9611
﷽ 📚📚کتابخانه ای همراه؛ همراه با شما تا هنر زندگی🌹🌹 خرید کتاب: ⬇️⬇️⬇️⬇️ www.sayehsokhan.com 📚ثبت سفارش مستقیم کتاب در دایرکت اینستاگرام: 👇👇👇👇 https://b2n.ir/s05391 آدرس: خ 12فروردین، کوچه بهشت آیین، پ 19 همکف تلفن:66496410
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این دیالوگ، تجربهی انسان در مواجهه با شتاب و فشار زندگی را به تصویر میکشد. دنیا با سرعت زیاد حرکت میکند و هر کس ناگزیر است با چالشها، سرگیجه و احساس تنهایی روبهرو شود؛ احساساتی که در دل این حرکت شتابزده گاهی نادیده گرفته میشوند.
پاسخ «تحمل و سکوت» نه کنایه از انفعال، بلکه دعوتی به صبر و پذیرش واقعیتهای غیرقابل کنترل است. گاهی بهترین راه برای حفظ تعادل و آرامش، نشستن و تماشای جریان زندگی با ذهنی آگاه و قلبی صبور است، بدون اینکه بخواهیم همه چیز را فوراً تغییر دهیم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
👌 کتاب سی روز با توانمندیهای منش از #جین_اس_اندرسون با ترجمهی روان خانم #دکتر_زهره_قربانی یک برنامهی عملی و روزبهروز برای فعالکردن توانمندیهای منش (بر پایهی روانشناسی مثبتگرا) ارائه میدهد.
اینجا #ده_نکتهی_طلایی و کاملاً کاربردی از محتوای کتاب تقدیم میشود:
۱. «توانمندیهای منش، قابل تمریناند نه صرفاً قابل شناخت»
کتاب تأکید میکند دانستن نقاط قوت کافی نیست؛ هر توانمندی فقط زمانی زنده میشود که آگاهانه تمرین شود، حتی در موقعیتهای کوچک روزمره.
۲. «تمرکز روی رشد، نه اصلاح ضعف»
بهجای صرف انرژی برای رفع ضعفها، اگر توانمندیهای اصلیات را تقویت کنی، بسیاری از ضعفها خودبهخود کمرنگ میشوند.
۳. «هر روز، فقط یک تمرین کوچک اما متعهدانه»
قدرت کتاب در سادگی است:
تمرینهای کوتاه روزانه (۵ تا ۱۵ دقیقه) اما پیوسته، نه برنامههای سنگین و رهاشونده.
۴. «آگاهی لحظهای، پیشنیاز شکوفایی منش»
کتاب مدام ما را به این پرسش برمیگرداند:
الان کدام توانمندی منش میتواند بهترین پاسخ باشد؟
این یعنی زندگی آگاهانه، نه واکنشی.
۵. «توانمندیها در رابطه شکوفا میشوند»
بسیاری از تمرینها بینفردیاند:
قدردانی، مهربانی، انصاف و شجاعت اخلاقی وقتی معنا پیدا میکنند که در تعامل با دیگران به کار گرفته شوند.
۶. «نوشتن، ابزار فعالسازی درونی است»
نوشتن تأملات روزانه، فقط ثبت تجربه نیست؛
بهنوعی بازنویسی ذهن و تقویت مسیرهای مثبت مغز است.
۷. «هیجان مثبت، نتیجهی استفاده از توانمندیهاست»
شادکامی در این کتاب «هدف مستقیم» نیست؛
بلکه محصول جانبیِ زیستن بر اساس توانمندیهای منش است.
۸. «تعادل بین افراط و تفریط»
حتی نقاط قوت اگر بیجا استفاده شوند، میتوانند آسیبزا باشند (مثلاً شجاعت بدون خرد).
کتاب به کاربرد متعادل و موقعیتمحور توانمندیها توجه دارد.
۹. «خودشفقتی، زیربنای رشد پایدار»
تمرینها بر این اصل استوارند که:
رشد واقعی از قضاوت کمتر و پذیرش بیشتر خود آغاز میشود، نه از سرزنش.
۱۰. «۳۰ روز فقط شروع مسیر است»
پیام نهایی کتاب:
این برنامه یک جرقه است؛ اگر حتی ۲ یا ۳ توانمندی را به عادت زندگی تبدیل کنی، تغییرات عمیق و ماندگار شکل میگیرد.
