-
گرداننده درگاه : سیروس حامی @Cyrus_Hami
🍃
📝 کوچ آریاییان،
از مفاهیم مندرآوردی دوران استعمار
✍️ دکتر #آزاده_احسانی
چندی پیش درگیر پژوهشی دربارۀ مساله کوچ یا بهتر بگویم کوچهای آریاییان به فلات ایران بودم، و در دمادم همین پژوهشها بود که با پدیدۀ کم و بیش نوینی که تازگیها در میان دانشمندان هندی باب شده است، آشنا شدم.
امروزه بسیارند پژوهشگران نوگرای هندی که دیگر سخنان سدههای پیشین درباره کوچ آریاییان، برایشان پذیرفتنی نیست؛ و اینک به نظریه «آریاییان بومی» گرایش پیدا کردهاند. (آریاییان بومی هندوستان)
آنان بر این باورند که تاریخنگاری چند سده پیش در خاور (:شرق)، پرداختۀ دوران استعمار بوده و با هدفهای ویژۀ سیاسی-اقتصادی انجام یافته است، و آن تاریخنگاریها امروزه دیگر مستند نیست.
در این میان، پس از پرس و جو از استادم دکتر ریچارد فولتز در بخش ایرانشناسی دانشکده دین (religion) دانشگاه کنکوردیای مونترال کانادا، با نوشتههای یکی از استادان هندپژوه در دانشگاه راتجرز نیوجرسی، با نام ادوین بریانت آشنا شدم و از راه رایانامه با ایشان پیوند یافته و درخواست یاری در زمینه کوچ آریاییان كردم.
ایشان در پاسخ به من نوشتند، «من بیش از آنچه که در کتابم (مباحثه هندوآریایی، مدارک و نتایج بر پایه تاریخ هند) آمده است، سخن دیگری ندارم؛ و دیگر از دست سیاسیبازیهای -غربیها- در مسالۀ «کوچ آریاییان» خسته شدهام /به اینجایم رسیده است!/، بنابراین چنانچه شما در پژوهشهایتان در این زمینه به جایی رسیدید، مرا هم باخبر کنید!».
و همین سیاسیبازیهاست که هنوز هم پس از گذشت سدهها و پس از خالی شدن ظاهری غرب آسیا و شبهقاره هند از استعمارگران اروپایی، همچنان دنباله دارد. همین سیاسیبازیهاست که یک دانشمند و هندشناس آمریکاییِ به دور از شیله پیلههای سیاسی را نیز خسته و وامانده، وادار به کنارهگیری میکند تا برود و از دور تماشاگر دغلبازیهای شرقشناسان غربی باشد.
و اما چرا امروزه نمیتوان دیدگاهی وارون دیدگاه غربیان درباره کوچ آریاییان ارایه داد؟ زیرا که شاید دیدگاه «آریاییان بومی»، رفتهرفته و دوباره بتواند خودباوریِ از دست رفته مردمان فلات ایران و هندیان را -هر چند پس از گذشت سالیان دراز و با کوشش فرهنگی فراوان- بازگرداند. از این رو، شرقشناسان غربی، تاریخها را آنگونه نوشتهاند که، باشندگان امروز فلات ایران و شبهقاره هند، گذشتۀ تاریخی و فرهنگی سرزمینشان را از آنِ خود ندانند، بلکه آن را از آنِ مردمان بیگانهای بدانند که شاید در زمانهای دور در این سرزمین میزیستهاند و پس از چندی نیز، نسل آن مردمان بافرهنگِ پیشین به دست همین آریاییان مهاجم و مهاجر (باشندگان کنونی فلات ایران و هند) برافتاده است!
بنابراین برای غربیان بهتر است تا مردم ایران چنین بپندارند که، چنانچه در جیرفت، شهرسوخته، خوزستان، سیَلک، مارلیک و... شگفتیهای بیمانند تمدنی فراتر از ۷۰۰۰ سال همچون خط و نقشههای باستانی جهان و شاهکارهای معماری و سامانه پالایش (تصفیه) آب و عمل جراحی جمجمه و چشم مصنوعی و... یافت شد، اینها هیچکدام برهانی برای اینکه ایرانیان به خود ببالند، نیست؛ زیرا اینها دستاورد تمدنهای پیشاآریایی بوده است، و ایرانیان هیچ سهمی در آنها نداشتهاند! اما اگر در فلان غار در اتریش، غارنگارهای از انسانهای نخستین پیدا شود؛ آن انسان نخستین، بیگمان نیای مستقیم مردمان امروز اروپا و مایۀ سربلندی ایشان به شمار آمده، و خبرش در بوق و کرنا برای جهانیان پخش میشود!
آری، نمایش رویارویی شرق و غرب همچنان بر پرده است. اما دریغ و افسوس که ما مردم خاورزمین، امروزه خودباوری خود را از دست دادهایم، و وامانده و سرگردان همچون مردمانی افسون شده به دنبال داستانهای غربیان به راه افتادهایم. افسون شدهایم و حتی پلک هم نمیزنیم.
اینها در جایی است که، غربیها خود از اسکندر مقدونی در فیلمها و نوشتارهایشان چهرهای معنوی ساختهاند و پی در پی فیلم اسپارتاکوس و ژولیوس سزار میسازند. همزمان هم به ما باوراندهاند که گذشته به تاریخ پیوسته است و دیگر ارزشی ندارد. بنابراین شما شرقیها باید ببینید که، «امروز چند مَرده حلاجید؟».
باری، غربیان به ما چنین آموختهاند که در کوی و برزن راه برویم و بگوییم، «داشتم داشتم را وِلش کن، و دارم دارم را بچسب». اما همزمان خود درباره «داشتم داشتمِ» نداشتهشان، فیلم و مستند میسازند و به خورد ما میدهند، تا ببینیم و بیاموزیم آنچه را که آنان میخواهند...
دنباله نوشتار و بنمایهها👇
https://irane-ayandeh.blogsky.com/1402/02/28/post-271/
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
📝 امرداد
👈 #فريدون_جنيدی
در زبان و فرهنگ كهن ايرانيان، ويژهترين نام خداوند «اُهرمزد» است، به معنی «خرد هستی بخش» يا «سرور خردمند». اين واژه در زبان فارسی «هُرمُزد» شد. «هرمزد»، هفت چگونگی يا صفت دارد: بهمن (انديشه نيك)، ارديبهشت (برترين و بهترين راستی و پاكی)، شهريور (برترين فرمانروايی)، اسفند (گسترش و تقدس و پاكی و فروتنی)، خرداد (افزايش و رسايی) و امرداد (بیمرگ/ بیمرگی و جاودان/ جاودانگی).
