547
دنیای بدون شعر و موسیقی تنها یک جهنم تاریک است....... استفاده از مطالب کانال فقط با ذکرِ منبع بلامانع است 🚫 کپی بدون ذکر منبع ممنوع است 🚫
«داروگ»
خشک آمد کشتگاهِ من
در جوارِ کشتِ همسایه.
گرچه میگویند: «میگریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصدِ روزانِ ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
ـ□
بر
بساطی که بساطی نیست
در درون کومۀ تاریکِ من که ذرهای با آن نشاطی نیست
و جدارِ دندههای نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش میترکد
ـــ چون دلِ یاران که در هجرانِ یاران ـــ
قاصدِ روزانِ ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
#نیما_یوشیج
🌺@SELMULY چکامـه
🔅
ای صبح دمی به خنده بگشای لبی
تا باز رهم من از چنین تیره شبی
چون از خورشید در دل آتش داری
گر درگیرد دَمِ تو نَبْوَد عجبی
#فریدالدین_عطار
درودهاااا
صبح بخیر
🌺@SELMULY چکامـه
Ghobar
Mohsen Sharifian
#موسیقی_جنوب
قطعهٔ "غبار"
آهنگساز "محسن شریفیان"
✍ امروز جنوب زیبای ما... مادر نخلها و دریا... مروارید همیشهی این سرزمین... در غبار جنگ نفس میکشد.
به یاد جنوب...بهیاد دستانی که هنوز بوی خرما میدهند... بهیاد مردمانی که دلهایی به وسعت دریا دارند...و سرشار از مهربانیاند... گوش بسپاریم به نتهای نی انبان قطعهٔ غبار محسن شریفیان که مثل بادهای گرم جنوب در سینه میپیچند.
🌺@SELMULY چکامـه
📝
انتقام!
✍ رحیم قمیشی
اواخر بهار ۱۳۶۱ با آزادی خرمشهر، گفته بودیم جنگ هم تمام شد، اما وسط تابستان کشنده همان سال، گفتند نه، هنوز انتقام گرفته نشده!
یادم هست ماه رمضان بود، برای همین اسم آن عملیاتِ ناکام و پر از تلفات، شد رمضان.
گفتند صدام که تنبیه نشده، آنهمه شهید ندادیم که همه چیز زود تمام شود، نه! جنگ را ادامه میدهیم، این بار در خاک عراق، تا صدام بگوید غلط کردم! تا انتقاممان را بگیریم.
فرماندهانی در سولههایی بتن آرمه و محکم و مقاماتی زیر کولرها، این تصمیم را برای ما گرفته بودند، و باید اجرا میشد.
نمیدانم کسی میتواند ذرهای از آن لحظههای سخت را درک کند؟
در جنوب وقتی در سایه، هوا ۵۰ درجه است، زیر آفتاب میشود ۶۰ درجه، فعالیت کنی میشود ۷۰ درجه، شرجی بشود از کوره آهنگری هم بدتر میشود!
شب گذشتهاش عملیات کرده بودیم، به کانال ماهی، که هدفمان بود رسیده بودیم، اما نفهمیدیم چرا نزدیک صبح دستور آمد باید برگردیم. اتفاقا چند اسیر هم گرفته بودیم.
خدا پدر اسیرها را بیامرزد، در موقع برگشتن همانها متوجه شدند داریم وسط میدان مین میرویم، و کمک کردند تلفات کمتری بدهیم.
بعد از ۳۶ ساعت نخوابیدن، خسته و کوفته رسیدیم به سنگرهایمان، رفتم برای یکی دو ساعت بخوابم، شاید ساعتی نگذشته بود، که یکی با اضطراب آمده و بیدارم میکرد.
- پاشو رحیم، میخواهند اسرا را بکشند!
فکر کردم دارم خواب میبینم. با داد و بیداد پیک گردان که نوجوان ورزشکار و دلرحمی بود فهممیدم خواب نمیبینم.
او راست میگفت. چند نفر که از یگان ما نبودند، آمده و میخواستند اسرای عراقی را اعدام کنند!
به آنها گفتم چه شده؟
رئیسشان که اتفاقاً قد کوتاهی داشت و لباس پلنگی قشنگی هم پوشیده، آستینهایش را هم بالا داده بود، گفت یکی از رفقایش شهید شده و میخواهد انتقام او را بگیرد.