➖➖➖➖
اگر نکتههای بالا رو دوست داشتی؟
پیشنهاد میکنم
🎁 لذت مطالعهی این کتاب رو به خودت هدیه بدی
🆔 @Sayehsokhan
🌿 یاران همیشه همراهِ سایه سخن 🌿
در روزهایی که
ذهنها خستهتر از همیشهاند
و دلها زودتر میشکنند.
در روزهایی که فشار سهمگین گرانی بیداد میکند و همه چیز به حال خود رها شده!
شاید مهمترین پرسش این نباشد که
«چه چیزی به دست میآورم؟»
یا
«چه چیزی را از دست دادهام؟»
بلکه این باشد:
«من امروز میخواهم چگونه انسانی باشم؟»
اینکه
چگونه با خودم و مهمتر از آن چگونه با دیگران رفتار کنم
و بعبارتی سهم من چیست و چه مسئولیتی متوجه من است؟!
📌 روانشناسیِ رابطهمحور به ما یادآوری میکند:
کیفیتِ زندگی،
بیش از آنکه به شرایط بیرونی وابسته باشد،
به کیفیتِ رابطههای ما گره خورده است.
کارل راجرز میگوید:
«وقتی کسی واقعاً شنیده میشود،
شروع به تغییر میکند.»
👌 وقتی شنیدن را بر قضاوت ترجیح میدهیم،
وقتی مسئولیتِ حالِ خودمان را میپذیریم
و آن را به گردنِ دیگری نمیاندازیم،
در حال ساختنِ زندگیِ بهتر هستیم؛
حتی اگر جهانِ بیرون
هنوز آشفته و ناآرام باشد.
لازم نیست حالِ ما عالی باشد
تا درست رفتار کنیم.
گاهی
رفتارِ درست،
حالِ ما را بهتر میکند.
🈺 حالا که رها شدهایم لطفا بیائید حداقل خودمان هوای همدیگر را داشته باشیم!
از طرف خانوادهی سایه سخن
برای شما
روابطی امن،
دلهایی مسئول،
و #انتخابهایی_انسانی
آرزو داریم 🤍
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
شاد بودن به این معنا نیست که همه چیز در زندگی بینقص و عالی است. زندگی همیشه پر از چالشها، کمبودها و ناامیدیهاست و انتظار اینکه همه چیز همیشه خوب باشد، ما را از تجربه واقعی شادی محروم میکند.
شاد بودن یعنی تصمیم گرفتن برای دیدن فراتر از نقصها و مشکلات، یعنی تمرکز روی چیزهایی که هست و میتوان از آنها لذت برد. این نوع شادی، انتخابی آگاهانه است که به ما قدرت میدهد زندگی را با امید و آرامش تجربه کنیم.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
مستی و شراب در شعر حافظ و در ادبیات فارسی
به دوگونه تعبیر شده است. اصالت با کدام است؟
ادبیات فارسی یک واحد مشخّص نیست که من به طور قطعی بتوانم حکم کنم. در شعر حافظ مواردی از استعمال شراب هست که شما به هیچ عنوان نمیتوانید تفسیر غیرالهی کنید مثلِ:
«ساکنان حرمِ سِتر و عفافِ ملکوت/ با منِ راهنشین بادهٔ مستانه زدند» ؛
اما مواردی هم هست که من هیچ اصراری ندارم تفسیر عرفانیاش کنید:
«دو یارِ زیرک و از بادهٔ کهن دو منی/ فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی».
جاهایی که بافت عرفانی دارد اگر تفسیر غیر الهی بکنید خلاف عدل و مروت است. اما در ادبیات فارسی به طور مطلق نظر دادن بیخبری محض است.
ممکن است شاعری را با توجه به قرائن تاریخی و شرایط زندگی فردی و اجتماعی و اطلاعات درون شعریاش بتوانید در موردش قضاوت کنید که مثلاً شراب در زبان منوچهری همان «ام الخبائث» و «نبید» است یا مثلاً سنایی را در نظر بگیرید. او شاعری است که شخصیت دوگانهای دارد.
پنجاه درصد از استعمالات خمر در دیوان او به همان معنی آب انگور است؛ میدانید سنایی شخصیت دگرگونیافتهای دارد.