در متون عرفانی متاخر چون آثار عطار نيشابوری در جوانیاش، به هفت شهر عشق (مهر) اشاره شده است كه ريشه در اين هفت ويژگی خداوند دارد و اين هفت ويژگی خداوند نيز ريشه در باورهای ديرين «مهری» دارد كه اكنون جای پرداختن بدان نيست. آن هفت شهر عشق عبارتند از: طلب و عشق و معرفت و استغنا و توحيد و حيرت و فقر و فنا. اين فنا همان گم شدن (جان گرفتن) در هستی و جاودانگی (فناء فیالله) است. عطار می گويد: سايهای از هستی خود وارهيد / در بر خورشيد، نورالنور شد. «امرداد» به معنی «بیمرگ» و «جاودانه» است و از اوست كه زندگی در جهان جريان دارد. بنا بر روايت ابوريحان بيرونی، در باور كهن ايرانيان، «امرداد» حفظكننده گيتی است و خوردنی ها و داروهایی كه اصل گياهی دارند از اوست. «امرداد» تجلی صفت جاودانگی هستی و جان جهان و خدای جانآفرين است و اوست كه با سرپرستی گياهان و نمو و بالش برگ و گل، چهره هستی را هر روز رنگی می دهد و هر سال از درون خار خشك، برگ تر میآورد و به ديدگان مشتاق رهروان وادی هستی، با هزاران زبان، نشان می دهد كه مرگی در ميان نيست؛ آنچه هست تداوم زندگی است. اكنون كه جايگاه ويژه «امرداد» در فرهنگ ايرانی روشن شد، از نگاه زبانشناسی تاريخی اين واژه را بررسی كنيم:
در زبانهای باستانی ايران «ا» آغازين، واژه را منفی ميكرده و پيشوند صفتساز بود. اين «ا» در فارسي نو فرو افتاد: چون «اپورنای» و «ابُرنای» و «برنای»، «اناهيد» و «ناهيد»، و «امرداد» و «مرداد». «امرداد» در زبان كهن ايرانيان به گونه «امِرِتات» به معنی بیمرگ/ بیمرگی و جاودان/ جاودانگی است، از ريشه «مر» به معنی مردن و «ا» حرف نفی است. با اين روی، بر ايرانيان است كه با آگاهی از اين دگرگونی در زبان، باز هم پنجمين ماه از سال را به گونه كهنش «امرداد» به كار برند! به آيين دگرگونیهای زبانی يا آوايی ننگرند؛ نگاهشان به فرهنگ نياكان باشد و «مرداد» را كه برابر با «ميرايی» و دور از «خداوند جان و خرد» است به كار نبرند. فرمان، فرمان پايداری فرهنگ است و نه دگرگونی زبان و آوا و ...!
#بنياد_نيشابور
/channel/bonyad_neyshaboor
/channel/ShahnamehToosi
فرازی دیگر از خردنامه استاد توس همراه با آرزوی هفتهای سراسر کام، پیشکش یاران.
نیکخواهتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۴
@ShahnamehToosii
📝 بخش چهارم فهرست تالار👇
یادآوری: این تالار بازتاب دهنده برآیند پژوهشها و دیدگاههای گرداننده تالار در پیوند با شاهنامه و «استوره»های ایرانی و در برگیرنده جستارهایی ویژه با رویکرد زندآگاهانه(هرمنوتیک) و با الگوواره(پارادایم) نو و دیگرگون است، پس:
الف - نوشتن و فرستادن هر فرسته تازه نیازمند رسیدن هر بخش از پژوهش و بررسی به انجامی است که قابل ارایه باشد! این مهم هفتهها و گاه ماهها زمان میبرد!
ب- آشنایی همراهان گرامی با الگوواره نگارنده و چگونگی دریافت و رسیدن به هسته راستین و تاریخی داستانهای شاهنامه نیازمند آگاهی از جستارهای پیشین -از آغاز گشایش تالار- است!
فهرست فراهم شده، که اینک بخش چهارم آن پیشکش میشود، یاریگر همراهان است! بخشهای پیشین فهرست هم نشانی داده شده! 👇
4️⃣ فهرست ۴
بخش چهارم فهرست جستارهای تالار «رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه»
بساویدن هر هشتگ یا تارپیوند (سرنام آبیرنگ) به جستار و یا زنجیرهها راه میبرد.
⏪⏪ گشایش تالار
👈 بخش نخست فهرست
👈 بخش دویُم فهرست
👈 بخش سهیُم فهرست
👈 سنجش بیتهایی منتسب به فردوسی فرزانه در «گفتار اندر ستایش پیغمبر»
👈 بررسی چند واژه: شهر /شهریار / شاه / پادشاه / شاهنشاه
👈 گفتاری پیرامون نمادینگی شاهان بخش آغازین شاهنامه
👈 نکتههایی از جنگ افراسیاب با نوذر
۱- میدان جنگ
۲- افرسیاب
۳- درگذشت سام
۴- شکست ایرانیان از افراسیاب
👈 چند جستار به فراخور روز کورش بزرگ.
👈 ریشهشناسی و تلفظ واژههای «آفرین» و «نفرین»
👈 گویش نرم(مجهول) واکههای«ای» و «او» در شاهنامه
👈 «زبان برگشادن» در برابر «سخن برگشادن»
👈 دیرپایی آیین رایورزی در کارهای کشور
👈 جایگاه «البرز کوه» !!
