15043
پژوهشگر جامعهشناسی، فعال سیاسی و مدنی و علاقمند به دینپژوهی، ادبیات و سینما https://instagram.com/m.jalaeipour آیدیِ ارتباط با نویسنده @jalaeipourm لینک ارسال نقد «ناشناس» به نویسنده: https://bitu.ir/6MBqTv
هم در دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان و هم در نبرد هرمز سرعت بازسازی جادهها و ریلها و پلها و دکلها و خطوط مخابراتی تخریبشده بسیار تحسینکردنی و شایستهٔ افتخار است. چنین ظرفیت و سرعتی در بازسازی در پهنهای به بزرگی ایران در سطح جهانی کمیاب است. بازسازی برخی زیرساختها بعضا زیر ۲۴ ساعت انجام میشود. خدا قوت به مدیران و مهندسان و کارگرانی که در گرمای جنوب ایران و شرایط سخت و ناامن اینچنین پرفشار و زودثمر خدمت موثر میکنند.
@jalaeipour
میناب دوباره داغدار شده....
🎥 تصاویری از آمادهسازی قطعات تازه تفحصشدۀ پیکر شهدای مدرسۀ میناب برای تشییع
🔻ویدیو: مرتضی آخوندی
🌐 FarhikhteganOnline.ir
🔻 @FarhikhteganOnline
⭕️ صلحطلبانِ حقیقی از جمله همین خوبانی هستند که خطاب به متجاوزان و همزمان با جلسهٔ سنا برای افزایش بودجهٔ تجاوز، با دست گرفتن تصاویر کودکان شهید ایرانی و فلسطینی خواهان توقف جنایتِ متجاوزان میشوند؛ همچنین آزادیخواهان و دادگرانی که پیشتر در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و در فضای سنگینی که نوفاشیستهای پهلویگرا ساخته بودند در خیابانهای لندن و نیویورک با پلاکاردهای "دستها از ایران کوتاه" خواهان خاتمه دادن به تجاوز ضد ایرانی شدند؛ نه آنها که در همهٔ بزنگاههای مذکور غایب و ساکت بودند و حتی تجاوز به ایران را محکوم نکردند یا با تاخیر زیاد کردند و تازه حالا به وقت دفاع ایران از هرمز (اهرمی که حفظش لازمهٔ تحقق سایر بندهای هر تفاهمی است که به نحو پایدار به جنگ پایان دهد) و خطاب به مدافعان وطن به یاد "صلح" افتادند، بیآنکه کانون اصلی جنگافروزی و جنایت علیه ایران را نشان بگیرند، و به جای کمک به همبستگی تکثرپذیر در دفاع میهنی و عبور ایران از این گردنهٔ پرمخاطره و به جای صفآرایی در برابر متجاوز در میانهٔ جنگ، در داخل کشور جبههگشایی میکنند و روی افزایش شکافهای داخلی سرمایهگذاری میکنند.
@jalaeipour
«انسان نقشه میکشد و خدا در میدان میخندد» فقط یک تعبیر ادبی نیست، بلکه بیان فشرده یکی از بنیادیترین واقعیتهای راهبردی است؛ واقعیتی از جنس اینکه هیچ جنگی، دقیقا مطابق برنامه آغازکنندگان آن پیش نمیرود. زیرا هر چند طراحان میتوانند با تکیه بر انبوهی از دادههای اطلاعاتی، مدلهای هوش مصنوعی و تصاویر ماهوارهای، دقیقترین سناریوها را طراحی کنند، اما جنگ، لحظهای که از اتاقهای فرماندهی به میدان منتقل میشود، دیگر تابع محاسبات نیست؛ بلکه وارد قلمرویی میشود که بخش بزرگی از آن خارج از اراده انسان قرار دارد.
در این قلمرو، تاریخ و جغرافیا، سرسختترین واقعیات هستند. زیرا نه تنها کوهستانها، درهها و بیابانها با فرمان هیچ فرماندهی کوتاه، هموار و گل و بلبل نمیشوند، بلکه تاریخ نیز با اراده هیچ قدرتی از نو نوشته نمیشود. در واقع همانگونه که جغرافیا قواعد خود را بر همه تحمیل میکند، تاریخ نیز حافظه خود را بر ارتشها تحمیل میکند؛ آن هم بیآنکه میان قدرتهای بزرگ و کوچک تفاوتی قائل شود. از همین منظر، جغرافیا و تاریخ نه متغیرهایی منفعل، بلکه دو بازیگر اصلی نبرد هستند؛ بازیگرانی خاموش که سخن نمیگویند، اما سرنوشت بسیاری از جنگها را تعیین می کنند.
