selmuly | Unsorted

Telegram-канал selmuly - کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

547

دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫

Subscribe to a channel

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

☑️🔻دسترسی ویژه به کانالهای علمی آموزشی☑️🔺

🟢 برای داشتن مجموعه کانالهای پروکسی و فیلترشکن رایگان و متصل در مدت محدود، با انتخاب کلید های زیر وارد شوید🟢

جهت هماهنگی در لیست و رزرو تبلیغات 👇

@HHo_bb

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

"شجاعت حقیقی" ...

اثری احساسی و روح نواز در سبک نیوایج ..
با محوریت ساز پیانو و همراهی سازهایی همچون فلوت، ویلون و ویولنسل ... در آلبوم زیبای "بهار زندگی"
از پیانیست و اهنگساز سنگاپوری "اریک چریوکو"
لذت ببرید...

#با_هم_بشنویم
#زن_زندگی_آزادی
#ایران_آزاد 🕊


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

" آرزو "🕊
#سیاوش_قمیشی



ترانه
#رامین_دهقانی
آهنگ
#سیاوش_قمیشی
تنظیم‌
#بهروز_لطفی‌پور



آرزو کن واسه فردا
اگه امروزتو چیدن
آرزوهاتو بغل کن
آرزوهات همه چیتن

اگه دنیات رفته از دست
اگه غمگینی و بی کس
آرزو کن که حواسه
یه نفر هنوز به تو هست

زندگی همین یه باره
نزار فرصت از دست
آرزوهاتو بغل کن
تا خدا هست زندگی هست

یکیو خواسته و رفته
من میفهمم که چه سخته
داره با خاطره بازی
میگذره روزای هفته

وسط این همه کابوس
یاد ش آرومت نکرده
آرزو کن اگه شاده
دیگ هیچ وقت برنگرده

عشق آدم هر جا باشه
یادش آرزو میسازه
پس به یاد اون شروع کن
با یه آرزوی تازه

آرزو کن واسه فردا
اگه امروزتو چیدن
آرزوهاتو بغل کن
آرزوهات همه چیتن

اگه دنیات رفته از دست
اگه غمگینی و بی کس
آرزو کن که حواسه
یه نفر هنوز به تو هست

زندگی همین یه باره
نزار فرصت بره از دست
آرزوهاتو بغل کن
تا خدا هست زندگی هست


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

اينكه دانته نتوانسته بهشت را به خوبی توصيف كند اما به استادی از پس توصيف جهنم برآمده به اين دليل است كه جهان ما نمونه تمام عيارِ یک جهنم است، جهنمی از رنج، اندوه، حرص، وحشت، حماقت، جهالت و توحش. مسئله‌ی من هماره تفسيرِ تراژدیِ زندگی بوده است و راهی كه به رهايی از زندگی ختم می‌شود [مرگ] رهايی از رنج است!

-آرتور شوپنهاور


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

منو بشناس


#گوگوش
زویا زاکاریان
حسن شماعی‌زاده


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#هنر
#خلاقیت‌_زیبایی


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

❇️ من در قعرِ ضمیرِ خود احساسی دارم چون گواهی گوارا و مبهمی که گاه به گاه بر دل می‌گذرد و آن، این است که رسالتِ ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرّمیِ او به او بازخواهد گشت. من یقین دارم که ایران می‌تواند قد راست کند، کشوری نام‌آور و زیبا و سعادتمند گردد و آن‌‌گونه که درخورِ تمدّن و فرهنگ و سالخوردگیِ اوست نکته‌های بسیاری به جهان بیاموزد.  این ادّعا بی‌شک کسانی را به لبخند خواهد آورد، گروهی هستند که اعتقاد به ایران را اعتقادی ساده‌لوحانه می‌پندارند، لیکن آنان که ایران را می‌شناسند هیچ‌گاه از او امید برنخواهند گرفت.