👈 سویههای زمینپیمایی در ایران باستان
👈 کاربرد «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 «مازندران شاهنامه» کجاست!؟
👈 آز و تعصب (زندهنام دکتر اسلامی ندوشن)
👈 «برگشتن» در معنی «شدن» در شاهنامه
👈 دشنام در شاهنامه
👈 بهزه کردن کمان - بایستهای پیش از کارزار
👈 #هزار_سال_دروغ برای دریوزهگر نشان دادن فردوسی فرزانه
👈 گفتار نخست: دولتشاه سمرقندی
👈 گفتار دویم – تاریخ گزیده
👈 گفتار سهیُم - تاریخ سیستان
👈 گفتار چهارم تا نهم : نظامی عروضی
👈 گفتار دهم تا سیزدهم - شاهنامه فلورانس
👈 گفتار چهاردهم - لباب الالباب عوفی
👈 گفتار پانزدهم تا هفدهم : مجمل فصیحی
👈 سه عامل سقوط حکومتها در نگاه فردوسی
👈 بهرام گور و رفاه عمومی شهروندان
👈 واژه موبد در سخن فردوسی
👈 شاهنامه یک اثر نژادپرستانه نیست
👈 «گشادن» برابر «انداختن ، گسستن، رهاکردن*»
👈 ریشهشناسی نام گرامی«ایران» و گویش درست آن
👈 اوستیا / ایرستان سرزمینی در قفقاز با میراث فرهنگ ایرانی
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
👈 نخستین اعلامیه حقوق بشر
👈 فردوسی از منابع شفاهی بیزار بوده است
👈 چرا شاهنامه به وجود آمد، چرا شاهنامه نوشته شد؟
👈 جاندارانگاری - اساس زبان
👈 جایگاه کورش و داریوش در شاهنامه
👈 جشن_سده و اتهام زدودن آن از شاهنامه!
👈 زندگی و مرگ در شاهنامه فردوسی
پیشنهاد میشود ایران دوستان گرامی آشنایی با پارادایم نو و واکاوی شاهنامه از نگاه «تاریخ» را از زنجیره
#شاهنامه_تاریخ_استورهای
و گزارش شاهنامه از آغاز را از
✍️ پیرامون نخستین بیت شاهنامه
بیاغازند!
❇️
خجسته باد بر یاران هفته نو! همچون هر شنبه پیشکش همرهان و هممیهنان ارجمند، نغز گفتاری از شاهنامه فرزانه توس، فردوسی بزرگ.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۲
@ShahnamehToosi
جشن تیرگان و نام ایران
به بهانه #تیرگان
🗣 استاد #علیرضا_قیامتی
برگرفته از 👇
dr_ghiyamati" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@dr_ghiyamati
/channel/ShahnamehToosi
🌎قطار و گل🌻
روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که هر روز با قطار از روستا برای خرید مایحتاج خود به شهر میآمد...
کنار پنجره مینشست ؛ وبیرون را تماشا میکرد...
گاهی؛ چیزهایی از کیف خود درمی آورد و از پنجره قطار به بیرون پرتاب میکرد.
یکی از مسئولین قطار کنار ایشان آمد و با تحکم پرسید که: پیرزن چکار میکنی؟!
پیرزن؛ نگاهی به ایشان انداخت و لبخندی مهربان گفت : من بذر گل در مسیر میافشانم!
آن مرد -با تمسخر و استهزا- گفت : درست شنیدم!؟ تخم گل در مسیر می افشانی؟!
پیرزن جواب داد ؛ بله تخم گل...!
مرد خندهای کرد و گفت: اینرا که باد میبرد؛ بنده خدا!
پیرزن جواب داد ؛ من هم میدانم که باد میبرد... ولی مقداری از این تخمها به زمین میرسند و خاک آنها را میپوشاند...
مرد که خیال میکرد پیرزن خرفت شده است
گفت: با این فرض هم آب میخواهند.
پیرزن گفت: افشاندن دانه با من... آبیاری با خدا...! روزی خواهد رسید که گل و گیاه تمام مسیر را پر خواهد کرد؛ و رنگ راه تغییر خواهد نمود و بوی گلها مشام تمام ساکنین و مسافرین نوازش خواهد داد و من و تو و دیگران از رنگی شدن مسیر لذت خواهیم برد...
مرد از صحبت خود با پیرزن جواب نگرفت
با تمسخر و خندیدن به عقل آن پیرزن؛ سرجای خود برگشت...
مدتها گذشت. آن مرد دوباره سوار قطار شد و کنار پنجره نشسته و بیرون را نگاه میکرد
که یک دفعه متوجه بوی خاصی شد...! کنجکاو که شد؛ دیدکه رنگ مسیر هم عوض شده است!
قطار از کنار رنگها و رایحه های نشاط آور میگذشت!
مسافرین با شوق و ذوق گلها را به همدیگر نشان میدادند
آن مرد نگاهی به صندلی همیشگی پیرزن انداخت؛ ولی..... جایش خالی بود!
سراغش را از دیگران گرفت؛ گفتند : چند ماه است که از دنیا رفته است.
اشک از دیدگان آن مرد سرازیر شد.
به نشانه احترام به آن همه احساس بلند شد و تعظیم نمود
***
آن پیرزن رنگ و بوی گلها را ندید و استشمام نکرد؛ ولی هدیهای زیبا به دیگران تقدیم کرد!
همیشه عشق و محبت و مهربانی به دیگران هدیه بده! روزی خواهد رسید که آنکس که به او محبت میکنی با انگشت اشاره از شما به نیکی یاد خواهد کرد...!
🌱🌷
بیا تا جهان را به بَد نَسپَریم
به کوشش همه دستِ نیکی بریم
نباشد همی نیک و بَد پایدار
همان بِهْ که نیکی بُوَد یادگار
📚 #شاهنامه
🌾 با سپاس از : مهربان یونس پیرزاده
@ShahnamehToosi
📝 زرتشت در شاهنامه
✍️ گزینش ونگرش:
زندهیاد موبد#کورش_نیکنام
زرتشت اسپنتمان یه روز ششم فروردین چشم به جهان گشوده و سی سال پس از آن نیز به پیامآوری برگزیده شده است. او معجزهای نداشته و وحی دریافت نکرده بلکه تنها -با ژرفاندیشی ودروننگری- آنچه که با خرد خویش دریافته را با مرتوگان (:مردم) ایران در میان گذاشته است.
در کنکاش میان روان هستی، اشا، وهومن و سرچشمه دانایی (:اهورامزدا)، به پیامآوری برگزیده شده است.
پیامش، خردورزی و بهره گیری ازاندیشه نیک است تا خرافه پرستی درگیتی برکنار شود.
زرتشت پایهگذار اندیشه ایرانشهری بود که کوروش بزرگ و فردوسی توسی از چنین اندیشهای پرورش یافتند.
دقیقی بزرگ، شاعر زرتشتی، که در روزگار جوانی کشته شد. این چکامهسرا، زرتشت را به مانند درختی بسیار پر شاخ و برگ که بارش خرد است بیان کرده.
پس از کشته شدن دقیقی، فردوسی کار نیمه تمام این بزرگمرد را به پایان رسانده و دنباله شاهنامه را میسراید.
این بخش از گزارش دقیقی بسیار نیک بوده که فردوسی آن را بدون دگرگونی در شاهنامه خود جای داده است.