این واقعیت را نیز «تاریخ» همواره را بازگو کرده است. بطوریکه شکست بسیاری از قدرتهای بزرگ، پیش از آنکه ناشی از برتری نظامی حریف باشد، محصول نادیده گرفتن واقعیتهایی بوده که در نقشههای عملیاتی دیده نمیشوند. زیرا واقعیت این است که هیچ سرزمینی تنها با کوه، دشت، جنگلها یا بیابانهایش قدرت نمیآفریند، بلکه آنچه جغرافیا را به یک مولفه راهبردی تبدیل میکند، تاریخی است که در دل همان جغرافیا شکل گرفته است. در واقع هر تهاجم، هر مقاومت، هر شکست و هر پیروزی، لایهای تازه بر حافظه یک ملت میافزاید و به مرور زمان، این حافظه به بخشی از قدرت ملی تبدیل میشود؛ قدرتی که نه در زرادخانهها یافت میشود و نه با حملات به پل ها و جاده ها از میان میرود.
بدین ترتیب، آنچه در ابتدا یک ویژگی طبیعی بود، در گذر زمان به یک مزیت راهبردی تبدیل میشود.
در این راستا، نیروهای نظامی نیز فقط بهره برداران جغرافیا نیستند، بلکه وارثان تاریخ آن نیز هستند. بطوریکه ارتشی که در بستر تاریخی و جغرافیایی خود شکل گرفته، تنها زمین را نمیشناسد، بلکه میداند چگونه آن را به بخشی از قدرت رزمی خود تبدیل کند؛ دانشی که هیچ فناوری نمیتواند جایگزین آن شود.
این چنین است که باید گفت، انسان نقشه میکشد، اما تاریخ و جغرافیا هستند که تصمیم میگیرند کدام نقشه، مجال تبدیل شدن به «تاریخ» را پیدا می کند.
@Katechon6
پل کَسره
محمد فاضلی
به #جنوب حمله شده و زیر بمباران است؛ اما این جنوب با یک «کسره» به ایران وصل است، یعنی «جنوبِ ایران» است. شرق، غرب و شمال هم با همان کسره به ایران وصل هستند و میشوند «شرقِ ایران»، «غربِ ایران» و «شمالِ ایران». این کسره، اصلاً یک علامت نیست، یک صدا نیست؛ این کسره صدایی به بلندا و عظمت تاریخ، و پر فراز و فرود به بزرگی و پیچیدگی جغرافیای ایران است.
وقتی تاریخ طولانی و جغرافیای خاص و مهمی داری، به جنوبات حمله میشود، پرتغالی و انگلیسی و آمریکایی به جنوبات حمله میکنند؛ ولی مگر به شمال، غرب و شرقات حمله نشده است؟ روسها دههها شمالِ ایران را جولانگاه نکردند؟ اعراب و عثمانی قرنها غربِ ایران را میدان نبرد نکردند؟ مغولها و انگلیسیها شرق ایران را عرصه تاخت و تاز نکردند؟
آن کسرهی «جنوبِ ایران» که بزرگترین و نمادینترین پلی است که جنوبِ نشسته بر قلبهای ایرانیان را به جغرافیا و تاریخِ ایران وصل میکند؛ نمادینترین نماد الفبای ما هم هست. همه شرق و غرب و شمال و جنوب با آن کسرهی جادویی و پرعظمت، به ایران تاریخی و جغرافیای بزرگش میچسبد، معنا میگیرد و در حافظه تاریخ میماند.
پلها سرمایههای عظیم این ملتند که با خون دل و رنج میلیونها ایرانی ساخته شدهاند، اما هر پلی هم که فروبریزد، آن پل عظیم، #پل_کسره، که جنوب را به ایران وصل میکند فرونخواهد ریخت. ساختن پل کسره، کسرهای که ایران را به جنوب و جنوب را به ایران وصل میکند، قرنها طول کشیده است؛ پلی بر فراز درهها نیست، پلی بر فراز تاریخ است. پلی که میلیونها ایرانی نسلهای گذشته و امروز و آینده را به به جنوب وصل میکند و ایران را میسازد.
پل کسره، عظیمترین پلی است که همه ما را به هم وصل میکند و با هیچ بمبارانی تخریب نمیشود؛ پلی است که ورای زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا، ایرانیان را به هم وصل میکند. جانها را دلسوز هم میسازد؛ و دردها و رنجهای مشترک ایرانیان را با هم به اشتراک میگذارد.
