4256
در این کانال با تجربیات و اثرات یوگا و مدیتیشن آشنا میشویم. علاوه بر آن داستانهای عرفانی، درس هایی برای بهتر زیستن و زیبا اندیشیدن ارائه میگردد...
با حیوانات مهربان باش؛
چراکه آنها زبان ما را نمیدانند،
اما مهربانی را بهتر از بسیاری از ما میفهمند.
آنها نمیتوانند از رنجشان بگویند،
نمیتوانند برای نجات خود از ما کمک بخواهند؛
اما ترس، شادی، تنهایی و عشق را احساس میکنند.
گاهی کافیست کمی آهستهتر از کنارشان عبور کنیم،
کمی کمتر بترسانیمشان،
و کمی بیشتر به حقشان برای زندگی احترام بگذاریم.
مهربانی با حیوانات،
فقط لطفی در حق آنها نیست؛
نشانهایست از اینکه قلب انسان هنوز
ظرفیت دوست داشتنِ بیچشمداشت را دارد. 🐾
#عشق_به_حیوانات/۱
@yogitation
🌿 کودک، جهان و معنا (۱۶)
امروز روی چمنها دراز کشید و به ابرها نگاه کرد.
یک ابر را شبیه پرنده دید،
یکی را شبیه کوه و دیگری را هیچچیز.
ابرها آرام میرفتند و شکل عوض میکردند.
کودک فهمید که آسمان برای شبیه شدن به خواستهی ما نیست؛
زیباییاش شاید در همین تغییر کردن باشد.
بعد چشمهایش را بست
و گذاشت ابرها بیآنکه دنبالشان کند، از بالای سرش بگذرند.
@yogitation
سماع(۲)
🌿🌸🌿🌸🌿
قسمت دوم: از رقص تا سماع؛ وقتی شنیدن آغاز میشود
اگر رقص را یکی از کهنترین زبانهای بدن بدانیم، سماع را میتوان نقطهای دانست که بدن و شنیدن به یک تجربهٔ مشترک تبدیل میشوند.
واژهٔ «سماع» از ریشهٔ عربیِ «سَمِعَ» به معنای شنیدن میآید. اما در سنت عرفانی، شنیدن صرفاً دریافت صدا نیست؛ شنیدن میتواند راهی برای دگرگون شدنِ حال انسان باشد.
در اینجا موسیقی، شعر و آواز فقط چیزی برای گوش دادن نیستند. آنها میتوانند توجه انسان را از بیرون به درون ببرند؛ و تکرار ریتم، حرکت و کلام، حالتی متفاوت از حضور ایجاد کند.
به همین دلیل، سماع را نباید تنها با چرخش شناخت.
چرخش، تنها یکی از صورتهای بیرونی آن است؛
در عمق سماع، مسئله شنیدن است:
شنیدنِ موسیقی،
شنیدنِ شعر،
و شاید در نهایت، شنیدنِ چیزی در درون خویش.
و اینجا پرسش مهمتری شکل میگیرد:
چه چیزی در «شنیدن» وجود دارد که میتواند انسان را به حرکت وادارد؟
ادامه دارد...
@yogitation
🎧🎼🎧
بگذار روحت با این موسیقی همآواز شود...
@yogitation
زبانِ گلها
زنبقِ بنفش، گلِ وقار و نگاهیست که از میانِ ظرافت، قدرت خود را پنهان نمیکند.
رنگِ بنفشِ آن، حسِ شکوه، اندیشه و عمقی آرام را با خود دارد؛ انگار هر گلبرگش رازیست که برای فهمیده شدن، عجلهای ندارد.
شاید بعضی آدمها نیز شبیه زنبق باشند؛
آرام و متین، اما با دنیایی پر از معنا در درون.
زیباییشان فقط در ظاهرشان نیست؛ در طرز نگاه کردن، سکوت کردن و حضوریست که بیآنکه چیزی بخواهد، در خاطر میماند.
زنبقِ بنفش یادمان میدهد که وقار، همیشه در بلند سخن گفتن نیست؛ گاهی در آرامشیست که نیازی به اثبات ندارد.