گفتم یعنی انتقام او را از این اسرای دستبسته باید بگیری؟
او اصلاً انگار نمیشنید، آمده بود بکشد و برود، میگفت قسم خورده باید یک عراقیِ بعثی را بکشد و بعد برود خانه. میگفت ماموریتش تمام شده و هنوز انتقام دوستش را نگرفته!
از ظاهرش معلوم اصلاً اهل جنگ هم نبوده، برعکس ما که همه لباسهایمان خاکی و پاره بود او لباسهایش اتو کشیده بود. موهایش تمیز، ولی "انتقام" از زبانش نمیافتاد...
میگفت قسم خورده و بدون انتقام نمیتواند برگردد!
پیک گردان را که نگهبان اسرای عراقی بود، گفتم هر کس خواست اسیری را اذیت کند، بلافاصله با تفنگت هدفش بگیر. پسر، از خدا خواسته، گفت چشم، و با غرور گلنگدن تفنگش را کشید، یعنی آن را آماده شلیک کرد.
لباس پلنگی به شک افتاد. رفقایش عقب رفتند، ولی او هنوز اصرار داشت انتقامش را نگرفته.
صدایش کردم، او را بردم کنار خاکریز، گفتم نگاه کن، جنگ اصول و رسم خودش را دارد، خیلی دلت میخواهد انتقام دوستت را بگیری، میمانی جبهه، وقت درگیری، وقتی ما زیر آتش هیچکدام نمیتوانیم سرمان را بلند کنیم، تو سرت را بلند میکنی، با شجاعت میروی جلو، و همان را که ما را زیر آتش گرفته، از پا در میآوری.
از او پرسیدم، دیشب کجا بودی!؟ الان کجا میروی؟ فقط میخواهی هوای نفست را راضی کنی که با کشتن یک نفر انتقام گرفتهای!
او نماند. او اصلا اهل جنگ نبود. اهل درگیری نبود، اهل آفتاب خوردن و سوختن نبود، اهل تیر خوردن نبود.
او فقط اهل انتقام بود.
تیری شلیک کند به کسی که اسلحه ندارد.
او با دشمنی که مردم بیگناه و بیدفاع را بمباران میکرد هیچ فرقی نداشت.
او فقط آمده بود درجه ای بگیرد و برود. افتخاری برای خودش ثبت کند...
او فکر کرده بود جنگ یک فیلم سینمایی است. و آدمها الکی میمیرند!
نه! در جنگ انسانها واقعاً کشته میشوند. جانها واقعاً از دست میروند. خانوادهها واقعاً عزادار میشوند. مادرها تا آخر عمر آرزوی دوباره دیدن فرزند، به دلشان میماند...
کاش آنها که فقط بلدند انتقام انتقام بگویند
میدانستند جنگ چیست.
🌺@SELMULY چکامـه
°
✅ نظام توتالیتری در اوج تکاملش از این جهت چشمگیر است که شمارِ نوکرانِ حلقه به گوشش در سرتاسر جامعه بسیار زیاد است، اما این نوکران از این جهت با آن حامیان اولیه تفاوت دارند که حمایتشان از رژیم دلایل دیگری دارد؛ آنچه آنان را به حرکت درمیآورد دیگر شور و شوق نیست بلکه ترس است.
📕 «روح پراگ»
✍️ ایوان کلیما
🌺@SELMULY چکامـه
Charles Aznavour
Hier encore
آهنگ ۱۹۴۰
🌺@SELMULY چکامـه
#مارگریت_دوراس و نگاه زنانهاش به مفهوم «خانه»
▪️مترجم: بنفشه فریسآبادی
🌺@SELMULY چکامـه
انتظار
مهدیه محمدخانی
به دشت سینهی صبورم بهار
میآید سوار میآید
که از تو عاقبت خبر شد
دو باره شور عاشقانه
مرا میجوید، به دل میگوید
که عمر بیکسی بهسر شد
با تو دنیا از عشق زیباست
تنها کنار تو خوشم
که بی تو همچون آتشم
تویی دلیل بودن من
دنیا با تو غرق رویاست ...
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
"هیچچیز دوبار اتفاق نمیافتد"
🔅
صبح آمده برخیز که خورشید تویی
در عالم نا امیدی امید تویی
در جشن طلوع صبح در باغ وجود
آن گل که به روی صبح خندید تویی
✍؟؟
خدایا!!!
بنواز دلهای خسته را به آهنگ امید،
راهها را به گشایش،
و ما را به یادآوریِ قدرتی که
در جانمان نهادی.
خدایا!!!
عاشقان را بساز و خستگان را بنواز ...