اصولاً یکی از شگفتیهای ادب فارسی و تاریخ تصوف و اسلام است. بخشی از زندگی سنایی یک زندگی عادی و غیرعرفانی بوده که در آن دوره مسلماً آلودگی به خمریات داشته است،
خمریات از نوعی که منوچهری و رودکی توصیفش میکنند. اما زندگی سنایی یک برش تاریخی دیگر هم دارد که بُعد روحانی و معنوی اوست.
اسناد زندگی حافظ و متن دیوان او نشان میدهد که چنین تعدد شخصیتی در وی نیز بوده است. حافظ یک لحظههای ناب الهی دارد که شما به هیچ وسیلهای نمیتوانید آنها را به ساحت مادی ارتباط دهید. اما چنین هم نیست که شما از حافظ یک موجود صددرصد قدسی الهی بتوانید بسازید.
یک سری اسناد تاریخی هست که نشان میدهد کسانی که حافظ با آنها دمخور بوده موجودات سالمی نبودهاند. بنابراین، من اصراری ندارم بر اینکه همهٔ اشعار حافظ را تفسیر عرفانی کنید. البته از این نکته غافل نباشید که سِتِ عرفان در درون شعر حافظ مهمترین سِت است. اما این به آن معنا نیست که کاری را که بعضی شارحان کردهاند بکنید و مثلاً بگویید منظور از «دور شاه شجاع» مرحلهٔ تجلّی ذات قدسیهٔ الهی است. نه چنین چیزی نیست. نباید خود را گول زد و از حقایق تاریخی فرار کرد.
این کیمیای هستی - محمدرضا شفیعی کدکنی
🆔 @Sayehsokhan
🌿 یاران همیشه همراهِ سایه سخن 🌿
این روزها
بیش از هر وقت دیگر
به خودمان یادآوری میکنیم که
زندگی همیشه راهِ هموار نمیرود
و عدالت، همیشه در دسترس نیست.
روزهایی هست
که بارِ نگرانی آنقدر سنگین میشود
که فقط دوام آوردن
خودش یک پیروزی است.
و این، دستاورد کوچکی نیست.
📌 اما حقیقتی آرام و عمیق وجود دارد:
ما همیشه قادر نیستیم
شرایط را تغییر دهیم،
اما میتوانیم
شیوهی بودنِ خودمان را
آگاهانه #انتخاب کنیم.
#ویکتور_فرانکل،
روانپزشک و معنادرمانگر بزرگ، میگوید:
«میتوان همهچیز را از انسان گرفت،
جز یک چیز:
آزادیِ انتخابِ نگرش
در برابر هر شرایطی.»
ما میتوانیم اجازه بدهیم
سختیها ما را تلختر کنند،
یا آگاهانه تصمیم بگیریم
انسانیتر بمانیم.
👌 انسانبودن یعنی:
در روزهای کمجان،
هنوز گوش شنوایی باشیم؛
در دلِ خستگی،
مهربانی را زمین نگذاریم؛
و وقتی امید کمرنگ میشود،
خودمان چراغی کوچک باشیم.
قرار نیست قهرمان باشیم؛
کافیست
بیتفاوت نشویم.
از طرف خانوادهی سایه سخن
برای شما
توانِ ادامه دادن،
و انتخابهایی که
ما را سرِپا نگه میدارند
آرزو میکنیم 🤍
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این نگاه، شب را از زمان خستگی و فرار به فرصتی برای مکث و بازنگری اخلاقی تبدیل میکند. نویسنده یادآوری میکند که بهتر شدن جهان الزاماً به کارهای بزرگ و قهرمانانه نیاز ندارد؛ بلکه از توجههای کوچک، نیتهای صادقانه و مهربانیهای ساده آغاز میشود.
پیام اصلی این است که عشق و شفقت همیشه در دسترساند و بهانهی «نمیشود» چندان پذیرفتنی نیست. حتی قدمهای کوچک و بهموقع میتوانند پیوندها را ترمیم کنند و احساس معنا را هم در ما و هم در جهان اطرافمان زنده نگه دارند.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
چقدر زیبا
خواندن سرود مادر من در یک فروشگاه لباس
🆔 @Sayehsokhan
🌿 یاران همیشه همراهِ سایه سخن 🌿
امروز، آغازِ #زمستان است…
فصلی که طبیعت در آن به ما یادآوری میکند
بقا همیشه در «شرایط ایدهآل» اتفاق نمیافتد؛
بلکه در توانِ سازگار شدن رخ میدهد.