چو یک چندگاهی برآمد برین
درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسپ تا سوی کاخ
درختی گشن بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
کسی کز چون او برخورد کی مرد
خجسته پی و نام او زردهشت
که آهرمن بدکنش را بکشت
🔥🔥🔥🔥🔥🔥
🕊 درگاه (:کانال) زرتشت و مزدیسنان
🏵 @zoroaster33 🏵
بازگفت با اندک ویرایش :
تالار رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
@ShahnamehToosi
در جنگها، برنده مفهومی ندارد؛
جنگ يعنی باختنِ محض...
✍🏼 #لئو_تولستوی
تو را آشتی بهتر آید ز جنگ
نباید گرفتن چنین کار تنگ!
✍️ #فردوسی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
📝 📝 📝
"خودکامگی، مایه تباهی است"
▪️از نظر "فردوسی" قدرت مطلقه به ظلم و تباهی میانجامد. چارهی دفع بلای خودکامگی تقسیم قدرت است. این را در سراسرِ "شاهنامه" میتوان دید. از دورهی اساطیری پیشدادیان، که پادشاه خود پهلوان و رهبرِ قوم بود چون بگذریم، در ادوارِ بعدی قدرتِ مطلق به دست پادشاه نیست. در دورهی کیانی تا پایانِ عصرِ کیخسرو، پهلوانان شریکِ قدرتِ پادشاه هستند و از گشتاسب تا یزدگرد، موبدان...
▪️پادشاهان، آسایش این جهانی ایرانیان را تأمین میکردند و موبدان راهِ رستگاری آنجهانی را به مردم نشان میدادند و هردو نیرو در خدمت بهروزی و نیکسرانجامی ایرانیان بود. در شاهنامه، پادشاه مظهر استقلالِ کشور و حافظ ایران در برابر هجوم خارجی است. اعلام جنگ و صلح با اوست. پهلوانان در جنگ با دشمن فرمانبردارِ او هستند، اما نوکرِ چشم و گوش بستهی او نیستند. پهلوانان در عین وفاداری به شاه، وجدان بیدارِ ملت و مظهرِ آزادگی و گردنفرازی هستند و اگر پادشاه از اصول صحیحِ شهریاری و دادگری پای فراتر گذارد در برابر او مردانه میایستند. نمونههای ایستادگی پهلوانان مخصوصاً "رستم" را در برابر شاهانی چون "کاووس" و "گشتاسب" و سخنان تند پهلوانان را خطاب به آن شاهان میبینیم. وقتی کیکاووس با سبکسری و به فریبِ ابلیس، چهار عقاب را به تخت بست و به نیروی آنها به آسمان رفت و در بیشهای در آمل به زمین افتاد، گودرز او را چنین سرزنش کرد:
بدو گفت گودرز «بیمارْسْتان
تو را جای زیباتر از شارْسْتان
به دشمن دهی هر زمان جای خویش
نگویی به کَس، بیهُده رای خویش
سه بارت چنین رنج و سختی فتاد
سرت ز آزمایش نگشت اوستاد
کشیدی سِپه را به مازندران
نگر تا چه سختی رسید اندر آن
دگرباره مهمان دشمن شدی
صنم بودی، اکنون برهمن شدی
به جنگِ زمین سر به سر تاختی
کنون بآسمان نیز پرداختی!»
▪️کاووس جوابی ندارد. شرمسار میشود و از کاخ بیرون میرود. یک بار دیگر هنگامی که رستم خبر کشته شدن دستپروردهاش سیاوش، شاهزادهی بیگناه را میشنود، به آهنگ کینخواهی از تورانیان از نیمروز حرکت میکند. ابتدا به درگاهِ کاووس میرود و با خشم و خروش او را خوار میسازد:
چو آمد برِ تختِ کاووسِ کی
سرش بود پُرخاک و پُرخاک پی
بدو گفت خوی بد، ای شهریار
پراگندی و تخمت آمد به بار
تو را مهرِ سودابه و بدخُوی
ز سر برگرفت افسرِ خسروی
کنون آشکارا ببینی همی
که بر موج دریا نشینی همی...
▪️کاووس با شرمساری در برابر سخنان جهانپهلوانِ خشمگین، جز اشک ریختن چارهای ندارد. رستم از آنجا به سراغ سودابه میرود و او را میکشد و کاووس از جای خود نمیجنبد:
به خنجر به دو نیمه کردش به راه
نجنبید بر تخت کاووسشاه...
▪️با این نمونهها میبینید که شاهنامه، ستایش شاهان نیست، ستایش ایران و ایرانیان و پهلوانانِ ایران است. هیچ پادشاهی در شاهنامه از رستم که نمادِ یک ایرانی آرمانی است بزرگتر نیست و این نکته در همان عصر فردوسی هم بر همگان روشن بوده است. از اینجاست که در حکایت تاریخ سیستان میخوانیم که محمود به فردوسی میگوید: "همهی شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم..."
و نیز افسانهای از همان روزگاران بر سر زبانها بوده و در منابع متعدد قدیمی نقل شده که رستم به خواب فردوسی آمد و گفت در فلانجا من گنجی نهفتهام، برو، بردار و منتِ محمود را مکش. فردوسی آن گنج را برداشت و میان شاعران قسمت کرد و خود دیناری برنداشت.
✍️ زندهیاد استاد #محمدامین_ریاحی
"فردوسی، زندگی، اندیشه و شعرِ او"
ر ۲۲۱-۲۱۳
🆔 /channel/ShahnamehToosi
درود بیکران.
هفته ای دیگر رسید. شادباشی دیگر و نیکخواهی دوباره و پیامی دیگر از شاهنامه فردوسی.
کام یاران روا.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۹
@ShahnamehToosi
فیلم سوراخ سیاه ساخته سینمای انگلستان انگشت بر تباهگری «دیو آز» در درون آدمی مینهد!
نگر تا نگردد به گِردِ تو «آز»،
که «آز» آورد خشم و بیم و نیاز
این فیلم ۳دقیقهای، که با پایانبندی تکاندهندهاش، بیننده را میخکوب میکند برنده ۴ جایزه بینالمللی شد از کارهای درخشان سینمای کوتاه دانسته میشود! سوراخ سیاه در مغز انسان یا همان سیاهچاله «آز» است که هرگز پر نمیشود...
دل آزوَرمرد باشد به درد؛
به گرد درِ «آز» هرگز مگرد!
وامدار و سپاسمند سرور یونس پیرزاده!