🌱 ســـلام 💐
🌻صبـــح بخیــــر 🌾
🌺@SELMULY چکامـه
#بیڪلام
" گلایه "
بیژن مرتضوی
چه کردهای تو با دلم که از تو پیش دیگران
" گلایه " هم که میکنم شعر حساب میشود
#کاظم_بهمنی
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
پشت بامهای کاهگلی در شبهای تابستان، بویژه در گوشههای کهن تهران، زمان کودکی های من دنیایی داشت.
چون بامها به یکدیگر نزدیک بودند، بیشتر شبها هم آن بالا تا پاسی از شب رفته با همسایهها میهمانی بود.
یادش بخیر...🎼💚
زنده نام #فرامرز_اصلانی
#شبتان_آرام 💫✨
🌺@SELMULY چکامـه
🎧 🎧
🎼اگه یه روزی
#داریوش
#فرامرز_اصلانی
🌺@SELMULY چکامـه
•
فرامرز اصلانی (۲۲ تیر ۱۳۲۴ – ۱ فروردین ۱۴۰۳) خواننده، ترانهسرا و آهنگساز ایرانی بود. او در رشته روزنامهنگاری در دانشگاه لندن تحصیل کرد و برای چند سال به لس آنجلس نقل مکان کرد. او در سال ۱۳۵۶ به ایران بازگشت و در روزنامه انگلیسیزبان تهران ژورنال به فعالیت پرداخت. اصلانی پس از آن وارد کار موسیقی شد و با آلبوم دلمشغولیها به موفقیت رسید. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد.
فرامرز اصلانی؛ ۲۲تیر ۱۳۲۴ در تهران، خیابان پاستور زاده شد. خانواده او ۲ماه پس از تولد او به خیابان فرهنگ واقع در محله امیریه کوچ کردند و فرامرز تا ۱۲ سالگی در آنجا زندگی کرد.
پدر و مادر فرامرز اصلانی هر دو به موسیقی علاقه داشتند و خانه آنها میزبان اهل هنر و موسیقی مانند پرویز یاحقی، برادران ملک، علی تجویدی، رحیم معینی کرمانشاهی، رهی معیری و غلامحسین بنان بود. پدر فرامرز اصلانی نوازنده تار و سهتار بود. او اعتقاد داشت که موسیقی باید تنها جایگاهی جانبی در زندگی داشته باشد و به محور اصلی زندگی تبدیل نشود. این موضوع باعث کشمکش بین فرامرز اصلانی و پدر او شد. همچنین باعث دور ماندن او از موسیقی تا پایان دوره نوجوانی بود.
🌺@SELMULY چکامـه
°
The Only thing that is more expensive than education is ignorance.
BEN FRANKLIN
A picture of you
Tierra Negra
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
به سیاستمداران بگو
گوش فرادهند؛
شاعری میخواهد سخن بگوید
به تندبادها بگو بایستند؛
نرگسی میخواهد بشکفد
به تفنگها هم بگو ساکت!
کودکی میخواهد بخوابد...
لطیف هلمت | شاعر کوردستانی(کورد عراق)
برگردان: محمد مرادینصاری
🌺@SELMULY چکامـه
#پست_موقت
🔴سعید جلیلی: انتقام باید بهشکلی باشد که مردم از آن راضی باشند.
🌺@SELMULY چکامـه
Hier encore
Charles Aznavour
🌺@SELMULY چکامـه
#مریم_میرزاخانی
مریم میرزاخانی، ریاضیدان برجسته ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد، در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» پژوهش میکرد.
او نخستین زن و نخستین ایرانی بود که موفق به دریافت مدال فیلدز، معتبرترین جایزه در دنیای ریاضیات، شد.
میرزاخانی به جهان نشان داد که زنان نیز میتوانند در پیچیدهترین و دشوارترین عرصههای علمی، در بالاترین سطح بدرخشند.
او در پی ابتلا به سرطان، خیلی زود از میان ما رفت؛ اما تأثیرش بر هزاران دختر و زنی که او را الهامبخش مسیر علم و پژوهش میدانند، همچنان زنده است. میراث علمی و نقش ماندگار او در گسترش دانش، هرگز فراموش نخواهد شد.
🕊 ۲۳ تیرماه سالروز خاموشی یک ذهن زیبا فخرِ ایرانزمین پروفسور «مریمِ میرزاخانی» است.
یاد و نامش گرامی باد. ❤️
🌺@SELMULY چکامـه
.