«جنوبِ ایران»، دردت به جانمان؛ همه در رنجیم و تو در خاک و خون؛ آرزومند روزی که در صلحی پایدار، صدای خوش موسیقی بندریات را بشنویم و شادمانه، توسعه و شکوفایی، و زندگی بهتر مردمانت را جشن بگیریم. خدا حافظت باشد ای «جنوبِ ایران»؛ و خدا نگهدارت باشد ای «پل کسره».
@fazeli_mohammad
⭕️ اقتصاد جنگ (با محوریت تابآوری و بقا) با اقتصاد رشد در شرایط صلح و ثبات متفاوت است.
آزادسازی قیمتها (به ویژه نان و دارو و بنزین) حتی در شرایط ثبات و صلح و اقتصادِ رشد هم نباید دفعی و شوکآمیز و بدون همزمانی با سیاستهای جبرانی برای کاهش نابرابری و حمایت از آسیبپذبرترین اقشار باشد.
در شرایط جنگی ولی اساسا آزادسازی، ولو غیردفعی، نباید روی میز سیاستگذار قرار بگیرد. سهمیهبندی با مجموع ملاحظات امنیت ملی و اقتصادی و اجتماعیِ شرایط جنگی سازگارتر است.
ضروری است که ستاد جنگ اقتصادی و نیز سیاستهای اقتصادیِ دولت در شرایط جنگ و دفاع میهنی، به جای ارزیابی طرحهای آزادسازی، تمهید سریعتر و کارآمدترِ سهمیهبندی کالاهای اساسی و دچار کمبود را در دستور قرار دهد.
@jalaeipour
😎 آمار روزانه شهدا در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
جنگ و تجاوز دوباره آغاز شده و آمریکا صدمه به زیستجمعی ایرانیان را از سر گرفته است.
ما در مجله دقیقه تاکنون موفق شدهایم با گردآوری دادههای مربوط به بیش از ۹۰٪ شهدا، نمودار روزانه آمار شهدا را به صورت تقریبی ترسیم کنیم.
این نمودار به صورت کلی نشاندهنده شدت حملات امریکا و اسرائیل به ایران است. اگرچه این تعداد هنوز به اندازه روزهای قبل از آتشبس اسلامآباد در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ نیست، اما با حملات امریکا در یک هفته اخیر به صورت چشمگیری افزایش یافته و به بیش از ۱۰ شهید در برخی روزها رسیده است.
از آنجاییکه تعداد کشتههای جنگ هنوز فاصله زیادی با اسفند و فروردین دارد، شاید بتوان گفت توافق در عمل هنوز به طور کامل از بین نرفته است؛ اما خساراتی که به زیرساختهای شهری به ویژه در استانهای جنوبی ایران وارد میشود، اگر بیشتر از آن نباشد احتمالا کمتر نیست.
برای تحلیل دقیقتر حجم خسارت واردشده، به دادههای بیشتری نیاز است.
آمار روزانه شهدای ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل بخشی از مقالهای خواهد بود که اکنون در مرحله گردآوری داده قرار دارد و در آینده در دقیقه منتشر میشود.
✅ این دادهها با جستجو در خبرگزاریهای رسمی، شبکههای اجتماعی و تصاویر مراسم تشییع و تدفین شهدا جمعآوری میشود.
#مجله_دقیقه
کاش اسم میدان آرزانتین رو بکنیم میدان اسپانیا :)
چه خوب که با این گل اسپانیا بخش بزرگی از شهروندان جنوب جهانی، به ویژه از غزه تا کشمیر، خوشحال شدند!
⭕️ تجمعهای شبانه و مستمر طول جنگ ۴۰ روزه و پس از آن در صدها شهر کشور و دهها میدان پایتخت شبیه یک فناوری جدید اجتماعی و سیاسی نقشی بسیار مهم در حفاظت از ایران و ناممکنسازی چند هدف کلیدی متجاوزان داشت. زبان و مناسک ملی و تکثرپذیر تجمعها حول پرچم ایران و نوحههای حماسی و سرودهای ملی با اکثریت زنان و همافزایی قدرتمندی که بین همبستگیهای ملی و مذهبی ایجاد میکرد درصد بزرگی از ایرانیان را یک یا چند بار یا منظم و مستمر جذب کرد.