/channel/ShahnamehToosi
🌏
پنجم ژوئن (پانزدهم خرداد) روز جهانی محیط زیست گرامی باد!🌱
✍️ #سیروس_حامی
این رویداد که از سوی برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) بنیاد نهاده شده ، ابزار اصلی افزایش آگاهی و اقدام سازمان ملل برای حفاظت از محیط زیست در سراسر جهان است.
تاریخچه:
در ۱۹۷۲ روز جهانی محیط زیست در نخستین کنفرانس جهانی سازمان ملل متحد پیرامون انسان و محیط زیست در استکهلم سوئد بنیاد نهاده شد. این کنفرانس نقطه عطفی در جنبش زیستمحیطی جهانی بود و به امضای شماری پیمان بینالمللی زیستمحیطی انجامید.
موضوع:
هر سال، روز جهانی محیط زیست بر یک موضوع ویژه متمرکز میشود. موضوع ۲۰۲۴ «بازسازی اکوسیستم» است. این موضوع بر اهمیت احیای اکوسیستمهای آسیبدیده برای رویارویی با بحران آب و هوا تأکید میکند.
🌍
ارج محیط زیست در فرهنگ ایران
«همۀ آبهای چشمه ساران و آبهای روان و رودها را میستایيم. تنه و ریشۀ همه گياهان را میستایيم. سراسر زمين را میستایيم. سراسر آسمان را میستایيم. همه ستارگان و ماه و خورشيد را میستایيم. سراسر انيران را میستایيم. همه جانوران آبی، زیرزمينی و پرنده و رونده و چرنده را میستایيم». - یسنه، هات۷۱ ، بند۹
در آیین ایران کهن؛ پاسداشت محیط زیست هماهنگ و همسو با اشا (هنجار هستی) است و محیط زیست و سلامت از هم جدا ناشدنیند.
«باید برای آبادانی جهان كوشيد و آن را بدرستی نگاهبانی كرد و به سوی روشنایی برد.» - یسنه، هات ۴۸ بند ۵
«براستی اهورا مزدا روا نمیدارد كه ما هيچ چيز ارزشمندی را كه میتوانيم از آن بهره گيریم تباه كنيم ...» - وندیداد، فرگرد پنجم، بخش ۸، بند ۶
اندیشهی نیاکان در زمینه ارج و پاسداشت سپهر جاندار و بیجان در شاهنامه بازتاب یافته. برای نمونه چون انوشیروان به تخت مینشیند، چنین میگوید:
ز خاشاک تا هفتچرخ بلند
هوا، آتش و آب و خاک نژند
به هستی یزدان گوایی دهند
روان تو را آشنایی دهنـد
انسانیکه درختی در زمین بکارد و به محیط زیست ارج بنهد، شایستهی بهشت خواهد بود:
به نزدیک یزدان، ز تخمیکه کشت
بیابـد بـه پاداش، خـرّمبهشت
شاهنامه برای ستایش پروردگار، بارها از آفریدههای او در زاستار (طبیعت) نام میبرد. برای نمونه در نامهی رستم، پهلوان بزرگ ایرانی، به پدرش زال پس از پیروزی در جنگ آمده است:
نخست آفرین بر خداوند هور
خـداوند مار و خـداوند مور
خداوند بهرام و ناهید و مهر
خداوند این بر کشیده سپهر
و یا در آغاز نامهای دیگر، نوذر، شاه ایران، به سام، فرمانده سپاه ایران، مینویسد:
خـداوند ناهیـد و بهـرام و هور
که هست آفرینندهی پیل و مور
#تهمورث #دیوبند مردم را به مهر ورزی و رفتار درست با جانوران سفارش میکند:
رمنـدهددان را همـه بنگـرید
سیهگوش و یوز از میان برگزید
به چاره بیاوردش از دشت و کوه
به بنـد آمدند آن که دور از گروه
ز مرغان هم آن را که بد نیکساز
چـو باز و چـو شاهین گـردنفراز
بیاورد و بآموختنشان گرفت
جهانی بدو مانده اندر شگفت
چُن این کرده شد، ماکیان و خروس
کجـا بـرخـروشد گَـه زخم کـو س
بیاورد یکسر به مردم کشید
نهفته همه سودمندی گزید
بفرمود تاشان نوازند گرم
نخوانندشان جزبدآوای نرم
از نامورترین سرودهای شاهنامه، پرهیزدادن آدمیان از آزردن مورچگان است:
مکش مـورکی را کـه دانهکش است
که او نیز جان دارد و جان خوش است
و اوج نگاه همراه با مهربانی به دیگر جانداران را میتوان در این بیت دید:
سیاهانـدرون باشـد و سنگدل
که خواهد که موری شود تنگدل
بازتاب ارج و پاسداشت هوای پاک ، گیاهان و جانوران در شاهنامه در سرود رامشگر مازندرانی آشکار است:
که مازندران ، شهر ما یاد باد
همیشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش همیشه گل است
به کوه ا ندرش را لاله و سنبل است
هـوا خوشگـوار و زمین پرنگار
نه سرد و نه گرم و، همیشه بهار
دی و بهمن و آذر و فرودین
همیشه پر از لاله بینی زمین
نوازندهبلبل به باغ اندرون
گرازنده آهو، به راغ اندرون
یکی از شوندهای بنیادین تاختن شاپور به روم ، بریدن درختان و ویران کردن دیوار باغ و پالیزها به دستور کیسر(قیصر) روم بود و چون ایرانیان نخستین مردمانی بودند که در پاسداشت زیستبوم پیشگام بودند، این ویرانکاری برایشان گران اوفتاد و روم را ادب کردند:
دگر هرچه ز ایران بریدی درخت
نبًـرد درختِ کسان، نیکبخت
و شرط آشتی :
بکاری و دیوارها بـرکُنـی
ز دلها مگر خشم بیرون کنی
🌎
در سراسر جهان، روز جهانی محیط زیست با گسترهای از رویدادها و کنشها، همچون راهپیمایی، دوچرخهسواری، کاشت درخت، پاکسازی و نمایشگاه جشن گرفته میشود. این رویدادها فرصتی است تا مردم با افزایش آگاهی زیستمحیطی خود، برای ایجاد تفاوت و بهبود حفاظت از محیط زیست در هازمان خود هنباز شوند.
عادتهای محیط زیستی خود را دگرگون کنیم.
و سیارهای سالمتر برای نسلهای آینده بسازیم.