🌲 باید گفت که کمتر قومی در جهان به اندازه‌ی ایرانی رنج کشیده و در معرضِ ماجرا بوده، و این گویا بهره‌ی ملّت‌هایی است که در نقطه‌ی خاصّی از کره‌ی خاک جای داشته‌اند، و اوضاع و احوالِ خاصّی سِرِشت و سَیْر آنها را تنظیم کرده است، و از قدیم گفته‌اند: «هر که را سر بزرگ، درد بزرگ».

❇️ ما کمتر با خود می‌اندیشیم که کشوری هست به نامِ ایــران و در آن مردمی زندگی می‌کنند که در این آب و خاک حقّی دارند.

🌲 در زندگیِ ملّت‌ها نیز دوران‌های ستروَن و دوران‌های زاینده است، و تناوب و تسلسلِ این دوران‌ها بوده است که تمدّن را به پایه‌ی کنونی رسانیده. دورانِ ما یکی از دوران‌های باروَر است، و زایندگی هرچند با درد همراه باشد باز سعادت‌بخش و شورانگیز می‌تواند بود. در روزگاری که گویی ایران در ابری از فراموشی پیچیده شده است، اگر کار دیگری از دست ما برنیاید، لااقل خوب است بکوشیم تا فکرِ او و غمِ او را در دلِ خود زنده نگاه داریم و اعتقاد به زایندگیِ دوران را در سینه نپُژمرانیم. ما از این حیث چون بیمارانِ تریاک خورده‌ای هستیم که به هر افسونی است باید بیدار نگاهشان داشت؛ زیرا اگر چشم بر هم نهند بیمِ آن است که دیگر آن را نگشایند.

❇️ بیایید تا اعتقاد بیاوریم که لذّت‌هایی هست بسی بزرگتر و پاینده‌تر و والاتر از لذّت‌های موردِ پسندِ فرومایگان، و آن لذّتِ اندیشه به حالِ محرومان و از یاد رفتگان است، لذّتِ دفاع از «حقیقت» و «عدالت». بکوشیم تا زانُوانمان نلرزد. سرِ خود را بلند نگاه داریم، در دوران‌های دشوارِ زندگی است که نموده می‌شود مرد کیست و نامَرد، کی.

🌲مگر امید چیزی جز رشته‌ی نامرئی‌ای است که به گردنِ ما بسته شده و در کوره‌راهِ زندگی به جلومان می‌کشد؟ و اگر ما به دنبالِ آن می‌رویم برای آن است که در هر لحظه و در هر قدم چشم‌داشتِ وضعِ بهتری داریم.

❇️ بیایید تا ما نیز آرزوی زندگی در کشوری سرافراز را در خود نَمیرانیم.

                
#جام_جهان‌بین
            
#ایران_و_تنهایی‌اش 
          
#ایران_را_از_یاد_نبریم

دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🔅


گلبن عیش می‌دمد ساقی گل‌عذار کو؟
باد بهار می‌وزد بادهٔ خوش‌گوار کو؟

هر گل نو ز گل‌رخی یاد همی کند ولی
گوش سخن‌شنو کجا؟ دیدهٔ اعتبار کو؟

مجلس بزم عیش را غالیهٔ مراد نیست
ای دمِ صبحِ خوش‌نفس نافهٔ زلف یار کو؟

حُسن‌فروشیِ گلم نیست تحمل ای صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو؟

......

حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است
از غم روزگار دون طبع سخن‌گزار کو

#حافظ


سلام و درود دوستان عزیز
صبح‌تون دلپذیر، اوقات تون
مملو از آرامش و مهربانی


     🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌱
هیچ چیز شبیه بهار نیست، به‌جز درخت‌ها و همین جوانه‌ها که راه خود را می‌روند، گفته بودند که جهان بی‌اعتناست، واقعا بی‌اعتناست. یا شاید می‌خواهد کمک کند، دلداری بدهد، اینطور که سبز می‌شود یعنی تو هم سبز بمان، اما همان بهتر که جهان طبق درونیات ما عمل نمی‌کند وگرنه امسال و سال‌های قبل، هیچ درختی رشد نمی‌کرد و هیچ کفتری در جایی لانه نمی‌کرد و خورشید هم سر نمی‌رسید و مارا ول می‌کرد.

