developmentsc | Unsorted

Telegram-канал developmentsc - مدرسه توسعه

4349

همه، «یک زندگی بهتر داشتن» را می‌خواهند. تعداد بسیار کمی از ما به دنبال «یک انسان بهتر بودن» هستیم. (آلن دوباتن) ادمین @EMdevelopment

Subscribe to a channel

مدرسه توسعه

من زندگی می‌کنم!

#مصطفی_ملکیان

بعد از اينكه بودا از آيين هندو منشعب شد و دين جديد بنا نهاد، بزرگان آيين هندو و مرتاضان هندو نزد او آمدند.

يكی گفت من بر آب راه می‌روم و ديگری گفت من طی‌الارض می‌كنم و ديگری گفت فلان و بهمان و بعد رو كردند به بودا و گفتند تو چه می‌توانی بكنی؟

بودا گفت: «من كاری می‌توانم بكنم كه هيچ كدام از شما نمی‌توانيد بكنيد و آن اينكه وقتی غذا می‌خورم فقط غذا می‌خورم، وقتی استراحت می‌كنم فقط استراحت می‌كنم و وقتی سخن می‌گويم فقط سخن می‌گويم.»

@mostafamalekian
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

سندروم اعتیاد به شبه‌تصمیم

#مجتبی_لشکربلوکی

معشوقی زیبا اما بی‌رحم را لحظه‌ای تصور کنید! چون زیباست و جذاب، نمی‌شود از خیرش گذشت و چون بی‌رحم است بودن با او آسان نیست. برخی از اصول تفکر استراتژيک مانند آن معشوقند چرا که در عین جذاب بودن، خشن و سختند.

اما یکی از آن اصول زیبا و خشن:

اگر همه چیز مهم باشد، پس هیچ چیز مهم نیست! شما باید دست به انتخاب بزنید!


زمانی می‌توانید ادعا کنید که یک تصمیم گرفته‌اید که مشخصا بگویید از میان گزینه‌های مختلف، کدام گزینه‌ها را کنار گذاشته‌اید و کدام گزینه را انتخاب کرده‌اید وگرنه اگر به هر طریقی از زیر بار انتخاب در برویم، ما به جای تصمیم، «شبه‌تصمیم» گرفته‌ایم. چرا شبه‌تصمیم برای ما جذاب‌تر است، چون تصمیم دردناک است. ممکن است بپرسید واقعاً انتخاب دردناک است؟ جواب این است که خود انتخاب نه! ولی کنار گذاشتن گزینه‌های مختلف دردناک است. به همین دلیل است که بسیاری از ما به «شبه‌تصمیم» روی می ‌آوریم و آنقدر تکرار و عادت می‌کنیم که به آن معتاد می‌شویم.


سوال: اصلا چرا ما باید دست به انتخاب بزنیم و چرا نمی‌شود چند گزینه را با هم داشت؟ جواب: چون منابع ما محدودند. حالا ممکن است یک سوال هوشمندانه دیگر بپرسید اگر منابع ما نامحدود باشد چه؟ اگر بی‌نهایت پول و امکانات داشتیم چه؟ جواب این است: زمان و توان ما که محدود است. بنابراین باید دست به انتخاب بزنیم و مهم‌تر از اینکه چه چیزی را انتخاب می‌کنیم، باید بگوییم که چه چیزی را انتخاب نمی‌کنیم و کنار می‌گذاریم وگرنه در دام «شبه‌تصمیم» می‌افتیم. بگذارید برای شما در سه حوزه زندگی شخصی، سازمانی و کشورداری مثال بزنم.


مثال از زندگی شخصی:

حمید می تواند هم دکتری بگیرد و استاد دانشگاه شود. هم می تواند برود به یک شرکت بین المللی و تبدیل شود به یک مشاور بین المللی که هر فصل در یک کشور به سر ببرد. وی نمی تواند هر دو را انتخاب کند. عضویت هیات علمی دانشگاه یعنی حضور منظم در یک دانشگاه و پژوهش های عمیق که با دومی نمی خواند. شما باید انتخاب کنید! عالی می شود اگر هر دو کار را انجام داد اما معمولا ترکیب گزینه هایی که ذاتا مانعه الجمع هستند باعث می شود که هم استاد ناکارآمد و غیرروزآمدی باشیم و هم مشاوری خسته و آشفته فکر. از این جا مانده و از آن جا رانده. حمید علی رغم جذابیت های فراوان دانشگاه و پرستیژ هیات علمی و مقالات متعدد علمی، آن را کنار گذاشت و رفت که دور دنیا را بچرخد.


مثال از حوزه سازمان:

شما می‌توانید هم برای طبقه متوسط محصول تولید کنید و هم برای طبقه مرفه. برای هر دو فرصت بازار وجود دارد اما برای این کار لازم دارید که دو تصویر ایجاد کنید. دو کانال فروش متعدد را همزمان ایجاد کنید. در دو جغرافیای متعدد همزمان حضور داشته باشید. همه این‌ها امکان‌پذیر است اما دست کم در کوتاه‌مدت/میان‌مدت به خاطر محدودیت سرمایه‌تان باید دست به انتخاب بزنید.به این فکر کنید که چرا بیک با اینکه می‌تواند وارد بخش مرفه و لوکس بازار شود این کار را نمی‌کند؟


مثال از حوزه کشورداری:

از بین همه کشورهای دنیا شما نمی‌توانید با همه یکسان برخورد کنید اگر بگویید که همه کشورها مهم هستند یعنی هیچکدام از کشورها مهم نیست. چه باید کرد؟ باید بر اساس اهداف تجاری-اقتصادی و ملاحظات سیاسی-فرهنگی معیارهایی را تعیین کرد. مثلا بدیهی است که رابطه ما با عمان (به عنوان یکی از معدود کشورهای عربی دارای رابطه همیشگی خوب) نمی‌تواند برابر رابطه ما با بحرین باشد. یا مثلا حساب دو کشور هندوستان و چین که با هم یک سوم جمعیت دنیا را دارند با بلژیک که به اندازه تهران جمعیت دارد نمی‌تواند برابر باشد. البته دقت کنید که برای جواب به این سوال فقط نباید به جمعیت نگاه کرد بلکه معیارهای مختلف را باید مدنظر قرار داد و در نهایت کشورهایی که بیشترین تناسب با آن معیارها را دارند انتخاب کرد.


تجویز راهبردی:

باید دست به انتخاب‌های دردناک بزنیم. انتخاب دردناک نشانه این است که یک تصمیم واقعی گرفته‌ایم وگرنه این که بخواهیم در همه‌چیز عالی باشیم یک رویای بیهوده بیش نیست. به جای آن که در دام کلی‌گویی و جامعیت (همه گزینه‌ها باهم) بیفتیم بهترین روش این است که گزینه‌های مانعه‌الجمع را شناسایی کنید، ارزش‌ها و اهداف خود را به معیار تبدیل کنید، گزینه‌ای را انتخاب کنید که بیشترین امتیاز را می‌آورد و به خاطر بسپاریم هیچ گزینه‌ای نیست که در همه معیارها بالاترین امتیاز را داشته باشد. آنان که شبه‌تصمیم می‌گیرند مانند آن است که همزمان بخواهند دو خرگوش را دنبال کنند. بر گزینه برتر تمرکز کنید و گزینه‌های دیگر را کنار بگذارید حتی اگر دردناک باشد.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

تو مجموع‌ترین مردمانی

#عرفان_نظرآهاری

هیچکس نمی‌تواند کسی را که تا ته تنهایی رفته است، بترساند. همه ترس‌ها از تنها شدن است، همه ترس‌ها از تنها ماندن است، آدم‌ها از ترس تنهایی ست که تن می‌دهند  به هر خفت و خواری به هر قصه و غصه.

اما در انتهای تنهایی شجاعتیست که تنها، تنهایان آن را به دست می‌آورند. در نهایت تنهایی، جماعتی ایستاده اند که تو را انتظار می‌کشند، جمعیتی از خودت که تو را به پیشواز می‌آیند و به تو خوشامد می‌گویند، ورودت را به جهانی با هزاران مردمان که هر کدام برایت از جان خبری می‌آورند و از دل پیامی.

روزی که خویش را یافتی دیگر هرگز تنها نخواهی ماند و از آن پس کیست که تو را بترساند از تنهایی، که تو مجموع ترین مردمانی.


@erfannazarahari
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

داستان اعتیاد

محققان در آزمایشی، مغز خرگوش را از دوپامین خالی کردند. پس از آن، خرگوش‌ها فقط زمانی حاضر به غذا خوردن بودند که غذا در دهان آنها قرار می‌گرفت. اما اگر غذا را حتی در فاصله‌ی بیست سانتی‌متری از آنها قرار می‌دادند، خرگوش‌ها به سمت غذا حرکت نمی‌کردند؛ تا زمانی که از گرسنگی می‌مردند.

این آزمایش به ما می‌گوید که دوپامین، اساسی‌ترین نقش را در حرکت ما به سمت چیزهایی که نیاز داریم ایفا می‌کند.

هر بار که ما فعالیتی لذت‌بخش انجام می‌دهیم، از مصرف مواد قندی گرفته تا بازی‌های کامپیوتری و موبایلی، مواد مخدر، کار و استفاده از فضای مجازی، دوپامین ترشح می‌شود. هرچه بیشتر دوپامین ترشح می‌شود، ما بیشتر به ادامه‌ی آن فعالیت‌ها نیاز پیدا می‌کنیم. و این، داستان اعتیاد است.

حدود پنجاه تا شصت درصد اعتیاد، ریشه‌ی ژنتیک دارد. افرادی که پدر یا مادر یا پدربزرگ یا مادربزرگ درگیر انواع اعتیاد دارند، احتمال اعتیادشان بیشتر است.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

برسد به دست معلمان
و
والدینی که فرزندی در مدرسه دارند.


محمد فاضلی

حرف‌های #اسماعیل_آذری_نژاد در قسمت ۱۲۶ #پادکست_دغدغه_ایران درباره وضعیت آموزش و پرورش، و تلاش ایشان برای آموزش کودکان از مسیر قصه، زیبایی و شادی (قصه، رنگ، توپ) بیش از همه می‌تواند برای معلمان - بالاخص معلمان دوره ابتدایی - الهام‌بخش باشد.

قرار بود دیگر پادکست را مستقیما در تلگرام منتشر نکنیم، اما به دلیل اهمیت این گفت‌وگو برای شناخت آموزش و پرورش، آن را در تلگرام هم منتشر کردم.

⭕ اینجا بشنوید ⭕

ممنونم اگر آنرا به دست هر معلمی برسانید که می‌شناسید؛ و هر پدر و مادری که فرزندی در مدرسه دارد.

@fazeli_mohammad

Читать полностью…

مدرسه توسعه

ای باغبان...

ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن
نوحه‌کنان از هر طرف صد بی‌زبان صد بی‌زبان


#مولانا

@mahoor_avaz_sheer
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

به آرزوی شهرت شک کنید!

#آلن_دوباتن

یکی از نشانه‌های تربیت موفق این است که بچه‌های شما آرزوی «مشهور شدن» در سر ندارند.

این یعنی فرزندانتان یک سیستم ارزش‌گذاری درونی دارند نه یک سیستم بیرونی. آنها حسرت شناخته شدن و دوست داشته شدن به وسیله گروه بزرگی از غریبه‌ها را ندارند؛ آنها به اینکه توسط گروه کوچکی از افراد (خانواده و دوستان) شناخته و دوست داشته شوند راضی هستند.

شهرت، ممکن است محصول یک فرآیند موفق و رضایت‌بخش در زمینه‌ای خاص باشد اما خود، هدف نیست. انتخاب شهرت به عنوان هدف، می‌تواند ریشه در کمبود توجه در خانه داشته باشد.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

این بذر سحرآمیز!

واژه‌ی «نمی‌دانم»، بذر درختِ «سعادت» است که در تاریکی و تنهایی در خاکِ «جستجو کردن»، «مطالعه کردن»، «شنیدن»، «خواندن» و «تجربه کردن» ریشه می‌دواند و حاصل آن، میوه‌های شیرینی مثل «پذیرفتن»، «عشق ورزیدن»، «سخت نگرفتن»، «عمل کردن»، «صبر کردن» و «مدارا کردن» خواهد بود.

سعادت واقعی انسان، از «نمی‌دانم» آغاز می‌شود. 

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

واقع‌بینی رهایی بخش

بسیاری از خصلت‌هایی که ما انسان‌ها داریم، جزئی از طبیعت و ماهیت ماست. گاهی با معیارهای سختگیرانه فردی و اجتماعی تلاش می‌کنیم آنها را تغییر دهیم. در نتیجه به خود و دیگران سخت می‌گیریم.

هرگاه از رفتاری رنجیدیم، بهتر است کمی فکر کنیم و از خود بپرسیم:

«آیا واقعا این رفتار آزاردهنده است؟ یا نگاه شخصی و فرهنگی ما آن را آزاردهنده کرده است؟»

به قول استاد ملکیان:

«غیر از دردهای جسمانی، هر رنجی که می‌بریم به برداشت ما از واقعیت بستگی دارد.»

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

سه انتظار فرسایشی

انتظار سه چیز از دیگران، شما را از نظر روانی فرسوده می‌کند و با داشتن آنها هرگز زندگی راحتی را تجربه نخواهید کرد. آنها را متوقف کنید تا زندگی آسانتر شود.

✔️ انتظار اینکه دیگران با پیروی از استانداردهای شما زندگی کنند.

✔️ انتظار اینکه دیگران بتوانند ذهن شما را بخوانند، بدون اینکه منظور و حرف مورد نظر خود را بیان کرده باشید.

✔️ انتظار اینکه دیگران کامل و بدون نقص باشند و در برابر شما هیچ اشتباهی مرتکب نشوند.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

دوپامین از گذشته تا امروز

زمانی که ما کاری انجام می‌دهیم که برایمان خوشایند است یا پاداشی به دست می‌آوریم، مغز دوپامین ترشح می‌کند. مثلاً وقتی چیزی خوشمزه می‌خوریم، موفقیتی به دست می‌آوریم، یا وقتی کسی به ما توجه می‌کند، دوپامین ترشح می‌شود و باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشیم.

دوپامین همچنین در تنظیم انگیزه و یادگیری نقش دارد. به این معنا که وقتی مغز از چیزی لذت می‌برد، به طور ناخودآگاه تمایل پیدا می‌کنیم که دوباره آن کار را انجام دهیم تا دوباره همان احساس خوب را تجربه کنیم. در واقع، دوپامین به نوعی سیستم پاداش طبیعی بدن است که به ما انگیزه می‌دهد تا کارهایی را انجام دهیم که به نفع بقا و زندگی خوب است.

مغز ما در مواردی مثل دستیابی به هدف، موفقیت در کاری، فعالیت‌های بدنی مثل کشاورزی و ورزشی مثل پیاده‌روی، یادگیری موضوعی جدید، تماشای صحنه های زیبا مثل طلوع یا غروب خورشید، تعاملات اجتماعی مثل وقت گذراندن با دوست، دوپامین ترشح می‌کند. بنابراین، در گذشته‌ای نه چندان دور، برای ترشح دوپامین باید فعالیتی نسبتا طولانی مدت انجام می‌شد.

امروز اما پژوهش ها نشان می‌دهند که شبکه‌های اجتماعی در سریع‌ترین زمان ممکن، همان احساس پاداش را به طور مسمتر در افراد ایجاد می‌کنند؛ اما تفاوت اینجاست که تغییری در زندگی واقعی ما رخ نمی‌دهد. مغز ما مدام احساس رسیدن به دستاورد می‌کند، بدون آنکه در واقعیت، دستاوردی فیزیکی، روانی، عاطفی، جسمی، مالی و ... داشته باشیم.

نکته‌ی تلخ‌تر آن است که در گذشته، حس خوب دوپامین به ما انگیزه می‌داد که دوباره دستاورد را تکرار کنیم. مثلا هفته‌ی بعد هم به دیدن دوستمان برویم، فردا هم پیاده‌روی کنیم، هدف دیگری را نیز محقق کنیم، یا دوباره به کوه برویم. پس باید دوباره برنامه‌ریزی می‌کردیم، دوباره تلاش می‌کردیم و از این رو، زندگی جریان داشت.

امروز اما برای به دست آوردن مجدد آن دستاورد، فقط کافیست دوباره صفحه‌ی گوشی خود را لمس کنیم. و از آنجا که این کار دشوار نیست، ما مدام آن را تکرار میکنیم. به همین دلیل است که در کمتر از چند دقیقه، بدون اینکه پیام یا تماسی دریافت کرده باشیم، ناخودآگاه دوباره گوشی خود را چک می‌کنیم. از طرف دیگر، به فعالیت‌هایی مثل دیدار دوستان، طبیعت‌گردی، پیاده‌روی، هدف‌گذاری و تلاش، احساس نیاز نمی‌کنیم.

امروز بخش زیادی از مدیریت زندگی دست خود ماست و این، شاید زندگی را سخت‌تر کرده باشد. ما باید برای ایجاد دنیایی تلاش کنیم که در آن مردم از تکنولوژی برای رفاه خودشان استفاده کنند، نه برای رفاه کسانی که تکنولوژی را کنترل می‌کنند.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

فشار را از روی دانش‌آموزان بردارید!

دلایل خودکشی دانش آموزان در ایران با دیگر کشورها چه مشابهت‌ها و چه تفاوت‌هایی دارد؟

یکی از عوامل اصلی خودکشی در میان دانش‌آموزان فشارهای تحصیلی و رقابت‌های شدید است. در کشورهای مختلف از جمله ایران، رقابت برای ورود به دانشگاه‌ها و رشته‌های خاص به‌شدت بالاست. در این راستا، دانش‌آموزان به دلیل فشار خانواده‌ها، معلمان و حتی جامعه برای دستیابی به نتایج عالی، دچار استرس و اضطراب شدید می‌شوند.

علاوه بر فشارهای تحصیلی، مشکلات خانوادگی یکی دیگر از عواملی است که می‌تواند به خودکشی دانش‌آموزان منجر شود. در بسیاری از خانواده‌ها، مشکلات اقتصادی، خشونت‌های خانگی، طلاق و دیگر مشکلات اجتماعی می‌تواند موجب احساس بی‌ارزشی و ناامیدی در نوجوانان شود.

در ایران تحقیقات نشان داده‌اند درصد درخور توجهی از نوجوانان در سنین ۱۵ تا ۱۹ سال با مشکلات روانی نظیر افسردگی، اضطراب و فشارهای روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

متن کامل

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

فقط همین نکته‌ی ساده!

بخش قابل‌توجهی از شیوع بیماری‌های ویروسی با رعایت نکته‌ای ساده در مورد عطسه کردن، به سادگی قابل پیشگیری است.

برای عطسه کردن، خوب است که همیشه دستمال به همراه داشته باشیم. اما اگر دستمال نبود، در کف دستان خود عطسه نکنید. چون این کار تبدیل به عادت می‌شود و ما همیشه به آب، برای شستشوی دست‌ها دسترسی نداریم و دست‌هایمان می‌توانند منبع جدی انتقال ویروس باشند. به جای آن بهتر است در ناحیه‌ی بین بازو و ساعد، عطسه کنیم. چون این ناحیه محل تماس با دیگران و سایر سطوح نیست.

این نکته‌ی ساده را با مهربانی و بدون تحقیر، به بچه‌ها آموزش دهیم. و البته، بهترین شیوه‌ی یادگیری هر چیزی، یادگیری از رفتار است. اگر می‌خواهیم به بچه‌ها یاد دهیم که از دستمال یا ناحیه‌ی بین ساعد و بازوی خود برای عطسه استفاده کنند، حتما باید خودمان هم این کارها را هنگام عطسه انجام دهیم.

یادمان نرود که این روش‌ها فقط برای زمان زمان بیماری نیستند. همیشه باید آن‌ها را رعایت کنیم.

#سلامت

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

تلخ است اما...‌ بگذریم!

اتفاقات و رویدادهای بد در زندگی اجتناب‌ناپذیر هستند. بسیاری از آنها نیز قابل پیش‌بینی و قابل کنترل نیستند.

✔️ با وجود شایستگی‌های بسیار، برای شغلی انتخاب نمی‌شوید.

✔️ کتابی می‌نویسید و هیچ ناشری حاضر به چاپ آن نیست.

✔️ علیرغم تمام تلاش‌ها، رابطه‌ای از هم می‌پاشد.

این لحظه‌های تلخ و اتفاقات بد نیستند که زندگی ما را جهت می‌دهند. آنها بی‌شک مؤثرند. موضوعی که بسیاری از ما به آن بی‌توجهیم،  نوع واکنشی است که به این رویدادها نشان می‌دهیم. واکنش ما به رویدادهای تلخ، به مراتب تعیین‌کننده‌تر از اثر این رویدادها هستند.

✔️ در شغلی انتخاب نمی‌شوید و به جای فراموش کردن آن موقعیت و تلاش برای شغلی دیگر، سالها زمان می‌گذارید تا به همه توضیح بدهید و اثبات کنید که شما برای آن شغل از همه شایسته‌تر بوده‌اید.

✔️ سالها زمان می‌گذارید تا بگویید کتابم بهترین کتاب دنیاست.

✔️ زمین و زمان را به هم می‌بافید تا ثابت کنید در این رابطه مقصر نیستید‌.

لحظه‌های تلخ، بالاخره رقم می‌خورند و زندگی هیچ انسانی خالی از آنها نیست. اگر واقع‌بینانه، منطقی و با صبوری با آنها مواجه شویم، زودتر و بهتر عبور می‌کنیم و شاید از آنها درس‌های خوبی بگیریم و به وقتش آنها را درست کنیم. اما اگر شتاب‌زده، بی‌حوصله و غیرمسئولانه رفتار کنیم، آنها ماندگارتر و مخرب‌تر خواهند بود.

برای بهبود مشکلات تلخ یا حتی حل کردن آنها باید بسیار تلاش کنیم. اما جایی هست که می‌فهمیم وقت پذیرش و عبور کردن است. زندگی تا زنده هستیم ادامه دارد. آن لحظه بسیار تلخ است اما... بگذریم!

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

تفاوت زیباست

برای جامعه‌ای که قرن‌ها بر مبنای سنت زیسته است، شباهت‌ها نه تنها مقدس، بلکه حیاتی هستند.

در اجتماع سنتی، فردی با دین، زبان، فرهنگ، سبک زندگی یا حتی ظاهر و پوشش متفاوت، یک تهدید به حساب می‌آمد. اگر فردی در یک اجتماع سنتی، خلاف رسوم و استانداردهای سنتی عمل می‌کرد، کمترین مجازاتش طرد شدن بود.

جامعه ما سال‌های زیادی در حال تکامل در فرهنگی بوده است که تفاوت‌ها سرکوب می‌شدند و اگر کسی متفاوت بود، برچسب می‌خورد و طرد می‌شد. مبنای ضرب‌المثل‌هایمان نیز شباهت‌ها بودند: «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو».

دلیل ساده‌اش آن بود که ما به جای جامعه، اجتماع‌های کوچک داشتیم. یک اجتماع کوچک، ظرفیت هضم تفاوت‌ها را ندارد و هرچه شباهت‌ها بیشتر شود، قدرت بیشتری خواهد داشت. پس ما حق داشتیم و کار درستی هم می‌کردیم.

تا اینکه تکامل تدریجی ما به یکباره در مواجهه با تحولی بزرگ، ناقص شد. اجتماع‌های کوچک ما در زمان بسیار کوتاهی، ناگهان خود را جزئی از یک جامعه بسیار بزرگ دیدند؛ نه جامعه‌ی ایران، بلکه جامعه‌ی جهان. حالا قطره‌های کوچک باید خود را با قانون دریایی که به آن پیوسته بودند، سازگار می‌کردند.

ناگهان، مبنای بقا از «ضرورت شباهت‌ها» به «حرمت تفاوت‌ها» تغییر کرد. کارها تخصصی شد و حالا دیگر برای سازگاری بیشتر، باید سراغ تفاوت‌ها می‌رفتیم. ما دیگر جزئی از سیستم بودیم و برای بقا باید اجزاء دیگر سیستم را هم دوست می‌داشتیم. جهان جدید، ظرفیت یک دنیا انسان منحصر به فرد را در خود داشت. جهانی که شباهت‌ها را در چند صفحه کاغذ تحت عنوان «قانون» خلاصه می‌کرد. مابقی هرچه بود، تفاوت بود و محترم.

ما ناگهان به جهان تفاوت‌ها خوردیم. جهانی که  برای خودش به مرور تغییر کرده بود، اما برای ما همه چیز ناگهان رخ داد. این شد که ما نتوانستیم با همان سرعت، با جهان جدید سازگار شویم. اما ژنتیک انسان به این سرعت تغییر نمی‌کند. ته‌مانده‌‌ی ژن‌های اجدادمان هنوز روشن است و میل به شباهت‌ها به این سادگی در درونمان از بین نمی‌رود.

ما در جهان جدید و دنیای تفاوت‌ها هستیم، اما هنوز دنبال شباهت‌های گمشده می‌گردیم. از هیچ فرصتی برای احیا کردن شباهت‌ها دریغ نمی‌کنیم. دست برنمی‌داریم. دست خودمان هم نیست.

هنوز اصرار داریم فرزندمان دقیقاً چیزی باشد که ما می‌خواهیم. هنوز همسرمان را زمانی دوست داریم که به آنچه ما می‌خواهیم تبدیل شده است نه آنچه که خودش می‌خواهد باشد. خواهرمان باید شغلی را انتخاب کند که ما فکر می‌کنیم به دردش می‌خورد. برادرمان باید خانه‌ای بخرد که ما فکر می‌کنیم برایش مناسب است. دوستمان باید با کسی ازدواج کند که ما فکر می‌کنیم مرد یا زن زندگی است.

برای ما هنوز حرف مردم اهمیت دارد. چون مردم بر مبنای شباهت‌ها استاندارد می‌سازند و ما نیز باید خود را به همان استانداردها برسانیم. ما همدیگر را آنگونه که می‌خواهیم دوست داریم نه آن‌گونه که هستیم. برای همین است که ما هنوز تلاش می‌کنیم همه را شبیه خودمان کنیم.

با این کار احساس امنیت می‌کنیم. چون اجداد ما این‌گونه احساس امنیت می‌کردند. اما امروز که دیگر شباهت عامل امنیت نیست، پس چرا هنوز هم ما برای چیزی که دیگر وجود ندارد هزینه‌های سنگین می‌دهیم؟ چرا ژن‌های شباهت‌دوست ما در جهان تفاوت‌ها هنوز فعالند؟ به همان دلیل که ما هنوز هم موقع ترس، موهایمان سیخ می‌شود، چون این کار از اجداد پشمالوی ما هنگام خطر مراقبت می‌کرده است.

اگر بخواهیم خاموش شدن ژن‌هایمان را به زمان بسپریم، چندین نسل هزینه‌های سنگینی پرداخت خواهند کرد. با این سرعت تحولات جهان، عاقلانه هم نیست که تغییرات را به زمان بسپریم. می‌توانیم به خودمان بیاییم، آموزش ببینیم و فکر کنیم، جهانمان را درک کنیم‌ و با آن سازگار شویم، ریشه‌ی رفتارهایمان را بشناسیم و آن‌ها را تغییر دهیم.

جهان از سر دشمنی یا نافهمی به دنبال تفاوت‌ها نرفته است. ما هم اگر با جهان مواجه نمی‌شدیم، در راه چندهزارساله‌مان آخر به ارزش همین تفاوت‌ها پی می‌بردیم. امروز، خوش‌اقبالیم که راهمان چنین کوتاه شد؛ البته به شرط این که فکر کنیم و ارزش آن را دریابیم.

بیایید جهان شباهت‌ها را تصور کنیم. بیایید جنگلی را تصور کنیم که فقط یک نوع درخت دارد. حیات وحش را با وجود فقط یک نوع حیوان مجسم کنیم. جهانی را تصور کنیم که در آن، تمام انسان‌ها، چهره‌، رنگ پوست، مدل مو، غذا، ورزش مورد علاقه، سبک زندگی و همه چیز دقیقاً یکسانی دارند. جهان زیبایی به نظر نمی‌رسد.

جهان برای پذیرش تفاوت‌ها مجبور نبوده است. جهان، مجذوب زیبایی تفاوت‌هاست. این‌گونه است که امروز این همه تنوع در همه ابعاد زندگی بشر و طبیعت وجود دارد. سعی نکنیم همه چیز را به سمت استانداردهای یکسان نزدیک کنیم. همه آدم‌ها و همه چیزها را همان‌گونه که هستند دوست بداریم. چون «تفاوت زیباست».

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

«ونیز» پر از توریست‌هایی است که به کبوترهای ایتالیایی غذا می‌دهند، ولی به کبوترهای شهر خودشان، محل نمی‌گذارند!

از کتاب «جزء از کل»
اثر «استیو تولتز»


@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

«چون درد کشیدم و آدم خوبی هم هستم پس حق بیشتری دارم»

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

زمان از دست‌رفته...

نگران زمان از دست‌رفته در دوران افسردگی و ناامیدی نباشید. این دوره، ارزش زمانی که پس از افسردگی در اختیار خواهید داشت را دوچندان می‌کند.

انسانی که از دوران رنج بیرون می‌آید، خراش‌هایی دیده است که او را پخته می‌کند و اکنون، او برای انجام کارهایی آماده است که کمتر کسی می‌تواند انجام دهد.

از کتاب «دلایلی برای زنده ماندن»
اثر «مت هیگ»

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

آزادی؛ میوه‌ی درخت مسئولیت‌پذیری

یکی از بزرگترین چالش‌های انسان در عصر مدرن، برداشت اشتباه از مفهوم آزادی است. آزادی، تجربه‌ای بسیار عمیق و ارزشمند است. اما آن را به تعابیری تفسیر می‌کنیم که نتیجه آن، احساس پوچی شخصی و هرج و مرج اجتماعی است. مفهوم دقیق‌تر آزادی را می‌توان در واژه‌ی «مسئولیت» جستجو کرد. بدون مسئولیت، هر کار عجیب و غریبی را می‌توان با استفاده از مفهوم آزادی توجیه کرد.

آزادی، محصول زندگی مسئولانه است. آزادی، کاری که انجام می‌دهیم نیست، بلکه نتیجه‌ی کاری است که انجام می‌دهیم. آزادی، میوه است. نمی‌توانیم میوه را بسازیم. می‌توانیم گیاه را مسئولانه پرورش دهیم تا به میوه برسد. باید صبر پیشه کنیم، تعهد داشته باشیم، گیاه را آب بدهیم و آن را تقویت کنیم؛ وگرنه میوه‌ای در کار نخواهد بود.

امروز داریم میوه آزادی را از درختی می‌چینیم که وجود خارجی ندارد. بنابراین، به میوه‌های عجیب و غریب و غیرواقعی رسیده‌ایم. این درخت، همان مسئولیت‌پذیری است.

آزادی بدون مسئولیت‌پذیری، میوه‌‌ای ساختگی بدون درخت است؛ همان رفتاری که امروز تناسبی با انسان، طبیعت و اجتماع ندارد و حقوق آنها را نادیده می‌گیرد.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

انسان‌های فرزانه

#مصطفی_ملکیان

من خیلی با این سخن دکتر شایگان همدلی دارم که می‌گوید چیزی که جوامع امروزی نسبت به جوامع سنتی به شدت از آن رنج می‌برند، فقدان گروه و صنفی از آدمیان فرزانه است.

انسان‌های فرزانه چه بسا نفس ملاقات‌شان رفع مشکل می‌کند. آن ها ممکن است کل زندگی شما را با یک یا دو ضابطه‌ای که به شما تفهیم می‌کنند تغییر دهند.

@mostafamalekian
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

آیا شما هم احساس فشار و استرس می‌کنید؟

گاردین نوشت: در عصر حاضر، بسیاری از افراد همزمان با انجام کارهای مختلف، احساس فشار و استرس می‌کنند. از ایمیل‌های کاری گرفته تا شبکه‌های اجتماعی و وظایف روزمره، همه این عوامل باعث می‌شوند افراد احساس کنند در برابر حجم زیادی از مسئولیت‌ها ناتوان هستند.

لیندا بلر، روانشناس بالینی، معتقد است که بسیاری از افراد احساس فلج ذهنی دارند و نمی‌دانند باید چه کاری را اول انجام دهند. این احساس ناکارآمدی باعث تضعیف روحیه می‌شود و به دلیل حجم زیاد وظایف و حواس‌پرتی ناشی از فناوری‌های دیجیتال تشدید می‌شود.

حتی کارشناسان نیز با فشارهای مشابهی روبرو هستند، از آماده‌سازی برای مراسم خانوادگی گرفته تا مدیریت کارهای حرفه‌ای. این موضوع نشان می‌دهد که احساس فشار بخشی از واقعیت زندگی مدرن است.

احساس فشار یا استرس شدید، یک تشخیص پزشکی نیست، بلکه می‌تواند برای هر فرد متفاوت باشد. بررسی‌های جهانی نشان می‌دهد که دو سوم مردم نوعی از استرس را تجربه می‌کنند که بر زندگی روزمره آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

بلر اشاره می‌کند که افزایش فشارها نه تنها به دلیل مسئولیت‌های جدی، بلکه به دلیل احساس نیاز به استفاده بهینه از زمان است. افراد احساس می‌کنند باید تمام فرصت‌ها را غنیمت بشمارند، از یادگیری زبان جدید گرفته تا رسیدن به اهداف ورزشی.

طبق گفته فای بگتی، پزشک متخصص مغز و اعصاب، احساس فشار زمانی به وجود می‌آید که تقاضاها فراتر از ظرفیت فرد باشد. این فشار می‌تواند کوتاه‌مدت یا مزمن باشد و معمولاً ناشی از تلاش برای انجام همزمان چندین نقش و وظیفه است.

استفاده بیش از حد از تلفن‌های هوشمند، هرچند به تنهایی دلیل اصلی فشار نیست، می‌تواند این احساس را تشدید کند. همچنین، دوران همه‌گیری کرونا باعث افزایش زمان استفاده از صفحه‌نمایش شد که به خستگی ذهنی و کاهش توانایی تصمیم‌گیری افراد منجر گردید.

استرس مزمن می‌تواند تأثیرات جدی بر سلامت جسمانی و ذهنی داشته باشد. مشکلاتی مانند کاهش تمرکز، ضعف حافظه، و حتی علائمی شبیه به زوال عقل ممکن است ناشی از استرس طولانی‌مدت باشد.

برای مدیریت احساس فشار، فعالیت‌هایی که انرژی ذهنی را بازیابی می‌کنند، مانند ورزش، وقت گذراندن با عزیزان یا استراحت کافی ضروری هستند. خواب باکیفیت نیز نقش مهمی در بهبود توانایی افراد برای اولویت‌بندی وظایف دارد.

در نهایت، باید انتظارات واقع‌بینانه‌ای از خود داشته باشیم و از تفکرات غیرواقعی یا احساس "بایدها" اجتناب کنیم. انجام کوچک‌ترین کار مفید می‌تواند به شکستن چرخه استرس کمک کند و افراد را به مسیر بهره‌وری بازگرداند.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

قصه بیمارستان

همراه بیمار، در بیمارستان‌ها بیش از هفتاد درصد امور بیمار را انجام می‌دهد، اما نهاد بیمارستان‌ او را به عنوان موجودی زائد می‌شناسد.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

انسان خردمند

در پژوهش‌های روانشناسی، خرد را در مقابل جهان‌بینی ساده‌انگارانه قرار می‌دهند. افرادی که نگاه ساده‌انگارانه دارند، همه چیز را به طور قطعی و یک‌بعدی می‌بینند و خیلی زود در مورد همه‌چیز نتیجه‌گیری می‌کنند. جمله‌های زیر، نتیجه‌گیری‌های رایج ساده‌انگارانه است:

✔️ به هرکسی خوبی کنی از پشت خنجر میزنه

✔️ هرکسی خیلی پولداره حتما دزدی کرده

✔️ ذات مردم خراب شده و آدم خوب پیدا نمیشه

✔️ همه گرگ هستن

✔️ حس ششم من محاله اشتباه کنه

بر خلاف ساده‌انگاری، خردمندان چهار ویژگی برجسته دارند.

اول) فروتنی ذهنی؛ مسائل را پیچیده می‌دانند و قبول می‌کنند که بخش زیادی از موضوع را نمی‌دانند. خردمندان در اکثر مواقع می‌گویند:

✔️ شاید دارم اشتباه می‌کنم

✔️ من عقل کل نیستم

✔️ ما که همه چیز رو نمیدونیم شاید هم اینطور نباشه

دوم) مصالحه و سازش؛ معتقد نیستند که همیشه و تحت هر شرایطی باید صد در صد به حق خود برسند. آنها می‌گویند:

✔️ اونم نمیخواسته که پول ما رو بخوره حالا اشتباه کرده باید ببینیم الان راه درست چیه

✔️ پدر و مادر هم تقصیری ندارن اونا هم توی شرایط سختی تربیت شدن

سوم) پذیرش عدم قطعیت؛ معتقدند بسیاری از بخش‌های زندگی قابل پیش‌بینی نیست. آنها می‌گویند؛

✔️ شاید این شکست یه زمینه‌ای برای یه تغییر مثبت باشه

✔️ ما تلاشمون رو می‌کنیم دنیا که همیشه همینجوری نمی‌مونه

چهارم) درک نگاه دیگران؛ رفتار دیگری را از ذهن خودش می‌بینند. آنها می‌گویند:

✔️ اگه جای اون بودم شاید منم دروغ میگفتم

✔️ اونم حتما برای خودش دلیلی داشته که این کارو کرده و باید حرفاشو گوش بدیم

هیچ انسانی در تمام موضوعات و موقعیت‌ها، رفتار خردمندانه ندارد. انسان‌های خردمند نیز در موقعیت‌های مختلف، می‌توانند ساده‌انگارانه رفتار کنند. خرد، منبع منحصربه‌فردی از آرامش در این دنیای پیچیده است.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

قوی‌تر از همیشه...

پسرک پرسید: «کی از همیشه قوی‌تر بودی؟»

اسب گفت: «وقتی جرئت کردم ضعف‌هامو نشون بدم»

از کتاب «پسرک، موش کور، روباه و اسب»
اثر «چارلی مکسی»

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

سندروم ارضای فوری

#مجتبی_لشکربلوکی

ما از نسل مایکرو ویو هستیم و نسل های قبلی ما از نسل بار گذاشتن آبگوشت برای درست کردن یک غذای سنتی مانند آبگوشت از روز قبل برخی مواد را خیس می دادند تازه دو سه بار آبش را هم عوض می کردند و سپس از صبح یا شب قبل غذا را بار می گذاشتند تا به خوبی پخته شود و سپس سفره ای انداخته می شد با هم و سر فرصت آرام آرام غذا خورده می شد.

اما الان یک غذای آماده یا نیمه آماده را می گذاریم در مایکرو ویو و سه دقیقه بعد، تمام!

ما همه چیز را سریع می خواهیم. نسل های قبلی ما در روابط عاطفی، سال ها نامه نگاری و هدیه و رفت و برگشت تا دل معشوقی را نرم کنند (چه فرهادها  مرده در کوه ها).
اما اکنون می خواهیم کمتر از یک هفته کار به نتیجه برسد و گرنه کات می کنیم! لاغری در ۱۰ روز و یادگیری زبان فرانسه در ۳ روز و افزایش قد در ۱ماه، همه چیز مایکروویوی شده است!

این نگرش زندگی ما را تخریب کرده است. به همین خاطر جنبشی در دنیا راه افتاده به نام زندگی آهسته.

این جنبش از کجا شروع شد؟ ۱۹۸۶، در مشهورترین میدان شهر رُم، رستوران جدیدی افتتاح شد. هجوم فست‌فود آمریکایی به قلب شهر رُم حساسیت‌هایی ایجاد کرده بود.

یکی از معترضان یک ژورنالیست ایتالیایی، جنبشی را آغاز کرد به نام غذای آهسته. او بر محصولات محلی، آرامش در پختن و آرامش در خوردن و بیش از همه بر لذت بردن از مزۀ اصیل ایتالیایی تأکید می‌کرد.

این حرکت از غذا آغاز شد. اما هیچکس فکرش را نمی کرد که این قدر توسعه پیدا کند.غذای آهسته با استقبال گسترده‌ای همراه شد و جالب است بدانید اکنون حدود بیست شاخه از آن در کشورهای مختلف ایجاد شده مثل مدیریت آهسته، تفکر آهسته،آموزش آهسته، علم آهسته، سفر آهسته، گردشگری آهسته، شهر آهسته، طراحی آهسته و خواندن آهسته یا کندخوانی.نهضت آهستگی مخالف سرعت و مدرنیته و بازگشت به گذشته نیست بلکه مخالف شتاب زدگی است.

سرعت تضادی با طمانینه ندارد. آنچه ایراد دارد شتاب زدگی است. هر گونه شتاب زدگی باعث می شود که عمق کم شود: لذت عمیق از رابطه، فهم عمیق از یک کتاب، درک عمیق از یک منطقه ای که برای گردشگری انتخاب کرده ایم. ما امروزه با لذت های سطحی، فهم سطحی و درک سطحی و تصمیمات سطحی روبرو هستیم.  

تحلیل و تجویز راهبردی:

مهم ترین ریشه زندگی شتاب زده، رویکرد ویندوزی-مایکروویوی است. یعنی چه؟ یعنی چند کار را همزمان و با شتاب زدگی انجام می دهیم. قبل از ویندوز از کامپیوترها فقط یک کار را انتظار داشتیم. اما وقتی ویندوز آمد چند پنجره را با هم باز می کنیم و همه را هم همزمان اجرا می کنیم و انتظار داریم که همه را سریع به جمع بندی برسانیم. ترکیبی از چندکارگی (ویندوزی) و شتابزدگی (جستجوی ارضای فوری).

در زندگی جدید یکی از بزرگترین مشکلات این است که طمانینه از همه ما گرفته شده، یعنی ما چند کار را در آنِ واحد انجام می‌دهیم. در حالیکه دارید صبحانه می‌خورید ساعت مچیتان را می‌بندید تلویزیون هم روشن است. موبایل تان را هم چک می کنید. با همسرتان هم صحبت می کنید و لیست خرید روزانه تان را هم تکمیل می کنید.

در یکی از داستان ها، فرد مقدسی بود که معشوقه ای هم داشت. مشکل او در زندگی این بود که وقتی به عبادتگاه می رفت تا خدا را عبادت کند به فکر معشوقه اش رهایش نمی کرد و وقتی پیش معشوقه اش بود مدام وجدانش او را به یاد خدا می انداخت. نه عبادت عمیق داشت و نه لذت عمیق هم آمیزی با معشوقه اش.

برای رهایی از زندگی شتابزده، مدیریت شتابزده، غذای شتابزده چاره ای نداریم جز «مثلث تمرکز، عمق و تامل». از این شاخه به آن شاخه پریدن چه در امور روزانه و چه در مدیریت یک سازمان یا کشور، باعث می شود که تمرکز رخ ندهد. زمانی که به هر دلیلی یک کار متوقف می شود و به کار دیگری می پردازیم. آهنگ آن کار را از دست می دهیم و مسیر انجام کار را گم می کنیم و وقتی دوباره سراغ آن می رویم، زمان و انرژی باید بگذاریم برای دستیابی به آهنگ قبلی. بیشترین انرژی ما در رفت و برگشت بین کارهای مختلف صرف می کنیم. این رفت و برگشت ها و قطع شدن ها در مقایسه با زمانی که از ابتدا تا انتها روی یک کار متمرکز هستیم، زمان انجام آن کار را تا ۵ برابر بیشتر می کند. به بیان ساده، تک کاری می تواند زمان لازم را برای انجام کارهای مهم تا ۸۰ درصد کاهش داده و کیفیت و عمق کار را به شدت افزایش دهد.

پس به زبان ساده:

● تمرکز: به جای چندکار در آنِ واحد،روی یک کار متمرکز شویم.

● عمق: عمیق به یک کار بپردازیم. توجه کامل به آن تخصیص دهیم و نگذاریم چیزهای دیگر به آن هجوم بیاورند(مثال: وقتی با همسرمان صحبت می کنیم موبایل مان را کناربگذاریم).

● تامل: حرص و ولع این که یک کار را به هر نحوی که شده به اتمام ببریم در خود کنترل کنیم و تا زمانی که لازم است به کار فعلی ادامه بدهیم و کار جدید را شروع نکنیم.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

خطا در پیش‌بینی

رویدادهای اجتماعی چندان قابل پیش‌بینی نیستند. دلیلش هم آن است که این رویدادها تحت تأثیر عوامل بسیار متعددی هستند که به طور دقیق قابل سنجش نیستند.

معنی این حرف آن نیست که تحلیل‌های اجتماعی کاربردی ندارند؛ بلکه روندها را می‌توان به طور علمی تحلیل کرد. به عنوان مثال، با بررسی عوامل مختلف، می‌توان رشد قیمت یک کالا را انتظار داشت؛ اما اینکه بگوییم سه سال بعد در چنین روزی قیمت این کالا دقیقا x خواهد بود، غیرواقعی است. چون در این فاصله، اتفاقاتی رخ خواهد داد که امکان بررسی آنها وجود ندارد‌؛ اتفاقاتی که ممکن است حتی قیمت آن را کاهش دهد.

یوال نوح هراری می‌گوید: «بخش زیادی از پیش‌بینی‌های انسان‌ها در گذشته، امروز درست درآمده است. دلیلش هم صرفا تصادف است. چون به هر حال، در میان انبوه پیش‌بینی‌ها مواردی هم به طور تصادفی با پیش‌بینی‌ها همسو می‌شوند. یک مثال واضح که نشان می‌دهد چقدر پیش‌بینی‌ها غیرواقعی هستند، اینترنت است. هیچکس هرگز در تاریخ، پدیده‌ای به نام اینترنت را پیش‌بینی نکرده است. در حالی که این مفهوم امروز در تار و پود زندگی ما تنیده است.»

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

واقعیت‌ها آن‌اند که هستند!

#مصطفی_ملکیان

مور همیشه این جمله‌ی بسیار عمیق باتلر را در ابتدای کتاب‌هایش می‌نوشت:

واقعیت‌ها آن‌اند که هستند، چه بخواهی چه نخواهی! تو باید به دنبال واقعیت‌ها بدوی؛ واقعیت‌ها به دنبال تو نخواهند دوید.

@mostafamalekian
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

حس ناامیدی، بخشی از یادگیری است!

#رابرت_گرین

اگر در فرآیند یادگیری، احساس ناامیدی به سراغتان نیامد، شما در حال یاد گرفتن نیستید.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

تمرکز جهان روی ما نیست!

هرکسی در جهان ما دارد به مسائل خودش فکر می‌کند و ذهنش درگیر موضوعات روزمره‌ایست که با آنها سر و کار دارد.

بسیاری از ما با فکر اینکه همه دارند به ما توجه می‌کنند، انرژی و توان خود را هدر می‌دهیم. این خطای شناختی، یکی از اصلی‌ترین ریشه‌های اضطراب ماست.

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…

مدرسه توسعه

نگران نسل ما نباشید!

ما شاید ندونیم:

✔️ لاستیک ماشین رو چطور عوض کنیم

✔️ چطور یک برگه چک بنویسیم

✔️ چطور از مالیات سر در بیاریم

✔️ چجوری باید یه خونه بخریم

✔️ چجوری رزومه کاری بنویسیم


اما نگران نباشید، چون به خوبی می‌دونیم:

✔️ کریستف کلمب در چه سالی دریانوردی کرده

✔️ چطور عدد X رو در معادله پیدا کنیم

✔️ چطور یک انشا در ۴۰ دقیقه بنویسیم


چون شما به ما به خوبی یاد دادید که:

✔️ همه چیز رو حفظ کنیم، بازگو کنیم و بعدش فراموش کنیم

✔️ درس‌های مدرسه از سلامت روان ما مهمتر هست

✔️ فقط دو ساعت بخوابیم تا بتونیم سه ساعت تکلیف رو انجام بدیم (تکالیفی که حتی قرار نیست نگاهشون کنید)

اصلا جای نگرانی نیست، چون ما خوب یاد گرفتیم که چطور از چیزهایی که بیشترین علاقه رو بهشون داریم متنفر باشیم!

@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»

Читать полностью…
Subscribe to a channel