🌲🌲🌲🌲🌲
هفته نو بکام! درود و بهترین آرزوها، همراه با فرازی دیگر از خردنامه فرزانه توس، پیشکش گرامی یاران جان.
نیکخواهتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۵
@ShahnamehToosii
🔅به فرهنگ باشد روان تندرست
🔸ایران سرزمینی است کهن، سرشار از نیکیها و مردمانی نجیب که ستایشگر داد و دانش و راستی و نکوهشگر ستم و دروغ و دشمنی بودهاند. باید از ایران گفت و نوشت. باید زبان فارسی، این سرمایۀ جاودان ایرانی را پاس داشت و برای گسترش آن دریغ نکرد. باید فرزندان کشور را با بزرگمهرها، فردوسیها و ابنسیناها آشنا کرد. اگر ایدۀ ایران به میان مردم و سیاستگذاران کشیده شود، امنیت و منافع ملی معنا میشود. ایران و داشتههای تاریخی و فرهنگی آن را دوست بداریم.
فهرست زیر ازجمله دغدغهمندان مستقل برای رسیدن به این هدفاند. با پیوستن به آنها به توسعۀ فرهنگی در جامعه یاری رسانیم.
💧تدریس مکاتب فلسفی و روانی
💧یافتههای مهم روانشناسی
💧موسیقی سنتی (تکنوازی سنتور)
💧جملگی روانکاوی
💧کتاب گویا (لذت مطالعه با چشمان بسته)
💧صادق هدایت
💧زین قند پارسی
(درست بنویسیم، درست بگوییم).
💧کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
💧دکتر محمّدعلی اسلامینُدوشن
💧باغ سبز مولانا (زهراغریبیان)
💧رازها و نمادها و آموزههای شاهنامه
💧بهترین داستانهای کوتاه جهان
💧رمانهای صوتی بهار
💧کتابخانهٔ ادب و فرهنگ
💧حافظ/ خیام (صوتی)
💧خردسرای فردوسی
(آینهای برای پژواک جلوههای دانش و فرهنگ ایران زمین).
💧بنیاد فردوسی خراسان
(كانون شاهنامه فردوسی توس).
💧سرو سایـهفکن
(رسانهای برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی).
💧شرح غزلیات سعدی با امیر اثنیعشری
💧موسسه پژوهشی چراغداران
میراث دیجیتال و حافظه فرهنگی فارسی زبانان
💧حافظخوانی با محمدرضاکاکائی
💧شرح بوستان سعدی با امیر اثنی عشری
💧شاهنامه کودک هما
💧مأدبۀ ادبی، شرح کلیله و دمنه و آثار ادبی فارسی (رسانۀ دکتر محمّدامین احمدپور).
💧ستیغ، خوانش اشعار حافظ و سعدی و...(رسانه سهیل قاسمی)
💧تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران زمین
💧شاهنامه برای کودکان
(قصه های شاهنامه و خواندن اشعار برای کودکان و نوجوانان)
💧گاهگفـت
(دُرُستخوانیِ شعرِ کُهَن)
💧کتاب گویای ژیگ
💧سفر به ادبیات
(مرزباننامه و گلستان، تکبیتهای کاربردی )
💧استاد بهرام بیضایی (آرشیو)
💧ملیگرایی ایرانی/شاهنامهپژوهی
💧تاریخ نگار (روایتی متفاوت از تاریخ ایران)
💧کانون پژوهشهای شاهنامه
(معرفی کتابها و مقالات و یادداشتها پیرامون شاهنامه).
💧هفت هزار سالگان
💧انجمن دوستداران شاهنامه البرز (اشا)
💧فرهنگ یاریگری، توسعۀ پایدار و زیست بومداری
💧رهسپر کوچۀ رندان
(بررسی اندیشۀ حافظ).
💧حماسهسرای آرخش؛
خانۀ فرهنگ، حماسه و زبانهای ایرانی
💧کتابخانهٔ نسخ خطی سپهسالار
💧تاریخ روایی ایران
💧سخن و سخنوران
(سخنرانی و گفتگوهای نایاب نام آوران وطن فارسی).
💧کتاب و حکمت
💧تاریخ میانه
💧زبان شناسی و فراتر از آن (درگاهی برای آموختن دربارۀ زبانها و فرهنگها).
💧خواندن و شرح تاریخ عالمآرای عبّاسی (میلاد نورمحمدزاده).
💧هزار بادهٔ ناخورده (یادداشتهای امیرحسین مدنی دربارۀ ادبیات و عرفان).
💧شرح کلیات سعدی
(تصحیح و طبع شادروان محمدعلی فروغی).
💧انجمن شاهنامهخوانی هما
(خوانش و شرح بیتهای شاهنامه).
💧نقش بر آب (یادداشتهای ادبی و تاریخی دکتر حامد خاتمیپور)
☔️کانال میهمان:
💧یادداشتهای دکتر سید احمدرضا قائم مقامی
☔️هماهنگی برای شرکت در تبادل
@alireza_heidaree
ما هماکنون بیش از هر هنگام به شاهنامه نیاز داریم
سخنان استاد #علیرضا_قیامتی
نشست فرهنگی ادبی۱۴۰۳/۵/۴
انجمن شاهنامه فردوسی یاسوج
برگرفته از 👇
dr_ghiyamati" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@dr_ghiyamati
🆔 @ShahnamehToosi
"داد" در شاهنامه، به منزلهی شیشهی عمرِ قومِ ایرانیست، اگر شکست برداشت زوالِ این قوم فرا رسیده است. ممکن است ظلم و تباهی بر کشور حاکم گردد _مانند دورهی ضحّاک_ ولی این مهم نیست، از نو کشور کمر راست خواهد کرد؛ سـرِ "داد" سلامت باشد که اگر نیمجانی داشت سرانجام همه چیز به حالِ عادی بازخواهد گشت.
"داد" اندیشه و اعتقادی است در دلِ مردم ایران که نباید گذاشت فرو میـرَد.
✍️#محمدعلی_اسلامی_ندوشن
📚 داستان داستانها
🛫 @sarv_e_sokhangoo
🆔 @ShahnamehToosii
درودی دیگر و نیایشی دیگر و آرزوی هفتهای سراسر کامرانی و تندرستی بر یکایک یاران، همراه با فرازی دیگر از شاهنامه فرزانه توس.
روزگار بکام.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۳
@ShahnamehToosi
📝 از #نقد_نویسنده تا #نقد_نوشته
نگاهی به یک ناهنجاری رایج اجتماعی
به بهانه چهاردهم تیر ؛ #روز_قلم
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سَـرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند!