[ معین دهاز ]


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌐 سیاست در لباس استادیوم؛
چرا برخی ترجیح میدهند متعصب بمانند تا آگاه؟

⁉️ تا به حال فکر کرده‌اید چرا برخی در برابر واضح‌ترین استدلال‌ها، چشمانشان را می‌بندند؟ چرا سیاست برای بعضی‌ها از جنس «تدبیر برای آینده» نیست و دقیقاً شبیه به «طرفداری از یک تیم فوتبال» شده است؟

🔅 بیایید این پدیده خطرناک را در سه لایه روان‌شناختی کالبدشکافی کنیم:

🔻 پیش‌لایه: انتخاب دلی، دفاع کورکورانه
قبل از هر چیز باید بدانیم که بسیاری از این طرفداری‌ها، اصلاً بر پایه «شناخت و آگاهی» نیست. درست مثل طرفدار تیمی مثل «منچستر»، که شاید یک‌بار در کودکی از رنگ پیراهن یا بازی یک بازیکن خوشش آمده و از آن روز «طرفدار» شده، در سیاست هم بسیاری صرفاً بر اساس یک «حس زودگذر»، یک «سخنرانی پرشور» یا یک «جو خانوادگی» به جناحی علاقه‌مند شده‌اند.
آن‌ها هیچ *دلیل برهانی و اثباتی* برای انتخابشان ندارند؛ اول «علاقه‌مند» شده‌اند و بعد برای این علاقه، شروع به توجیه و تفسیر کرده‌اند. برای این آدم‌ها، جناح سیاسی یک «معشوق» است، نه یک «برنامه کاری».

|۱. لایه اول: وقتی «من» تبدیل به «جناح» میشود
در این مرحله، فرد دیگر «طرفدار» یک تفکر نیست، بلکه با آن «یکی» شده است. جناح سیاسی برای او مثل پیراهن تیم محبوب است.
نقد آن جناح، برای او نقد یک سیاست نیست، بلکه «توهین به ناموس فکری» و حمله به شخصیت خودش تلقی میشود. در این فضا، حقیقت اهمیت ندارد؛ فقط «برد تیم ما» مهم است.

|۲. لایه دوم: سد محکمی به نام هزینه غرق شده (بن‌بست فکری)
در این لایه، فرد حتی ذره‌ای اجازه نمیدهد فکر دیگری به ذهنش خطور کند. چرا؟ چون او سال‌ها با دوست و دشمن، با برادر و همکار، سر این تیم یا جناح «کری» خوانده، درگیر شده و پل‌های پشت سرش را خراب کرده است.
پذیرش کمترین اشتباه از سوی جناح خودی، برای او به معنای «باختن در برابر تمام رقبای زندگی‌اش» است. او ترجیح میدهد تا ابد در اشتباه بماند، اما در مقابل کسی که سال‌ها با او بحث کرده، سرش را پایین نیندازد. اینجا نه برهانی وجود دارد و نه عقلانیتی؛ فقط *غرور* است که جای همه چیز را میگیرد.

|۳. لایه سوم: وقتی پاسخ ناکامی، خشونت است (شکستن شیشه اتوبوس‌ها)
خطرناک‌ترین بخش هواداری سیاسی اینجاست. همان‌طور که تماشاچی متعصب وقتی تیمش در یک بازی سرنوشت‌ساز میبازد، به جای تحلیل فنی، به خیابان میریزد، شیشه اتوبوس میشکند و آتش میزند، «هوادار سیاسی» هم در برابر شکست پروژه‌های جناحش، به «خشونت کلامی و ساختاری» روی می‌آورد. او چون نمیتواند با واقعیت «ناکامی» کنار بیاید و دلیلی هم برای دفاع منطقی ندارد، به زمین و زمان فحش میدهد، رقیب را لجن‌مال میکند و حاضر است امنیت روانی و فیزیکی جامعه را به خطر بیندازد تا خشم ناشی از «فروریختن بت ذهنی‌اش» را تخلیه کند. برای او، آتش زدن سطل آشغال یا ترور شخصیت منتقدان، راهی برای فرار از درد حقیقت است.