زمستان میگوید:
همهچیز در اختیار ما نیست،
اما نوع واکنشِ ما همیشه #انتخابِ ماست.
میتوانیم در سرما منجمد شویم
یا یاد بگیریم چگونه گرمای درونمان را حفظ کنیم.
👌 "تابآوری" یعنی:
در دلِ فشارها،
هنوز برای #معنا، #رابطه و #امید جا باز کنیم.
یعنی بهجای جنگیدن با واقعیت،
#مسئولانه تصمیم بگیریم
چه چیزهایی را میتوانیم کنترل کنیم:
نگاهمان، رفتارمان، و سهممان از مهربانی و شفقتورزیدن به دیگری!
#زمستان، فصلِ کمنورتر شدن است
اما نه خاموشی.
ریشهها در همین روزها قویتر میشوند،
حتی اگر دیده نشوند.
بیایید این فصل را
با #انتخابهای کوچک اما آگاهانه آغاز کنیم؛
🈺 #انتخابِ ارتباط بهجای انزوا،
🈺 معنا بهجای ناامیدی، و
🈺 امیدی که نه هیجانی،
بلکه عمیق و ماندگار است.
از طرف خانوادهی سایه سخن
آغازی صبورانه برای زمستان،
و دلهایی که بلدند
در سختیها هم رشد کنند،
برای شما آرزو میکنیم 🤍❄️
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
این متن، قدرت ارتباط انسانی و احساس «با هم بودن» را به شکلی عمیق نشان میدهد. گاهی ارزش واقعی یک تجربه، در نتیجه یا دستاورد آن نیست، بلکه در همان حس همدلی، همراهی و نزدیکی یافت میشود؛ حتی اگر هیچ چیز مادی به دست نیاید.
تنهایی شدید، تجربهای است که فقط کسانی که آن را چشیدهاند میفهمند. به همین دلیل، حس امنیت و آرامشی که حضور کسی دیگر، حتی در مواجهه با عدم قطعیت، به انسان میدهد، غیرقابل معاوضه است.
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
🌹 یاران همیشه همراهِ سایه سخن 🌹
امشب، شب یلداست…
بلندترین شب سال، در روزهایی که کوتاهترین نفسها را میکشیم.
میدانیم حالِ خیلیهامان خوب نیست؛
گرانیهای افسارگسیخته، فشارِ زندگی، دلنگرانیِ فردا و خستگیِ امروز…
همه هست، انکارش فایدهای ندارد.
اما یلدا فقط آجیل و میوه و سفرهی رنگین نیست.
یلدا یعنی دوام آوردن.
یعنی با همهی سختیها، هنوز کنار هم ماندن.
یعنی باور کنیم این شب هرچقدر هم طولانی باشد، صبحی دارد.
اگر امسال نتوانستید مثل گذشتهها یلدا را برگزار کنید،
اگر سفرهتان کوچکتر شده یا حتی بیسفرهاید،
ارزش شما کم نشده…
شرافت، مهربانی، شفقت و انسانبودن، به قیمتها گره نخورده است.
بیایید در این شب،
بهجای دلسرد شدن، دست به کاری بزنیم که ما را سرِپا نگه دارد؛
به گفتوگویی گرم،
به مهربانیای کوچک،
به امیدی هرچند نحیف اما زنده.
صبور باشید عزیزان…
این روزهای طاقتفرسا هم میگذرند
و شادی و آرامش، دوباره راهِ خانهها و شهرهایمان را پیدا خواهد کرد.
از طرف خانوادهی سایه سخن
شب یلدایی آرام، انسانی و امیدوار برایتان آرزو میکنیم 🌙❤️
امیدواریم این یلدا، حتی اگر ساده و بیسروصداست،
دلها رو کمی به هم نزدیکتر کنه و
برای همهمون طاقتِ ادامه دادن بیاره.🌱
👌 عزیزان همراه "یلداتون مبارک باشه"
🆔 @Sayehsokhan
#از_شما
🟢مدرسه و فروپاشی ایران؛
تجربه شش سال معلمی
✍نوید کلهرودی
من پس از تجربه شش سال معلمی میتوانم به صراحت بگویم در هیچ جایی از کشور به اندازه مدرسه نمیتوانیم فروپاشی ایران را مشاهده کنیم. من از مدارس غیرانتفاعی با وضعیت مالی خوب خانوادهها و از مناطق غیرمحروم حرف میزنم. بچههایی که هرگز در زندگی غم نان نداشتهاند. تجربهای از نیاوران گرفته تا پاکدشت تا ورامین.
