ضربالمثل چینی میگوید: "وقتی سگی شروع به واقزدن به سایهای میکند، ده هزار سگِ دیگر از آن سایه واقعیتی میسازند"
امیل چوران، طرح سرگیجهЧитать полностью…
سلف دانشگاه و خصوصا دانشکده هوافضا (خواجه نصیر) بوی خاصی داشت که البته طبیعتا بوی غذا بود. اما بوی هیچ غذای خاصی نبود، صرفا یک بوی کلیِ "غذا" بود و ثابت بود. غذا هر چی که بود، اون بو عوض نمیشد. ترکیب برنج و سبزی و چیزهایی ازین دست. امروز در خلوتم به خودم اعتراف کردم که اون بو رو دوست داشتم، و حالا، بعد شانزده سال، دلم براش تنگ شده. با اینکه هیچوقت غذای دانشگاه رو دوست نداشتم. تا پارسال حتی به خاطرهی اون بو، محیط و میزها و صندلیها و صفها فحش میدادم، اما حالا انگار چیزی درون من تغییر کرده. خاطره عوض نشده، اما بقول پروست "حالا گذشته را طور دیگری میخوانم".
#معین_دهاز
@nabayad_m
ویدئوهای غارت در فرانسه رو میبینم. حالا بهتر میفهمم که وقتی انسان محروم و بیپول با دو دهه تورم سنگین مشتمشت برنج رو به آسمان میپاشه، یعنی چه؟ و چه استغنای درونی و عظمتی داشت!
@nabayad_m
در هشت اسلاید. چیزی که مدتها میخواستم بنویسم و فرصت نبود. امیدوارم بخونید.
لینک پیج
امروز دوتا ویدئو دیدم: یکیش همین ماشین پرندهی تسلا که دههها قبل "خیالپردازیها" دربارهش رو توی انیمیشنهاشون دیده بودیم. ویدئوی دوم هم ایران خودمون بود که یک مردِ بالغ به دختری توی خیابون فحاشی میکرد و میگفت "چرا با این وضع اومدی بیرون؟". اکسپلورم طوری انعطاف داره که هر دو رو نشونم داد. خلاصه، این نر-بچه و امثالش یک ملت رو قربانیِ نادانی و بلاهت خودشون کردن. مثل دیوانهای که همینطوری ترمز اضطراری قطار رو میکشه و دهها واگن و هزاران انسان رو متوقف میکنه. بههرحال ما هم "خیالپردازیهای" خوبی برای خودمون و وطنمون داریم و امیدواری هم چیز خوبی است.
@nabayad_m
طرفداران "حجاب اجباری در ایران" حالا با چه منطقی میتونند از آزادی پوشش در جمهوری آذربایجان حرف بزنند؟ تو اگر موافق آزادی پوششی، چرا برای زنان ایران نمیخوای؟ و اگر با اجبار موافقی، پس چه مشکلی با اجبار در باکو (اگرچه در سطحی محدودتر و ملایمتر از آنچه در ایران است) داری؟ سوال بسیار زیبایی است.
گفتن نداره، قاعدتا اگر میشناسیدم، میدونید که موافق آزادی پوشش در همه جا هستم.
امروز آرامم. بنظرم رسید که زندگی همین روزهای خنثی است. خوبترین روزهای زندگی همینها هستند، که نه شادی و نه غمگین. خنثی و ساده، بی تنشی با جهان نشستی و کار میکنی. این روزها در حافظه هم ثبت نمیشوند. بیست سال بعد همهی لحظههای خنثی را از یاد بردهای؛ اما دستکم، نه مثل خاطرات تلخ، زخمی ماندگار دارند و نه مثل خوشیهای ازدسترفته، دلتنگت خواهند کرد.
#معین_دهاز
@nabayad_m
اين کارگاه آنلاین برگزار میشه. از خارج از ایران هم میتونید شرکت کنید. توضیحات در کپشن هست.