خاخام مورترا: اگر فکر میکنی مردم ما بدون کنترل و حاکمیت زنده میمانند، احمقی.
اسپینوزا: به نظر من، رهبران دینی با دخالت در امور سیاسی، هدف روحانی خود را گم کردهاند. حاکمیت شما باید به تقوای درونی محدود شود.
خاخام مورترا: امور سیاسی؟ آیا نمیفهمی در اسپانیا و پرتغال چه اتفاقی افتاده است؟
اسپینوزا: دقیقاً به همین دلیل این را میگویم؛ آنها هم حکومتهایی دینیاند. دین باید از سیاست جدا باشد. بهترین حاکمی که میتوان تصور کرد، رهبری است که آزادانه انتخاب شده باشد، قدرتش بهوسیله مجلسی که آزادانه انتخاب شده است محدود شود و در جهت صلح عمومی، امنیت و بهبود جامعه عمل کند.
برشی از رمان
«مسئله اسپینوزا»
– اروین د. یالوم
🌺@SELMULY چکامـه
🔺آرزو یعنی چی؟
موزیکی بسیار زیبا ، روح نواز و سرشار از احساسی لطیف ..
از "سیریل بارانوف
آفتابگردانیست
در وجودِ هر یک از ما
درخشان و زیبا و قد کشیده
به سمت ِ نور...
برخیز!
با آفتابگردان ِ وجودت یگانه باش
و هر لحظه و هر جایی که هستی
نور را پیدا کن... 🌻✨🌻
✍ #معصومه_صابر
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
.
⭕️ بیژن مرتضوی، خواننده و آهنگساز ایرانی مقیم امریکا، با تصمیم فیفا در بین دو نیمه فینال جام جهانی ۲۰۲۶ به اجرای زنده ۱۱ دقیقهای خواهد پرداخت.
مرتضوی در کنار خوانندگانی چون جاستین بیبر، شکیرا، مدونا و گروه بیتیاس روی صحنه خواهد رفت. این نخستین بار در تاریخ جامهای جهانی است که فیفا از یک هنرمند ایرانی برای اجرا دعوت به عمل آورد.
🌺@SELMULY چکامـه
🗓
بیست و دوم تیرماه، زادروز ناصر تقوایی
او عاشق فوتبال بود..
#ناصر_تقوایی یکی از کارگردانهای صاحب سبک و برجستهی ایران بهشمار میرود که همواره مورد ستایش مخاطب قرار داشته است. تقوایی وسواس خاصی در فیلمسازی داشت و به کوچکترین و ظریفترین نکات اهمیت میداد و چیزی از نظر او دور نمیماند. عاشق فوتبال بود، اطلاعاتی گسترده داشت، کارشناسی هم میکرد؛ و تعصبات فوتبالی منحصر بهفردی هم داشت. همچنین مکان قرار گرفتن دوربینهای ورزشگاه آزادی را هم ناصر تقوایی انتخاب کرده است.
ناصر تقوایی زادهی ۲۲ تیر ۱۳۲۰ در آبادان، فیلمساز، عکاس و نویسندهای بزرگ بود که نامش بهعنوان یکی از پیشگامان و استوانههای "موج نوی سینمای ایران" جاودانه شده است.
او کارش را با مستندسازی و فیلم کوتاه برای تلویزیون در دههی چهل آغاز کرد و بعدها به فیلم بلند روی آورد.
در کارنامهی تقوایی شش فیلم بلند سینمایی و یک سریال ماندگار دیده میشود. او با «آرامش در حضور دیگران» (۱۳۴۹) بر اساس داستانی از غلامحسین ساعدی، ورود خود به سینمای موج نو را اعلام کرد؛ فیلمی که بهدلیل نگاه جسورانهاش توقیف شد، اما جایزهی شیر نقرهای ونیز را کسب کرد.
پس از آن با ساخت «صادق کُرده» (۱۳۵۱) و «نفرین» (۱۳۵۲)، جایگاه خود را بهعنوان کارگردانی صاحبسبک تثبیت کرد.
در سال ۱۳۵۵، او با ساخت سریال «داییجان ناپلئون» بر اساس رمان "ایرج پزشکزاد"، شاهکاری خلق کرد که هم مورد استقبال چشمگیر مخاطبان عام قرار گرفت و هم تحسین منتقدان و روشنفکران را برانگیخت.