☑️ نتیجه‌گیری:
از هوادار به شهروند
تیم‌های فوتبال می‌برند و می‌بازند و زندگی ما تغییر نمی‌کند؛ اما در سیاست، باخت یک تفکر غلط، یعنی برد یک ملت. اگر یاد نگیریم که «نقد خودی» بزرگ‌ترین شجاعت است، همیشه در لایه دوم باقی می‌مانیم؛ جایی که تعصب، ما را به سربازانی تبدیل میکند که برای «نباختن در کری‌خوانی»، حاضرند آینده کشور را قربانی کنند.

🔚 بیایید از خودمان بپرسیم:
ما نگران ایرانیم، یا نگران به قدرت نرسیدن برخی سیاسیون قدرت طلب که برای منافع حزبی دیگران را سیاهی لشکر پشت خود کرده‌اند، و ما به تله‌ای افتادیم که تمام فکرما اینست تا جلوی فلانی «کم نیاوریم»؟

مأخذ: صفحه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها

#احمد_یغما
#تعصب
#جهل


جوش دریا


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

اینجا یا خودت را
از دست خواهی داد
یا قسمتی از خودت
من نمی‌دانم
نمی دانم
چندمین قسمت
سریال جنگ در خاورمیانه‌ام


#احمددریس


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

.
ما قصد نداریم احترام‌تون رو زیر پا بذاریم پدر. اما اگه «احترامات» باعث جلوگیری از گفتن «حقیقت» بشه، کاری بهش نخواهیم داشت.


🎬 How Green Was My Valley 1941

#جان_فورد


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#سینا_بطحایی - روز زیبا


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

تنها کاری که برای توجیه تمام رنج‌ها و مردگان از دست‌ رفته‌مان بر می‌آید این است که امیدهایشان را در دل‌هایمان حفظ کنیم و کاری نکنیم که آن رنج‌ها بی‌ثمر شوند و آن مردگان تنها.


[ آلبر کامو ]


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

✨💫

با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...

🙏🌺🌿💔🌟🖤🌿🌺🙏

تا درودی دیگر بدرود.


با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)

از کانال، چکامه را حمایت کنید.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

حق اندوه شخصی!

