pardanshah | Unsorted

Telegram-канал pardanshah - انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

-

انجمن پاردان فضایی برای روشنگری‌های اجتماعی و سیاسی بلوچستان، بر محوریت ملی‌گرایی ایرانی. سگالیده جنگ و به‌میدان دلیر چو اشکش که صید آورَد نرّه‌شیر

Subscribe to a channel

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

مرکزیّت‌زدایی ایران از تمدّن ایرانی

حتماً شما هم شنیده‌اید گلایه‌ها و شکوه‌هایی را که می‌گویند رکنی از ارکان تمدّن ایرانی را انیرانیان برداشته‌اند و به نام خود زده‌اند. این شاید برای ما و شما تازگی داشته باشد ولی برای خودِ تمدّن ایرانی تجربه‌ای نو نیست. از اولین سنگ بنای این تمدّن تا به امروز، همیشه مراودات تمدّنی وجود داشته که هم ما از دیگران آموخته‌ایم و مردمانی دیگر از ما الگو گرفته‌اند. حال در عصر دولت‌-ملّت‌ها اگر کسی بخواهد سهمی از این تمدّن داشته باشد می‌کوشد تا آن را رنگ و بویی ملّی بدهد. امّا متاسفانه انصاف را رعایت نمی‌کنند و کار به جایی می‌رسد که دست به مصادره و دزدی آشکار می‌زنند که این البته به بیخیالیِ دولتمردان هم برمی‌گردد.

با همهٔ این‌ها، باز هم جای نگرانی نیست و اگر دنبال حل مسئله باشیم راه‌های قانونی و سیاسی جهت جلوگیری از جعل و مصادره وجود دارد که البته به میزان اقتدارمان هم بستگی دارد.

آنچه که واقعاً مایهٔ نگرانی است مرکزیّت‌زدایی ایران از تمدّن ایران است. تا زمانی که ما پرچمدار و پیشگام این تمدّن باشیم و ایرانیّت را حفظ کنیم، ایران دلِ تمدّن و فرهنگ و هویت ایرانی باقی خواهد ماند و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بگیرد. ترس و هراس من از این است که ما ایرانی‌ها فرهنگ خود را یله دهیم و دیگران، آن را بیش از ما پاس بدارند.

همین جشن‌های ایرانی تا زمانی که ملّت‌های دیگر آن را جشن بگیرند جای نگرانی نیست امّا اگر روزی رسید که نوروز را دیگران از ایرانیان با شکوه‌ و جلال و عظمت بیشتری برگذار کنند آن روز، روزی است که مرکزیّت تمدّن ایرانی را از دست داده‌ایم.

فرهنگ و تمدّن خود را ارج نهید و در پاس و گرامی و بزرگ داشتنِ آن کوتاهی نکنید.

🟡 @pardanshah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

بلوچ‌ و نوروز

به تازگی در توییتر بحثی راه افتاده مبنی بر این که بلوچ نوروز دارد یا ندارد. در برخی سایت‌ها مطالبی منتشر می‌شود که در آن اسناد تاریخی مربوط به جشن گرفتن نوروز در بلوچستان را گردآوری کرده‌اند. مخالفان آنها نیز با استناد به وضعیت کنونی جامعه بلوچ که نوروز را جشن نمی‌گیرد، این مطالب را زیر سوال می‌برد. ما تلاشی بر رد یا تایید سخنان هیچ‌کدام از آنها نداریم و هرچه که می‌گویند هم اهمیتی ندارد. برای این که بلوچ نوروز را جشن بگیرد نه نیازی به گشتن در لابه‌لای روایات تاریخی است و نه این استدلال که «در حال حاضر بلوچ نوروز را جشن نمی‌گیرد پس دلیلی هم ندارد که بعداً این کار را بکند» قانع‌کننده است. اگر دنبال دلیل هستید من به شما دلیل می‌دهم: بلوچ یک قوم ایرانی و نوروز هم یک جشن ایرانی است و همین هم بسنده می‌کند. و صد البته وظیفهٔ ما ایرانگرایان این نیست که به زور دست کسی را گرفته و او را به جشنی مهمان کنیم. اما بر همگان روشن است که نوروز و دیگر جشن‌های ایرانی میان بلوچ‌ها هم طرفداران و مشتاقانی دارد؛ اما موانعی بر سر راهشان هست که آنها را از جشن گرفتن نوروز منع می‌کند. این موانع اسلامگرایان افراطی (که حسابشان از میانه‌روها و افراد عادی جداست) هستند که برای خود در بلوچستان یک حکومت دیکتاتوری و طالبان‌گونه راه انداخته‌اند و با تمامیّت‌خواهیِ تمام، استیلای تفکرات خود بر تمامی جنبه‌های زندگیِ تمامیِ بلوچ‌ها را خواهانند. چنین چیزی با اصول ما که مبتنی بر شهروندی و آزادیِ فردی است در تضاد است. البته قومگرایان هم جدیداً یاد گرفته‌اند همانند اسلامگرایان که به نام دیانت، شهروندان بلوچ را سرکوب می‌کنند، آنها نیز به نام هویت و قومیّت، دست به سرکوب هرگونه تمایلات و گرایش‌های متضادِ خود بزنند. پس در این قبال، وظیفهٔ یک ایرانگرا این نیست که برای جشن گرفتن نوروز توسط بلوچ‌ها، دنبال روایت تاریخی بگردد؛ بلکه اینست که در این کشور شرایطی را مهیّا سازد تا گرایش‌های مختلف نتوانند شهروندان ایرانی را سرکوب و مرعوب و محدود کنند. البته به قومگرایان هم پیشنهاد می‌کنم برای خودشان هم که شده، صرفاً به خاطر ایرانستیزی، همدست و یا همانندِ اسلامگرایان افراطی نشوند و در انتخاب‌های فردی و زندگیِ شهروندان بلوچ دخالت نکنند. شما صرفاً مجازید که نظر خود را بگویید و پذیرفتن یا نپذیرفتنش هم به شما یا هیچکس دیگری ربطی ندارد.