🖋 قلم، همین که بر کاغذ نشیند، اندیشه را از صاحب آن جدا میکند. از آن لحظه، آنچه به داوری نهاده میشود، نه شخصیت و گرایشهای اجتماعی و سیاسی یا ... نویسنده، بلکه استدلال، شواهد، زبان و منطق نوشته است. بیگمان یکی از برجستهترین نشانههابلوغ فرهنگی هر جامعه، توانایی اهل اندیشهی آن در تفکیک این دو است :
نقد نوشته
یا
نقد نویسنده.
جامعهای که به جای #نقد_اندیشه، به #تخریب_اندیشمند روی میآورد، گام به گام از فرهنگ گفتوگو فاصله میگیرد.
اندیشهها را نقد کنیم، نه صاحبان اندیشه را.
📝 آیا هر نگره مورد #اجماع دانشگاهیان را میتوان #علم نامید!؟
نخست نگاهی به چند مفهوم و ناهمسانی آنها:
1️⃣ #اجماع یعنی بیشتر -نزدیک به همه- متخصصان یک حوزه، به پشتوانه شواهد در دسترس، یک نگره را بهترین توضیح بدانند.
2️⃣ #علم یک روش است، نه تنها مجموعهای از باورها!
این روش بر مشاهده، آزمونپذیری، تکرارپذیری، نقد، و امکان ابطال استوار است.
3️⃣ #نگره_علمی تنها بر پایه شواهد (فکتها) شکل گرفته و پیشبینیهای آزمونپذیر ارائه میدهد.
از این روی:
◀️ اگر اجماع بر سر نگرهای باشد که روشمند به دست آمده و همچنان در معرض آزمون و نقد باشد، میتوان آن را یک نگره علمیِ پذیرفتهشده دانست.
◀️ اگر اجماع، برآمده از ملاحظات فلسفی، سیاسی، اخلاقی، تفسیری یا برداشتهای شخصی باشد، هرچند در دانشگاه پذیرفته و گسترده باشد -و هرچندان استادان بنام دانشگاه در تایید آن مقالهها و کتابها نوشته باشند!- لزوماً #علم شناخته نمیشود.
⏪نمونه:
نگره فرگشت زیستی یا نگره نسبیت به پشتوانه گستردگی تجربی و آزمونهای مکرر، نگرههای علمی هستند.
در برابر، اجماع بر سر یک انگاره در فلسفه، حقوق، ادبیات، تاریخ، اخلاق یا... -هرچند در دانشگاه شکل گرفته باشد- ، آن را به علم تجربی یا #نگره_علمی تبدیل نمیکند.
⏪ از سوی دیگر، #اجماع علمی معیار فرجامین حقیقت نیست!
تاریخ علم نشان میدهد که گاهی اجماعها با پیدایی انگارهها و/یا شواهد (فکتهای) جدید دگرگون شدهاند. با این حال، تا زمانی که شواهد استوارتری ارائه نشود، پذیرش اجماع متخصصان معمولاً نه تنها آسانترین که چه بسا معقولترین موضع عملی است، بویژه اگر این اجماع برآیند ارزیابی گسترده شواهد باشد، نه صرف تفسیر شخصی یا نظر افراد.
⏮️یک نمونه تاریخی: رابطه علیت میان زخممعده با استرس
تا دههٔ ۱۹۸۰، نظر غالب این بود که زخم معده معلول استرس و اسید معده است.
#بری_مارشال و #رابین_وارن نشان دادند که باکتری Helicobacter pylori در بسیاری از موارد عامل اصلی است
جامعه پزشکی به دلایلی چند برابر این ادعا ایستاد:
1️⃣ نظریه رایج با سالها تجربه بالینی سازگار به نظر میرسید.
2️⃣ هیچ پزشک باور نداشت که باکتری بتواند در اسید معده زندگی کند.
3️⃣ نتایج نخستین هنوز محدود بودند.
4️⃣ انگاره تازه با اجماع دانشگاهیان -که نگره دانسته میشد!- مغایرت داشت!
حتی مقالههای اولیه آنان بهسختی پذیرفته میشد.
این دو پزشک بعدها جایزهٔ نوبل گرفتند.
⏮️ نکته مهم:
فلسفه علم معمولاً به علوم توصیفی (Descriptive) و علوم هنجاری (Normative)نگاهی دوگانه دارد!
در علوم توصیفی، میتوان با آزمایش و مشاهده برخی نظریهها را رد یا تأیید کرد.
در اخلاق و فلسفه و دانش اجتماعی، حتی اگر هم بر سر فکتها(شواهد) همداستانی باشد، ممکن است همچنان در استنتاج و این که «چه باید کرد» دوگانگی یا چندگانی دیدگاه باشد.
به همین دلیل، دگرگونی اجماع در فلسفه یا علوم اجتماعی لزوماً به معنای کشف یک «حقیقت تجربی» تازه نیست؛ بیشتر نشاندهنده تغییر در استدلالهای پذیرفتهشده، اولویتهای ارزشی یا تفسیرهای رایج است.
از همین روی، #اجماع در این حوزهها معمولاً نسبت به اجماع در علوم تجربی، موقتیتر و ناپایدارتر دانسته میشود.
⏮️برآیند:
اجماع دانشگاهیان -بویژه در دانشهای اجتماعی- شرط کافی برای علمی بودن یک دیدگاه نیست. علمی بودن به روش، شواهد و آزمونپذیری وابسته است، نه صرفِ میزان همداستانی کارشناسان.
گزارش شاهنامه، بویژه #استورهها نیز با توجه به رویکرد #هرمنوتیک، مشمول همین برآیند است و اجماع دانشگاهیان شرط کافی برای علمی دانستن یک برداشت یا گزارش نیست!
✍️ #سیروس_حامی
تیرگان ۱۴۰۵ - یزد
@ShahnamehToosi
جایگاه و اهمیت جشنهای ایرانی
به بهانه #تیرگان
🗣 استاد #علیرضا_قیامتی
برگرفته از 👇
dr_ghiyamati" rel="nofollow">https://www.youtube.com/@dr_ghiyamati
/channel/ShahnamehToosi
نماهنگ #آرش_کماندار... 🏹
✍️ بانو # هما ارژنگی
به فراخور در پیش بودن جشن بزرگ #تیرگان
تیرروز از تیرماه گاهشماری مزدیسنی
برابر دهم تیر در گاهشماری جلالی
ارش به فروغ و نور ایمان
آن روز بلند تیرگان را
بنوشت به قلب سرخ تاریخ
با خامه عشق و جوهر جان
بنهاد یکی نشان جاوید،
بر سینه افتخار انسان...