🖌 وقتی که جامعه‌ای دچار مصیبت‌های بزرگ می‌شود نسبتِ صداها در آن جامعه به هم می‌خورد. برخی صداها بلندتر می‌شوند و بعضی دیگر کم و کوتاه می‌مانند. فاجعه‌های بزرگ، طبیعتی طبل‌گونه دارند؛ می‌کوبند، می‌پیچند و میدان را از آنِ خود می‌کنند. در هیاهوی مصیبت‌های همگانی، نجواهای شخصی و ناله‌های فردی دیگر شنیده نمی‌شوند. وقتی که یک ملت اندوهگین می‌شود اندوه یک آدم به چشم هیچ کس نمی‌آید. بحران‌های بزرگ، جایی برای بروز بلواهای کوچک نمی‌گذارند. روزهایی که دلتنگی فراوان و فراگیر می‌شود دلتنگی تک تک آدم‌ها در حاشیه‌ و هیاهو محو و بی‌رنگ می‌شوند.
🖌بحران‌های اجتماعی تنها نان و امنیت و شغل و خانه را از آدم نمی‌گیرند؛ آن‌ها داشته‌های لطیف‌تری را از آدم‌ها می‌ستانند: «حقِ اندوهِ شخصی » را. انسان، در حالت عادی، با تحمل غم‌های کوچک تعادل خود را حفظ می‌کند. با گریه‌‌های کوتاه بغض بلند خود را بیان می‌کند. با گلایه‌ای ساده گرفتاری خود را به گفتار تبدیل می‌کند. با آهی که از سینه بیرون می‌اندازد درد خود را تسکین می‌دهد. رنج‌های خُرد و شکست‌های کوچک، سوپاپ‌های اطمینان روح‌ آدم‌ هستند. راه‌های باریکی برای تخلیه‌ی فشار. راه‌های در رُویی که می‌توانند ما را از مصیبت بیرون ببرند. اگر این سوپاپ‌های اطمینان عمل نکنند جان و جسم آدمی به تدریج به دیگی دربسته تبدیل می‌شود. دیگی با ظرفیت محدود که هر لحظه فشار داخل آن بالا می‌رود.
🖌 هنگامی که مصیبت، جمعی و عظیم می‌شود، نوعی اخلاق نانوشته اجتماعی پدید می‌آید؛ اخلاقی که فرمان می‌دهد: «اکنون وقتِ غم‌های شخصی نیست». آدمی به خود نهیب می‌زند که چگونه می‌تواند برای یک ناکامیِ کاری اندک، بخاطر خراب کردن یک امتحان میان ترم، برای رنجشی کوچک از دوستی صمیمی اندوهگین باشد وقتی در همان ساعت، مادری فرزندش را به خاک می‌سپارد، فرزندی برای پیدا کردن داروهای مادرش خیابان به خیابان و کوچه به کوچه در هراس و هروله است و کودکی که چشم‌ به‌ راه بازگشت پدری است که هرگز باز نمی‌گردد. آدم‌ در چنین شرایطی مقایسه را آغاز می‌کند و مقایسه، بی‌رحم‌ترین داور رنج است.
🖌در این سنجش نابرابر، اندوهِ شخصی همواره محکوم است. آدمی شرم می‌کند. اشکش را پس می‌زند. خود را به سکوت وامی‌دارد. برای غمگین بودن در شرایط بحران‌های بزرگ باید دنبال اجازه و اعتبار دیگران گشت. بدین‌ ترتیب، انسان به سانسورچی درون خویش بدل می‌شود. پیش از آن‌که دیگری او را سرزنش کند، خود، دلش را توبیخ می‌کند. رنج را نامعتبر می‌شمارد و آن را به تاریک‌ترین لایه‌های جان خویش تبعید می‌کند. اما رنجِ با تبعید شدن از میان نمی‌رود. اندوه، ماده‌ای نیست که با انکار، نابود شود. برعکس، هرچه بیشتر سرکوب شود، فشرده‌تر و سخت‌تر می‌گردد.
🖋 غم‌های فروخورده ته‌نشین می‌شوند؛ لایه‌لایه و رگه به رگه. رسوبِ مداوم رنج، آرام‌آرام توده‌ای سنگین می‌سازد؛ توده‌ای که دیگر شباهتی به آن دلخوری نخستین ندارد. آن‌چه می‌توانست اشکی کوتاه باشد، به بهمنی درونی تبدیل می‌شود. بهمنی که سال‌ها در سکوت شکل می‌گیرد و روزی ناگهان فرو می‌ریزد؛ بی‌هشدار، بی‌مقدمه، ویرانگر. بحران‌های بزرگ تنها خیابان‌ها را ویران نمی‌کنند؛ روان‌ها را نیز فرسوده می‌کنند.
🖌خطای ما آدم‌ها این است که رنج را کمّی می‌بینیم. می‌کوشیم آن را اندازه بگیریم، وزن کنیم، بزرگ و کوچک کنیم. حال آن‌که درد، از جنس عدد نیست. اندازه ندارد. نمی‌توان گفت این غم پنج برابر آن غم است. رنج، کیفیت است، نه مقدار. برای هر دل، دلتنگی خودش یک قدر مطلق است. همان‌قدر واقعی، همان‌قدر سنگین. دل انسان میدان مسابقه نیست که اندوه‌ها در آن بر سر اولویت بجنگند. هیچ اشکی با اشک دیگر باطل نمی‌شود. هیچ فقدانی، فقدان دیگر را بی‌اعتبار نمی‌کند.
🖌 جامعه‌ای که تنها سوگ‌های بزرگ را به رسمیت می‌شناسد، ناخواسته مردمانی می‌پرورد خاموش، فشرده و فرسوده؛ مردمانی که ظاهراً ایستاده‌اند اما در درون، انبارهای متروکه اندوه‌اند. چنین جامعه‌ای شاید از بیرون مقاوم به نظر برسد، اما از درون، شکننده است؛ زیرا تاب‌آوری جمعی، از دل‌های سبک برمی‌آید، نه از دل‌های انباشته. شاید معنای انسانی‌تر زیستن این باشد که جهان را چنان بسازیم که برای همه‌ی گریه‌ها جا داشته باشد. هم برای ضجّه‌های بزرگ تاریخ، هم برای آه‌های کوتاه و شخصی. چرا که گاه نجات یک انسان، نه با حماسه‌ای بزرگ، که با همان فرصت ساده‌ای آغاز می‌شود که بتواند بی‌شرم، بی‌مقایسه و بی‌اجازه، بنشیند و برای رنج کوچک خویش گریه کند.
تاب‌آوری تنها ایستادگی در برابر فاجعه‌های عظیم نیست. تاب‌آوری هر جامعه‌ای را باید با این نکته ظریف سنجید که آیا این جامعه برای اندوه‌های کوچک نیز گوش شنوا و چشم بینا و دل دلسوز دارد؟