در این تجربه چند ساله بیش از هر چیز متوجه نکات زیر شدهام:
۱. بیعلاقگی کامل به مدرسه و تمامی دروس آن
۲. ضدیت یا داشتن مساله جدی با مفاهیم مذهبی و کتب دینی و تحقیر کردن معلمان پرورشی و دینی و بهطور کلی معلمانی که مدافع سیستم هستند
۳. سردرگمی نوجوانان در مورد مسائل مختلف و آلودهشدن ذهنشان به انواع اطلاعات غلط در باب مسائل مختلف مذهبی، تاریخی و جنسی که در کمترین حالتش باعث استرس و اضطراب آنها میشود.
۴. بیمیلی به کنکور و ادامه تحصیل در دانشگاه و استرس بیپولی.
۵. پذیرش اجباری رفتن به دانشگاه نه به دلیل کسب علم و مهارت بلکه به دلایل دیگر مثل داشتن مدرک به وقت ازدواج، سفارش شدن برای استخدام، ترس از پدر و مادر و یا سربازی یا پیدا کردن دوستان دختر و پسر.
۶. عملکرد مفتضحانه در خواندن روان فارسی و داشتن بینهایت غلط املایی و ناتوانی در نوشتن یک متن ساده.
۷. بیمیلی به حفظیات محوری و تاکید سیستم بر آن که باعث فقدان هیچگونه توان برای فکر کردن، اظهار نظر و داشتن فکر خلاق و نقاد در بچهها شده.
۸. جذبشدن ضعیفترین نیروها به آموزش و پرورش به عنوان معلم و در نتیجه ضعف این معلمان در کلاسداری، نداشتن حداقلی از سواد برای تدریس و در نتیجه بیسوادی مفرط معلم و دانش آموز با هم.
۹. مرگ کامل مدرسه در ایران و تبدیل شدن آن به یک چاردیواری که بچه را چند ساعتی در خودش نگهدارد و معلم و بچه فقط زنگی را به پایان برسانند.
۱۰. چالش وجود معلمان با سابقه با ذهن قدیمی و کهنه که نه مهارت کار با تکنولوژی دارند نه جهان نسل جدید را درک میکنند و تنش میان آنها و بچهها.
۱۱. بیادبی، طلبکاری، نداشتن کوچکترین اخلاقیات مثل سلام کردن به معلم، فحاشی یا بلد نبودن کوچکترین آداب معاشرت که تا مستقیم تجربه نکنید متوجه عمق آن نخواهید شد.
۱۲. اعتیاد به سیگار و گل و مشروب.
۱۳. داشتن روابط جنسی از سنین بسیار پایین بدون هیچ نوع محافظت.
۱۴. فقدان هر نوع دانش و سواد در مورد علم، ادبیات یا هنر و اطلاعات عمومی.
۱۵. اعتیاد مطلق به تلفن همراه.
۱۶. نداشتن روحیه مباحثه و نپذیرفتن هر سخنی البته به شکل احساسی و بدون استدلال.
در آینده فاجعه اجتماعی در راه است!/
سازمان معلمان ایران
🆔 @Sayehsokhan
✍ سلام! صبح زیباتون بخیر و نیکویی!
لحظات ناخوشایند در رابطهها نشانهی شکست یا ناتوانی ما نیستند؛ بلکه بخشی جداییناپذیر از انسانیبودناند. وقتی میپذیریم که ناراحتی، سوءتفاهم و دلخوری گاهی اجتنابناپذیر است، فشار کمتری به خود و رابطه وارد میکنیم و واقعبینانهتر واکنش نشان میدهیم.
یادآوری اینکه همهی ما در تعاملهای اجتماعی خطا میکنیم، کمک میکند اشتباهات کوچک را بزرگ نکنیم. بهجای سرزنش خود، میتوانیم این لحظات را فرصتی برای یادگیری و ترمیم بدانیم؛ نه دلیلی برای تضعیف عزتنفس یا تخریب رابطه
امروزتان سرشار از عشق و برکت 💐
🆔 @Sayehsokhan
از نظر شما قویتزین عضو خانواده کیه؟
🆔 @Sayehsokhan
در اروپا، مثلاً فرانسه و انگلیس یا روسیه، هر چیزی جای خود دارد. شاگرد، فیزیک، شیمی، ریاضی را میخواند، علوم تجاری و ادبیات هم میخواند. یعنی هیچ بچّهی فرانسوی از دبیرستان خارج نمیشود مگر اینکه راسین خوانده باشد، کورنی خوانده باشد، مولیر خوانده باشد، یک مقداری جلوتر ویکتور هوگو را خوانده باشد و... باید خیلی دقیق هم این نمونهها را بخواند و بعدها هر یک را که دوست داشت، ادامه بدهد،
ولی در ایران کدام بچّه را میبینید که چهار خط «گلستان» یا «کلیله و دمنه» یا «بیهقی» یا «شاهنامه» را درست به او چشانده باشند؟ اصلاً مطرح نیست، در زمان ما هنوز بود. در همان فرائدُالْاَدَب یا کتابهایی که مرحوم مرآت در زمان وزارتِ خود درست کرد؛ این گزیدههای فارسی، ما آنها را با علاقه میخواندیم و برای ما حالت تقدّس داشت.
یادم میآید وقتی در سال اوّلِ متوسّطه با نام فرّخی سیستانی برخورد کردم گویی یک کشفِ شورانگیزِ تازه بود که ما را از شعاعِ سعدی و حافظ خارج میکرد و با کسان دیگری آشنا مینمود و برایمان تازگی داشت. با چه ذوقی منتخب مسعود سعدِ رشید یاسمی را میخواندیم، برای اینکه هنوز این رشتهی ارتباط با گذشته قطع نشده بود و مسائل قدری جدّی گرفته میشدند و هنوز واقعاً شرفِ کار محفوظ بود. در عرض این چهل_پنجاه سال آنقدر همه چیز دست مالی شده که دیگر اعتباری برای کارها باقی نمانده است، جوانان ذهنشان به سمت عبارات عمودی رفته.
آخر ذوق، مسیر و کانال دارد، وقتی با این چیزها پرورده شد و به آنها عادت کرد، چون ناصر خسرو به او بدهیم شکنجه میشود، به قدری کهنه و مُندرس به نظرش میآید که اصلاً نمیتواند به آن اعتنا کند. تا یک چیزی کج و کوله نباشد و تا فعل و فاعل جا به جا نشده باشد به دهانش مزّه نمیکند!
#باران_نه_رگبار
💎 دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
🆔 @sarv_e_sokhangoo
🆔 @Sayehsokhan
🎙 پادکست رادیو مرز
قسمت هشتاد و چهار: مبتلا به دیابت
روایت فاصلهای که بین فرد مبتلا به دیابت و دیگران وجود دارد.
______
اسپانسر: سیناژن
موسیقی تیتراژ: گروه کلی
موسیقی متن: Before the Loss - Nathan Moore
______
@radiomarz
🆔 @Sayehsokhan
⁉️چهچیزی بهشما زندگی میبخشد؟
✍همهچیز! هر آنچه من نیست و مرا روشن میکند. تمام آنچیزهایی که نمیدانم و منتظرشان هستم. انتظار هیچچیز را غیر از آنچه غیرمنتظره است نکشیدن. این دانش من از دوردست میآید. دانشی که دانش نیست، بلکه یک اعتماد است، زمزمه است و ترانه. این دانش را از تنها استادی که داشتهام فراگرفتهام، از یک درخت. از تمامی درختان در شبِ ذوقزده. آنطور که آنها هر لحظه را طالعی سعد میانگارند، خود به من آموزش میدهد. تلخی باران، جنون خورشید، همهچیز آنها را سیراب میکند. دغدغهای ندارند و خصوصا دغدغهی معنا را. با انتظاری نورانی و لرزان، انتظار میکشند، تا بینهایت...
#کریستین_بوبن
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم
امروز را متفاوت ببینم و با شور و شوق منتظر رویدادهای شگفتانگیز آن بمانم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
«تو ای پری کجایی»
خواننده: #مهدیا_علیزاده
آهنگ: #همایون_خرم
شعر: #هوشنگ_ابتهاج
تنظیم برای ارکستر: دکتر #محمدعلی_فلاحی
شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانهای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی
از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی
🆔 @Sayehsokhan
#زندگی
داستانِ کوتاهِ زندگی:
آمدن، دیدن، شنیدن، خواندن، رقصیدن، عشق ورزیدن، پا به پای شادمانیها دویدن، کارکردن، آرمیدن و رفتن.