یعنی که ز جان گذر توان کرد
در آتش خشم و کین خطر کرد
وز بازی آسمان حذر کرد
لیکن دل خود ز مهر ایران
هرگز نتوان برید آسان
نتوان برید آسان.....
آمیخت همه روان پاکش.
با سختی تیر تیز پران،
وان تیر همه روان و جان شد.
گویی که روان آرش و تیر،
پیچید به هم چو آذرخشی
توفنده و جان شکار و سوزان.
بر جانب اهرمن روان شد!
آرش، به فروغ و نور ایمان.
آن روز بلند تیرگان را،
بنوشت به قلب سرخ تاریخ.
با خامهی عشق و جوهر جان،
بنهاد یکی نشان جاوید.
بر سینهی افتخار انسان،
یعنی که ز جان گذر توان کرد،
در آتش خشم و کین خطر کرد.
و ز بازی آسمان حذر کرد،
لیکن دل خود ز مهر ایران،
هرگز نتوان برید آسان.
🏹 🏹 🏹
@ShahnamehToosi
درود و آفرین به یاران. در نخستین بامداد هفتهای دیگر همراه با آرزوی روزهایی خوش و انجامی بهتر و بهتر، سخنی دیگر از شاهنامه گرانسنگ فردوسی را که آیینه فرهنگ و رفتار نیاکان ماست پیش مینهم.
جای یادآوری است که منش نیاکان ریختن خون زینهارخواه را ناروا میشمرد. آن خردمندان دشمن را تسلیم و زنهارخواه میخواستند. نه کشته و به خاک اوفتاده!
کامتان روا.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۱
@ShahnamehToosi
#ایران_را_دریابیم
زندهیاد استاد #محمدامین_ریاحی:
ایرانیان شوریدهبخت روی به زابلستان نهادند و پیغام به رستم فرستادند:
دریغ است ایران که ویران شود
کُنام پلنگان و شیران شود
کنون چارهای باید انداختن
دل خویش از رنج پرداختن
رستم که مظهر نیروی پایداری ایران در برابر انیران بود، مهاجمان را تار و مار کرد و ایرانیان را نجات داد. بعد از آن هم تا پایان عمر نگهبان ایران بود. حتی وقتی پسرش سهراب به تورانیان پیوست (اگرچه هدفش از میان بردن افراسیاب خونخوار و کاوس سبکسر بود)، به دست پدر (اگرچه ناشناخته) کشته شد.
📹 ویدیو پیوست:
گفتگو با زندهنام، استاد #جلال_خالقی_مطلق،
@ShahnamehToosi
در آغاز هفته ای تازه، درود و بهترین آرزوهایم را همراه با سخنی سخته از گفتار استاد توس، پیشکش یاران می دارم!
شایسته درنگ که در آیین کهن ایرانیان باستان، #زنهاردادن به #زنهارخواه یک باور استوار و ریشهدار بوده و خودداری از زنهاردادن یا #زنهارخواری گناهی بزرگ دانسته میشده!
روزگار بکام!
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۳۰
@ShahnamehToosi
📖📖📖📖📖📖📖📖
از شاهنامه بیاموزیم:
سوگمندانه این روزها در سپهر راستین یا ویرآگین(مجازی) و در گفتمان میان گرایندگان به گرایشها یا سامانههای سیاسی گوناگون، زشتگویی بسیار رواگ یافته!
چه بسیار نام کنشگری از اردوی ناهمسو -امروزی یا گذشته!- با پیشنام یا پسنامهای دشنامگون بر زبان یا بر خامه روان است!
این رویکرد ناستوده «ایرانی» نیست!
جز نشان بزدلی و فرومایگی نیست!
شگفت که زشتگویان، در زمان داو دوستی فردوسی و شاهنامه و فرهنگ ایران دارند!
نمیتوان باور داشت دست یافتن به آماجهای نیکو و زیبا را با ابزارهای اهریمنی همچون زشتگویی!
زشت نگوییم و زشتگویان را از این خوی انیرانی باز بداریم!
این رویکرد ناستوده «ایرانی» نیست!
«بهگویی» را از ایرانیترین ایرانی تاریخ سرزمینمان بیاموزیم که هرگز هتا نام دشمن ایران را به بدی نبرد!
نام بردن از افراسیاب با پیشنام «رَد» و شاه توران را «رَدافراسیاب» نامیدن بزرگترین آموزه فردوسی برای ماست!
به گوش گیریم اندرز اردشیر پاپکان را از خامه استاد توس:
به پنجم سخن، مردم زشتگوی
نگیرد به نزدِ کسان آبِروی!
😰
/channel/ShahnamehToosi
درود یاران؛
فرازی دیگر و آموزه ای دیگر از خردنامه استاد توس پیشکشتان؛ با آرزوی کامروایی و تندرستی در هفته پیش رو و در همه زندگی. روزگار بکام.
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۲۸
@ShahnamehToosi
🔺۴ ژوئن ؛ روزجهانی کودکان قربانی خشونت است.
این روز از سوی سازمان ملل متحد برای حمایت از کودکان نام گذاری شده که در مناطق جنگی وبحران زده در معرض خشونت جنسی ؛ ربایش و کشتار قرار دارند.
#نه_به_جنگ
#نه_به_خشونت
✍️ #فردوسی_فرزانه :
تو را آشتی بهتر آید ز جنگ،
نباید گرفتن چنین کار تنگ!
«پیران ویسه به رستم»
پلنگ این شناسد که پیکار و جنگ،
نه خوبست و داند همین کوه و سنگ!
«پاسخ رستم به پیران ویسه»
تو را خشم با آشتی گر یکیست،
خـرد بیگمان نزد تو اندکیست!
«پند بهرام به پرموده»
✍️ #داستایوفسکی
اگر فرجام جنگی خوشبختی همه جهانیان هم باشد، باز به روان شدن یک قطره اشک بر گونههای یک کودک بیگناه نمیارزد...!
📝 پ.ن:
آنان که گمان دارند که «فرجام نیک» را میتوان با تیغ تیز و لولههای تفنگ و موشک و بمب به دست آورد و ارزانی جهان نیز کرد، چه خوب است بر این گفتاوردهای درخشان بدرنگند و لختی بیاندیشند.👌
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd