4256
در این کانال با تجربیات و اثرات یوگا و مدیتیشن آشنا میشویم. علاوه بر آن داستانهای عرفانی، درس هایی برای بهتر زیستن و زیبا اندیشیدن ارائه میگردد...
در مجموعهی «عارفانی که راه عشق را روشن کردند» ضمن معرفی یک عارف، چند قصه مرتبط با آن به صورت قصه شب نیز ارائه خواهد شد.
راه عشق، در یک زمان و یک سرزمین متوقف نمیشود.
از غارهای تبت و خانقاههای خراسان گرفته تا جهان پرهیاهوی امروز، انسانهایی بودهاند که هرکدام به شیوهای متفاوت دربارهی عشق، آگاهی، آزادی، رنج و معنای بودن اندیشیدهاند.
در ادامهی این سفر، تنها با عارفان کلاسیک روبهرو نخواهیم شد؛
گاهی به سراغ آموزگاران و اندیشمندانی خواهیم رفت که در روزگار نزدیکتر به ما زیستهاند؛ انسانهایی چون گاندی، کریشنا مورتی، رامانا ماهارشی، تیک نات هان و دیگر جستوجوگران معنا.
شاید زمانه عوض شده باشد،
اما پرسش انسان هنوز همان است:
چگونه میتوان عمیقتر زیست،
آزادتر دوست داشت،
و به حقیقت نزدیکتر شد؟
و شاید راه عشق،
همین جستوجوی بیپایان باشد.
@yogitation
باید بپذیریم که شفای دل، همیشه به معنای فراموش کردن نیست؛ گاهی یعنی بتوانی خاطرهای را به یاد بیاوری، بیآنکه دوباره در همان درد فرو بروی.
گاهی زخمها قرار نیست ناپدید شوند؛ قرار است آنقدر آرام شوند که دیگر مسیر زندگیمان را تعیین نکنند. شفای دل از جایی آغاز میشود که دست از جنگیدن با گذشته میکشیم و میپذیریم آنچه بر ما گذشته، بخشی از داستان ما بوده، نه تمامِ زندگی ما.
باید بپذیریم که دل، برای خوب شدن به زمان، مهربانی و کمی سکوت نیاز دارد؛ به لحظههایی که بتواند بدون ترس، دوباره اعتماد کند، دوست بدارد و از نو به زندگی نگاه کند.
شاید شفای واقعی همان روزی باشد که میفهمی هنوز میتوانی با تمام زخمهایت، زیبا زندگی کنی؛ نه چون گذشته را فراموش کردهای، بلکه چون دیگر اجازه نمیدهی گذشته، آیندهات را تعریف کند.
#پذیرش/۹
@yogitation
هنر و هنرمندان (۱۱)
🌿🌸🌿🌸🌿
هنر خوشنویسی در ایران (قسمت پنجم)
در دوره قاجار، خوشنویسی همچنان جایگاه مهمی در فرهنگ و زندگی ایرانی داشت؛ اما با گسترش چاپ و پیدایش شیوههای جدید ارتباطی، نقش آن بهتدریج از یک ابزار اصلی برای کتابت، به هنری مستقل و ارزشمند تبدیل شد.
در این دوره، شکستهنستعلیق به اوج زیبایی و تنوع رسید و در کنار نستعلیق، در نگارش شعر، نامهها، قطعات هنری و آثار ادبی کاربرد فراوان داشت.
☑️ میرزا غلامرضا اصفهانی
یکی از برجستهترین خوشنویسان دوره قاجار بود که در نستعلیق و شکستهنستعلیق مهارت بسیار داشت.
آثار او به دلیل ترکیببندیهای خلاقانه، ظرافت قلم و قدرت فوقالعاده در هماهنگ کردن حروف و کلمات، از نمونههای ارزشمند خوشنویسی دوره قاجار به شمار میروند.
☑️ میرحسین خوشنویس
از دیگر استادان خوشنویسی این دوره بود که در استمرار سنت نستعلیق و آموزش این هنر نقش داشت و آثار متعددی از خوشنویسی قاجاری از خود به جا گذاشت.