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم :
به جای اینکه دیگران را راضی و خشنود کنم، کاری را که
به صلاح خودم باشد، انجام دهم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
🎧 اپیزود نوزدهم پادکست «مدرسهی شادمانی» منتشر شد!
اپیزود پنجم از فصل سوم | دربارهٔ شکست عاطفی
این قسمت درباره دلکندن بعد از جدایی است، همان دورهای که ذهن مُدام صحنهها رو مرور میکنه، ولع "فقط یک پیام" سراغت میآد و آرمانیسازی رابطه نمیگذاره واقعیت رو ببینی.
توی این اپیزود از سه حلقهای که ما رو گیر میاندازن میگیم، آرمانیسازی، نشخوار ذهنی و چسبندگی رفتاری. بعد سراغ ابزارهای عملی میریم، قرارداد بیتماس هفتروزه، مرزبندی دیجیتال، پنجرهی نگرانی، کارت واقعیت مهربان و فهرست رابطه و زندگی برای دیدن الگوهایی که اغلب پنهان میمونن.
📲 این قسمت با حمایت اپلیکیشن «آرامیا» ضبط شده، اپلیکیشنی برای مدیتیشن و ذهنآگاهی که تمرینهاش مخصوص همون وقتهاییه که موج فکرها نمیگذاره آروم بگیری. لینک و کد تخفیف ۲۵٪ برای اشتراک سالانهش رو اینجا میگذارم.
https://aramia.me/qNyBL
📌کد تخفیف: happiness
🎙 اپیزود رو گوش بده، و اگه فکر میکنی برای کسی مفیده، براش بفرست.
Spotify | Castbox | Apple Podcasts
🎧 لینک اپیزود نوزدهم در اپلیکیشن کستباکس:
https://castbox.fm/vb/876273455
✅ Channel: @school_of_happiness
اکنون ما پذیرفتهایم که زمین و آسمان همواره در حال تغییر است، اما ثابت شده که در درک خودمان همواره یکدندهایم. ما پیر میشویم و استخوانهایمان خشک و موهایمان خاکستری میشود؛ اما جوهر وجودیمان همانطور میماند. طی قرون متمادی، جایگاه این جوهرۀ وجودی تغییر کرده است. متکلمان این جوهره را در روح ابدی انسان جای دادهاند، در حالی که فلاسفۀ مادیگراتر، بر شخصیت و فضایل ذاتی تمرکز داشتهاند. در عصر مدرن، جوهرۀ وجودی انسان کاملاَ بیولوژیکی شده، یعنی در ژنهایمان جای گرفته و در کالبدمان کدگذاری شده است.
📚 #کتاب:
#مبارزه_ای_برای_مهربانی
✍️ اثر: #دکتر_جمیل_زکی
👌 ترجمه: #محمدحامد_فتاحیان
📖 صفحه: ۳۸
📇 انتشارات: #سایه_سخن
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
در اولین روز زمستانی تا میتوانم
سرزنده، بازیگوش و شاد زندگی کنم.
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
شب یلدا
خواننده: بهار فردوسی
شد شبِ یلدا دل و پرنور کُن!
بند و بساطِ خوشی رو جور کن!
امشبو حرفی نزن از شِکوهها!
امشبو از غصه، دل و دور کن!
الهی که زندگی شیرین باشه!
الهی که سفرهها رنگین باشه!
یلدا شب عاشقی و شادیه؛
نبینم امشب کسی غمگین باشه!
ای شبِ یلدا دلمو شاد کن!
خونهی این مردمو آباد کن!
مژدهی روزهای خوش و خنده باش!
از قفسِ غم، دلو آزاد کن!
ما که همه هستیِ خود باختیم،
با کم و بیشِ زندگی ساختیم،
اینهمهزنجیر که بر پای ماست،
ما همه با دستِ خود انداختیم.
طایفهی شبزدگانیم ما؛
از همهجا بیخبرانیم ما؛
کور و کر و لالیم و سرسپرده،
هرچه که خواهند، همانیم ما!
🆔 @Sayehsokhan
👈جشن شب یلدا پیشینهای بسیار دیرینه دارد
💐💐
📗جشن و آیین شب یلدا پیشینهای بسیار دیرینه دارد. هرچند در روزگاران نوتر در تاریخ ایران این جشن به جشنی مردمی، دگرگونی یافته است. مانند جشنهای بزرگ فراگیر، جشنی رسمی شمرده نمیشده است. جشنهایی مانند نوروز، مهرگان، سده، بهمنگان کارکردی مردمی داشته است.