🔴 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

📎بازگشت به سرچشمه و نظم کهن: لحظه تحویل سال در تخت جمشید
در این میدان سنگی هنوز هم پژواک گام‌های داریوش و خشایارشا آن طنین‌انداز است، اکنون سال تحویل می‌شود ، زمان به گردشی دیگر در مدار خود می‌رسد. اما آنچه اینجا رخ می‌دهد، چیزی فراتر از گذر یک سال است؛ اینجا، ایرانیان حضور خود را در تاریخ اعلام می‌کنند.
در این لحظه، تخت جمشید دیگر ویرانه‌‌ای خاموش نیست.
هگل می‌گفت که روح جهان خود را در قامت ملت‌های بزرگ متجلی می‌سازد و ایران، نخستین تجلی این روح بود. اینجا، در لحظه‌ تحویل سال، ملت ایران نشان می‌دهد که هنوز حامل این روح‌ است، که هنوز بر صحنه‌ تاریخ، بازیگر خویش است، نه تماشاگری خاموش.
هایدگر از بازگشت به هستی اصیل سخن می‌گفت؛ و چه بازگشتی اصیل‌تر از این که یک ملت، به سرچشمه‌‌ خویش بازگردد، تا به یاد آورد آنچه بوده است، و با این یادآوری، اراده‌ خویش را برای آنچه خواهد بود و آنچه خواهد کرد ، استوارتر کند؟
حضور در این لحظه، زنده نگاه داشتن تخت جمشید نه به عنوان سنگ و خاک، بلکه به عنوان یک حقیقت زنده است. ایرانیان، با حضورشان، تخت جمشید را از یک مکان به یک امکان بدل می‌کنند: امکان پیوستگی، امکان تداوم، امکان بقا.
تا هنگامی که ملت ایران، تاریخ خود را پاس می‌دارد، تا هنگامی که این ستون‌ها، نه به عنوان ویرانه، بلکه به عنوان گواهی از شکوهی زنده و جاری نگریسته شوند، تا وقتی که نوروز نه تنها آغاز سال، که تجدید عهد با گذشته باشد، ایران زنده خواهد ماند. چرا که ملتی که خویش را در زمان به یاد آورد، هرگز در زمان گم نخواهد شد.
این ستون‌ها، این دیوارها، این شکوهی که در سنگ حک شده است، سیاه‌چادری نیست که بتوان برچید و به جایی دیگر برد. اینجا زمان در مدار خود دقیق، و نوروز در لحظه‌ای که باید، رخ می‌دهد، نه پس و پیش!
این نوروزی است که حاصل هزاران دگردیسی اسطوره و تاریخ در دانش گاهشماری ایرانیان است ، لحظه‌ای که نه در تصادف، بلکه در ضرورتی ازلی رخ می‌دهد، لحظه‌ای که تاریخ را تجدید می‌کند، که ملت را از نو می‌آفریند.
تاریخ را تنها آنان که آن را به یاد می‌آورند، ادامه می‌دهند. این حضور، این اجتماع در سایه‌ تخت جمشید، تنها یک مراسم نیست، بلکه اثباتی است بر اینکه این ملت هنوز به یاد دارد، هنوز حافظ خویش است، و هنوز از میراث خویش به عنوان سلاحی در برابر نیستی و زوال بهره می‌برد.
این حضور، بیش از آنکه آیینی برای استقبال از آینده باشد، سفری به گذشته است؛ نه گذشته‌ای مرده، بلکه گذشته‌ای که در اکنون جاری است، که همچون آتشی زیر خاکستر، همیشه آماده‌ شعله‌ور شدن است.
@iranban_kord

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

🔥آتش چهارشنبه‌سوری: تجلی اراده و امتداد هویت ملی ایران

از نظر ادموند برک، سنت‌ها و آداب و رسوم که در طول زمان شکل می‌گیرند، نه تنها ابزارهایی برای تثبیت هویت فرهنگی‌اند، بلکه همچون پیکره‌ای از گذشته‌های دراز، به انسان‌ها نیروی پایداری می‌بخشند. برک بر این باور است که سنت‌ها خود را در برابر آزمایشات زمان و تحولات اجتماعی ثابت کرده و با حفظ پیوند انسان‌ها با گذشته، به آنها امید و اراده می‌دهند تا در دنیای پرآشوب معاصر خود، به هویت خود پایبند بمانند. در همین راستا، جشن چهارشنبه‌سوری با همان آتش‌های فروزان خود، نه تنها یادآور پیوستگی فرهنگی ایرانیان به گذشته، بلکه تجدید حیات و دگرگونی آن در مسیر زمان است. آتشی که در این شب در دل خانه‌ها و کوچه‌ها روشن می‌شود، آتشی است که در عمق تاریخ ایرانیان شعله‌ور بوده و در هر دوره‌ای، همچون آتشی افسانه‌ای، تجدید حیات و نیرویی تازه به قوم ایرانی می‌بخشد.
آتش در فلسفه نیچه، نمادی از دگرگونی و قدرت است. نیچه در آثار خود، به ویژه در مفهوم «اراده به قدرت»، از آتش به عنوان نماد نیروی حیاتی و دگرگون‌کننده یاد می‌کند؛ آتشی که همچون نیرویی مسلط بر جهان، قادر است تمامی مظاهر ضعیف و نابسامان را در خود سوزاند و چیزی نو و قوی‌تر از آن به وجود آورد. در چهارشنبه‌سوری نیز، آتش نه تنها به عنوان ابزاری برای رهایی از سردی و تاریکی سال گذشته، بلکه به عنوان نیرویی که می‌تواند سال نو را با انرژی، شور و دلیری آغاز کند، در نظر گرفته می‌شود. این شراره‌های آتش نماد اراده‌ای هستند که قوم ایرانی برای رهایی از تاریکی‌ها و سختی‌ها می‌افزود و به سوی پیروزی و نور گام برمی‌دارد.
چهارشنبه‌سوری ریشه در جشن‌های فرودگان در سنت زرتشتی و بهیزگ در دوران ساسانیان دارد  و نه تنها به عنوان یک مراسم تاریخی بلکه به عنوان یک فرایند معنوی و فرهنگی به کار می‌آید. در جشن فرودگان، آتش نه تنها نماد پاک‌سازی است، بلکه نمادی از تجدید زندگی و آغاز دوران جدید است. آتش در این مراسم‌ها به معنای پایان یافتن دوران سرما و تاریکی و آغاز دوران روشنایی و زندگی است. به همین ترتیب، چهارشنبه‌سوری به عنوان یک جشن ملی، نه تنها تجلی سنت‌های باستانی ایران بلکه نماد قدرت اراده‌ای است که ایرانیان برای پاسداشت کیستی و دلیری خود در برابر چالش‌های دوران از آن بهره می‌برند.
شادباش به آن شیران شرزه که آتش ایران را پاسبانی می‌کنند  و درود بر روان آنان که تا واپسین لحظات زندگی نام ایران بر لبانشان جاری بود .
چهارشنبه سوری فرخنده باد 🔥
@iranban_kord

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

بازارِ گرمِ رویافروشان

در جامعه‌ای که تخیل را بر تفکر ترجیح می‌دهند، خیالپردازان و خیالپروران در رأس امور قرار می‌گیرند. این افراد، با شناساییِ آرزوها، آن‌ها را به آرزومندان می‌فروشند. کافیست نگاهی به دور و اطراف بیندازیم، در همهمهٔ نیازها، افرادی را خواهیم دید که به نیازمندان رویافروشی می‌کنند. "پکیج من را بخر و پولدار شو" یا "درمان سرطان با چای نبات" نمونه‌هایی از این رویافروشی‌ها هستند. دو مقولهٔ «نیاز» و «عدم دسترسی» باعث روی‌آوری به رویافروشان می‌شود. رمال‌ و فالگیر و اختربین و طالع‌بین و طبیب‌ سنتی و دعانویس‌ و پکیج‌فروش و سیگنال‌فروش و هر کلاهبردار دیگری از این طریق تقویت می‌شوند. این جیب‌زنی‌ها فقط یک بُعد از رویافروشی است، افراد بسیاری هستند که به صورت غیرمستقیم و با جذب بیننده به درآمد‌های کاذب می‌رسند. این افراد با تشکیل رسانه‌ها، برای خود تریبونی دست‌وپا می‌کنند و از آن تریبون سخن‌هایی می‌رانند که به مذاق مخاطب خوش آید. چون مردم دروغ‌های شیرین را به تلخیِ حقیقت ترجیح می‌دهند، بازار این رویافروشان هم مانند آن جیب‌زنان گرم است. این افراد با ورود به زمینه‌های مختلف، مطالبی را ارائه می‌دهند که توسط عوام پسندیده شود. روانشناسی زرد و غیرعلمی، درمان‌های خانگی غیرعلمی، شبه‌تاریخ، تحلیل‌های سیاسی بی‌اساس و موارد فراوان دیگری که ذکر آن‌ها زمانگیر است؛ همه و همه، برای حل مشکلات ارائه داده نمی‌شوند، بلکه برای ارتزاق از مشکلات مردم روانهٔ بازار می‌شوند. همهٔ آنها خودشان می‌دانند دروغ می‌گویند، ولی تا زمانی که مردم بی‌اعتنا دروغ‌های آنان را بپذیرند، چرا باید دست از این کار بردارند؟!
بگذریم، برای شناساییِ آسان رویافروشان به این ویژگی‌ها دقّت کنید: دسترسی‌پذیر، قابل باور، خوشایند، آسان و کم‌هزینه. هر محصولی که اینگونه باشد یک رویا است، آنرا نخرید.
همچنین، هر مطلبی که مسائل پیچیدهٔ علمی را با یک الگوی ثابت و ابتدایی و بدون نیاز به شواهد کافی و صحت‌سنجی با آزمایش‌ها و آزمون‌های دقیق حل می‌کند و مطلب عاری از هرگونه استدلال و مستندات کافی است و گویندهٔ آن مطلب هم فردی بی‌تخصص و بی‌سواد در آن زمینه است را باور نکنید.
و نیز، اگر خود شما هر یک از این ویژگی‌ها را دارید، حتماً برای رفع آنها اقدام کنید: تخیل را به تفکر ترجیح می‌دهید، ریسک‌پذیر نیستید، مطالعه کافی ندارید، سواد رسانه‌ای کمی دارید، مطالب را صحت‌سنجی نمی‌کنید، به گویندهٔ مطلب دقت نمی‌کنید، حاضر به هزینه و تلاش در راه رسیدن به اهداف خود نیستید، به پاسخ مسئله بیشتر از شیوهٔ حل مسئله اهمیت می‌دهید، توانایی شنیدن حقیقت را ندارید، تصورات اولیهٔ خود را اصلاح نمی‌کنید، توانایی نقد و بررسی ندارید.
با خود ببینید کدام یک از این‌ها، ویژگیِ شماست یا گام‌های کمی با آن فاصله دارید؛ اگر این‌چنین هستید، آن را برطرف کنید.

