899
#بیندیش نگاهی عمیق به مفاهیم و موضوعات علوم انسانی با عینک روانشناسی و فلسفه! پشتیبانی: @Jenas_support تالار گفتگو: https://t.me/+A5DdUFNB0Uk0ZmU0
مردان بزدل، آرامش استبداد را به دریای پرتلاطم آزادی ترجیح میدهند.
توماس جفرسون
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
در باب فتیشیسم
فتیش جانشینی برای هر قضیب تصادفی ای نیست، بلکه جانشین یک قضیب کاملا خاص و ویژه است که در ابتدای کودکی بسیار مهم بوده ولی بعدها از بین رفته است.
تفسیری که ارائه میشوددر ۱۹۱۰ در مطالعه ام در مورد داوینچی ارائه شد اما دلیلی برای آن ذکر نشد، اما اکنون میدانیم که فتیش، جانشینی برای قضیب زن (مادر) است مه پسربچه سابقا وجود آنرا باور داشته و به دلایل شناخته شده ای نمیخواهد از آن صرف نظر کند.
قضیب مورد نظر که اکنون در قالب فتیش متجسم میشود، قبلا مورد چشمپوشی قرار گرفته است ولی فتیش به همین منظور ایجاد شده است تا آنر موضوع را از نابودی نجات دهد.
آنچه رخ داده این است که: پسربچه بعد از ادراک این موضوع که زن قضیب ندارد، از تایید و به رسمیت شناختن آن سر باز زده است. اما این نمیتواند حقیقت داشته باشد: زیرا اگر امکان اخته شدن یک زن وجود داشته باشد، مالکیت کودک بر قضیب خودش نیز به خطر می افتد.
اضطراب اختگی سبب میشود زنانگی به طور کلی به نیرویی تهدید کننده تبدیل شود. نیرویی که خطری برای تسلط مردانه به امور به شمار می آید. پسر بچه ادراکش از فقدان قضیب در یک زن را اسکوتومیزه میکند ( به نقاط تاریک ذهنش پس میراند) و یا به عبارتی روانکاوانه، سرکوب میکند.
در ذهن وی پس از فعل و انفعالات اولیه حاکم بر تفکر، زن قطعا دارای قضیب است، اما این قضیب دیگر قضیب قبلی نیست و چیز دیگری جای آنرا گرفته است و جانشین آن شده است. فلذا علاقه ای که به قضیب قبلی معطوف شده بود را به ارث میبرد.
فتیش به مثابه یادبودی از غلبه تهدید اختگی و محافظتی در برابر آن باقی میماند. این فرآیند، فتیش خواه را از تبدیل شدن به یک همنجسگرا نیز نجات میدهد. فتیش به راحتی در دسترس است و فتیش خواه میتواند چیزی را که مردان دیگر برای به دست آوردن آن باید ناز و غمزه بخرند و جد و جهد زیادی به خرج دهند، بی هیچ دردسری داشته باشد.
احتمالا هیچ انسان مذکری نیست که با مشاهده ناحیه ژنیتال در زنان، وحشت از اختگی را تجربه نکرده باشد. ما قادر به تشخیص این نیستیم که چرا برخی در نتیجه این دریافت، همجنسگرا میشوند در حالی که برخی با خلق یک فتیش آن را از خود دور میکنند.
ادامه
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
میلر در مقاله ای با موضوع خبرگی در رواندرمانی از اریکسون نقل می کند:
He chides anyone who believes that experience creates expertise,
saying, “Just because you’ve been walking for 50 years doesn’t
mean you’re getting better at it.”
او کسانی که معتقدند تجربه منجر به تبحر میشود، را اینگونه نکوهش می کند: «فقط چون ۵۰ سال راه رفتهای، به این معنا نیست که در راه رفتن بهتر شدهای.»
#اسکات_میلر
#روانشناسی
#آکادمی_جنآس
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
برگرفته از: امین رحمتی
«ممنوع کردن چیزی که به شدت مورد علاقه است، باعث از بین رفتن آن میل نمیشود، بلکه تنها تضمین میکند که عرضۀ آن کالا به خطرناکترین و نامطلوبترین شکل ممکن فراهم شود و بخشهای مجرم جامعه را با ثروت و قدرت بیشتری توانمند میسازد.»
ران پال، کتاب انقلاب: یک مانیفست
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
ریشه در کودکی یعنی چه؟ | دکتر نیما قربانی
۳) در عشق بهنجار، ارزش یک زن با درستی رفتار جنسی اش سنجیده می شود و به هر میزان که این رفتار به رفتار مشخصه بدکارگی نزدیک شود ارزش فوق تنزل مییابد. از این رو به نظر میرسد این که در این گروه از مردان عاشق، زنان دارای این مشخصه والاترین ابژه های عشق تلقی می شوند. نشان دهنده انحراف چشمگیری از حالت بهنجار باشد. روابط عاشقانه آنها با این زنان با صرف بیشترین انرژی ذهنی دنبال میشود تا حدی که به چشم پوشی از تمام علایق دیگر می انجامد؛ در نگاه آنان، این زنان تنها انسانهایی اند که میتوان به آنها عشق ورزید و آن پایبندی ای که عاشق در نظر دارد و به خود تحمیل میکند بارها و بارها تکرار می شود - اگرچه غالباً در عمل ممکن است این پایبندی زیر پا گذاشته شود. این ویژگی های روابط عاشقانه که در اینجا توصیف شدند به وضوح سرشت اجباری خود را نشان می دهند، هر چند این چیزی است که در هر کسی که گرفتار عشق شود تا درجه مشخصی وجود دارد ولی پایبندی و شور و هیجانی که با دلبستگی فوق همراه است نباید ما را به این گمان بیندازد که همه زندگی اروتیک ایــن فرد فقط در یک نمونه از این نوع روابط عاشقانه خلاصه میشود و یا چنین رابطه ای فقط یک بار در آن رخ میدهد. برعکس، در زندگی این گروه از مردان این گونه دلبستگیهای پرشور و احساساتی با همان ویژگیهای عجیب و غریب خود بارها تکرار میشوند - که هر کدام نسخه بدلی دقیقی از بقیه است؛ در حقیقت به دلیل برخی وقایع خارجی مانند تغییرات محل سکونت و محیط زندگی، ابژه های عشق ممکن است با چنان وفوری جایگزین هم شوند که سلسله بلندی تشکیل دهند.
گونه ای خاص از انتخاب ابژه در مردان | مباحثی در باب روان شناسی عشق (۱۹۱۰)
ویرایش استاندارد مجلد یازدهم
#زیگموند_فروید
#آکادمی_جنآس
#روانکاوی
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
1:41:52
سیاست گذار امروز چه میگوید؟
ایندفعه دیگر امریکا و اسرائیل و اروپا را مطرح نکرد!
مسئله را هویتی کرد:
عرب های خلیج فارس N مقدار شیرین میکنند و اگر ما نتوانیم این کار را بکنیم...
دکتر میانآبادی
مشکل ما کمیت آب نیست!
ما کم آبی داریم و در مقابل کمیابی داریم: شهر یزد پر آب تر است یا رشت؟
کدوم مهد تمدن آب ایران هستند؟
تعارض منافع دارد جا می اندازد که: ایرانی، مشکل تو این است که در یک کشور کم آبی هستی (نسبت به کشور های اروپایی مثل آلمان و غیره)
یعنی بحران شما ناشی از کمیابی است و زمانی این بحران حل میشود که از جایی آب وارد حوزه شود!
وقتی عامل بحران، نمیشود حکمرانی بد، نمیشود سیاست گذاری غلط، نمیشود تعارض منافع و غیره پس عامل طبیعت است فلذا راهکار آن چیست؟
قنات رو حذف کن و چاه بزن تا توسعه پیدا کنی!!