پس از انقلاب، فعالیت تقوایی کمرنگتر شد، اما به خلق آثاری درخشان ادامه داد. «ناخدا خورشید» (۱۳۶۵) که اقتباسی هوشمندانه و بومیشده از «داشتن و نداشتن» همینگوی است، جایزهی پلنگ برنزی جشنواره لوکارنو را برای او به ارمغان آورد و به گمان بسیاری، برترین اقتباس تاریخ سینمای ایران است.
«ای ایران» (۱۳۶۸) و «کاغذ بیخط» (۱۳۸۰) دیگر آثار او در این دوران هستند. تقوایی داستاننویس هم بود چند فیلمنامه و داستان نیز، در کارنامه دارد.
زندهیاد ناصر تقوایی در ۲۲ مهرماه ۱۴۰۴ چشم از جهان فرو بست.
🌺@SELMULY چکامـه
الا ای آهوی وحشی کجایی
#فرامرز_اصلانی
بر خلاف اکثر خوانندگان که به سراغ غزلیات حافظ میروند، اصلانی در نخستین آلبوم خود به غزلیات رجوع نکرد و مثنوی «الا ای آهوی وحشی» را برگزید. گذشته از زیبایی صدای خواننده که در زمان انتشار آلبوم جلب توجه کرد و البته همراهی گیتار، دقت خاص اصلانی در وزن این شعر و به قول خود او «کوبش» آن بود که باعث شد یکی از ترانههای ماندگار نیم قرن اخیر در موسیقی ایرانی متولد شود.
🌺@SELMULY چکامـه
°
🗣️ در روایتی از روزگار چگوارا آمده است که ؛ او در پناهگاهی، با همکاری یک چوپان خبرچین دستگیر شد. زمانی که حقیقت آشکار گردید، یکی از همراهان از چوپان پرسید: چگونه دست به چنین کاری زدی، در حالیکه او برای آزادی مردم تو میجنگید❓
🐏 چوپان با سادگیِ تلخی پاسخ داد:
«او میجنگید، اما جنگهایش گوسفندان مرا میترساند…»
در این جمله کوتاه، شکافی عمیق میان آرمانهای بزرگ و ادراک زیستهی انسان عادی نمایان میشود؛ جایی که تاریخ با دردهای روزمره تلاقی میکند و حقیقت در سطح تجربه فردی فرو میریزد.
در روایتی دیگر، پس از مقاومت محمدکریم در برابر نیروهای فرانسوی در مصر و شکست او، حکم اعدامش صادر شد. ناپلئون او را فراخواند و گفت:
«برایم دشوار است کسی را اعدام کنم که برای آزادی سرزمینش جنگیده است. اما برای جبران خون سربازانم، ده هزار سکه طلا غرامت میخواهم.»
🪙 محمدکریم پاسخ داد:
«اکنون این مقدار را در اختیار ندارم، اما از تاجران صد هزار سکه طلب میکنم و برای فراهم کردن آن خواهم رفت.»
⛓️او روزها در بازارها، با زنجیر، میان مردم گردانده شد؛ اما تاجران یا بیاعتنا بودند یا طلبکار. برخی حتی گفتند که جنگهای او اقتصاد را مختل کرده است. پس از ناکامی در جمعآوری پول، بازگشت و خود را تسلیم کرد.
ناپلئون در پایان به او گفت:
«اکنون چارهای جز اعدام تو ندارم؛ نه بهخاطر سربازانم، بلکه به این دلیل که برای مردمی جنگیدی که ارزش پول را بر آزادی خود مقدم میدانند.»
این روایتها، در امتداد خود، به یک حقیقت تلخ انسانی اشاره میکنند؛ حقیقتی که محمد رشید آن را چنین بیان میکند:
«آدم دانا اگر برای جامعهای نادان مجاهدت کند، همچون کسی است که خود را آتش میزند تا برای نابینا روشنایی فراهم کند.»
و در نهایت، این اندیشه با روایت سقراط در پایان زندگیاش همنوا میشود؛ جایی که ویل دورانت نقل میکند:
«بدا به حال کسی که بخواهد جامعهای را پیش از آنکه زمان بیداریاش رسیده باشد، بیدار کند.»
در نهایت، مسئله نه جنگیدن است و نه فداکاری؛ مسئله «آمادگیِ فهم» است. گاهی تاریخ، پیش از آنکه قهرمانش را قضاوت کند، جامعهاش را افشا میکند.
🌺@SELMULY چکامـه
°
🔰بریتانیا رسماً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرد.
.........................................
خاک و چووووک
چه جسارتاااااا....!!!
🌺@SELMULY چکامـه