#ماشااکبری
خاپورَه

🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

هستی چیست؟

دانش ما برای هر چیز عبارت از مفاهیمی است که بر آن اطلاق می شود، اما فرض وجود چیزی که درباره آن هیچ آگاهی نداریم یا نتوانیم نسبت به آن آگاهی به دست آوریم کار بیهوده ای است، حتی اگر وجود هم داشته باشد برای ما مفهومی ندارد،

یعنی اگر بگوییم این کتاب است و درباره شکل و رنگ و اندازه آن مطالبی بگوییم این ها عبارت از مفاهیم درباره هر چیز است.
اما هستی یک مفهوم کلی است یعنی باید چیزی وجود داشته باشد.
هستی آن مطلق باشد تا بتوانیم درباره آن قضاوت کنیم و نام آن را هستی بگذرانیم. ...

#ژان_پل_سارتر
کتاب: هستی و نیستی


🌺
@selmuly▪️چکامه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

«آزادی»

اثری از «خوزه ناوارو»

«José Navarro»

عکاس، مستندساز تصویری و مدرس مستقر در فورت‌ویلیام، اسکاتلند است که به دلیل رویکرد مردم‌نگارانه‌اش به مناظر و تجربه‌های طبیعی شناخته می‌شود. آثار او تلفیقی از عکاسی، فیلم کوتاه، و نوشتار سفر است که ارتباط انسان و طبیعت را کاوش می‌‌کند.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

▪️سکانس حمام در فیلم Psycho1960) به عنوان یکی از نمادین‌ترین صحنه‌های تاریخ سینما روی پرده فقط حدود ۴۵ ثانیه طول می‌کشد، اما فیلم‌برداری آن هفت روز زمان برد. این تضاد چشمگیر بین زمان نمایش روی صفحه و زمان تولید، به خوبی دقت و وسواس «آلفرد هیچکاک» و تسلط او بر تعلیق و وحشت را نشان می‌دهد.