برای ثبتنام:
@roodnevis_Support
کافکا خیلی دقیق گفت: "انگار هرچه داشتم مرا ترک گفته است، و حتی اگر همهی آنها نیز بازگردند کافی نخواهد بود."*
وقتی کسی میره و بعد برمیگرده، وضعیتِ اول، چنانکه بود، تکرار نمیشه؛ چون اون موقع حالتی بود که هنوز "او نرفته بود و برنگشته بود". اما الان اینها اتفاق افتادن. نمیشه پاککن برداری و این بخشها رو از داستان حذف کنی. "رفتن" چیزی نیست که با "برگشتن" خنثی بشه. اصلا برگشتن، پاسخِ رفتن نیست. وقتی "رفتن" اتفاق میافته، من تغییر میکنم و او تغییر میکنه و ارزیابیهای من دربارهی همهچیزِ ما تغییر میکنند: من حالا میدونم تو کسی هستی که میتونه بره. پس، این گودالی نیست که بشه با همون خاک قبلی پرش کنی. اگرچه برگشتن میتونه رخ بده و بازسازی و بخشش در جای خود، ممکنه. اما بههرحال برگشتن، همیشه برگشتنِ چیزی است، نه برگشتنِ زمان.
#معین_دهاز
*نقلقولی در فلسفهی ملال، اسونسن، ترجمهی خاکباز
@nabayad_m
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی، زهی دماغی که تو را است!
رودکیЧитать полностью…
پیشفروش روزهای نخست در سایت جاباما-ایونت. لینک در انتهای پیامه.
نمیتوان منتظر بود که کسی فورا و بندهوار از عقیدهی خود دست بکشد و با تسلیمِ کورکورانه به مرجعی که ما قبول داریم، عقاید ما را بپذیرد. باید به انسانها فرصت داد تا مسائل را در فراغت، بار دیگر از نظر بگذرانند، جزییات را بررسی کنند و ببینند امتیازِ عقیدهی ما در کجاست؟
دهاز
برگرفته از نظرات راسل، تاریخ فلسفه غرب
@Nabayad_m
با این قیمتها
آدم دیگه چجور میتونه وجود داشته باشه؟
نوشتن درباره این سوال سخت بود. در هشت اسلاید تا جایی که "میشد" سعی کردم توضیحی بدم. امیدوارم بخونید.
لینک پیج
از متن کتاب
"تاریخنگاری، تاریخ جامعه را مینویسد، نه تاریخ انسان."
درواقع این ادبیات و رمانه که به ما نشون میده انسان واقعا چی کشید و در دلش چهخبر بود. مثلا چیزی که از انسان روس دو قرن پیش در آثار بزرگان ادبیات میخونیم، در کتابهای تاریخ روسیه نمیشه پیدا کرد.
آیندگان از مطالعهی کدوم منابع ادبی و هنری، قراره بفهمند که مردم ایران در این سالها چی کشیدن و در دلشون چی میگذشت؟ خیلی دردها هست که تاریخنویس نمینویسه.
@Nabayad_m
از درسهای سربازی، یکی هم این بود که "مدام به روز آخر فکر نکن. فقط امروزت رو بگذرون."
Читать полностью…
چرا تولستوی نویسندهی بزرگیه؟ به عنوان مثال، توی بخشهای پایانی "آنا کارنینا" کاری کرده که شاید کمتر بهش توجه شده باشه. اینجاست که میفهمیم "نویسنده بزرگ" یعنی چی! اما متاسفانه صحبت دربارهش بدون "اسپویل داستان" ممکن نیست. همین روزها در یک فایل صوتی و یا تصویری، در حد توان و فهمم درباره "آن بخشِ داستان و کاری که تولستوی کرده" حرف خواهم زد.
از متن پست:
فکر میکنی که سالها با حذف آدمها اونها رو ادب کردی! اما شاید واقعیتِ تلختر چیز دیگری است: شاید تو مدام در حال طرد شدن و حذف شدن هستی.
حواست هست؟
اسمش عشقه. خودش دریای عشق. توی این دوسالی که میشناسمش حتی یکبار نشده که بذاره بهش دست بزنم و لحظهای لمسش کنم. احترام میگذارم و اصراری نیست. امکان نداره ببینمش و حالم قدری بهتر نشه.
Читать полностью…
در ارتباط با "ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان" که اخیرا خیلی مسئله ایجاد کرده.
چقدر خوبه این حرفِ ژان کوکتو:
اینجا میکوشم زندگی کنم. یا بهتر بگویم،
به مرگی که درونم لانه کرده، زندگی میآموزم.
ای شب! به من بگو
اکنون ستارهها
نجواگران مرثیه عشقِ کیستند؟
و گاهِ عصر،
بر سر دیوارِ باغِ ما
باز آن دو مرغِ خسته چرا میگریستند؟
منوچهر آتشیЧитать полностью…
📚 کارگاه تاریخ جهانگشای جوینی
👤 با تدریس دکتر محمد دهقانی
▫️ آغاز دوره: ۲۱ مهر ۱۴۰۵
▫️ سهشنبهها، ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
▫️ ۸ جلسهٔ آنلاین در بستر گوگل میت
▫️ فیلم و فایل صوتی تمامی جلسات در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد.
🌍 ثبتنام برای دوستان خارج از کشور
پرداخت شهریه از طریق PayPal یا شمارهٔ IBAN امکانپذیر است.
💟 برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام، لطفاً از طریق دایرکت اینستاگرام یا تلگرام با نشانی @roodnevis_Support با ما در تماس باشید.
🌿 بنیاد زبان و فرهنگ استکهلم | رودنویس
#تاریخ_جهانگشای_جوینی #دکتر_محمد_دهقانی #ادبیات_فارسی #رودنویس #بنیاد_زبان_و_فرهنگ_استکهلم
📳@thehistoryofbeyhaqi
توی پادگان که بودم جدیجدی به همین فکر میکردم. که چرا گنجشک نمیپره بره و از دیوارها بگذره؟ ما به برگه خروج نیاز داشتیم اما چرا گربهها نمیرن؟ کسی که از شما برگه نمیخواد. چرا کلاغ طوری بال نمیزنه که از این محدوده یا اگر میشد، طوری بپره که از این دنیا بزنه بیرون.
@nabayad_m
"عدهای خود را انسان-خدا میدانند. این دسته، اگر فرض کنیم فقط یک نفر باشد، وقتی خودش را انسان-خدا دانست، میتواند برای رسیدن به مقصود یا خواستهی خودش، تمام موانعِ اخلاقی گذشته، یعنی تمامی موانعِ سدِ راهِ انسان-بنده را، راحت و بیدغدغه بشکند و زیر پا بگذارد. چرا؟ چون برای خدا قانون و حد و مرز معنا ندارد! برای خدا هر کاری مجاز است."
برادران کارامازف، داستایفسکی، ترجمه اصغر رستگار، با قدری تغییرЧитать полностью…
«زیرِ پَتو گَرم و بیرون سَردِ بَرفه
مَلّافهها تَمیز میشن هَفته هَفته
بَچّههای مامان خوابِ خوابَن…»
🎭 نمایش «پر از رنج و شگفتی»
کاری از گروه تئاتر ضروری
به کارگردانی علیرضا شیخی
نمایشی که از دلِ رنج و شگفتی، قصهای برای تماشا میسازد.
📍 مجموعه تئاتر لبخند
🕘 ساعت ۲۱
🎟 تهیه بلیت از جاباما ایونت:
https://jabama.events/theaters/65739
در ۹ اسلاید. تجربههایی درون آدم هست که شاید دلش نخواد دربارهشون با کسی حرف بزنه. امیدوارم بخونید اگر جان و حوصلهای هست.
لینک پیج
تابستان ۱۴۰۵ هم گذشت و کمرِ سال شکست. برخلاف هر سال که از پاییز بدم میومد، امسال راحتتر پذیرفتمش. نمیدونم چه چیزی در من تغییر کرده. در دل دیگران چی میگذره؟ برای خیلیها همهی فصلها زمستون شد. هربار زمستون میره و زمستون میاد: من از یادت نمیکاهم.
#معین_دهاز
@nabayad_m
اون گریهها، عزاداریها، دیدن یک ویدئو و به درد اومدن دل، وقتی یک گوشهی خونهت نشستی، هیچکدوم رو هیچ تاریخنگاری نمینویسه و در هیچ اخباری هم پخش نخواهد شد. اینها جزئیترین لحظههای انساناند و شاید ادبیات "بتواند"!
#معین_دهاز
دوستانی که به رمان و رماننویسی علاقه دارند، این کتاب رو حتماً در نظر داشته باشند. دربارهی تکنیکهای داستاننویسی نیست بلکه درباره چیستی و چرایی «رمانه». درواقع بهنوعی، فلسفهی رمانه. مدرسانی رو میشناسم که توی کلاسهای داستاننویسی این کتاب رو تدریس میکنند.
هنر رمان، میلان کوندرا، ترجمه پرویز همایونپور
#کتاب