه تاریخی و فرهنگی است، می‌تواند به همان اندازه که ابزار نقد و مقاومت اجتماعی محسوب می‌شود، تهدیدهای جدی نیز ایجاد کند، زیرا وقتی نماد قدرت با طنز، حیوان یا اغراق تصویری به سخره گرفته می‌شود، تمرکز جامعه به سمت شخص و سمبل قدرت منتقل می‌شود و مسائل واقعی سیاست، تصمیم‌گیری و مدیریت از میدان گفتگو حذف می‌شود.

این کار موجب می‌شود که نقدهای ساختاری، سیاست‌گذاری و عملکرد حکومت به حاشیه برود و تنها واکنش‌ها به سطح نمادین و احساسی تقلیل یابد، در نتیجه فضای عمومی برای تحلیل واقعی و حل مسئله محدود می‌شود و مناقشه از شکل گفتگو و تبادل عقلانی خارج، و به جای بحث درباره سیاست‌ها و اثرات اجتماعی، به نزاع نمادین، عصبانیت و قطبی‌سازی بدل می‌گردد.

علاوه بر این، سیاست‌گزاران ممکن است با استفاده از همین فضای تحقیر شده، کنترل و سرکوب بیشتری اعمال کنند و جامعه را به سمت خودسانسوری و فاصله گرفتن از مباحث جدی سوق دهند و این چرخه باعث می‌شود که مناقشه‌های واقعی در متن زندگی مردم، تصمیم‌گیری و سیاست عمومی خالی از گفتگو شود و جامعه به سطحی از اعتراض‌های نمادین و نمایشی محدود گردد که نه توان حل بحران دارد و نه امکان نقد اثرگذار!

در نهایت این رویکرد موجب از دست رفتن توان فهم مسائل پیچیده، نابودی زبان ساخت حل مسئله و اتمام ظرفیت طرح مسئله‌مندانه مسائل می‌شود.

آنگاه جامعه در دام هیجان، تعصب و واکنش‌های احساسی گرفتار می‌آید، به جای آنکه مسئله اصلی را حل کند، تنها به غلبه بر مسائل و ظاهر و نماد مشکلات مشغول می‌شود و ظرفیت‌ها برای مواجهه با بحران‌های واقعی فرسوده شده و کاهش می‌یابد!

این تقلیل گرایی و طنز نمادین با این دست فرمان صرفاً ابزار نقد نخواهد بود بلکه تبدیل به رفتار جمعی و پیش‌فرض فرهنگی می‌شود، و در نتیجه جامعه به تدریج نسبت به مسائل واقعی و ساختاری بی‌تفاوت شده و نقدهای سطحی، نمادین و نمایشی و بازی‌های زبانی جای گفتگو، تحلیل و حل مسئله را می‌گیرد. وای به حال چنین جامعه‌ای....

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

✳️لایو اینستاگرامی
✅با حضور
📎یاسر عرب: فعال اجتماعی. مستند ساز
📎سلمان کدیور: نويسنده

🔴موضوع :
بحران در جریان حزب الهی
نقدی بر کارنامه، عملکرد و الاهیات جریان موسوم به حزب الله

⏰زمان:
سه شنبه. 5 اسفند
ساعت 22:30
از صفحه ایستاگرام سلمان کدیور
@salmankadivar_

Читать полностью…

یاسر عرب

محفل!
محمد امین یا محمد قاری؟

یادداشت مرتبط👇

/channel/yaser_arab57/13974

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

سکوت در ماتم و ظلمِ بی‌پرچم!

در این سال‌ها بارها درباره یک اصل ساده نوشته‌ام:‌ ظلم، «درست و غلط» ندارد. ظلم، ظلم است. فارغ از این‌که چه کسی مرتکب آن شود و قربانی آن چه کسی باشد؟

در دی ۱۳۹۶، در آبان ۱۳۹۸، و در اعتراضات ۱۴۰۱ پس از قتل خانم مهسا امینی، جامعه ایران با خشونت، رنج و شکاف عمیق مواجه شد. به گواه آرشیو همین کانال و گفتگوهای بسیار با خبرگزاری‌های فعال، من آن روزها گفتم، نوشتم، سکوت نکردم، و بخاطر همین منش و روش هزینه‌ها دادم!