📜 از کتابت تا اثر هنری
پیش از گسترش صنعت چاپ، خوشنویس تنها کسی بود که میتوانست یک کتاب یا دیوان شعر را با دست بازآفرینی کند.
بنابراین، کتابت یک اثر ادبی تنها انتقال کلمات نبود؛ خودِ خط نیز بخشی از ارزش و زیبایی کتاب محسوب میشد.
با ورود چاپ سنگی به ایران، نیاز به کتابت دستی کاهش یافت؛ اما خوشنویسی از بین نرفت.
برعکس، بهتدریج از یک ضرورت روزمره فاصله گرفت و بیشتر به سمت هنر، زیباییشناسی و آفرینش اثر مستقل حرکت کرد.
🌿🌸🌿
✅نکته
شاید یکی از زیباترین اتفاقها در تاریخ خوشنویسی همین باشد:
وقتی فناوری، بخشی از کاربرد خط را از آن گرفت، خودِ خط به هنر تبدیل شد.
و از اینجا به بعد، خوشنویس دیگر فقط نویسنده کلمات نبود؛
او آفریننده زیبایی بود.
در قسمت بعد، آخرین فصل این بخش را با خوشنویسی معاصر و جایگاه آن در هنر امروز ایران به پایان میبریم.
ادامه دارد…
@yogitation
عرفان و هنرِ بیدار شدن
🌿🌸🌿🌸🌿
آیا انسان واقعاً بیدار است؟
حلاج؛ وقتی «من» دیگر مرکز جهان نیست
حلاج، عارف شوریدهی سدهی سوم هجری، از انسانی سخن میگوید که تا وقتی خود را مرکزِ عالم میبیند، هنوز از حقیقت فاصله دارد.
«من» میتواند بسیار آرام و پنهان عمل کند؛ در قضاوتها، در برتریجویی، در خواستنِ تأیید و حتی در معنویتی که به آن افتخار میکنیم.
از نگاه حلاج، بیداری فقط دانستنِ اینکه «خودخواهی خوب نیست» نیست؛
لحظهای است که انسان میبیند چگونه «من» در کوچکترین رفتارهایش حضور دارد.
هرچه این دیدن عمیقتر شود،
مرزهای سختی که میان خود و جهان ساختهایم، آرامآرام نرمتر میشوند.
آنگاه انسان کمتر میپرسد:
«من از این زندگی چه میخواهم؟»
و بیشتر میبیند:
«زندگی اکنون از من چه میخواهد؟»
شاید بیداری، نابود کردنِ «من» نباشد؛
بلکه رها شدن از این باور باشد که
من، تنها حقیقتِ مهمِ جهانم.
وقتی «من» کمی کنار میرود،
جهان چیزهایی را نشان میدهد که پیش از آن، جایی برای دیدنشان نداشتیم.
ادامه دارد...
@yogitation
خودآ=خدا
من ِ ذهنی (۸)
بخش بزرگی از «من» در آینهی نگاه دیگران شکل میگیرد. دوست داریم دیده شویم، فهمیده شویم، پذیرفته شویم و تصویری که از ما در ذهن دیگران ساخته میشود، با تصویری که از خود داریم هماهنگ باشد.
گاهی آنقدر به این تصویر وابسته میشویم که حتی انتخابهایمان نیز از جایی بیرون از خودمان میآیند؛ چه بپوشیم، چگونه رفتار کنیم، چه چیزی را دوست داشته باشیم و چه چیزی را پنهان کنیم. آنوقت مرز میان «آنچه هستم» و «آنچه میخواهم دیده شوم» آرامآرام محو میشود.
#خودآ_خدا
@yogitation
توصیههای سلامتی
🌿🌸🌿🌸🌿
رابطهای متعادل با قند
قند بخشی از تغذیهی انسان است و بدن از گلوکز برای تأمین انرژی استفاده میکند. مسئله بیشتر به مقدار قند افزوده، شکل مصرف آن و جایگاهی که در الگوی کلی تغذیه دارد مربوط میشود.
شناخت تفاوت میان قندهای طبیعی و افزوده، توجه به نوشیدنیها، خواندن برچسب مواد غذایی و داشتن یک الگوی متعادل، میتواند رابطهای آگاهانهتر با شیرینیها ایجاد کند؛ بدون ترس از قند و بدون نیاز به حذف افراطی آن.
🌿🌸🌿🌸🌿
سلامت، همیشه در حذف کردن نیست؛
گاهی در شناختن، متعادل کردن و آگاهانه انتخاب کردن است.
@yogitation
۱۳ مهر ۱۴۰۵
پاییز، فصل عجیبیست؛ درختها بیآنکه چیزی بگویند،
زیباترین لباسشان را درمیآورند
و نشان میدهند سادگی هم میتواند باشکوه باشد.
@yogitation
تو همیشه بخند عزیزم؛
گاهی زندگی آنقدر آرام و بیصدا از کنارمان میگذرد که تنها چیزی که از روزهای سخت برایمان میماند، خاطرهایست از اینکه چگونه از آنها عبور کردیم.
پس لبخندت را برای روزهای بیدرد نگه ندار؛
همین امروز، با تمام ناتمامیهایش، شایستهی یک لبخند است.
شاید زندگی تغییر نکند، اما نگاه تو به زندگی میتواند همهچیز را عوض کند.
@yogitation
🎧🎼🎧
چشمهایت را ببند و بگذار موسیقی،
تو را به جایی ببرد که هیچ قطعهای از جهان
نتواند پیدایت کند…
@yogitation
روانشناسی و یوگا (۱۵۰)
به قلم ماریانا کاپلان
مترجم: میلاد تکسیبی
🌿🌸🌿🌸🌿
جعبهابزار روشهای روانی و یوگا
(قسمت ششم: حرکت از امنیت به سوی رنج)
کاپلان در این بخش بر نکتهای ظریف تأکید میکند: برای روبهرو شدن با رنج، همیشه لازم نیست مستقیماً به سراغ درد برویم. گاهی ابتدا باید در بدن خود امنیت، وسعت و احساس خوشایندی ایجاد کنیم و سپس از همین تجربههای مثبت بهعنوان نقطهای امن برای نزدیک شدن تدریجی به بخشهای دشوار استفاده کنیم. این رویکرد، از اصول سوماتیک در روش تلفیقی کاپلان نیز الهام گرفته است.
در این نگاه، درمان به معنای غرق شدن دوباره در خاطرات دردناک نیست؛ بلکه ایجاد توانایی برای نزدیک شدن، فاصله گرفتن و بازگشت دوباره به احساس امنیت است.
☑️ لازم نیست برای شفای رنج، یکباره با تمام دردهای گذشته روبهرو شویم.
☑️ تجربهی آرامش و لذت در بدن میتواند ظرفیت ما را برای مواجهه با احساسات دشوار افزایش دهد.
☑️ میتوانیم میان تجربهی ناخوشایند و تجربهی امن، بهآرامی حرکت کنیم.
☑️ بدن میتواند هم محل تجربهی درد باشد و هم محلی برای یافتن آرامش و نیروی بازگشت.
☑️ هدف، فراموش کردن یا پاک کردن رنج نیست؛ بلکه ایجاد رابطهای تازه و قابلتحملتر با آن است.
🌿 شاید شفای واقعی همیشه از رفتن به تاریکترین نقطه آغاز نشود.
گاهی ابتدا باید
چراغی درون خود روشن کنیم،
تا وقتی به تاریکی نزدیک میشویم،
بدانیم راه بازگشت را پیدا خواهیم کرد.
ادامه دارد…
@yogitation
بگذار نتها جاری شوند؛ شاید میان آن صدای قلبت را بشنوی
پیش از آنکه دوباره هیاهوی جهان بلند شود
@yogitation
پنجرهای به دنیای آدمی (۱۹)
🌿🌸🌿🌸🌿
در محاصرهی احمقها
قسمت پنجم: آدمهای سبز؛ وقتی آرامش، زبان زندگی است
آدمهای سبز معمولاً اهل هیاهو نیستند.
آرامتر پیش میروند،
شنوندهاند و بیشتر از آنکه بخواهند خودشان را ثابت کنند، دوست دارند کنار دیگران باشند.
برای آنها امنیت و آرامش،
اغلب از سرعت و رقابت مهمتر است.
ممکن است دیرتر تصمیم بگیرند،
چون دوست دارند جوانب مختلف را ببینند و مطمئن شوند انتخابشان، آرامش خودشان و دیگران را به هم نمیزند.
از تعارض خوششان نمیآید و گاهی برای حفظ رابطه، حرفی را که باید بزنند، در دل نگه میدارند.
🌿🌸🌿
آدم سبز معمولاً قابلاعتماد و همراه است. اگر به کسی دل ببندد، حضورش میتواند آرام و ماندگار باشد.
اما همین آرامش گاهی اشتباه فهمیده میشود؛ سکوتش را بیتفاوتی میبینند،
صبرش را ضعف و مهربانیاش را فرصتی برای نادیده گرفتن مرزهایش.
آدمهای سبز هم خشمگین میشوند،
هم خسته میشوند،
هم «نه» دارند.
فقط ممکن است مدت بیشتری طول بکشد تا آنچه مدتها در سکوت نگه داشتهاند، به زبان بیاورند.
🌿🌸🌿
شاید وقتی با آدمی آرام روبهرو میشویم،
نباید فوراً فکر کنیم:
«پس برایش مهم نیست.»
گاهی سکوت، نه نشانهٔ بیتفاوتی، که شکل دیگری از احساس کردن است.
🌿🌸🌿
آدمها را بشناس؛
اما آرامش را
با بیتفاوتی اشتباه نگیر.
@yogitation
#پادکست
چای با بنفشه
🎤بازگویی قصههای کهن
فصل اول
قسمت ۴۰
به شیرین گفت خسرو کای نگارین
که بیتو نیست بر من زندگانی
مرا مهر تو در دل جاودان است
که جانم بیتو اندر امتحان است
@yogitation
توصیههای سلامتی
🌿🌸🌿🌸🌿
قند را هوشمندانهتر مصرف کنیم
برای مدیریت قند، همیشه لازم نیست چیزی را کاملاً حذف کنیم. انتخاب میوهی کامل بهجای آبمیوه، کمتر کردن نوشیدنیهای شیرین و توجه به مقدار قند افزوده، میتواند تفاوت ایجاد کند.
همچنین ترکیب کربوهیدرات با مواد غذایی حاوی فیبر، پروتئین یا چربیهای مفید میتواند به هضم و جذب متعادلتر کمک کند. هدف، حذف قند نیست؛ بلکه شناخت بهتر آن و ایجاد تعادل در الگوی غذایی است.
🌿🌸🌿🌸🌿
انتخاب آگاهانه یعنی
نه محرومیت، نه افراط؛
فقط کمی بیشتر شناختنِ بدن.
@yogitation
۱۲ مهر ۱۴۰۵
سرنوشت، چیزی نیست که در انتظار ما نشسته باشد؛
سرنوشت، همان راهی است که میان اتفاقها و انتخابها، آرامآرام از خودمان میسازیم.
@yogitation
عارفانی که راه عشق را روشن کردند (۷)
🌿🌸🌿🌸🌿
میلارپا؛ مردی که از تاریکی به آواز رسید
در کوهستانهای تبت، در سدهی یازدهم میلادی، مردی زندگی میکرد که داستان زندگیاش با بسیاری از عارفانی که پیش از او شناختیم تفاوت داشت.
نامش میلارپا بود.
او از کودکی با رنج و بیعدالتی روبهرو شد و سالهای نخست زندگیاش را با خشم و میل به انتقام گذراند. حتی برای رسیدن به انتقام، به جادو و نیروهایی روی آورد که بعدها خود، از آنها بهشدت پشیمان شد.
اما نقطهی مهم زندگی میلارپا، همان جایی بود که فهمید نمیتواند گذشتهاش را پاک کند؛ تنها میتواند نسبت خود را با گذشته تغییر دهد.
او به جستوجوی استادی رفت و راهی سخت و طولانی را آغاز کرد؛ راهی پر از تنهایی، ریاضت و آزمون.
در کوهستان، سالها در غارها به مراقبه پرداخت؛
آنقدر که سرانجام، زندگیاش از خشونت و انتقام فاصله گرفت و به انسانی بدل شد که آوازهایش دربارهی آزادی، رهایی و حقیقت بود.
اما شاید زیباترین بخش داستان میلارپا همین باشد:
او برای رسیدن به روشنایی، گذشتهی تاریکش را انکار نکرد.
پذیرفت که انسان میتواند خطا کند، سقوط کند، حتی سالهایی از زندگی خود را در مسیر نادرست بگذراند؛
اما هیچکدام به این معنا نیست که راه بازگشت برای همیشه بسته شده است.
در جهان میلارپا، عشق فقط دوست داشتنِ دیگران نیست؛
گاهی عشق یعنی آنقدر با حقیقت روبهرو شوی که دیگر نتوانی به انسانی که پیشتر بودهای بازگردی.
او به ما یادآوری میکند که رهایی همیشه از یک زندگی بیخطا به دست نمیآید.
گاهی درست از دلِ بزرگترین تاریکیها،
میلِ رفتن به سوی نور متولد میشود.
و شاید به همین دلیل است که آوازهای میلارپا هنوز پس از قرنها شنیده میشوند؛
آواز مردی که فهمید گذشته، هرچقدر سنگین باشد،
قرار نیست تا ابد آیندهی انسان را تعیین کند.
گاهی راه عشق،
از جایی آغاز میشود که انسان برای نخستین بار
جرئت میکند با تمام گذشتهی خودش روبهرو شود.
@yogitation
«هنر و هنرمندان»
در این مجموعه، تلاش میکنیم نگاهی به ریشهها و «اولینها» در هنر ایران داشته باشیم؛ به هنرمندانی که در شکلگیری و گسترش هر هنر نقش داشتهاند و مسیر را برای نسلهای بعد هموار کردهاند.
گاهی نیز، تنها به ضرورت و در حدی کوتاه، از هنرمندان معاصر یاد خواهیم کرد؛ چراکه هنر، تاریخی نیست که در گذشته متوقف شود.
هنر زنده است، با زمان حرکت میکند، شکل عوض میکند و هر نسل چیزی به آن میافزاید.
آنچه امروز میآفرینیم، ادامه همان رشتهای است که از نخستین دستهای هنرمند تا امروز کشیده شده؛ رشتهای که پایان ندارد، زیرا تا زمانی که انسان میاندیشد، احساس میکند و میآفریند، هنر نیز ادامه خواهد داشت.
@yogitation
دوئنده (Duende)
شورِ رازآلودِ جان
دوئنده واژهای اسپانیایی برای آن نیروی عمیق و رازآلودی است که گاهی در هنر، موسیقی، رقص یا حتی یک لحظهی انسانی جاری میشود و چیزی را در اعماق وجودمان به حرکت درمیآورد.
دوئنده یادمان میدهد بعضی تجربهها را نمیتوان فقط با منطق توضیح داد؛ گاهی باید اجازه دهیم چیزی از عمق جانمان برخیزد و ما را به زندگی، احساس و حقیقتِ خویش نزدیکتر کند.
#یک_واژه، #یک_جهان/۱۲
#اسپانیا
@yogitation
نمادهای ایران؛ زبان خاموش معنا
در فرهنگ و هنر ایران، نیلوفر آبی از کهنترین نقشهای نمادین بهشمار میآید و در آثار هخامنشی و دیگر سنتهای هنری ایران باستان دیده میشود.
این گل که از آب سر برمیآورد و به سوی نور میشکفد، نمادی از زندگی، زایش، پاکی و نوزایی بوده است؛ تصویری که با چرخهی طبیعت و پیوند میان آب، زمین و خورشید ارتباطی عمیق دارد.
نیلوفر در نمادشناسی ایرانی، تنها یک گل زیبا نیست؛ تصویری از شکفتن زندگی از دل آب و تاریکی است.
حضور مکرر آن در نقشبرجستهها و هنرهای درباری ایران باستان، به آن جایگاهی فراتر از یک نقش تزئینی داده است؛ گویی نیلوفر یادآور این معناست که زندگی، همواره امکانِ روییدن و دوباره شکفتن دارد.
#نماد_ایرانی
@yogitation
#پادکست_انسانک
پاگرد دوم
در این پاگرد درباب موضوعاتی پیرامون «کتاب»، «کودکی»، «سیرمطالعاتی»، «مسالهمندی» و... صحبت شده است.
@yogitation
قوی ماندن در ۳۶۵ روز
به قلم دمی لواتو
🌿🌸🌿🌸🌿
روز دویست و هشتاد و پنج
«سختیها را بپذیر»
هیچکس دوست ندارد با روزهای سخت روبهرو شود؛ اما زندگی همیشه قرار نیست آسان باشد.
بعضی از دشواریها چیزهایی را در ما آشکار میکنند که در روزهای آرام هرگز نمیدیدیم.
آنها میتوانند ما را وادار کنند تغییر کنیم، قویتر شویم و بفهمیم واقعاً چه چیزی برایمان اهمیت دارد.
پذیرفتن سختی به معنای دوست داشتن رنج نیست؛ یعنی باور داشته باشیم که حتی از دل آشفتگی هم میتوان چیزی آموخت.
شاید امروز نفهمیم چرا با چنین روزی روبهرو شدهایم،
اما ممکن است روزی به گذشته نگاه کنیم و ببینیم همین دشواری، ما را به سمت زندگی تازهای برده است.
🌿🌸🌿
🌿هدف
به شرایط سختی که در زندگیات پشت سر گذاشتهای فکر کن و ببین چه چیزی از آن آموختی یا چه تغییری در تو ایجاد کرد.
@yogitation
قصهی شب (۲۷)
🌿🌸🌿🌸🌿
آواز مردی که چیزی برای نگه داشتن نداشت
سالها گذشته بود.
میلارپا دیگر آن جوان خشمگینی نبود که روزی برای انتقام به جادو پناه برده بود.
موهایش سپید شده بود و چهرهاش آرام.
در یکی از روزهای کوهستان، چند نفر نزد او آمدند و از زندگیاش پرسیدند.
یکی گفت:
«تو سالهای زیادی سختی کشیدی.
در غار زندگی کردی، گرسنگی کشیدی و از بسیاری چیزها گذشتی.
اگر میتوانستی به گذشته برگردی، چه چیزی را تغییر میدادی؟»
میلارپا مدتی سکوت کرد.
بعد به کوهها نگاه کرد و گفت:
«اگر گذشته را از من بگیرید،راهی که مرا به اینجا رساند نیز دیگر وجود نخواهد داشت.»
مرد دیگری پرسید:
«پس از همهی آن رنجها چه چیزی برایت باقی مانده است؟»
میلارپا لبخند زد.
گفت:
«چیزی که بتوانم با خود ببرم، نه.
اما چیزی پیدا کردهام که اگر آن را با دیگران قسمت کنم، کم نمیشود.»
و شروع کرد به آواز خواندن.
آوازش دربارهی کوه بود،
دربارهی سکوت،
دربارهی رنج،
و دربارهی آزادی.
کسانی که آنجا بودند، شاید همهی معنای آواز را نمیفهمیدند؛
اما آرامشی را که در صدای او بود، احساس میکردند.
میلارپا زندگیاش را با میل به داشتن آغاز کرده بود؛
داشتن قدرت، انتقام و پاسخ.
اما در پایان، به جایی رسیده بود که دیگر چیزی برای اثبات کردن نداشت.
شاید همین، معنای عمیق رهایی باشد:
وقتی دیگر مجبور نیستی چیزی باشی،
تا احساس کنی ارزشمند هستی.
میلارپا از تاریکی گریخته بود،
اما روشنایی را در جایی دور پیدا نکرد.
او کمکم آموخته بود که باید درون خودش را روشن کند.
و شاید عشق نیز همین باشد؛
نه رسیدن به انسانی بینقص،
نه ساختن زندگیای بیدرد،
بلکه آنقدر دگرگون شدن که حتی از دلِ گذشتهی دشوار خود بتوانی آواز تازهای بسازی.
@yogitation
فلسفه تنهایی (۳)
به قلم لارنس اسوندس
🌿🌸🌿🌸🌿
چه کسانی تنها هستند؟
وقتی از تنهایی صحبت میکنیم، معمولاً تصویری ساده در ذهنمان شکل میگیرد؛
انسانی تنها در اتاقی ساکت، دور از دیگران.
اما تنهایی همیشه از نبودِ آدمها نمیآید.
گاهی کسانی که بیشترین ارتباطها را دارند، عمیقترین شکل تنهایی را تجربه میکنند.
لارنس اسوندس در «فلسفه تنهایی» نشان میدهد که تنهایی بیشتر از آنکه به تعداد رابطههای ما مربوط باشد، به کیفیت آنها وابسته است.
کسی ممکن است در میان خانواده، دوستان یا جامعه باشد، اما احساس کند کسی واقعاً او را نمیبیند؛
کسی که نمیتواند افکار، ترسها، امیدها و بخشهای پنهان وجودش را با دیگری در میان بگذارد.
اما تنها بودن همیشه نشانه رنج نیست.
برخی انسانها آگاهانه خلوت را انتخاب میکنند؛
برای اندیشیدن، خلق کردن، شناختن خود یا یافتن آرامشی که در هیاهوی جمع کمتر پیدا میشود.
پس چه کسانی تنها هستند؟
شاید کسی که از دیگران فاصله دارد؛
اما شاید بیشتر از آن، کسی که از خودش فاصله گرفته است.
کسی که نمیتواند با خویشتنِ خویش گفتوگو کند، حتی در شلوغترین مکانها نیز ممکن است احساس تنهایی کند.
و در مقابل، انسانی که با خود آشتی کرده است، میتواند لحظههایی از خلوت را به فرصتی برای رشد و آرامش تبدیل کند.
تنهایی بیش از آنکه به نبودن دیگران مربوط باشد، به نبودِ یک ارتباط عمیق مربوط است؛ ارتباطی با دیگری یا با خود.
@yogitation
ستو باندهاسانا
(Setu Bandhasana)
حالتی ملایم برای باز کردن جلوی بدن و تقویت عضلات پا و لگن است.
چگونه انجامش دهیم؟
- به پشت دراز بکشید، زانوها را خم کنید و کف پاها را روی زمین بگذارید.
- پاها تقریباً بهاندازه عرض لگن باشند.
-با یک دم، لگن را آرام از زمین بلند کنید؛ شانهها و کف پاها روی زمین بمانند. -چند نفس آرام بکشید و سپس بهآرامی پایین بیایید.
فواید:
🌱 تقویت عضلات پا و لگن
🌱 کشش ملایم جلوی بدن
🌱 کمک به کاهش خشکی ناشی از نشستن طولانی
🌱 افزایش آگاهی از تنفس و بدن
لازم نیست همیشه برای عبور از چیزی،
راهی طولانی پیدا کنیم؛
گاهی کافی است پلی درون خودمان بسازیم.
@yogitation
باید بپذیریم که زیباترین لحظهی زندگی، همیشه رسیدن به چیزی نیست؛ گاهی لحظهایست که در میان تمام نرسیدنها، ناگهان خودت را پیدا میکنی.
لحظهای که دیگر برای اثباتِ ارزش خود به جهان نیاز نداری و آرام میفهمی که بودن، پیش از هر دستاوردی، خودش یک معجزه است.
باید بپذیریم که زندگی در همین لحظههایی معنا پیدا میکند که حضورمان را حس میکنیم؛ یک نفس عمیق، یک نگاهِ صادقانه، یک آغوش، یک صبحِ ساده یا سکوتی که در آن برای نخستینبار صدای درون خود را میشنویم.
زیباترین لحظهی زندگی، همان لحظهای است که دیگر منتظر «یک روز بهتر» نیستی و میفهمی زندگی همین اکنون در حال اتفاق افتادن است.
#پذیرش/۸
@yogitation
اسپرتزاتورا (Sprezzatura)
ظرافتی که آسان به نظر میرسد
اسپرتزاتورا واژهای ایتالیایی برای نوعی ظرافت و مهارت است که چنان طبیعی و بیتکلف جلوه میکند که گویی هیچ تلاشی پشت آن نیست.
این مفهوم یادمان میدهد زیبایی همیشه در به رخ کشیدنِ تواناییها نیست؛ گاهی عمیقترین مهارت آن است که آنقدر بر خود مسلط باشیم که کار بزرگ را ساده، آرام و بیادعا انجام دهیم.
#یک_واژه، #یک_جهان/۱۱
#ایتالیا
@yogitation
به زندگی اعتماد کن؛ حتی وقتی راهش از میان تاریکی میگذرد، جایی در دوردست نوری برای تو نگه داشته است.
شاید امروز نفهمی چرا بعضی درها بسته شدند، چرا بعضی آدمها رفتند و چرا بعضی رؤیاها دیرتر از آنچه خواستی به سراغت آمدند؛ اما زندگی همیشه چیزی را از تو نمیگیرد، بیآنکه چیزی عمیقتر برایت آماده کرده باشد.
گاهی باید مدتی در تاریکی قدم بزنی تا چشمانت به نوری عادت کند که قرار است از جایی دور، آرامآرام به سوی تو بیاید.
@yogitation
شکرگزاری روزانه 🌿
شکر و سپاس برای سلولهای مرکل پوستم؛
سلولهای ظریفی که در دریافت و تشخیص لمسهای بسیار ملایم نقش دارند؛ همان لمسهایی که گاهی فقط یک تماس کوچکاند، اما میتوانند معنای بزرگی داشته باشند.
برای اینکه بدنم میتواند
نرمی یک دست، لطافت یک پارچه
و گرمای لمس یک عزیز را احساس کند،
امروز سپاسگزارم.
@yogitation
پناه واژهها (۴۵)
🌿🌸🌿🌸🌿
جایی برای دیدنِ اکنون
ما اغلب در جایی زندگی میکنیم که دیگر وجود ندارد، یا جایی که هنوز نیامده است.
گذشته را مرور میکنیم و آینده را پیشاپیش زندگی میکنیم؛
و در این میان، اکنون بیصدا از کنارمان عبور میکند.
دیدنِ اکنون یعنی لحظه را نه پلی برای رسیدن به فردا بدانیم، نه سایهای از دیروز؛ بلکه خودِ زندگی.
فنجانی که در دست داریم، نوری که بر دیوار افتاده، صدایی که از دور میآید، و نفسی که همین حالا
در ما جریان دارد؛ همه چیزهایی هستند که فقط یکبار دقیقاً به همین شکل اتفاق میافتند.
شاید رازِ حضور این نباشد که زمان را متوقف کنیم؛ این باشد که وقتی زندگی اتفاق میافتد، ما هم واقعاً آنجا باشیم.
چون بعضی لحظهها
وقتی از دست میروند،
دیگر حتی خاطره هم
نمیتوانند جای آنها را بگیرند.
@yogitation
خدایا…
به من دلی بده که خوبیهای کوچک را ببیند؛ لبخندی ساده،آغوشی بیدلیل، صبحی که دوباره از راه میرسد و آدمهایی که بودنشان یک نعمت است.
مبادا آنقدر
در جستوجوی اتفاقهای بزرگ باشم
که زیباییِ همین لحظههای ساده
از نگاهم پنهان بماند.
کمکم کن برای داشتههایم شکرگزار باشم و برای نداشتههایم دلآشوب نشوم.
امشب، چشمهایم را با شکر ببندم
و قلبم را با امید.
آمین.
#نیایش_شبانه/۴۳
@yogitation