حالا پس از چاه باز هم رویا فروشی کردند: اگر میخواهید توسعه پیدا کنید بخاطر چاه نیست! باید سد بزنید تا انرژی هم تامین کنید.
1:33:07
دکتر میان آبادی
"حکمرانی" آشتی دادن منافع متعارض برای حفظ ظرفیت زیست پذیری سرزمین است. اما مدیریت چیست؟
1:29:25
دکتر محمد فاضلی
حجت میانآبادی: دلیل بحران آبی ایران کمبود آن نیست. شرکتهای پیمانکار و مشاور از ذینفعان اصلی عدم اصلاح بحران آب هستند. اینها با روایتی که به سیاستگذار ارائه میکنند، با رویافروشی، هزینههایی به کشور تحمیل میکنند که بحران آب کشور را نهتنها بهبود نمیدهد، بلکه تشدید هم میکند. یکی از رویافروشیها هویتی کردن مسئله است، با ذکر اینکه میتوان مانند کشورهای اطراف خلیج فارس با شیرین کردن آب و انتقال آن به نقاط دیگر مسئله آبی کشور را حل کرد. تعارض منافعی که وجود دارد کمیابی آب را بهعنوان مسئله اصلی بیان میکند.
تاریخ ضبط: 11 خرداد 1404
🔸 بحثی دربارهی کتاب عقلانیت استیون پینکر
دکتر آذرخش مکری
حدود ۵۷۰۰ سال پیش، در غار «ال میرادور» واقع در شمال اسپانیا، گروهی از کشاورزان بومی ـ از جمله کودکان ـ در جریان یک حمله خشونتآمیز کشته، قطعهقطعه، پخته و مصرف شدند.
تحلیل ۶۵۰ قطعه استخوان انسانی، شواهدی از پوستکنی، سوزاندن، جوشاندن، شکستگی برای استخراج مغز استخوان و حتی آثار دندان انسان را آشکار ساخته است.
این رخداد، برخاسته از قحطی نبوده، بلکه بهاحتمال، با هدف حذف کامل دشمنان و نمایش قدرت، بخشی از الگوی خشونت بینگروهی در نئولیتیک شبهجزیره ایبری به شمار میرود.
https://www.nature.com/articles/s41598-025-10266-w
مناظره| چرا مردم ایران دین گریز شده اند؟
میلاد دخانچی و احمد رهدار
نگاهی به مسئله تلاش و سختکوشی
دکتر آذرخش مکری
با توجه به موارد فوق، انگار آخرین دریافت (قبل از دریافت و همناک و ضایعه وار فوق) در قالب یک فتیش به خاطر سپرده میشود. بنابراین اولویت پا یا کفش به مثابه یک فتیش یا بخشی از آن, حاصل موقعیتی است که طی آن پسربچه کنجکاو از پایین پاهای یک زن به آنجا نگریسته است؛ خز یا مخمل حاصل تثبیتی از مشاهده موهای آن ناحیه اند، همان طور که مدت های مدیدی این چنین پنداشته شده که قطعاً نگاهی آرزومندانه به ناحیه فوق را به دنبال داشته است؛ تکه های لباس زیر که چنان به وفور به عنوان فتيش انتخاب می شوند، تبلوری از لحظه عریان شدن اند، یعنی آخرین لحظه ای که هنوز [در نگاه پسربچه] میتوان زن را دارای فالوس تلقی کرد. اما به زعم من همیشه نمیتوان با اطمینان گفت که فتیش چگونه تعیین شده است.
با توجه به آنچه در شرح فتیش خواهی آمد، میتوان گفت دلایل قابل تأمل دیگری هم برای رویکرد دوگانه فتیش خواه نسبت به مسئله اختگی زنان وجود دارد. در نمونه های بسیار ظریف هم انکار هم تأیید اختگی، راهشان را به سوی تشکیل خودِ فتیش پیدا کرده اند. چنین حالتی را در مورد مردی میتوان دید که فتیش وی یک بیضه بند بود که می توانست هنگام استحمام نیز به کار رود. این تکه لباس تمام ناحیه ژنیتال را میپوشاند و تمایز میان زن و مرد را پنهان میکرد. روان کاوی نشان داد که فتیش فوق هم دلالت بر آن دارد که زنان اخته شده اند، هم بر آن که آنان اخته نشده اند.
در نهایت میتوان گفت: پیش الگوی متعارف فتیش ها، قضیب یک مرد است، درست همانطور که پیش الگوی متعارف اندام های پست و نازل، قضیب کوچک و واقعی یک زن، یعنی کلیتوریس است.
اشاره فوق اشاره کنایه آمیزی است به پافشاری آدلر به ایده «حقارت اندامی» که آن را مبنای همه نِوروز ها میداند.
#روانکاوی
#آکادمی_جنآس
#زیگموند_فروید
#مقاله
#فتیش
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
هر نژادی، هر هنری، ریاکاری خاص خود را دارد. خوراک این جهان اندکی حقیقت و بسیاری دروغ است.
#رومن_رولان
#ژان_کریستف
@AminRahmatiPsychoanalysis1
ما از افراد نزديك خود بيشتر از ديگران بی خبريم, كسی را كه هميشه در كنارمان است ديگر اصلا نمی بينيم.
(فرانسوا مورياك / از کتاب برهوت عشق)
کانال تخصصی #فروید و روانکاوی
اکنون در چهارمین قسمت از برنامه، دکتر نیما قربانی مهمان ماست. او که از روانشناسان برجسته و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و مدرسه روانپزشکی واشنگتن است، در این قسمت، برای ما از روان انسان تا روانشناسی سخن می گوید...
ریشه در کودکی یعنی چه؟ | دکتر نیما قربانی
خیلی از انسانها داد می کشند ناله می کنند می گریند ولی نمی توانند صدایشان را به جائی برسانند؛ زیرا معلوم نیست آنها زندگی می کنند یا نه؟ البته آنها فرقی با مرده ها ندارند و به غیر از روزهای سرشماری، انتخابات، اخذ مالیات و خدمت سربازی جزو انسان شمرده نمی شوند.
اگر در دنیا از همه سوال بکنند "آیا تو انسان هستی؟" چند نفر با افتخار می توانند بگویند "آره من هستم" ؟
📘 خر مُرده
👤 #عزیز_نسین
@nadidparid
🔸در ساختار رویا، میتوان دو نظام متمایز را تشخیص داد: نخست، نظامی که ماهیتاً خودمحور بوده و مأموریت اصلی آن، بیان و تجسمبخشی به امیال و آرزوهای نهفته است؛ و دوم، نظام سانسور و نظارت که کارکرد آن پاسداری از آستانهٔ ورود این امیال به حیطهٔ رویا است. این نظام نظارتی صرفاً در صورتی مجوز حضور تصاویر و محتواهای مربوط به آرزو را صادر میکند که آن تصاویر، پیشتر بهواسطهٔ سازوکارهای سانسور، بهگونهای بنیادین تغییر شکل و دستکاری شده باشند.
بر مبنای رویکرد روانکاوانهٔ فروید، این دو نظام را میتوان به «سامانهٔ محتوای نهفته» (latent content) و «سامانهٔ محتوای آشکار» (manifest content) پیوند داد.
نظام نخست که بر بیان آرزوها متمرکز است، در حقیقت محل بروز تمایلات واپسرانده و تعارضهای حلنشدهٔ نهاد (id) محسوب میشود. این سامانه، مواد خام رؤیا را از سطح ناخودآگاه فراهم میآورد؛ همان محتوای نهفتهای که در صورت ظهور بیواسطه، با موازین اخلاقی و هنجارهای درونیشدهٔ فرد —یعنی کارکردهای «فرامن» (superego)— در تعارض قرار میگیرد.
نظام دوم، که بهمنزلهٔ دستگاه سانسور عمل میکند، همان فرآیند «کارِ رؤیا» (dream-work) است؛ شبکهای از مکانیزمهای دفاعی همچون جابهجایی (displacement)، تراکم (condensation)، و نمادپردازی (symbolization) که محتوای نهفته را دگرگون ساخته و به صورتی قابلقبول برای «خود» (ego) و همساز با محدودیتهای روانی و فرهنگی عرضه میکند.
در این میان، رؤیا محصول نهایی سازش میان این دو نظام است: از یکسو، فشار نیروی محرکهٔ لیبیدویی برای بیانِ تمایل، و از سوی دیگر، اعمال فیلترهای سختگیرانهٔ سانسور که با تحریف و رمزگذاری، آن میل را به شکلی تعدیلشده و غیرتهدیدکننده در صحنهٔ خواب بازنمایی میکند.
فلذا از نظر فروید، یک رویا، کامیابی تغییر شکل یافته یک آرزوست که مهار یا سرکوب شده است.
تفسیر برگرفته از کتاب تعبیر رویا
#زیگموند_فروید
#آکادمی_جنآس
#روانکاوی
#رویا #خواب
منتشر شده در: آکادمی علوم انسانی [جنآس]
در اینجا بحث را با تشریح یکی از انواع انتخاب ابژه - که در مردان رخ میدهد - آغاز می کنم، زیرا این نمونه با پاره ای از «شرایط لازم برای عشق ورزی» مشخص می شود که ترکیبشان غیر قابل درک و واقعاً گیج کننده است و نیز به این سبب که امکان توضیح روان کاوانه ساده ای را در اختیارمان می گذارد.
(۱) اولین پیش شرط عشق ورزیدن را میتوان فوق العاده خاص دانست، طوری که هر جا این شرط برقرار باشد دیگر مشخصات این نوع عشق را نیز می توان یافت و آن لزوم وجود «یک شخص سوم دل آزرده» است؛ یعنی شخص عاشق هیچ گاه زن آزادی را به عنوان ابژه عشق برنمی گزیند - یعنی دختری ازدواج نکرده یا زن متأهلی که مستقل و جداست - بلکه فقط زنی را انتخاب میکند که مرد دیگری به عنوان شوهر نامزد و یا دوست، ادعای تملک او را دارد. حتا در مواردی این پیش شرط چنان محکم و قوی به نظر می رسد که یک زن ممکن است تا زمانی که به هیچ مردی تعلق ندارد با بی اعتنایی و حتا پس زدن این شخص مواجه شود، اما به محض آنکه وارد رابطه با مرد دیگری شد به ابژه احساسات پرشور او تبدیل شود.
(۲) دومین پیش شرط شاید ثبات و دوام کمتری داشته باشد، اما به اندازه شرط قبلی جالب توجه و شگفت آور است برای تحقق این نوع عشق باید این پیش شرط را در پیوند با شرط نخست در نظر گرفت، در حالی که ظاهراً پیش شرط اول به کرات و به طور مستقل نیز مشاهده شده است. مضمون شرط دوم این است که یک زن پاکدامن که وجهه ای معصومانه و عاری از خطا دارد، هرگز آن جذابیتی را به دست نمی آورد که می تواند او را تا مقام یک ابژه عشق ارتقا دهد، بلکه فقط زنی میتواند موضوع چنین عشقی باشد که از نظر جنسی به هر شکل وجهه بدی داشته باشد، زنــی کــه وفاداری و قابل اعتماد بودنش، به نوعی محل تردید است. این مشخصه دوم ممکن است در محدوده وسیعی متغیر باشد، از اندک انگ رسوایی که به زن متأهلی نسبت داده میشود که از عشوه گری بدش نمی آید تا زندگی علناً بی بندوبار یک زن هرزه، یا کسی که در هنر عشق بازی خبره است؛ به هر حال مردان متعلق به این گروه بدون چنین چیزی ارضا نمیشوند این دومین شرط لازم را میتوان به بیانی خام و بی پرده عشق به یک بدکاره نامید.
پیش شرط اول امکان ارضای تکانه های مبتنی بر رقابت و خصومت را فراهم میکند این تکانه ها متوجه مردی هستند که زن محبوب از چنگ او به زور در آورده شده است؛ حال آن که پیش شرط دوم یعنی این که زن فوق شبیه یک زن بدکاره باشد به تجربه حسادت مربوط میشود؛ حسادتی که ظاهراً برای این عشاق یک ضرورت است. شور و اشتیاق آنها فقط زمانی به اوج خود میرسد و این زن فقط زمانی ارزش تمام و کمالش را به دست می آورد که امکان حسادت برای آنها وجود داشته باشد. آنها هیچ فرصتی را که امکان تجربه چنین عواطف به غایت نیرومندی را در اختیارشان گذارد از دست نمی دهند. شگفت آن که کسانی آماج این حسادت واقع می شوند که مالک قانونی معشوقه نیستند، بلکه افراد بیگانه ای هستند که سروکله شان تازه پیدا شده و سوءظن شخص نسبت به معشوقه در ارتباط با همین افراد شکل می گیرد.
گونه ای خاص از انتخاب ابژه در مردان | مباحثی در باب روان شناسی عشق (۱۹۱۰)
ویرایش استاندارد مجلد یازدهم
#زیگموند_فروید
#آکادمی_جنآس
#روانکاوی
این مطلب در [ آکادمی جنآس ] منتشر شده است.
1:40:33
یادتون باشه!
طبیعت بر و بر نابودی خودش را تماشا نمیکند!
طبیعت به سختگیر ترین حالتی پوست از کله مردمی که به او بی توجه بودند خواهد کند. با فرو نشست، ریزگرد، جنگل زدایی، جنگ داخلی، فقر و غیره
دکتر فاضلی
برداشت ما این بود که معضل کم آبی برای این است که باران کم میاد، هندوانه زیاد مصرف و صادر میشود، دوش آب هم زیاد باز میگذاریم، اما با تعاریفی که ارائه شد، گویی این چرخه در دست نظامی از ذینفعان است که نفع آن ها در از بین بردن سرزمین است.
1:31:02
احمدی
بحث مفصل است و زمان ویدیو نزدیک به 3 ساعت هست و بعضی از دوستان زمان گوش دادن به فایل رو ندارند (هرچند کسی که مشتاق باشد به هر بهانه ای ویدیو را خواهد دید و یا فایل صوتی را خواهد شنید.) اما پیشنهاد میکنم حداقل بخش پنجم [ 55:54 ] رو گوش کنید!
یقینا حرف های بسیاری برای گفتن هست
محمد فاضلی: بحران آب پیچیدهترین مسئلهایست که نظام حکمرانی ما با آن مواجه است. آب بهشدت ظرفیت ایدئولوژیک شدن دارد به این معنا که یکسری گزارههای نیازموده بهسادگی در اذهان جا میگیرد، مانند «افسانه هندوانه»، که تمام بحران مدیریت آب به مسئله کشت هندوانه در کشور فروکاسته میشود. تعادلی شکل گرفته است که صنعت آب و شرکت آب منطقهای خودشان ذینفع عدم اصلاح بحران آب هستند. برای عبور از این شرایط حکمرانیای لازم است که با آشتی دادن منافع متعارض، بهدنبال حفظ ظرفیت زیستپذیری سرزمین باشد.
تاریخ ضبط: 11 خرداد 1404
https://www.nature.com/articles/s41598-025-10266-w
🔸 چرا مردم ایران دین گریز شده اند؟
مناظره میلاد دخانچی و احمد رهدار
آکادمی جنآس
🔸مناظره| چرا مردم ایران دین گریز شده اند؟
[@jenasChannel] 📚 [فلسفه و روانشناسی]
دشمنی که در پی شکست او هستید، قانون علیت است: این قانون به شما اجازه هیچ معجزهای را نمیدهد. ~جان گالت، در کتاب «اطلس شورید»،
آین رند