همان‌طور که سال‌ها پیش درباره پرونده‌هایی چون وضعیت زندان‌های ایران، ماجرای ستار بهشتی، فاجعه کهریزک، قتل‌های زنجیره‌ای، یا مرگ کاووس سیدامامی و بازداشت بچه‌های محیط زیستی و تخریب و‌تعطیلی جمعیت امام علی (ع) نیز سکوت نکردم...

نه به این دلیل که با همه قربانیان هم‌فکر بودم، بلکه به این دلیل که کرامت انسان را ذیل مفاهیم جناحی نمی‌فهمم!

امروز اما می‌بینم برخی دوستان ارزشی‌مان، با حرارت فراوان علیه چهره‌هایی چون رضا پهلوی یا علی کریمی موضع می‌گیرند؛ با این استدلال که پروژه جدایی دین از حکومت یا نقد ساختار موجود، تضعیف ایران و خدمت به دشمن است! آنها را انگشت کوچک اسرائیل می‌نامند و به انواع می‌نوازند!

صد البته نقد کردن حق هر شهروندی است. هیچ‌کس را نمی‌توان از حق بیان محروم کرد.‌ اما میان «حق سخن گفتن» و «اعتبار اخلاقی داوری» تفاوتی جدی وجود دارد.
اعتبار اخلاقی از کجا می‌آید؟ از انسجام!

اگر برای رنج مردم غزه اشک می‌ریزیم و علیه اسرائیل موضع می‌گیریم، اما در برابر رنج شهروند ایرانی سکوت می‌کنیم، این پرسش پیش می‌آید که معیار ما چیست: عدالت یا هویت؟

اگر بازداشت یک فعال سیاسی هم‌سو با ما را ظلم می‌دانیم، اما بازداشت یک منتقد را «مسئله امنیتی» می‌نامیم، و حق‌اش می‌دانیم، آیا دچار دوگانگی نشده‌ایم؟

مسئله این نیست که درباره فلسطین حرف بزنیم یا نزنیم؛ مسئله این است که چرا معیار عدالت، مرز جغرافیایی دارد؟ چرا ظلمِ بیرونی ما را برمی‌آشوبد، اما ظلمِ درونی ما را محتاط می‌کند؟

من نمی‌گویم کسی حق حرف زدن ندارد. می‌گویم پیش از آن‌که دیگری را متهم کنیم، باید نسبت خودمان را با عدالت روشن کرده باشیم.

اگر سکوت‌های بسیار طولانی در مقابل ظلم‌های فراوان داخلی در کارنامه کسانی است، (همان کسانی که میان روز‌های آتش و خون و بلواهای داخلی که حق مردم ستمدیده پایمال می‌شد، در خلوت به ما می‌گفتند موضوعات داخل مرز ایران اصلا هیچ ربطی به ما ندارد!) فریادهای امروزشان وزن کمتری پیدا می‌کند. نه چون دشمن هستند، بلکه چون ناسازگارند!

ایران بیش از هر چیز به یک قاعده مشترک نیاز دارد: رنج، رنج است. و کرامت انسان، مرز نمی‌شناسد. و ظلم، با تغییر پرچم، ماهیتش عوض نمی‌شود!

اگر قرار است از دین دفاع کنیم، دینِ بی‌عدالت دفاع‌پذیر نیست. و عدالت یعنی همه عدالت! نه عدالت گزینشی...

اگر قرار است از ایران دفاع کنیم هم، ایرانِ بی‌کرامت ملی پایدار نمی‌ماند. و اگر قرار است اپوزیسیون را نقد کنیم، این نقد زمانی معتبر است که در نقد قدرت داخلی نیز همان‌قدر صریح و مسئولانه باشیم.

این مطالبه رادیکالیسم نیست.‌ بلکه درخواستِ سازگاری اخلاقی است. درخواستی که سالهای سال مطرح شد و با دست در جیب کردن و سوت زدن و نگاه کردن به ابرها و عبور کردن بی هیچ واکنشی از طرف طیف دوستان ارزشی و امت‌گرای ما مواجه گشت!