از این دید میتوان آن را با جشن چهارشنبهسوری بسنجیم، اما این جشن، جشنی است که از دید روانشناختی، از دید ویژگیهایی که در آن مییابیم، با نوروز سنجیدنی است. مانند جشن و آیین نوروز، خوانی ویژه را ایرانیان در این جشن میگسترند. آنچه بر این خوان مینهند، مانند ٧ نماد جشن نوروزی کارکرد و ارزش آیینی و نمادشناختی دارد. در پیوند است با خورشید، زیرا که جشن و آیین یلدا از نگاهی فراق میتوانیم گفت جشن و بزرگداشت مهر یا خورشید است.
از سوی دیگر، این جشن بازمیگردد به دینآوری به نام مهر یا میترا که در روزگار اشکانی سر برآورد و روزگاری آیین آن در ایران گسترش یافت. به شیوهای شگفت به جهانشاهی رم راه برد. آیین فراگیر و همگانی رومیان شد بهگونهای که بزرگترین هماورد آیین ترسایی، آیین مهرپرستی بود.
✍دکتر میر جلال الدین کزازی
🍃🍃
/channel/bookstoreARA
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم :
به هنگام نیاز از دیگران کمک بخواهم و به آنها نیز کمک کنم
🌷🆔 @Sayehsokhan🌷
شب یلدا
سکانسی از فیلم شب یلدا ساختهی
#کیومرث_پوراحمد
🆔 @Sayehsokhan
محمل گفتار/محمد دهدشتی
🔹تلنگری به اندیشه
▪️چرا بدن زن همیشه بیش از بدن مرد میدان نزاع اخلاقی بوده است؟*
اگر تاریخ ادیان، فلسفه، هنر و سینما را مرور کنیم، به یک الگوی تکرارشونده میرسیم:
بدن زن همواره بیش از بدن مرد محل کنترل، قضاوت و نزاع اخلاقی بوده است.
این مسئله نه تصادفی است و نه صرفن زیباشناختی؛ بلکه ریشه در ساختارهای عمیق قدرت مردانه در گذشته و حال جهان دارد.
◀️در اغلب سنتهای فکری، زن به بدن و مرد به عقل یا قانون نسبت داده شده است. نتیجهی این تقسیمبندی آن بوده که کنترل بدن زن هویتی دوگانه داشته باشد:
●الف: بدن زن بهمثابه کنترل نظم اجتماعی تلقی شده، و از خانواده و تولید مثل گرفته تا اخلاق عمومی و هویتجمعی باید پوشانده و در صورت سرکشی تنبیه شود
□در سنت یهودی، بدن زن محترم است، اما بهشدت قانونمند؛ چون حامل تداوم نسل و شریعت است.
□در مسیحیت، بدن زن اغلب با وسوسه و سقوط پیوند میخورد؛ «حوا» هنوز سایه میاندازد و نمایش بدن زن با احساس گناه همراه میشود.
□در جوامع اسلامی، بدن زن حریم است و باید پنهان شود. اما نه همیشه از سر احترام، بلکه گاهی برای حذف تجربهی زنانه از فضای عمومی.
●ب: در سینما و هنر مدرن، این نزاع شکل تازهای میگیرد: بدن زن به نام «آزادی» نمایش داده میشود، اما اغلب همچنان در خدمت نگاه دیگری است؛ نگاه مردانه، بازاری، یا ایدئولوژیکی.
◀️ ورای همه آنچه گفته شد:
مسئله این است که آیا زن صاحب بدن خویش است، یا بدنش میدان جدال دیگران؟، و زنان باید درباره بدن خویش بگویند یا دیگران؟
* با دستیاری هوشمصنوعی
#بدن_زن_چالشها
#محمل_گفتار
#محمد_دهدشتی
۲۷/آذر/۱۴۰۴
@mgmahmel
🆔 @Sayehsokhan
در ⏰ #قرارملاقات با خودم #امروز_تصمیم_دارم:
در طول روز آن قدر خوبیهایم در برابر دیگران را تشخیص دهم که از شدت این قدرشناسی صادقانه، متحیر شوم.
🌷 @Sayehsokhan 🌷