نظرسنجی معتبر جدیدی ندیدهام، اما با مشاهدات میدانی کاملا ملموس است که بعد از تشییع باشکوه و قدرتافزای رهبر شهید، تغییراتی در فضای بسیاری از تجمعهای میادین و تریبونها دیده میشود که هم تعداد شرکتکنندگان و هم تکثر شرکتکنندگان را کاهش داده است. با توجه به آغاز مجدد تجاوز آمریکا و درگرفتنِ «نبرد هرمز»، تا زمانی که این تجمعها ادامه دارد، افزایش توجه به اقتضائات هر چه فراگیرتر و تکثرپذیرتر و ملیتر شدن این تجمعات و ارتفاعگیریاش از منازعات سیاسی داخلی و تبدیلش به پشتوانهٔ میدان و دیپلماسی و سایر مولفههای قدرت ملی ضروری است. دربارهٔ لوازم فراگیرتر و تکثرپذیرتر شدن این تجمعهای ملی قبلا نوشتهام و تکرار نمیکنم. در ۱۴۰ شب گذشته هر جا چنین لوازمی محقق شد به سرعت میوه داد.
@jalaeipour
https://www.youtube.com/watch?v=tFPPchISlKY
Читать полностью…
⭕️ در #نبرد_هرمز در همین چند روز ۳۸ هموطن عزیزمان شهید و ۴۰۰ هموطن مظلوممان زخمی و تعداد زیادی پل و زیرساخت نظامی ایرانمان نابود شده است. هر موضعی در سیاست داخلی یا هر تشخیصی دربارهٔ بهترین مسیر و راهبرد دفاع از ایران و نیل به امنیت و توسعهٔ ایران داشته باشیم، اگر نیرویی ملی و دغدغهمند ایران و بقا و ارتقایش و خیر همگانی ایرانیان هستیم، هیچ تعللی در محکومیت این تجاوزها و جنایتهای عریان و کمک تمامقد به همبستگی ملی برای دفاع میهنی روا نیست. در دفاع از ایران در برابر شقیترین متجاوزان استعمارگر هیچ حدی از لکنت و اما و اگر و ملاحظهکاری و تاخیری روا نیست. شعارهای ریاکارانهٔ مدعیان ایراندوستی را رها کنید؛ مثل دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان، نوع عملکرد و سرعت و جدیت و نقشآفرینی نیروها در کمک به دفاع میهنی و همبستگی ملی و حفاظت ایران از هر طریق ممکن و موثر یک عیارسنج روشن برای تشخیص نیروهای باپرنسیب ملی است.
@jalaeipour
⭕️ چه تجربهٔ قدرتمند و عجیبی است. با هر خبرِ هر اصابت موشک و بمب آمریکا به شهرها و زیرساختها و پادگانهای جنوب ایران دلت برای سربازان و هموطنانی میریزد که تا امروز ندیدهای و چهرههایشان را تصور میکنی و گویی عضوی از خانوادهات را میبینی که عمیقا دوستش داری و نگران سلامتش میشوی. عجب چیز عجیبی است حس همخانواده و همسرنوشت بودن با میلیونها انسانی که شخصا نمیشناسی ولی از تصویر وضعیتشان اشکت سرازیر میشود و دلت هُری میریزد. عجب تجربهٔ غریبی است که با خواندن خبر شهادت هر سرباز، مادر و نزدیکان و چهره و لبخند و شوخیها و آرزوها و امیدهایش مثل فیلمی برابر چشمانت میگذرد و چشمت را بارانی میکند. سربازان عزیز ایران! هموطنان عزیز جنوبی! ما هموطنانتان در هزار و اندی کیلومتر آنسوتر «گرچه دوریم، به یاد تو سخن میگوییم» و اشکمان میریزد و دست دعایمان بالا میرود و از عمیقترین ژرفای دلمان آرزوی سلامتیتان را میکنیم. امشب هم دل و یادمان با شما است. تنتان سلامت و از گزند دشمنان دور و ایرانمان پایدار.
@jalaeipour
✔️جهان بینظم؛ مانیفست تازه قدرتهای میانی
✍🏻سهند ایرانمهر
یادداشت مشترک مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، و الکساندر استاب، رئیسجمهور فنلاند، که در تازهترین شماره اکونومیست منتشر شده، مطلبی در خور تامل برای فهم تحولات جدید جهان و شناخت ادراکی رهبران آن است. این دو سیاستمدار بیش از آنکه بخواهند درباره سیاست خارجی کشورهای خود سخن بگویند، تصویری از جهانی ترسیم میکنند که دیگر شباهت چندانی به جهان پس از جنگ جهانی دوم ندارد؛ جهانی که ستونهایش هنوز پابرجاست، اما دیگر وزن گذشته را تحمل نمیکنند.
نظمی که از سال ۱۹۴۵ شکل گرفت، بر این فرض استوار بود که اگر قواعد مشترک، نهادهای بینالمللی و تجارت آزاد تقویت شوند، رقابت قدرتها نیز قابل مهار خواهد بود. سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و بعدها سازمان تجارت جهانی، محصول همین تصور بودند. اما نویسندگان معتقدند آن دوران به پایان رسیده است. نه اینکه این نهادها از میان رفته باشند، بلکه دیگر توان تعیینکنندهای در مدیریت بحرانها ندارند. رقابت آمریکا و چین، جنگ اوکراین، منازعات خاورمیانه، تحریمهای اقتصادی و تبدیل فناوری به میدان اصلی رقابت، همه نشان میدهد سیاست بینالملل وارد مرحلهای شده که قواعد دیروز برای توضیح آن کافی نیست.
نکته جالب اینجاست که نویسندگان نه به آرمانگرایی قدیمی دل بستهاند و نه به واقعگرایی کلاسیکی که همه چیز را به موازنه قدرت فرو میکاهد. آنها از مفهومی سخن میگویند که «واقعگرایی مبتنی بر ارزشها» مینامند؛ یعنی کشوری میتواند از دموکراسی، حاکمیت قانون یا حقوق بینالملل دفاع کند، اما نه صرفاً به عنوان یک آرمان اخلاقی، بلکه چون این ارزشها بخشی از امنیت و منافع بلندمدت خود او نیز هستند. به بیان دیگر، ارزش و منفعت دیگر در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه در بسیاری از موارد به هم گره خوردهاند.
اما شاید مهمترین بخش مقاله، توصیفی باشد که از شکل جدید همکاریهای بینالمللی ارائه میدهد. نویسندگان معتقدند دوران ائتلافهای فراگیر و دائمی رو به پایان است. جهان امروز بیشتر شبیه شبکهای از همکاریهای موقت است؛ ممکن است کشوری در حوزه هوش مصنوعی شریک شما باشد، در زنجیره تأمین رقیبتان و در یک بحران امنیتی، اصلاً موضعی متفاوت اتخاذ کند. بنابراین، دیگر نمیتوان با منطق بلوکهای ثابت قرن بیستم جهان را فهمید.
این همان چیزی است که آنها از آن با عنوان «چندجانبهگرایی محدود» یاد میکنند؛ همکاریهایی که نه جهانیاند و نه دائمی، بلکه برای حل یک مسئله مشخص میان گروهی از کشورها شکل میگیرند. امروز ممکن است ائتلافی برای امنیت سایبری تشکیل شود، فردا برای نیمههادیها و پسفردا برای مواد معدنی راهبردی. اعضای این ائتلافها نیز الزاماً یکسان نخواهند بود.
در لایهای عمیقتر، مقاله از جابهجایی مفهوم قدرت سخن میگوید. زمانی قدرت را با تعداد تانکها، ناوها و موشکها میسنجیدند؛ امروز هوش مصنوعی، داده، تراشه، انرژی، زیرساخت دیجیتال و حتی زنجیره تأمین میتوانند همان اندازه تعیینکننده باشند. به همین دلیل، مرز میان امنیت ملی و اقتصاد روزبهروز کمرنگتر شده است. کارخانه تولید تراشه یا شبکه فیبر نوری، گاه به اندازه یک پایگاه نظامی اهمیت پیدا میکند.
این تحلیل بیش از همه برای قدرتهای میانی اهمیت دارد؛ کشورهایی که نه توان تحمیل اراده خود را دارند و نه میتوانند خود را از رقابت قدرتهای بزرگ کنار بکشند. پیام کارنی و استاب این است که این کشورها باید به جای تکیه بر یک اتحاد ثابت، توانایی حضور در شبکهای از مشارکتهای متنوع و انعطافپذیر را به دست آورند؛ شبکهای که با تغییر موضوع، ترکیب آن نیز تغییر میکند.
اگر بخواهیم همه این بحث را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت جهان در حال عبور از «نظم» به سوی «مدیریت بینظمی» است. در قرن بیستم، سیاست بینالملل بر این فرض بنا شده بود که میتوان یک نظم جهانی نسبتاً پایدار ساخت؛ اما اکنون مسئله اصلی، اداره جهانی است که دیگر نظم واحدی ندارد. تفاوت این دو، صرفاً یک تغییر واژگانی نیست؛ تغییری است در فلسفه روابط بینالملل.
شاید به همین دلیل است که این یادداشت را نباید صرفاً مقالهای درباره سیاست خارجی کانادا یا فنلاند دانست. این متن، تلاشی برای نامگذاری جهانی است که آرامآرام در برابر چشمان ما شکل گرفته است؛ جهانی که در آن، ائتلافهای دائمی جای خود را به مشارکتهای سیال دادهاند، فناوری به اندازه ژئوپلیتیک اهمیت یافته و قدرت، بیش از هر زمان دیگری، در توان سازگار شدن با بیثباتی تعریف میشود. این همان تغییری است که احتمالاً تاریخنگاران آینده، از آن به عنوان یکی از مهمترین دگرگونیهای نظام بینالملل پس از سال ۱۹۴۵ یاد خواهند کرد.
@sahabdiranmehr
بانک خون در جنوب کشور دچار کمبود شده. هر کجای ایران که هستید، اگر شرایط اهدای خون را دارید، لطفا امروز خون اهدا کنید. شاید به یک سرباز ایران و هموطنمان زندگی ببخشد.
@jalaeipour
۶۲ گلبرگ تفحصشدهٔ گلهای پرپر میناب امروز به خاک سپرده شدند. حتی دیدن تصاویرش تحملی فراتر از طاقت امثال ما میطلبد. بمیرم برای دل مادران و پدرانی که امروز دوباره داغ دیدند. خدای مهربان! بر روح زخمخوردهشان از این داغ طاقتفرسا مرهم صبر و آرامش بگذار و ما هموطنانشان را یاری کن نگذاریم این جنایت سهمگین فراموش شود و بتوانیم دست در دست هم برای پیشگیری از تکرار چنین تجاوزها و جنایاتی توان حافظان امنیت و کارگزارانِ بالندگی ایرانمان را بیافزاییم.
@jalaeipour
❤️🩹میم مثل مادر؛ میم مثل میناب...
🌐 FarhikhteganOnline.ir
🔻 @FarhikhteganOnline
ادای احترام به ایستادگی مردم جنوبِ ایرانمان
#به_نام_ایران
#نبرد_هرمز
#مراقبت_از_ایران
@benameiran404
⭕️ همانطور که اقتصاد جنگ با اقتصاد رشد و شرایط صلح متفاوت است، اقتضائات سیاست رسانه و سیاست شهری هم در شرایط جنگ و صلح متفاوت است.
یک نمونه: دوستی گفت علت پلمب کافههای ایرانشهر و سنایی بیتوجهی به چند بار تذکر در پی شکایت اغذیهفروشیهای محله است. ظاهرا شکایت از این است که کافهها مجوز فروش غذا ندارند و به همین دلیل مالیات کمتر از اغذیهفروشی میدهند، ولی عملا غذا هم میفروشند و بازار اغذیهفروشیها را کساد میکنند. فرض کنیم این روایت درست باشد و در شرایط عادی بعد از چند بار تذکر پلمب قانونی موجه باشد. اما در شرایط کنونی جنگی که هر خبر نارضایتیافزا برای افزایش شکافها و تضعیف انسجام اجتماعی در جنگ شناختی ضریب میگیرد، ضروری بود که از ابزارهایی غیر از پلمب استفاده شود و بر فرضِ محالِ وجود نداشتن چنین ابزارهایی، لااقل قبل از اقدام به پلمب یا همزمان با آن اطلاعرسانی موثری دربارهٔ علت واقعی پلمب انجام شود. نشد و اکنون همین سوژهای همبستگیشکن شده است.
در شرایط جنگی، در حکمرانی شهری و سیاست فرهنگی و سیاست رسانهها هم مراقبت بسیار بیشتری برای سوژه نکردن آنچه به اقتضائات دفاع میهنی و تقویت مولفههای قدرت ملی، از جمله همبستگی و رضایت عمومی، لطمه میزند نیاز است. همچنین، پدافند رسانهای در شرایط جنگی، سرعت عمل بسیار بیشتری در شناسایی سوژههای ناراضیساز و شکافافزا و نشر توضیحات موثر میطلبد.
@jalaeipour
سخنی مشفقانه و از سر درد
سهند ایرانمهر
فضهننه، مادربزرگ مادرم، عاشق امام حسین و حضرت زینب بود. محرم هر سال تعزیهای در دهات همسایه برگزار میشد که او هم مقید بود شرکت کند. این داستان را در رمانم گزارش آخرین تابستان هم آوردهام. یکبار حین تعزیه دیده بود که شمر لعین دارد حضرت زینب را با شلاق میزند. فضهننه از سر همین عشق، پریده بود وسط تعزیه که جلوی آن ملعون را بگیرد. بازیگر مردِ حضرت زینب که دیده بود پیرزن حایل شده، از فرصت استفاده کرده بود به شمر دوتا فحش ناجور داده بود. نتیجه اینکه شمر عصبانیتر شده بود و فشارها به مادربزرگ بیشتر، و دست آخر هم فضهننه که دیده بود نمیشود هم غصهخور ماجرا باشد و هم شلاقخور شمر، در حالتی که انگار نه انگار دارد به بازیگر سبیلکلفت حرف میزند، به بازیگر حضرت زینب گفته بود: «قربون جدت، میبینی طرف سر غضبه و منم یه پیرزن لاجون، تو هم ملاحظه کن؛ ملاحظه منو نمیکنی، ملاحظه خودت رو بکن وسط این دشت برهوت!»
در مثال البته که مناقشه نیست اما این خاطره را برای فهم بهتر مرادم آوردم که بگویم بسا ایرانی که چون من، وسط واقعهای که ملک و مملکت و ایران و مردمانش را لبه تیغ قرار داده است، یک عمر جور و جفا بر خودمان و زندگیمان را کنار گذاشتهایم و به جای لالایی خواندن با الگوی جذب بیشتر مخاطب در الگوریتم توهم ساز مجازی برای مخاطبی که حق دارد خشمگین و ناراضی باشد، با دهان کفکرده مینویسیم :
« والله تالله! موضوع، ایران است و اگر ملک و مملکت برود، چیزی نمیماند. حکومت را میتوان نقد کرد، از آن خشمگین شد، خواست که اصلاح شود یا حتی جای خود را به نظمی دیگر بدهد؛ اما مفهوم کشور، چیزی بیش از این است. کشور فقط خطوطی بر نقشه نیست؛ رسوب قرنها خاطره، زبان، نیاکان، آداب و عادات مردم و میراث تاریخی است. دفاع از این میراث، هرگز به معنای دفاع از همه تصمیمهای یک دولت یا حکومت نیست؛ و از یک طرف باید توضیح واضحات بدهیم که آتش که درگرفت و دشمن با تیغ آخته که تاخت و جنگ که چنگ بر قلب ایران زد، تر و خشک نمیشناسد.»
در عوض این دو هم از دو طرف فحش بخوریم؛ یکی رگ گردن کلفت کند که منظورت از تندرو چه بود و یکی دشنام دهد که چشم بر جفا و جور بستهای. آری، امثال من هم میتوانستند نشان «بصیرت» از قدرت و «درود به شرفت» از شارع عام بگیرند همانند آنانی که با قلم مخنث به جای تحلیلگر، آرزو فروش خلق و ندیم شبانه آنان شدهاند به سادهسازی و تملق کور تا در این بازار مکاره محبوبیت در دنیای مجاز، توجهی بگیرند یا یکسره نرد عشق با قدرت ببازند و با سرقفلی برنامههای سیما اتیکت خودی و انقلابی بگیرند، اما هر دوی اینها را به انذار تلخ و لعن و شتم به خود خریدهایم و سوز وطن و دود و درد مملکت بر سینه روا داشتهایم.
اکنون نیز خطابم به دستگاه حکمرانی است که حقیقتا دیگر نمیدانم حدود و ثغور و عامل و مباشر و کاره و هیچکارهاش کیست اما به قول اخوان اگر «کسی اینجاست؟» سخنم از سر شفقت همان سخن حکیمانه فضه ننه است:
این وسط اگر ملاحظه کسی را نمیکنی، ملاحظه خود کن؛ حرص درنیاور، کافه نبند، اشک فلان مجری ورزشی را درنیاورو برنامهاش را فیلتر نکن، به هر کس که نقدی دارد برچسب نزن، ببین! دست که را میبندی و زبان که را باز میکنی؟ اگر کسی از شفقت راه و چارهای نشان میدهد، بر او نتاز و با همه خلق و نه تنها آنها که تکبیر میگویند، سر ارادت بباز. اگر کسی از حقی سخن میگوید، ولو در این هنگامه که باید نگاهها متوجه دشمن باشد، بر او صبوری کن و آسان گیر که آسانت گیرند نه برای امروز که برای همیشه.
خلاصه اینکه سینهسوختگان لاجون این مملکت را توانی بیش از این نیست که در چند جبهه اینطور زخم بخورند و بر ایران خائف باشند تنها به این گناه که پای آن ایستادهاند «چه به نام و چه به ننگـ،». پس هرکس در هرکجا که هست از حاکمیت تا مردم و از میدان تا خیابان و خانه، بر ایران و بر خود رحم آورد که این روزها بر جریده روزگار ثبت است و چشم داوری آیندگان را دیده به خبط و خطای همه اهل این زمانه، بسی باز.
@sahandiranmehr
⭕️ پلمب کافهها، که متاسفانه امروز در چند مورد در خیابانهای ایرانشهر و سنایی انجام شده است، دقیقا از مصادیق اقدامهای همبستگیشکن و تولیدکنندهٔ خشم است که باید پرهیز شود، به ویژه در شرایط جنگی کنونی که به شدت نیازمند تقویت همبستگی تکثرپذیر و تابآوری و رضایت و امیدیم. چنین اقدامهایی هم ناقضِ عدالت و آزادی است و به کسبوکارها و فضاهای معاشرت و تنفس شهروندان در شرایط پرفشار کنونی لطمه میزند و هم بازی در زمین متجاوزان به خاک ایران است که روی انواع شکافهای داخلی سرمایهگذاری میکنند.
👈🏼 پسنوشت
@jalaeipour
شادی اهالی غزه برای قهرمانی اسپانیا
گوارایتان این شادی جمعی💐
@jalaeipour
هموطن! چه خوبی تو!💐💐
#به_نام_ایران
#نبرد_هرمز
#مراقبت_از_ایران
@benameiran404
کاش بر سردر همهٔ انجمنها و احزاب و نهادهای سیاسی نوشته میشد.
شاید کمک میکرد در میانهٔ جنگ و جنایات استعمارگرانه، طومارهای دعوت به صلح خطاب به متجاوزانِ ددمنش نوشته شود و نه خطاب به موردتجاوزقرارگرفتگان و مدافعان وطن و آرزومندان و زمینهسازان امنیت و صلح و بالندگیِ پایدار در ایران.
@jalaeipour
پای ایران در میان است
پای ایران میمانیم
#نبرد_هرمز
#به_نام_ایران
#مراقبت_از_ایران
@benameiran404
موضعگیری یک فرمانده نظامی ملی شایسته است همینقدر سنجیده و با ادبیات ملی فراگیر باشد.
@jalaeipour
🎥 هدیه موشکی آمریکا به کودکان سرطانی؛ روایت شب هجوم به بیمارستان بقایی اهواز
🔸بمباران محدوده بیمارستان تخصصی کودکان سرطانی شهید بقایی اهواز در ساعت ۲۳:۳۰ شب گذشته سبب تخلیه اضطراری بیش از ۲۰۰ کودک سرطانی در میان وحشت و گرمای طاقتفرسای هوا شد.
👈دریافت آخرین اخبار:
سایت | ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس
🆔 @snntv
خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستانِ غیور و قهرمان!
شما امروز بعنوان خط مقدم جبهه دفاع از وطن، به نیابت از همه ایران و ملت بزرگش، مردانه مقاومت میکنید و هزینه میپردازید.
دست یکایک شما مردم عزیزی که در این ایام، هدف کینهتوزی آمریکای جنایتکار قرار گرفتهاید، خصوصا ساکنان ۴ استان ساحل جنوبی کشور را میبوسم و خود را در مصائبشان شریک میدانم.
ای کاش ممکن باشد که این هزینه را با شما شریک باشیم.
/channel/alibagheri1345
⭕️ از ۱۷ عامل کوتاهمدتی که برای مثال دو هفته پیش در این متن ذکر شده بود و تحقق یا عدم تحققشان در کنار هم تاثیری تعیینکننده بر موازنهٔ قوا و سرنوشت صحنهٔ میدان و دیپلماسی و پیشگیری از جنگ بزرگتر و تقویت مولفههای قدرت ملی ایران میگذارد تا امروز فقط دو موردش تا حدی محقق شده و ۱۵ موردش نشده. بازی بزرگ و ناتمام است و تعلل در کمک همهٔ نیروها و بازیگران ملی به تحقق یکایکشان پرهزینه.
@jalaeipour
دشمن، در همان زمانی که بنادر و جزایر کشور را میکوبد و خود را برای اشغال برخی از آنها آماده میکند، به جنگ داخلی و رویارویی نیروهای سیاسی در ایران چشم دوخته و دل بسته است.
آنکه میگوید «امت مبعوث شده، بعثی است»، در خط دشمن است.
آنکه میگوید اسلحه بردارید و مخالفان خود را درو کنید، در خط دشمن است.
آنکه میگوید مسئولان کشور کودتاچیاند، در خط دشمن است.
آنکه میگوید ایران توافق را نقض کرده و مسئول آغاز جنگ است، در خط دشمن است.
و آنکه میگوید بروید در جنوب بجنگید و چنین فضایی را میسازد، در خط دشمن است.
امروز، هر سخنی که شکاف داخلی را عمیقتر کند، ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد و کشور را از درون فرسوده سازد، خواسته یا ناخواسته، به همان هدفی خدمت میکند که دشمن برای تحقق آن به جنگ آمده است.