این درخواستی است برای همه، از جمله خود من!
@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

آنچه تقدیم می‌گردد، #گزارش‌کارخیر در بهمن‌ماه ۱۴۰۴ است جایی که تا نیمه‌ی ماه به دلیل رخدادهای سراسرتلخ اواخر دی‌ماه و نیز مسدود بودن اینترنت، عملا فراخوانی داده نشد اما با قرضی که صورت‌ گرفت، بخشی از مراجعات پاسخ داده شد که کماکان آن قرض‌ها به قوت خود باقی‌ست.
در ماه گذشته مجموعا ۳/۷۳۸/۴۰۲/۰۰۰ در مسیر #کارخیر به مصرف رسیده که از این مقدار، ۲/۸۵۴/۳۳۳/۹۷۵ تومان یا از طریق درگاه‌پرداخت(۴۰۶ واریز) و یا مستقیم(۸۶۵۴ واریز) به حساب منتقل شده و الباقی یا قرض شده و یا از #وجوهات‌شرعی در این مسیر به مصرف رسیده است.
در ماه گذشته کمک‌های نقدی و غیر نقدی حائز بالاترین جایگاه در جدول کمک‌های صورت گرفته بوده است به‌طوری که ۳/۱۹۹ خانواده با اختصاص ۱/۲۴۴/۱۶۰/۰۰۰ تومان تحت پوشش قرار گرفته‌اند.
در ماه گذشته مانند همه‌ی ماه‌های مشابه، واریزهای ۲۰۰ هزارتومان به پایین ۸۱٪ و ۲۰۰ هزار تومان به بالا ۱۹٪ را به خود اختصاص داده‌اند.
تعداد کل واریزها از طریق درگاه ۴۰۶ و مستقیم۸/۶۵۴ واریز بوده است.
اولویت ما در اسفندماه و ماه‌رمضان کمک‌های معیشتی‌ست گرچه فعلا بواسطه‌ی آتش‌سوزی در بازار جنت‌آباد، در پی کمک به خانواده‌های معلول یا آسیب‌دیده از اسیدپاشی هستیم که در آن بازار‌ مشغول کار بوده‌اند که البته گزارشش در پایان ماه ارائه خواهد شد.
ارادت

#کارخیر

Читать полностью…

یاسر عرب

قمار بزرگ!

چرا بخشی از ایرانیان یا موافق حمله نظامی‌ آمريکا هستند یا مخالفتی ندارند؟

در یادداشت‌های نیروهای ارزشی دیده‌ام که این افراد یا تیپ فکری را، به برچسب‌هایی چون وطن فروش و‌ خائن و بی غیرت و غرب زده و ... متهم کرده‌اند!

اما بیایید یک لحظه بدون شعار حرف بزنیم. وقتی می‌بینیم عده‌ای صریح می‌گویند «انشا الله بزنند شاید این بدبختی درست شود» و عده‌ای هم می‌گویند «دیگر برایمان فرقی ندارد»، ما با یک زخم روانی طرفیم، نه فقط یک تحلیل سیاسی! و بزرگواران یادشان نرود، این حال جامعه هم، یک‌شبه ساخته نشده!

♨️چطور شد که اینطور شد؟

۱) خستگی عمیق و حس بی‌اثری

آدم وقتی سال‌ها رای بدهد، صبر کند، هزینه بدهد، امید ببندد و آخرش حس کند تغییری در زندگی‌اش ایجاد نشده، کم‌کم به این جمع‌بندی می‌رسد که «از ما کاری برنمیاد» این همان درماندگی آموخته‌شده است. در این نقطه، شوک بیرونی وسوسه‌کننده می‌شود.

اما اینکه جامعه به چنین نقطه‌ای برسد، یعنی مسیرهای اصلاح تدریجی یا بسته شده یا بی‌اثر مانده. وعده‌های بی‌سرانجام، مشارکت محدود، و نشنیدن صدای مردم، مستقیم به پای حاکمیت نوشته می‌شود.

۲) امید بستن به شوک برای شکستن قفل!

وقتی ساختار سال‌ها در یک وضعیت قفل‌شده بماند، ذهن دنبال «تکانه» می‌گردد. بعضی‌ها حمله را نه به‌عنوان آرزو، بلکه به‌عنوان آخرین متغیر تغییردهنده تصور می‌کنند. یک قمار بزرگ برای شکستن بن‌بست!

اما اگر جامعه‌ای به این نتیجه برسد که تنها راه تغییر، ضربه بیرونی است، یعنی سازوکارهای اصلاح داخلی کار نکرده یا جدی گرفته نشده. این قصور، قصورِ ساختاری است.