▪️برای فیلم‌برداری این صحنه، از بیش از ۷۰ دوربین استفاده شد. تماشاگر هرگز لحظه‌ی فرو رفتن چاقو در بدن را نمی‌بیند، اما برش‌های سریع، موسیقی فراموش‌نشدنی «برنارد هرمان»، بازی درخشان «جانت لی» و تدوین دقیق فیلم، حس شوک‌آور خشونت و وحشت را برمی‌انگیزد؛ حسی که در هیچ فیلمی پیش از آن دیده نشده بود.

▪️پس از گذشت دهه‌ها، سکانس حمام Psycho همچنان یکی از تأثیرگذارترین، مورد مطالعه‌ترین و تحسین‌شده‌ترین سکانس‌های تاریخ سینما باقی مانده‌است.

🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

حضورِ بانوانِ ترانه‌سرای کشورمان، عرصه‌ی مردانه‌ی ترانه‌پردازی را از ظرافت‌های حسی و تصویری متفاوتی برخوردار ساخته است. به کوشش آنان متن‌هایی سازگار با جنسیت خوانندگانِ زن پدید آمد و آنان دیگر مجبور نبودند زبان عاشقانه‌ی مردانه را به‌کار گیرند. تعداد این زنان اگر چه در مقایسه با مردان اندک بوده اما همواره تأثیرِ کارسازِ خود را داشته است. تأثیری که در کارهای مربوط به ترانه‌پردازی باید در جزئیاتش، ورود کرد.

یکی از این بانوانِ هنرمندِ ترانه سُرا، "زویا زاکاریان" است که کارِ ترانه سرایی را از سال‌های پیش از انقلاب آغاز کرده و در سال‌های مهاجرت نیز، این کار را ادامه داده است. "زاکاریان" در سال ۱۳۲۹ خورشیدی، در خانواده‌ای ارمنی و اهل هنر، در تهران زاده شد. مادرش خواننده‌ی گروه آواز جمعی بود و پدر و برادرش نیز با موسیقی آشنا بودند.

نخستین ترانه‌ی او بر روی موسیقی "حسن شماعی‌زاده" نشست و «چل‌چله» نام گرفت و از میان دیگر ترانه‌های مشهورِ پیش از انقلاب او می‌توان از «شب زده»، «آدم و حوا»، «معشوق»، «فصل تازه»، «گهواره» و «منو بشناس» و... نام برد. وی پیش از موسیقی از نوجوانی به شعر و نمایشنامه‌نویسی علاقمند بود و نخستین تجربه‌ی نمایشنامه‌نویسی‌اش را در هفده سالگی به روی صحنه برد و این اتفاق، گرایش به تئاتر را در او شدت بخشید. تا آن‌جا که تحصیل پزشکی را که در دانشگاه پهلوی شیراز آغاز کرده بود رها کرد و به تهران بازگشت تا در رشته‌ی تئاتر درس بخواند.

بانو "زویا" در سال ۱۳۶۳، ایران را ترک گفت و پس از دو سالی اقامت در آلمان، رهسپار آمریکا شد و همچنان، در آن دیار به کار ترانه‌سرایی مشغول است. او با آن‌که ارمنی است، بر زبان فارسی تا حدِ چیرگی تسلط دارد و رُمانسِ ویژه‌ای، بیان او را از دیگران متمایز می‌سازد.

ترانه «منوبشناس» با آهنگسازی "حسن شماعی‌زاده" و صدای "گوگوش" از بانو "زویا زاکاریان" را با هم می‌شنویم.

#منو_بشناس
#زویا_زاکاریان
#گوگوش
#حسن_شماعی‌زاده


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋

آنگاه که ادبیات و سیاست در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند، استبداد بزرگترین فشار خود را به ادبیات وارد می‌‌آورد، در حالی که علوم نظری هرگز تا بدین اندازه در خطر نیستند.