🟡 @pardanshah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

هنگامی‌ که دربارهٔ یک جامعه سخن می‌رانیم، جو حاکم بر آن جامعه در همان برهه زمانی را در نظر گرفته‌ایم. این زاویهٔ دید از آنجا مهم است که اصلاً «جامعهٔ یکدست» وجود ندارد و حتی یک فرد هم دارای احساسات و گرایش‌های مختلفی است. مهم اینست کدام‌یک ابراز می‌شود. ایران‌دوستی و میهن‌پرستی در هیچ جا نمُرده است، اما این عشق گاهی سرکوب می‌شود و اجازهٔ ابراز آن داده نمی‌شود؛ گاه به دست خویش و گاه به دست دیگری. طی اعتراضات سال ۱۴۰۱، در مناطق کردنشین بارها و بارها شعار "جانم فدای ایران" داده شد و شمارِ آن، در برابر یک تکه پارچهٔ تجزیه‌طلبانه‌ای که یک یا دو بار بیشتر علم نشد، چندین و چندین برابر است. در فضای مجازی یا بین دوستان و آشنایان هم کردهای میهن‌پرست بسیاری دیده‌ایم که این نشان می‌دهد در مناطق کردنشین میهن‌پرستی و ایراندوستی به‌هیچ‌وجه کم‌شمار نیست و این حقیقتی غیرقابل کتمان است. ولی باید در نظر داشته باشید در برخورد با یک جامعه‌، سروکار ما با گرایش‌ها و نگرش‌هایی است که آن جامعه را می‌گردانند.

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

اونوقت مدیر حزب کیه؟ خودش!

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

قدیما می‌گفتن هرکی با ننش قهر می‌کنه میره خواننده میشه ولی الان هر کی با ننه‌ش قهر می‌کنه میره دنبال کشورگشایی...😂
اون سولاخی که بالا گذاشتن هم محل گشایش کشوره...🤣

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

سپندارمذگان جشنی برای زن، که مادر زمین است، برای عشق، که پیونددهنده‌ جان‌هاست، و برای ایران، که سرزمین مهر و فرزانگی است.
زن در فرهنگ ایران، نه سایه‌ای در پس پرده، بلکه ستون استوار خانواده و ملت است.
اما سپندارمذگان، فراتر از ستایش زن، جشن عشق و پایداری است، عصیانی که در دل این تمدن زنده است، از رودابه و زال تا شیرین و خسرو، از مادرانی که فرزندانشان را برای ایران پروردند تا دلیر مردان و آزاد زنانی که با نام ایران بر این سرزمین فرمان راندند یا در میدان‌های نبرد جان سپردند.
جشن‌های ایران، پاسداران روح ملی‌اند. نوروز، مهرگان، یلدا و سپندارمذگان، هر یک دژی در برابر فراموشی و هویتی در برابر استحاله‌اند. پاسداشت جشن‌های کهن، نه بازگشت به گذشته، که پیمان با آینده‌ای روشن و ریشه‌دار است.
سپندارمذگان تنها یک جشن نیست؛ بلکه یک اسطوره‌ زنده است ،اسطوره‌ای که شکوه عشق بی‌پروا و خردمندی زنان در شاهنامه فردوسی و پادشاهی آذرمیدخت و پوران دخت ساسانی را به یادمان می‌آورد .
سپندارمذگان خجسته باد🔥🌿
@iranban_kord

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

📎خانواده‌ بلوچ در تخت جمشید بارانی؛ پیوندی ابدی با خاک و خون و تاریخ
تاکنون پارسه را چنین زیبا و باشکوه دیده بودید ؟

@iranban_kord

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

زمینه‌های روانشناختی گرایش به قومگرایی (با تأکید بر تمامیت‌خواهیِ آن)

۳) زمینه‌های گرایش به تمامیت‌خواهی در جامعه سنتی / ۲


🔹 کنار گذاشتن تفکر، پیروی از جمع، پایبندی به سنت‌ها، محدودیت آزادی و نگرش و انتخاب فردی؛ همهٔ مواردی هستند که منجر به ظهور توتالیتاریسم (تمامیت‌گرایی) می‌شوند. بنابراین، این توتالیتاریسم نیست که منجر به محدودیت اندیشه‌ها می‌شود بلکه در حقیقت، این کنار گذاشتن اندیشیدن است که جامعه را به سوی توتالیتاریسم جهت می‌دهد.

🔹 در نتیجه، تمامیت‌گرایان هم برای حفظ نظام خویش، همان روندی را ادامه می‌دهند که منجر به ظهور آنها شده است. از این جهت، در نظام‌های تمامیت‌گرا، تمامی درهای گفتگو بسته می‌شود و هیچ اجازه‌ای برای پرسش‌های صادقانه، قضاوت‌های مستدل و انتقادهای سازنده وجود ندارد.

🔹 ما به صورت معکوس و با بررسی‌ ریشه‌های گرایش به تمامیت‌خواهی، توضیح دادیم که چگونه تفکرات تمامیت‌گرا همچون نازیسم، فاشیسم، بلشویسم، بنیادگرایی مذهبی و موارد بسیار دیگری سربرمی‌آورند. قومگرایی نیز مانند سایر ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه، در اثر عدم حضور فردگرایی پدید آمده است.

🔹 هنگامی که مردم با بحران روبه‌رو می‌شوند واکنش‌ها نسبت به وضعیت جامعه متفاوت است. جایی که فردگرایی از بین رفته و مردم پیرو جمع و سنت هستند، به‌جای این که آزادی واقعی خود را با اندیشیدن و مسئولیت‌پذیری و وظیفه‌شناسی و حق‌خواهی به دست بیاورند، منتظر و تشنهٔ ظهور رهبران آرمانی و ایدئولوژی‌های نجات‌بخش و البته اقتدارگرا می‌مانند.