#گل_و_معنا
@yogitation
#پادکست
چای با بنفشه
🎤بازگویی قصههای کهن
فصل اول
قسمت ۴۱
مرا مهر سیهچشمان ز سر رفت
چو شمعم در غم آن ماهپیکر رفت
نه دل ماندهست و نه جان در وجودم
که از شیرین جهان بر من نمودم
@yogitation
پناه واژهها (۴۷)
🌿🌸🌿🌸🌿
جایی برای دیدنِ آدمها
ما آدمها را اغلب از روی رفتارشان میبینیم؛ از روی حرفی که زدند،
کاری که کردند، یا تصویری که از آنها در ذهنمان ساختهایم.
اما هیچ انسانی
تمامِ خودش را
در یک رفتار نشان نمیدهد.
پشتِ بعضی خشمها، ترسی پنهان است؛
پشتِ بعضی سکوتها، حرفی که راهی برای گفتن پیدا نکرده؛ و پشتِ بعضی فاصلهها، شاید زخمی کهنه ایستاده باشد.
دیدنِ آدمها یعنی نه اینکه رفتارشان را توجیه کنیم، بلکه فراتر از آنچه دیدهایم احتمالِ انسانیِ دیگری را هم ببینیم.
شاید هر آدمی
داستانی دارد
که ما فقط یک صفحه از آن را خواندهایم.
و گاهی پیش از آنکه دربارهی کسی حکمی در ذهنمان قطعی کنیم، بد نیست از خود بپرسیم:
اگر تمامِ داستانش را میدانستیم،
باز هم او را
همینگونه میدیدیم؟
@yogitation
💥☀️💫💥⚡️✨☄
☀️💫💥⚡️✨☄
اندیشه زیبا (۶۸)
بعضی آدمها شبیه خاطرهاند؛
حتی وقتی هنوز در زندگی ما حضور دارند، چیزی در نگاهشان ما را به گذشته میبرد.
شاید به خاطر یک لحن آشنا باشد، یک عادت کوچک، خندهای که سالهاست میشناسیم، یا حتی سکوتی که فقط خودمان معنایش را میفهمیم. بعضی آدمها فقط یک نفر نیستند؛ بخشی از زمانهایی هستند که با آنها زندگی کردهایم.
برای همین گاهی دلتنگ کسی میشویم، اما اگر از خودمان بپرسیم دقیقاً دلتنگ چه هستیم، پاسخ سادهای نداریم. شاید دلتنگ روزهایی هستیم که با حضور او معنا پیدا کرده بودند؛ روزهایی که دیگر به همان شکل برنمیگردند.
آدمها میآیند و میروند، اما بعضی حضورها در حافظه ما جایی پیدا میکنند که رفتن، از آنجا پاکشان نمیکند.
شاید بعضی آدمها برای ماندن نیامدهاند؛
آمدهاند تا بخشی از زندگی ما را تبدیل به خاطره کنند.
☀️💫💥⚡️✨☄
💥☀️💫💥⚡️✨☄
@yogitation
گاهی یک موسیقی،
چیزی را در ما بیدار میکند
که سالهاست فراموش کردهایم
دلتنگش بودهایم.
@yogitation
سرنوشت (۲)
🌿🌸🌿🌸🌿
قسمت دوم: تقدیر یا انتخاب؟
زندگی، همیشه از ما اجازه نمیگیرد.
ما انتخاب نمیکنیم کجا متولد شویم،
در چه خانوادهای بزرگ شویم،
چه اتفاقهایی در کودکی تجربه کنیم
یا چه آدمهایی ناگهان وارد زندگیمان شوند.
اما شاید سرنوشت، دقیقاً از جایی آغاز میشود که انتخابهای ما در برابر این اتفاقها شکل میگیرند.
روانشناسی میگوید گذشته میتواند الگوهایی در ذهن و رفتار ما بسازد؛
فلسفه از آزادی انسان در انتخاب سخن میگوید؛
و عرفان، گاهی از پذیرفتن آنچه تغییرش نمیتوانیم داد.
پس شاید آزادی، به معنای انتخاب همهچیز نباشد؛
بلکه توانایی انتخابِ پاسخ خودمان به آنچه زندگی پیش رویمان میگذارد باشد.
ممکن است نتوانیم نخستین صفحه داستانمان را انتخاب کنیم؛
اما شاید هنوز بتوانیم تصمیم بگیریم
ادامهاش را چگونه بنویسیم.
🌿🌸🌿🌸🌿
ویکتور فرانکل:
«همهچیز را میتوان از انسان گرفت، جز یک چیز: آخرین آزادی انسان؛ انتخاب نگرش خود در هر شرایط.»
ادامه دارد...
@yogitation
بخند عزیزم،
حتی اگر یکبار زمین خوردی؛
شکست، دلیلِ خاموش کردن لبخندت نیست.
بعضی افتادنها فقط آمدهاند تا بفهمی چقدر توانِ دوباره برخاستن داری.
بگذار دنیا فکر کند شکست خوردهای؛
تو خوب میدانی که گاهی پیروزی، همین است که با دلی خسته، دوباره بلند شوی و راهت را ادامه بدهی.
@yogitation
عشق؛ ثمرهی مدیتیشن (۶)
🌿🌸🌿🌸🌿
عشق و بخشیدن؛ وقتی محبت معامله نیست
در بسیاری از رابطهها، محبت با یک انتظار پنهان همراه است: من به تو توجه میکنم، تو هم به من توجه کن.
من برایت وقت میگذارم، تو هم مرا در اولویت قرار بده.
اینجا عشق کمکم شبیه معامله میشود.
مدیتیشن به ما یاد میدهد که عمل کردن را از انتظار نتیجه جدا کنیم.
نفس میآید و میرود، بیآنکه چیزی از ما بخواهد.
ما نیز میتوانیم محبت کنیم، بدون اینکه هر محبت را با پاسخی اندازه بگیریم.
این به معنای پذیرفتن بیاحترامی یا نادیده گرفتن نیازهای خود نیست؛
بلکه یعنی محبت ما فقط زمانی ارزشمند نباشد که پاسخ بگیرد.
عشقِ آزاد میبخشد، اما حساب نگه نمیدارد.
🌿🌸🌿
تمرین امروز:
یک کار محبتآمیز برای کسی انجام دهید؛
کاری کوچک، بدون اینکه منتظر تشکر، جبران یا توجه باشید.
بعد به احساسی که درونتان شکل میگیرد توجه کنید.
شاید آنجا متوجه شوید که بخشیدن، پیش از آنکه چیزی به دیگری بدهد، چیزی در خود شما را آزاد میکند.
🌿🌸🌿
ادامه دارد...
@yogitation
توصیههای سلامتی
🌿🌸🌿🌸🌿
وقتی چربی وارد بدن میشود
چربی پس از ورود به دستگاه گوارش، بهویژه در رودهی کوچک، تحت تأثیر صفرا و آنزیمهای گوارشی به ذرات کوچکتر تجزیه میشود تا امکان جذب آن فراهم شود. سپس اجزای حاصل از هضم، از دیوارهی روده عبور کرده و از مسیرهای ویژهای وارد گردش خون میشوند.
بدن بعد از جذب، چربیها را بر اساس نیاز خود به کار میگیرد؛ بخشی برای تأمین انرژی، بخشی برای ساخت و ترمیم ساختارهای سلولی و بخشی نیز برای ذخیرهی انرژی در بافت چربی. بنابراین، چربی غذایی تنها چیزی نیست که «ذخیره میشود»؛ مادهای است که بدن آن را پردازش و در بخشهای مختلف مورد استفاده قرار میدهد.
🌿🌸🌿🌸🌿
در بدن، هیچ مادهای فقط یک سرنوشت ندارد؛
آنچه اهمیت دارد، چگونگی استفادهی بدن از آن است.
@yogitation
۱۵ مهر ۱۴۰۵
بعضی صبحها قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد؛
همین که چشم باز میکنی، نفس میکشی
و هنوز فرصتِ دوست داشتن داری، اتفاق بزرگیست.
@yogitation
قصهی شب (۲۸)
🌿🌸🌿🌸🌿
مردی که در جستوجوی خدا، خودش را پیدا کرد
میگویند روزی مردی نزد ذوالنون مصری آمد. چهرهاش خسته بود؛
چنان که انگار راه زیادی را پیموده باشد.
گفت:
«مدتهاست در جستوجوی خدا هستم. به شهرهای زیادی رفتهام،
با آدمهای بسیاری سخن گفتهام،
کتاب خواندهام و شبهای زیادی بیدار ماندهام؛ اما هنوز چیزی پیدا نکردهام.»
ذوالنون مدتی به او نگاه کرد و پرسید:
«در این سفرها، خودت را هم با خودت بردهای؟»
مرد با تعجب گفت:
«مگر میشود آدم خودش را جا بگذارد؟»
ذوالنون لبخند زد و گفت:
«بسیاری از آدمها همینطور زندگی میکنند؛
همهجا میروند، اما از خودشان دورند.»
مرد سکوت کرد.
ذوالنون ادامه داد:
«تو در بیرون به دنبال چیزی میگردی که هنوز در درونت مجال دیده شدن پیدا نکرده است. هر بار که از خودت میگریزی، راهت را طولانیتر میکنی.»
مرد پرسید:
«پس چه کنم؟»
ذوالنون گفت:
«این بار، سفرت را به جای دیگری آغاز کن. مدتی از جستوجوی بیرون دست بردار و ببین در درونت چه میگذرد؛
ترسهایت را، دلبستگیهایت را،
خشمهایت را، و آن بخشی از خودت را که همیشه میخواهد چیزی را ثابت کند.»
مرد سرش را پایین انداخت.
گویی برای نخستین بار فهمیده بود
شاید آنچه سالها گم کرده،
نه در دورترین شهرها،
که در نزدیکترین جای ممکن بوده است.
چند لحظه بعد پرسید:
«اگر خودم را پیدا کنم، خدا را هم پیدا خواهم کرد؟»
ذوالنون آرام گفت:
«شاید وقتی دیگر میان تو و حقیقت، اینهمه هیاهوی «خود» نباشد،
بفهمی چیزی که دنبالش میگشتی،
هرگز از تو دور نبوده است.»
مرد رفت؛
اما این بار، نه برای سفر به شهری دیگر.
به خانه برگشت.
و آن شب،
برای نخستین بار به جای آنکه از سکوت بترسد، در سکوت نشست.
شاید بعضی سفرها
برای رسیدن به جایی نیستند؛ برای برگشتن به خویشتناند.
و شاید عشق نیز از همینجا آغاز میشود؛ از لحظهای که دیگر نمیخواهیم جهان را تغییر دهیم تا چیزی را در بیرون پیدا کنیم، بلکه آرام میشویم تا آنچه در درونمان پنهان بوده،
خودش را نشان دهد.
@yogitation
کیمیاگری درون (۶)
🌿🌸🌿🌸🌿
اتحاد اضداد؛ من فقط یک چیز نیستم
ما دوست داریم خودمان را ساده تعریف کنیم:
من آدم آرامی هستم.
من آدم قویای هستم.
من آدم مهربانی هستم.
اما هیچ انسانی فقط یک ویژگی نیست.
درون ما، نیروهایی زندگی میکنند که گاهی با یکدیگر در تضادند؛
میتوانیم هم مهربان باشیم و هم خشمگین، هم قوی باشیم و هم خسته، هم عاشق باشیم و هم دلگیر، هم نیازمند دیگران باشیم و هم به تنهایی احتیاج داشته باشیم.
یونگ معتقد بود روان انسان زمانی به سوی تمامیت حرکت میکند که این تضادها را انکار نکند.
قرار نیست یکی را حذف کنیم تا دیگری باقی بماند.
قرار است یاد بگیریم آنها را ببینیم و بفهمیم.
آرامش واقعی هم همیشه با از بین رفتن تضادها به دست نمیآید؛
گاهی از پذیرفتن این حقیقت میآید که میتوانیم چند چیزِ ظاهراً متناقض را همزمان در خود داشته باشیم.
انسان بالغ کسی نیست که دیگر خشمگین نمیشود، نمیترسد یا نیازمند نمیشود.
کسی است که این بخشها را میشناسد و اجازه نمیدهد هیچکدام به تنهایی فرمانروای وجودش شوند.
کیمیاگری درون، شاید همین هنر باشد:
نه حذف کردن بخشی از خود،
بلکه تبدیل تضادها به نوعی وحدت.
ادامه دارد…
@yogitation
سماع، آنگاه آغاز میشود که دل از خویش میگذرد و در مدار عشق، بیاختیار به چرخ درمیآید.
@yogitation
شکست، همیشه پایانِ راه نیست؛
گاهی دستیست که زندگی روی شانهات میگذارد و آرام میگوید: «این مسیر، تو را به جایی که باید برسی نمیرساند.»
بعضی شکستها رؤیاهایمان را از ما نمیگیرند؛ فقط شکلِ رسیدن را تغییر میدهند.
و روزی، وقتی به گذشته نگاه میکنی، میفهمی همان جایی که فکر میکردی همهچیز تمام شده، زندگی بیصدا داشت مسیر تازهای برایت آغاز میکرد.
@yogitation
تسلی پس از فقدان (۱۰۰)
آموزههایی برای گذر از دوران سوگواری
به قلم مارتا وایتمور هیکمن
🌿🌸🌿🌸🌿
ایمان؛ نوری در مسیر نادیده
گاهی در سوگ، راه پیشِ رو دیده نمیشود؛
اما ایمان به ما اجازه میدهد قدم بعدی را برداریم.
ایمان یعنی باور داشته باشیم حکمتی بزرگتر از فهم ما، حتی در دلِ نادانستهها حضور دارد؛
حکمتی که وقتی پاسخ روشنی نداریم، آرامآرام راه رفتن را به ما میآموزد.
ایمان، نبودِ درد را وعده نمیدهد؛
اما کمک میکند در میان تاریکی، معنایی برای ادامه دادن پیدا کنیم.
🌿🌸🌿
با خودت تکرار کن:
همهچیز را نمیفهمم،
اما میتوانم به حکمتی فراتر از فهم خود اعتماد کنم.
گاهی کافیست قدم بعدی را بردارم؛
حتی اگر تمام مسیر را نبینم.
@yogitation
۱۶ مهر/ مهرگان
«جشنِ مهر و پیمان»
مهرگان یکی از مهمترین جشنهای سنتی ایران است؛ جشنی که در گاهشماری زرتشتی در روز مهر از ماه مهر برگزار میشد، یعنی شانزدهمین روز مهر.
این جشن به «مهر» یا میترا، ایزدِ پیوند، پیمان و مهرورزی، وابسته دانسته شده است.
مهرگان در گذشته تنها یک جشن ساده نبود؛ آیینی اجتماعی و فرهنگی بود که با گردهمایی، شادی، هدیه دادن و ستایش مهر و فراوانی همراه میشد.
در روایتهای تاریخی و ادبی دورههای بعد نیز مهرگان جایگاه مهمی داشته است.
مهرگان را میتوان جشنِ پیمان با زندگی و با یکدیگر دانست؛ یادآوری اینکه مهر، وقتی معنا پیدا میکند که در رفتار و رابطههای ما جاری شود.
@yogitation
توصیههای سلامتی
🌿🌸🌿🌸🌿
چربی و انرژی
چربی یکی از متراکمترین منابع انرژی برای بدن است؛ هر گرم چربی حدود ۹ کیلوکالری انرژی فراهم میکند، در حالی که پروتئین و کربوهیدرات در هر گرم حدود ۴ کیلوکالری انرژی دارند.
بدن میتواند چربی را در بافت چربی ذخیره کند و در زمان نیاز، آن را به اسیدهای چرب تبدیل کرده و برای تأمین انرژی سلولها به کار ببرد. این ذخیرهی انرژی، بهویژه در فاصلهی میان وعدهها و هنگام فعالیتهای طولانی، بخشی طبیعی از سازوکار بدن برای حفظ انرژی است.
🌿🌸🌿🌸🌿
بدن، انرژی را فقط مصرف نمیکند؛
گاهی آن را ذخیره میکند تا برای روزهای نیاز، دوباره به کار گیرد.
@yogitation
۱۶ مهر ۱۴۰۵
درختها عجلهای برای بهار ندارند؛
هر فصل را همانطور که هست زندگی میکنند.
ما هم باید کمی کمتر عجله کنیم.
@yogitation
باید بپذیریم که ایمان، همیشه به معنای دانستنِ پایان راه نیست؛ گاهی یعنی در میانهی ندانستنها، هنوز دلت به روشناییِ راه اعتماد دارد.
گاهی زندگی همهی پاسخها را از ما پنهان میکند تا یاد بگیریم با پرسشها هم میتوان آرام ماند. ایمان، همان آرامش عمیقیست که در دلِ تاریکی زمزمه میکند شاید آنچه اکنون نمیفهمیم، روزی معنای خودش را پیدا کند.
باید بپذیریم که همهچیز قرار نیست مطابق خواستهی ما پیش برود؛ بعضی درها بسته میشوند، بعضی مسیرها تغییر میکنند و بعضی آدمها از زندگیمان میروند، اما این پایانِ داستان نیست.
ایمان یعنی باور داشته باشی حتی وقتی مسیر را نمیبینی، زندگی هنوز تو را به سوی جایی میبرد که شاید امروز توانِ دیدنش را نداری؛ و گاهی همین اعتماد، زیباترین شکلِ آرامش است.
#پذیرش/۱۰
@yogitation
خودآ=خدا
منِ ذهنی (۹)
ذهن به گذشته هم تکیه میکند تا بگوید «من کیستم». جملهای که سالها پیش دربارهمان گفتهاند، شکست قدیمی، موفقیتی که به آن افتخار کردهایم، زخمی که هنوز به یاد داریم؛ همه میتوانند تبدیل به تکههایی از هویت ما شوند.
اما گذشته، هرچقدر هم واقعی باشد، تمامِ ما نیست. ما هر لحظه در حال تجربهکردن چیزی تازهایم، در حالی که ذهن دوست دارد ما را در همان تعریفهای قدیمی نگه دارد.
شاید به همین دلیل است که گاهی یک جملهی ساده میتواند تمام تصویرمان از خودمان را برای لحظهای به هم بریزد.
#خودآ_خدا
@yogitation
هر موسیقی،
یک درِ پنهان است؛
کافیست چشمهایت را ببندی
تا از آن عبور کنی
و به دنیایی برسی که فقط برای تو ساخته شده است.
@yogitation
#مدیتیشن
#زندگی_رویایی
چشمانت را ببند؛
رؤیاهایت را به زندگی بسپار
و اجازه بده ذهنت، خانهای برای زیباییهایی بسازد که هنوز نیامدهاند.
@yogitation
با خودت تکرار کن:
من عاقل بودن را انتخاب میکنم. حکمت از آموختن از تجربیاتم، اندیشیدن به چیزها، همیشه فکر کردن قبل از صحبت کردن، در نظر گرفتن دیدگاههای بیشتر از دیدگاههای خودم و هرگز بدون داشتن چیزی ارزشمند برای گفتن صحبت نمیکند.
من عاقل بودن را انتخاب میکنم، و این انتخابی است که هر روز از جنبههای مثبت زیادی به من کمک میکند.
#خودگویی ۱۳۱
@yogitation
قوی ماندن در ۳۶۵ روز
به قلم دمی لواتو
🌿🌸🌿🌸🌿
روز دویست و هشتاد و شش
«خودت را با آدمهای حمایتگر احاطه کن»
آدمهایی که در کنار ما هستند، بیشتر از آنچه تصور میکنیم بر زندگیمان اثر میگذارند.
بعضیها به ما یادآوری میکنند که توانمندیم؛ وقتی خستهایم کنارمان میمانند و وقتی خودمان را فراموش میکنیم، دوباره ما را به خودمان برمیگردانند.
اما بعضی رابطهها برعکس، انرژی ما را میگیرند و باعث میشوند مدام خودمان را زیر سؤال ببریم.
لازم نیست همه را از زندگیات حذف کنی؛ اما حق داری انتخاب کنی چه کسانی به قلب و ذهن تو نزدیک باشند.
رابطهی سالم، جایی است که بتوانی خودت باشی، حرف بزنی، شنیده شوی و احساس کنی تنها نیستی.
🌿🌸🌿
✅هدف
به آدمهای مهم زندگیات فکر کن. احساساتت را با یکی از کسانی که به او اعتماد داری صادقانه در میان بگذار و قدر حضورش را بدان.
@yogitation
خدایا…
به من بیاموز هر رفتنی را پایان ندانم؛
گاهی آدمها میروند تا جایی درون من برای شناختنِ خودم باز شود.
کمکم کن
به آنچه دیگر سهم من نیست با آرامش بدرود بگویم،
بیآنکه تلخیِ رفتنش زیباییِ بودنش را انکار کند.
مرا یاری کن
گذشته را با احترام رها کنم،
اما قلبم را در گذشته جا نگذارم.
امشب،
دلم را سبک کن از هر چیزی که
دیگر قرار نیست با من به فردا بیاید.
آمین.
#نیایش_شبانه/۴۴
@yogitation
گاهی در میان هزاران صدا،
یک موسیقی پیدا میشود که انگار فقط برای سکوتِ درون تو ساخته شده است.
@yogitation