۳) تحلیل‌های ساده در فضای بسته

در فضای محدود و قطبی، تحلیل‌ها هم ساده می‌شود: یا یکِ همین وضع، یا صفرِ فروپاشی کامل... و خلاصه پیچیدگی‌ها گم می‌شود.

وقتی گفت‌وگوی آزاد و نقد بی‌هزینه سخت باشد، وقتی رسانه‌ها نتوانند حرفه‌ای و مستقل کار کنند، طبیعی است که مردم به روایت‌های ساده و رادیکال پناه ببرند. این فضا را چه کسی ساخته؟ پاسخ زیادی روشن است!

۴) بی‌تفاوتیِ از سرِ سوختگی


آن‌هایی که می‌گویند «هرچه می‌خواهد بشود، بشود. آب که از سر بگذرد ...»، خیلی وقت‌ها بی‌اخلاق یا بی‌وطن نیستند فقط سوخته‌اند. بد جور هم سوخته‌اند. فشار اقتصادی، ناامنی آینده، مهاجرت گسترده، اضطراب مزمن… آدم از یک‌جایی به بعد برای دوام آوردن، خودش را بی‌حس می‌کند.

وقتی سیاست‌گذاری نتواند حداقلی از ثبات و افق پیش‌بینی‌پذیر بسازد، سرمایه اجتماعی فرومی‌ریزد. این هم اتفاقی نیست!

۵) فرار از تعلیق


بلاتکلیفی طولانی از خود بحران فرساینده‌تر است. برای بعضی‌ها حتی یک سناریوی پرخطر از این وضعیت معلق قابل‌تحمل‌تر به نظر می‌رسد. جنگ در ذهنشان یعنی «بالاخره یک تکلیفی روشن می‌شود»

اینکه جامعه به جایی برسد که خطر را به تعلیق ترجیح بدهد، یعنی افق امید تضعیف شده و امکان اصلاح دیگر باور نمی‌شود.

این هم محصول تصمیم‌ها و روندهایی است که سال‌ها انباشته شده.

مخلص کلام!

مسئله این نیست که چرا مردم به قمار فکر می‌کنند. مسئله این است که شما و حکمرانی مطبوع شما چه کرده‌اید (یا چه نکرده‌اید)‌ که قمار بزرگ‌ استقبال از جنگ برای بخشی از جامعه، از صبر عقلانی‌تر به نظر می‌رسد؟


♨️یک‌نکته هم برای قمار دوستان!

قمار شاید قفل را باز کند. اما اگر زمین بازی از قبل ترک برداشته باشد، ممکن است همه‌چیز را با هم فرو بریزد.‌ نمونه‌ی روشنِ این منطق را می‌شود در حمله ۷ اکتبر دید؛ جایی که بخشی از حامیان حماس استدلال می‌کردند فرسایش تدریجی زیر فشار اسرائیل خیلی بدتر از یک انفجار پرهزینه است!

منطق‌شان این بود: «بگذار یک‌بار بازی را به‌هم بزنیم، حتی اگر هزینه بدهیم.»

اما تجربه نشان داد شوک، لزوماً به رهایی منتهی نمی‌شود. گاهی دامنه‌ی ویرانی را گسترده‌تر می‌کند و هزینه‌ی اصلی را همان مردمی می‌پردازند که از فرسایش خسته شده بودند!

جان کلام: این همان نقطه‌ی خطر قمار بزرگ است. وقتی جامعه از مرگِ آهسته خسته می‌شود، ممکن است به مرگِ ناگهانی رضایت بدهد، بی‌آن‌که تضمینی برای زندگی بهتر در کار باشد!

@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

برسد به دست آقای علی کریمی!

بی‌مقدمه؛
اول از همه بگویم که می‌دانم خشم از کجا می‌آید. می‌دانم وقتی بی‌عدالتی، اعدام، تحقیر و فشار سال‌ها روی هم جمع می‌شود، آدم به نقطه‌ای می‌رسد که می‌خواهد ریشه را هدف بگیرد. خیلی‌ها تو را صدای اعتراض مخالفان جمهوری اسلامی می‌دانند و طبیعی است که در بزنگاه‌ها از تو انتظار موضع‌گیری صریح داشته باشند. اینها همه قابل درک است. من که خود فردی مسلمان و شیعه هستم نیز نمی‌توانم بیزاری خودم را از تحقیر سیستماتیک مردم و از دین پیوند خورده با قدرت و ثروت پنهان کنم.

اما درباره ایده سوزاندن قرآن، لازم دیدم صریح بگویم که به نظرم این مسیر، هم اخلاقاً خطاست و هم در استراتژی به زیان همان مردمی تمام می‌شود که می‌خواهی از آن‌ها دفاع کنی!

اول اینکه باید بین «متن مقدس» و «کاربرد سیاسی از دین» فرق بگذاریم. اگر به نام قرآن ظلم شده، اگر به استناد یک قرائت فقهی حکم سنگین صادر شده، مسئله آن قرائت و آن ساختار قدرت است، نه خود کتابی که برای میلیاردها انسان معنای شخصی، اخلاقی و معنوی دارد. نقد باید متوجه تفسیر و سازوکار قدرت باشد، نه سوزاندن نماد ایمان مردم.

دوم اینکه ما اگر با بی‌حرمتی به جان انسان‌ها مخالفیم، نمی‌توانیم بی‌حرمتی به باور میلیون‌ها انسان را عادی کنیم. کرامت انسانی فقط شامل معترض نیست؛ شامل مؤمنی هم هست که شاید هیچ نسبتی با قدرت ندارد اما کتابش برایش مقدس است. اعتراض وقتی از مرز نقد عبور کند و وارد تحقیر شود، سرمایه اخلاقی خودش را از دست می‌دهد.

سوم، از نظر سیاسی، چنین کنشی دقیقاً به نفع تندروترین جریان‌هاست. آن‌ها سال‌هاست تلاش می‌کنند هر اعتراض مدنی را «ضددین» معرفی کنند. قرآن‌سوزی بهترین هدیه تبلیغاتی به همان روایت است. در نتیجه، به‌جای تضعیف ساختارهای سخت‌گیر، جامعه مذهبی را بیشتر به سمت هراس و انسداد سوق می‌دهد.

چهارم، تجربه جهانی نشان داده که سوزاندن کتاب مقدس (چه قرآن باشد چه انجیل چه تورات)‌ به هیچ اصلاحی نمی‌انجامد. بلکه فقط شکاف را عمیق‌تر می‌کند. اگر هدف، تغییر است، باید هزینه اجتماعی کنش را هم سنجید. حرکتی که اکثریت جامعه را آزرده کند، ظرفیت همبستگی را کاهش می‌دهد.

پنجم، ما باید مراقب باشیم خشم، ما را شبیه همان چیزی نکند که نقدش می‌کنیم. اگر با منطق حذف و سرکوب مخالفیم، نباید به منطق تحقیر و سوزاندن پناه ببریم.

اعتراضِ موثر، اعتراضِ اخلاقی است. اعتراضی که حتی مخالفش را هم از دایره انسانیت بیرون نمی‌اندازد.

صدای شما برای بسیاری از مخالفان ج.ا مهم است. دقیقاً به همین دلیل، هر جمله‌ات می‌تواند پلی بسازد یا پلی را خراب کند. می‌شود با صراحت از بی‌عدالتی انتقاد کرد، می‌شود قرائت‌های خشونت‌زا از دین را نقد کرد، می‌شود از حق حیات و دادرسی عادلانه دفاع کرد. بدون اینکه به نماد ایمان میلیون‌ها نفر اهانت شود.

ما بیش از هر چیز به بازسازی زمین مشترک نیاز داریم، نه گسترش میدان سوختن.‌ امیدوارم در موضع‌گیری‌هایت، این مسئولیت سنگین را همچنان در نظر داشته باشی.

با احترام
یاسر عرب
@yaser_arab57

Читать полностью…

یاسر عرب

بررسی‌ها نشان می‌دهد که در سانحه آتش‌سوزی بازارچه‌ی جنت‌آباد، ۱۵ عزیز معلول و یا آسیب‌دیده از اسیدپاشی مجموعا یک میلیارد و سیصد میلیون‌تومان آسیب دیده‌اند.
ما اگر بتوانیم بخشی از این عدد را هم تامین کنیم، کمک بزرگی به این عزیزان خواهد شد….
اطلاع خواهم داد که چه کنیم تا در ابتدای ماه‌رمضان اگر شد، گرهی از زندگی عزیزان باز کنیم….

Читать полностью…
Subscribe to a channel