🔹 به هنگام مواجهت جوامع غیرفردگرا با بحران‌های سیاسی و بی‌ثباتی‌ها و مشکلات ناشی از آن، تعلق به زبان و فرهنگ مشترک ممکن است تنها یقین در جامعه باشد. و همین یقین هم تبدیل به ابزاری می‌شود برای ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه که در نقش منجی برای یک جامعه منفعل و غیرعملگرا ظهور می‌یابند.

🔹 اینگونه است که دگرستیزی و نفرت از دیگران، مایهٔ اتحاد خودی‌ها می‌شود و جامعه از درون درگیر تعصب‌ها و نفرت‌ها و تسلیم انگیزه‌های انتقام‌جویانه و تمایل به قدرت و اقتدار می‌شود. و چنین است که ملت یک کشور بحران‌زده به‌جای اتحاد و همبستگی برای رسیدن به اهداف خود، درگیر قومگرایی و کشمکش‌های قومیتی می‌شود. کینه‌ورزی قومگرایان، چرخه‌ای از نفرت‌پراکنی‌ها، خشونت‌ها و خرابکاری‌ها را در یک ملت پدید می‌آورد که می‌تواند آن ملت را به مرز فروپاشی و تجزیه هم برساند و یک کشتی را با تمام سرنشینانش غرق کند.

🟡 @pardanshah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

زمینه‌های روانشناختی گرایش به قومگرایی (با تأکید بر تمامیت‌خواهیِ آن)

۲) سنّت‌گرایی به مثابه ابزاری برای قومگرایان

قومگرایی برآمده از احساس خطر اعضای یک قوم نسبت به بقای هویت فرهنگی و قومی خویش است. همانگونه که در فرسته‌های «بحران تقابل سنّت و مدرنیته» سخن گفتیم، در جوامعی که با چالش‌های توسعه‌ای روبه‌رو بوده‌اند، مدرنیته جا نیفتاده و این سنّت‌ها هستند تداوم حیات اجتماعی و سیاسی جامعه را ضمانت بخشیده‌اند.

سنّت‌ها که مجموعه‌ای از نگرش‌ها و ارزش‌ها و شیوه‌های به‌جای‌مانده از گذشتگان‌اند و مبنای عمل و رفتار یک فرد در جامعه قرار می‌گیرند، پایه و اساس فرهنگ آن جامعه را تشکیل می‌دهند. در جوامع قومی، فرهنگ در پیوند با سنّت است و اگر سنّت‌ها توسط مدرنیته تهدید شوند، اعضای جامعه آن را به عنوان خطری برای هویت فرهنگی خویش شناسایی می‌کنند.

اگر یک فرد که دارای تعلقات قومی است، احساس کند حقوقش ضایع شده و هویت فرهنگی‌اش متزلزل شده، این امر منجر به تلاش وی برای حفظ آنچه طی نسل‌ها به دست آورده، خواهد شد. در این‌جا قومگرایی به مثابه ابزاری تدافعی و حتی تهاجمی، برای بسیج افکار عمومی و برانگیختن احساسات، به ویژه ایثار و فداکاری در راستای پاسداری از هویت فرهنگی و ساخت آن، پدیدار می‌شود.

بنابراین قومگرایی بی‌ارتباط با «بحران تقابل سنّت و مدرنیته» نیست و می‌توان آن را به نتیجهٔ برداشتی غلط از مدرنیته و عدم توانایی نوگرایی در زمینهٔ فرهنگ، با استفاده از امکانات مدرن -از جمله تکنولوژی- تعبیر کرد. قومگرایان با به‌کارگیری سنّت‌گرایی، برای برون‌رفت از بحران‌های ناشی از مدرنیته می‌کوشند و در نقدِ رهاوردهای مدرن، قائل به این مسئله هستند که گسترش تکنولوژی، سبب تغییر و حتّی نابودی ساختارهای اجتماهی و فرهنگی می‌شود.

سنّت‌گرایی با رفتارها و کنش‌های انزواطلبانه، گریز از بیگانگان، دوری از هرگونه ارتباط با دنیای خارج، بدبینی نسبت به جوامع و فرهنگ‌های غیرخودی، دور انداختن و عدم به‌کارگیریِ امکانات مدرن برای بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی، و عدم نوگرایی و نوسازی در زمینهٔ فرهنگ در پیوند است. سنت‌گرایان کمتر گرایش به تفکر و یا راهجویی مدبرانه دارند، بلکه بیشتر منفعلانه، تسلیم محیط می‌شوند. فرد سنت‌گرا فاقد روحیهٔ فایده‌مندی و کوششگری است و از نوآوری و تغییرات، اعم از فرهنگی و سیاسی می‌هراسد. در نتیجه، سنت‌گرایان با حذف صورت مسئله، از حل آن خودداری می‌کنند و هویت‌های فرهنگی را همراه با مسائلی حل نشده به لبهٔ پرتگاه می‌فرستند.

🟣 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

زمینه‌های روانشناختی گرایش به قومگرایی (با تأکید بر تمامیت‌خواهیِ آن)

۱) بحران تقابل سنت و مدرنیته / ۱

انسان مدرن توانست پس از قرن‌ها کشمکش در نهایت به هدف دیرینه‌اش یعنی «استقلال و آزادیِ فردی» برسد که حاصلِ فروپاشیدن و گسستن برخی روابط جمعی سنتی است که انسان را در قید و بند یک سری باورهای سیاسی و اجتماعی محدود می‌کرد و هرگونه گرایشات فردی در تضاد با جمع را سرکوب و در نتیجه، آزادی فرد را از او می‌گرفت. انسان با پیروی از جمع و ارزش‌های نهادینه شده در آن، می‌توانست مجوز ورود و ماندگاری خود را در جامعه‌ای سازمان‌یافته دریافت کند که به او اجازهٔ برخورداری از مواهب جامعه را می‌داد. از جملهٔ این مواهب می‌توان به کسب همدلی و همکاریِ افراد زیادی در قالب یک جامعه اشاره کرد که به‌تنهایی، در بر دارندهٔ امتیازات بسیاری است. امّا لازمهٔ برخورداری از این مواهب، پیروی بی‌ چون و چرا از سنّت‌ها بود که آزادیِ فردیِ انسان را محدود می‌کرد و به او اجازهٔ مانور کمی در نگرش‌ها و انتخاب‌های فردی می‌داد.

در یک جامعهٔ سنتی، قانون همان سنت‌های دیرینه است و افراد محلی دارای مشروعیت از سوی جامعه، بر اساس سنت‌ها دادگری و قضاوت می‌کردند و اجرای قانون هم بر عهدهٔ جمع بود. همچنین یک فرد در صورت نیاز -مثلاً در برخی کارها همچون کاشت، داشت و برداشت محصولات یا ساخت خانه یا ازدواج و تشکیل خانواده- می‌توانست از نیروی کار رایگان و حتی امکانات مالی -به صورت هدایای جمعی- برخوردار شود که توسط جمع به او اهدا می‌شد. به طور کلی، انسان پیشامدرن برای گذران زندگی، نیازمند و وابستهٔ جمع بود.

با ظهور دنیای مدرن، بخش زیادی از امتیازات و مواهبی که جوامع سنتی در اختیار اعضای خود گذاشته بودند و به این جوامع اقتدار بخشیده بودند، به شیوه‌های دیگری در دسترس مردم قرار گرفت که آن‌ها را از جوامع سنتی بی‌نیاز می‌ساخت.

🔴 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

نابرابری‌های جنسیتی و ریشه‌های آن

🔹 خانواده‌های بلوچ نسبت به فرزندان خود از همان دوران کودکی، در شیوهٔ تربیت جنسیت‌زده‌ای را در پیش می‌گیرند. خانواده‌ها با چنین تربیتی، سنگ بنای جنسیت‌زدگی، زن‌ستیزی و مردسالاری را می‌گذارند. به دیگر بیان، تبعیض و نابرابریِ جنسیتی از خانواده‌ ریشه می‌گیرد و در جامعه به ثمر می‌نشیند. مرد بلوچ در خانواده، سرور و سالار زن است و زن مجبور به اطاعت بی‌چون‌وچرا از اوست. به دنبال آن، در جامعهٔ بلوچ زنان حق و حقوق کافی ندارند و بالعکس، مردان از آزادی عمل بدون مرزی برخوردار هستند.

🔹 از همان دوران کودکی، پسران خود را در جایگاه بالاتری از دختران می‌بینند و برتری آنها به سبب جنسیتشان، توسط خانواده به آنها القا می‌شود. کمی بعدتر، به هنگام زناشویی و ازدواج نیز اکثر مردان بلوچ به سبب همین شیوهٔ تربیت در خانواده، احترام کمی برای شریک عاطفی خود قائل هستند و زن را نه به عنوان شریک زندگی، بلکه دارایی و بردهٔ خود می‌دانند که باید در خانه بنشیند و کارهای خانهٔ مرد را انجام بدهد و بچه‌های او را بزرگ کند. مردان معمولاً به سبب آزادی عملی که از سوی خانواده و جامعه به آنها داده می‌شود، خاطرجمع هستند که می‌توانند کمتر متعهد باشند و اگر مرتکب خطایی هم بشوند، کردهٔ آنها بخشودنی است. مثلاً اگر مرد با همسر خود بدخلق و کج‌رفتار باشد، اطرافیان به‌جای نصیحت و اصلاح مرد، سعی در بالا بردن آستانهٔ صبر زن نسبت به بدرفتاری‌ها دارند. از این جهت مردان نه‌تنها در رفتار خود بازنگری نمی‌کنند بلکه آن را شدت هم می‌بخشند.

🔹 بلوچ‌ها در جامعهٔ خود عدالت را به صورت برابر رعایت نمی‌کنند و دادگاه‌های جامعه همواره برای زنان برپا می‌شوند. منظور از دادگاه‌های جامعه قضاوت‌ها و غیبت‌ها و به‌اصطلاح همان "حرف مردم" است که فقط و فقط زنان را نشانه می‌گیرد؛ افسوس که پای ثابت این قضاوت‌ها و غیبت‌ها هم خود زنان هستند که علیه همجنس خود لشکرآرایی می‌کنند. جامعهٔ بلوچ به هیچ وجه نمی‌تواند گناه زنان را ببخشد و به سادگی آنها را طرد و حذف می‌کند ولی در برابر مردان بسیار بخشنده و مهربان است.

🔹 بدین‌‌ترتیب، جنسیت‌زدگی و مردسالاری و زن‌ستیزی در جامعه از خانواده و شیوهٔ تربیت آن نشئت می‌گیرد. در چنین جامعه‌ای، وزن گناه زن با مرد یکی نیست و این دو را اگر بر ترازو بنهیم، دو کفهٔ ترازو برابر نخواهد بود. مسئله تبعیض و نابرابری جنسیتی علیه جنس زن در جامعهٔ بلوچ (یا هر جامعهٔ دیگری) در شیوهٔ برقراری عدالت تعریف می‌شود. می‌دانیم که قانون باید برای همهٔ افراد برابر باشد و حق را باید بدون در نظر گرفتن جنسیت یا هر چیز دیگری، داد یا گرفت. نباید اعمال و خطاهای غیرقانونیِ یک فرد را به علت مرد بودن یا زن بودنش نادیده گرفت و نیز نباید ارتکاب به خطا یا عمل غیرقانونی را برای جنس مرد عادی‌سازی و برای جنس زن بزرگ‌نمایی کرد. آنچه مهم است، شیوهٔ برقراری عدالت و رعایت برابری است.

🟡 @pardanshah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

در سوگ کانی عبدالهی، باید آبروی نداشتهٔ جامعه‌ای که در آن «برای حفظ آبرو، خون می‌ریزند» را بُرد؛ زیرا قاتل او، جامعهٔ اوست. فرهنگ‌های ضدّانسانی و زن‌ستیزی که زمینه‌ساز قتل‌‌های ناموسی هستند را باید از پایه و اساس نابود کرد.

🟣 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

حقیقت رو وارونه جلوه نده
مگه نمی‌بینی اینا پرچم ایران اوردن؟

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

آذربایجانی‌ها در اعتراضات سراسری بارها و بارها از مردم کُرد حمایت کردند اما پانکُردها، دستِ دوستی که به سمتشان دراز شده بود را شکستند. این اختلافات و تفرقه‌ها زمانی ریشه‌کن می‌شود که مردم کُرد و آذری از تفرقه‌افکنان برائت جویند. لازمهٔ صلح اینست که سنگر جنگ‌طلبان را ترک کنید و نگذارید افراد عقده‌ای و کینه‌جو و نفرت‌پراکن و تفرقه‌انداز و جدایی‌طلب افسار شما را در دست بگیرند. چرا در جشن‌هایی که در آرامگاه حافظ و سعدی و عطار و فردوسی و کوروش و تخت جمشید برگذار شدند شاهد این شکاف‌ها نبودیم؟ چون آنها مردم دانایی هستند که مسیر خود را از نادان‌ها جدا کرده‌اند. کُردها و آذری‌ها نیز تا زمانی که چنین نکنند، هزینه می‌دهند و هرچه دیرتر به خود آیند، متحمل شکست‌های سنگین‌تری خواهند شد. به نظر من اصلاً حساب کُرد و آذری از پانکرد و پانترک جدا نیست مگر تا زمانی که صدای تودهنی خوردن این اراذل و اوباش را از طرف خود این مردم ببینم. به بلوچ‌ها هم تذکر می‌دهم گولِ خایه‌مالیِ پانکردها را نخورند آخر و عاقبت شما از دیگر اقوامی که پانکردها پیش از شما به سراغشان رفته بودند و امروزه یا با آنان دشمنند و یا در حال دزدی و مصادرهٔ هویت آنان هستند‌، بهتر نخواهد شد. نگذارید اتحادی که بین شما و کُردها و آحاد مردم ایران است توسط چنین کسانی شکسته شود و نگذارید بذرِ بدبینی و نفرت از همدیگر را در دل شما بکارند. یادتان نرود که می‌گفتید از بلوچستان تا کردستان جانم فدای ایران.

🟣 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

🔥 نوروز ۲۵۸۴ آریایی بر همه ایرانیان میهن‌پرست فرخ و همایون باد ‌
ما فرزندان ایران چون سروهای آزاده، در میان طوفان‌های سخت سرنوشت ایستادیم. از پس سده‌های سختی و تاریکی، از میان آزمون‌های آتشین تاریخ، همچون سیاوش سربلند گذشتیم، چرا که سرنوشت ما از آغاز چنین رقم خورده است : زاده‌شدن در آتش، زیستن در نور، و پیروزی بر تاریکی!
آتش فروهرهای کهن در این خاک هنوز زنده است  و فروغ یزدان در دل این فرزندان خاموشی نمی‌پذیرد. ما از نسل آنانیم که غمگنانه تا واپسین نفس جنگیدند و به خاک افتادند، هزاره‌ایست که چشم آنان بر این خاک است که روزی فرزندانشان یکبار دیگر پرچم فروغ جاوید را در برابر تاریکی برافرازند و این بار پیروز شوند.
اکنون تو ای مزدا اهورا ،شهربانانت را یاری و توانایی ده تا آن دلاوران را به آرزویشان برسانند .
نوروز تنها گردش گاهشماری نیست، بلکه یادآور پیمانی است که با یزدان و ایران بسته‌ایم: پیمان راستی، پیمان ایستادگی، پیمان بازپس‌گیری شکوه از دست‌رفته‌مان ،پیمان کین‌خواهی
از این آتشکده تا به هر گوشه‌ ایران، این آتش مقدس را پاس خواهیم داشت.
نوروز خجسته و پیروز باد.🔥
ایران پاینده و جاودان باد
🔥

@iranban_kord

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

دریافتیم که یک جامعه را جوّ حاکم بر آن، شکل می‌دهد و نیز گرایش‌ها و نگرش‌هایی که در رأس امور اجتماعی هستند آن جامعه را می‌گردانند و جهت می‌دهند. حالا که به این‌جا رسیدیم، وقتی عدّه‌ای می‌آیند و می‌گویند "کُردها میهن‌پرست هستند" یا "کُردها تجزیه‌طلب هستند"، در حقیقت باید نشان بدهند که جوّ "میهن‌پرستانه" یا "تجزیه‌طلبانه" بر "کُردها" به عنوان یک جامعه، حاکم است و اندیشهٔ "میهن‌پرستی" یا "تجزیه‌طلبی" یا هر اندیشهٔ دیگری، این جامعه را جهت‌ می‌دهد. غیر از این صورت، یعنی در حالتی که یک گرایش و نگرش در جامعه بروز نیابد، ما با فرد یا افراد روبه‌رو هستیم نه با جامعه. چرا که آن افراد نمایندهٔ خودشان هستند نه نمایندهٔ جامعهٔ خود. شرایط دیگری وجود دارد که یک گرایش می‌تواند در سطح جامعه بروز بیابد امّا به دلیل عدم استقبال و یا حتّی سرکوب و به حاشیه رانده شدن توسط سایر گرایش‌ها، از میدان کنار برود و نتواند بر جامعه حاکم شود و مسیر آن را مشخص کند. برای نمونه در اعتراضات ۱۴۰۱ در مناطق کُردنشین، جوّ کلی میهن‌پرستانه و وحدت‌طلبانه بود، امّا در نهایت پانکردها و سایر قومگرایان با حمایت یک سری جریان‌های معلوم‌الحال و ضدّایرانی، این فضا را بر هم زدند. در حال حاضر، باید دید که چه نگرش‌ها و گرایش‌هایی در مناطق کردنشین ایران بر جامعه حاکم است و آن را جهت می‌دهد و امور اجتماعی را کنترل می‌کند، سپس می‌توان به یک قضاوت و برداشت عادلانه رسید. ضمناً این نکّات برای بررسی اوضاع همه جوامع، کارآ است.

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

ملتی که متکی به خود نباشد محکوم به فناست. چشم‌انتظار منجی و معجزه بودن در ناخودآگاه ما نهادینه شده و از ما انسان‌هایی منفعل و گداصفت ساخته است که دست به هیچ کاری نمی‌زنیم و آزادی خود را از بیگانگان گدایی می‌کنیم. بایستی بیاموزیم که بر خود اتکا کنیم، بیاندیشیم، تصمیم بگیریم، تجربه کنیم، از تجربیات درس بگیریم و خود سرنوشت خویش را رقم بزنیم. هیچکس ناجی ما نیست جز خود ما و هیچ معجزه‌ای رخ نخواهد داد مگر در ذهن‌های ما. آگاهی، هدفمندی، همبستگی و ازخودگذشتگی است که ما را شکوفا می‌کند. به هر کس و ناکسی چشم ندوزید و سرنوشت خود را به دستان دیگران نسپارید.

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

روح اجتماع قبیله‌محور در جامعهٔ کردها زنده‌ست؛ و پیوند تنگاتنگ قومگرایی با سنّت، انتخابی جز پذیرفتن آنها باقی نگذاشته است. اگر نپذیرید، با سرکوب روبه‌رو خواهید شد. باید به عمق مسئله ورود کَرد و سنّت‌ها را درهم‌شکست. بدون تبیین شهروندی میان این افراد، آنهایی که خودآگاهی ایرانی دارند و فارسی را محترم می‌شمارند و با دیگران دوست‌اند، مرعوب خشونت‌های سخت یا نرم قومگرایان خواهند شد. دلیلش هم این است که مردم ایران به جای حمایت از افراد میهن‌پرست، پاچهٔ قبیله‌گرایان ضدّایرانی را می‌خارانند تا آنان کوتاه بیایند؛ اما این امر منجر به دریده‌تر شدنشان می‌شود.

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

ببینید اینا دیگه چه دلقک‌هایی هستن

با این درک که "ترامپ قصد محاصرهٔ اقتصادی ایران را دارد و بر آن است تا تمامی معافیت‌های تحریمی را بردارَد" آمده از قبل نامه زده، و بعد که آمریکا بندر چابهار را از فهرست مستثنی‌های تحریمی خارج کرده، باز برگشته میگه: «در پی تلاش‌ها و پیگیری‌ها مکرر ... دولت ترامپ فرمان اجرادی لغو معافیت چابهار از تحریم‌های بین‌المللی را اعلام نمود.» بعد از بقیه کشورها درخواست کرده شما هم تحریم کنید. چون می‌داند که سایر کشورها هم مجبور به پیروی از آمریکا هستند. حالا اگر هند و دیگر کشورها از چابهار خارج شوند باز همین جوجه‌تیغی میاد میگه به خاطر نامهٔ من بوده.
ما که نمی‌گوییم شما شارلاتان و شیاد هستید امّا اگر مخاطبین شما به این نکته پی نبرده باشند، نادان و ساده‌لوح تشریف دارند و همان بهتر که به بازی گرفته شوند.

🔴 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

گروهک‌های پانترک و پانبلوچ و پانعرب و پانکرد دور هم جمع شدن در اعتراض به ملّی و رسمی بودن زبان فارسی بیانیه دادن. حدس بزنید متن بیانیه به چه زبانی بوده؟ به فارسی‌...😂

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

📎خانواده‌ بلوچ در تخت جمشید بارانی؛ پیوندی ابدی با خاک و تاریخ

در یک روز بارانی، تخت جمشید—این بنای کهن،در برابر سیلاب زمان همچنان پابرجاست. در میان این سنگ‌های هزارساله، خانواده‌ای بلوچ با لباس‌های سنتی‌شان که یادآور رنگ‌های سرزمین آفتاب‌سوخته‌ سیستان و بلوچستان است پیوند دیرین میان انسان و تاریخ را یادآوری می‌کنند .
آنان در اینجا بیگانه نیستند بلکه وارثان مشروع این تمدن‌اند؛ این خاک، مادر همه‌ فرزندانش است.
تخت جمشید، نماد پیوستگی این تاریخ، گواه آن است که چگونه هر نسل، با تکیه بر این ریشه‌ها، به سوی آینده‌ای روشن‌تر گام برمی‌دارد.
این خانواده‌ بلوچ، با نگاه‌هایی سرشار از امید، باران را بر این ستون‌های کهن می‌نگرند. آنان می‌دانند که تاریخ، اگر پناهگاهی برای مردمانش باشد به آنان امید می‌بخشد؛ امید به آینده‌ای که در آن، هر فرزندی از این خاک، سهمی از شکوه و پیشرفت داشته باشد. آنان، زیر چتر این هویت ملی، آینده‌ای خواهند ساخت که بر بنیاد همبستگی، عدالت و آگاهی استوار باشد.
این شیرمردان و دلاور زنان امیدوارند که روزی خواهد آمد که ایران ازآنِ ایرانیان وفادار خواهد بود و این سرزمین برای باشندگانش خانه‌ای امن و پربار می‌شود.
ماکس وبر، هویت ملی را پدیده‌ای می‌دانست که از مشروعیت تاریخی، سنت‌های مشترک و انسجام اجتماعی نشأت می‌گیرد.
از نگاه او، یک ملت زمانی تداوم می‌یابد که مردمانش، فراتر از تفاوت‌های قومی و مذهبی، در یک نظام ارزشی و فرهنگی مشترک به یکدیگر پیوند خورده باشند. تاریخ، در این معنا، نه صرفاً یادگاری از گذشته، بلکه نیرویی زنده است که وحدت یک ملت را ممکن می‌سازد.
تخت جمشید، به‌عنوان نمادی از قدرتی که روزگاری نظم و مشروعیت را در این سرزمین بنیان نهاد، امروز در قالبی جدید، همچنان نقشی محوری در ساختار اجتماعی و فرهنگی ایران دارد.
این خانواده‌ بلوچ، با ایستادن در برابر این یادگار تاریخ، نه تنها به گذشته احترام می‌گذارند، بلکه به آینده‌ خویش می‌اندیشند .
آنان در فرآیند بازآفرینی معنایی این تاریخ مشارکت دارند و با حضور خود، این حقیقت را تأیید می‌کنند که ایران، در جوهر خویش، مفهومی فراتر از تیره و قوم و زبان است—یک ایده‌ زنده، که همه‌ اجزای خود را در دیالکتیک تاریخ حفظ کرده و به سطحی بالاتر ارتقا داده است.
"در زیر این باران، بلوچ‌ها خود، دانه‌های باران‌اند؛ هر جا که فروچکند، امید می‌روید، زندگی جان می‌گیرد، و وفاداری در خاک ریشه می‌دواند."
@iranban_kord

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

تجزیه‌طلبان از پیشنهاد اجرای فدرالیسم استانی برای ایران و گزینش استانداران بر اساس قومیّت، ایران را در موضع ضعف دیده و چنین سیاست‌هایی را هم به مثابهٔ تسلیم در برابر تجزیه‌طلبی پنداشته‌اند.

در تقابل با تجزیه‌طلبان هر گامی که به عقب بردارید، به آنان اجازهٔ برداشتن یک گام به سوی جلو را داده‌اید. در شرایطی که تجزیه‌طلبان نه پشتوانهٔ مردم را دارند و نه قدرت سیاسی یا نظامی قابل توجه‌ای، این همه ضعف نشان دادن در برابر آن‌ها غیرعقلانی است.

کسانی که با خود می‌پندارند فدرالیسم برای ایران به معنی ریشه‌کن شدن تجزیه‌طلبی است چون دیگر بهانه‌ای ندارند؛ از خواب خوش بیدار شوند و با حماقت و نادانی خود به ایران خیانت نکنند. تجزیه‌طلبان به عنوان حامیان اصلیِ فدرالیسم، به اجرای آن بسنده نمی‌کنند و آن را راهی برای رسیدن به هدف نهایی خود، یعنی تجزیهٔ ایران می‌دانند. تجزیه‌طلبان با تمامی حکومت‌های گذشته و حال و آیندهٔ ایران دشمنی دارند‌، مگر آن حکومتی که تسلیم و باجگزار آنان شود.

🟣 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

زمینه‌های روانشناختی گرایش به قومگرایی (با تأکید بر تمامیت‌خواهیِ آن)

۳) زمینه‌های گرایش به تمامیت‌خواهی در جامعه سنتی / ۱


🔹 مکاتب تمامیت‌گرا یا توتالیتر، همانگونه که از عنوانشان برمی‌آید، میل به در بر گرفتن همهٔ ابعاد زندگی انسان و جامعه دارند بدین‌معنا که از حیث اعمال اقتدار، حیطه‌ای وسیع را هدف سیاست‌های خود قرار می‌دهند که به آنها اجازهٔ دخالت در تمامی مسائل را می‌دهد، و از این رو، تمامیت‌خواهان تفاوتی در حوزه خصوصی و عمومی نمی‌گذارند.

🔹 تمامیت‌گرایی که برای پیشبرد اهداف خود، نیازمند بردگانی فرمانبردار و بلاتفکر است و می‌کوشد تا با فردیت‌زدایی از افراد آنها را تابع خویش سازد. می‌توان گفت تمامیت‌خواهی با آزادی‌های فردی و به دنبال آن با فردگرایی در تضاد است و بیشتر بر آن است که انسجام اجتماعی را حول ایدئولوژی خود شکل بدهد و حفظ کند.

🔹 جمع‌گرایی نسبت به فردگرایی، بستر مناسب‌تری برای ظهور و رشد تمامیت‌خواهی دارد. انسان امروزی خود را در مقابل دنیایی از مسئولیت‌ها می‌بیند که در گذشته، توسط جمع و نهادهای وابسته به جمع مدیریت می‌شدند و بیشتر مسائل یا به طور گروهی حل می‌شد یا این که افرادی در جامعه با مسئولیت‌های ویژهٔ اجتماعی حضور داشتند که مسائل مختلف را بر اساس سنت‌های دیرینه، حل و فصل می‌کردند. همچنین در مناطقی که با چالش‌های توسعه‌ای روبه‌رو هستند همچنان سنت‌ها کارآمد هستند و این خود دلیل دیگری برای گرایش به آنهاست.

🔹 تداوم این سنت‌ها و شیوه‌های سنتی، اجازهٔ تبیین فردگرایی در جامعه را نمی‌دهد و خواهان حفظ جمع‌گرایی است. چرا که لازمهٔ اجرا شدنِ سنت‌ها، پیرویِ بی‌چون‌و‌چرا از آنهاست که آزادیِ فردیِ انسان را محدود می‌کند و به او اجازهٔ مانور کمی در نگرش‌ها و انتخاب‌های فردی می‌دهد.

🔴 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

زمینه‌های روانشناختی گرایش به قومگرایی (با تأکید بر تمامیت‌خواهیِ آن)

۱) بحران تقابل سنت و مدرنیته / ۲

انسان با پا گذاشتن به دنیای مدرن، از امکانات پیشرفته‌ای برخوردار شد که او را از جوامع سنتی بی‌نیاز می‌ساخت و در نهایت، مدرنیته منجر به بازتولید یا حتی فروپاشی برخی روابط جمعی شد و به‌جای آن، جامعه‌ای پیچیده‌تر و روابطی ساختارمندتر سر بر آورد. این دگرگونی‌ها منجر به کنار گذاشتن سنت‌ها و بالتبع، تغییرات فرهنگی هم شد.

در مناطقی که با چالش‌های توسعه روبه‌رو هستند، روند پیشرفت کند بوده و مردم از بسیاری از امکانات مدرن محروم هستند. این محرومیت منجر به پویایی و تداوم سنت‌هایی می‌شود که در نبود شیوه‌ها و روش‌های مدرن، در برابر نیازهای اجتماعی اعضای جامعه پاسخگو هستند. در نتیجهٔ حفظ سنت‌ها، روابط جمعی پیشامدرن هم پابرجا می‌مانند که به دنبال آن، شاهد یک جامعهٔ سنتی و پیشامدرن در دنیای مدرن خواهیم بود. بنابراین توسعه‌ٔ کند و توسعه‌نیافتگی یک منطقه باعث می‌شود افراد جامعه به سنت‌ها روی بیاورند و آنها را حفظ کنند.

از سویی دیگر، این دوگانگی و تضاد بین سنت و مدرنیته، باعث می‌شود سنت‌گرایان در برابر مدرنیته مقاومت هم بکنند چرا که شکستن سنت‌های خود توسط مدرنیته را حمله‌ای همه‌جانبه به جامعه و ساختار آن از جمله هویت اجتماعی خود می‌دانند و تلاش می‌کنند تا هرطور که شده، با حفظ انزوا و دورافتادگی، بقای خود را تضمین کنند.

دنیای مدرن با امکانات پیشرفته و بی‌شماری که دارد، می‌تواند به حفظ فرهنگ‌ها و هویت‌های فرهنگی کمک بسیاری بکند. بنابراین نباید فرهنگ را بهانهٔ ایستادگی در برابر مدرنیته دانست و یک جامعهٔ پیشامدرن به‌جای تلاش برای حفظ سنت‌ها و رویارویی با مدرنیته؛ به استقبال مدرنیته برود و زمینه‌های توسعهٔ منطقهٔ خود را مهیا سازد و پس از آن، به بازتولید فرهنگ خود بپردازد. این روند منجر به یک رنسانس خواهد شد که فرهنگ یک جامعه را با دنیای مدرن تطبیق می‌دهد و بقای آن را هم ضمانت می‌کند.

🟡 @pardanshah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

زن جوان در شوشتر به ضرب ۱۶ گلوله پدر و برادرش کشته شد

🔹‏زن جوانی به نام عاطفه زغیبی، صبح روز چهارشنبه دهم بهمن، در حالی‌که فرزند نوزادش را در آغوش داشت، به ضرب ۱۶ گلوله که پدر و برادرش شلیک کردند، کشته شد. عاطفه که ۱۷ سال داشت، دو سال قبل با مرد جوانی که قصد ازدواج با او را داشت فرار کرده بود.

🔹به گفته منابع نزدیک به خانواده، همسر عاطفه یک سال قبل طی یک نشست عشایری مبلغ ۶۰۰ میلیون تومان به خانواده او پرداخت کرده بود تا اختلافات خاتمه یابد و خانواده زغیبی، ازدواج آن‌ها را به رسمیت بشناسند.

🔹 با این‌وجود، این منابع گفتند که پدر عاطفه، علی‌رغم دریافت وجه که مطابق سنت عشایری «فصل» انجام شده بود، به حل و فصل ماجرا رضایت نداده و گفته بود که دخترش را خواهد کشت.

🔹پدر و برادر عاطفه، روز حادثه با لباس مبدل نظامی وارد خانه او شدند. همسر عاطفه که فکر کرده بود ماموران برای بازداشتش آمده‌اند، از خانه فرار کرد اما عاطفه ۱۷ ساله، در حالی که نوزادش را در آغوش داشت، به ضرب گلوله پدر و برادر کشته شد.

🟣 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

تجاوز به دختر ۲۵ ساله مبتلا به بیماری ژنتیکی اعصاب و روان در نیکشهر؛ بارداری، وضع حمل و تهدید به قتل توسط نزدیکان

به گزارش کمپین فعالین بلوچ/ یک دختر ۲۵ ساله بلوچ که از مشکل اعصاب و روان رنج می‌برد، توسط یک فرد معلوم‌الحال مورد تجاوز جنسی قرار گرفته، حامله شده و وضع حمل کرده است. این دختر توسط نزدیکانش تهدید به مرگ شده است. این دختر که به بیماری اعصاب و روان مبتلاست و همواره دچار تشنج می‌شود، در پی حامله شدن در شرایطی آسیب‌پذیر قرار داشت و هم اکنون با وضع حمل شرایط بدتری پیدا کرده است. خانوادهٔ او از قشر مستضعف هستند و زمانی که خانواده دختر به دنبال اثبات این موضوع به دادگاه نیکشهر مراجعه کردند، پاسخی دریافت نکردند. در پی این ناکامی، آنها به دادگاه چابهار مراجعه کردند، ولی متأسفانه مسئولان آنجا نیز توجهی به این پرونده نکردند. برخی از نزدیکان این دختر او را تهدید به قتل کرده بودند و نگرانی اهالی روستا مبنی بر قتل او توسط این افراد شدت یافته است.

🔴 @PardanShah

Читать полностью…

انجمن پاردان (ایرانبان بلوچ)

قومگرایی و دگرستیزی / ۳

🔹 در برداشت‌های افراطی از ناسیونالیسم، به‌ویژه در ناسیونالیسم قومی و خون‌بنیاد که بر پایهٔ خلوص و اصالت نژاد و فرهنگ دست‌نخورده تعریف می‌شود و دارای وجوهی از اصالت‌گرایی، گذشته‌گرایی و تمامیت‌خواهی است با شکل‌گیری «گفتمان خودشیفتگی و خودستایی» که بر برتری نژادی و تاریخی و فرهنگی نسبت به "دیگری" اصرار دارد، منجر به تقدیس "خود" می‌شوند که در تقابل با خود، هر موجودیتی که به عنوان "دیگری" تعریف می‌شود را امری نامقدس و فرومایه می‌دانند. لذا در قومگرایی هیچ‌گونه امکان تعامل، گفت‌وگو، گشودگی و اشتراک با دیگران وجود ندارد. فقط اجازه خواهند داد تا دیگران، آنها را ستایش کنند و تحمل شنیدن غیر از «تحسین و آفرین» را ندارند. این رابطه به صورت عکس هم وجود دارد، بدین‌معنا که اگر دیگران یک گروه را بیش از حد ستایش کنند، منجر به شکل‌گیری و رشد خودشیفتگی در آن گروه می‌شود.

🔹 تمامی خشونت‌هایی که به صورت جمعی علیه "دیگری" انجام می‌گیرند از جمله پاکسازی‌‌، نسل‌کشی، مهاجرت اجباری و قتل‌عام‌های وحشیانه مبنی بر نژاد و مذهب و زبان؛ برخاسته از تفکرات ناسیونالیسم افراطی یا دیگر گفتمان‌های غیرمداراگرایانه همچون بنیادگرایی دینی با تلفیقی از نگرش‌های خودشیفتگی، نفرت، کین‌توزی نژادی و مذهبی، بیگانه‌ستیزی و بیگانه‌هراسی، و دشمن‌انگاری پارانوئید نسبت به "دیگری" صورت پذیرفته‌ است.

🔹 اگر در رویارویی با "دیگری" احساس تمایز و دوگانگی بیش از حد نداشته باشیم و تفاوت‌ها را صرفاً "تفاوت محض" بدانیم، این احساس به صورت اعتدال و معقول بروز می‌یابد که می‌تواند به صورت نیرویی برای همیاری و اعتلای فرهنگی ظاهر شود که منجر به شکل‌گیری همکاری‌های ارزشمند و سازنده می‌شود. مرز بین دوستی و دشمنی بین ما و دیگران بر پایهٔ نگرش ما به دیگران شکل خواهد گرفت و بستگی دارد آن‌ها را با خود برابر بدانیم یا این‌که برتر و کمتر از خود.

🟡 @pardanshah

Читать полностью…
Subscribe to a channel