همین نکته تا حدودی گویاست که چرا در همه‌‌ی کشورها، برای دانشمندان آسان‌تر است که در صف دولت قرار گیرند تا برای نویسندگان.

«ادبیات‌ در‌ جامعه‌ دیکتاتوری»
-ترجمه: اکرم‌ پدرام‌‌نیا

-جورج اورول


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

#موسیقی
#بیکلام

🎼🎼🎧🎼🎼


داستان زندگی از نگاه
هرکدام از ما آدم‌ها یک جور است.

هرکس حقیقت را
از چشم خودش می‌بیند.


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

معضل فکر نکردن

#هانا_آرنت#میشل_فوکو


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

📝

🔰 داستان زندگی!
#خلاقیت


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🎙 #ابی
🎵 کوه یخ
🎧 موزیک


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🟢 شکوه مهارلو به مدد مهاجران زیبارویش! 🟢


✍️ اینجا ایران است، گوشه کوچکی از ایران؛ کشوری که اگر حقابه طبیعتش قربانی کشاورزی و صنعت افسارگسیخته و ناپایدار نشود، می‌تواند چنین بهشتی را نه فقط در مهارلو که در پریشان، ارژن، بختگان، گاوخونی، آلماگل، آلاگل، آجی‌گل، ارومیه، شادگان، هورالعظیم، حله، حوض‌سلطان، مسیله، زریوار، هامون، جازموریان، میقان، کافتر و صدها پیکره آبی هوش‌ربای دیگر بیافریند و چون یک صندوق ارزی پایدار، تولید ثروت کند‌. مردم ایران باید بخواهند تا اقتصاد کشورشان به سمت چنین درایتی تغییر کرده و از آب‌محوری شتابان فاصله گیرد. شتاب امیدبخش ایران در حوزه استحصال انرژی‌های تجدیدپذیر و بازچرخانی آب، در این راستا معنا می‌دهد. باید مطالبه کنیم تا دوام یابد ...

✅️ دوباره به این درخت زندگی که فلامینگوهای مهارلو آفریده‌اند دقت کنید! ایرانیان حق دارند که بدانند در چه کشور بهشت‌گونه‌ای زیست می‌کنند تا هیچ تکنوکرات قدرت‌سالاری اجازه نیابد این بهشت را قربانی مشتی صنایع آب‌بر، آلاینده و انرژی‌بر کند ...

#مهارلوی_عزیز
#راه_رستگاری_ایران
#محمد_درویش


🌺@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

اگر زنده ماندی،
اگر مقاومت کردی:
آواز بخوان، رویا ببین، مست کن!
زمانه‌ی زمهریر است:
عاشق شو، شتاب کن!
 
بادِ ساعات
خیابان‌ها را جارو می‌کند،
معبرها را.
درختان منتظرند:
تو منتظر نباش،
موعد زندگی‌ست،
یگانه فرصت‌ات!


خایمه سابینس
محسن عمادی


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

🔅

دم به دم از نفس باد سحر
غنچه‌ها می‌شد باز
باغ‌های گل سرخ
یك گل سرخ درشت از دل دریا برخاست
چون گل افشانی لبخند تو
در لحظه‌ی شیرین شكفتن
خورشید
چه فروغی به جهان می‌بخشید
چه شكوهی
همه عالم به تماشا برخاست


#فریدون_مشیری🍁🍂


سلاااام و نور بر شما مهربانان
صبحتوون‌ بخیر🌼🍃
روزگارتون سراسر شور و شعور 🌹


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…

کانال‌ ادبیات و هنر چکامه

تصنیف «از خاک»
علیرضا قربانی

«نخوانند بر ما کسی آفرین
چو ویران بود بومِ ایران‌زمین»



‌ابیات حکیم
#ابوالقاسم_فردوسی
موسیقی:
#صادق_چراغی
صدا:
#علیرضا_قربانی
آلبوم از خشت و خاک


🌺
@SELMULY چکامـه

Читать полностью…
Subscribe to a channel